صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdk9TWTBOeVl3SmpBaFRXOWtaV3dtTVRRNUx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVpINUxCT09GZmU4JTNk/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdmFHOXRaU1l2SXlNalEyOXVkR1Z1ZENNakl5OCUzZC1KcGh0T3JieUZZMCUzZA==/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdlkyOXVkR0ZqZEhWekpqUW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1qcm5hRzUxZ1RuYyUzZA==/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdlkyOXVkR1Z1ZEdkeWIzVndiR2x6ZENZek15WXdKakFoUVhKakpqQXZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLWcycmcwTThlVDN3JTNk/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - شهيد آيت الله صدوقي اسطوره توكل و اخلاص بودند
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
  • اداي احترام به شهدا و رزمندگان حزب الله
  • اداي احترام به شهدا و رزمندگان حزب الله
  • اداي احترام به شهدا و رزمندگان حزب الله لبنان كه در كنار ساير مدافعان حرم با باارزشترين دارايي هاي خود از حرم و حريم حضرت زينب (س)و رقيه (س)در برابر نابكارترين انسان ها دفاع كردند و بر عهد و پيمان خود با حضرت اباعبدالله الحسين (ع) ايستادند .
  • ادامه مطلب
صفحه اصلي>ايثار و شهادت>خاطرات موضوعي>شهيد آيت الله صدوقي
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1393/04/05
بازديد: 17815
» در گفت و شنود شاهد ياران با حجت الاسلام و المسلمين ابوالقاسم مناقب

شهيد آيت الله صدوقي اسطوره توكل و اخلاص بودند...

درآمددر ميان ويژگيهاي شهيد صدوقي، مديريت اقتصادي ايشان از برجستگي خاصي برخوردار است و خودكفائي منحصر به فرد يزد و نادربودن تنشهاي اجتماعي در آن خطه، سواي خصلتهاي ذاتي اين مردم زحمتكش تا حد زيادي به مديريت درخشان آن شهيد بزرگوار برميگردد كه با تدبيري ستودني، از هر نوع اغتشاشي ممانعت به عمل آورد و در دشوارترين بحرانها سكان امور را به دست گرفت. در اين گفتگو، مديريت كمنظير ايشان را از زبان دامادشان مرور ميكنيم
.    
 
شما قبل از اينكه داماد آيتالله صدوقي شويد، ايشان را ميشناختيد يا خير؟
ارتباط بيت ما با بيت آيتالله صدوقي سابقه ديرينهاي دارد. پدربزرگ من)پدر مادرم( كه از وعاظ معروف شهر يزد بود، با بيت آيتالله صدوقي ارتباط دوستانه و صميمانه‌اي داشت و از قديم بين خانواده‌هاي ما رفت و آمد بود. آن زمان، ذكر خير آيتالله صدوقي در قم، ميان مردم و علما بود و اكثر مردم، ايشان را ميشناختند. آوازه ايشان در اكثر شهرها، بالاخص در يزد پيچيده بود. در سال 1329 هجري شمسي، براي ادامه تحصيلات به قم رفتم. در قم در كلاس درس ساير علما شركت ميكردم. گاهي نيز در كلاس درس آيتالله صدوقي حضور ميي‌افتم. در سال 1335 ، به دلايلي شهيد صدوقي به يزد آمدند. در همين ايام، پدر خانم آيتالله صدوقي، مرحوم مغفور حجتالاسلام كرمانشاهي، از دنيا رفت و اين اتفاق و مسائلي ديگر باعث شد تا شهيد صدوقي در يزد اقامت كنند. ايشان امام جماعت مسجد حظيره شدند. البته اين مسجد در وقفنامه با نام روضه محمديه معرفي شده است. پيش از آيتالله صدوقي، پدر خانمشان )آيتالله كرمانشاهي( و پيش از حجتالاسلام كرمانشاهي، پدر آيتالله صدوقي )ميرزا ابوطالب(، امام جماعت مسجد بودند. شهيد صدوقي به عنوان يك روحاني، خود را موظف ميدانستند تا به جامعه مسلمين خدمت كنند، از اين رو اقدامات بسياري در شهر يزد انجام دادند. يكي از اقدامات مفيد ايشان، تعمير مساجد و مدارس بود. برخي از حوزهها و مدارس، بناي فرسوده و مخروبهاي داشتند. طلاب در مدرسه خان، با كمبود آب مواجه بودند تا از چاه هاي زه، كه معروف به چهلگز بود، آب بياورند. مدرسه شفيعيه و مدرسه عبدالرحيمخان، از جمله مدارسي بودند كه آيتالله صدوقي در تعمير و مرمت آنها نقش مؤثري داشتند. مدرسه عبدالرحيمخان در بازارخان و در بهترين نقطه شهر يزد واقع شده است. آن زمان اين مدرسه در تصرف بازاريان بود و از آن به عنوان محلي براي تطهير و وضو استفاده مي شد و اثري از روحانيت در آن ديده نميشد، از اين رو شهيد صدوقي تدريس را در يكي از اتاقهاي اين مدرسه را آغاز و بناي آن را بازسازي وبراي تأمين آب آن، منبعي را در طبقه پائين مدرسه تعبيه كردند. پس از اينكه بناي مدرسه مرمت شد و شرايط رفاهي آن بهبود يافت، طلاب در اتاقهاي آن ساكن شدند.
 
شهيد صدوقي در قم چه دروسي را تدريس ميكردند؟
شهيد صدوقي در قم، سطح و شرح لمعه را تدريس ميكردند. شرح لمعه از كتاب هاي فقهي نفيس به شمار ميرود كه در گذشته، در حوزهها تدريس مي شد. )از طهارت تا حدود و ديات(. لمعه دمشقيه را شهيد اول نوشت كه در تأليف آن و نوشتن متن فقه شيعه، جان خود را از دست داد و شهيد شد. شهيد ثاني، شرحي بر لمعه دمشقيه نوشت كه از متون ارزشمند فقهي است. شهيد صدوقي كاملاً بر متون شرح لمعه، احاطه داشتند تا جائي كه هنگام تدريس در كلاس، يك صفحه را مطالعه مي كردند و سپس بدون هيچ كم و كاستي، مطالب را براي طلاب شرح مي دادند. گفتار شيرين و بيان حكايات در خلال درس باعث مي شد تا طلاب در كلاس احساس خستگي نكنند. بزرگان بسياري از كلاس درس شهيد صدوقي بهره برده و در گذشته در جلسات درس شرح لمعه آيت الله صدوقي شركت كرده اند. البته آن زمان من در كلاس فرائدالاصول شيخ انصاري كه توسط ايشان برگزار مي شد، شركت مي كردم.
 
حضور آيت الله صدوقي در قم به جز جنبه علمي، جنبه سياسي هم داشت؟ آن زمان مبارزات سياسي به صورت آشكار و علني انجام نمي شد. پس ماجراي ملي شدن صنعت نفت چه بود؟
زماني كه من در قم بودم، مرحوم آيت الله بروجردي مرجعيت تام داشتند. ايشان در مسير مبارزات فعاليت نميكردند و هدف اصلي ايشان مرجعيت بود.
 
در اسناد آمده است كه آيتالله صدوقي با فدائيان اسلام در ارتباط بودند. در اين مورد اطلاعي داريد يا خير؟
علّت برخي از اين ارتباطات قرابتهاي فاميلي بود. مرحوم نواب صفوي داماد خانوادهاي بود كه آن خانواده قرابت بعيدهاي با آيت الله صدوقي داشت و همين مسئله مي تواند دليل ارتباط ايشان باشد.
 
از سخنان امام اين نكته را ميتوان دريافت كرد كه وقتي رضاشاه روضهخواني را در كشور ممنوع كرد، آيتالله صدوقي مجالس روضه بر پا ميكردند. در اين باره چه ميدانيد؟
آيت الله صدوقي عشق وافري به امام حسين (ع) داشتند و نام ايشان را با احترام بسياري بر زبان مي‌آوردند. وقتي ايشان به يزد آمدند، در منزلي قديمي كه در آن چند اتاق و يك تالار قرار داشت، ساكن شدند. عصرهاي جمعه در منزل ايشان، مجالس روضه خواني به مدت يكي دو ساعت برپا مي شد. طلاب در اين مجالس حضور مي‌يافتند. همچنين ايشان در برگزاري مجالس روضه در دهه عاشورا و دهه صفر اهتمام ميورزيدند. البته امروزه نيز مراسم هفتگيشان، پنجشنبه‌ها در خانه خودشان برگزار مي‌شود و طبق عادت قديم اين مراسم همچنان پابرجاست. ايشان در قم هم مجالسي را برپا مي‌كردند البته به صورت پنهاني. برخي از اين مجالس به اين دليل كه دولت برگزاري مجالس را ممنوع اعلام كرده بود، از اذان صبح آغاز مي‌شد و تا طلوع آفتاب ادامه داشت. اين كار به صورت پنهاني انجام مي‌شد و آشنايان در اين گونه مجالس حضور ميي‌افتند.
 
آيا آن زمان مردم به ندرت مراسم روضه برگزار مي‌كردند؟
بله، اما مردم يزد به دليل علاقه شديدشان به امامحسين)ع(، برگزاري اين مجالس را كنار نميگذاشتند. در زمان كودكي با پدرم به مجالس روضهاي كه در منزل مرحوم اصفهاني كه در محله سرپل واقع بود، برگزار ميشدند، ميرفتم. اين مجالس نيز از اذان صبح آغاز ميشدند و تا طلوع آفتاب ادامه ميي‌افتند. با وجود اينكه منزل مرحوم اصفهاني بزرگ بود، ولي به دليل استقبال زياد مردم، با كمبود جا مواجه ميشديم. مجالسي نيز در منزل مرحوم هرندي كه در كنار امامزاده جعفر واقع بود، برگزار ميشد كه اين مجالس از ساعت يك و دو بعد از ظهر آغاز ميشد و تا غروب ادامه ميي‌افت. به هر حال در آن زمان محدوديتهائي در برگزاري مراسم وجود داشتند
.
آيا آيت الله صدوقي ماجراي برخوردشان با رضاخان را در زمان خروج رضاخان از كشور براي شما تعريف كرده اند؟
خودشان چيزي در اين باره به من نگفتند، اما من از خانوادهشان مطالبي را شنيدهام. شهيد صدوقي زماني كه در قم تشريف داشتند، براي امرار معاش از وجوهات شرعي استفاده نميكردند، بلكه به كار كشاورزي ميپرداختند. ايشان زميني را در منطقه عباسآباد قم اجاره كردند و با علاقه بسيار روي آن كشاورزي ميكردند. البته در آن مزرعه، خانواده ايشان نيز سكونت داشتند. در ماه شهريور كه رضاشاه قصد خروج از كشور را داشت، در مسير سفرش، مزرعه آيتالله صدوقي را ميبيند. او و همراهانش تصميم ميگيرند تا براي استراحت توقف كنند و به مزرعه بروند. در آن زمان شهيد صدوقي خدمتگزاري داشتند به نام عباس ابراهيمي كه فوقالعاده باهوش بود. رضاخان از ماشين پياده ميشود و به طرف مزرعه حركت ميكند. اتفاقاً آن روز آيتالله صدوقي در مزرعه بودند و همسرشان نيز بهتازگي وضع حمل كرده و بستري بودند. آيتالله صدوقي بدون توجه به حضور رضاخان به مطالعه كتابي كه مقابلشان بود، ادامه دادند و سرشان را بلند نكردند. رضاخان وقتي شهيد صدوقي را ديد و متوجه شد كه ايشان يك روحاني است، نتيجه گرفت كه ماندن جايز نيست و بهتر است باز گردد.
 
شما در سال 1342 در قم بوديد يا در يزد؟ چه خاطرهاي از آن روز داريد؟
من در سال 1342 در ماجراي قيام امام در يزد بودم. در آن زمان مبارزات انقلابي در يزد هنوز شكل نگرفته بود و علما در سكوت به سر ميبردند و حركتي از جانب افراد مشاهده نميشد
.
در چه سالي داماد آيتالله صدوقي شديد؟ آيا از سفر آيت الله صدوقي به تهران در ماجراي دستگيري امام باخبر بوديد؟
در سال 1337 . همه ما ميدانيم كه نهضت امام مبتني بر مرجعيت ايشان بود. زماني كه آيتاللهالعظمي بروجردي از دنيا رفتند، مردم نظرشان به سمت آقا سيد عبدالهادي شيرازي كه در فقه نابغه بودند، جلب شد. اكثر افراد، شخصيت و درجه علمي ايشان را قبول داشتند. آيتالله شيرازي از علماي نجف بودند. زماني كه من در قم بودم، ايشان براي عمل چشمشان به ايران آمدند و طي سفرشان به قم هم آمدند و با طلاب ديداري داشتند. 80 درصد از مقلدين، مسائل را به آيتالله شيرازي ارجاع ميدادند و در طول اين مدت ايشان به خوبي درخشيدند، ولي متأسفانه يك سال بعد، ايشان فوت كردند. بعد از فوت ايشان نظرات متفاوتي در مورد انتخاب مرجع اصلح وجود داشت. عدهاي با مرجعيت آيتالله آقا سيد احمد خوانساري كه در تهران ساكن بودند و از نوابغ زهد و فقه به شمار ميآمدند، موافق بودند. عدهاي ديگر مرحوم آيتالله سيد محمود شاهرودي را كه در نجف بودند، قبول داشتند. بعضي نيز نظرشان به سمت آيتالله حكيم جلب شده بود. من چون از شاگردان امام بودم و علاقه خاصي نيز به ايشان داشتم، در پرسه آقاي حكيم در مسجد ملاصفدر به منبر رفتم و در كمال صراحت، امام را به عنوان مرجعي شايسته معرفي كردم. البته اين اقدام باعث شد تا مشكلات بسياري براي من به وجود بيايد و ساواك من را ممنوعالمنبر كند. در آن زمان، عدهاي با مرجعيت امام موافق و عدهاي ديگر نيز مخالف بودند. شهيد صدوقي ابتدا به سمت آيتالله سيد احمد خوانساري گرايش داشتند، اما بعدها بهتدريج كه امام نيز مطرح شدند، نظرشان به سمت امام جلب شد. پس از مدتي بالاخص پس از سخنراني امام در مدرسه فيضيه در روز عاشورا، امام به عنوان مرجع تثبيت شدند و مردم به سمتشان گرايش پيدا كردند. البته در اين ميان، عدهاي رهبري امام را قبول داشتند. برخي نيز در اين شرايط سكوت كردند و عدهاي ديگر به مخالفت برخاستند، ولي در يك كلام بايد بگويم كه اكثر مردم با امام همراه و همدل بودند. در مبارزات، آيت الله صدوقي در شهر يزد، به قول معروف، سنگ تمام گذاشتند. ايشان ابتدا با احتياط به صحنه مبارزات وارد شدند، اما پس از مدتي با شجاعت و درايت، حق كلام را ادا كردند و آتش انقلاب را پرفروغ نگه داشتند. آيتالله صدوقي در مبارزات انقلابي، تفكر، عمل و اجرا، دست راست امام محسوب ميشدند. ايشان انساني معتقد و مقتدر بودند. بعد از دستگيري امام كه قرار شد علماي بلاد به تهران بروند و تحصّن كنند، شهيد صدوقي نيز به تهران سفر كردند. البته به خاطر ندارم كه تحصن در چه مكاني انجام شد. زماني كه آيتالله صدوقي به تهران سفر كردند، چون آقازاده ايشان در قم بودند، من براي رسيدگي به برخي امور در يزد ميماندم. به همين دليل از اتفاقاتي كه در تهران افتاد، اطلاع چنداني ندارم و در بطن اين ماجراها نبودم.
 
شما در كدام مسجد، اقامه نماز مي‌كرديد؟
من مسجدي نداشتم كه مسئوليت اقامه نماز جماعت در آن منحصراً در اختيار من باشد. مسجدي به نام مسجد اعظم در مناطق بالائي شهر يزد، در خيابان كاشاني محله نعيمآباد  واقع است كه آيتالله صدوقي باني آن بودند. امام جماعت آن مسجد مريض شده بود و نميتوانست براي اقامه نماز به مسجد برود. در آن زمان، من ممنوعالمنبر بودم. متوليان مسجد از آيت الله صدوقي درخواست كردند تا ايشان اجازه دهند كه من اقامه نماز جماعت آن مسجد را برعهده بگيرم. اين قضيه مربوط به سال 1355 است.
 
شهيد صدوقي مساجد زيادي را ساخته‌اند و در اين امر بسيار فعال بودند. درباره اين نوع فعاليتهايشان چه مي‌‌دانيد؟
بهتر است اندكي به مسائل شخصي و فعاليتهاي آيتالله صدوقي به عنوان يك روحاني بپردازيم. ايشان در سال 1330 براي اقامت دائم به شهر يزد آمدند و همان طور كه ميدانيد در سال 1361 به شهادت رسيدند، يعني حدود 31 سال در يزد اقامت داشتند. زماني كه ايشان به شهر يزد آمدند، حاج شيخغلامرضا، اعلم بلد و مرجع بودند. حاج شيخ غلامرضا در سال 1337 از دنيا رفتند و به اين ترتيب، آيتالله صدوقي مرجعيت شهر يزد را برعهده گرفتند و نگاه مردم به ايشان بود. در واقع از سال 1337 ، آيتالله صدوقي مرجع مطلق و مبسوطاليدي در شهر يزد بودند. البته مرجعيت ايشان به اين شهر محدود نميشد و برخي استانها نيز از وجود ايشان بهره ميبردند. ايشان در مدت 30 سال اقامتشان در يزد، اقدامات بسياري را كه در شأن يك روحاني بود، انجام دادند. بهتر است كه اين فعاليتها را به چند بخش تقسيم كنيم: يك بخش مربوط به مدارس ميشد. ايشان مدارس مخروبه را بازسازي و مدارس بسياري را نيز در روستاها )از جمله تزرجان و دهبالا( تأسيس كردند. بخش ديگري از فعاليتهاي ايشان به مساجد مربوط ميشد. تعمير مساجد از جمله اقدامات ايشان بود. همچنين شهيد صدوقي هرگاه متوجه ميشدند كه محلهاي مسجد ندارد، فوراً به ساخت مسجد در آن محل اقدام ميكردند. اگر نگاهي به محلات شهر يزد بيندازيد، كمتر محلهاي را ميتوانيد ببينيد كه آثار و بناهاي مذهبيساخته شده به دست آيتالله صدوقي در آن نباشد. آن زمان حمام خصوصي در همه خانهها نبود و بالطبع شهيد صدوقي به ساخت حمام در محلههاي يزد اهميت ميدادند. ايشان به كمك زكات و وجوهات شرعي كه مردم ميپرداختند، بسياري از اين كارها را انجام ميدادند. ايشان خدمات رفاهي زيادي را براي مردم انجام دادند. مسجد ابوالفضل در 80 90 كيلومتري شهر يزد، امكانات كافي نداشت تا پذيراي مسافرين باشد. مسافريني كه به كرمان، رفسنجان و سيستان و بلوچستان سفر ميكردند، سر راه از اين مكان براي استراحت استفاده ميكردند. آيتالله صدوقي با مشاهده اين مسئله خوابگاه مناسبي در آنجا ساختند و امكانات بهداشتي آنجا را تكميل كردند. امروزه مسافرين دو سه ساعت در اين مكان استراحت ميكنند و بحمدالله صندوق اين مسجد با كمكهاي مردم، همواره پابرجاست و از پولهائي كه مردم در آن مياندازند، براي توسعه و بهبود ساختمان و امكانات مسجد استفاده ميشود. جنوب غربي و شمال غربي يزد از مناطق خوب اين شهر است، اما در جنوب يزد، محلههاي فقيرنشين وجود دارند. شهيد صدوقي در سال 1349 به منظور احداث بيمارستاني در جنوب يزد در محله آب شور )انتهاي خيابان امام خميني( زميني به مساحت 3000 متر كه وقف بر مجلس محله فهّادان بود، اجاره كردند و نماز عيد فطر در رمضان سال 1349 در اين زمين برگزار شد. شهيد صدوقي از من خواستند تا بعد از پايان نماز به منبر بروم. تا آنجا كه به ياد دارم منبر خوبي بود. كلنگ بيمارستان را در همان زمين زدند. ساخت بناي آن آغاز و بحمدالله بعد از انقلاب تكميل شد. شهيد صدوقي به من سفارش كردند كه با هيئت امناي بيمارستان همكاري كنم. اين بيمارستان در حال حاضر از بيمارستانهاي درجه يك شهر يزد به شمار ميآيد و بسيار مجهز است و عمل قلب و آنژيو در آن انجام ميشود. البته مسئولين همچنان براي توسعه اين بيمارستان برنامهريزي و تلاش ميكنند.
 
در آن زمان ساخت حمام و درمانگاه توسط يك روحاني متعارف نبود، ولي شهيد صدوقي اقدام به ساخت بيمارستانها و مراكز رفاهي بسياري كردند. در اين مورد توضيح بيشتري بدهيد؟
خداوند آيتاللهالعظمي بروجردي را رحمت كند. ايشان در مصرف وجوهات و سهم امام بسيار محتاط بودند و به هيچ وجه اجازه نميدادند تا از سهم امام براي ساخت بناهائي چون حمام استفاده شود، ولي اگر گزارش موثقي به ايشان ميرسيد كه در محلهاي حمام عمومي خراب است، ايشان بخشي از سهم امام را صرف تعمير آن مي كردند. علت اين امر اين است كه حمام براي مسلمانان جنبه مذهبي و معنوي دارد. گوستاو لوبون فرانسوي در كتاب تمدن اسلامي نوشتهاست، «مسلمانان هر جا را كه فتح ميكردند. ابتدا يك مسجد و يك مدرسه و يك حمام در آنجا مي ساختند. » در واقع ساخت مسجد و مدرسه از شعائر اسلامي است. بزرگي نيز در اين باره ميفرمايد: مسلمانان هر جا را كه فتح ميكنند ابتدا يك حمام، مسجد و مدرسه در آنجا ميسازند. اگر به بافت قديمي شهر ما نگاهي بيندازيد، خواهيد ديد كه برخي از حمامها و مساجد در مجاورت هم قرار دارند. درمانگاه در دين اسلام چه جنبه‌اي دارد؟ از گذشته، اقدامات درماني بسيار مورد توجه بوده است؛ حتي در زمان خلفاي عباسي مراكز درماني اسلامي تأسيس شدند. مرحوم شيخ عبدالكريم حائري از وقتي كه در قم رحل اقامت افكندند، در بازسازي حوزه تلاش وافري كردند. يكي از اقدامات ايشان احداث بيمارستان بود و اين امر نشان ميدهد كه اسلام و روحانيت به درمان توجه زيادي دارد. البته در آن زمان به دليل كمبود امكانات لازم، امكان انجام برخي از كارها نبود.
 
منابع مالي اين گونه اقدامات منحصر به وجوهات شرعي بود يا از منابع ديگري هم استفاده ميشد؟
حتي الامكان روحانيون سعي ميكردند تا از وجوهات شرعي براي اين كارها استفاده نكنند و تأمين مبالغ مورد نياز را به مردم واگذار ميكردند. مردم هرگاه ميديدند شخصي در انجام كاري نيت خير دارد، او را تنها نمي‌گذاشتند و تا جائي كه ميتوانستند به او كمك ميكردند. افرادي كه زمين و املاكي داشتند، آن را براي تأسيس بيمارستان سيدالشهدا)ع( وقف كردند. شهيد صدوقي نيز بدون توجه به اينكه هديههاي مردم ارزشمند است يا نه، آنها را قبول ميكردند. در آن زمان شركتي به نام «سعادت نساجان » وجود داشت كه فوقالعاده وضع نابساماني داشت و مالكان و سهامداران آن به مشكل برخورده بودند. مالكان اين شركت تصميم گرفتند سهم خود را براي ساخت بيمارستان سيدالشهدا)ع( وقف كنند. مدتي بعد من عضو هيئت مديره شدم و با دوستان برنامهريزي كرديم تا بتوانيم به كمك درآمدهاي مالي، نيازهاي بيمارستان را تأمين كنيم.
 
آيت الله صدوقي علاوه بر اينكه از وجوهات و كمك‌هاي مردمي به طور مستقيم براي حل مشكلات جامعه استفاده مي‌كردند، گاهي اوقات در امور خاصي سرمايه گذاري مي كردند تا در آينده بتوانند از اين سرمايه گذاري ها براي رفع مشكلات مردم استفاده كنند. در اين مورد چه مي دانيد؟
آيتالله صدوقي صندوقي به نام وليعصر)عج( ايجاد كردند و از اين طريق از حدود سال هاي 45 46 به ضعفا و فقرا وام ميدادند. افراد بسياري در اين صندوق سرمايهگذاري كردند. آيتالله صدوقي نيز در اين صندوق حساب داشتند و وجوهات را به اين حساب واريز ميكردند.
 
در خلال صحبتهايتان اشاره كرديد كه رابطه ميان آيتالله صدوقي و امام از دوران طلبگيشان شكل گرفت. در اين مورد كمي توضيح بدهيد؟
از زماني كه اين دو بزرگوار در قم بودند با هم ارتباط داشتند و در ضيافتهاي يكديگر شركت ميكردند. گاهي اوقات امام به منزل آيتالله صدوقي و برخي از مواقع آيتالله صدوقي به منزل امام ميرفتند. حتي امام به مزرعه آيتالله صدوقي نيز ميرفتند. در سالهاي تبعيد امام، فضاي يزد كاملاً آرام و بيسروصدا بود.
 
چه مسئله اي باعث شد كه در فروردين سال 1357 آتش مبارزات شعلهور شود؟
شهر يزد از گذشته فضائي آرام و بيسروصدا داشته است. به قول معروف مردم سرشان در لاك خودشان بود. جريان روحانيت نيز همچون مردم، روند عادي خود را طي ميكرد. مجلس روضهاي برپا و نماز جماعتي خوانده ميشد و در مدارس نيز روحانيون به تدريس علوم مشغول بودند، اما به هيچوجه در امور سياسي دخالت نميكردند. حتي به خاطر دارم كه يزديها دخالت در اين امور را نوعي كفر ميدانستند. اين فضا بر شهر يزد حاكم بود تا اينكه مرحوم خالصيزاده به يزد تبعيد شدند. آن زمان من يك بچه طلبه بودم. گويا عدهاي ايشان را به خاطر مسائل سياسي به يزد آورده بودند. ايشان در خطابهها و منبرهايشان با لحن تندي از علمائي كه در مسائل سياسي و اجتماعي دخالت نميكردند، انتقاد ميكردند. اين حركتها از سوي ايشان باعث شد تا مردم يزد از خوابآلودگي بيدار شوند و فضاي يزد اندكي تغ يير كند. اين اولين بذري بود كه در شهر يزد كاشته شد تا آنكه شهيد صدوقي روي كار آمدند. ايشان محتاطانه با مسائل برخورد ميكردند تا اينكه نام امام بر سر زبانها آمد و مبارزات انقلابي شدت گرفتند. در اين اثنا آيتالله صدوقي نيز مبارزات خود را علني كردند، سكوتها و حاشيهنشينيها از بين رفت و عدهاي به اختيار و برخي نيز به اجبار وارد صحنه مبارزات شدند.
 
از روز ده فروردين سال 1357 چه خاطرهاي داريد؟
آيتالله صدوقي تصميم گرفتند مجلس يادبودي را براي شهيد تبريز برگزار كنند. صبح روز بعد در مسجد روضه محمديه مراسمي برگزار شد. جناب آقاي راشد كه از دوستان قديمي ايشان بودند، در آن زمان در يزد بودند. طبق برنامه، ايشان براي سخنراني انتخاب شده بودند و سخنراني خوب و كوبندهاي را ايراد كردند. مردم نيز از آن مجلس به خوبي استقبال كردند. مأموران دولتي چند روز قبل اعلام كرده بودند كه اگر مردم اغتشاش ايجاد كنند، تيراندازي خواهند كرد، با وجود اين، افراد بسياري در مسجد حضور پيدا كردند. بعد از سخنراني آقاي راشد، مردم شعارهاي كوبندهاي دادند و سپس به سمت خيابانها هجوم بردند. وقتي جمعيت به چهارراه رسيد، تيراندازي از سوي مأموران دولتي به سمت مردم شروع شد و در همان لحظات اول، دو نفر به شهادت رسيدند. بعد از به شهادت رسيدن آنها و زخمي شدن چند نفر، مردم پراكنده شدند و شهر در سوگ و ماتم عميقي فرو رفت.
 
واكنش آيتالله صدوقي پس از شنيدن خبر شهادت و زخمي شدن مردم چه بود؟
زماني كه مردم در خيابانها بودند، ما به همراه شهيد صدوقي در حياط مسجد نشسته بوديم. پس از اينكه اوضاع آرامتر شد، شهيد صدوقي به مراجع تلفن زدند و در مورد قضيه با آنها صحبت كردند.
 
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي چه خاطرهاي از آيتالله صدوقي داريد؟
زماني كه امام در پاريس بودند، آيتالله صدوقي از يزد به تهران و از تهران به پاريس سفر كردند و طي اين سفر با امام ملاقاتي داشتند. البته من دقيقاً از موضوع صحبتهاي امام با آيتالله صدوقي خبر ندارم، اما تا جائي كه ميدانم بخشي از اين صحبتها در مورد آمدن امام به ايران بود. آن زمان بين علما در مورد آمدن امام به ايران اختلاف نظر بسياري وجود داشت. عدهاي معتقد بودند كه امام نبايد به ايران بيايند، چون اين سفر برايشان خطر دارد. آنها فكر ميكردند كه ممكن است دشمنان هواپيما را بزنند و يا اينكه آن را بربايند. در اين ميان آيتالله صدوقي با آمدن امام به ايران موافق بودند. شهيد صدوقي قبل از سفر امام به ايران، از پاريس به تهران آمدند و مقدمات استقبال فراهم شد. در روز 12 بهمن 1357 كه امام به ايران آمدند، شهيد صدوقي از جمله سخنرانان در بهشتزهرا بودند. در 22 بهمن انقلاب به پيروزي رسيد و انتخابات انجام شد تا اينكه پس از چندي با شروع جنگ تحميلي درگيريها آغاز شدند. شهيد صدوقي بهمحض اينكه متوجه شدند بسيجيها و افراد سپاه در كردستان با مشكل مواجه شدهاند، فوراً كمكهاي مالي خود را ارسال كردند. حتي اكثر اوقات براي تشويق، به ملاقات رزمندگان به خطوط مقدم ميرفتند. در زمان بنيصدر فشار زيادي بر رزمندگان وارد ميشد و دولت به جبههها رسيدگي نميكرد، حتي گاهي اوقات رزمندگان آر.پي. جي نداشتند كه تانكها را منهدم كنند.
 
از شهادت آيتالله صدوقي چگونه باخبر شديد؟
روز شهادت ايشان من در مسجد بودم. قصد داشتم پيش از آنكه آيتالله صدوقي نماز و خطبه را بخوانند، براي مردم سخنراني كنم. درخواستم را با ايشان مطرح كردم و از سكوتشان متوجه رضايتشان شدم.
 
موضوع سخنراني شما در آن روز چه بود؟
در خلال صحبتهايم انتقادهائي از خط مشي دولت كردم. پس از سخنراني من، آيتالله صدوقي نماز جمعه و خطبه را خواندند. در حالي كه همه ما روي زمين نشسته بوديم، ايشان از مقابل صف عبور كردند و چند لحظه بعد صداي انفجار به گوش رسيد و آنگاه شهر يزد در ماتم عميقي فرو رفت.
 
علت تعطيلي موقت نماز جمعه چه بود؟
سپاه كه مسئول امنيت خانه شهيد صدوقي و نماز جمعه بود، براي حفظ مسائل امنيتي به ايشان اجازه نميداد كه براي اقامه نماز به مسجد بروند
.
در اين مدت چه كسي مسئوليت اقامه نماز را برعهده داشت؟
گاهي اوقات من، بعضي از مواقع ساير دوستان اين مسئوليت را برعهده داشتند.
 
چه چيزي باعث شد تا شهيد صدوقي دوباره در مسجد نماز بگذارند ؟
آيتالله صدوقي به خاطر روحيه تلاشگرشان نميتوانستند در منزل بمانند. ايشان گفته بودند نميتوانم در منزل حبس شوم و از منزل بيرون خواهم آمد، حتي اگر كشته شوم.
 
آيا ايشان قبل از شهادتشان صحبت خاصي هم كرده بودند؟
بله. صحبتي كه معروف است و از راديو نيز پخش ميشود. ايشان گفتند: «مرغابي را از آب ميترسانيد؟ مرا از مرگ ميترسانيد؟ » همچنين اعلام كردند كه نماز جمعه بايد منعقد شود، حتي اگر 50 نفر از جمله ايشان كشته شوند. از ويژگيهاي شخصيتي شهيد صدوقي نكات ديگري را هم بيان كنيد. نكتهاي كه قصد داشتم در ابتداي عرايضم بيان كنم، هماكنون در خاتمه صحبتهايم ميگويم. برخي حالات روحي و رواني در انسانها خوب و مفيد هستند، اما اگر با ساير حالات و خلق و خويها در شخصيت انسان جمع نشوند، كارآئي نخواهند داشت. به عنوان مثال خوشفهمي و خوشدركي صفت شايستهاي است، اما اگر فرد، مديريت و قدرت اجرائي و شهامت انجام كارها را نداشته باشد، نميتواند از فكر خوب خود درست استفاده كند. آيتالله صدوقي از جمله شخصيتهائي بودند كه چندين ويژگي مثبت را با هم داشتند. جرئت، جسارت، شهامت، توكل، ايمان و انديشه بلند از جمله ويژگيهاي شخصيتي اين شهيد بزرگوار است. محال بود كه شهيد صدوقي كاري را آغاز كنند و در پايان موفق نشوند. به نظر من علت موفقيت ايشان توكل و اخلاص دروني بود. بسياري از ويژگيهاي اخلاقي را نميتوان در مدرسه به دست آورد، بلكه كسب آنها از طريق رياضت و خواندن نماز شب امكانپذير است. شهيد صدوقي از امدادهاي غيبي برخوردار بودند. از جمله اقدامات مفيدي كه ايشان انجام دادند، توسعه مسجد ابوالفضل)ع( بود كه خوشبختانه امروزه اين مسجد با وسعتي كه دارد از امكانات رفاهي مناسبي برخوردار است. آيتالله صدوقي در انتخابات خبرگان قانون اساسي 99 درصد آرا را از آن خود كردند.
 
آيا ايشان از تبليغات خاصي براي پيروزي در انتخابات استفاده كردند؟
خير. شهيد صدوقي نيازي به تبليغات نداشتند. مردم استان يزد، در آن زمان غير از ايشان نه كسي را ميشناختند و نه كسي را قبول داشتند.  
برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :