صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6a21ORGNtTUNZd0lVMXZaR1ZzSmpFME9TOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtdldsYlR3QnhOVTAlM2Q=/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdmFHOXRaU1l2SXlNalEyOXVkR1Z1ZENNakl5OCUzZC1KcGh0T3JieUZZMCUzZA==/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdlkyOXVkR0ZqZEhWekpqUW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1qcm5hRzUxZ1RuYyUzZA==/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdlkyOXVkR1Z1ZEdkeWIzVndiR2x6ZENZek15WXdKakFoUVhKakpqQXZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLWcycmcwTThlVDN3JTNk/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - سخنرانی حجت الاسلام ماندگاری پیرامون فتنه88
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
  • اداي احترام به شهدا و رزمندگان حزب الله
  • اداي احترام به شهدا و رزمندگان حزب الله
  • اداي احترام به شهدا و رزمندگان حزب الله لبنان كه در كنار ساير مدافعان حرم با باارزشترين دارايي هاي خود از حرم و حريم حضرت زينب (س)و رقيه (س)در برابر نابكارترين انسان ها دفاع كردند و بر عهد و پيمان خود با حضرت اباعبدالله الحسين (ع) ايستادند .
  • ادامه مطلب
گنجينه موضوعي
پربازديدها
صفحه اصلی>گنجينه راويان>رسانه متني>نشست لاله پژوهي
نویسنده:
امتیاز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1393/01/20
بازدید: 8555
نشست لاله پژوهی 8 / 10 / 1389

سخنرانی حجت الاسلام ماندگاری پیرامون فتنه88

بسم رب الشهداء و الصدیقین

فتنه

حجت الاسلام و المسلمن حاج محمد مهدی ماندگاری

نشست شهید پژوهی 8 / 10 / 1389

 


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

اَلْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَی اللهُ عَلی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِینَ؛

انواع درگیری حق و باطل


در طول تاریخ جریان حق و باطل با هم سه نوع درگیری داشتند؛ دو نوع درگیری مستقیم و یک نوع درگیری غیر مستقیم. در این درگیری‌ها به هیچ‌وجه باطل نتوانسته ضربه‌ای به پیکره حق بزند، ولو جسم حق را کشته باشد. یعنی در درگیری‌هایی که حتی پیامبران عظام الهی سلام الله داشتند، اگر خودشان هم به شهادت رسیده و کشته شدند، امّا به راحتی و وضوح مردم فهمیده‌اند که حق با کیست و باطل کیست.
درگیری و ماجرای عاشورا فرقش با ماجرا و صلح امام حسن
علیه السلام این است که درگیری عاشورا خیلی به درگیری مستقیم بیشتر شبیه است تا صلح امام حسن علیه السلام؛ صلح امام حسن علیه السلام به درگیری غیر مستقیم معروف است.

ابزار دشمن در جنگ سخت و جنگ نرم

تشخیص حق از باطل اولین مرحله درگیری مستقیم است که در این درگیری، تشخیص حق و باطل خیلی ساده است، وقتی حق از باطل شناخته شد، شناخت اهل حق و اهل باطل مرحله دوم است و مرحله سوم استقامت بر حق است، که خیلی دشوار نیست. در این جنگ هرچند شبهات بی‌اثر نیست ولیکن شهوات بیشتر تأثیرگذار است. لذا در هشت سال دفاع مقدس که جنگ مستقیم بود، به تعبیر امروز مقام معظم رهبری ما هشت سال جنگ سخت داشته و هشت ماه جنگ نرم داشتیم، کسانی که نمی‌خواستند به جنگ بیایند، بیشتر شهوت؛ شهوت دنیا، خانواده، شهوت شکم و شهوات مختلف مانعشان بود. شبهه‌ای که بتواند جلوی آمدن مردم به جنگ را بگیرد، کم بود. اما در درگیری غیرمستقیم که به جنگ نرم معروف است، شبهه بیشتر از شهوت کار می‌کند، نه این‌که شهوت کار نکند، بلکه کارکرد شبهه بیشتر است. علت چیست؟

بَصَر و بصیرت

یکی از عناصر فرهنگ ایثار و شهادت، این است که اهل این فرهنگ اهل بصیرت هستند. بَصَر برای دیدن ظاهر و بصیرت برای دیدن باطن است. پس اگر ظاهر و باطن با هم متفاوت بود، با بَصَر نمی‌شود تشخیص داد، حتماً باید بصیرت باشد.
اگر بخواهیم مصادیق این موضوع را در زمان پامبر گرامی اسلام بررسی کنیم می‌بینیم انقلاب وجود نازنین پیامبر اکرم صلوات الله علیه سه دشمن دارد.
1- اولین دشمن انقلاب پیغمبر
صلوات الله علیه کفر و شرک است. در سال هشتم هجری و در ماجرای فتح مکّه این دشمن اسلام سفره‌اش جمع شد؛ یعنی پیغمبر صلوات الله علیه دیگر دشمنی به نام کفّار و مشرکین نداشت.
2- دشمن دیگر انقلاب پیامبر
صلوات الله علیه اهل کتاب بودند، خصوصاً یهودیان؛ در جریان فتح قلعه خیبر مشکل دشمنی‌های یهود با مسلمین به پایان رسید.
3-  اما یک دشمن پیغمبر
صلوات الله علیه که هنوز دشمنی‌اش ادامه دارد، نفاق و منافقین است.
بصیرت تنها راه شناخت نفاق
کفر و یهود را با بَصَر می‌توان تشخیص داد و خیلی نیاز به بصیرت نیست. شخص یهودی و یا مشرک و بت‌پرست مشخص است و نیاز به اثبات ندارد لیکن کسی که با بصر نمی‌توان تشخیص داد، کسانی هستند که ظاهراً مسلمان و نمازخوان و پیرو پیغمبرند، اما به قول امام صادق علیه اسلام : «لا یُؤمِنُ بِاللهِ الْعَظِیم »؛ یک لحظه هم به خدا ایمان نیاوردند.

ارکان فتنه

رکن اول فتنه، ظاهر حق باطن باطل

تعبیرهای قرآن نسبت به کفر، شرک و اهل کتاب، محاربه است اما نسبت به نفاق، تعبیر قرآن فتنه است. چون فتنه سه رکن دارد که آن سه عبارتند از:

باطن فتنه باطل و ظاهرش حق است؛ باطل از تمام ابزار حق استفاده می‌کند، از لباس حق، شعار حق، ارزش‌های حق و ...
باطل از لباس حق استفاده می‌کند، یعنی پیغمبر
صلوات الله علیه عمامه دارد و اینان هم عمامه دارند! پیغمبر صلوات الله علیه منبر می‌رود، اینان نیز منبر می‌روند! و از لباس حق استفاده می‌کنند.
پس از گذشت سی و یک سال از عمر با برکت انقلاب اسلامی، آرزوی کِسینْجِر محقّق شد. بنده بارها این جمله را محضر دوستان متذکر شده‌ام که در سال 58  کسینجر در لبنان یک سخنرانی کرد و گفت: انقلاب اسلامی ایران به دست روحانیت آغاز شد و شکستش هم باید به دست روحانیت باشد!!! سران فتنه سال گذشته چه کسانی بودند؟! روحانیونی بودند که از لباس حق استفاده می‌کنند. لذا وقتی در جنگ صفّین قرآن بر سر نیزه می‌رود، به این دلیل است که قرآن لباس حق و ثقل اکبر است، تشخیص حق و باطل سخت می‌شود. چون نبوت جایگاه حق است، سامری از عنوان نبوّت استفاده می‌کند. جعفر کذّاب به عنوان ولیّ و جانشین امام عسکری علیه السلام خودش را معرّفی می‌کند زیرا جایگاه حق است.
این‌که دشمن مخصوصاً از ابتدای جنگ نرم سال گذشته، دیگر با ولایت فقیه مشکلی ندارد، ظاهرا مشکلش را با ولایت فقیه حل کرده و فقط با شخص ولی مشکل دارد؛ می‌گویند این‌ شخص ولی نیست، ولیّ را ما معرفی می‌کنیم و حتی در پی درست کردن یک ولیّ دروغین و جعلی بودند. رساله چاپ کردند و آماده بودند اگر فتنه شکل گرفت و به پایان رسید، ولیّ جعلی‌شان را معرفی کنند. هرچند به ولایت فقیه اعتقاد ندارند ولیکن در ظاهر قبول کرده‌بودند.
بنابراین اولین رکن فتنه این است که باطنش با ظاهرش فرق دارد. ظاهر و باطن کفّار یکی است ولی ظاهر و باطن نفاق فرق دارد. معاویه کاتب وحی می‌شود! از کتاب وحی که عنوان حق است، سوءاستفاده می‌کند. معاویه از تمامی شعارهای حق استفاده می‌کند. به تعبیر مقام معظم رهبری، شعارهای خیلی حقّی داشتند ولی پشت آن شعارها، نیت‌هایی باطل بود. این‌که ما امام را قبول داریم، ولایت را قبول داریم، جمهوری اسلامی را قبول داریم، نظام را قبول داریم و... این‌ها همه دروغ بود ولی شعارهایشان حق است.
الان همه روایتگری ما این است که پدر شهید، همسر شهید، خواهر شهید گفت و...؛ اهل باطل همسر شهید، خواهر شهید، پدر شهید، فرزند شهید آوردند. می‌گویند مگر شما نگفتید که خانواده شهداء چشم و چراغ ملت هستند؟! خوب؛ ما همسر شهید باکری، همسر شهید همت را آوردیم. ما فرزند فلان شهید را آوردیم. مگر شما نمی‌گویید که امام منبع ارزش‌های ماست؟! خوب؛ ما هم از خانواده‌ امام برایتان آوردیم. این عوامل منجر به پیچیده‌شدن فتنه می‌شود. لذا امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند: «من چشم فتنه را درآوردم و غیر از من کسی نمی‌تواند چشم فتنه را درآورد »، ولی خود حضرت به دست باقی‌مانده همین فتنه به شهادت رسید.
جامعه اگر اهل بصیرت نباشد در جریان فتنه‌ها قطعاً فریب می‌خورد. الآن اشخاصی که این‌قدر مقهور برخی از تبلیغات اهل فتنه شدند، می‌گویند: این افراد سابقه‌دارهای انقلاب، وابستگان انقلاب، ارزشی‌های انقلاب هستند! طبق اخباری که از جلسات خصوصی اهل فتنه می‌رسد، با تمام این قضایایی که طی این یک سال گذشته اتفاق افتاده، هنوز برخی از سران فتنه بر همان اعتقادات غلط و باطل خودشان پافشاری می‌کنند! هنوز برخی از آن‌ها می‌گویند که حرف‌های ما همان‌هایی است که گفتیم و دنبال آن حرف‌هایشان هم هستند.
قرآن اصلاً نفرموده: «إتَّقُوا الْکُفْر»؛ مراقب کفر باشید یا «إتَّقُوا الشِّرْک»؛ مراقب شرک باشید. ولی در قرآن داریم که «وَاتَّقُوا فِتْنَة »؛ مراقب فتنه باشید. عبارتی که در قرآن دو جای دیگر بیشتر به کار نرفته است. «وَاتَّقُوا الله »؛ مراقب خدا باشید. چون خدا باطن است، ظاهر نیست و در مورد دیگر پیرامون روز قیامت می‌فرماید: «إتّقوا یوماً »؛ مراقب قیامت باشید و الان ظاهراً قیامت غیب است. در مورد فتنه چرا می‌فرماید: «وَاتَّقُوا فِتْنَة»؟ چون باطن و ظاهر فتنه خیلی متفاوت است، وقتی به ظاهر فتنه نگاه می‌کنید، می‌بینید که شال سبز برداشته‌اند، روحانی همراه دارند، خانواده ارزش‌مدار آوردند، شعارهای خوب درست کردند، آیت‌الله جلو فرستادند. اینجا کسانی که چشم ظاهربین دارند، دچار مشکل می‌شوند.
بنابراین رکن اول فتنه این است که ظاهر و باطنش با هم یکی نیست، باطنش باطل و ظاهرش حق است. همان «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرادُ بِهَا الْباطِل »؛ از شعارهای حق باطل را اراده کردند. لذا می‌بینید در مقابل امام حسین علیه السلام اهل فتنه آن زمان نگفتند که می‌خواهیم برویم عیّاشی کنیم، بلکه گفتند می‌خواهیم به طواف خانه خدا برویم. پس هرکجا دیدید جنگ بین فضیلت و حقیقت است، سراغ حقیقت بروید. هرچند طرف دیگر فضیلت است؛ لیکن فضیلت الان به معنای حقّه‌بازی است. مگر امروز انجمن حجّتیه با شعاری غیر از یاد امام‌زمان عجل الله فرجه الشریف مردم را از نائب امام‌ زمان
عجل الله فرجه الشریف دور می‌کند درحالی که امام زمان عجل الله فرجه الشریف امروز همه ما را به نائبش متوجه می‌کند؟ مثل اینکه زمان امام حسین علیه السلام کسی بخواهد با شگرد امام‌حسن علیه السلام کار کند! مگر امامِ زمانِ امام حسین علیه السلام کسی غیر از امام حسین علیه السلام است؟ در ایام فتنه برای بعضی که مرتب از امام رضوان الله سخن به میان می‌آوردند، پیام دادم که مواظب باشید زمان امام حسین علیه السلام با شگرد امام حسن علیه السلام کار نکنید. اگر امام حسن علیه السلام هم در عصر امام حسین علیه السلام بود، همان‌گونه عمل می‌کرد که امام حسین علیه السلام عمل کرد. امام حسین علیه السلام هم اگر در عصر امام حسن علیه السلام بود، همان‌گونه عمل می‌کرد که امام حسن علیه السلام عمل کرده بود، همچنان‌که امام حسین علیه السلام همین‌کار را کرد. امام حسین علیه السلام مدت ده سال در زمان معاویه بودند و سکوت امام حسن علیه السلام را ادامه دادند. چون فتنه معاویه خیلی شدید بود، نمی‌شد در زمان معاویه جنگید. معاویه باید با پنبه سر بریده می‌شد که امام حسن علیه السلام همین عمل را انجام داد و باطل معاویه را افشا کرد. لذا به خیلی‌ها گفتیم مراقب باشید که امام امروز مقام معظم رهبری است، امام دیروز حضرت امام خمینی رضوان الله بود. امامِ دیروز اگر در این زمان بود، همین کاری را می‌کرد که امام امروز مشغول انجام آن است. در مورد معصومین سلام الله علیها می‌گوییم دقیقاً همان کار را انجام می‌دادند، الان امام معصوم نیست، می‌گوییم قطعاً همان جهت‌گیری را انجام می‌دادند. ما الان اعتقاد داریم که جهت‌گیری مقام معظم رهبری همان جهت‌گیری حضرت امام رضوان الله است، ولی هیچ‌کدام معصوم نیستند ولی یقین داریم دست معصوم پشت سر هر دو بزرگوار بوده است. همان معصومی که امام را حمایت می‌کرد، مقام معظم رهبری را حمایت می‌کند.

ولایت، چراغ هدایت در فتنه


اولین خصوصیت یعنی تاریکی فتنه را باید برای مردم خیلی باز کنیم و بگوییم که در زمان فتنه همه جا تاریک است، و تنها چراغ در این عالم، چراغ ولایت است که قرآن و عترت مصداق ولایت هستند. دست هرکس در دست ولایت باشد، «یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ »؛ همه عالم چون روز برای اهل ولایت روشن می‌شود و باطن فتنه نیز مثل ظاهر آن برایش مشخص می‌شود. لذا امام
رضوان الله باطن منافقین را از همه زودتر تشخیص داد. بعد از ایشان خیلی از یاران انقلاب باطن منافقین را خوب دیدند، شهید دیالمه رحمت الله که در  هفت تیر سال 60 به شهادت رسید پنج سخنرانی راجع به میرحسین‌موسوی سردبیر وقت روزنامه جمهوری اسلامی در سال 60 دارد، فریاد می‌زند: آقا این آدم پالانش کج است، این آدم التقاطی است، این آدم منافق است.‌ شهید آیت رحمت الله هم که می‌خواست پرونده‌ها را افشا کند را کشتند. بروید و تحقیق کنید که در پرونده قتل شهید آیت رحمت الله، چه کسانی دست داشتند؟! شهید دیالمه رحمت الله فریاد می‌زند و می‌گوید بهزاد نبوی مشکل دارد. ایشان جوان‌ترین نماینده مجلس بود، در سال 60 این‌ حرف‌ها را می‌زد، قبل از انقلاب جلساتی در مسجد صاحب‌الزمان عجل الله فرجه الشریف مشهد، کانون بحث انتقاد دینی داشت، من از نزدیک با ایشان مأنوس بودم و اعتقاد دارم که شهید دیالمه رحمت الله خیلی قشنگ می‌دید.
ذیل آیه شریفه «وَ مَنْ أعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً » هرکس از یاد من غافل باشد زندگی او تنگ می‌شود، امام صادق علیه السلام  می‌فرمایند: «یَعْنِی بِهِ وِلایَتِ أمِیرِالمُؤْمِنِین ». «ذِکْرِی» به معنای ولایت امیرالمؤمنین
علیه السلام است. هرکجا در قرآن و روایات «ذِکْر»، «سَبِیل»، «نُور»، «هِدایَة» یا «صِراط» آمده، منظور ولایت است. «إهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ »؛ یعنی ما را به راه مستقیم که راه ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است هدایت کن ، «إنَّ هذِهِ‌ی تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إلی رَبِّهِ‌ی سَبِیلاً »، «ألا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »، مراد ولایت خدا و اهل بیت سلام الله علیها است . ولایت هم فقط ولایت معصوم سلام الله نیست، ولایت الاهیه است که یک مصداقش معصومین سلام الله علیها هستند، مصداقش اول این ولایت خداست و مصداق دیگر آن پیغمبران سلام الله علیها و بعد نوبت به ائمه سلام الله علیها میرسد و یک مصداقش هم ولی‌فقیه است. بعد می‌گوید: «وَ نَحْشُرُهُ‌و یَوْمَ الْقِیامَةِ أعْمی »؛ منطوق این آیه دلالت دارد بر اینکه هر کس دستش در دست ولایت نباشد، نمی‌تواند باطن را ببیند و در روز قیامت این آدم کور محشور می‌شود . بعد اعتراض می‌کنند: «رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أعْمی وَ قَدْ کُنْتُ بَصِیراً » خدایا! در ما در دنیا چشم داشتیم، چرا ما را کور وارد محشر کردی؟ خطاب می‌آید که تو بصر داشتی ولی بصیرت نداشتی.

مقابله عقلا با ولایت


شاید این سوال مطرح شود که چرا برخی از عقلا در طول تاریخ در مقابل ولایت ایستادند؟! در جواب می‌گوییم این اشخاص عاقل بودند ولی عقلشان کوچک بود. اگر عقل بزرگ باشد، دنبال عقل بزرگ‌تر از خود می‌گردد؛ لذا می‌گویند عاقل دنبال مشورت است. چه کسی در عالم از خدا و از کسانی است که خدا معرفی کرده است بزرگ‌تر است؟! کودک که حرف بزرگ‌تر را متوجه نمی‌شود، اگر عاقل باشد، حرف بزرگ‌تر را گوش می‌کند، زیرا او اگر می‌فهمید، بزرگ بود و دیگر بچه نبود. ولی به اعتماد این‌که شخصِ بزرگ‌تر، دقیق‌تر و عمیق‌تر می‌بیند باید به حرفش گوش داد. استدلال این افراد این است که مسئله‌ای وقتی با عقلِ عقلا قابل تشخیص نباشد، مخالفت می‌کنند؛ اشکال همین است، این شخص اگر عاقل باشد، می‌گوید درست است من نمی‌فهمم ولی او بیشتر از من می‌فهمد و از طرف خالق من حکم مأموریت دارد، پس او درست می‌گوید. شاید ادامه دهند که شما می‌گویید در برابر ولایت عقل خودمان را تعطیل کنیم؟ نه؛ عقلتان را تسلیم کنید. یعنی این‌که باور کن که او وسیع‌تر، عمیق‌تر و دقیق‌تر می‌بیند و حکم مأموریت هم از طرف خدا دارد و حکم او اولویت دارد. بیان امیرالمؤمنین علیه السلام که از ایشان سؤال کردند: مَثَل شما با پیغمبر صلوات الله علیه مَثَل چه بود؟ فرمود: مَثَل بچه‌ شتر! بچه‌ شتر، پشت سر مادرش راه می‌رود و سرش را بالا نمی‌گیرد و هنگام راه رفتن سرش را پایین می‌گیرد و با وجود مادر خود را از نگاه کردن مستغنی می‌داند. می‌گوید هر چقدر من بخواهم ببینم او بیشتر از من می‌بیند. چون من کج می‌ببینم و دید من با دید او تنظیم نیست، اعتراض می‌کنم و قطعاً اعتراضم وارد نیست. بعضی سال 88 می‌گفتند: این‌هایی که دارند به مقام معظم رهبری نامه می‌دهند، تذکر می‌دهند، همرزم و همراه آقا بودند و با ایشان رفیق بودند. گفتم اگر او چشمش دقیق‌تر می‌دید، امام‌زمان عجل الله فرجه الشریف رِدای ولایت را تن او می‌کرد. «اللهُ أعْلَمُ حَیْثُ یَعْجَلُ رِسالَتَه »؛ خدا داناتر است که خلافتش را در کجا قرار دهد. ولایت بر اساس لیاقت است. بزرگانی که دیوار زمان و مکان حائلشان نبود، پنجاه سال قبل این لیاقت را دیدند و ادب خاصی نسبت به مقام معظم رهبری داشتند.

 

نیاز سنجی دقیق، آدرس کاذب، ویژگی دوم فتنه


ویژگی دوم فتنه این است که خیلی دقیق نیازسنجی می‌کند. شیطان برای پیغمبر خدا، حضرت آدم سلام الله می‌خواهد فتنه کند. وقتی می‌بیند حضرت آدم سلام الله شخص ساده‌ای نیست؛ با توجه به نیاز حضرت آدم سلام الله به جاودانگی، به ایشان می‌گوید این شجره‌ای که خداوند از خوردنش تو را منع کرده درخت خلد و جاودانگی است. حضرت آدم سلام الله خودش در یک روایتی که از حضرت موسی سلام الله نقل شده می‌فرماید: شیطان نیاز مرا درست گفت ولی آدرس غلطی داد. شیطان برای این‌که بتواند حضرت آدم سلام الله ، اصحاب پیغمبر صلوات الله علیه یا ملت انقلابی ایران را بفریبد، دست روی نیازشان می‌گذارد. لذا در 8 سال دولت اصلاحات، نیازشناسی نسبت به جوان‌ها قطعاً درست بود ولی آدرس غلط و شیطانی می‌دادند. نیازهای مردم، نیازهای خانواده شهدا، نیازهای خیلی از گروه‌ها را خوب تشخیص دادند، یعنی نیازشناسی صادق کردند ولی آدرس کاذب دادند. نیاز جوانان این نبود که آزادی شهوانی برایشان فراهم شود، بلکه این بود که به آن‌ها مسئولیت داده شود، کاری که امام در دوران انقلاب انجام داد. این هم ویژگی دوم فتنه که پیچیدگی‌هایش به دلایلی است که در بالا ذکر شد.

ویژگی سوم فتنه، اختلال در تشخیص و استقامت


ویژگی سوم فتنه این است که فتنه دو چیز را هدف گرفته است:
اول تشخیص مردم نسبت به حق و باطل را دچار مشکل می‌کند که تشخیص غلط شود. مشکل مردم کوفه در تشخیص نبود، اگر تشخیصشان غلط بود هیجده هزار نامه به امام حسین علیه السلام نمی‌دادند و از سفیر امام استقبال نمی‌کردند، تشخیص درست بود ولی در استقامت مشکل داشتند. این مردم شام و عراق بودند که مشکل تشخیص داشتند، لذا همه خلفا از کوفه می‌ترسیدند. هرچند شکل‌گیری کوفه بیشتر در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام است ولی هم زمان امام حسن
علیه السلام و هم زمان امام حسین علیه السلام خلفاء‌ از کوفه می‌ترسیدند. یزید مرتب می‌گوید: کوفه! کوفه! کوفه! مواظب کوفه باشید. چون می‌داند مردم کوفه بودند که هرچند دیر ولی بعد از سه خلیفه سراغ امیرالمؤمنین علیه السلام رفتند، پس تشخیص کوفیان درست بود. پس درست تشخیص دادند ولی شیطان به سراغ استقامت آن‌ها رفت. برای این‌که تشخیص خدشه‌دار شود، شبهه لازم است و برای این‌که استقامت خدشه‌دار شود، شهوت لازم است. لذا فتنه غیر از تلبّس و ... از دو اسلحه دیگر استفاده می‌کند؛ یکی اسلحه شبهه، از حلقه کیان، سروش، گنجی، کدیور ، شمس‌الواعظین و مجتهدشبستری، که از دهه هفتاد شروع کردند اصل توحید، نبوت، امامت، ولایت، وحی، همه را زیر سوال بردند و شبهه‌افکنی کردند. سروش راجع به وحی پیغمبر صلوات الله علیه می‌گوید: «گوئی کسی بر پیغمبر صلوات الله علیه نازل می‌شده!»؛ یعنی وحی یک خیال بوده! وقتی شبهه‌پراکنی کنند، تشخیص کم‌رنگ می‌شود.

عمار باشید، نه مقداد


مقام معظم رهبری مرتب در مورد عمار سخن گفتند و اسم از مقداد به میان نیاوردند، علت این است که مقداد برای لحظاتی نزدیک بود که پایش بلغزد. مقداد می‌گوید: آن‌قدر برای علی
علیه السلام شبهه پخش کردند که نزدیک بود من هم باور کنم. لذا امام صادق علیه السلام فرمودند: «إرْتَدَّ النّاسُ بَعدَ النَّبِیَّ إلاّ سَبْعَةٌ»؛ بعد از پیامبر اسلام صلوات الله علیه همه مرتد شدند مگر هفت نفر. وقتی اسامی را از حضرت صادق علیه السلامپرسیدند، حضرت می‌فرمایند: «علی‌ بن‌ ابی‌طالب علیه السلام، حسن ا‌بن ‌علی علیه السلام، حسین‌ ابن‌ علی علیه السلام، سلمان، ابوذر، عمار، حذیفه»؛ از امام صادق علیه السلام می‌پرسند: مقداد؟! امام صادق علیه السلام جواب نمی‌دهند. سه مرتبه می‌پرسند اما حضرت جوابی نمی‌دهند. بعداز اسرار حضرت می‌فرمایند: مقداد نزدیک بود برای لحظاتی پایش بلغزد، یعنی شبهه نزدیک بود امثال مقداد را از دین خارج کند. اگر در فتنه سرداران سپاه و جنگ، روحانی و ... پیدا شدند، تعجب نکنید که این وقایع را فراوان در تاریخ داریم. کوته‌فکری که خود تاریخ‌دان است، می‌گوید: «آقا الان را با تاریخ تطبیق نکنید.» حدود صد و شصت آیه پیرامون عبرت‌گیری از تاریخ است. اگر ما نتوانیم وظیفه یا تشخیص‌هایمان را از تاریخ استفاده کنیم، تاریخ به چه کار می‌آید؟! چرا اینقدر گفته‌اند تاریخ مطالعه کنید؟!
از کمیل نقل می‌کنند که نیمه شبی در کوچه‌های کوفه دستم در دست امیرالمؤمنین
علیه السلام بود، صدای شخصی که در نماز شب با لحنی زیبا قرآن می‌خواند به گوشمان رسید، «أمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ... »؛ این‌قدر جذاب می‌خواند که من میخکوب شدم و دست امیرالمؤمنین علیه السلام را هم محکم گرفتم و به ایشان عرضه داشتم که آقا بایستید، قرآن خواندن زیبای این شخص را گوش بدهیم. امیرالمؤمنین علیه السلام در این‌جا با رفتار پاسخ کمیل را دادند و دست کمیل را کشیدند. معنایش این است که بیا برویم، مراقب باش که به این ظاهرسازی‌ها فریب نخوری. کمیل می‌گوید من متوجه منظور حضرت نشدم، در جنگ نهروان امیرالمؤمنین علیه السلام مرا صدا کردند و شمشیر را روی یک سر بریده گذاشتند و فرمودند: «أمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ...»؛ الله‌اکبر! این سر، سر همان کسی است که آن شب به زیبایی مشغول تلاوت قرآن بود !!!
مأمون تنها خلیفه‌ای است که با دستان پلیدش امام معصوم سلام الله را به شهادت رسانیده است. هیچ کدام از خلیفه‌های بنی‌امیه و بنی‌العباس دست به این جنایت نزده‌اند. دهه شصت مقام معظم رهبری در کنگره امام رضا
علیه السلام بحث‌های زیبایی پیرامون عنصر مبارزه در سیره سیاسی اهل‌بیت سلام الله که کتابش هم به چاپ رسید، دارند. آن‌جا می‌فرمودند که معلوم می‌شود ضربه امام رضا علیه السلام خیلی کاری بوده است که خودش برای قتل حضرت اقدام کرده است. مأمون شمشیر دولبه برداشته بود، امام رضا علیه السلام ولایتعهدی را بپذیرد یا نپذیرد، در مناظره امام علیه السلام پیروز شود، یا شکست بخورد، مأمون پیروز است. حضرت سلام الله هر کاری بکند، مأمون برنده است، ولی امام رضا علیه السلام طوری رفتار کردند که همه جا مأمون بازنده شد. لذا این‌قدر مأمون را غضب گرفت که دیگر طاقت نیاورد و خودش برای قتل حضرت سلام الله اقدام کرد و اولین کسی که جلوی جنازه امام رضا علیه السلام شال عزا به گردن انداخت و ظاهر عزاداری به خود گرفت، خود مأمون است. اباصلت می‌گوید: اگر من به بعضی از خصوصی‌ها نگفته بودم، هیچ‌کس باور نمی‌کرد که قاتل امام رضا علیه السلام خود مأمون است!
بنابر این اگر شخصی اهل بصیرت نباشد نمی‌تواند فتنه را تشخیص دهد. زیرا اولاً ظاهرش حق است و باطنش باطل است و ظاهر حق‌نمای فتنه خیلی پررنگ است، حتی اموری که ما رعایت نمی‌کنیم، او رعایت می‌کند. بعد نیازشناسی فتنه صادق است اما آدرس کاذب می‌دهد. و در آخر برای انحراف تشخیص، شبهه وارد می‌کند..
امیرالمؤمنین
علیه السلام می‌فرماید: «الدَّهرُ أنزَلنی ثُمَّ أنزَلنی ثُمَّ أنزَلَنی»؛ چه کردند که مردم علی علیه السلام و معاویه را با هم برابر دانستند؟ می‌گفتند: علی کاتب وحی بوده و معاویه هم این‌چنین بوده، علی علیه السلام روایت از پیغمبرصلوات الله علیه دارد، معاویه هم از پیغمبر گرامی اسلام صلوات الله علیه روایت دارد. جاعلان حدیث، همه روایات پیغمبر صلوات الله علیه که شامل اسم مبارک امام علی علیه السلام بود را برای معاویه جعل کردند. خیلی از روایاتی که شما روی منبر از امیرالمؤمنین علیه السلام می‌خوانید، عینش برای معاویه نقل شده است. شبهه قدرت تشخیص را از مردم گرفت.
امام حسن
علیه السلام در یک بیانی دارند که اگر من با معاویه می‌جنگیدم مردم گمان می‌کردند جنگ قدرت است و قبول نمی‌کردند جنگ حق و باطل است. شبهه باعث شد کلام معاویه را بر کلام خدا در قصه نماز جمعه که چهارشنبه خواندند، بر کلام پیغمبر صلوات الله علیه در قصه حجر‌بن‌عدی و قصه عمار ترجیح دادند. از آنجا که مردم شام اسلام را از زبان معاویه شنیدند، معاویه را همچون پیغمبر می‌شناسند! لذا اگر کاخ سبز هم درست کند می‌پذیرند!
شبهه برای این‌که تشخیص را متزلزل کند و شهوت هم برای این‌که استقامت را متزلزل کند. شهوت هم فقط شهوت جنسی نیست، شهوت قدرت، شهوت ثروت، شهوت شکم، شهوت حبّ نفس و کل دوست‌داشتن‌های دنیا، همه نوعی از شهوت است.

بصیرت، راه مقابله با فتنه

راه مقابله با فتنه «بصیرت» است و بصیرت یک مَجرا و دو نِمُود دارد:
در آیات و روایات تنها ولایتمداری مجرای بصیرت معرفی شده و در تفسیر آیه «إهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِیمَ» مردم در برابر ولایت، به سه دسته تقسیم شده‌اند: پذیرنده ولایت، رزمنده ولایت، و عده‌ای که در برابر ولایت سرگردانند. مدعیان ولایت در طول تاریخ زیاد بوده‌اند، اما هر کس در جستجوی ولیّ خدا بوده، خدا به او راه را نشان داده‌است.
فرعون هزاران کودک را کشت تا موسی سلام الله به دنیا نیاید. «إنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إنّا لَهُ‌و لَحافِظُونَ » همانطور که در بالا آمد در همه روایات مراد از «ذکر» معنای ولایت است، بنابراین خدا محافظ مسیر ولایت هست. در «لیلةالمبیت» می‌خواهند پیغمبر
صلوات الله علیه را به شهادت برسانند، ولی زمان تغییر مسیر ولایت پیغمبر صلوات الله علیه به ولایت اهل‌بیت سالم الله فرا نرسیده، لذا خدا به وسیله جبرئیل سلام الله پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه را از ماجرا مطلع می‌کند. قصه موسی سلام الله، قصه لیلةالمبیت، قصه جعفر کذّاب، قصه امام زمان پنج‌ساله، ماجرای بعد از شهادت امام صادق علیه السلام و قصه ابوجعفرخراسانی  همه دلالت براین دارد که کسی که دنبال تشخیص ولیّ خدا باشد، خدا راه را به او می‌نمایاند. «الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُم سُبُلَنا »

سفارش امام پیرامون مقام معظم رهبری

روزهای آخر عمر امام رضوان الله بود و خیلی‌ها نگران جانشین امام بودند. امام هم با قصه قائم‌مقامی با آن روش مخالف بودند. امام حتماً می‌داند چه اتفاقاتی می‌افتد. زمانی از امام سؤال کردند و در پاسخ امام فرمودند تا آقا سید علی را دارید غم نداشته‌باشید. ولی همان‌هایی که بیست سال بعد یک مقدار عَلَم مخالفت را برداشتند، آن روز اعتراف کردند به آن‌چه که باید اعتراف می‌کردند که اگر از آینده خبر داشتند آن روز اعتراف نمی‌کردند. امام این حرف را در 10 موقعیت مختلف بیان کرده لیکن حتی یک بار کس دیگری را مطرح نکردند.
برای مراسم چهلمین روز درگذشت حاج احمدآقا خمینی رحمت الله ، مأمور بودیم ویژه‌نامه‌ای را در مجله حضور منتشر کنیم. خدمت حضرت آیت‌الله موسوی اردبیلی رفتیم؛ ایشان زمان حضرت امام رضوان الله، رئیس دیوان عالی کشور و قوه قضائیه بودند. در پایان صحبت‌ها فرمودند می‌خواهم یک خاطره دیگری را برایتان بگویم. (چرا خاطره‌ای که ربطی هم نداشت را باید آیت‌الله موسوی اردبیلی برای ما بگوید؟! شاید یک علتش این باشد که خدا این توفیق را به ما بدهد که برویم و این خاطره را در تریبون‌های مختلف در همه جا بگوییم.) ایشان فرمودند: ماه‌های آخر عمر حضرت امام بود، یک موقع حاج احمدآقا به همه مسئولین اصلی مملکت که حدود صد نفر می‌شدند، خبر دادند که امشب امام همه شما را خواسته‌ است. ایشان می‌فرمود معمولاً وقتی امام جلسات خاص داشتند، حاج احمدآقا موضوع را خبر داشت ولی این موضوع را حتی حاج احمدآقا هم خبر نداشتند. رؤسای سه قوّه و نخست وزیر و هیأت رئیسه مجلس شورا و هیأت رئیسه خبرگان و رؤسای قوای نظامی و همه فرماندهان لشکرها و بعضی از ائمه جمعه و نمایندگان ویژه امام، حدود صد نفر همه دور حضرت امام نشسته بودیم. همه به هم نگاه می‌کردند و امام
رضوان الله مثل همیشه تکریم ویژه‌ای راجع به حضرت آقا داشتند و ایشان را کنار خودشان نشاندند. همه منتظربودیم امام چه می‌فرمایند. امام با طمأنینه‌ای فرمودند: «تا دیشب برای خودم به یقین نبود که این نهضت می‌ماند، دیشب تثبیتش کردند، شماها را جمع کردم بگویم از این نهضت جدا نشوید، این مسیر حق را می‌رود و به دست صاحب اصلیش هم ان‌شاءالله می‌رسد»؛
بنابراین تنها راه مبارزه با فتنه پیدا کردن خط ولایت است و از باب قاعده لطف بر خدا واجب است، هر کس دنبال خط ولایت باشد، راه را نشانش دهد. لذا زمان معصومین سلام الله که به شدت خفقان بوده، کسانی که دنبال ولیّ بودند، ولیّ را پیدا کردند. خفقانی بدتر از بعداز امام حسین
علیه السلام نداریم؛ کسانی که می‌خواستند، امام سجاد علیه السلام را پیدا می‌کردند. هرچند مختار، امام حسین علیه السلام و انتقام نسبت به امام حسین علیه السلام را دوست داشت، ولی دنبال خواسته‌های خودش بود و نمی‌خواست ولایت‌مدار باشد. لذا دنبال عبدالله‌بن‌زبیر و محمدحنفیّه و عبدالله‌بن‌عمر رفت. آیا نمی‌دانست ولیّ‌خدا حضرت علی‌بن‌الحسین علیه السلام است؟! مختار دو اشکال جدّی داشت. یکی ولایت‌مدار نبود و خودمحور بود و دیگری وظیفه‌مدار نبود و نتیجه‌مدار بود. بدون شک و تردید مختار محبّ اهل‌بیت سلام الله بود و اهل‌بیت سلام الله را خوشحال کرد و امام سجاد علیه السلام و اهل‌بیت سلام الله هم او را دعا کردند ولی مختار به عنوان الگو نباید مطرح شود.

افشاگری باطل و روشنگری حق، مرحله دوم مبارزه با فتنه


بعد از پیداکردن راه ولایت، به تعبیر خود حضرت آقا، عمارگونه در مسیر ولایت، باید دو کار انجام گیرد؛ افشاگری نسبت به ابعاد باطل و روشنگری نسبت به ابعاد حق. بالاترین مظلومیت این است که مقام معظم رهبری از ولایت دفاع بکند. باید جایگاه، مبانی، برکات و آثار ولایت را بیان کنیم، ابتدا ولایت الهیه، بعد ولایت معصومین
سلام الله و بعد ولایت فقیه را بیان می‌کنیم و مصداق ولایت فقیه را هم قشنگ توضیح می‌دهیم.
از آیت‌الله حق‌شناس رضوان الله پرسیدند: آقا اَعلم کیست؟ جواب دادند: کاری نداشته باشید که اعلم کیست، ببینید عَلَم دست کیست؛ که اگر عَلَم بیفتد، اعلمی نمی‌ماند و آن کسی که اهل‌بیت
سلام الله تضمین کردند، حمایتش کنند، کسی است که عَلَم دستش است.
آیت‌الله مؤمن فرمودند: من اول تعبّدی مقام معظم رهبری را پذیرفته بودم ولی زمانی که در مباحثات فقهی و علمی و اصولی با ایشان نشستم، دیدم اگر از بقیّه یک سر و گردن بالاتر نباشد، قطعاً از بقیه چیزی کم ندارند.
در روایتی داریم کسی که در جایگاه ولایت قرار می‌گیرد خدا نوری به او می‌دهد که به احدی در آن زمان نداده است. برای دیدن روایات هم می‌بینیم نوری که خدا به مقام معظم رهبری داده است از همه دقیق‌تر و بیشتر است. لذا با تمام وجود می‌گویم، یک روایت را در مقابل ایشان بگذارید و مقابل ده نفر دیگر از مراجع؛ ببینید چگونه معنا می‌کنند! بعد متوجه خواهید شد که نور دست کیست؟ نمی‌خواهیم خدای ناکرده دیگران را پایین بیاوریم، بلکه می‌خواهیم جایگاه و مقام ولیّ، کسی که عنایت خدا پشت سرش هست، را بیان کنیم.
اما برای مبارزه با بخش شهوات، بحث تذکر و موعظه لازم است. باید بحث‌هایمان به سمت امر به معروف و نهی از منکر؛ موعظه و تذکّر؛ روایات اخلاقی؛ آثار و آسیب‌های گناهان و ... برود، ذکر است که دل انسان را از شهوت جدا می‌کند. چون شهوت دل انسان را می‌میراند و ذکر انسان را حیات می‌دهد. امروز یاد مرگ، قیامت و حسابرسی دقیق حضرت حق خیلی باید برای مردم گفته شود. چون هر چه‌قدر گناه کمتر شود، ضریب استقامت بر حق بیشتر می‌گردد.
یکی از مباحث بسیار مفید، بحث «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ » است. سختی امتحان،  پیچیدگی و تاریکی فتنه، دشواری تکلیف و سختی جهاد را بیان کنیم و بگوییم اگر انسان باطن را ببیند، همه سختی‌ها آسان می‌شود و تنها راه دیدن باطن معیّت با ولایت است. انسان زمانی که باطن را ببیند این سختی‌ها را با آرامش می‌پذیرد. لذا امام رضا علیه السلام می‌فرمایند: «... أمِنَ مِن عذابی » واقعاً فتنه 88 سخت بود ولی اضطراب و نگرانی اصلاً در چهره حضرت آقا و ولایت‌مدارها نبود. چون یقین داشتند که عنایت الهی شامل حال این مردم می‌شود. نهم دی ماه سال گذشته ترجمه «یَا أیُّّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُم عَنْ دِینِه... » بود. چون مردمِ زمان پیغمبر صلوات الله علیه با شبهه و شهوت فریب خوردند و مردمِ زمان امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین
علیه السلام با فتنه فریب خوردند ولی این مردم با فتنه فریب نخوردند. ریزش داشتیم ولی رویش هم داشتیم. خدا وعده داده که مردمی می‌آیند که فتنه آنان را گمراه نمی‌کند ولو مقابل فتنه روحانی و انسان‌های بزرگ باشند. لذا پیغمبر صلوات الله علیه فرمودند: خدا رحمت کند برادران مرا، پرسیدند: چه کسانی برادران شما هستند؟ فرمودند: مصادیق این آیه و دست به دوش سلمان فارسی زدند، آن‌هایی که می‌آیند و ندیده مرا یاری می‌کنند . امام هم فرمودند: من شهادت می‌دهم که امت ما و مردم زمان ما از مردم عهد رسول‌الله صلوات الله علیه و اهل‌بیت سلام الله بالاترند، جز آن هفتاد و دو نفر یاران امام حسین علیه السلام که هیچ‌کس به رتبه و مقام آن‌ها نرسیده است. چون به آن‌ها خود حضرت سیدالشهداء علیه السلام یک مُهر و مدالی داده که مدال آن‌ها باید روز قیامت معلوم شود.
از آن‌جا که نهم دی ماه روز بصیرت نام گرفته، بحث بصیرت را باید بیان کنیم و برای آن برنامه‌ریزی کنیم و إن‌شاءالله پیرامون ویژگی ولایت‌مداران، تفکّر بسیجی، جهاد، ایثار و شهادت بیشتر بحث و تحقیق کنیم.


«والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

برچسب ها:

نظرات
يادداشتي ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام :
پست الكترونيكي:
متن نظر :