صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdk9TWTBOeVl3SmpBaFRXOWtaV3dtTVRRNUx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVpINUxCT09GZmU4JTNk/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdmFHOXRaU1l2SXlNalEyOXVkR1Z1ZENNakl5OCUzZC1KcGh0T3JieUZZMCUzZA==/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdlkyOXVkR0ZqZEhWekpqUW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1qcm5hRzUxZ1RuYyUzZA==/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdlkyOXVkR1Z1ZEdkeWIzVndiR2x6ZENZek15WXdKakFoUVhKakpqQXZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLWcycmcwTThlVDN3JTNk/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - جلوه هاي شهادت و مرگ آگاهي در انديشه امام خميني ره
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>ايثار و شهادت>دفاع مقدس>آيات جهاد و شهادت
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1393/05/26
بازديد: 15968
مقاله جهاد و شهادت

جلوه هاي شهادت و مرگ آگاهي در انديشه امام خميني(ره)

جلوه هاي شهادت و مرگ آگاهي در انديشه امام خميني(ره) 
 
پديد آورنده : دكتر محمدرضا دهشيري - استاديار علوم سياسي در دانشگاه امام صادق (ع) ، صفحه 230
 
مقدمه امام خميني به عنوان مقتدا و الگوي شهيدان انقلاب شكوهمند اسلامي و شهداي جنگ تحميلي، نقشي عظيم در فرماندهي و هدايت نيروهاي شهادت طلب و احياي فرهنگ تفكر بسيجي در جامعه اسلامي ايران به عهده داشته است . ترتيب اينگونه انسانهاي پاكباخته در پرتو انفجار نور، بدون ترديد، دستاوردي وصف ناشدني از نهضت آن ابرمرد به شمار مي آيد . انقلاب اسلامي ايران با رهبري داهيانه آن امام فرزانه توانست با ايجاد تحولي شگرف در ابعاد فردي و اجتماعي، معنويت و الوهيت را در ملت ايران ترسيخ نمايد .
 
آنان را به سوي ايثار و جانفشاني در راه هدف مقدس سوق دهد . فرهنگ شهادت طلبي با ايجاد تحولي دروني در جامعه، اخلاق فردي، ديني و اجتماعي آنان را به سوي آگاهي، رشد و بالندگي جهت داد و از رهگذر جهاد اكبر يا غلبه بر نفس اماره، محيط ادراكي - روانشناختي را با محيط عيني - عملياتي منطبق و سازوار نمود و با ايجاد اين تحول فكري و روحي و معنوي در درون جامعه، نوعي پويايي به ديپلماسي جهاد و استراتژي دفاعي بازدارندگي بخشيد . در انديشه دفاعي امام خميني، فرهنگ شهادت موجب اثبات حقانيت و مظلوميت كشور اسلامي نزد افكار عمومي بين المللي مي گردد به گونه اي كه از رهگذر بازشناسي جهاني آرمانهاي والا و اهداف مقدس انقلاب، ملت هاي آزاده و آزاديخواه به ارزشهاي انساني و الهي نهضت اسلامي پي خواهند برد . علاوه بر ديپلماسي جهاد، قدرت معنوي شهادت در استراتژي بازدارندگي عليه دشمنان دنيادوست نيز موثر است .
 
روحيه و اراده مصمم حق جويان وشهادت طلبان و وحدت و عزم انقلابي مردم مسلمان موجبات پيروزي خون بر شمشير و تفوق سلاح الله اكبر بر سلاحهاي مادي قدرتهاي منطقه اي و جهاني را فراهم مي آورد و فرهنگ مشاركت پذير ارتش بيست ميليوني با تكيه به موت اختياري و آگاهانه، دشمنان نظام اسلامي را از فكر تهاجم باز مي دارد چراكه عنصر مرگ آگاهي، دلاور مردان مملكت اسلامي را قادر به مواجهه با دشمنان تجاوزگر مي نمايد و با توجه به ناتواني دشمن در استيلا بر روح و دل اين جان بر كفان، دشمن را مجبور به پذيرش هزينه اي گزاف در مقابل نفعي اندك خواهد نمود و او را از انديشه اشغال سرزمين اسلامي باز خواهد داشت . با عنايت به تجليات و جلوه هاي دروني و بروني شهادت و مظاهر داخلي و خارجي آن، امام خميني انديشه دفاعي خود را بر اين مفهوم مقدس بنا نهاد و از اين بنياد لاهوتي - ناسوتي، رويكردي نوين به استراتژيهاي نظامي اختيار كرد كه شرح آن در پي مي آيد .
 
گفتار 1 - شهادت; مظهر تحول دروني جامعه اسلامي از آنجا كه شهادت موجب تحول در محيط ادراكي - روانشناختي و نيز تغيير در محيط عيني - عملياتي مي گردد به گونه اي كه اين دو محيط با يكديگر سازواري و انطباق پيدا مي كنند، و با توجه به اينكه اين پديده معنوي موجبات انسجام ميان روحيات فردي، عقايد مكتبي و واقعيات اجتماعي را فراهم مي سازد، شايسته است ابتدا اين تاثيرگذاري تحولي بر ذهنيات با الهام از كلام امام مورد پردازش قرار گيرد و سپس به تجزيه و تحليل تحولات محيطي عيني اهتمام گردد:
 
الف - تحول در محيط ادراكي - روانشناختي فردي: امام خميني در اين اعتقاد بود كه شهادت موجب تحول در اخلاق فردي و ديني مي گردد و از اين رهگذر تلقيات فرد نسبت به مبدا و معاد را دچار تغيير مي گرداند . در اين رابطه، امام بر جلوه هايي معنوي از قبيل ايمان، اخلاص، صبر، اطمينان، اعتقاد به حيات جاويد، و عروج به مقام ربوبي تاكيد داشتند كه شرح آن در پي مي آيد:
 
1 - ايمان: امام خميني شهادت را مظهر ايمان به غيب و عالم ماورا الطبيعه و هديه الهي مبتني بر اعتقاد به توحيد و يكتاپرستي مي دانستند . با عنايت به اعتقاد به علة العلل است كه فرد شهادت طلب، به رضاي الهي خشنود است و تقدير و مشيت خداوندي را پذيراست و او را در سرنوشت خويش موثر مي داند: "آنچه كه ملت ما را پيروز كرد، ايمان به خدا و عشق به شهادت بود . ملت ايران هيچ نداشت و ايمان داشت و ايمان او را بر همه قدرتها غلبه داد . " (1) "ايمان است كه شما را وادار مي كند برويد و براي اسلام فداكاري كنيد و ايمان است كه در جبهه ها اين عزيزان ما در جنگ تا حد شهادت حاضر هستند و تا اين ايمان را حفظ كرديد ... هرگز نخواهيد آسيب ديد . " (2) "اينان (شهيدان) سند ايمان و تعهدشان را به اسلام در دست دارند . " (3)
 
2 - اخلاص: امام خميني بر اين اعتقاد بود كه خلوص و معنويت اولا موجب نورانيت قلب و توجه به ارزشهاي معنوي مي گردد و ثانيا موجبات عنايت به سياستهاي اخلاقي و ارزشي و پرهيز از سياستهاي رياكارانه، دوگانه و التقاطي را فراهم مي سازد . "شما اين اخلاص تان و اين شهادت طلبي و اين ايثارتان براي خداست كه ارزش به شما داده است و اين ارزش را هيچ معياري نمي تواند اندازه گيري كند . " (4)
 
3 - صبر و شكيبايي: امام راحل (ره) شهادت را مظهر بردباري و نيل به مقام صبر كه از مراتب عاليه ايمان است تلقي نموده و اين روحيه را موجب عدم شكست روحي و در نهايت پيروزي خون بر شمشير مي دانستند . "جوانهاي ما را بعضي شان را شهيد كردند لكن استقامت اسباب اين شد كه شكست نخوردند، شكست روحي نخوردند . " (5)
 
4 - اطمينان: آرامش دلها علاوه بر آنكه از طريق ذكر و ياد خدا حاصل مي شود، بواسطه موآنست و بودن در جوار رحمت حق و چشيدن لذت انس در ضيافت مقام ربوبي نيز ميسر مي گردد . از كلام امام، مورد اخير يعني نيل به مقام والا با قدم غيبي را مي توان عامل طي مراتب يقين و منشا اطمينان قلب شهيدان تلقي نمود آنجا كه مي فرمايند: "گواراتر بر آنان باد نعمت رضايت حق كه "رضوان من الله اكبر" " (6) و نيز عدم ترديد و شك و دودلي در طي طريقت پيشوايان اسوه را از مظاهر يقين واطمينان شهيدان مي دانند آنجا كه مي فرمايند: "مگر ما پيروان پاكان سرباخته در راه هدف نيستيم كه از شهادت عزيزان خود به دل ترديدي راه دهيم؟ " (7)
 
5 - اعتقاد به حيات جاويد: امام خميني شهادت طلبي را ناشي از آگاهي به مبدا و معاد و اعتقاد به جهان باقي و حيات جاويد پس از مرگ مي دانستند كه از رهگذر اين عقيده است كه شهيد به درك زندگي برتر ازاين دنيا نايل مي گردد . با بيان اين مهم، حضرت امام خميني به ملت ايران تذكر مي دادند كه زندگي پس از مرگ فنا و نابودي نيست بلكه براي زندگاني ابدي است كه عارفان پاكباخته تقاضاي شهادت مي كنند: "در شهادت موت نيست . يك حيات جاويد است . براي حيات جاويد است كه اين تقاضاي شهادت مي كند . زيربنا توحيد است . زيربنا عقايد حقه الهي است .
" (8) "شهادت عزت ابدي است . حيات ابدي است . آنها از شهادت بترسند و از مردن بترسند كه مردن را تمام مي دانند و انسان را فاني . ما كه انسان را باقي مي دانيم و حيات جاودانه را بهتر از اين حيات مادي مي دانيم براي چه بترسيم . " (9) اصولا اشتياق به زندگي ابدي در نهاد هر انساني نشانه وجود جهان جاويد و مصون از مرگ است" . (10) " ... دنياي بزرگ يعني دنياي بعد از مرگ كه دنياي جاويد است ... " (11)
 
6 - عروج به مقام ربوبي: شهادت از ديدگاه امام خميني موجب رفع حجاب بين فرد و حق تعالي و ورود در محضر خدا با سند ثبت شده ايمان و تعهد به اسلام مي گردد . ضيافت مقام ربوبي موجبات درك لذت انس و رضايت حق و نظر به وجه الله را فراهم مي سازد و از اين رهگذر شهيد به ملا اعلي و بالاترين درجات ملكوتي نايل مي آيد و از زندگي حيواني به عالم بالا عروج مي كند: "اگر بخواهيم ارزش عمل اين شهيدان و جانبازان راه خدا را و فداكاري آنان و حجم پيامد اين شهادت ها و جان نثاري ها را بشماريم شايد ناچار باشيم به عجز خود اعتراف كنيم چه رسد به مراتب معنوي و مسائل انساني و الهي آن كه بي شك عاجز و وامانده مي باشيم .
 
" (12) "از شهيدان ارجمندي كه خداوند تعالي در شان آنان كلمه بزرگ "احيا عندربهم يرزقون" را فرموده است بشري قاصر مثل من چه تواند گفت . آيا بار يافتن نزد خداوند و ضيافت مقام ربوبي از آنان را مي توان با قلم و بيان گفت و شنود توضيح داد؟ آيا اين همان مقام "فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي" نيست كه حديث شريف بر سيد شهيدان و سرور مظلومان منطبق نموده است؟ ... اين چه سعادت عظيمي است كه نصيب بندگان خاص خود فرموده اي . "(13) "و به شهيدان بايد گفت: ايتكم الله مالم يوت احدا من العالمين" (14) "اگر يك راهي حق شد انسان نبايد از شهادت بترسد . وقتي كه ما براي اسلام و براي احياي سنت پيغمبر و اقامه عدل بپا خاستيم نبايد از اين بترسيم كه از ما شهيد شهادت پيدا مي كند ...
 
كسي بايد از مردن بترسد كه خيال كند كه بعد از مردن خبري نيست ... شهادت اين مطلبي نيست كه انسان بكلي از بين برود ... شهادت از اين عالم منتقل شدن به يك عالم بالاتري، نوراني تر، همه چيزش از اينجا بهتر . " (15) "
 
در روايتي از رسول اكرم (ص) نقل شده است كه براي شهيد هفت خصلت است كه اولي آن عبارت است از اينكه اول قطره اي كه از خون او به زمين بريزد تمام گناهاني كه كرده است آمرزيده مي شود و مهم آن آخرين خصلتي است كه مي فرمايد .
 
مي فرمايند كه (به حسب اين روايت) كه شهيد نظر مي كند به وجه الله و اين نظر به وجه الله راحت است براي هر نبي، هر شهيد . شايد نكته اين باشد كه حجاب هايي كه بين ما و حق تعالي هست و وجه الله است و تجليات حق تعالي هست تمام اين حجاب ها منتهي مي شود به حجاب خود انسان ... ما خودمان حجاب هستيم بين خودمان و وجه الله و اگر چنانچه كسي في سبيل الله و در راه خدا ... اين حجاب را شكست و آنچه كه داشت كه عبارت از حيات خودش بود تقديم كرد، اين مبدا همه حجابها را شكسته است . " (16) "وقتي بنا باشد كه شهيد منزلش در ملا اعلي باشد، اين چه خوفي دارد؟ " (17)
 
 
ب - تحول در محيط عيني - عملياتي اجتماعي: شهادت نه تنها باطن و درون فرد را دچار تحول و تغييري بنيادين مي گرداند و او را به سوي معنويت و عروج ملكوتي سوق مي دهد بلكه در ارزشها، هنجارها و باورهاي اجتماعي نيز تحولي عميق و شگرف ايجاد مي كند .
 
لذا تاثيرگذاري اين پديده صرفا به ابعاد فردي خلاصه نمي شود بلكه ابعاد خانوادگي و اجتماعي را نيز در بر مي گيرد و آن را به سوي تحولي معنوي جهت مي دهد . از اين رو شهادت علاوه بر ذهنيات، در عينيات نيز تغييري وصف ناپذير بوجود مي آورد كه در اين رابطه حضرت امام بر پديده هايي از قبيل توجه به ارزشها و باورهاي مذهبي، مشاركت جمعي در جهاد با باور اجتماعي سعادت و رستگاري، رواج فرهنگ پايداري و مقاومت، عدم هراس و وحشت از دشمن، عدم ترس و باك از مرگ، تلقي موت اختياري به عنوان مظهر افتخار و سرافرازي، آمادگي اجتماعي براي ايثار و فداكاري، توجه عمومي به ضرورت اداي تكليف و وظيفه الهي، عنايت جمعي به رشد و بالندگي جامعه و سازندگي ثروتهاي فوق الارضي و نهايتا جوانمردي به عنوان آثار اجتماعي شهادت طلبي تاكيد داشتند .
 
1 - توجه به ارزشها و باورهاي مذهبي: توكل و اتكال به ذات باريتعالي و به تبع آن اتكا به ارزشها و باورهاي مذهبي به منظور طرد ارزشهاي بيگانه از آثار اجتماعي فرهنگ شهادت طلبي در جامعه اسلامي بشمار مي آيد . امام خميني ضمن تاكيد بر اينكه شهادت در راه هدف مقدس اسلام است ترويج فرهنگ اسلامخواهي را اساس اين پديده الهي مي دانستند و معتقد بودند اسلام عزيز كه شالوده شهادت را تشكيل مي دهد بايستي مورد توجه همگان قرار گيرد . "مردم براي جمهوري نمي آيند به شهادت برسند، مردم براي اسلام مي گويند ما شهيد مي خواهيم بشويم . " (18) "
ما در راه اسلام، اين هدف مقدس، از شهادت نور چشمانمان هراس نداريم . " (19) "
براي تحقق آرمانهاي ملت مسلمان و انقلابي ايران و براي پياده كردن برنامه هاي اسلام، عاشقانه به استقبالشهادت شتافته ايد . " (20) "
اسلام عزيز تر از آن است كه ما خوف داشته باشيم كه خونمان ياجوانانمان در راه او شهيد شود . " (21) "
پيغمبر شهيد شد ... علي بن ابيطالب شهيد شد، اسلام هست . اسلام يك مرتبه اي است، يك اساسي است كه شالوده او را خدا ريخته است و خدا هميشه است و اسلام هم هميشه، خداوند حفظ مي كند اين اسلام را، ولو من نباشم . " (22)
 
2 - مشاركت جمعي در جهاد با باور اجتماعي سعادت و رستگاري: امام خميني ضمن تاكيد بر اينكه شهادت بركتي الهي و سعادتي عظيم است كه خداوند نصيب بندگان خاص خود فرموده است بر نهادينه شدن اين فرهنگ و تلقي از آن به عنوان سعادت و فوز عظيم در جامعه اسلامي اعتقاد داشتند تا از اين رهگذر ملت مسلمان، شكست ناپذير و مصون از هرگونه آسيب گردد . "اين ديگر ترسي از اين ندارد كه كشته بشود، اين شهادت را براي خودش يك سعادت مي داند . " (23) "يك ملتي كه حاضر است براي شهادت و شهادت را فوز عظيم مي داند، چه باكي از اين مسائل (جنگ) دارد؟ " (24) "قوت ايمان از ملت ما طوري بود كه شهادت را سعادت مي دانستند و دنبال شهادت بودند و خوف از مرگ نداشتند . " (25) "
 
جوانهايي ... كه شهادت را براي خودشان فوز عظيم مي دانستند مي گفتند شهيد هم بشويم سعادتمنديم . " (26) "ما اشخاصي هستيم كه در اين راه، شهادت را سعادت براي خودمان مي دانيم . " (27) "ملتي كه شهادت براي او سعادت است پيروز است . " (28)
 
3 - رواج فرهنگ پايداري و مقاومت: شهدا با خون خود درس پايداري و ايستادگي با صلابت را در مقابل دشمنان به جامعه اسلامي مي دهند و همگان را به مقاومت و بردباري دعوت مي كنند . امام خميني ضمن تاكيد بر اين پيام شهيدان، جهاد در راه حفظ ميهن اسلامي را واجب و كشتگان در اين راه مقدس كه براي خدا پايداري نموده اند را برخوردار از ثواب شهدا مي داند: "مردم انقلابي ما بايد بدانند كه براي حفظ اسلام و انقلاب و نگهباني از ثمرات آن و پاس خون شهيدان لازم است از خودبردباري انقلابي نشان دهند . " (29) "اينها (مسلمين) واجب است آنها (اشرار) را دفع كنند ولو به قتل آنها منجر بشود و هر كسي پايداري كند ثواب دارد و هركس كشته بشود ثواب شهيد دارد . " (30)
 
4 - عدم هراس و وحشت از دشمن: يكي از شيوه هايي كه استراتژيست هاي نظامي براي ترغيب مردم به حضور در صحنه فراروي سياستمداران قرار مي دهند ايجاد ترس و وحشت از دشمن و نماياندن آن به عنوان خصمي دهشتناك و وحشتناك است تا از رهگذر ايجاد نفرت و دشمن هراسي، آنان را به مشاركت در جنگ فرا خوانند . ليكن امام خميني برخلاف رويه هاي موجود، مردم را به نترسي و بي باكي از دشمن تجاوزگر به رغم بهره مندي او از سلاح هاي پيشرفته و برخورداري از حمايت قدرتهاي بزرگ فرامي خواندند و در اين رابطه، اتكا به سلاح ايمان و اتكال به ذات لايزال الهي را عاملي آرامش بخش براي ملت مسلمان و انقلابي ايران مي دانستند: "هدف، خارج كردن رعب و وحشت از دل مستضعفان و محرومان و ملل مسلمان است . با درس فداكاري و رشادت به مستضعفين جهان مي آموزيد كه وعده خدا بر حكومت پابرهنگان جهان است . " (31) "در قاموس شهادت واژه وحشت نيست . " (32) "ملت ما اكنون به شهادت و فداكاري خو گرفته است و از هيچ دشمني و هيچ قدرتي و هيچ توطئه اي هراس ندارد . هراس آن دارد كه شهادت، مكتب او نيست . " (33) "ترس مال آن است كه براي شهادت حاضر نباشد . " (34) "ملتي كه براي خدا قيام كرده و شهادت طلب مي كند، از هيچ چيز نمي ترسد . " (35)
 
5 - عدم ترس و باك از مرگ: امام خميني ضمن تاكيد بر اينكه مرگ فنا و نابودي تلقي نمي شود بلكه گذار از نشئه اي به نشئه ديگر و غروب از دنياي فاني براي طلوع در جهان ابدي مي باشد، بر اين مهم تاكيد داشتند كه ترس از مردن نزد كساني است كه به جهان ماورا الطبيعه و به دنياي جاويد پس از مرگ اعتقاد ندارند وگرنه ملت انقلابي و شهيد پرور ايران كه شهادت را با آغوش باز استقبال مي نمايد و اعتقاد به آن دارد كه منزل شهيدان در ملا اعلي و در جوار رحمت حق تعالي است نه تنها از مرگ هراس ندارد كه آن را فوزي عظيم مي داند و همين روحيه خداترسي است كه موجب بي باكي از غير ذات اقدس او مي گردد و در نهايت موجبات پيروزي اين پويندگان راه حق فراهم مي سازد . لذا ملت ايران نه تنها ازشهادت هراسي ندارد كه به آن نيز عشق مي‌ورزد: "ما اگر از مرگ بترسيم معنايش اين است كه ماورا الطبيعه قبول نيست" .
 
 (36) "از مرگ نترسيد كه حيات و ممات به دست خداست . " (37) "آنها بايد از مردن بترسند كه بعد از مرگ، موت را فنا مي دانند . ما كه بعد از موت را حيات بالاتر از اين حيات مي دانيم چه باكي داريم . " (38) "ترس از مرگ براي كساني است كه دنيا را مقر خود قرار داده و از قرارگاه ابدي و جوار رحمت ايزدي بي خبرند . "(39) "كجا ديديد كه عاشقانه دنبال شهادت باشند؟ " (40) "اين قدرت خداي تبارك و تعالي است كه جوانهاي ما را عاشق شهادت كرده است . " (41) "خوب مرگ براي دنيا پرستان جنايتكار است نه پويندگان راه حق . " (42) "اين ملت پيش مي برد براي اينكه خوف از مرگ ندارد . الهي است . كساني كه الهي هستند خوف ندارند از هيچ چيز . از خدا مي ترسند و دنبال اينكه احكام خدا را در كشورشان ايجاد كنند و متحقق كنند بپاخاستند . " (43) "آنها بايد بترسند كه مرگ حيواني را بر مرگ انساني ترجيح مي دهند . " (44) "ملتي كه شهادت را مي خواهند، او را از چه مي ترسانند؟ او را از مردن مي ترسانند؟ اينها شهادت را شرف خودشان مي دانند . آنها ما را از مردن مي ترسانند؟ مردن براي آنها ترس دارد كه قائل نيستند به ماورا طبيعت . "(45) "مگر شهادت هم نگراني دارد؟ ما دوستانمان كه شهيد شدند در جوار رحمت حق هستند . " (46) "شما پيروزيد براي اينكه ايمان داريد . شما پيروزيد براي اينكه شهادت را در آغوش مي گيريد و آنهايي كه از شهادتو از مردن مي ترسند آنها شكست خورده اند . " (47)
 
6 - تلقي شهادت طلبي به عنوان مظهر افتخار و سرافرازي ملي: امام خميني شهيدان را مظهر افتخار، غرور و شرف ملي قلمداد مي نمايند از آن لحاظ كه اين پاكباختگان مردم را به پايداري و مقاومت دعوت مي كنند و تجلي عزت و سرافرازي جامعه اسلامي و موجب اعتلاي اسلام و مملكت اسلامي محسوب مي شوند . ايشان روحيه شهادت طلبي را منشا پيروزي بر تمامي قدرتهاي مادي تلقي مي نمايند و مي فرمايند: "اكنون اسلام به اين شهيدان و شهيد پروران افتخار مي كند و با سرافرازي همه مردم را دعوت به پايداري مي نمايد . " (48) "ملتي كه شهادت را مي خواهند، او را از چه مي ترسانند؟ او را از مردن مي ترسانند؟ اينها شهادت را شرف خودشان مي دانند . " (49) "اسلام شهداي بزرگ داشته است و مفتخر است به اينكه در راه خدا و در راه هدف، شهداي بزرگ داده است . ما هم مفتخريم به اينكه در راه اسلام و در راه هدفمان شهيد بدهيم . " (50) "و هركس شهيدي دارد، براي خانمان خودش يك افتخار مي داند" (51) "ملت ما شهادت را براي خود سعادت و شرف مي داند . " (52) "موت اختياري، شهادت، رسيدن به خدا در لباس شهيد و با ايده شهدا ... در راه خدا رفتن شهادت است و سرافرازي و تحصيل شرافت براي انسان و انسانها . " (53) "من وقتي كه اينطور احساسات را از جوانهاي وطن مي بينم و اينطور مهيا بودن از براي شهادت، مهيا بودن از براي دفاع از اسلام، غرور مي گيرد مرا كه ما همچو جوان هايي داريم . " (54)
 
7 - آمادگي اجتماعي براي ايثار و فداكاري: امام خميني با تاكيد بر اينكه ايثار و فداكاري از مستلزمات يك نهضت اسلامي بشمار مي آيد ضرورت خو گرفتن ملت به اين فرهنگ الهي را براي خنثي سازي توطئه هاي دشمنان مورد اهتمام قرار مي دادند تا از اين رهگذر ستمگريها و ددمنشي ها و تن پروريها درهم كوفته شود و عبادت ايثار در اوج قله شكوه پرتو افشاني نمايد . "تنها ايمان به خداوند و عشق به شهادت در راه اسلام و روح ايثار و فداكاري، ابزار نبرد نابرابر اينان (ملت ايران) بود . " (55) "ملت ما اكنون به شهادت و فداكاري خو گرفته است و از هيچ دشمني و هيچ قدرتي و هيچ توطئه اي هراس ندارد . " (56) "طبع يك انقلاب، فداكاري است . لازمه يك انقلاب، شهادت و مهيا بودن براي شهادت است .
 
قرباني شدن و قرباني دادن در راه انقلاب و پيروزي آن اجتناب ناپذير است بويژه انقلابي كه براي خداست و براي دين او، براي نجات مستضعفان است و براي قطع اميد جهانخواران و مستكبران" . (57) "سيل خروشان انسانهاي الهي كه شهادت را سعادت و ايثار خون را بزرگترين عبادت مي دانستند، ديوار ديومنشان و تخت و تاج 2500 سال ستمگري و آدمخواري و تن پروري را چنان درهم كوفتند كه نه از تاك نشان ماند و نه از تاكنشان . " (58)
 
8 - توجه عمومي به ضرورت اداي تكليف و وظيفه الهي: امام خميني بر اين اعتقاد بودند كه فرهنگ شهادت طلبي ناشي از روحيه اداي تكليف و وظيفه الهي نزد ملت مسلمان ايران است كه اين مهم از قدرت اسلام نشات گرفته است . لذا بر مسلمانان است كه از اين امانت الهي پاسداري و حراست نمايند: " ... ما آمديم اداي وظيفه خدائي را بكنيم، آمديم اسلام را حفظ بكنيم، اسلام از همه چيز عزيزتر است ... اسلام امانت خداست ... آنها تكليف خودشان را عمل كردند و به شهادت رسيدند . " (59) "جوانهاي ما كه شهيد شدند، همه اينها شهادت را استقبال مي كردند . اين براي قدرت اسلام بود . " (60)
 
9 - عنايت جمعي به سازندگي انسان و بالندگي اجتماع: امام خميني با عنايت به ضرورت تربيت و سازندگي جوانان به عنوان ثروتهاي فوق الارضي و لزوم تحول و رشد جامعه در اثر توجه به معنويت، رواج فرهنگ شهادت طلبي را در تحقق اين غايت جمعي حائز اهميت مي دانستند و آثار انسان ساز و اجتماع پرور آن را مورد اهتمام قرار مي دادند: "هر شهادتي براي ملت رشيد ما رشدي چشمگير به ارمغان آورده، به طوري كه شهادتهاي پي در پي، جمهوري اسلامي را آنچنان بيمه كرد كه از آسيب دهر مصون گرديد . " (61) "محرم، ماه نهضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياي خداست كه با قيام خود در مقابل طاغوت، تعليم سازندگي و كوبندگي به بشر داد . " (62) "شهادت انسان ساز سردار پرافتخار اسلام ... دكتر مصطفي چمران را ... تسليت و تبريك عرض مي كنم . " (63) "ملت ما براي خدا، شهادت مي خواهند ... اينها رشد دارند . " (64)
 
10 - جوانمردي: نضج روحيه شهادت طلبي از ديدگاه حضرت امام موجب ترويج روحيه عياري و مردانگي در جامعه مي شود . جهاد اينشهادت طالبان و با شهامتان و تلاش آنان براي خدمت و فداكاري در راه اسلام، ميهن و ملت نشان از جوانمردي و روحيه منجي گري آنان دارد . "جوانان ما مرد شهادت و شهامتند . " (65) "شهادت عزيزان مطرح نيست، خدمت عزيزان مطرح است . " (66) "چه بهتر كه در حال خدمت به اسلام و ملت شريف اسلامي شربت شهادت نوشيدن و با سرافرازي به لقا الله رسيدن . " (67) "اين روحيه را دارند كه روحيه بسيار ارزشمندي است و شهادت طلبي است . و خود را به حلقوم مرگ انداختن براي نجات اسلام و نجات كشور . " (68)
 
گفتار 2 - شهادت بنياد ديپلماسي جهاد و استراتژي دفاعي بازدارندگي: پاكباختگي گرچه در جنبه هاي فردي و اجتماعي متضمن خودسازي و دگر آگاهي است، در عرصه سياست ها و راهبردهاي دولت اسلامي نيز از اهميت و كاركردي موثر برخوردار مي باشد . مرگ آگاهي و شهادت در ديپلماسي جهاد بيانگر مظلوميت و اراده مصمم ملتي شجاع و با شهامت براي پاسداري از ارزشها و حريم سرزميني مملكت اسلامي است كه در اين رهگذر افكار عمومي بين المللي در راستاي حقانيت دولت اسلامي جهت مي يابد .
 
و در جنبه دفاعي، از آن لحاظ بازدارنده دشمن از فكر تهاجم و يا تداوم اشغال سرزمين اسلامي محسوب مي شود كه خصم خود را با مردمي جان بر كف مواجه مي بيند كه هرزمان آماده شهيد شدن در راه حفظ ارزشهاي اسلامي و تماميت ميهن خود هستند . از اينرو ديپلماسي جهاد براي تغيير ذهنيات جامعه جهاني و استراتژي بازدارنده دفاعي براي تحول در عينيات منطقه اي جهت مي يابند كه هر دو مهم بر مفهوم بنيادي شهادت استوار مي باشند .
 
الف - شهادت طلبي; شالوده ديپلماسي جهاد: ديپلماسي جهاد به معناي سياستهاي اعلامي و تبليغاتي دولت اسلامي به منظور توجيه اقدامات دفاعي خود عليه دشمن متجاوز است تا از اين رهگذر به جهانيان ثابت نمايد كه آغازگر جنگ نبوده و دفاع او حركتي مشروع و مطابق با ارزشهاي انساني و هنجارهاي حاكم بر نظام بين الملل تلقي مي گردد .
از اين رو ديپلماسي جهاد به منظور جهت دهي به افكار عمومي بين المللي در راستاي اثبات حقانيت اقدامات نظام اسلامي تدوين و اجرا مي گردد و اين در حالي است كه ديپلماسي مزبور از استراتژيهاي دفاعي از آن جهت متمايز مي گردد كه در مورد اخير، دولت اسلامي با هدف پاسخگويي عملي به حملات دشمن متجاوز و دفاع از كيان مملكت اسلامي با آماده سازي عده و عده به ميدان مي آيد . از اينروست كه ماهيت اعلامي ديپلماسي جهاد بر دلايلي توجيهي و با جنبه هايي تبييني استوار است كه در اين رابطه از رهگذر مفهوم شهادت برمسائلي از قبيل رفع ظلم و فتنه و توطئه و تجاوز عليه مملكت اسلامي، حراست از ارزشهاي انساني، دفاع از ارزشهاي معنوي، حفظ امانت اسلام و ميراث اسلامي، عدالت جويي و حق طلبي و استقلال طلبي، آزادگي و آزاديخواهي تاكيد مي گردد و اين مهم از مرور بر بيانات امام راحل بوضوح استنباط مي گردد:
 
1 - رفع ظلم و فتنه و توطئه و تجاوز عليه مملكت اسلامي: امام خميني ضمن تاكيد بر ماهيت دفاعي و نه تهاجمي اقدام ايران در جنگ تحميلي، بر اين نكته تاكيد مي نمودند كه شهادت عزيزان و دلاور مردان ميهن اسلامي ايران حكايت از مظلوميت مردمان اين مرز و بوم دارد . در اين رابطه، امام خميني ضمن تاكيد بر ضرورت مقابله با فتنه انگيزي تجاوزگران و پيمان شكنان براي دفاع از كيان مملكت اسلامي و لزوم دفاع از حيثيت مسلمانان از طريق خنثي سازي توطئه هاي فرسايشي، شهادت طلبي جوانان ايران اسلامي را دال بر حقانيت اين دفاع مقدس مي دانستند . "ما براي ميهن عزيزمان تا شهادت يكايك سلحشوران ايران زمين مبارزه مي كنيم و پيروزي ما حتمي است . " (69) "محرم ماه نهضت بزرگ شهيدان و سرور اولياي خداست كه با قيام خود در مقابل طاغوت، تعليم سازندگي و كوبندگي به بشر داد و راه فناي ظالم و شكستن ستمكار را به فدايي دادن و فدايي شدن دانست و اين خود سرلوحه تعليمات اسلام است براي ملت ها تا آخر دهر . " (70) "
 
دشمنان ما گمان مي كردند با توطئه هاي فرسايشي مي توانند نهضت اسلامي و انقلاب شكوهمند اين ملت شهيد پرور را به سردي و سستي سوق دهند، غافل از آنكه قيامي كه براي خداست و نهضتي كه براساس معنويت و عقيده است عقب نشيني نخواهد كرد . ملت ما اكنون به شهادت و فداكاري خو گرفته است و از هيچ دشمني و هيچ قدرتي و هيچ توطئه اي هراس ندارد . هراس آن دارد كه شهادت، مكتب او نيست . " (71)
 
2 - حراست از ارزشهاي انساني: امام خميني بر اين نكته تاكيد داشتند كه مبارزه ايران اسلامي با دشمنان نه تنها بر خلاف موازين انساني و انساندوستي نيست كه از سر جوانمردي و پايداري از ارزشهاي انساني و نوعدوستي انجام مي شود و در اين رابطهشهادت انسانهاي پاكباخته دال بر ابعاد انساني اين پديده معنوي است . "در راه خدا رفتن شهادت است و سرافرازي و تحصيل شرافت براي انسان و انسانها . " (72) "مگر عزت و شرف و ارزشهاي انساني، گوهرهاي گرانبهايي نيستند كه اسلاف صالح اين مكتب، عمر خود و ياران خود را در راه حراست و نگهباني از آن وقف نمودند . " (73)
 
3 - دفاع از ارزشهاي معنوي: امام خميني معتقد بودند كه شهادت براي احياي معنويت در جامعه اي است كه توجه به مسائل اخلاقي و معنوي از ذهنيات رخت بربسته و مقتضي است در جهان مادي گراي امروز دولت اسلامي نداي معنويت سر دهد تا انسانها احساس كنند كه حيات آنان در اين روحيات معنوي نهفته است و شهادت طلبي نيز از باب احياي اين بعد در زندگاني انساني است . در اين رابطه، امام خميني، اساس معنويت را اسلام عزيز مي دانستند كه با حراست از آن; معنويت نيز به منصه بروز خواهد رسيد: "مگر شهادت ارثي نيست كه از مواليان كه حيات را عقيده و جهاد مي دانستند و در راه مكتب پر افتخار اسلام با خون خود و جوانان عزيز خود از آن پاسداري مي كردند به ملت شهيد پرور ما رسيده است؟ " (74) "هر وقت ... مناجات راز و نيازهاي اين عاشقان خدا و فانيان راه حق را در آستانه هجوم به دشمن مي نگرم كه با مرگ دست به گريبان هستند و از شوق عشق، در پوست نمي گنجند، خود را ملامت مي كنم و بر حال خويش تاسف مي خورم . اكنون ملت ما دريافته است كه كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا . " (75)
 
4 - حفظ امانت اسلام و ميراث اسلامي: امام خميني (ره) بر اين اعتقاد بود كه اسلام امانتي الهي است كه از اولياي خدا نزد ما مسلمانان به ارث رسيده است و با كساني كه بخواهند اين امانت خداوندي را از مسلمانان بگيرند مقابله خواهيم كرد . از اين رو امام خميني مي خواستند در ديپلماسي جهاد به اين نكته اشاره نمايند كه مبارزه مسلمانان در راستاي دفاع از حق و حراست از اين ميراث الهي است تا خللي به آن از سوي متخاصمان وارد نيايد و شهادت در واقع ضامن حفظ و بقاي اين امانت و تداوم بخش آن است كه موجبات مصون ماندن و بيمه نگه داشتن آن از آسيب هاي دهر را فراهم خواهد آورد و مكتب را براي هميشه احيا خواهد كرد و ملت ايران ميراث دار شهيدان و حافظ اين امانت الهي خواهد بود: "مسير اسلام، برشهادت در راه هدف است، و اوليا خدا، عليهم السلام شهادت را يكي از ديگري به ارث مي برند و جوانان متعهد ما براي نيل شهادت در راه خدا، درخواست دعا مي كرده و مي كنند . " (76) "آنهايي كه حفاظت اين كشور را مي كنند، اين روحيه را دارند كه روحيه بسيار ارزشمندي است و شهادت طلبي است و خود را به حلقوم مرگ انداختن براي نجات اسلام و نجات كشور ... و مادامي كه اين روحيه هست ... مطمئن باشيد كه اين كشور بيمه است . " (77) "آن كه مرگ را در آغوش مي گيرد براي اينكه شهادت است براي اينكه از اسلام است براي اينكه دفاع از حق است . " (78) "جوانهاي ما كشته شدند و در راه اسلام كشته شدند، شهيد شدند، هنيئا لهم اما كشته شدن، دفن شدن مكتب اهميت دارد . " (79) "سيدالشهدا مكتبش محفوظ بود و خودش شهيد شد . شهادت گاهي مكتب را پيش مي برد ... خدا نكند كه يك وقت شهادت مكتب پيش بيايد . " (80) "شهادت حضرت سيدالشهدا، مكتب را زنده كرد، خودش شهيد شد، مكتب اسلام زنده شد . " (81) "اينها با كمال شهامت و قدرت به اسلام خدمت كردند و اسلام را به ارث پيش ما گذاشتند . ما هم موظفيم كه اين ارث بزرگ را حفاظت كنيم و براي آن جانبازي كنيم ... همه ما موظفيم در حفظ اين امانتي كه از جانب خداست . "(82)
 
5 - عدالتخواهي و حق جويي: امام خميني با تاكيد بر بي عدالتي ها و حق كشي هايي كه از جانب متجاوزان به ميهن اسلامي صورت مي گيرد بر حركت عدالتجويانه و حق طلبانه ملت مسلمان ايران تاكيد داشتند و شهادت و مرگ آگاهي مردمان اين مرز و بوم را دال بر حقانيت و حق گرايي اين جان بركفان مي دانستند: "اكنون كه ملت ايران بر سر دوراهي مرگ و حيات و آزادي و اسارت و استقلال و استعمار و عدالت اقتصادي و استثمار واقع است و در پيشگاه خداوند تعالي و نسل آتيه مسئول است بايد تا رسيدن به هدف، نهضت را هر چه شور انگيز تر ادامه دهد . " (83) "آنهايي كه اهل حق بودند، شهيد شدند . " (84) "وقتي كه ما براي اسلام و براي احياي سنت پيغمبر و اقامه عدل بپا خاستيم . نبايد از اين بترسيم كه از ما شهيدشهادت پيدا مي كند . " (85)
 
6 - استقلال طلبي و آزاديخواهي: امام خميني ضمن تاكيد بر عدم تحمل يا پذيرش دخالت خارجي يا نفوذ بيگانگان در مقدرات و سرنوشت سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ايران اسلامي بر ضرورت عدم تعهد به شرق و غرب و مبارزه با استعمار و پرخاش عليه نظام غيرعادلانه موجود در روابط بين الملل از طريق تحكيم حاكميت ملت مسلمان ايران پافشاري داشتند كه شهادتطلبي جان بركفان ايران زمين را نشان از روحيه عدم وابستگي به شرق يا غرب مي دانستند . همچنين اين روحيه را نشان از آزادگي و آزاديخواهي ملت ايران مي دانستند كه مي خواهند بدون تمكين و تسليم در برابر هيمنه قدرتهاي بزرگ، به جاي تاثيرپذيري، به تاثيرگذاري بر محيط بين الملل اقدام نمايند و رهايي از يوغ استعمارگران را بر سراسر گيتي طنين انداز نمايند . بنابراين شهادت طلبي عزيزان ايران اسلامي به جهانيان خواهد فهماند كه از دفاع مقدس، هدفي جز اعتلا و سربلندي ميهن و برقراري آزادي و استقلال در اين خطه از جهان ندارند و اين مهم در تاريخ ثبت گرديده و درسي براي آيندگان خواهد شد: "امروز روز شهادت و خون است و ... مكتب اسلام عزيزمان دستور مي دهد تا دست از آزادي خواهي و استقلال طلبي برنداريم . " (86) "اين ارزشها (شهادت) و انگيزه هاست كه انسان را از اسارت نفس اماره به سؤ و وابستگي به غرب و شرق، نجات و به شجره مباركه زيتونه لاشرقيه ولاغربيه مي رساند . " (87) "
 
ما امروز به انتظار شهادت نشسته ايم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهاني با سرافرازي بايستند و بار مسئوليت استقلال واقعي را در تمامي ابعادش به دوش بكشند و با افتخار پيام رهايي مستضعفين را در جهان سردهند . " (88) "در خيابانها و بازارها و كوچه ها شهيد داديم كه به مقصد برسيم . براي مقصد بود و آن مقصد همان بود كه ملت ما فرياد كشيدند و آن را خواستند: استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي" . (89) شما اينهمه شهيد داديد تا آزادي و استقلال را به دست آوريد و بايد با چنگ و دندان اين آزادي و استقلال را حفظ كنيد . " (90) "نهضت مقدس اسلامي شما گرچه با خون پاك شهيدان و مصيبت هاي جانگداز توام بود لكن آزاديخواهي و استقلال طلبي شما در جبين تاريخ ثبت شد . " (91) "ملتي كه شهادت دارد اسارت ندارد" (92)
 
ب - شهادت، اساس پويايي و پايايي استراتژي دفاعي بازدارندگي: امام خميني ، ضمن تاكيد بر اهميت بازداشتن عملي دشمن از تجاوز، تهاجم يا ادامه اشغال سرزمين اسلامي، سعي در استناد به روحيه شهادت طلب مردم ايران براي اثبات پيروزي اين جان بركفان بر دشمنان مادي و دنياطلب داشتند و در اين رابطه دلايل پويايي استراتژي دفاعي باز دارنده را كه بر بنياد شهادت خواهي استوار است در اموري از قبيل برتري قدرت معنوي بر قدرت مادي، ارتقا روحيه و اراده مصمم ملت شهادت طلب، موفقيت استراتژي بي باكانه و پيشرو، اعطاي اميد به مردم خودي و ايجاد ياس در دل دشمنان، وجود وحدت ملي و انسجام ملت و دولت وايجاد موج اسلامگرايي و آزاديخواهي در ميان ملتهاي جهان مي دانستند:
1 - برتري قدرت معنوي بر قدرت مادي: امام خميني معتقد بودند كه شهادت طلبي مردم مسلمان ايران نشان از به فعليت رسيدن نيروهاي الهي و معنوي و ارتقا توانايي، موقعيت، پرستيژ و حيثيت دولت اسلامي دارد كه مي تواند ضعفهاي نظامي را جبران و آسيب پذيري هاي مادي را برطرف نمايد . از اين رو، شهادت را عامل تبديل ضعف به قدرت و بيمه نمودن نظام اسلامي از آسيب هاي ظاهري مي دانستند . ايشان با تاكيد بر تحول معنوي، باطني و روحي مردم ايران كه با معيارهاي مادي، سنجشهاي بشري و انگيزه هاي عادي قابل سنجش و اندازه گيري نمي باشد به تداوم اين معنويت به عنوان رمز اصلي پيروزي تاكيد داشتند; و از اين رهگذر به دشمنان تفهيم مي نمودند كه جنگ صرفا با سلاح مادي قابل پيش بيني نيست و پيروزي نهايي از آن كسي است كه با منشا قدرت مطلقه يعني خداوند متعال در ارتباط باشد و اين جبهه الهي است كه سرانجام به فتح و پيروزي نايل خواهد شد و دشمنان تاب مقاومت در برابر آن را نخواهند داشت: "رمز پيروزي توجه به خدا بود، اشخاصي مي آمدند از جوانهاي برومند پيش من و مرا قسم مي دادند كه شما دعا كنيد ما شهيد بشويم . اين عنايت خدا بود . اين تحول، تحولي بود كه به دست بشر نمي شد انجام بگيرد . در ملت، يك تحول روحي پيدا شد، يك تحول باطني . " (93) "
 
ملتي كه اينطور تحول پيدا كرده است كه ... جوان هايش پياده مي آيند و غسل شهادت مي كنند و پيشقدم برايشهادت هستند پيروزند . " (94) "
 
جوانهاي ما از باب اينكه از شهادت ديگر ترسي نداشتند بلكه استقبال مي كردند از شهادت، اين قدرت را پيدا كردند كه همه به هم دست دادند و اين مملكت را نجات دادند . " (95) "ايران شهادت طلب هم از اين پديده سعادتمند مستثني نيست . " (96) "
 
آنها عرضه اين را كه با يك ملتي كه با شجاعت خود و تعهد خود به اسلام و روي گشاده به طرف مرگ مي رود، به طرف شهادت مي رود، تا مرز شهادت مي رود، نمي توانند مقابله كنند . " (97) "اين ملت كوچك در مقابل همه اين قدرتها ... ايستاد و از خوف از مرگ نترسيد و متحول شد به يك انسان هاي الهي كه عاشق ديدار خداي تبارك و تعالي و عاشق شهادت هستند و مقصد خودشان را پيش بردند و دارند پيش مي برند . " (98) "شهادت در راه خداوند چيزي نيست كه بتوان آن را با سنجشهاي بشري و انگيزه هاي عادي ارزيابي كرد . " (99) "
 
جوانهاي ما در حال انقلاب و حال هم باز تقاضا مي كنند كه ما دعا كنيم آنها شهيد بشوند . اين تحول بزرگي كه به اراده خداي تبارك و تعالي در اين ملت پيدا شد موجب پيروزي آنها بر يك قدرت شيطاني بزرگ كه پشتيبان او همه ابرقدرت ها بودند گرديد . " (100) "ملتي كه زن و مردش براي جانفشاني حاضرند و طلب شهادت مي كنند، هيچ قدرتي با آن نمي تواند مقابله بكند . " (101) "ملت ما يك ملتي است كه از ضعف به قدرت متحول شده است و آرزوي شهادت مي كند . يك همچو ملتي كه آرزوي شهادت مي كند، اين ملت ديگر خوف ندارد . خوب پيروز است . " (102)
 
2 - ارتقا روحيه و اراده مصمم ملت شهادت طلب: امام خميني ضمن تاكيد بر نقش و اهميت ايدئولوژي مكتبي و باورهاي مذهبي در پيشبرد مقاصد انقلاب و تاثير روحيه مصمم بر افزايش توان مقاومت ملت، آن را بيمه كننده نظام اسلامي و عامل پيروزي آن و خنثي كننده استراتژيهاي نظامي دشمن تلقي مي نمودند . از آنجا كه اين روحيه واراده مبتني بر آگاهي و علم و توام با شجاعت و شهامت است دشمن خود را با انسانهايي مواجه مي بيند كه حاضر به جانفشاني هستند و مرگ سرخ را بر زندگي ننگين و سياه و ذلت بار ترجيح مي دهند به گونه اي كه همانند سياست زمين سوخته، دشمن متوجه مي گردد كه به فرض فتح سرزمين، با كشوري متشكل از افراد غير مطيع و يا ديواري گوشتي از شهدا روبرو مي گردد كه براي او نفعي در بر نخواهد داشت . تاكيد امام خميني بر ارتش بيست ميليوني كه از نظر عددي موجب تقويت منابع داخلي قدرت و از لحاظ روحي موجب اعتلاي معنوي سربازان اسلام مي گردد نشان از ضرورت نمايش قدرت ملت مسلمان براي كشاندن دشمن به لبه پرتگاه دارد . لذا، از ديدگاه امام راحل، روحيه شهادت طلبي نشان از تحرك و عزت طلبي و پويايي و شجاعت براي تاختن در دل دشمنان اسلام دارد كه از اين رهگذر سياستهاي آشفته، لرزان، سازشكارانه، مبتني بر ترضيه خاطر (apeasement) كه منجر به كمرنگ شدن ارزشهاي مكتبي مي گردد نفي مي شود و تلاش دشمنان براي مداخله نظامي و يا محاصره اقتصادي با اراده پولادين ملت مسلمان خنثي مي گردد . "
 
مردم ما ديگر به هيچوجه حاضر نيستند تن به خواري و ذلت دهند و مرگ سرخ را به زندگي ننگين ترجيح مي دهند . ما براي كشته شدن حاضريم و با خداي خويش عهد نموده ايم كه دنباله روي امام خود سيدالشهدا (ع) باشيم . "(103) "مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگي سياه است . " (104) "مرگ از اين زندگي ذلت بار بهتر است . " (105) "حصر اقتصادي شماها، در آن اداره ملت ما، آن تصميم و اراده ملت ما اثري نخواهد كرد و ما مهياي مرگ هستيم . "(106) "ملت مستضعف ما ... هر چه شهيد داد مصمم تر شد . " (107) "به دنبال شهادت مردان بزرگ، بايد اراده ها مصمم تر گردد . ما بايد مهيا باشيم كه باز شهيد بدهيم ... لكن اينشهادت ها اراده هاي شماها را بايد مصمم تر كند . " (108) "
 
شهادت يك هديه اي است از جانب خداي تبارك و تعالي براي آن كساني كه لايق هستند و دنبال هر شهادتي بايد تصميم ها قوي تر بشود . " (109) "ما 35 ميليون جمعيت داريم كه اينها بسياريشان، بسيار زيادشان، آرزوي شهادت مي كنند . ما با اين 35 ميليون به ميدان مي رويم . بعد كه ما شهيد شديم، خودتان با ايران هركاري مي خواهيد بكنيد . " (110) "اگر بر كشوري نداي دلنشين تفكر بسيجي طنين اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد . " (111) "ارتش بيست ميليوني كه با سازماندهي خود ملت مجهز مي شوند آماده فداكاري در راه اسلام و كشور است . "(112)
 
3 - موفقيت استراتژي بي باكانه و پيشرو: امام خميني در راستاي تضعيف روحيه دشمنان، بر تحرك و پيشگامي و پيشروي حركتهاي شهادت طلبانه تاكيد داشتند بويژه آنكه اين حركتها را توام با هدفمداري، علم، آگاهي و رشد چشمگير مي دانستند نه آنكه از روي جهالت و پوچگرايي برخاسته باشد . ايشان با تاكيد بر اينكه اين استراتژي پيش برنده، همانگونه كه علت موجده و معده نهضت اسلامي ايران بوده، علت مبقيه آن نيز مي باشد و ملت ايران كه بي باكانه و بدون ترس از جنگ با قواي مادي به استقبال شهادت مي شتافت، قادر است با اقتدا به الگوها و اسوه هاي پاكباختگي با سلاح الله اكبر در مقابل توپ و تانك و سلاحهاي مادي بايستد و در مواردي بظاهر ممتنع براساس موازين طبيعي، به پيشروي در سرزمين دشمن بپردازد و با بي باكي آنچنان بر قلب دشمن بتازد كه آن را از درون منهدم نمايد و آسيب ناپذيري و حركت به پيش نهضت و مكتب را در تاريخ ثبت نمايد و از اين رو شهادت طلبي را نافي تقاعد و پسروي و عامل پيش برندگي مي دانستند: "آنها كه ... به شهادت رسيدند، آنها مبدا اين نهضت عظيم شدند . " (113) "
 
مگر شهادت يك امري است كه انسان براي آن عقب نشيني كند . " (114) "امروز ايران يكپارچه تحرك است . يكپارچه فعاليت است، يكپارچه هواي عشق و شهادت و هواي عالم غيب است . "(115) "با كشتن يك نفر ولو هرچه بزرگ باشد اين ملت عقب نمي نشيند . " (116) "اينها يك تحولات روحي بود كه ... مردم ... در مقابل تانك و توپ ... با مشت خالي ايستادند و كشته دادند و جلو رفتند . يك پيشروي كه روي موازين طبيعي ممتنع به نظر مي آمد . " (117) اين حس شهادت بود و اين حس جلو آمدن براي اسلام و شهادت بود كه ما را به پيروزي رساند . " (118) "
 
ما از شهيد دادن باكي نداريم . " (119) "زنان و مردان مي آمدند پيش من واصرار مي كردند كه شما دعا كنيد تا شهيد بشويم ... اين روحيه موجب پيشرفت است . جديت كنيد كه اين روحيه محفوظ باشد . " (120) "اصولا شهدا را قلمها مي سازند و قلمها هستند كه شهيد پرورند" . (121) "مصيبت آن است كه مكتب شكست بخورد . سيدالشهدا (ع) شهيد شد با همه اصحاب و غيره . لكن مكتب جلو رفت . شهادت او مكتب را جلو برد . " (122)
 
4 - اعطاي اميد به مردم خودي و ايجاد ياس در دل دشمنان: امام خميني از چهار طريق اميد و اطمينان را در دل مردم تقويت و ياس و نوميدي را در دل دشمنان ايجاد مي كردند يكي از طريق استناد به تاريخ صدر اسلام و تاريخ انقلاب تا از رهگذر تاكيد بر پيشينه هاي تاريخي و پيروي از اسطوره هاي مقاومت در صدر اسلام، نويد پيروزي اسلام را بر كفر جهاني به ملت مسلمان ايران بدهند و نشان دهند كه اسلام كه با خون شهيدان و مجاهدان آبياري شد سرانجام به ثمر نشست و درخت آن بارور شد . شيوه دوم از طريق متقاعد سازي مردم ايران بود به اينكه شهادت احدي الحسنيين تلقي مي شود و ملت ايران با تلقي شهادتبه عنوان فوز و رستگاري عظيم سرانجام به پيروزي نايل خواهد شد . شيوه سوم خرسندسازي مردم به اين بود كه نيل به هدف و تحقق مقاصد مكتب موجبات عزت و شكوه و حيثيت مسلمانان را فراهم خواهد آورد و شيوه چهارم آنكه با تقويت روحيه بي باكي به مردم ندا مي دادند كه نبايستي از شهادت عزيزان و يا دخالت هاي نظامي و محاصره هاي اقتصادي بيگانگان هراسي به دل راه دهند چرا كه با روحيه شهادت طلبي و تلقي آن به عنوان پيروزي، دشمن در مقابل نهضت اسلامي ناتوان و سرافكنده خواهد شد و به شكست و نوميدي سوق داده خواهد شد .
 
1 - 4 - تاكيد بر پيشينه هاي تاريخي: امام خميني با تاكيد بر وقايع صدر اسلام كه مسلمانان شهادت را براي خود فوزي عظيم مي دانستند و نيز با استناد به واقعه كربلا كه سرور و سالار شهيدان امام حسين (ع) با خون خود، پيشروي قيام عاشورا را تضمين نمود و نيز انقلاب اسلامي ايران كه با خون شهيدان آبياري شد نقش پيش برنده شهادت كه موجبات رسوايي دشمنان دين را فراهم آورد مورد اهتمام قرار مي دادند تا از اين رهگذر به تضعيف روحيه دشمن نيز بپردازند: "اين تحول پيش آمد كه مردم همانطوري كه در صدر اسلام جوانهاي مسلمين، آرزوي شهادت مي كردند در ايران هم اين آرزو پيدا شد . " (123) "شهادت ارثي است كه امثال اين شخصيت هاي عزيز از مواليان خود برده اند . " (124) "مثل حسين (ع) بايد به شهادت برسيم . " (125) "اگر سيد الشهدا نبود يزيد و پدرش و اعقابشان اسلام را منسي كرده بودند . " (126) "هرچه روز عاشورا سيدالشهدا سلام الله عليه به شهادت نزديكتر مي شد افروخته تر مي شد . جوانان او مسابقه مي كردند براي اينكه شهيد بشوند ... آنها مي فهميدند كجا مي روند، آنها مي فهميدند براي چه آمدند، آگاه بودند كه ما آمديم اداي وظيفه خدائي را بكنيم . " (127) "اينطور روحيات بود كه براي شهادت داوطلب بودند، يعني از مرگ نمي ترسيدند، همانطوري كه صدر اسلام هم پيشرفت مسلمين همين بود . " (128) "اسلام از روز اول كه ظهور پيدا كرد با شهادت، اين دين حنيف را ترويج كرد . " (129) "
 
اسلام از اول پيدايش، با خون شهيدان و مجاهدان آبياري شد و به ثمر رسيد ... با خون شهيدان ملت ما حيات خود را بازيافت . " (130) "تاريخ اسلام مشحون بوده است از اين مجاهدت ها و شهادت ها . " (131) "اينهمه بركات از شهادت ايشان (امام حسين (ع » است . " (132) "گويي خون شهيدان ما امتداد خون پاك شهيدان كربلاست . " (133)
 
2 - 4 - تلقي شهادت به عنوان احدي الحسنيين: امام خميني اين نكته را مورد تاكيد قرار مي دادند كه چه كشته شويم و چه بكشيم پيروزيم چرا كه به اهداف مقدس مكتب و به حفظ ميراث اسلام نايل شده ايم و مهم آنست كه انسان در راه مكتب شهيد شود نه اينكه مكتب مدفون گردد . از اين رو، ايشان معتقد بودند شهادت عزيزان پاكباخته موجب احياي اسلام و يكي از نشانه هاي پيروزي تلقي مي شود . "مردم ايران! با احدي الحسنيين پيروزي يا شهادت و وصول به لقا الله قله سعادت را بپيمائيد . " (134) "قرباني براي يك انقلاب بزرگ، نشانه يك پيروزي و نزديك شدن به هدف است . " (135) "مرگ علماي اسلام ضايعه است نه شكست" . (136) "
 
براي ما زندگي اين دنيا مطرح نيست . مطرح هدف است و در راه هدف كوشش مي كنيم" (137) "مژده كه شهادت رمز پيروزي است . " (138) "شهادت شكست نيست ... شما يا پيروز مي شويد و يا شهيد . در هر دو جهت پيروزي با شماست . " (139) "رسيدن به مقام شهادت پيروزي ديگر است . " (140) "در ملت ما يك تحولي حاصل شد كه آن تحول سابقه نداشت . آن تحول اين طور بود كه شهادت را براي خودشان فوز عظيم مي دانستند ... اين رمز پيروزي بود . " (141) "
 
اين تحول كه مردم شهادت را براي خودشان فوز عظيم مي دانستند ... اسباب اين شد كه اين پيروزي حاصل شد و الان اين تحول را بايد حفظش كنيم . " (142) "مرگ ما پيروزي است و حيات ما نيز پيروزي است . " (143) "
رمز پيروزي ملت ما همين بود كه ديگر نمي ترسيدند از اينكه بروند توي خيابان بكشندشان . " (144)
 
3 - 4 - خرسندي مردم به شهادت: امام خميني بر اين نكته تاكيد داشتند كه مردم چون به هدف نزديك شده اند و توانسته اند دماغ دشمنان دين و جهانخواران بين المللي را به خاك بمالند، از شهادت عزيزان خود به يكديگر تبريك مي گويند در عين اينكه از ضايعه از دست دادن آنان سوگوارند: "ما در عين حال كه از شهادت و فقدان اين بزرگان خدمتگزار به اسلام و محرومين در سوگيم از نزديك شدن به هدف اعلا كه قطرات خون شهيدان آن را نويد مي دهند دلگرم و خرسنديم . " (145) "ابتهاج به اينكه يك ملتي آنطور متحول شده است كه در راه خدا همه چيز خودش را نثار مي كند و با آغوش باز دنبال مرگ مي رود . " (146) "تبريك در داشتن اين شخصيتهاي فداكار كه در زندگي و پس از آن با جلوه خود نورافشاني كرده و مي كنند . " (147)
 
4 - 4 - بي باكي از مداخلات نظامي و محاصره هاي اقتصادي: امام خميني براين نكته تاكيد داشتند كه مردم ايران با توجه به روحيه بازسازي و خودكفايي، به تقويت بنيه دفاعي خود اهتمام نموده و همزمان به تقويت روحي خود پرداخته اند . لذا با شهادت طلبي خود ثابت نموده اند كه مداخلات نظامي و يا حصر اقتصادي تاثيري بر اراده پولادين آنها برجاي نخواهد گذاشت و آسيبي به آنها وارد نخواهد آورد . "ملتي كه شهادت آرزوي اوست از دخالت نظامي و حصر اقتصادي باكي ندارد . " . (148) "
 
شما ما را از چه مي ترسانيد؟ ما كه مهياي شهادت هستيم شما ما را از اقتصاد مي ترسانيد؟ از دخالت نظامي مي ترسانيد؟ شما كساني را كه از مرگ مي ترسند بايد بترسانيد نه مملكتي كه حاضر شده براي شهادت وشهادت را يك فوز براي خودش مي داند . " . (149) "يك ملتي كه شهادت را مي طلبند و دعا مي خواهند براي شهادت، اينها از دخالت نظامي مي ترسند؟ اينها از حصر اقتصادي مي ترسند؟ " . (150) "ملتي كه شهيد در راه اسلام ... دارد ... آسيب نخواهد ديد . " . (151) "اگر جنگ را بر ما تحميل كنند ما تمام ملتمان جنگجو است و با تمام قوا مقابله مي كنيم ولو اينكه همه ابرقدرتها هم دنبال او باشد، براي اينكه ما شهادت را يك فوز عظيم مي دانيم . " . (152) "يك ملتي كه حاضر است براي شهادت و شهادت را فوز عظيم مي داند، چه باكي از اين مسائل (جنگ) دارد؟ " .(153)
 
5 - وجود وحدت ملي و انسجام ملت و دولت: امام خميني ضمن تشويق و ترغيب مردم به مشاركت در جبهه دفاع از سرزمين اسلامي و تحريض به فرهنگ استقلالي و مشاركت گرا و مشاركت پذير بسيجي، بر ضرورت اتحاد، وحدت، همدلي و انسجام ملت براي تحقق آرمانها و برنامه هاي اسلام و اجراي احكام خدا و پيشبرد مقاصد الهي نهضت تاكيد داشتند تا از رهگذر اين اتحاد و همدلي و حركت انسجام بخش و وحدت توام با همياري برادرانه و حضور فعال در صحنه، ملت ايران توان مقاومت خود را در برابر فشارهاي خارجي تقويت نمايد . ايشان ضمن تاكيد بر هماهنگي و همبستگي ميان جبهه و پشت جبهه و مشاركت فعال و داوطلبانه مردم به منظور مقاومت منفي در برابر خصم و عدم همكاري با دشمن، بر ضرورت بيوند عميق و ناگسستني ملت و دولت و بهره مندي دولت از حمايت نيروهاي مردمي، مومن، با عقيده و هدفمند تاكيد داشتند تا با حضور فعال مردم در صحنه دشمن خيال تهاجم و تجاوز و يا پيشروي به خود راه ندهد كه در اين رابطه از نظر امام، ترويج فرهنگ شهادت، انسجام بخش وحدت دروني و همدلي ملت و دولت تلقي مي گردد: "ملت ما حاضر به شهادت است، كفن پوش شده است . " . (154) "
 
مي خواهيد با به شهادت رساندن عزيزان ما، اين ملت فداكار را از صحنه بيرون كنيد . " . (155) "ملتي كه عشق شهادت در دل زن و مرد و كوچك و بزرگش جوش مي زند و براي شهادت، هريك بر ديگري سبقت مي گيرد و از شهوات حيواني و دنيايي گريزان بوده و عالم غيب و رفيق اعلي را باور كرده است، باا ين خسارات، هرچند بزرگ باشد، از صحنه خارج نمي شود . " . (156) "خوف از مرگ براي آن است كه كسي مرگ را آخر زندگاني بداند و كسي مي ترسد كه با مرگ به نابودي برسد يا به مراحلي از جزا و عقاب برسد لكن اگر ما با سلامت ايمان از اين دنيا برويم، چه در جبهه هاي جنگ كه جبهه شهادتاست و چه در جبهه هاي پشت جنگ كه آن هم جبهه جنگ و شهادت است، اگر ما نايل بشويم به فوز شهادت، باكي از اين نداريم كه در اين درياي پرخروش عالم ما شكست بخوريم . " . (157) "
 
در هر موقعي كه ما شهيد داديم ملت ما منسجم تر شد . " (158) "ملت ما هم شهادت را به جان و دل قبول مي كند واز جنگ نخواهيم هراسيد . " . (159) "اينطور روحيات بود كه براي شهادت داوطلب بودند . يعني از مرگ نمي ترسيدند . " . (160) "شما بوديد كه در همه كشور، همه جاي ايران خون داديد و شهيد داديد و اين نهضت را بارور كرديد . " . (161) اين وحدت كلمه را حفظش كنيد ... اين تحولي (روحيه شهادت طلبي) كه در جامعه ما پيدا شد اينها رمز پيروزي ما بود . اين را نگهش داريد ... و از تفرقات، از اين افتراق ها پرهيز كنيد . " . (162)
 
6 - ايجاد موج اسلامگرايي و آزاديخواهي در ميان ملتهاي جهان: امام خميني معتقد بودند كه شهادت نه تنها موجب تحول در داخل و نيز در استراتژي دفاعي دولت اسلامي مي گردد كه موجبات ايجاد موج در جهان را فراهم خواهد آورد . لذا روحيه شهادت طلبي موجب تحكيم جايگاه و موقعيت مستضعفان، آزاديخواهان و مسلمانان در جهان و احياي اسلام به عنوان جبهه اي ثالث و تعادل بخش درنظام بين الملل و حاكميت مستضعفان برگيتي خواهد شد .
 
از اين رو، تلاش دشمنان براي منزوي سازي اسلام نه تنها با شكست مواجه گرديده كه دفاع شهادت طلبان از منافع امت اسلامي وتماميت ام القري موجب زنده كردن و ترويج دين و تاثير گذاري جهان اسلام و خيزش ضعيفان و نمايش قدرت مستضعفان به منظور پرخاش عليه نظام چپاولگرانه و مداخله جويانه موجود در جهان شده است و ايران اسلامي به عنوان الگويي براي ساير ملتها و مظهر شهادت طلبي، مروج ايده همبستگي بين مليتي براساس پيوند ديني و يا حركت ضداستكباري تلقي گرديده و از اين رهگذر با ايجاد موج در جهان، از انزواي ويرانگر خارج شده است چرا كه اين موج توام با علم و آگاهي و بيداري و عدم تمكين و سازش در برابر قدرتهاي سلطه جوست كه به فتح كاخهاي ستمگران و مستكبران منجر خواهد شد . "
 
خداي تبارك و تعالي ... در شهادت يك شهيد ... همچو موجي د رايران و ساير كشورها ايجاد كرد كه ما را زنده كرد، اسلام را باز زنده كرد . " (163) "اين معجزه است كه با شهيد دادن يك عزيز، موج در تمام دنيا بلند مي شود . " (164) "مي گويند دعا بكنيد كه ما شهيد بشويم . اين تحولي كه پيدا شد در ايران و اين وحدت كلمه اي كه در ايران پيدا شد و اين توجه به اسلام كه در ايران پيدا شد بايد يك الگويي باشد از براي همه ملت ها . " (165) "قم مركز شهادت و شهامت است . از قم علم به همه جهان صادر شده است و مي شود و از قم شهادت به همه جا صادر مي شود . " (166) "صدر اسلام با يك همچو روحيه اي كه شهادت را مي خواستند آنطور پيشرفت كردند و در نيم قرن، تقريبا معموره را، معموره دنيا را، دنياي متمدن آنوقت را فتح كردند . " (167) نتيجه گيري با عنايت به آنچه گذشت دريافتيم كه از ديدگاه امام خميني، شهادت نه مظهر ايستايي كه مظهر پويايي و نه منشا فنا كه جلوه بقا و حيات و نه علامت شكست كه مظهر پيروزي است . از خودگذشتگي و جانباختگي بر مبناي مرگ آگاهي داراي جلوه هاي تحولي فردي از قبيل ايمان، اخلاص، صبر و شكيبايي، عروج به مقام ربوبي و اعتقاد به حيات جاويد است .
 
از اين رو جهاد مبتني بر شهادت داراي مفهومي ذهني و مرتبط با مقام ربوبي است . از سوي ديگر از آنجا كه شهادت داراي تجليات اجتماعي از قبيل نهادينه سازي ارزشهاي مذهبي، مشاركت جمعي، پايداري و مقاومت، عدم هراس از دشمن، بي باكي از مرگ، غرور ملي، جوانمردي، فداكاري اجتماعي، تكليف عمومي، سازندگي انساني و بالندگي اجتماعي است، جهاد مبتني بر آن جنبه اي زميني نيز دارد كه در صدد حفظ و حراست از ميهن و سرزمين و دفاع از اموال و نواميس مملكت اسلامي است . لذا شهادت مظهر اتصال اين دو مفهوم بظاهر متضاد و ناسازگار در مبدا الهي و انساني است به گونه اي كه به رغم كثرت روشها و راهها، انسانها را به هدفي واحد و معبودي يكتا رهنمون مي سازد.
 
همانگونه كه مولوي در دو مناسبت مي فرمايد: عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد بوالعجب من عاشق اين هر دو ضد عاشقي گرزين سرو گر زان سر است عاقبت ما را به آن شه رهبر است در بعد ديپلماتيك، شهادت از بنيادي پويا و پايا در ديپلماسي جهاد برخوردار است . در اين رابطه، دولت اسلامي مي تواند به مرگ آگاهي به عنوان مظهر شفافيت ديدگاهها براي شناساندن ذهنيات و واقعيات جامعه مسلمان به محافل جهاني استناد جويد تا از رهگذر اعلام مواضع و رساندن نداي مظلوميت خود به گوش جهانيان به اثبات حقانيت خود نزد افكار عمومي بين المللي اهتمام نمايد . امام خميني با الهام از اين مفهوم مقدس سعي در تبيين مشروعيت دفاع مقدس از طريق نشان دادن اين نكته به عالميان بودند كه جهاد صرفا در احياي ارزشهاي معنوي، حق طلبي و حفظ ميراث اسلامي خلاصه نمي شود بلكه براي حراست از ارزشهاي انساني، استقلال جويي و آزادي‌خواهي نيز تجويز گرديده است .
 
با اين مستندات بود كه امام خميني در صدد اقناع جامعه بين المللي بر اين بودكه ايران اسلامي اقدام به دفاع نموده است و شايسته است به جاي اعمال فشار بر اين كشور مظلوم، كشورهاي جهان به متقاعد ساختن متجاوز براي دست كشيدن از اقدامات مداخله جويانه و اشغالگرانه خود اقدام نمايند . لذا در عين شناساندن ارزشهاي مكتبي ميهن اسلامي به جامعه جهاني، بر ضرورت پايبندي كشورها به عرف و قراردادهاي بين المللي بويژه اصل احترام متقابل و عدم مداخله در امور داخلي يكديگر تاكيد داشتند .
 
در بعد استراتژي بازدارندگي، شهادت نه مظهر ناجوانمردي و ترس از دشمن كه تجلي جوانمردي و عياري است به گونه اي كه به جاي به كمين نشستن براي كشتن خصم در جنگهاي چريكي و مخفيانه، ايستادگي مردانه در مقابل دشمن و حضور چشمگير و آشكار در صحنه كارزار در جهاد اسلامي مورد توجه قرار مي گيرد و از رهگذر تلقيشهادت به عنوان احدي الحسنيين، برتري قدرت معنوي بر قدرت مادي و چيرگي روحيه بالا و اراده مصمم ملت مسلمان بر روحيه ياس و نوميدانه دشمنان اسلام به منصه ظهور رسانده مي شود و با نشان دادن وحدت و انسجام و همدلي ملت و دولت اسلامي، موجي از آزاديخواهي و اسلامگرايي در ميان ملتهاي جهان ايجاد مي گردد .
 
در بازدارندگي دشمن از طريق شهادت نه تنها ترس از دشمن يا ترس از مرگ مطرح يست بلكه بر خلاف تاكتيكهاي موجود جنگي در دنيا كه براي تحريض مردم به جنگ با دشمنان، ترس و نفرت نسبت به خصم را در آنان تقويت مي كنند، در جامعه اسلامي، روحيه بي باكي از دشمن وعدم هراس از مرگ با اتكا به ايدئولوژي اسلامي ترويج مي گردد و جهاد مبتني بر شهامت، جسارت، شجاعت، فداكاري و مقاومت آنچنان روحيه بالا و اراده مصمم امت اسلامي را به دشمنان مي نماياند كه آنان را از فكر تجاوز و تهاجم و يا تداوم اشغال مملكت اسلامي باز مي دارد و در اين رابطه است كه شهادت شالوده راهبرد بازدارندگي در اسلام به حساب مي آيد .
برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :