صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdk9TWTBOeVl3SmpBaFRXOWtaV3dtTVRRNUx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVpINUxCT09GZmU4JTNk/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdmFHOXRaU1l2SXlNalEyOXVkR1Z1ZENNakl5OCUzZC1KcGh0T3JieUZZMCUzZA==/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdlkyOXVkR0ZqZEhWekpqUW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1qcm5hRzUxZ1RuYyUzZA==/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdlkyOXVkR1Z1ZEdkeWIzVndiR2x6ZENZek15WXdKakFoUVhKakpqQXZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLWcycmcwTThlVDN3JTNk/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - ضعف
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>ويژه نامه ها>دفاع مقدس>قطعنامه 598
نويسنده:
امتياز به مطلب:
/0
1393/11/28
بازديد: 8133

ضعف و اهمال برخي از مسئولين سياسي و نظامي باعث پذيرش جام زهر بود

مروري بر تحولاتي كه سبب پذيرش قطعنامه 598 شد
ضعف نظامي، سياسي و تبليغاتي برخي دولتمردان سبب شد تا امام مجبور به پذيرش قطعنامه و نوشيدن جام زهر شود. براي اثبات نادرستي فرضيه هاشمي، موسوي، خاتمي و رضايي فقط چند روز كافي بود و سيل هجوم رزمندگان به جبهه‌‌ها و عقب راندن دشمن بعثي پاياني بر هشت سال دفاع بود.
اشاره:
محسن رضايي فرمانده سپاه‌پاسداران اگر چه در نامه معروفش از ادامه جنگ سخن مي‌گويد كه همه مي‌دانستند كه او تعارف مي‌كند. دولت موسوي نيز كه در شش ماه پايان دفاع مقدس مسئوليت پشتيباني و تبليغات جنگ را بر عهده داشت.
من در اينجا از همه فرزندان عزيزم در جبهه هاي آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوي در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدرداني مي كنم و همه ملت ايران را به هوشياري و صبر و مقاومت دعوت مي كنم.» عباراتي كه امام در مورد پذيرش قطعنامه به كار مي برند، حاكي از اين است كه ايشان علي رغم ميل باطني و تصميم شخصي خود، مجبور به پذيرش قطعنامه شده اند. ايشان مي فرمايند: «خداوندا، اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مكن. خداوندا، كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند و نيازمند به مشعل شهادت؛ تو خود اين چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده‏هاى معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيده‏ام و در برابر عظمت و فداكارى اين ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏كنم.» ايشان همچنين مي افزايند:
 
20سال جنجال براي يك نامه
مهرماه سال 1385 بود كه هاشمي رفسنجاني به مناسبت هفته دفاع مقدس در مصاحبه مطبوعاتي مسائل مربوط به ماه‌هاي منتهي به پذيرش قطعنامه را بازگو كرد و تصريح نمود: «وضع اقتصادي ما بد شده بود و دنيا تصميم گرفته بود بدون رعايت مقررات جنگ اجازه بدهد صدام هر كاري مي‌خواهد، انجام دهد... ما نگذاشتيم اين شرايط حاد به وجود بيايد و با پذيرش قطعنامه و تحميل شرايط، ما جنگ را به پايان رسانديم». هاشمي رفسنجاني همچنين با اشاره‌اي گذرا به اختلافات سپاه و ارتش در آن مقطع و با ذكر اين نكته كه «دولت مهندس ميرحسين موسوي در آن موقع اعلام كرد ديگر قادر به تدارك مالي نيست، از لحاظ ابزار جنگ هم آقاي محسن رضايي نامه‌اي به امام نوشت و تجهيزات متعددي از جمله چند صد هواپيما و تعداد زيادي توپ و تانك خواست» تأكيد كرد: مجموعه اين عوامل ما را به اين نتيجه رساند كه ادامه جنگ بيش از آن درست نيست.
رضايي با بيان اين كه در اين موقع از ما پرسيدند براي پايان دادن جنگ چه مي‌خواهيد، خاطرنشان كرد: آن زمان سپاه نامه‌اي را براي آقاي هاشمي‌رفسنجاني ـ نه امام ـ تنظيم كرد. زيرا امكانات كشور در اختيار مسئولان سياسي كشور بود. در اين نامه براي پيروزي در جنگ امكاناتي خواسته شده بود. آقاي هاشمي هم اين نامه و هم چند نامه ديگر از جمله نامه آقاي خاتمي وزير ارشاد وقت، نامه ميرحسين موسوي به عنوان مسئول دولت و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برد و گفته بود كه نظاميان اين گونه مي‌گويند و مسئولان سياسي و اقتصادي هم مي‌گويند پول نداريم. شما تكليف را روشن كنيد و امام هم با پذيرش قطعنامه موافقت كردند.
محسن رضايي در اين مصاحبه با پاسخ منفي به اين سؤال كه آيا پيشنهاد پايان جنگ را به حضرت امام داده بوديد؟ و با تأكيد بر اينكه در حقيقت، آن نامه‌اي كه من نوشته بودم، ارائه يك برنامه بلندمدت براي جنگ بود، خاطرنشان كرد: من در نامه‌ام نوشته بودم كه ما جنگ را نبايد براي يك عمليات برنامه‌ريزي كنيم، چرا كه با اين كار، جنگ به پايان نمي‌رسد. ما بايد استراتژي داشته باشيم و يك مجموعه عمليات‌ها را برنامه‌ريزي كنيم و براي پنج سال آينده برنامه داشته باشيم.
بعد آمدم برنامه‌اي را كه براي اين پنج سال مي‌خواهيم، نوشتم و در حدود چهار و نيم ميليارد دلار نيز پيش‌بيني ارزي كرده بوديم كه مي‌بايست طي پنج سال به ما بدهند. رضايي با بيان اينكه اين مبلغ با توجه به درآمد 10 ميليارد دلاري كشور در سال 1366، كمتر از 20 درصد درآمد ما در پنج سال محسوب مي‌شد، تصريح كرد: صدام چند برابر اين درصد را به ارتشش تزريق مي‌كرد. با اين كار يك برنامه‌ريزي درازمدت كرده بوديم كه جنگ را با پيروزي قطعي به پايان ببريم.
قبلاً گفته بوديم كه حتي اگر همه امكانات را هم به ما ندهيد، ما بالاخره مي‌توانيم در جنگ پيروز شويم، ولي خسارت اين پيروزي بالاست. وي در پاسخ به اين سؤال كه بقيه نامه‌ها هم چنين ماهيتي داشت كه حضرت امام به جمع‌بندي خاصي برسند يا درواقع، پيشنهاد صلح يا پايان جنگ و پذيرش قطعنامه هم در بين اين پيشنهادها وجود داشت؟ گفت: نه، بيشتر نامه‌ها از جنبه ديگري بود. مثلاً نامه آقاي خاتمي، حكايت از آن داشت كه بسيجي‌ها و مردم به جبهه نمي‌روند و ما در جبهه نيرو كم داريم.
انتشار نامه محرمانه امام خميني (ره)
محسن رضايي در نامه خود آورده بود: «تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسايلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهي از سلاح داشته باشيم، مي‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم.»
امام(ره) در خصوص نامه ميرحسين موسوي نيز مي‌فرمايند: « آقاي نخست‌وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ مي‌گويند تنها سلاح‌هايي را كه در شكست‌هاي اخير از دست داده‌ايم، به اندازه تمام بودجه‌اي‌ است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود.» و نوبت به سياسيون و مسئولين تبليغات جنگ مي‌رسد. امام با اشاره به ساير گزارش‌ها و نامه ها مي‌فرمايند:«مسئولان سياسي مي‌گويند از آنجا كه مردم فهميده‌اند پيروزي سريعي به دست نمي‌آيد، شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است.»
متن كامل اين نامه بدين شرح بود:
فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسايلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر ...كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است، داشته باشيم مي‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي مي‌گويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند، او آورده است البته امريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود.
اين فرمانده مهم‌ترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعيد به نظر مي‌رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب مي‌گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست.
آقاي نخست وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ مي‌گويند تنها سلاح‌هايي را كه در شكستهاي اخير از دست داده‌ايم به اندازه تمام بودجه‌اي‌ است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود. مسئولان سياسي مي‌گويند از آنجا كه مردم فهميده‌اند پيروزي سريعي به دست نمي‌آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزيزان از هر كس بهتر مي‌دانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبرويي داشته باشم خرج مي‌كنم، خداوندا ما براي دين تو قيام كرديم و براي دين تو جنگيديم و براي حفظ دين تو آتش بس را قبول مي‌كنيم.
خداوندا تو خود شاهدي كه ما لحظه‌اي با امريكا و شوروي و تمام قدرت‌هاي جهان سرسازش نداريم و سازش با ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها را پشت كردن به اصول اسلامي خود مي‌دانيم. خداوندا در جهان شرك و كفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حيله و دورويي ما غريبيم، تو خود ياريمان كن. خداوندا در هميشه تاريخ وقتي انبيا و اوليا و علما تصميم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را درهم آميزند و جامعه‌اي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند با مخالفت‌هاي ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌‌هاي زمان خود مواجه شده‌اند.
خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را براي رضاي تو قرباني كرديم غير از تو هيچ كس را نداريم ما را براي اجراي فرامين و قوانين خود ياري فرما، خداوندا از تو مي‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصيبم فرمايي. گفتم جلسه‌اي تشكيل گردد آتش بس را به مردم تفهيم نمايند. مواظب باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحاً مي‌گويم بايد تمام همتتان در توجيه اين كار باشد. قدمي انحرافي حرام است و موجب عكس العمل مي‌شود. شما مي‌دانيد كه مسئولان رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي‌مان چنين تصميمي گرفته‌اند خدا را در نظر بگيريد و هر چه اتفاق مي‌افتد از دوست بدانيد و السلام علينا و علي عباد الله الصالحين.
روح‌الله الموسوي الخميني
از اوايل فروردين 1367 و در يك برهه سه ماهه ارتش عراق با پشتوانه اطلاعاتي نيروهاي امريكايي توانست در چند رشته عمليات فاو، شلمچه، جزاير مجنون و مهران را از دست نيروهاي ايراني باز پس گيرد. محسن رضايي درباره اين شكست هاي نظامي مي‌گويد: علت اصلي در حقيقت به هم خوردن موازنه قوا بود. موازنه قوا تركيبي از نيرو و جغرافياست يعني اگر شما در هر واحد سطح، حجم معيني از نيرو داشته باشيد و دشمن در همان واحد سطح حجم كمتري نيرو، موازنه قوا به نفع شما رقم مي‌خورد چون در واحد سطح معين، نيرو و امكانات بيشتري داريد.
اما اگر در همان واحد سطح نيروهاي شما نصف نيروهاي دشمن بشوند موازنه قوا بالعكس خواهد شد و اتفاقي كه در سال‌هاي پاياني جنگ افتاد همين بود. از عمليات فاو به بعد سرزمين‌هاي جديد و وسيعي به دست ما مي‌آمد كه بايد در آنجا پدافند مي‌كرديم و نيرو قرار مي داديم لذا نيروي عملياتي آماده ما روز به روز تقليل پيدا مي‌كرد در حالي كه عامل برتري ما در جنگ نيروي آزاد و هجومي بود كه از سال 1365 به بعد اين نيرو روز به روز كوچكتر مي‌شد چرا كه مجبور بوديم خطوط پدافندي تشكيل دهيم.
تا قبل از عمليات فاو و حتي در عمليات خيبر و بدر هرجا كه حمله مي‌كرديم، ارتش را در خط پدافندي قرار مي‌داديم و نيروهاي سپاه آزاد مي‌شدند تا همراه با بقيه ارتش هجوم بعدي را سازماندهي كنند اما از عمليات خيبر به بعد هر جا عمليات شكل مي گرفت، سپاه هم ناچاراً بايد يك خط پدافندي شكل مي‌داد لذا برخي از لشكرهاي ما يك تيپ در فاو داشتند، يك تيپ در شلمچه و يك خط هم در غرب و در سال‌هاي پاياني جنگ كه عراق هجوم مي‌آورد اين ها چند تكه بودند. نكته دوم اين است كه حتي آن زماني كه ما چنين وضعي داشتيم اگر عراق تدبير عملياتي درستي به كار مي گرفت، مي توانست فاو را از ما پس بگيرد وليكن ارتش عراق تدبير عملياتي درستي نداشت. نكته‌اي كه ارتش عراق دير متوجه آن شد اين بود كه بايد حمله تثبيت كننده و حمله باز پس‌گيري را با هم انجام مي داد. اگر ارتش عراق بعد از يك هفته اول كه ما در منطقه فاو تثبيت شده بوديم ديگر نمي جنگيد يعني اگر 68 روز ديگر با ما نمي‌جنگيد، اين همه تلفات نمي‌داد در حالي كه اگر اين حمله را به سه ماه بعد موكول مي‌كرد كه بسيجي ها به شهرهاي خود باز مي‌گشتند و منطقه خلوت مي شد، حتماً آنجا را تصرف مي كرد، منتهي ارتش عراق دير متوجه اين مسئله شد. بعد از عمليات والفجر10 ژنرال‌هاي مصري و امريكايي تيم‌هايي به جبهه عراق فرستادند و متوجه شدند كه اگرچه امكانات و تجهيزات ارتش عراق بسيار بيشتر است اما نمي‌تواند صحنه جنگ را خوب اداره كند و چندين اشكال اساسي ديگر در استراتژي و مديريت عراق به دست آوردند. لذا در والفجر10 ارتش عراق فقط در هفتة اول با ما جنگيد و هنگامي كه در منطقه تثبيت شديم ديگر عمليات باز پس‌گيري را انجام نداد بلكه به سمت عمليات آفندي رفت بنابراين موازنه قوا به هم خورده بود.
سؤالي كه ممكن است ايجاد شود اين است كه آيا مي‌شود موازنه قوا بر هم نخورد؟ بله، به واسطه همان كاري كه ارتش عراق كرد و تمام كشور خود را وارد جنگ كرد ما هم مي توانستيم از به هم خوردن موازنه قوا جلوگيري كنيم. ما چون فقط با توان سپاه و ارتش مي جنگيديم لذا توانايي نظامي ايران از رشد فزاينده سالهاي اول جنگ باز ماند و در ايران مردم زندگي خود را داشتند. اما در عراق اينگونه نبود بلكه همه اول مي‌جنگيدند، بعد زندگي مي‌كردند اما در ايران ابتدا زندگي مي كردند و بعد مي‌جنگيدند.
لذا اينكه مي‌گوييم كل هزينه‌هاي ارزي جنگ 22 ميليارد دلار بيشتر نبوده است، كسي غير از اين نمي‌تواند جواب ما را بدهد. ايران در سال 62 فقط 25 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته است در حالي كه هر يك سال از جنگ تنها كمتر از 3 ميليارد دلار از كل هزينه‌هاي ارزي كشور را مصرف مي‌كرده است يعني از حدود 100 ميليارد دلار درآمد ارزي 8 ساله كشور، تنها 22 ميليارد دلار خرج جنگ شده است و اين يعني كمتر از 20 درصد و با80 درصد ديگر كشور اداره مي‌شد. درست است كه جنگ بعد از آزادي خرمشهر ادامه پيدا كرد اما نه جنگي كه مثل قبل از خرمشهر باشد.
جنگ بعد از آزادي خرمشهر ادامه يافت اما نه با هدف و برنامه‌ريزي براي سقوط صدام و گرفتن عراق و آن اهدافي كه در شعارها مي داديم و هيچگاه كشور براي تحقق آن برنامه ريزي نكرد و لذا مسئولان براي آن امكانات لازم را به صحنه جنگ نياوردند و اين مطلب با اعداد و ارقام مشخص است.
محسن رضايي در بياني صريح ضعف برنامه‌ريزي دولت وقت را در مسئله جنگ دليل اصلي شكست‌هاي ابتداي سال 1367 مي‌داند و جالب اينجاست كه در 6 ماهه آخر جنگ بنا به تصويب شوراي عالي دفاع، دولت موسوي مسئوليت اداره جنگ را به صورت مستقيم عهده دار شد و اشخاصي مانند محمد خاتمي به عنوان مسئول تبليغات جنگ و بهزاد نبوي به عنوان مسئول پشتيباني منصوب شدند اما ضعف مفرط آنها كه برخي گمانه‌زني‌ها را به سمت عامدانه بودن اشتباهات سوق مي‌داد سبب شد تا جمهوري اسلامي در چند ماه آخر جنگ دچار سختي‌هاي فراواني گردد.
 

 

سال 1367 در حالي آغاز شد كه رژيم بعث عراق با استفاده از بازسازي توان نظامي توانست بخش‌هايي از سرزمين‌هاي آزاد شده در هشت سال دفاع مقدس را دوباره اشغال كند. 
فاو، جزاير مجنون، مهران و شلمچه در مدت كوتاهي به اشغال درآمد و كار تا جايي پيش رفت كه منافقين با پشتيباني رژيم بعث، قصد فتح تهران را كردند.در تهران مقامات سياسي و نظامي بر پذيرش قطعنامه 598 و آتش بس توافق داشتند.

 

 

موسوي نخست‌وزير و بهزاد نبوي وزير صنايع سنگين در حالي كه در سه سال آخر حتي به استان‌هاي درگير جنگ هم سفر نكرده بودند، از عدم توان دولت براي پشتيباني رزمندگان سخن مي‌گفتند. سيد محمد خاتمي وزير ارشاد وقت و رئيس ستاد تبليغات جنگ نيز كه در هشت سال دفاع مقدس، يكبار هم به صد كيلومتري جبهه‌ها نرفته بود، در نامه‌هاي مفصل از عدم حضور رزمندگان در جبهه‌ها سخن مي‌گفت و هاشمي رفسنجاني نيز كه عنوان جانشين فرماندهي كل قوا را يدك مي‌كشيد، هم با جمع‌بندي گزارش‌ها فشار بر امام را بيشتر مي‌كرد و اين گونه ضعف نظامي، سياسي و تبليغاتي دولتمردان سبب شد تا امام مجبور به پذيرش قطعنامه و نوشيدن جام زهر شود. 
براي اثبات نادرستي فرضيه هاشمي، موسوي، خاتمي و رضايي فقط چند روز كافي بود و سيل هجوم رزمندگان به جبهه‌‌ها و عقب راندن دشمن بعثي پاياني بر هشت سال دفاع بود.

 

 

پذيرش پايان جنگ از سوي رهبري انقلاب اسلامي همانگونه كه از سوي ايشان به نوشيدن جام زهر تعبير شد، نقطه عطف تاريخ انقلاب اسلامي نيز هست. 
امام خميني (ره) شخصاً مسئوليت پذيرش قطعنامه 598 را بر عهده گرفت . پذيرشي كه به واسطه گزارش هاي اكبر هاشمي رفسنجاني، ميرحسين موسوي، محسن رضايي و نهادهاي مختلف درگير اداره جنگ و كشور از جانب امام پذيرفته شد. امام در پيامي كه به مناسبت سالگرد كشتار مكه صادر فرمودند، به پذيرش قطعنامه اشاره كردند و نكاتي را مورد توجه قرار دادند. ايشان فرمودند:«اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصاً براي من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن مي ديدم، ولي به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلاً خودداري مي‌كنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور، كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي دانم و خدا مي داند كه اگر نبود انگيزه اي كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نمي بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم و مسلّم، ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهد بود.

 

 

«... قبول اين مسئله براي من، از زهر كشنده ‏تر است؛ ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او، اين جرعه را نوشيدم. در شرايط كنوني، آن چه موجب اين امر شد، تكليف الهي‏ام بود. 
شما مي‏دانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگم؛ اما تصميم امروز، فقط براي تشخيص مصلحت بود و تنها به اميد رحمت و رضاي او، از هر آن چه گفتم، گذشته و اگر آبرويي داشتم، با خدا معامله كرده ‏ام» امام همه را به صبر دعوت مي كردند و از اينكه خود نيز تشنه و شيفته شهادت هستند، سخن به ميان مي آوردند: «فرزندان انقلابى‏ام، اى كسانى كه لحظه‏اى حاضر نيستيد كه از غرور مقدستان دست برداريد، شما بدانيد كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى‏گذرد. مى‏دانم كه به شما سخت مى‏گذرد؛ ولى مگر به پدر پير شما سخت نمى‏گذرد؟ مى‏دانم كه‏ شهادت شيرين‌تر از عسل در پيش شماست؛ مگر براى اين خادمتان اينگونه نيست؟ ولى تحمل كنيد كه خدا با صابران است. بغض و كينه انقلابى‏تان را در سينه‏ها نگه داريد؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد؛ و بدانيد كه پيروزى از آن شماست.»

 

 

در واقع هاشمي رفسنجاني تلويحاً اعتراف كرد كه پس از جمع بندي، گزارش هاي رضايي و موسوي، امام خميني را به نتيجه رسانده است كه بايد جنگ به پايان رسد. اما مصاحبه هاشمي رفسنجاني و نحوه بيان او يك اتهام را نيز متوجه محسن رضايي كرده بود: توقعات بيجاي فرمانده سپاه براي تأمين تداركات جنگ! 
اتهامي كه از سوي محسن رضايي بي پاسخ نماند. فرمانده وقت سپاه پاسداران كه جانشين هاشمي در ستاد كل فرماندهي قوا هم بود، در مصاحبه اي كه خود تنظيم كرده بود ، اول بخشي از نقل قول هاشمي مبني بر اين كه «آقاي هاشمي رفسنجاني پذيرش قطعنامه را به دلايلي همچون خستگي نيروهاي نظامي، نامه وزراي اقتصاد و رئيس بانك مركزي مبني بر ناتواني تأمين هزينه‌هاي جنگ و نامه شما به عنوان فرمانده سپاه مبني بر ضرورت تأمين تداركات براي ادامه جنگ و سه سال وقت براي بازسازي نيروها مربوط كرده، البته آقاي هاشمي گفته‌اند مردم حاضر بودند اگر امام مي‌خواست رياضت بكشند ولي نامه آقاي رضايي پذيرش قطعنامه را قطعي كرد در حالي كه شما در مطالبي كه گفتيد، نگارش اين نامه را با تغيير استراتژي‌ها مربوط دانستيد نه پذيرش قطعنامه 598» آورد و سپس با بيان مقدمه طولاني براي دو استراتژي پايان جنگ، يعني استراتژي سياسي هاشمي رفسنجاني و نظامي محسن رضايي از پايان عمليات خيبر، گفت: به هر حال نمي‌دانم برداشت آقاي هاشمي چه بوده است اما اين بحث معروفي بين فرماندهان و آقاي هاشمي بود. فرماندهان بويژه پس از عمليات خيبر، مي‌گفتند استراتژي سياسي نتيجه‌اي ندارد و اجازه بدهيد برنامه‌اي براي استراتژي نظامي تهيه و جنگ را تمام كنيم. هيچگاه مسئولان سياسي و آقاي هاشمي اين را نپذيرفتند. 
محسن رضايي با اشاره به اين كه يك روز آقاي هاشمي مي گفت كه ما حتي نمي‌توانيم بند پوتين سربازان و بسيجي‌ها را فراهم كنيم، افزود: اين تعبير بيانگر اين بود كه هيچ‌گاه به استراتژي نظامي فرماندهان نظامي توجهي نشد و هميشه مي‌گفتند توان اقتصادي حمايت از اين استراتژي را نداريم و اقتصاد كشور تحمل اين استراتژي را ندارد. 
فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در دوران دفاع مقدس اضافه كرد: بعد از عمليات رمضان هميشه پيشنهادات فرماندهان را اگرچه براي انجام يك عمليات مي‌پذيرفتند، ولي براي پايان دادن به جنگ رد مي‌كردند. تنها موقعي كه راضي شدند، در اواخر جنگ بود؛ زماني كه ديدند استراتژي سياسي با شكست مواجه شده است ولو قطعنامه 598 هم دستاورد عمليات فاو و كربلاي 5 بود. ولي آنها احساس مي‌كردند همين 598 هم عملي نباشد.

 

 

صحبت آقاي ميرحسين درباره اين بود كه اقتصاد كشور نمي‌تواند جنگ را تحمل كند. فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در دوران دفاع مقدس با بيان اينكه پيشنهاد صلح را خود شوراي عالي دفاع به امام داد، افزود: مسئولان سياسي به خدمت امام رفتند و حتي قبل از اين‌كه امام صلح را بپذيرد، به امام گفته بودند كه شما اگر معذوريت در پذيرش صلح داريد، مثلاً ما صلح را مي‌پذيريم، بعد كه پذيرفتيم، شما ما را كنار بگذاريد و بگوييد اينها بدون اجازه من اين كار را كردند، ولي حالا چون اين كار را كردند، من هم قبول دارم. در اين جا محسن رضايي به نقل از موسوي اردبيلي ‌مي گويد: آنجا برخي دوستان پيش امام گريه كرده بودند كه ارتش عراق آمده و ممكن است بيايد خرم‌آباد و آنجا را بگيرد و بيايد داخل عمق ايران و امام مقاومت مي‌كرد. وي افزود: امام پس از جلسه‌با سياسيون فرموده بودند چرا شما بپذيريد. اگر قرار شد، خودم مي‌پذيرم. يعني بعد از اين‌كه امام اين را به سياسيون گفتند، امام نامه‌اي نوشت به سران كشور و پذيرش صلح را خودشان تقبل كردند. 

 

 

در پاسخ به اين اظهارات محسن رضايي ، اكبر هاشمي رفسنجاني چند روز بعد نامه محرمانه‌اي از امام خميني درباره پايان جنگ منتشر كرد. 
در اين نامه كه از برخي واقعيات جنگ حكايت داشت و از سوي امام خطاب به مسئولين كشور نوشته شده بود، دلايل پذيرفتن قطعنامه مورد توجه قرار مي‌گرفت و به گزارش هاي سه نفر اشاره مي‌شد: اول فرمانده وقت سپاه محسن رضايي، دوم نخست‌وزير ميرحسين موسوي و سوم مسئول وقت تبليغات جنگ سيد محمد خاتمي. امام(ره) در خصوص نقش نامه محسن رضايي مي‌فرمايند: «با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از ده‌ها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكست‌هاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشيني فرمانده كل نيروهاي مسلح، فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌هاي شيميايي و نبود وسايل خنثي كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌نمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ 2/4/67 نگاشته است، اشاره مي‌شود.»

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم 
با ياري خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبياي بزرگوار الهي و ائمه معصومين صلوات ا... عليهم اجمعين حال كه مسئولان نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌باشند، صريحاً اعتراف مي‌كنند كه ارتش اسلام به اين زودي‌ها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد و نظر به اين كه مسئولان دلسوز نظامي و سياسي نظام جمهوري اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌دانند و با قاطعيت مي‌گويند كه يك دهم سلاح‌هايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده‌اند به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نمي‌شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از ده‌ها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكست‌هاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشيني فرمانده كل نيروهاي مسلح، فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌هاي شيميايي و نبود وسايل خنثي كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌نمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ 2/4/67 نگاشته است اشاره مي‌شود.

 

 

شنبه 25 تير67 
* دلايل نظامي پذيرش قطعنامه

 

منبع: ويژه نامه رمز عبور 1
برچسب ها:

ارسال نظر