صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TODVKalEzSmpBbU1DRk5iMlJsYkNZeE5Ea3ZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLXlMJTJmOUNFZDUwclUlM2Q=/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOW9iMjFsSmk4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC03OHpOd3pudzZvdyUzZA==/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOWpiMjUwWVdOMGRYTW1OQ1l3SmpBaFFYSmpKakF2SXlNalEyOXVkR1Z1ZENNakl5OCUzZC1lY3Q0VTM0bzRSayUzZA==/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOWpiMjUwWlc1MFozSnZkWEJzYVhOMEpqTXpKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLSUyZlBrRU40aCUyZkdKdyUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - قطعنامه
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>ويژه نامه ها>دفاع مقدس>قطعنامه 598
نويسنده:
امتياز به مطلب:
/0
1393/11/28
بازديد: 11242

قطعنامه‌اي كه "جام زهر" بود

مقدمه
بي‌شك يكي از حساس‌ترين نقاط تعيين كننده در تاريخ پرفراز جمهوري اسلامي ايران، اعلام پذيرشِ قطعنامه از سوي بنيان‌گذار كبير انقلاب حضرت امام خميني (رحمت‌الله عليه) مي باشد. متنِ كلماتي كه امام(ره) در اين باره ايراد فرموده اند، از همان هنگام تا به امروز با اصطلاح ِ مشهور «نوشيدن جام زهر»، عجين و همراه گشته است به گونه اي كه اذهان ايرانيانِ معاصر، به محض مواجه با اين اصطلاح، «پذيرش قطعنامه» را تداعي مي كند.
در خصوصِ اين متنِ تاريخي و اثرساز، هميشه دو نكته براي نگارنده عجيب و مورد سؤال بوده است:
نكته‌ي نخست اين كه چرا هيچ گاه محققان و يا رسانه ها به اين امر اشاره نمي كنند كه مراد و مقصودِ حضرت امام (قدس سره) از استخدامِ اين معناي ويژه و خاص چه بوده است؟ و چرا در ميان هزاران واژه اي كه امام(ره) مي توانست براي ابراز ناخرسنديِ خود استخدام فرمايد واژه هاي ِ به خصوصِ« جام زهرآلود» را برگزيده اند؟
آيا اين معنا، اصطلاحي خودآفريده و ابتكاري ادبي از سوي امام بوده است و يا اين كه «جام زهر» پيشينه اي خاص و يا حكاياتي ويژه داشته است؟
آيا در اين اصطلاح، تلميحي نهفته است كه ناظر به واقعه اي تاريخي و مسبوق به سوابقي معروف است كه نزد اهل فن داراي معاني ويژه و روشن است؟
نكته‌ي دوم اين كه حضرت امام در متنِ كلماتِ خود،  در جاي ديگر مي فرمايند «از زهر كشنده تر». اگرچه اين مفهوم شديدتر و عميق تر از معناي «جام زهرآلود» است و از شدت و حدت بيشتري برخوردار است و امام (قدس سره) نيز بيشترين تأكيد را با به كارگيريِ اصطلاحِ «از زهر كشنده تر» بيان فرموده اند اما عجيب است كه چرا در ميانِ عامه‌ي مردم جاي خود را نگشوده و از سوي رسانه ها نيز بر آن تاكيدِ كافي نشده است. حال آن كه كلماتِ «از زهر كشنده تر» درونِ همين متن و در كنارِ جام زهرآلود ايراد شده است.
اما مهم ترين ويژگي در بابِ اين متن، كه همگان به اتفاق بر آن اذعان دارند، رازآلود بودنِ متنِ كلام و شرايطِ روحيِ صاحبِ متن در حينِ نوشتنِ آن مي باشد، امري كه تا به امروز در طيف هاي مختلف سياسيون و غيرهم محل اختلاف و تضارب آراء بوده است.
به راستي امام رحمت‌الله عليه تحت چه شرايطي نوشيدنِ اين جام را پذيرفتند؟ اين بزرگ‌ترين پرسشي است كه در خصوصِ اين متن، بوده و معركه اي وسيع جهت جولان نظرات متنوع را خلق كرده است.
سِرّ رازآلود بودنِ اين متنِ پيچيده، نيز در استخدامِ انواعي از جملات است كه نشان از خودداري ِ حضرت روح الله(ره) از بيان برخي حقايق دارد. به عنوان مثال در آن جا كه مي فرمايد: «در مورد قبول قطعنامه... به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلا خودداري مي كنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد» اذهانِ عادي‌ترين افرادِ جامعه نيز كنجكاو مي شود كه چه حوادث و عواملي بوده است كه امام از ذكر آن خودداري فرموه اند؟
حضرت امام با هوشياري و زيركيِ عالمانه، پاسخ به اين پرسش و پرسش هاي ديگري از اين قبيل را در كليدي ترين واژه‌ي همين متن نهفته و آن را به مثابه يك «شاه كليد»، پيش چشم همگان گذارده اند اما چه عجيب است كه هيچ كس تا به امروز اين كليد را از زمين برنداشته و قفلِ اين متن را نمي گشايد؟
«شاه كليد»ي كه قفلِ اين متنِ رازآلود را به سادگي مي گشايد، همان اصطلاحِ جامِ زهرآلود است كه توسط صاحبِ اصليِ متن، درون ِ مجموعه كلمات به گونه اي گنجانده شده است كه به سبب تمايز و نا همگوني خاصش با جنسِ كلماتِ ديگرِ متن، همچون يك شيءِ بلورين و براق در ميانِ خرمني از اشياي ديگر برق مي زند و چشم ها را به خود خيره مي كند.
شاهدِ اين مدعا آن كه، همين انتخابِ ادبيِ دقيق و به كارگيريِ فكورانه ي عنصرِ «تمايز» باعث شده تا توجه و تمركز همگان بر اين دو واژه،جلب شده و ناخواسته «نوشيدنِ جام زهر» معروف ترين كلمات اين متن گرديده اند. لذا در رمزگشاييِ اين متن، پيش و بيش از هر چيز بايد محققان دست به رمزگشايي اين كلمات مي زدند كه متأسفانه نگاه دقيق ادبي و تاريخي به معنا و سوابقِ نهفته در اين اصطلاح نشده است.
در مقاله‌ي حاضر، نگارنده پس از رمزگشاييِ ادبي تاريخي از اين معناي خاص، كلِ متن را واژه كاوي و روان پژوهي كرده و آناليزِ واژگانِ اين متن را نيز تقديم محضر خوانندگان خواهد كرد.
تلميحِ «جام زهرآلود»
1- تلميح، يكي از صنايع ادبي است كه نگارنده و يا گوينده‌ي سخن با كلماتي به واقعه اي تاريخي و يا رويدادي كه پيشينه‌ي معروف دارد، اشاره مي كند تا وضعيت موردِ نظرِ خود را در تطابقِ با همان واقعه بيان نمايد. مثلاً «براي يك دستمال قيصريه را به آتش كشيدن» يك تلميح است به واقعه اي كه توسط اسكندر مقدوني رقم خورده است. صنعتِ تلميح، براي اشاره به آيات، روايات، احاديث و يا گفته ها و آثار ادبي گذشتگان نيز به كار مي رود.
2- نويسنده‌ي اين متن، رهبري است سياسي مذهبي كه دانش آموخته‌ي حوزه هاي علميه است و لذا به خوبي بر تاريخ شيعه و تاريخ فلسفه مسلط است و در اين زمينه ها تحصيل و تدريس كرده، لذا تك تك واژگان و ادبياتي كه به كار مي گيرد، ناظر به ادبيات و واژگاني است كه در اين جغرافيايِ علمي از سرزمينِ دانشِ ايران اسلامي جاري و ساري است.
حال بايد پرسيده شود كه آيا «جام زهرآلود» نيز تلميح است يا اين كه هيچ پيشينه‌ي تاريخي نداشته و امام(ره) شخصاً اين اصطلاح را خلق كرده واين كلمات يك «ابداعِ ادبي» است؟
پاسخ به اين پرسشِ ساده، اصلي ترين نكته اي است كه نزدِ اصحابِ نظر مغفول مانده است و به عقيده ي نگارنده اگر كساني هم كه به آن توجه داشته اند بنا به ملاحظاتي نامعلوم، آن را بيان نكرده‌اند.
و پاسخِ اين پرسشِ بسيار اساسي اين است كه: «آري! جام زهرآلود، يك تلميحِ بسيار مشهورِ تاريخي است».
 
پيشينه‌ي تاريخيِ جام زهرآلود در تاريخ ادبيات و تاريخ ِ فلسفه‌ي جهان:
اين نكته‌ي بسيار مهمي است كه حضرت امام در جايگاهِ يك مدرسِ حوزه، با وقوفِ كامل بر ظرايفِ نگارش ادبي و دقايقِ تاريخ فلسفه و تاريخ شيعه، اصطلاحي را به كار گرفته است كه داراي سوابقي كاملاً روشن و مشهور است و به همان صورت كه كلماتِ «جام زهرآلود» در لابه لاي كلماتِ متن، بسيار چشمگير و متمايز، خود را نشان مي دهد، سابقه‌ي تاريخيِ «جامِ زهرآلود» نيز در ميان وقايع تاريخِ ادبياتِ جهان و نيز تاريخِ مذهبِ شيعه بسار متمايز و روشن است و اين اصطلاح، كلماتي نيست كه حضرتِ امام (قدس سره) رأساً به كار گرفته و خود ابداع كرده باشند. بلكه اصطلاحي است كه كاملاً مسبوق سابقه بوده و نه تنها نزدِ شيعيان بلكه نزدِ همه ي اقوام و مللِ جهان شهرت تاريخي و معناي ويژه و خاصِ خود را دارد. لذا غيرقابل قبول است كه به مفاهيمِ تاريخي و تلميحات صريحي كه امام رحمت‌الله عليه در اين معنا استفاده نموده است توجه نكنيم و تلاشي را كه ايشان در بيانِ عالمانه و زيركانه ي مطلب داشته اند بي نتيجه گذاريم.
اگر اين عالمِ محقق، با زبان و ادبياتي عالمانه شرايط خود را در هنگامِ پذيرشِ قطعنامه به ما گوشزد كرده، تكليفِ ما اين است كه حقِ مطلبِ ايشان را ادا نموده و با كنكاشي ساده، منظور او را از متنِ اين كلمات دريابيم كه اگر جز اين كنيم كفرانِ نعمت و بي توجهي به پيامِ روشنِ ايشان است.
 
اما سابقه ي تاريخيِ «جام زهر» چيست؟
الف) سابقه ي تاريخي خوراندنِ زهر به بزرگانِ علمي
مشهورترين سابقه‌ي جام زهر كه شهرتي جهاني دارد، مربوط به سقراط است كه به عنوان شهيرترين عالمِ فلسفه در يونان باستان توسط محكمه‌ي آتن متهم شد كه: «خداياني را كه آتنيان مي‌پرستند، عبادت نمي‌كند» و به دليل همين اتهام‌ها، محكوم به مرگ شد. سقراط با خونسردي و متانت به تمام اتهام‌ها پاسخ گفت و متهم كنندگان را محكوم كرد و اعلام كرد كه از مرگ هيچ باكي ندارد، اما مرگ وي لكه ننگيني بر چهره آتن بر جاي خواهد گذاشت و آيندگان، در اين مورد، آتنيان را محكوم خواهند كرد. با تمام اين احوال و دفاعيات استوار وي، هيئت منصفه‌ي دادگاه كه تحت تأثير جو سياسي آشفته? آن ايام بود، حكم به مرگ سقراط داد.در چند روزي كه تا اجراي حكم باقي مانده و سقراط زنداني بود، دوستان وي تلاش زيادي كرده و همه چيز را براي فرار او مهيا ساختند، ولي سقراط با بيان دلايلي پيشنهادشان را رد كرد و در روز موعود در حالي كه خانواده و دوستان و شاگردانش گرد وي جمع شده و بي‌تابي مي‌كردند، آن‌ها را به آرامش فراخواند و پس از اين‌كه وصيت هايش را كرد، علي رغم خواستِ خود، جام زهري را كه به او داده بودند به آرامي سركشيد و اين چنين در دفاع از عقايدِ خود و مخالفت با اصنام و خدايان دروغينِ يوناني به آرامي جان سپرد.
اين واقعه به دليلي اهميتِ خص ِ خود در تاريخ فلسفه ي قديم، شهرتي جهاني دارد و در تمامي محيط هاي علمي جهان شناخته شده و معروف و در حوزه هاي علميه شيعه نيز واقعه اي است كه هر كس از آن مطلع و بدان آگاه است.
ب) سابقه‌ي تاريخي خوراندنِ زهر به رهبرانِ شيعه
خلفاي غاصبي كه معاصر ائمه معصومين عليهم السلام بوده اند، براي از ميان برداشتنِ مخالفان سياسي خود روشي رايج داشته اند كه صرفاً آن را در زماني استفاده مي كرده اند كه فردِ مخالف، در جامعه داراي پيرواني (اعم از مذهبي و يا غيرِ آن) داشته و بيمِ ان مي رفت كه چنان چه بر پيروانِ آن فرد محرز شود كه خليفه در قتلِ وي نقش داشته است، عليه وي شورش كرده و براي حكومت ايجاد مشكل كنند. اين روش استفاده از خوراندن زهر به فردِ مورد نظر بود، كه بعضاً با اگاهي خودِ شخص و به اجبار آن را به انجام مي رساندند. خوراندنِ زهر كه سابقه اي ديرينه نزدِ خلفاي عرب داشته است نه تنها از پدر به پسر بلكه از خاندان به خاندان به ارث مي رسيد.
حوزويان و آشنايان تاريخِ شيعه به خوبي واقفند كه اين روش در مورد به چه شكل در خصوص ائمه‌ي معصومين (عليهم السلام) نيز به كار گرفته شده است. به منظور تعميق نگاهِ پژوهشي در اين مقاله جدول زير تهيه گرديده كه خود شاهدي بر مدعا است:
از منظر آماري مشاهده مي‌شود كه حدود 60% از شهادت ها در سلسله‌ي رهبران مذهبِ شيعه عليهم السلام به واسطه ي خوراندن ِ اجباريِ زهر بوده است. به منظور آشنايي بيشترِ مخاطبان با شيوه و اهداف ِ استفاده از زهر توسط خلفا، مواردي را از كتاب منتهي الآمال برگزيده و در ذيل آورده ايم تا دانسته شود كه در طي تاريخِ ولايت و رهبريِ شيعه:
اولاً)  فرآيندِ خوراندنِ زهر يك سازوكارِ اجباري و تحميلي داشته است.
ثانياً) در اين فرآيند، اصلي ترين هدف از به كارگيريِ «زهر»، پنهان ماندنِ قاتلان از چشمِ جامعه و ناشناس ماندنِ عاملانِ خوراندنِ زهر بوده است.
بدين منظور، جملاتي كه به درك اين دو موضوع كمك مي كند با علامتِ «» متمايز شده است:
زهر خوراندن به امام هفتم (ع): هارون هر شب خوان غذايي براي امام (كه در حبس بود) مي فرستاد و نمي گذاشت كه از جاي ديگر طعام براي آن جناب آورند و در شب چهارم كه خوان را حاضر كردند آن امام مظلوم سر به جانب آسمان بلند كرد و گفت خداوندا تو ميداني كه اگر پيش از اين روز چنين طعامي مي خوردم هر آينه اعانت بر هلاك خود كرده بودم و «امشب در خوردن اين طعام مجبور و معذورم» و چون از آن طعام تناول نمود اثر زهر در بدن شريفش ظاهر شد و... (متنهي الامال- صفحه  817)
زهر خوراندن به امام هشتم(ع): خليفه غلام را گفت چند دانه انار از باغ بچين. چون آورد گفت اينها را براي آن جناب در جامي دانه كن و جام را به دست خود گرفت و نزد آن امام مظلوم گذاشت و گفت از اين انار تناول نماييد كه براي ضعف شما نيكوست «حضرت فرمود كه: باشد ساعتي ديگر. مأمون گفت نه به خدا سوگند بايد كه البته در حضور من تناول نماييد» و اگر نبود رطوبتي در معده‌ي من هر آينه در خوردن موافقت مي كردم پي به جبر مأمون حضرت چند قاشق از آن انار تناول نمود و مإمون بيرون رفت...
زهر خوراندن به امام دهم(ع) : پس روز ديگر يكي از نويسنگان خود را طلبيد و امر كرد آن حضرت را به ضيافت خود دعوت نمايد و زهري در طعام آن جناب داخل نمايد آن بدبخت آن حضرت را به ضيافت طلبيد « آن جناب عذر خواست و فرمود مي دانيد كه من به مجلس شما حاضر نمي شوم»، آن ملعون مبالغه كرد كه غرض اطعام شما است و متبرك شدن خانه ي ما به مقدم شريفِ شما و هم يكي از وزراي خليفه آرزوي ديدار شما را دارد و مي خواهد كه به صحبت شما مشرف شود. پس چندان مبالغه كرد تا آن امام مظلوم به خانه او تشريف برد چون طعام آوردند و حضرت تناول فرمود اثر زهر در گلوي خود يافت برخاست و اسب خود را طلبيد كه سوار شود صاحب منزل بر سر راه آمد و تكليف ماندن كرد حضرت فرمود « آن چه تو با من نمودي اگر در خانه تو نباشم از براي تو بهتر خواهد بود » و به زودي سوار شد و به منزل خود مراجعت كرد چون به منزل رسيد اثرآن زهر قاتل در بدن شريفش ظاهر شد و...
(منتهي الآمال – صفحه 966)
زهر خوراندن به امام يازدهم (ع): خليفه بامداد سوار شد و نزد آن حضرت رفت و اطباء را امر كرد كه از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضي القضات را طلبيد و گفت ده نفر از علماي مشهور را حاضر گردان كه پيوسته نزد آن حضرت باشند « اينها را براي آن مي كردند كه آن زهري كه به حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود » و نزد مردم ظاهر سازند كه آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته است و پيوسته ملازم خانه آن حضرت بود.
(منتهي الآمال – صفحه 1033)
نتيجه گيريِ اين بخش از مقاله:
در ادبياتِ تاريخيِِ علمِ فلسفه و نيز در تاريخِ سياسي- مذهبيِ شيعه، خوراندن زهر به بزرگان و رهبرانِ فكري سياسيِ جامعه دو ويژگي داشته است:
الف) تحميلي بوده و هميشه جامِ زهر از سوي ديگران به شخصِ خورنده اجبار  مي‌شده است.
ب) قصدِ اصلي عاملان در استفاده از اين شيوه، پنهان ماندن از چشمِ جامعه و پرهيز و مصونيت از عواقبِ اعتراضاتِ مردمي بوده است.
اينك كه تاريخچه و سابقه‌ي خوراندن زهر در تاريخِ سياسي- فلسفي جهان و نيز سوابقِ ان در تاريخِ سياسي- مذهبيِ شيعه بيان شد، چند پرسش بسيار شفاف و ساده مطرح مي كنيم. پرسش هايي كه عملاً نياز به پاسخ ندارند و اگر چه به ظاهر پرسشند اما در واقع، خود، پاسخ‌اند.
1- آيا حضرت امام خميني به عنوان يك مدرسِ و مجتهد حوزوي از تاريخچه‌ي جام زهرآلود در تاريخِ رهبران شيعه و بزرگان فلسفه‌ي باستان بي خبر بوده و به طور كاملاً تصادفي با واژگانِ «جام» و «زهر» تآكيد كرده است؟
2- آيا با وجود سابقه و تاريخچه‌ي عميق و ريشه دار ِ«جام زهر» امام(ره) اميدوار بوده اند كه با استفاده از اين مفهومِ واضحِ تاريخي، مخاطبانِ كلام آن را با سابقه‌ي ريشه دار و روشنش تطبيق ندهند و فرض را بر اين بگذارند كه اين كلمات كاملاً به دور از سوابق تاريخي اش به كار رفته است؟
نگارنده معتقد است كه نه تنها امام رحمت‌الله عليه از سوابق و پيشينه‌ي تاريخيِ «زهر خوراندن» فاغ و بي خبر نبوده است بلكه با توجه به اشراف و احاطه‌ي كاملي كه بر آثارِ مكتوب و تاريخِ زندگي رهبرانِ معصومِ شيعه داشته است به طور كاملاً آگاهانه از كلمات استفاده نموده است و علاوه بر تأكيد ِويژه بر مفهومِ «زهر» خوردن، حتي پا را از اين نيز فراتر گذارده و در تأسي به مولاي خود امام  عليهم السلام، در هنگام خوردن اين زهر سر به آسمان برداشته و در خوردنِ اين زهر، خدواند را به گواهي و شهادت طلبيده است كه: «خود راضي به خوردنِ اين زهر نيستم». مقايسه ي جملاتِ امام موسي كاظم عليه السلام با جملاتِ امام (قدس ره) در هنگامِ خوردنِ «زهر» اين واقعيت را برملا مي سازد:
امام هفتم (ع)هنگامي كه درموضعِ اجبار به خوردنِ زهر واقع گرديدند، شكايتِ خود را به محضر پروردگار عرض داشته و فرمودند:
خداوندا تو مي داني كه اگر پيش از اين روز چنين طعامي مي خوردم هر آينه اعانت بر هلاك خود كرده بودم و «امشب در خوردن اين طعام مجبور و معذورم»(منتهي الآمال – صفحه 966)
امام خميني (قدس سره) نيز در موضعِ سازش و  پذيرشِ قطعنامه شكايتِ خود را به محضر پروردگار عرض داشته و فرمودند:
خداوندا، تو مي داني كه ما سر سازش با كفر را نداريم
خداوندا، تو مي داني كه استكبار و امريكاي جهانخوار گلهاي باغ رسالت تو را پرپر نمودند
خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه تكيه گاه ما تويي.
...خداوندا، تلخي اين روزها را به شيريني فرج حضرت بقيةاللّه - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - و رسيدن به خودت جبران فرما.
اين گونه مواردِ نهفته در متن، مسايلي است كه نياز به واكاوي موشكافانه و بازنگري محققانه در متنِ جملاتِ حضرت روح الله (ره) دارد و مخاطبان را به يقين مي رساند كه ايشان جهت رمزگشايي از اين متنِ مقفول، علاوه بر شاه كليدِ «جام زهر» كليدهاي ديگري را نيز در جملاتِ خود بر جاي گذارده و اميد داشته اند كه با نگاهِ تيزبينانه و عالمانه ي محققان كشف گردد. و صد البته رمزگشاييِ اين كنايات و اشارات تنها در صورتي ميسر است كه متن را از دريچه ي نگاهي حوزوي و عالمانه بازخواني و آناليز كنيم.
توجه به اين امر ضروري است اگرچه حضرت امام خميني (ره) مي تواتنستند از واژگان ديگري همچون جرعه ي زهر، پياله ي زهر، پيمانه ي زهر و امثالهم استفاده كنند امام با توجه به اين كه در قريب به اتفاق آثارِ مكتوب، در مجلسُ مرگِ سقراط و يا واقعه ي شهادت معصومينِ از وازه ي جام استفاده شده است لذا ايشان نيز كاملاً عامدانه و عالمانه. واژه‌ي خاصِ «جام» را در مجموعه كلماتِ خود انتخاب و به كار برده اند تا هر چه دقيق تر همان وقايع تاريخي را متذكر شوند و يادآوري كنند. به حضور واژه‌ي جام در عبارات زير دقت فرماييد:
 
به شهادت رساندنِ امام هشتم عليه السلام:
خليفه غلام را گفت چند دانه انار از باغ بچين. چون آورد گفت اينها را براي آن جناب در جامي دانه كن و جام را به دست خود گرفت و نزد آن امام مظلوم گذاشت.
مجلس نوشاندنِ زهر به سقراط:
غلام بيرون رفت و اندكي بعد با خادم زندان كه جام زهر را به دست داشت، بازگشت. سقراط گفت دوست گرامي، اكنون چه بايد بكنم؟ گفت:‌ پس از آنكه نوشيدي بايد كمي راه بروي تا پاهايت سنگين شوند. آنگاه بخواب تا زهر اثر كند. پس جام را به سقراط داد و سقراط در كمال متانت و بي‌آنكه دستش بلرزد جام را گرفت و گفت...   - « نگاهي به مرگ سقراط در غرب و سياوش در شرق » -حسن فشاركي
به باور نگارنده، اين امر از محالات است كه عالم عظيم الشأني همچون امام روح الله موسوي خميني(ره)، بدون اطلاع و اشراف و يا بدون قصد اشارت به اين وقايعِ بزرگ تاريخي، از الفاظِ جام و زهر استفاده كرده باشد.
پس از اين مقدمه‌ي كوتاه به بخش دوم مقاله مي پردازيم كه واژه كاوي و روان پژوهي ِ مفاهيمِ درون متنيِِ امام (قدس سره) مي باشد.
بدين منظور، متن جملاتِ ايشان را دقيقاً از آغاز ِ نخستين كلمه اي برگزيده ايم كه ايشان سخن را در خصوص قطعنامه آغازيده اند. البته در پايانِ متن جملات، از ارتباطِ با موضوعِ قطعنامه خارج شده و در خصوصِ تربيتِ جوانان و نسل آينده نصايحي به روحانيت و بزرگانِ جامعه شده است كه به دليلِ بي ارتباط بودنِ آن با موضوعِ قطعنامه آن بخشِ متن نيز، تفكيك و از محاسبه كنار گذاشته شده است.پيش از اقدام به واژه پژوهيِ متنِ حضرت امام، مختصري در خصوصِ روش واژه پژوهي شرح داده و سپس متنِ حضرتِ روح ا... (قدس سره) را واكاوي خواهيم كرد.
آشنايي با شيوه‌ي واژه پژوهيِ حجميِ متون:
«واژه پژوهيِ حجميِ متون» يكي از چندين شيوه ي واژه پژوهي متون است كه به كمك آن، تفكرات نهاني و احساسات اصلي نويسنده‌ي هر متن را به سادگي از درون نوشتار كشف و استخراج مي‌كنند. شيوه‌اي متقن كه به كمك آن مي‌توان با دقت بسيار بالا درصد تمايلات رواني نگارنده را براي هر يك از انواع احساسات دروني او تعيين كرد.
بنيان اين تكنيك بر اساس شمارش اصلي‌ترين واژگان و جملاتي است كه در طول متن توسط شخص نگارنده براي بيان انواع احساسات به كار گرفته شده است.
البته در برخي از اين گونه ها‌ي پژوهشي حتي نوع رنگ‌ها و يا اشيايي كه نويسنده در نگارش جملات استخدام مي كند، به خوبي بيانگر انواع و گونه‌هاي احساساتي است كه در هنگام نگارش متن بر روان نگارنده‌ي نوشتار حاكم بوده است.
براي نمونه، روحيه و احساسات نگارنده‌اي كه در متن خود، 4 بار رنگ سياه و خاكستري را به كار گرفته است، نسبت به نويسنده‌اي كه در هنگام نگارش در متن خود 4 بار رنگ آبي و سفيد را استفاده مي‌كند، كاملاً متفاوت و به سادگي قابل تمايز است.
شيوه ي الف) مراحل و شيوه‌ي اجراي شيوه ي واژه پژوهيِ حجميِ متون:
1- شمارش واژگانِ به كار رفته در خصوصِ يك موضوعِ خاص
2- شمارش جملاتِ به كار رفته در خصوصِ يك موضوعِ خاص
3- شمارش واژگانِ تأكيدي به كار رفته در خصوصِ چند موضوعِ موردِ مقايسه
4- مقايسه ي آماري نتايج
 
نتيجه گيري تحليلي:
نويسنده‌ي متن هر اندازه در خصوصِ يك موضوع بيشتر واژگان، جملات و نيز واژگانِ تأكيدي به كار برده باشد، تأكيد و تمركزش بر آن موضوع بيشتر بوده است؛
شيوه ي ب) مراحل و شيوه‌ي اجراي شيوه ي واژه پژوهيِ وجيني متون:
البته شيوه‌ي ديگري نيز براي واژه پژوهيِ متون وجود دارد كه در آن شيوه، مراحل به قرار زير مي باشد:
1-  وجين كلمات
2- جدول بندي كلمات
3- تقسيمِ مفاهيم
4- وزن دهي به كلمات
5- محاسبه و تحليلِ آماريِ جمعِ اوزان به دست آمده براي هر يك از مفاهيم.
نكته‌ي مهمي كه در اين باره بايد مد نظر داشت، اين است كه در متن‌ها معمولاً يك واژه تنها بيانگر يك احساس نيست، بلكه يك واژه به تنهايي مي تواند چندين بار معنايي و زوايه‌ي احساسي را در خود مستتر داشته باشد. براي فهم بهتر اين قضيه به مثل عاميانه و معروف (بفرما و بنشين) توجه بفرماييد كه اگرچه هر كدام از اين ها واژگان در نظرِ اول فقط يك معنا دارند و  مخاطب را امر به نشستن مي كنند اما هر يك از اين كلمات به تنهايي داراي دو و يا چندين بار احساسي متفاوت هستند كه در جدول زير ديده مي شود:
واژه امر احترام  تحكم
بفرماييد - 1 -
بفرما 1 1 -
بشين 1 - 1
در اين مقاله ما بر اساسِ  شيوه ي الف (واژه پژوهيِ حجميِ) نسبت به واكاويِ متن ِ جملاتِ حضرت امام (قدس سره) اقدام مي كنيم. يادآوري مي گردد كه براي اطمينانِ خوانندگانِ محترم كلِ متن در پايين آوردن شده و دو قطعه از مطلب كه به دليل بي ارتباط بودن با موضوع قطعنامه كنار گذارده شده است با علامتِ سه ستاره متمايز گرديده است تا خوانندگانِ محترم، شخصاً بررسي و اذعان فرمايند كه بخش هاي حدف شده به صورت معترضه بوده و بدونِ ارتباط با موضوعِ قطعنامه بوده اند، در مرحله ي بعد، كلِ متن ِ مربوط به قعنامه بدونِ كم و. كاست درونِ يك جدول ارايه شده و آمارِ واژگاني، آمارِ جمله اي و آمارِ تآكيداتِ متن براي كل موضوعاتِ موجود در سخنانِ امام -كه 14 موضوعِ كلي بوده است-، محاسبه و ارايه شده است.
موضوعاتِ چهارده گانه ي مورد سنجش در اين تحقيق(سرفصل كليه ي موضوعاتي كه امام (ره) در آن باره سخن گفته اند) به قرارِ زير است:
- تأكيد براصل جهاد و بيان نارضايتي از قبول قطعنامه(تعداد جملات،  كلمات و  واژگان تأكيدي) 
- مصلحت شمردنِ پذيرشِ قطعنامه (تعداد جملات،  كلمات و  واژگان تأكيدي)
- مخاطبات درباره ي مخالفان داخلي(جملات و كلمات)
- اشتكا و استدعا به درگاه خداوند و استعانت از او (جملات و كلمات)
-  تأييد،تشكر،اعتذار و دلجويي از مردمِ شهادت طلب  (جملات و كلمات)
- مخاطبات درباره ي منافقان داخلي (جملات و كلمات)
- تاكيد برنقش ديگران در اتخاذ اين تصميم (جملات و كلمات)
- تاكيد برنقش ديگران در اتخاذ اين تصميم (جملات و كلمات)
- مخاطبات درباره ي درباره ي شهداوشهادت (جملات و كلمات)
- خودداري از ذكر عوامل اصلي جريان (جملات و كلمات)
- مخاطبات درباره ي مسئولين (جملات و كلمات)
- مخاطبات در زمينه ي دشمنان خارجي (جملات و كلمات)
- اتخاذ تصميمِ ِ پذيرش قطعنامه به طور انفرادي و بر مبناي نظرِ شخصيِ (جملات و كلمات)
- مخاطبات درباره ي روحانيت(محاسبه نگرديد)
 
مبناي شمارش جمله ها در تحقيق:
شمارش جملات براي مبناي جمله شماري هاي رايجِ ادبي نيست (يعني شبه جملات و افعال شمرده نمي شود) بلكه شمارشِ مفاهيمي است كه في نفسه به عنوان يك جمله داراي معنايِ كامل باشند شمرده مي شود.
مبناي شمارش كلمات در تحقيق:
تنها حرفي كه به شمار نيامده است حرف ربطِ « واو » بوده است. البته اين كه به چه دليل حروف ربط و اضافه ي ديگر به شمار مي آيند مقوله اي است مفصل كه از آن مي گذريم.
و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله‌ي بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصا براي من بود،  اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن مي ديدم ولي به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلا خودداري مي كنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي دانم و خدا مي داند كه اگر نبود انگيزه اي كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نمي بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهد بود.
من در اينجا از همه فرزندان عزيزم در جبهه هاي آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوي در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدرداني مي كنم و همه ملت ايران را به هوشياري و صبر و مقاومت دعوت مي كنم. در آينده ممكن است افرادي آگاهانه يا از روي ناآگاهي در ميان مردم اين مسئله را مطرح نمايند كه ثمره خون ها و شهادت ها و ايثارها چه شد...
...خداوندا، اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مكن. خداوندا، كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نيازمند به مشعل شهادت،  تو خود اين چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش.
خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده هاي معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيده ام و در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري مي كنم
و بدا به حال آناني كه در اين قافله نبودند! بدا به حال آنهايي كه از كنار اين معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهي تا به حال ساكت و بي تفاوت و يا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند!
آري، ديروز روز امتحان الهي بود كه گذشت و فردا امتحان ديگري است كه پيش مي آيد و همه ما نيز روز محاسبه بزرگتري را در پيش رو داريم. آنهايي كه در اين چند سال مبارزه و جنگ به هر دليلي از اداي اين تكليف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از آتش حادثه دور كرده اند مطمئن باشند كه از معامله با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زيان و ضرر بزرگي كرده اند كه حسرت آن را در روز واپسين و در محاسبه حق خواهند كشيد. كه من مجددا به همه مردم و مسئولين عرض مي كنم كه حساب اينگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند، و نگذارند اين مدعيان بي هنر امروز و قاعدين كوته نظر ديروز به صحنه ها برگردند. من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مي كنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. نگذاريد پيشكسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند.
اكيدا به ملت عزيز ايران سفارش مي كنم كه هوشيار و مراقب باشيد، قبول قطعنامه از طرف جمهوري اسلامي ايران به معناي حل مسئله جنگ نيست. با اعلام اين تصميم، حربه تبليغات جهانخواران عليه ما كند شده است. ولي دورنماي حوادث را نمي توان به طور قطع و جدي پيشبيني نمود  و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است، و چه بسا با بهانه جوييها به همان شيوه هاي تجاوزگرانه خود ادامه دهد. ما بايد براي دفع تجاوز احتمالي دشمن آماده و مهيا باشيم و ملت ما هم نبايد فعلا مسئله را تمام شده بداند...
...در صورتي كه اين مرحله از حادثه انقلاب را با همان شكل خاص و مقررات مربوط به خود پشت سر گذارديم، براي بعد از آن و سازندگي كشور و سياست كل نظام و انقلاب تذكراتي دارم كه در وقت مناسب خواهم گفت ولي در مقطع كنوني به طور جد از همه گويندگان و دست اندركاران و مسئولين كشور و مديران رسانه ها و مطبوعات مي خواهم كه خود را از معركه ها و معركه آفرينيها دور كنند و مواظب باشند كه ناخودآگاه آلت دست افكار و انديشه هاي تند نگردند و با سعه صدر در كنار يكديگر مترصد اوضاع دشمنان باشند...
...من باز مي گويم كه قبول اين مسئله براي من از زهر كشنده تر است ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم.
و نكته اي كه تذكر آن لازم است اين است كه در قبول اين قطعنامه فقط مسئولين كشور ايران به اتكاي خود تصميم گرفته اند و كسي و كشوري در اين امر مداخله نداشته است، مردم عزيز و شريف ايران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خويش مي دانم و شما مي دانيد كه من به شما عشق مي ورزم و شما را مي شناسم، شما هم مرا مي شناسيد در شرايط كنوني آنچه موجب امر شد تكليف الهي ام بود. شما مي دانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگم اما تصميم امروز فقط براي تشخيص مصلحت بود و تنها به اميد رحمت و رضاي او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرويي داشته ام با خدا معامله كرده‌ام.
عزيزانم، شما مي دانيد كه تلاش كرده ام كه راحتي خود را بر رضايت حق و راحتي شما مقدم ندارم.
خداوندا، تو مي داني كه ما سر سازش با كفر را نداريم.
خداوندا، تو مي داني كه استكبار و امريكاي جهانخوار گلهاي باغ رسالت تو را پرپر نمودند.
خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه تكيه گاه ما تويي و ما تنهاي تنهاييم و غير از تو كسي را نمي شناسيم و غير از تو نخواسته ايم كه كسي را بشناسيم. ما را ياري كن كه تو بهترين ياري كنندگاني.
خداوندا، تلخي اين روزها را به شيريني فرج حضرت بقيةاللّه - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - و رسيدن به خودت جبران فرما.
فرزندان انقلابي‌ام، اي كساني كه لحظه اي حاضر نيستيد كه از غرور مقدستان دست برداريد؛ شما بدانيد كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مي گذرد. مي دانم كه به شما سخت مي گذرد، ولي مگر به پدر پير شما سخت نمي گذرد؟مي دانم كه شهادت شيرين تر از عسل در پيش شماست. مگر براي اين خادمتان اينگونه نيست؟ ولي تحمل كنيد كه خدا با صابران است. بغض و كينه انقلابي تان را در سينه ها نگه داريد، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد و بدانيد كه پيروزي از آن شماست و تاكيد مي كنم كه گمان نكنيد كه من در جريان كار جنگ و مسئولان آن نيستم. مسئولين مورد اعتماد من مي باشند. آنها را از اين تصميمي كه گرفته اند شماتت نكنيد، كه براي آنان نيز چنين پيشنهادي سخت و ناگوار بوده است...
...و من به همه مسئولين و دست اندركاران سفارش مي كنم كه به هر شكل ممكن وسايل ارتقاي اخلاقي و اعتقادي و علمي و هنري جوانان را فراهم سازيد، و آنان را تا مرز رسيدن به بهترين ارزش ها و نوآوري ها همراهي كنيد، و روح استقلال و خودكفايي را در آنان زنده نگه داريد...
...علما و روحانيون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقيده و هدف اسلامي ملت خيانت نكرده و نمي كنند. البته تذكر اين نكته لازم است كه در تمام نوشته ها و صحبت ها هر وقت نام روحانيت را به ميان آورده ام و از آنان قدرداني نموده ام، مقصودم علماي پاك و متعهد و مبارز است، كه در هر قشري ناپاك و غيرمتعهد وجود دارد. و روحانيون وابسته ضررشان از هر فرد ناپاك ديگر بيشتر است و هميشه اين دسته از روحانيون مورد لعن و نفرين خدا و رسول و مردم بوده اند، و ضربات اصلي را به اين انقلاب، روحانيون وابسته و مقدس ماب و دين فروش زده اند و مي زنند و روحانيون متعهد ما همواره از اين بي فرهنگ ها متنفر و گريزان بوده اند...
...و بايد به اين نكته توجه كنيد كه نمي شود عواطف و احساسات معنوي و عرفاني آنان را ناديده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را يكباره به وادي ترديد و شك انداخت...
...در اين شرايط حساس و سرنوشت سازي كه روحانيت در مصدر امور كشور است و خطر سوءاستفاده ديگران از منزلت روحانيون متصور است، بايد به شدت مواظب حركات خود بود. چه بسا افرادي از سازمان ها و انجمن ها و تشكيلات سياسي و غير آنها با ظاهري صددرصد اسلامي بخواهند به حيثيت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند، و حتي علاوه بر تامين منافع خود، روحانيت را رو در روي يكديگر قرار دهند.
البته آن چيزي كه روحانيون هرگز نبايد از آن عدول كنند و نبايد با تبليغات ديگران از ميدان به در روند حمايت از محرومين و پا برهنه هاست، چرا كه هر كسي از آن عدول كند از عدالت اجتماعي اسلام عدول كرده است. ما بايد تحت هر شرايطي خود را عهده دار اين مسئوليت بزرگ بدانيم و در تحقق آن اگر كوتاهي بنماييم، خيانت به اسلام و مسلمين كرده ايم.
در خاتمه، از پيشگاه مقدس پروردگار، كه الطاف بيكران خود را بر اين ملت ارزاني داشته است، تشكر و قدرداني مي‌كنم. و از محضر مقدس بقيةاللّه - ارواحنا فداه - عاجزانه مي خواهيم كه ما را در مسير و هدفمان مدد و رهبري فرمايد.
خداوند متعال به خانواده هاي شهدا صبر و اجر، و به مجروحين و معلولين شفا عنايت فرمايد، و اسرا و مفقودين را به وطن خويش باز گرداند.
خداوندا، از تو مي خواهيم آنچه را مصلحت اسلام و مسلمين است را براي ما مقدر فرمايي.
انك قريب مجيب.
والسلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته.
**جهت ديدن جداول و نمودار با كيفيت بالا روي تصاوير كليك كنيد و براي ذخيره آن روي تصاوير كليك راست كرده و گزينه Save picture as را انتخاب نماييد.
تحليل ِ نتايج:
همان گونه كه مي دانيد ذهنِ آدمي در هنگام نوشتن و يا گفتن، بيشترين زمان را به مطالبي اختصاص مي دهد كه بيشترين اهميت را برايش دارد و به همين دليل چون تمايلات، احساساتِ و خواسته هاي اصلي خود را مفصل تر به رشته ي تحرير درمي آورد كه در نتيجه، حجم بيشتري از متن را به موضوعي اختصاص مي دهد كه به آن تمايل بيشتر داشته و بر آن تاكيد بيشتري دارد.
لذا با شمارشِ واژگان يا جملات و يا واژگان و جملات (توأمان) مي توان ميزان توجه و تمايل ذهنِ نويسنده را به موضوعات از درون متن استخراج كرد.
دقيقاً به همين دليل است كه نهايتاً حجم و درصدِ به دست آمده در زمينه‌ي زير، بيانگر احساساتِ واقعي و تمايلات اصلي و فرعيِ نويسنده خواهد بود:
1- ميزانِ كلمات به كار گرفته شده نسبت به كل كلمات
2- ميزانِ جملاتِ به كار گرفته شده نسبت به كل جملات
3- ميزانِ واژگانِ تأكيدي در موضوعات (مانند قيود و صفت هاي تأكيدافزا)
4- ميزانِ به كارگيريِ اشياء مختلف درون متن نسبت به كلِ اشياء به كارگرفته شده.
 
توضيح:
حجم زيادي از فرموده هاي امام در اين متن در خصوصِ روحانيت بوده است،. اما از آن جا كه سخنانِ مذكور بدون ارتباطِ مستقيم با موضوعِ قطعنامه و صرفاً نصايحي در خصوص ادراه كشور در آينده و شيوه ي ارشاد جوانان ونسل هاي آينده بوده است، لذا -علي رغم اهميت به سزا و كه زيربنايي در امرِ هدايت جامعه داشته است-، از موضوعيتِ آماري اين تحقيق خارج بوده و لذا در محاسبات وارد نشده است.
نتيجه‌ي آمار نهايي اين تحقيق به قرار زير است:
نكته يك:
خوانندگان محترم مستحضرند كه در موردِ اين متنِ تاريخي هميشه بحث بوده است كه آيا حضرت امام (ره) در پذيرشِ قطعنامه بيشتر، عقيده به مصلحت بودنِ آن داشته اند و يا اين كه نسبت به پذيرشِ قطعنامه، احساسِ مخالفتِ ايشان چربش داشته است، در تحقيقِ حاضر، در خصوصِ بند سومِ فوق الذكر، (واژگان تاكيدي) دو پارامتر را زير را سنجش نموده و با يكديگر مقايسه كرده ايم.
الف) تعداد واژگان تاكيدي در خصوصِ مصلحت بودنِ پذيرشِ قطعنامه.
ب) تعداد واژگان تاكيدي در خصوصِ تأكيد براصل جهاد و بيان نارضايتي از قبول قطعنامه.
فهرستِ زير كه از ديدگاهِ غيرآماري قابل توجه است، فهرستِ جملات توصيفي و امام در خصوصِ احساساتِ ايشان در پذيرشِ قطعنامه و يا در خصوصِ فرآيندِ پذيرشِ آن است (دقت بفرماييد):
- مسئله‌ي بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصا براي من...
- اگر نبود... هرگز راضي به اين عمل نمي بودم.
- مرگ و شهادت برايم گواراتر بود...
- بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيده ام
- در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري مي كنم
- باز مي گويم كه قبول اين مسئله براي من از زهر كشنده تر است
- فقط مسئولين كشور ايران به اتكاي خود تصميم گرفته اند.
- از هر آنچه گفتم گذشتم
- اگر آبرويي داشته ام با خدا معامله كرده‌ام
- خداوندا، تلخي اين روزها را...
- مي دانم كه به شما سخت مي گذرد، ولي مگر به پدر پير شما سخت نمي گذرد؟
- مي دانم كه شهادت شيرين تر از عسل در پيش شما است مگر براي اين خادمتان اين گونه نيست؟
- ولي تحمل كنيد
- هرگز امان نامه كفر و شرك را امضا نمي كنيم.
 
نتايج آماري جملات:
در مقابلِ شش جمله اي كه ايشان در خصوصِ «مصلحت بودنِ پذيرشِ قطعنامه» آورده اند تعداد پنجاه و شش جمله در خصوصِ «تأكيد براصل جهاد و بيان نارضايتي از قبول قطعنامه» ايراد فرموده اند.
مصلحت بودنِ قطعنامه در مقام يازدهم و انتهاي جدول قرار گرفته اما «تأكيد براصل جهاد و بيان نارضايتي از قبول قطعنامه» در بالاترين جايگاهِ جدول و در بيشترين فراوانيِ جملات قرار گرفته است كه اين نسبت چيزي نزديك به ده برابر بيشتر از «مصلحت بودنِ قطعنامه» است.
نكته‌ي جالب ِ توجه اين كه «تاكيد برنقش ديگران در اتخاذ اين تصميم» دقيقاً يك پله بالاتر از نيمه‌ي جدول واقع گرديده و رديف ششم را به خود اختصاص داده است.
نتايج كلمه شماري:
در مقابلِ 43 كلمه اي كه ايشان در خصوصِ « مصلحت بودنِ پذيرشِ قطعنامه » آورده اند تعداد 584 جمله در خصوصِ « تأكيد براصل جهاد و بيان نارضايتي از قبول قطعنامه » ايراد فرموده اند.
و شگفت آور آن است كه باز هم مصلحت بودنِ قطعنامه در همان مقام يازدهم و انتهاي جدول قرار گرفته اما «تأكيد براصل جهاد و بيان نارضايتي از قبول قطعنامه» باز هم در بالاترين مقام جدول و در بيشترين فراوانيِ جملات قرار گرفته است. چيزي نزديك به ده برابر بيشتر از «مصلحت بودنِ قطعنامه».
نكته‌ي جالب ِ ديگر اين كه «تاكيد برنقش ديگران در اتخاذ اين تصميم» باز هم از نيمه جدول پايين تر نيامده و رديف هفتم را به خود اختصاص داده است.
نتايج تأكيد شماري:
شگفت انگيز ترين آمار اما، ارقامي است كه در شمارشِ تعداد قيد و صفت هاي تاكيدي در خصوصِ « تأكيد براصل جهاد و بيان نارضايتي از قبول قطعنامه» و مقايسه ي آن با تعداد قيد و صفت هاي تاكيدي در خصوصِ «مصلحت بودنِ پذيرشِ قطعنامه» به دست مي آيد.
تأكيدات امام در بيان نارضايتيِ از قبول قطعنامه دقيقاً 69 برابرِ «مصلحت دانستنِ پذيرشِ آن» است.
اين آمار دردناك و دهشت آور قلم را به حالي مي آورد كه ديگر ياراي نوشتن نيست.
«طعمِ قطعنامه»
اگر بخواهيد بدانيم كه پذيرشِ قطعنامه چه طعمي براي اين بزرگمردِ رشيدِ اسلام داشته، كافي است كليه ي طعم هايي را كه در متن كلماتِ نورانيِ ايشان به كار رفته است برچيينيم تا آمارِ تلخِ زير كشف شود:
كل طعم هاي به كار رفته در اين متن از اين قرار است: طعم زهر- طعم تلخي- طعم شيريني- طعم محروميت
نكته‌ي آماري ِ آن اين است كه اگرچه شيريني بيشترين تكرار را داشته و سه مرتبه از ذهنِ صاحبِ متن تراوش كرده اما هريك از اين شيريني ها در مورد موضوعي جداگانه بوده است در حالي كه طعم زهر فقط در مورد يك موضوعِ خاص آمده و از ديدگاه آمارِ اختصاصي، بيشترين آمار را طعمِ زهر به خود اختصاص داده است. طعمي كه هنوز خاطره اش از كام و مذاق ايران و ايراني نرفته است. (بگذريم از اين كه شيرينيِ فرج امام زمان (عج) نيز جهت زدودنِ «تلخي اين روزها» از درگاه خداوند درخواست شده و در واقع اشاره به تلخي ذائقه‌ي گوينده ي كلام دارد)
از سوي ديگر طعم هاي زهر وتلخي و محروميت 57% طعمهاست كه در مقابلِ 43% طعم ِ شيريني قرار گرفته است.
1- زهر (در مورد قطعنامه)
2- زهر (در مورد قطعنامه)
3- خداوندا، تلخي اين روزها را (در مورد قطعنامه)
4- شيريني فرج حضرت بقيةاللّه
5- شهادت شيرين تر از عسل
6- لحظات شيرين زندگي خود (در خصوصِ جوانان عزيز كشورمان)
7- و محروميتها چشيده اند، (در مورد روحانيتِ واقعي)
توضيح مهم :
دقت فرماييد كه دو عدد از طعم هاي شيريني مربوط به انتظارات امام از آينده و اميد به دستيابي به فرج و شهادت در آينده بوده است.
لذا اين دو كلمه اگرچه شيرين اند اما هر دو مورد في نفسه بيانگر تلخي وضعيت موجود و بيانِ انتظار ايشان در دست يافتن به شيريني هاي آينده  و گذر از وضعيت فعلي است كه اين حكايت از فقدانِ شيريني در زمانِ حال و تلخي‌هاي موجود در شرايطِ حال حاضر براي صاحبِ متن است.
بنابراين از اين منظر،  آمار صحيح و واقعي طعم هاي قطعنامه به صورت زير خواهدبود :
اين مقاله را با دلي پردرد و چشماني پر از اشك به پايان مي آورم و بار ديگر سخنان ِ سوزنده ي حضرتش را كه از عمق جان برآمده مي نگارم تا مصلحت انديشان بار ديگر بدانند كه روح‌الله كه بود، چه گفت و اينان كه‌اند و چه مي گويند:
روح‌الله(روحي له) در پايان اين متن فرموده است:
اگر بندبند استخوانهايمان را جدا سازند،
اگر سرمان را بالاي دار برند،
اگر زنده زنده در شعله هاي آتشمان بسوزانند،
اگر زن و فرزندان و هستي مان را در جلوي ديدگانمان به اسارت و غارت برند
هرگز امان نامه كفر و شرك را امضا نمي كنيم.
و اگر چه اشك امانم نمي دهد اما من نيز مي گويم و مي نگارم:
« كه ما هرگز امان نامه كفر و شرك را امضا نمي كنيم. »
آري بي گمان « عيان ترين بخش اين سِر ّمكتوب، «وجود زهر» و نواي يارب يارب خميني است».
و سلام بر اهالي تحقيق
عباس پژوهش

 

منبع : www.rajanews.com
برچسب ها:

ارسال نظر