صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6a21ORGNtTUNZd0lVMXZaR1ZzSmpFME9TOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtJTJmSzdCclZKVUljMCUzZA==/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtQ0lWR0xSOHhaRE0lM2Q=/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyTnZiblJoWTNSMWN5WTBKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLXVRVTJXJTJiSm1hZXMlM2Q=/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyTnZiblJsYm5SbmNtOTFjR3hwYzNRbU16TW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1XbjlrRGE2Szk3ZyUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - B N L بانگ مرگ
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
صفحه اصلي>راهيان نور>يادمان ها>سردشت
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1394/10/05
بازديد: 8514
B.N.L، بانگ مرگ

B.N.L، بانگ مرگ

«جانبازان شيميايي»؛ هرچه بيشتر به اين موضوع فكر ميكنم، كمتر به نتيجه ميرسم. به هر كدام از زواياي اين موضوع كه نگاه ميكنم، به ابياتي از پيشسروده ميرسم كه قبلاً كارگردان و يا نويسندهاي به آن پرداخته است. چندي پيش كتابي همراه با روزنامه به دستم رسيد؛ به نام «خاطرات سوخته» و شيوه نگارش كتاب، با وجود موضوع آشناي آن، بسيار جذاب بود. بر روي كتاب برخلاف عادت هميشه، به جاي اسم نويسنده يا مؤلف، گردآورنده مهدي نيرومنش نوشته شده بود. با توجه به علاقهام به موضوع و اسم آقاي نيرومنش كه بسيار به ذهنم آشنا مينمود، تا بهياد مجموعهاي مستند از تلويزيون افتادم كه جانبازان شيميايي را -كه با سرطان خون دست و پنجه نرم ميكردند- را به تصوير ميكشيد.

آقاي مهدي نيرومنش، متولد سال 1347 است. اولين تجربه جبهه خود را در سال 65، در گردان حبيب به دست ميآورد. سال 67 در كنكور سراسري دانشگاه شركت كرد و در غياب او كه در جبهه به سر ميبرد، رشته الكترونيك دانشگاه تهران براي او انتخاب شد. پس از گذراندن چند ترم در رشته الكترونيك، رشته خود را تغيير داد و مقصود خود را در رشته ادبيات همان دانشگاه جستوجو كرد. اعتقادش به اين است كه براي كسب معرفت، بايد رشته ادبيات خواند؛ نه عرفان.

به گفته خودش، بدون آن كه تلاشي اضافه انجام دهد، در طول 7 ترم، به درجه كارشناسي ادبيات فارسي دست يافت.

در سالهاي واپسين دانشگاه، با مركز فيلمسازي ارشاد آشنا شد؛ مركزي كه در باغ فردوس تهران مستقر بود و تربيت كارگردانان شهيري چون مجيد مجيدي را در كارنامه خود دارد. از سال 1371 به شغل فيلمسازي مستند مشغول شد. وي در فضاي بسيار دلنشين دفتر كارش، زماني را براي صحبت با من اختصاص داده است.

* * *
جناب آقاي نيرومنش! چرا مستندساز شديد؟

نادر ابراهيمي را كه ميشناسيد؛ ايشان در زماني كه من در باغ فردوس سينما ميخواندم، روزي سر كلاس گفت: روي يك كاغذ، هدف خود را از فراگيري سينما بنويسيد. يادم ميآيد كه من با اين جمله شروع كردم: جبهه، چيزي در درونم كاشت كه ... دقيقاً بقيه جمله را به خاطر نميآورم؛ ولي موضوع كلياش اين بود كه چيزي در آنجا ديدم كه بعد از جنگ حس كردم همه، عطش دانستن آن را دارند هرچه آمدم بهشان بگويم، ديدم نميتوانم به آنها بفهمانم.
چه سالي اين جملات را نوشتيد؟

سال 1371.
در سال 1386 چه؟

الان هم همين است. الان هم وقتي به كارهاي من نگاه كنيد، ميبينيد يك مدت رفتم سراغ كارهاي حسي تأثيرگذار و سالها در اين وادي بودم. سرانجام ديدم خيلي حسي، خيلي تأثيرگذار و ... خوب نتيجهاش چي؟ ديدم آن چيزي كه در مملكت سياست زده ما حرف اول را ميزند، مستند سياسي است؛ پس حرف سياسي بايد بزنيم و رفتم سراغ مستند سياسي؛ رفتم سراغ موضوعاتي كه موضوع اصلي و سياسي مغفول مانده كشور است. اين كه جانباز رفته است زندگياش، سلامتياش و همه چيزش را گذاشته و الان چيزي ندارد! اينكه جانباز شيميايي رفته جبهه و حال سابقه جبهه ندارد؛ دنبال درصد نرفته است؛ دنبال بنياد نرفته است و الان يكدفعه ميافتد. شهيد شاهرخ، يكباره سردرد گرفت و دكترها گفتند: 5 ماه ديگر تمام است و هيچ سابقهاي در بنياد نداشت و... . بعد اينكه صدام سقوط كرد، چرا نسبت به صدام، ما چنين عكسالعملي نشان داديم؟ آنقدر نسبت به آمريكاييها بغض داشتيم كه يادمان رفت صدام چه بلايي سرمان آورده است. آنقدر بد عكسالعمل نشان داديم كه شيعيان عراق شكايت كردند... تكليفمان مشخص نيست. اگر صدام جنايت كرده، پاي شكايتمان ايستادگي كنيم. طبق قوانين بينالمللي دنيا، حكومت بعدي، ضامن همه كارهاي حكومت قبلي است. بخشيديم يعني چه؟ چطور عراق خسارت جنگ با كويت را پرداخت ميكند؟ چرا ما پيگيري نكرديم؟ از طرف ديگر اسناد و مدارك، حاضر و آماده است كه آمريكا و اروپا به عراق كمك شيميايي كردهاند. سلاح شيميايي، يعني جنايت جنگي؛ جنايت بشري و اصلاً بحث خرابي حمله و ويراني را جداگانه بررسي ميكنيم. الان موضوع بحث من، جنايت بشري است. كاربرد سلاح شيميايي، جنايت بشري است و ايران، بزرگترين قرباني سلاح شيمايي از اول تاريخ است.
طبق كدام سند و مدرك، شما ادعا ميكنيد كه ايران بزرگترين قرباني شيميايي است؟

طبق اسناد و مدارك تاريخي، قبل از جنگ ايران و عراق، تنها يك مورد از سلاح شيميايي در جنگ استفاده شده بود كه آن هم در شكل بدوي بود كه آلمان در يكي از جبهههاي خود، گاز كلر منتشر كرد و تعدادي از سربازان متفقين كشته شدند. در جنگ جهاني دوم، چون هيتلر خود يك مصدوم شيميايي بود، با وجود پر بودن انبارها از مواد شيميايي، اين سلاح حتي يك بار هم مورد استفاده قرار نگرفت.
چرا هيتلر از سلاح شيميايي استفاده نكرد؟

به دليل اينكه شنيدن و ديدن آثار شيميايي جنگي، بسيار با هم تفاوت دارند. وقتي ميگويند شيميايي، شما يك چيزي ميشنويد؛ خردل، تاول و.... يك چيزي ميشنويد؛ اما وقتي ببينيد، خيلي وحشتناكه! من يك زماني فكر ميكردم وقتي با شمشير در حال جنگ هستيد، اگر يك سرباز تكتيرانداز با سلاح دوربيندار، به يكباره از فاصله دور، وسط پيشاني شما را هدف بگيرد، خيلي نامرديست. خوب، سلاح شيميايي هم همينطور است؛ پيشرفت تكنولوژي است و مثل همان اسلحه دوربيندار نامرديست. چرا اغلب كشورهاي دنيا پروتكلهايي بر ضد سلاح شيمايي امضاء كردند؟ چون همه پذيرفتند كه اين، جنايت است. وقتي كه ببينيد، خيلي با شنيدن فرق دارد. اين، همان ضعف رسانهاي است كه ما داريم، هيچ كس نميداند ما قرباني چه چيز ميشويم.
اين همان چيزي بود كه شما در جنگ ديديد و بايد بيان ميكرديد؟

نه، من در جنگ، آن چنان با شيمياييها روبهرو نبودم. آن مطلبي كه در ابتدا اشاره كردم، بحث روابط انساني جنگ بود. الان 36 فيلمنامه انيميشن براي موسسه صبا آماده كردهام كه در آنها از روابط انساني و علل رواني جنگ صحبت شده است؛ از كساني كه جنگ ما را چرخاندند؛ كساني كه وقتي آتش عراق برروي سرشان ريخته ميشد، به لحاظ رواني، نميترسيدند و كپ نميكردند؛ نه به لحاظ تحولي كه ما امروز در جامعه ميشناسيم يا قدرت بدني ويژه؛ بله، آمادگي جسمي بايد داشته باشي، روحيه بايد داشته باشي، ترسو نباشي و ... ولي كپ نكردن در آن لحظه، پشتش اعتقاد بود كه به مرور زمان، بعد از جنگ در كارهاي مبتذل خراب شد. اينكه يك نفر خودش را روي مين ميانداخت، تبديل شد به خودكشي، ندانمكاري و جوزدگي.
آقاي نيرومنش! بحثي كه اين چند سال در بين جوانان مطرح است، قضيه جوگير شدن افراد در جبهه است؛ جوزدگي چه سهمي از رفتار افراد را به خود اختصاص ميداد؟

امكان ندارد كسي در آن فضا جوگير شود. من اولين باري كه وارد خط شدم، شلمچه بود و به محض ورود، به من يك نقطه را نشان دادند و گفتند: برويد آنجا سنگر بگيريد. به محض آنكه شروع به حركت كردم، عراق آتش سنگيني را روي منطقه ريخت. منطقه رمل بود و با هر انفجار، ماسهها پايينتر ميرفت و من بيشتر در معرض تير و تركش بودم و داشتم خود را فرو ميكردم داخل خاك. اون لحظه، حسم اين بود كه بلند شم داد بزنم نزن نامرد! براي چي ميزني؟ يك نكته داخل پرانتز اضافه كنم: قبل از اينكه به جبهه بروم، هر وقت برادرم از جنگ صحبت ميكرد، ميگفت: «جنگ تحميلي» و من با خودم ميگفتم: انگار اخبار ميگويد؛ اما آن لحظه كه آتش عراق شدت زيادي داشت، يك لحظه به اين نتيجه رسيدم كه جواب من، همان جمله برادرم است. اين جنگ، يك جنگ تحميلي است. هدف از بيان اين خاطره، اين است كه بگم وقتي پاي مرگ در ميان است، جوگير شدن معني ندارد. من به اين حالت ميگويم

مرگ آگاهي؛ چيزي كه من بارها و بارها از بچههاي جبهه ميشنيدم و در رفتارشان ميديدم، وقتي كه جنگ تحميلي باشد دشمن از هيچ چيز فرو گذار نيست؛ حتي جنايتي چون سلاح شيميايي.
استفاده از سلاح شيميايي، از زمان جنگ جهاني اول تا جنگ تحميلي ايران، تكرار شده بود؟

نه، در حقيقت، آمريكا در جنگ ويتنام هم از سلاح شيميايي استفاده كرده بود و در چند جاي ديگر هم به صورت خيلي محدود، از سلاح شيميايي استفاده شده بود؛ ولي ويتنام شاخصتر بود. در ويتنام، به اسم اين كه درختها را سمپاشي ميكنند، در سطح وسيعي از روستاها، از مادهاي به نام باران زرد استفاده شد كه عوارض مفصلي داشت. كشنده و ناتوان كننده بود. يك بار هم به طور تقريباً گسترده از سلاح شيميايي استفاده شد كه آن هم در زمان استقلال عراق از انگلستان بود كه به دستور چرچيل، براي مقابله با مردم عراق، از سلاح شيميايي استفاده شد. به عقيده كارشناسان اروپايي، دليل اين كه عراق در سال 1960 - سالها قبل از روي كار آمدن صدام - بناي كارخانههاي شيميايي را گذاشت، اين استفاده دولت انگليس بوده است. ديدن آثار و عواقب سلاح شيميايي، باعث شده بود تا عراق به اين نتيجه برسد كه سلاح شيميايي توليد كند و اين، شاهدي بر حرف قبلي من است كه شنيدن شيمياييبا ديدن آن و عوارض آن، متفاوت است. توليد و تكميل سلاح شيميايي، تا پايان جنگ تحميلي ادامه داشت.
عراق استفاده از سلاح شيميايي را از كي آغاز كرد؟

از همان ابتداي حمله به خرمشهر، اسراي عراقي كه دستگير ميشدند، لوازم پدافند شيميايي داشتند و عراق از همان روز اول جنگ، از سلاح شيميايي استفاده ميكرد؛ ولي خيلي محدود و تا سال 61 كه خرمشهر آزاد شد، با كاربرد محدود خفهكننده و كشنده استفاده ميشد.

وقتي عراق خرمشهر را از دست داد، يكباره جهشي در استفاده از سلاحهاي شيميايي رخ داد و بعد از آن بود كه رامسفلد با صدام ملاقات كرد و دنياي غرب به اين نتيجه رسيد كه اين برابري در حال به هم خوردن است و از آن پس، حمايتهاي مالي، تكنولوژيكي، تسليحاتي و ديپلماتيك، شروع شد.
يعني تا قبل از فتح خرمشهر، اروپا و آمريكا صدام را تحريك ميكردند و پس از سال 61 حمايت نيز كردند؟

رابطه ديپلماتيك عراق و آمريكا، به ظاهر قطع بود و به دليل حمايت از تروريست و ... صدام، اغلب سلاحهاي خود را از شوروي خريداري ميكرد و مقدار محدودي نيز از فرانسه تهيه ميشد؛ ولي بعد از سال 1361، اين ارتباط به يك باره برقرار شد و وسعت گرفت. صدام با انگليس وارد مذاكره شد و توسط شركت «متروكس چرچيل»، تكنولوژي سلاح شيميايي را در عراق تكميل كرد و پس از مدتي، شعبه لندن اين شركت را خريداري كرد و به بهانه اين كه شركت توسط عراق خريده شدهاست، تكنولوژي ممنوعه آمريكا به عراق انتقال يافت. بانكي ايتاليايي در آتلانتاي آمريكا، به نام بي ان ال وجود داشت كه كمكهاي مالي آمريكا را به عراق ميرساند. در واقع، تكنولوژي از انگليس و پول از طرف آمريكا تأمين ميشد و كشورهاي اروپايي هم به عنوان سرباز صفر، فقط دستوارات را اجرا ميكرد. ما در موضوع سلاحهاي شيميايي، ميدانيم كه اصل ماجرا و پشت پرده آن، برعهده آمريكا و انگليس است؛ اما بلژيك، هلند، آلمان، سوئد، اسپانيا و ديگر كشورهاي اروپايي، سلاح شيميايي در اختيار صدام قرار ميدادند.

در فتح خرمشهر، اولين حمله گسترده شيميايي صورت گرفت؛ به صورتي كه پرفسور هندريكس و تعدادي از كارشناسان، پس از بررسي خرمشهر اعلام كردند كه اگر در خرمشهر كسي از تجهيزات كامل استفاده كند، باز هم از آثار آن در امان نيست.
استفاده از سلاح شيميايي، در چه زماني علني شد و همه دنيا فهميدند؟

حملات تا زمان حمله حلبچه، بازتاب رسانهاي گستردهاي نداشت؛ يعني تيرماه 66 كه سردشت مورد حمله شيميايي قرار گرفت؛ ولي تا زمان حمله به حلبچه، خيلي اخبار آن منتشر نشد. اين امر، به دو دليل بود؛ اول آنكه سردشت جزء ايران بود و حلبچه جزء عراق و انتشار خبر آن در مردم، ايجاد وحشت نميكرد. دوم اينكه؛ در سردشت، گاز خردل استفاده شد كه 5000 نفر شيميايي شدند و هنوز هم آثارش باقي است؛ ولي 113 نفر شهيد شدند. حدود 9 بمب خردل به سردشت اصابت كرد. در مباحث استراتژيك، خردل براي فلج كردن پشت جبهه است. در حلبچه، از گاز اعصاب استفاده شد. گاز اعصاب، در عرص چند ثانيه عمل ميكند و همه اعصاب را از كار مياندازد و فرصتي براي عكسالعمل باقي

نميماند و در زمان كوتاهي -حدود 2 ساعت- تجزيه ميشود و از بين ميرود و در طبيعت و در بدن قرباني، هيچ اثري از آن باقي نميماند. صحنه حلبچه، خيلي وحشتناك بود؛ به اين دليل، خيلي مورد توجه قرار گرفت.

در ابتدا، استفاده از سلاحهاي شيميايي در جنگ، از تكنولوژي سادهاي برخوردار بود؛ ولي رفته رفته و با تكميل مواد و سلاحها، اثرات مخربتر شد؛ مثلا گاز خردل كه مايعي چسبنده است، اثرات كمتري ايجاد ميكرد؛ ولي در پايان جنگ و در سالهاي حمله به سردشت، به تركيب آن، مواد سيليكوني اضافه شد. اين ماده، مانند گردي، تنفس ميشد و تا عمق ريه افراد نفوذ ميكرد. پس از انتشار گاز خردل، افراد در محدوده نزديك به محل اصابت بمب، دچار مرگ ميشدند و افرادي كه از محل دورتر بودند، به سوختگي بر روي پوست، خشكي قرنيه، ايجاد تاولهايي در درون ريه و مجراي تنفسي دچار ميشدند و اين تاولها، باعث تنگي نفس و ايجاد خفگي ميشد.
براي درمان اين بيماران، چه راهكارهايي وجود دارد؟

ابتدا، درمان بيشتر به اعمال ترميمي اختصاص داشت؛ ولي رفته رفته آثار تنفسي مورد توجه قرار گرفت. در ايران، اعمال درماني انجام ميشد و خانم كروبي و همكارانشان نيز تعدادي از جانبازان شيميايي را به خارج از كشور اعزام كردند. در مارس 1984م. هواپيمايي جهت انتقال بيماران تجهيز شد و تعدادي از مصدومين براي اولين بار و بدون هيچ هماهنگي قبلي، به اتريش اعزام شدند. بحث اصلي اين بود كه يك كاري انجام شود.
آيا قبل از اعزام، با كشورهاي اروپايي هماهنگ شده بود؟

نه، تمام ماجراي اعزام اين بود كه عرض كردم؛ فقط قبل از آن با آقاي كيارشي هماهنگ شده بود و وي نيز از خبرنگار خبرگزاري او.آر.اف آلمان و پرفسور فراينينگل، متخصص ترميمي و عضو پزشكان بدون مرز دعوت كرد. تا قبل از اين ماجرا، رسانههاي غربي ادعا ميكردند كه آثار بهوجود آمده، بر اثر سوختگي ميباشد؛ اما درهمان اعزام دكتر فراينينگل اعلام كرد كه اين آثار، ناشي از سلاحهاي شيميايي است كه به همين دليل، او.آر.اف به شدت مورد خشم قرار گرفت. هزينههاي درمان، توسط ايرانيان خارج از كشور تأمين شد و كمكم بنياد جانبازان با اختصاص امكانات و تأسيس خانه جانباز، اقامت جانبازان را تسهيل كرد.
اگر اروپا حاضر به انتشار اخبار نبود، چرا جانبازان را پذيرفت؟

به خاطر پول؛ چون مراكز درماني كاملاً خصوصي بودند و پول زيادي دريافت ميكردند و از طرفي، كار بر روي مصدومان شيميايي، جهت بررسي آثار مواد و عوارض آن، فرصتي مغتنم براي آنان بود و با وجود تمام اين درمانها، هر روز شاهد شهادت يكي از اين عزيزان هستيم.
الان وضعيت خانههاي جانبازان به چه صورت است؟

خانههاي جانبازان، جزء خانههاي قديمي وتاريخي كشورها شناخته شدهاند؛ اما متاسفانه اجازه بازسازي آنها به بنياد داده نميشود. با اين حال، تعدادي از اين خانهها هنوز فعال هستند.

باتشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد. از طرف نشريه پرسمان از شما سپاسگزارم.

سوتيتر

شنيدن و ديدن آثار شيميايي جنگي، بسيار با هم تفاوت دارند. وقتي ميگويند شيميايي، شما يك چيزي ميشنويد؛ خردل، تاول و.... يك چيزي ميشنويد؛ اما وقتي ببينيد، خيلي وحشتناكه! من يك زماني فكر ميكردم وقتي با شمشير در حال جنگ هستيد، اگر يك سرباز تكتيرانداز با سلاح دوربيندار، به يكباره از فاصله دور، وسط پيشاني شما را هدف بگيرد، خيلي نامردي است. خوب، سلاح شيميايي هم همينطور است؛ پيشرفت تكنولوژي است و مثل همان اسلحه دوربيندار نامردي است

قبل از اينكه به جبهه بروم، هر وقت برادرم از جنگ صحبت ميكرد، ميگفت: «جنگ تحميلي» و من با خودم ميگفتم: انگار اخبار ميگويد؛ اما آن لحظه كه آتش عراق شدت زيادي داشت، يك لحظه به اين نتيجه رسيدم كه جواب من، همان جمله برادرم است. اين جنگ، يك جنگ تحميلي است. هدف از بيان اين خاطره، اين است كه بگم وقتي پاي مرگ در ميان است، جوگير شدن معني ندارد. من به اين حالت ميگويم

مرگ آگاهي؛ چيزي كه من بارها و بارها از بچههاي جبهه ميشنيدم و در رفتارشان ميديدم، وقتي كه جنگ تحميلي باشد دشمن از هيچ چيز فرو گذار نيست؛ حتي جنايتي چون سلاح شيميايي

در فتح خرمشهر، اولين حمله گسترده شيميايي صورت گرفت؛ به صورتي كه پرفسور هندريكس و تعدادي از كارشناسان، پس از بررسي خرمشهر اعلام كردند كه اگر در خرمشهر كسي از تجهيزات كامل استفاده كند، باز هم از آثار آن در امان نيست
برچسب ها:
مطلب مرتبطی وجود ندارد.

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :