صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6a21ORGNtTUNZd0lVMXZaR1ZzSmpFME9TOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtJTJmSzdCclZKVUljMCUzZA==/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtQ0lWR0xSOHhaRE0lM2Q=/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyTnZiblJoWTNSMWN5WTBKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLXVRVTJXJTJiSm1hZXMlM2Q=/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyTnZiblJsYm5SbmNtOTFjR3hwYzNRbU16TW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1XbjlrRGE2Szk3ZyUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - قدرت
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>ويژه نامه ها>جنگ نرم
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1392/12/17
بازديد: 14745
جنگر نرم

قدرت نرم و رهبري

قدرت نرم و رهبري
مقدمه

تناقضي مهم در اينكه قدرت صرف و مطلق امريكا، بي‌چون و چرا و بلامنازع است، نهفته است. نيروهاي امريكايي در حدود 130 كشور دنيا مستقر هستند و هيچ ارتش رقيبي توان به چالش كشيدن آن را در زمين بازي ندارد. اما هم‌زمان كه برتري نظامي امريكا افزايش يافته، توانايي‌اش براي متقاعد كردن در بسياري از مناطق دنيا حتي ميان متحدان قديمي‌اش بسيار كاهش يافته است. در اظهارات پيش رو كه در مارس 2004 در مركز رهبري مردم در كنفرانسي با عنوان "سوءاستفاده از قدرت" خطابه شد، ميان قدرت سخت (قدرت براي اجبار) و قدرت نرم (قدرت براي جذب) تمايز قائل شده‌ام.

آنچه در ادامه مي‌آيد، متن اين سخنراني است بر اساس تعريف واژه‌نامه، رهبري به معناي پيش رفتن يا نشان دادن راه است. رهبري كردن به نوعي كمك به يك گروه است تا هدف مشترك خود را تعريف كند و به آن دست يابد. رهبري داراي سطوح و انواع متعدد است كه همه آنها در ارتباط با پيروان، وجهي مشترك دارند. از اين رو، رهبري و قدرت به طور تفكيك‌ناپذيري در هم تنيده شده‌اند. در ادامه استدلال خواهم كرد بسياري از مهارت‌هاي رهبري از قبيل ايجاد بينش و تصور، برقراري ارتباط با آن، جذب و انتخاب افراد توانمند، نماينده انتخاب كردن و تشكيل ائتلاف‌ها بستگي به چيزي دارد كه من قدرت نرم مي‌نامم. اما نخست بايد بپرسيم قدرت چيست؟



1-
قدرت چيست؟

در كلي‌ترين شكل، قدرت به معناي توانايي به دست آوردن نتايجي است كه فرد مي‌خواهد. به ويژه، قدرت يعني توانايي نفوذ بر رفتار ديگران به منظور كسب نتايجي كه فرد مي‌خواهد. اما چندين روش براي تحت تأثير قرار دادن رفتار ديگران وجود دارد:


·
شما مي‌توانيد با تهديد افراد را به انجام كاري مجبور كنيد.


·
شما مي‌توانيد با پاداش افراد را به انجام كاري تشويق كنيد.


·
شما مي‌توانيد افراد را جذب كرده و عضو كنيد.


گاهي من مي‌توانم بي آنكه فرماني بدهم رفتار شما را تحت تأثير قرار دهم. اگر شما بر اين باوريد كه اهداف من مشروع‌اند، پس من مي‌توانم بدون به كارگيري تهديد يا ترغيب شما را متقاعد كنم. براي نمونه، كاتوليك‌هاي وفادار ممكن است از تعاليم پاپ دربارة اعدام پيروي كنند، اما نه به خاطر تهديد حكم تكفير، بلكه به خاطر احترام براي اقتدار اخلاقي‌اش. همچنين برخي مسلمانان افراطي، ممكن است مجذوب حمايت از اعمال اسامه‌بن‌لادن باشند، اما نه به خاطر پاداش‌ها يا تهديدات او، بلكه به خاطر اينكه مشروعيت اهدافش را باور دارند.


از نظر سياست‌مداران واقع‌بين‌ و افراد عادي، به طور معمول اين پرسش‌هاي مرتبط با رفتار و انگيزه، بسيار پيچيده‌اند. از اين رو آنها به تعريف ميان‌بر قدرت توجه دارند و آن را به معناي داشتن توانمندي‌ها يا منابعي تعريف مي‌كنند كه مي‌تواند بر نتايج تأثيرگذار باشد. كسي كه اقتدار، ثروت يا شخصيت جذابي دارد، قدرتمند ناميده مي‌شود. در دومين تعريف طبق سياست بين‌الملل، قدرت يعني داشتن منابع. مطابق اين تعريف، كشور قدرتمند:

·
جمعيت به نسبت زيادي دارد؛


·
داراي سرزمين است؛


·
منابع طبيعي دارد؛


·
قدرت اقتصادي دارد؛


·
نيروي نظامي دارد و


·
از ثبات اجتماعي برخوردار است.



مزيت تعريف دوم اين است كه قدرت را عيني‌تر، سنجش‌پذير و قابل پيش‌بيني مي‌كند. قدرت در اين معنا شبيه نگه داشتن ورق‌هاي بالا و مهم در بازي ورق است. اما اين تعريف مشكلاتي نيز به همراه دارد؛ زماني كه افراد، قدرت را مترادف با منابع توليدكنندة آن، تعريف مي‌كنند گاهي با تناقض روبه‌رو مي‌شوند. زيرا آنها كه از قدرت بهره‌مندند، همواره نتايج موردنظر خود را به دست نمي‌آورند.



داشتن منابع قدرت، همواره نتيجه‌اي را كه مي‌خواهيد به دست آوريد، تضمين نمي‌كند. براي نمونه، به لحاظ منابع، امريكا بسيار قدرتمندتر از ويتنام بود، امّا نتيجه موردنظر را در آن كشور به دست نياورد. همچنين اين كشور تنها اَبَرقدرت جهان در سال 2001 بود، اما نتوانست از بروز حادثه يازده سپتامبر جلوگيري كند. تبديل منابع به قدرت محقق‌شده در معناي كسب نتايج مطلوب، نيازمند استراتژي‌هاي خوب طراحي‌شده و رهبري ماهر است. اما استراتژي‌ها اغلب نامناسب هستند و رهبران نيز غير منصفانه، قضاوت مي‌كنند؛ همانند هيتلر در سال 1941 و صدام در سال 1990.



سنجش قدرت در چارچوب منابع ناكافي (شورت هَند[2])، ناقص اما مفيد است. تخمين اول در هر بازي، كمك مي‌كند تا بفهميد چه كسي ورق‌هاي بالا را در دست دارد. اهميت آن برابر با اين نكته است كه بفهميم كدام منابع، بهترين پاية رفتاري عامل قدرت، در يك بستر خاص است. منابع قدرت، بدون شناخت بستر آن نمي‌تواند مورد داوري قرار گيرد. پيش از آنكه قضاوت كنيد چه كسي ورق‌هاي بالا را نگه داشته است، بايد بدانيد چه بازي‌اي را انجام مي‌دهيد و ارزش ورق‌هايي كه ممكن است تغيير كند چقدر است.



در برخي موقعيت‌ها، افرادي كه داراي جايگاه والايي هستند، دستور مي‌دهند يا ثروت دارند، قدرتمندترين افراد تلقي نمي‌شوند. اين چيزي است كه انقلاب‌ها حول و‌ حوش آن شكل مي‌گيرند.



قدرت نرم

همگان قدرت سخت را مي‌شناسند. به خوبي مي‌دانيم قدرت نظامي و اقتصادي، اغلب ديگران را وادار مي‌كند موضع خود را تغيير دهند. قدرت سخت، مي‌تواند مبتني بر تشويق (هويج) يا تهديد (چماق) باشد. اما گاهي شما مي‌توانيد نتايجي را كه مي‌خواهيد بدون تهديد يا پاداش عيني به دست آوريد. از شيوه غير مستقيم به دست آوردن خواسته‌ها و آمال به "چهره دوم قدرت" ياد مي‌شود. ممكن است كشوري نتايجي را كه در سياست بين‌الملل مي‌خواهد به دست آورد، و كشورهاي ديگر نيز تمايل يابند كه از او پيروي كنند، ارزش‌هايش را بپذيرند، از الگويش تقليد كنند و آرزوي سطح رفاه و آسايش آن را بكنند. به اين معنا، در دستور كار قرار دادن و جذب ديگران نيز مهم است و لزوماً براي تغيير دادن آنان، نيازي به تهديد با اقدامات اجباري و زوري نيست. اين قدرت نرم ديگران را واداشتن براي خواستن نتايجي كه شما مي‌خواهيد به جاي اجبار كردن ديگران، افراد را جذب مي‌كند.


قدرت نرم، مبتني بر توانايي شكل‌ دادن اولويت‌هاي ديگران است. در سطح شخصي، ما با قدرت جذابيت و فريبندگي آشنا هستيم. براي نمونه، در يك رابطه يا يك ازدواج، قدرت به ناچار در اختيار طرف بزرگ‌تر نيست، بلكه در اختيار كسي است كه جذبه مرموز فريبندگي دارد. همچنين در جهان تجارت، مديران اجرايي باهوش به خوبي مي‌دانند كه رهبري تنها دستور دادن نيست، بلكه الگو بودن و جذب ديگران است تا آنچه را كه شما مي‌خواهيد انجام دهند. از اين رو اداره كردن يك سازمان بزرگ با دستور دادن صرف، مشكل است مگر اينكه بتوانيد ارزش‌هايتان را به ديگران بقبولانيد. به همين ترتيب، رفتارهاي جامعه مبتني بر انتظامات پليسي، عمدتاً بستگي به سياست‌گذاري‌هاي كاملاً دوستانه و جذبه دارد تا اينكه جامعه بخواهد براي رسيدن به اهداف مشترك به اين رفتارها بپردازد.


رهبران سياسي نيز قدرتي را كه از جذبه نشئت مي‌گيرد به خوبي درك مي‌كنند. اگر من بتوانم شما را وادار كنم كاري را انجام دهيد كه خودم مي‌خواهم، در آن صورت نيازي به استفاده از هويج يا چماق نيست تا شما را تشويق يا مجبور به انجام آن كار كنم. به اين ترتيب، در حالي كه رهبران در كشورهاي اقتدارگرا مي‌توانند از زور استفاده كنند و فرمان صادر كنند، سياست‌مداران در دمكراسي‌ها عمدتاً بر تركيب تشويق و جذبه تكيه مي‌كنند. قدرت نرم، ركن اصلي سياست دمكراتيك است. توانايي اولويت‌بندي با سرمايه‌هاي ناملموسي از قبيل شخصيت جذاب، فرهنگ، نهادها و ارزش‌هاي سياسي و سياست‌هايي پيوند مي‌خورد كه مشروع تلقي مي‌شوند يا اقتدار اخلاقي دارند. اگر رهبري نماينده ارزش‌هايي باشد كه ديگران مي‌خواهند از آن ارزش‌ها پيروي كنند، مطيع كردن آنها هزينه كمتري براي او خواهد داشت.


قدرت نرم، تنها همانند نفوذ نيست. گذشته از همه اينها، نفوذ نيز مي‌تواند مبتني بر قدرت سخت تهديدات يا پاداش‌ها باشد. قدرت نرم، فراتر از صرف اقناع يا توانايي تغيير دادن عقيدة مردم با استدلال است؛ گرچه بخشي مهم از آن تلقي مي‌شود. قدرت نرم، توانايي جذب است و اين جذب، اغلب راه به رضايت و تسليم مي‌برد. به لحاظ منابع، منابع قدرت نرم، سرمايه‌هايي هستند كه مي‌توانند چنين جذبي را توليد مي‌كنند. براي فهم اينكه يك سرمايه خاص يك منبع قدرت نرم است كه جذب را توليد مي‌كند، مي‌توان با نظرسنجي از مردم و گروه‌هاي كانون به اين امر دست يافت. افزون بر اين، براي درك اين موضوع كه جذب نيز به نوبة خود نتايج سياسي مطلوب را به وجود مي‌آورد، بايد در موارد خاص، مورد داوري قرار گيرد. اما شكاف ميان قدرتي كه به عنوان منابع، مورد سنجش قرار مي‌گيرد و قدرتي كه به عنوان نتايج رفتار، مورد داوري قرار مي‌گيرد منحصر به قدرت نرم نيست. در واقع، آن در همه اشكال قدرت روي مي‌دهد.


يكي از راه‌هاي تأمل درباره تفاوت بين قدرت سخت و نرم، بررسي انواع شيوه‌هايي است كه به وسيله آنها مي‌توانيد نتايج دلخواه را به دست آوريد:

· شما مي‌توانيد به من دستور دهيد تا اولويت‌هايم را تغيير بدهم. همچنين مي‌توانيد با تهديد كردن من با زور يا با تحريم‌هاي اقتصادي به نتايج مطلوب خود دست يابيد.


·
شما مي‌توانيد با استفاده از قدرت اقتصادي‌تان براي پرداخت پول به من، مرا تشويق كنيد تا آنچه را كه مي‌خواهيد انجام دهم.


·
شما مي‌توانيد با در دستور قرار دادن روشي كه واقع‌بينانه نبودن آرزوهاي افراطي مرا نشان دهند، اولويت‌هايم را محدود كنيد.

· شما مي‌توانيد با احساس‌گيرايي، عشق يا وظيفه در روابطمان جذابيت داشته باشيد و نيز با تفاهم در خصوص ارزش‌هاي مشترك‌مان درباره حقانيت و

درستي كمك به كساني كه اهداف و ارزش‌هاي مشترك دارند، جذابيت داشته باشيد.


اگر من متقاعد شوم بدون هيچ تهديد آشكاري با اهداف شما موافقت كنم به طور خلاصه، اگر رفتارم داراي جذابيتي قابل مشاهده اما ناملموس باشد قدرت نرم كارساز خواهد بود. قدرت نرم، نوعي متفاوت از ارز را به كار مي‌برد (نه زور و نه پول) تا همكاري، جذابيت ارزش‌هاي مشترك و درستي و وظيفه كمك براي رسيدن به آن ارزش‌ها را فراهم آورد.


اگر رهبري در چشم ديگران مشروعيت داشته باشد، كمتر با مقاومت روبه‌رو مي‌شود. اگر فرهنگ و ايدئولوژي، جذابيت داشته باشد، ديگران با اراده، پيرو آن خواهند بود. اگر حكومت، شركت يا سازمان از قوانيني پيروي كند يا قوانيني داشته باشد كه متناظر با منافع و ارزش‌ها باشد، اعمالش بيشتر در چشم ديگران مشروعيت خواهد داشت. همچنين اگر بتواند با حمايت تعدادي از نهادها ديگران را براي محدود كردن فعاليت‌هايشان به روشي كه ترجيح مي‌دهد، تشويق كند، چندان نيازي براي هزينه كردن هويج و چماق نخواهد بود. همان‌طوري كه آدام اسميت تصريح كرد، افراد در هنگام تصميم‌گيري در بازار آزاد با دست نامرئي هدايت مي‌شوند، تصميم‌هايمان در بازار ايده‌ها نيز اغلب به وسيله قدرت نرم شكل مي‌گيرد، يعني جذابيتي ناملموس ما را متقاعد مي‌كند بدون تهديد آشكار يا انجام دادن مبادله‌اي با ديگران همگام شويم.



تأثير متقابل قدرت سخت و نرم

بي‌گمان قدرت سخت و نرم، با يكديگر در ارتباط هستند؛ زيرا هر دو جنبه‌هايي از توانايي براي تحقق هدف فرد با نفوذ بر رفتار ديگران را دربر دارند. تمايز ميان اين دو، در ماهيت رفتار و در ملموس بودن منابع است. قدرت دستور و فرمان دادن (توانايي براي تغيير آنچه ديگران انجام مي‌دهند)، مي‌تواند مبتني بر زور يا تشويق باشد. قدرت جذابيت (توانايي براي شكل دادن آنچه ديگران مي‌خواهند)، مي‌تواند مبتني بر جذابيت فرهنگ و ارزش‌هاي يك كشور يا توانايي دست‌كاري در دستور كار گزينه‌هاي سياسي با روشي باشد كه ديگران را وادار ‌كند در ابراز برخي اولويت‌ها - كه به نظر مي‌رسد بسيار غير واقع‌بينانه باشد- شكست را قبول كنند. ميان فرمان و جذابيت، طيفي گسترده از رفتار وجود دارد كه از اجبار گرفته تا تشويق اقتصادي و در دستور كار قرار گرفتن تا جذابيت خالص را شامل مي‌شود. منابع قدرت نرم با جذابيت پيوند خورده است و در آخر طيف اين رفتارها قرار دارد، در حالي كه منابع قدرت سخت، به طور معمول با رفتار فرماندهي پيوند خورده، اما رابطه آن ناقص است. براي نمونه، گاهي افراد با شنيدن افسانه‌هاي حتي باورنكردني جذب قدرت فرماندهي ديگران مي‌شوند، درست همان‌گونه كه اسامه‌بن‌لادن در يكي از نوارهاي ويدئويي‌اش مي‌گويد: «زماني كه مردم يك اسب قدرتمند و يك اسب ضعيف مي‌بينند، طبيعي است آنها اسب قدرتمند را دوست دارند


براي بيان نمونة ديگري در اين مورد در تاريخ امريكا مي‌توان به رئيس‌جمهور جان اف‌كندي اشاره كرد. او به رغم نظرسنجي‌هاي منفي، در سال 1961 دست به آزمايش هسته‌اي زد؛ زيرا او نگران برداشت‌هاي جهاني از دست‌آوردهاي شوروي در مسابقه تسليحاتي بود. كندي "مي‌خواست شخصيت و جايگاه قدرت نرم امريكا را در ازاي دست‌آوردهاي مسير سخت‌تر شخصيت نظامي قرباني كند."


قدرت نرم و سخت گاهي يكديگر را تقويت مي‌كنند و گاهي در مقابل هم قرار مي‌گيرند. رهبري كه سعي در جلب محبوبيت دارد، ممكن است از اعمال قدرت سخت متنفر باشد، اما رهبري كه به دنبال امر و نهي كردن است، بي‌آنكه به تأثيرات قدرت نرم آن توجهي كند، ممكن است با افراد ديگري روبه‌رو شود كه بر سر راه قدرت سختش موانعي ايجاد مي‌كنند. هيچ‌كس دوست ندارد احساس آلت دست قرار گرفتن كند، حتي توسط قدرت نرم.


گاهي منابع قدرت، به يكسان مي‌توانند بر طيف وسيع رفتار از جذابيت گرفته تا اجبار تأثير بگذارند. در بسياري از موقعيت‌هاي جهان واقعي، انگيزه‌هاي افراد مختلط هستند. افزون بر اين، تمايز ميان قدرت سخت و نرم، هم به ماهيت رفتار و هم به ملموس بودن منابع مربوط است. هر دو جنبه‌هايي از توانايي هستند تا فرد با نفوذ در رفتار ديگران به اهدافش برسد.



محدوديت‌هاي قدرت نرم


برخي شكاكان به ايده قدرت نرم اعتراض مي‌كنند؛ زيرا آنها قدرت را به طور محدود در قالب دستورها و فرمان‌ها يا كنترل فعال، مي‌نگرند. از نظر آنها، تقليد يا جذابيت چيزي بر قدرت نمي‌افزايد و قدرت بيشتري در نتايج سياست توليد نمي‌كند. افزون بر اين، تقليد همواره نتايج مطلوب را به همراه ندارد. براي نمونه، در دهه 1980، ژاپن به خاطر فرايندهاي صنعتي نوآورانه‌اش به طور گسترده مورد استقبال قرار گرفت، اما تقليد شركت‌ها در كشورهاي ديگركه پيش از اين نيز انجام گرفته بود - قدرت بازار ژاپني‌ها را به طور محسوسي كاهش نداد. به همين‌گونه، ارتش‌ها نيز پيوسته تقليد مي‌كنند و تاكتيك‌هاي مخالفان خود را خنثي مي‌سازند و از رسيدن آنها به نتايج دلخواهشان جلوگيري مي‌كنند. چنين مشاهداتي درست هستند، اما آنها از اين نكته غافل‌اند كه جذابيت اغلب به شما امكان مي‌دهد تا آنچه را مي‌خواهيد به دست آوريد. شكاكاني كه مي‌خواهند قدرت را فقط به مثابه به كارگيري ارادي فرمان و كنترل تعريف كنند از چهره دوم يا "ساختاري" قدرت غافل‌اند؛ يعني توانايي به دست آوردن نتايج دلخواه، بدون اينكه افراد را مجبور كنيد رفتارشان را از طريق تهديدات يا پاداش‌ها تغيير دهند.


به طور هم‌زمان، تشريح شرايطي كه در آن جذابيت، احتمال دارد به نتايج مطلوب دست يابد يا دست نيابد بسيار حائز اهميت است. تمامي قدرت به متن بستگي دارد (يعني تحت چه شرايطي)، اما قدرت نرم بيشتر از قدرت سخت به وجود اراده مفسران و دريافت‌كنندگان بستگي دارد. افزون بر اين، جذابيت اغلب به جاي توليد يك عمل خاص قابل مشاهده، تأثيري پراكنده در به وجود آمدن نفوذ عمومي دارد. همان‌طوري كه پول مي‌تواند سرمايه‌گذاري شود، سياست‌مداران نيز از انباشت و ذخيره سرمايه سياسي سخن مي‌رانند تا در شرايط و اوضاع آينده، آن را برداشت كنند.


البته، چنين حسن نيّتي ممكن نيست در نهايت مورد احترام قرار گيرد و توزيع و تأثير متقابل كمتر از يك رابطه مستقيم ملموس‌تر است. بي‌ترديد، تأثيرات غير مستقيم جذابيت و توزيع نفوذ مي‌تواند تفاوتي چشمگير در به دست آوردن نتايج مطلوب در موقعيت‌هاي چانه‌زني فراهم كند. به عبارت ديگر، رهبران فقط بر پاداش‌هاي مستقيم و تأثير متقابل خاص، تأكيد خواهند كرد اما آشكار است كه اين شيوة رفتار نمودن پيوسته نمي‌تواند ادامه يابد.

روان‌شناسان اجتماعي، مجموعه­اي عظيم از پژوهش‌هاي تجربي را عرضه كرده­اند كه نشان از كشف رابطة ميان جذابيت و قدرت دارد.


قدرت نرم همچنين احتمال دارد زماني كه قدرت پراكنده مي‌شود مهم‌تر باشد. يك رهبر ديكتاتور نمي‌تواند به ديدگاه‌هاي مردمي كه بر آنها حكومت مي‌راند به طور كامل بي‌تفاوت باشد، اما مي‌تواند زماني كه صحبت از منافعش به ميان مي‌آيد محبوبيت را ناديده بگيرد. در محيط‌هايي كه افكارعمومي اهميت دارد، رهبران نسبت به نظام‌هاي استبدادي، مهلتي كمتر براي اتخاذ تاكتيك و به توافق رسيدن دارند. از همين رو، براي دولت تركيه نا­ممكن بود تا به نيروهاي امريكايي (در سال 2003) اجازه عبور و انتقال از مرزهايش را بدهد؛ زيرا سياست‌هاي امريكايي محبوبيت آن را در افكارعمومي و در پارلمان تركيه بسيار كاهش داده بود. در مقابل، براي امريكا راحت‌تر بود تا پايگاه‌هايي را در ازبكستان اقتدارگرا مستقر كند و براي عمليات در افغانستان از آنها استفاده كند.


سرانجام، گرچه قدرت نرم گاهي تأثيراتي مستقيم بر اهداف خاص دارد، با اين حال، احتمال اينكه بر اهداف كلي نيز تأثير بگذارد، وجود دارد. براي نمونه، جذب مردم براي دمكراسي راحت‌تر از مجبور كردن آنها براي دمكراتيك بودن است. هم اهداف خاص و هم اهداف كلي مهم هستند، اما قدرت نرم در مورد دومي اهميت ويژه دارد. اين واقعيت كه تأثير جذابيت، براي رسيدن به نتايج مطلوب بر اساس بستر و نوع اهداف فرق مي‌كند، آن را بي‌اهميت‌تر از اين واقعيت نمي‌كند كه بمب‌ها و سرنيزه‌ها زماني كه ما به دنبال جلوگيري از گسترش بيماري‌هاي واگيردار هستيم، يا به دنبال كاهش گرم شدن كره زمين و يا ايجاد دمكراسي هستيم، نتايج مطلوب را به دست نمي‌آورند.


انقلاب اطلاعاتي


توانايي نشان دادن و عرضه قدرت نرم در سال‌هاي اخير به نحوي چشمگير كاهش يافته است. انقلاب اطلاعاتي و جهاني شدن، دنيا را متحول و كوچك‌تر كرده است. در آغاز قرن بيست و يكم، اين دو نيرو قدرت امريكا را دوچندان كردند. اما به مرور زمان، فناوري به كشورها و مردمان ديگر دنيا نيز گسترش خواهد يافت و برتري نسبي امريكا كاهش مي‌يابد. براي نمونه، امروزه جمعيت سني20 ساله امريكا نشان مي‌دهد بيش از نيمي از آنها به اينترنت دسترسي دارند. در يك يا دو دهه آتي، زبان انگليسي ممكن است به عنوان "زبان ميانجي" باقي بماند، درست همانند زبان لاتين پس از زوال قدرت روم، اما در برخي از موضوعات در آينده از قبيل اقتصاد و جامعه سايبر، ممكن است آسيا بيشتر از امريكا پديدار شود. حتي مهم‌تر از همه اينكه انقلاب اطلاعاتي، اجتماعات مجازي و شبكه‌هايي را ايجاد مي‌كند كه مرزهاي ملي را در مي‌نوردند. شركت‌هاي فراملي و بازيگران غير­دولتي، نقش‌هايي بزرگ‌تر و مهم‌تر ايفا خواهند كرد. بسياري از اين سازمان‌ها قدرت نرمي از خود خواهند داشت تا شهروندان را براي ائتلاف‌هايي كه فراتر از مرزهاي ملي است، جذب كنند. رهبري سياسي تا حدي وارد رقابت براي جذابيت، مشروعيت و اعتبار خواهد شد و توانايي مبادله اطلاعات، منبع مهم جذابيت و قدرت به شمار خواهد رفت.


اين بازي سياسي در عصر اطلاعات جهان، نشان مي‌دهد كه نقش نسبي قدرت نرم نسبت به قدرت سخت، احتمالاً افزايش خواهد يافت. آنها كه در عصر اطلاعات، بيشترين دستاورد را از آن خود خواهند كرد عبارتند از:


·
كانال‌هاي چندگانه ارتباطات كه به صورتبندي موضوعات كمك مي‌كنند؛


·
ايده‌ها و مشتري‌هاي فرهنگي كه به هنجارهاي جهاني حاكم نزديك هستند؛


·
اعتباري كه ارزش‌ها و سياست‌ها، آن را تقويت مي‌كند.


منابع قدرت نرم را به سختي مي‌توان كنترل كرد. در واقع، حكومتي كه سخت تلاش مي‌كند اين منابع را كنترل كند، ممكن است در عمل به اعتبار خودش ضربه بزند. به هر حال، قدرت نرم را به دشواري مي‌توان كنترل كرد، زيرا بسياري از منابع مهم آن، خارج از كنترل حكومت‌ها هستند و تأثيرات آنها به شدت به پذيرش مخاطبان دريافت‌كننده، بستگي دارد. علاوه بر اين، كارايي منابع قدرت نرم براي شكل دادن محيط سياست‌گذاري، اغلب به طور غير مستقيم است و گاهي دو سال طول مي‌كشد نتايج مطلوب به دست آيد.


البته، اين تفاوت‌ها به ميزان اهميت موضوعات مربوط مي‌شوند. همه اقدامات قدرت سخت به سرعت نتايج مطلوب را به دست نمي‌آورند. براي نمونه مي‌توان به طولاني بودن و شكست نهايي در جنگ ويتنام يا اين واقعيت كه تحريم‌هاي اقتصادي به لحاظ تاريخي در كسب نتايج مطلوب در بيش از نيمي از مواردي كه اعمال شده است شكست خورده‌اند، اشاره كرد. در عراق، صدام حسين از يك دهه تحريم، جان سالم به در برد و اگرچه جنگ چهار هفته‌اي رژيم او را سرنگون كرد، اما اين اقدام فقط نخستين گام، در قبال تحقق اهداف امريكا در عراق محسوب مي‌شد. همان‌طوري كه يكي از مقامات نظامي سابق تصريح كرد؛ نشانة مبارزه بزرگ، چيزي نيست كه تخريب و ويران مي‌كند، بلكه چيزي است كه ايجاد مي‌كند و به دست مي‌دهد. علاوه بر اين، گاهي اشاعه اطلاعات مي‌تواند به سرعت يك نتيجه مطلوب را به دست آورد يا از آن جلوگيري كند. اما به طور كلي، به كارگيري منابع قدرت نرم كندتر، پراكنده‌تر و سخت‌تر از منابع قدرت سخت است.


اطلاعات، قدرت است و امروزه بخش اعظم جمعيت دنيا به اين قدرت دسترسي دارند. پيشرفت‌هاي فناوري منجر به كاهشي چشمگير در هزينة پردازش و انتقال اطلاعات شده و نتيجه آن انفجار اطلاعات است كه "پارادوكس وفور يا تكثر" را به وجود آورده است. وفور اطلاعات به كمبود توجه منجر مي‌شود. زماني كه افراد غرق در انبوه و حجم وسيع اطلاعاتي مي‌شوند كه پيش روي آنها قرار گرفته است، دانستن اينكه بر كدام‌يك بايد تمركز كرد، سخت است. توجه به جاي اطلاعات، به منبع كميابي تبديل مي‌شود و آنها كه مي‌توانند اطلاعات ارزشمند را از آشفتگي و در هم برهمي تشخيص دهند، قدرت را به دست مي‌آورند. سردبيران و سرنخ‌دهندگان مي‌توانند منبع قدرت آنهايي باشند كه مي‌توانند به ما بگويند بر كجا بايد تمركز كنيم.

ميان اين افراد، اعتبار منبع مهم و البته منبع مهم قدرت به شمار مي­آيد. شهرت حتي مهم‌تر از گذشته مي‌شود و نزاع‌هاي سياسي، اغلب بر سر ايجاد و نابودي اعتبار روي مي‌دهند. كشورها براي كسب اعتبار نه تنها با كشورهاي ديگر، بلكه با دامنه گسترده‌اي از جايگزين‌ها از جمله، رسانه‌هاي خبري، شركت‌ها، سازمان‌هاي غير‌دولتي، سازمان‌هاي ميان‌دولتي و شبكه‌هاي اجتماعي علمي به رقابت برمي‌خيزند.


به اين ترتيب، سياست محل نزاع اعتبار رقابتي مي‌شود. قدرت سنتي جهان سياست، تنها به ارتش يا اقتصادي مي‌پردازد كه پيروز خواهد شد. سياست نيز در عصر اطلاعات ممكن است در نهايت درباره اين باشد كه كدام خبر پيروز مي‌شود. كشورها با يكديگر و با سازمان‌هاي ديگر رقابت مي‌كنند تا اعتبار خود را تقويت و مخالفانشان را تضعيف كنند. شهرت همواره در رهبري سياسي اهميت داشته است، اما نقش اعتبار حتي مهم‌تر از منبع قدرت مي‌شود و دليل آن "پارادوكس وفور" است. اطلاعاتي كه در تبليغات ظاهر مي‌شود، ممكن است نه تنها باعث سرافكندگي و تحقير شود، بلكه اگر شهرت را به خاطر اعتبار، تضعيف كنند و از بين ببرند شايد نتيجه عكس نيز بدهد. تحت شرايط جديد، قدرت نرم ممكن است مؤثرتر از قدرت سخت باشد. اشتباه است كه قدرت نرم را تنها به عنوان مسئله تصوير، روابط عمومي و محبوبيت گذرا ناديده بگيريم. آن شكل از قدرت و ابزار كسب نتايج مطلوب است. زماني كه اهميت جذابيت و گيرايي خود را ناديده مي‌گيريم، هزينه زيادي مي‌پردازيم.


سرانجام، قدرت در عصر اطلاعات نه از قدرت سخت قوي اما همراه و سهيم با آن شكل خواهد گرفت. ليكن در عصر اطلاعات، چنين سهيم بودن نه تنها توانايي ديگران را براي همكاري با ما تقويت خواهد كرد، بلكه تمايل آنها را نيز براي انجام چنين كاري افزايش خواهد داد. زماني كه با ديگران سهيم مي‌شويم، ديدگاه‌ها و رهيافت‌هايي مشترك را توسعه مي‌دهيم كه توانايي ما را براي برخورد با چالش‌هاي جديد بهبود مي‌بخشد. بي‌توجهي به اهميت جذابيت تنها به عنوان محبوبيت گذرا باعث ناديده گرفتن ديدگاه‌هاي كليدي در نظريه‌هاي جديد رهبري و نيز واقعيت‌هاي جديد عصر اطلاعات مي‌شود.

نتيجه‌گيري

قدرت نرم، همواره مؤلفه كليدي رهبري بوده است. ريشه‌هاي قدرت جذابيت ديگران نيز آنچه را كه شما مي‌خواهيد بخواهند، موضوعات را صورتبندي كنند و در دستور كار قرار دهند به هزاران سال تجربه بشري باز مي‌گردد. يكي از داستان‌هاي مربوط به اين مهم "غريبه در سرزمين عجيب" است، كه در آن قهرماني خود را در محيطي ناآشنا مي‌يابد. در كتاب سِفْرْ پيدايش، زماني كه يوسف [پيامبر] خود را در مصر (يك سرزمين خارجي) محصور مي‌بيند مي‌تواند از طريق جذابيت خردش، لطف فرعون را به خود جلب كند.


رهبران ماهر همواره، اين نكته را دريافته‌اند كه جذابيت برخاسته از اعتبار و مشروعيت است. قدرت هرگز و هيچ‌وقت از لوله تفنگ بيرون نيامده است؛ حتي خشن‌ترين ديكتاتورها نيز هم بر ترس و هم بر جذابيت تكيه كرده‌اند. جهاني شدن و انقلاب ارتباطات، باعث ظهور چالش‌هاي رهبري جديد شده است كه اهميت اعتبار، مشروعيت و مسئوليت را افزايش مي‌دهد. در عصري كه ضروري است در نبرد اخبار و نبرد در ميدان جنگ پيروز شويم، رهبران

بايد بيش از پيش به قدرت نرم توجه كنند.


زماني كه امريكا به موضوعات مشروعيت و اعتبار سياستش در قبال عراق، توجه نكرد، نظرسنجي‌ها كاهش چشمگيري را در قدرت نرم آن كشور نشان داد. اما اين امر مانع ورود امريكا به عراق نشد، بلكه موجب شد آن كشور هزينه‌هاي بيشتري را با قرباني كردن غير نظاميان و نظاميان بپردازد. به همين دليل اگر ياسر عرفات، الگوي قدرت نرم گاندي يا مارتين لوتركينگ را انتخاب كرده بود نه قدرت سخت تروريسم، مي‌توانست اسرائيلي‌هاي ميانه‌رو را به خود جذب كند و تاكنون نيز يك دولت فلسطيني تشكيل داده بود. در آغاز گفتم كه رهبري به نحوي جدايي‌ناپذير با قدرت درهم تنيده شده است. رهبران بايد درباره انواع قدرتي كه آنها استفاده مي‌كنند گزينه‌هايي مهم را اتخاذ كنند. واي به حال پيروان آن رهبراني كه اهميت قدرت نرم را ناديده مي‌گيرند و آن را بي‌ارزش مي‌پندارند.

برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :