صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6a21ORGNtTUNZd0lVMXZaR1ZzSmpFME9TOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtJTJmSzdCclZKVUljMCUzZA==/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtQ0lWR0xSOHhaRE0lM2Q=/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyTnZiblJoWTNSMWN5WTBKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLXVRVTJXJTJiSm1hZXMlM2Q=/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyTnZiblJsYm5SbmNtOTFjR3hwYzNRbU16TW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1XbjlrRGE2Szk3ZyUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - نقش
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>ويژه نامه ها>جنگ نرم
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1392/12/17
بازديد: 15761
جنگر نرم

نقش دولت‌ها در خنثي‌سازي عمليات رواني استراتژيك

نقش دولت‌ها در خنثي‌سازي عمليات رواني استراتژيك
 
مقدمه اصطلاح جنگ رواني در جنگ جهاني دوم در امريكا رواج يافت. البته همانند بسياري از پديده‌هاي علوم انساني، قدمت جنگ رواني به قرن‌ها پيش بازمي‌گردد؛ امّا در شش دهه اخير بار علمي و تحقيقي يافته است.
در دوره اخير، براي اولين‌بار مورخ نظامي بريتانيايي، فولر[1]، در سال 1920 اين واژه را به كار برد (ص320). بيست سال بعد اصطلاح جنگ سياسي[2] در بريتانيا رواج يافت و تقريباً هم‌زمان وارد ادبيات سياسي شد (داقرتي، ص4).
 
در سال‌هاي جنگ كره، ارتش امريكا اداره رياست جنگ رواني[3] را به عنوان يك بخش ستادي ويژه ايجاد كرد. يك مركز و يك مدرسه نيز در كاروليناي شمالي به منظور تدوين دكترين و آموزش كاركنان نظامي در زمينه آنچه به اختصار (Psywar) خوانده مي‌شد تأسيس شد. با اين اقدامات به تدريج مفاهيم و دكترين‌هاي جديد مرتبط با عبارت جنگ رواني ايجاد شد كه واژه عمليات رواني و اقدامات رواني[4] از آن جمله‌اند. مفهوم عمليات رواني بسيار گسترده است و معاني گوناگوني را دربر مي‌گيرد. از تلاش‌هاي يك واحد نظامي بر واحد نظامي ديگر در منطقه عملياتي، تا نفوذ و تأثيرگذاري بر يك ملت در گستره زماني طولاني ذيل مفهوم عمليات رواني قرار مي‌گيرد. در تعريف شيوه‌ها و كاربردهاي عمليات رواني نيز تفاوت‌هايي ميان انديشمندان وجود دارد. عمليات رواني از تلاش رسانه‌اي براي تأثيرگذاري بر فرهنگ يك ملت تا شايعه‌سازي، شست‌وشوي مغزي، هيپنوتيزم و حتي اقدامات چريكي را دربر مي‌گيرد (همو، ص2).
 
هدف اين مقاله بررسي نقش دولت‌ها به مثابه دارندگان حاكميت و قدرت فائقه هر كشور در خنثي‌سازي عمليات رواني است. بنابراين پرسش اصلي اين مقاله چنين است: «دولت‌ها چگونه مي‌توانند عمليات رواني دشمنان و يا رقباي خود را خنثي نمايند؟» فرضيه‌اي كه در پاسخ به اين سؤال به آزمون گذاشته مي‌شود اين است: «دولت‌ها با پيش گرفتن روش‌هاي درازمدت تا حد بسيار زيادي مي‌توانند عمليات رواني دشمن يا رقيب خود را خنثي كنند.» فرضيه اين مقاله بر اين ايده استوار است كه موضوع عمليات رواني چيزي است كه مردم ناگزير از فكر كردن به آن هستند. از سوي ديگر، همچنان كه برخي از صاحب‌نظران علوم ارتباطات معتقدند تبليغات تقويت باورهاي موجود است (محسنيان‌راد، ص129). بر اين اساس در حالي كه امواج رسانه‌اي در جهان امروز با پيشرفت فناوري شگفت‌انگيز آن كنترل‌ناپذير مي‌نمايد امّا دولت‌ها مي‌توانند بر روند آن با پيش گرفتن اقدامات درازمدت علمي و روشمند تأثير بگذارند. بديل فرضيه مقاله چنين است كه دولت‌ها با اقدامات كوتاه‌مدت (بدون برنامه‌ريزي‌هاي درازمدت)، غير علمي و غير روشمند موفقيتي در خنثي‌سازي عمليات رواني دشمنان نخواهند داشت. از اين رو چند مؤلفه مهم كه در مديريت رسانه‌اي و سياسي هر كشوري مي‌تواند عمليات رواني رقبا را خنثي كند، به طور مختصر مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
 
اقدامات مبتني بر روان‌شناسي سياسي طرفداران روان‌شناسي سياسي معتقدند اين علم مي‌تواند شناختي درست از درون جامعه در اختيار سياست بگذارد. يك تصميم، اظهارنظر يا نطق سياسي اگر با كندوكاو روان‌شناسي همراه نباشد چه بسا قدرت حاكم را دچار عواقب نامطلوب مي‌سازد. پيدا كردن توانايي‌هاي افراد، به خدمت گرفتن اين توانايي‌ها در رسيدن به اهداف، همان بهره‌گيري از روان‌شناسي در سياست است (فتحي‌آشتياني، ص17).
 
توجه دولت‌ها به دستاوردهاي روان‌شناختي در عرصه سياست واكنشي منطقي به بسترها، روش‌ها و تبعات روان‌شناختي تبليغات دشمن است. به عبارت ديگر اگر عمليات رواني نوعي تدارك رواني براي تأثيرگذاري بر يك محيط سياسي است بايد اقدامات مقابله‌جويانه و نيز خنثي‌كننده آن بر ايده‌هاي روان‌شناختي استوار باشد. در بهره‌گيري از روان‌شناسي در سياست اشاره به دو نكته ضروري است: نخست اينكه چگونگي بهره‌برداري از روان‌شناسي در سياست به تعريف عام مملكت‌داري، روحيه رهبران سياسي و نيز هدف نخبگان و توانايي‌هاي فكري آنان بستگي دارد. بهره‌گيري درست از يافته‌هاي روان‌شناسي مي‌تواند در تصحيح خطاهاي فكري و رفتاري در محيط سياسي، باز كردن راه گفت‌وگو ميان دولتمردان، نخبگان و عموم مردم و در نهايت به كارگيري روش‌هاي بهينه براي تبليغ ايده‌هاي دولت به منظور اداره امور روزمره و طرح‌هاي توسعه‌اي مؤثر باشد و عمليات رواني رقبا را خنثي سازد.
 
امّا در مقابل به عنوان مورد دوم گفتني است كه بهره‌برداري از روش‌هاي پيچيده علمي به همراه در اختيار داشتن امكانات رسانه‌اي و قدرت فائقه مي‌تواند در خدمت فرصت‌طلبي، قدرت‌محوري و تداوم قدرت و توجيه تجاوز و اقدامات غير اخلاقي و غير قانوني قرار گيرد. اين روش نيز در كوتاه‌مدت مي‌تواند عمليات رواني رقبا را خنثي كند. حتي در كوتاه‌مدت تأثير بيشتري نسبت به روش اول دارد امّا در درازمدت نتيجه معكوس خواهد داشت.
 
اجماع ملي در خنثي‌سازي عمليات رواني، اجماع ملي مهم‌ترين نقش را ايفا مي‌كند. اگر هويت جامعه معلوم، اهداف درازمدت، ميان‌مدت و كوتاه‌مدت آن مشخص، روش‌هاي مملكت‌داري تثبيت شده، جايگاه نخبگان و مردم تعيين شده، گردش نخبگان در سيستم اداري و سياسي بدون مناقشه و گردش اطلاعات آزاد و بدون مانع باشد عمليات رواني رقبا و دشمن كم‌ترين تأثير را بر نخبگان و عموم مردم خواهد داشت (سريع‌القلم، 1384). بررسي سوژه‌هاي عمليات رواني نشان مي‌دهد كه بيشترين آماج تبليغي رقبا، فقدان يا ضعف وحدت ملي، جنگ قدرت ميان نخبگان سياسي، سانسور و برخورد با مخالفين حكومت، سردرگمي نسل جوان و آسيب‌هاي اجتماعي ناشي از برخورد سنت و مدرنيسم است (www.arnet.ir) بنابراين ميان تبليغات رواني دشمنان و رقبا و اجماع ملي در داخل يك كشور رابطه معكوسي وجود دارد.
 
هر چه اجماع بيشتر باشد، جامعه و اركان آن در تمام ابعاد سياسي، اقتصادي و فرهنگي تكليف خود را بدانند و بر مبناي همكاري جمعي براي تحقق اهداف ملي مقرر حركت كنند از ميزان تأثيرگذاري تبليغات خارجي كاسته مي‌شود. در اين خصوص نكته مهم و قابل توجهي وجود دارد و آن عدم تناسب زماني و سرعت تبليغات خارجي و خصمانه و حركت‌هاي بزرگ و ملي همچون ايجاد اجماع ملي است. در حالي كه سرعت عمليات رواني به سرعت نور نزديك مي‌شود، چگونه مي‌توان با حركت لاك‌پشتي پديده‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي با آنها مقابله كرد؟ به نظر مي‌رسد براي چاره‌جويي اين تناقض بايد پيش از تحقق اجماع كامل و مستحكم (كه هيچ‌گاه به طور مطلق به دست نمي‌آيد) روح اجماع ملي در كشور گسترده شود.
 
 
روح اجماع مرحله پيشيني و ضروري براي هويت‌مندي، هدف‌مندي و روش‌مندي جامعه سياسي است و نه‌تنها اين سه عنصر را محقق مي‌سازد بلكه در صورت فقدان يا ضعف هر يك، به مثابه عاطفه و حس ملي عمل مي‌كند. حاكميت روح اجماع با وجود انبوه مشكلات و حتي تعارضات قومي، سياسي و فكري بزرگ مي‌تواند بستري براي رشد و تحول بوده و واگرايي را به حداقل برساند و براي حل مشكلات پيشگام شود. دولت‌ها اگر در مسير ايجاد اجماع ملي بتوانند روح اجماع را حاكم كنند، بيشترين نقش را در خنثي‌سازي عمليات رواني دشمنان ايفا خواهند كرد. جامعه رها كه درباره هويت، اهداف و روش‌هاي خود به اجماع نرسيده و روح حاكم بر آن نه همكاري و رفع مشكلات بلكه فرصت‌طلبي غير اخلاقي و غير قانوني باشد به راحتي تحت تأثير عمليات رواني و شگردهاي آن همچون شايعه‌سازي و برچسب‌زني قرار مي‌گيرد و خود نيز در آن مشاركت مي‌كند. نسبيت و جزميت يكي از مؤلفه‌هاي مهم در موفقيت يا عدم موفقيت تبليغات رواني يا خنثي‌سازي آن نسبيت يا جزميت پيام‌هاي تبليغاتي است.
 
منظور از نسبيت و جزميت تعاريف فلسفي اين دو مفهوم نيست. جزميت، خود‌محوري فكري، تفكر قياسي، پيام‌هاي يك‌طرفه، پيام‌هاي نفي‌كننده، تقسيم‌كننده به كافر و مؤمن مطلق، سياه و سفيد مطلق، زشت و زيباي مطلق و روحيه‌اي تحكم‌آميز و لحن و نوشتاري نازيبا در تبليغات است؛ ولي نسبيت، آرامش، عطوفت و زيبايي در بيان و هر كس و هر مكتب را برخوردار از ذره‌اي حقيقت ديدن و توجه به همة ديدگاه‌ها درباره هر مسئله‌اي و انعكاس اكثريت واقعيت‌هاست. پيام‌هاي تبليغاتي جزم‌گرا را مي‌توان تبليغات غير فرهنگي و پيام‌هاي تبليغاتي نسبي را تبليغات فرهنگي ناميد.
 
پيام‌هاي نسبي‌گرا و فرهنگي موفق و متداوم است ولي پيام‌هاي جزم‌گرا و غير فرهنگي و غير اخلاقي در دراز‌مدت نامتداوم و ناموفق خواهند بود. هدف از متداوم، ماندگاري يك فكر يا دستگاه تبليغي و منظور از نامتداوم، عدم ماندگاري و مرگ يك مكتب و يا دستگاه تبليغي پس از دوره اوج‌گيري سريع است. تبليغات كمونيستي و فاشيستي نمونه‌اي از تبليغات جزم‌گراي ناموفق و نامتداوم است. نازي‌ها در بين سال‌هاي 1933 تا 1945 هزار و نود و هفت فيلم ساختند. از 16 فرستنده براي 13 كشور به صورت غير رسمي و براي 60 كشور به صورت رسمي برنامه راديويي مي‌فرستادند. آلماني‌ها پس از جنگ اول جهاني اعلام كردند كه غفلت از تبليغات باعث شكست آنها شد، امّا توجه به تبليغ (در چنين سطحي) هم نتوانست آنها را در جنگ دوم جهاني پيروز گرداند. در حالي كه آلمان هيتلري مجهزترين دستگاه تبليغي زمان را در اختيار داشت اما محتواي نازيستي آن ماندگاري آن را به شدت كم كرد.
 
 
در شوروي نيز پس از سال‌ها مبارزة خشن استالينيستي با بيگانگان و اردوگاه غرب، و مشاهده بي‌‌نتيجه بودن اين نوع رفتار، در كنگره بيستم حزب كمونيست در سال 1956 خروشچف اعلام كرد كه تبليغات شوروي به جاي تأكيد بيش از اندازه بر تلقين اصول مجرد كمونيسم بايد بيشتر عملگرا شود. بنابراين بر بي‌نتيجه بودن محتواي تبليغي دورة استالين تأكيد كرد. دولت شوروي در دورة ايدئولوژيك خود فيلم‌هاي بسياري ساخت؛ امّا به قول هالستي فيلم‌هاي روسي چنان رنگ ايدئولوژيك داشت كه هيچ‌كس در خارج (و حتي گاه در داخل) وقت خود را براي تماشاي آن صرف نمي‌كرد (1983، 204-199). ديدگاه خروشچف به تدريج فضاي تبليغي شوروي را باز كرد و رفت و آمدهاي گردشگري، ورود هيئت‌هاي دانشگاهي و هنري به شوروي و توجه بيشتر به آموزش‌هاي فني به جاي توجه صرف به آموزش‌هاي ايدئولوژيك، كم كم از بار سنگين تبليغات كمونيستي كه در ذره ذره برنامه‌هاي علمي و هنري جاي گرفته بود كاست.
 
 
جزميت و نسبيت، فصل افتراق در اثربخشي يا عدم اثربخشي تبليغات است. بر اين مبنا دولت‌ها با ارسال پيام‌هاي تبليغي فرهنگي و اجتناب از پيام‌هاي جزم‌گرا و سياه و سفيد زمينه را براي آگاهي عمومي در داخل از طريق گفت‌وگوي جمعي و خنثي‌سازي تبليغات رسانه‌اي دشمنان فراهم مي‌كنند. جامعه‌پذيري سياسي جامعه‌پذيري سياسي فرايندي است كه طي آن نسل‌هاي قديمي‌تر، فرهنگ سياسي جامعه را به نسل‌هاي جديدتر منتقل مي‌كنند. دستاورد اين انتقال، استمرار و بالندگي فرهنگ سياسي جوامع است. آلموند و پاول جامعه‌پذيري سياسي را روندي مي‌دانند كه طي آن فرهنگ سياسي حفظ يا دگرگون مي‌شود و جهت‌گيري‌ها نسبت به هدف‌هاي سياسي شكل مي‌گيرد (1987، صص146-142). با بررسي تعريف نولي از جامعه‌پذيري، نوع سياسي آن را مي‌توان تلقين اطلاعات، بازخوردها و الگوهاي معين رفتار نسبت به دولت و فعاليت‌هاي گوناگون آن در مردم جامعه دانست.
 
اين روند همه شكل‌هاي آموزش سياسي رسمي، غير رسمي دلخواه يا بدون برنامه را دربر مي‌گيرد. در اين روند مردم نه از راه مشاركت سياسي فعال بلكه در دوره پيش از آن ارزش‌هاي سياسي را به دست مي‌آورند (1990، ص85). جامعه‌پذيري سياسي به بقا و مشروعيت نظام سياسي و حكومت كمك مي‌كند و به نظام از طريق آماده ساختن و تربيت اعضا خود براي اطاعت از اوامر و ايفاي نقش‌هايشان ياري مي‌رساند. نظام در گستره و قلمرويي كه جامعه‌پذيري فراهم مي‌سازد، حكومت موفقي را پي‌ريزي مي‌كند زيرا مردم از قوانين پيروي كرده و نقش‌هاي گوناگوني چون قاضي، پليس، نامزد انتخاباتي و رأي‌دهنده را به قصد حفظ روند عادي نظام پذيرا مي‌شوند (فتحي‌آشتياني، ص44).
 
جامعه‌پذيري سياسي روندي پيچيده است و در آن خانواده، همسالان و دوستان، مدرسه، رسانه‌هاي گروهي و فرهنگ، طبقات و جنسيت مؤثرند. بنابراين براي هر يك از گروه‌هاي سني و جنسي مي‌توان برنامه‌هاي مختلفي تدارك ديد كه متناسب با ويژگي‌هاي آنان و مطابق با بررسي‌هاي علمي باشد. براي نمونه، برخي تحقيقات نشان مي‌دهد كه زنان نسبت به امور سياسي كم‌علاقه‌تر، به خانه و اجتماع كوچك‌تر بيشتر علاقه نشان مي‌دهند و در امور كلي، تابع نظر مردان مي‌باشند. اگر اين نظريات مورد آزمون قرار گرفته و تأييد شود بايد برنامه‌هاي ويژه‌اي براي جامعه‌پذيري سياسي زنان تدارك ديده شود.
 
برخي از روان‌شناسان نيز به اين نتيجه رسيده‌اند كه اگر بازخوردهاي اساسي[5] فرد نسبت به هدف‌ها، مردم و باورها كه اغلب در دوره كودكي شكل مي‌گيرد بار سياسي داشته باشد (مثلاً نوعي جهت‌گيري نسبت به يك اقليت ديني يا قومي) كودك با همان پيش‌داوري[6] رشد مي‌كند و تبليغات نيز نمي‌تواند اين داوري‌ها را مورد ترديد قرار دهد. امّا بازخوردهاي تحت تأثير گروه به راحتي قابل تغيير است (هالستي، ص 218). نوشته‌هاي فراواني درباره رفتار كره‌اي‌ها با اسراي امريكايي طي جنگ اين دو كشور وجود دارد كه نشان مي‌دهد آنها با روش‌هاي شست‌وشوي مغزي و تحت فشارهاي عصبي سعي مي‌كردند اسراي امريكايي را به پذيرش كمونيسم وادارند. تحقيق و بررسي بيدرمن در سال 1963 در اين خصوص نشان داد كه پس از جنگ از بين هزاران سرباز و افسر امريكايي اسير در كره، تنها 21 نفر تحت تأثير تبليغات كمونيستي به كشورشان بازنگشته‌اند.
 
مطالعه بر روي اين افراد نشان داد كه اين بيست و يك نفر جزو بي‌سوادترين اسرا بوده‌اند. يعني درباره آنها تغيير سيستم عقيده سياسي انجام نشده بود بلكه سيستم سياسي ايجاد شده بود (باربر، ص236). اين مطالعه نمونه خوبي از توجه به سيستم‌هاي فكري مردمان يك كشور در ارتباط با جامعه‌پذيري سياسي است. مردمي كه در خلأ فكر سياسي زندگي مي‌كنند ممكن است به هر سويي گرايش پيدا كنند. رسانه‌هاي گروهي نقش رسانه‌هاي گروهي در ايجاد يكپارچگي و هماهنگي ديدگاه‌هاي افراد نسبت به نظام سياسي در چارچوب جامعه‌پذيري سياسي بسيار مهم است. هوستن راني[7] معتقد است در همه كشورهاي داراي فناوري ارتباطي، رسانه‌ها در شكل دادن به جهت‌گيري‌هاي اصلي و نيز افكار خاص بيشتر مردم، نقش مستقيم دارند. لوسين پاي[8] نيز رسانه‌ها را مناسب‌ترين ابزار موجود براي جامعه‌پذيري و عامل اصلي نوسازي مي‌داند (پيشه‌ور، صص125-103).
 
 
در ذيل بحث رسانه‌ها مي‌توان به دو مؤلفه بسيار مهم افكارعمومي و تبليغات اشاره كرد و در راستاي اين نوشتار نقش دولت را در اين دو مقوله بررسي كرد. افكارعمومي شايد عبارت كليدي در نقش دولت‌ها در مواجهه با عمليات رواني و همچنين چگونگي تبليغات باشد. افكارعمومي زماني ايجاد مي‌شود كه افراد يك گروه درك معيني از مسائل اساسي و عمومي زندگي به دست آورده باشند. اين درك معين، مسلط بر جو فكري جامعه مي‌شود و آن را شكل مي‌دهد. افكارعمومي كه به تعابير مختلفي از آن ياد شده است چه در نگاه ديني - فلسفي با عنوان"صداي خلق صداي خداست" و چه به عنوان پشتوانه دمكراسي و مجلس و يا اساس و بنياد حكومت، پديده‌اي قابل شناسايي، عميق، تأثيرگذار و نيازمند توجه روزمره سياستمداران است. نكته اول در اين مسئله آن است كه افكارعمومي چگونه ساخته مي‌شود؟ برخي از صاحب‌نظران و سياستمداران از واژه مهندسي براي ساخته شدن افكارعمومي استفاده مي‌كنند. اين واژه بخشي از حقيقت را در خود دارد؛ امّا همه آن نيست.
 
ساختن افكارعمومي علاوه بر مبتني بودن بر يافته‌هاي علمي كه به مهندسي فكرها منجر مي‌شود، هنر بسيار ظريفي است. به عبارت ديگر ساختن افكار عمومي مينياتوري از علوم انساني، تجربي، فنون ادبي و تصويري، زمان‌شناسي و هنرهاي ارتباطي و نوآوري است. رسانه‌ها تأثير مهمي بر افكارعمومي دارند. تلقي هر انسان از زندگي و موقعيت خود و جهاني كه در آن زيست مي‌كند، از دو راه به دست مي‌آيد. اول آنچه انسان در زندگي خود به طور واضح لمس مي‌كند و دوم چيزي كه رسانه‌ها به او مي‌دهند. تلقي مردم به طور معمول از ديپلماسي، تجارت خارجي، امنيت ملي و دفاع و نيز سازمان‌هاي بين‌المللي، رسانه‌اي است. بر اين اساس است كه افكارعمومي هيچ‌گاه يك‌دست نيست؛ چون شيوه‌ها و شرايط زندگي انساني براي همگان يكسان نيست و رسانه‌ها نيز چنان تنوع دارند كه هر كدام با مشتري خود به گونه‌اي متفاوت برخورد مي‌كنند. علاوه بر مجموعه تأثيراتي كه افكارعمومي از رسانه‌ها مي‌پذيرد و جنبه آشكار شكل‌دهي به افكار عمومي‌سازي است، فعل و انفعالات پنهاني نيز در آن مؤثر است؛ شايعه‌سازي و گسترش آن يكي از اين فعل و انفعالات است. شايعه به طور كلي از ابهام يا سانسور خبري و نيز اهميت يك موضوع سرچشمه مي‌گيرد.
 
به طور معمول در شرايط عادي كه اخبار مورد نياز از طرف رسانه‌هاي معتبر پخش مي‌شود شايعه‌اي ايجاد نمي‌شود. اما به محض بحراني شدن وضعيت و يا محدوديت در انتشار اخبار، شايعه‌سازي آغاز مي‌شود (ناپ، صص55-35). غير از اين دو اصل، شايعات در جوامعي كه فرهنگ شفاهي دارند بيشتر قابل ترويج است. شايعه‌سازي مبتني بر دو بحث تكنيك و اهداف است. برخي شايعات را مي‌توان تكنيكي و برخي را معطوف به هدف دانست. شايعات تكنيكي بيشتر از آنچه اهداف سياسي را پيگيري كند معطوف به هيجانات و شخصيت فردي، خودنمايي، اطمينان‌بخشي، افكار‌سنجي، ايجاد زمينه براي شايعات بعدي، فرافكني و يا نتيجة تعلق به يك گروه خاص همچون يك گروهان، يك خط توليد يا خوابگاه دانشجويي است. امّا شايعات هدفمند، شخص، مكتب يا جريان خاصي را هدف‌گيري مي‌كند و به ايجاد شايعه درباره آن مي‌پردازد. شايعات تفرقه‌افكنانه[9] و شايعات خصمانه[10] از اين نوع به شمار مي‌آيند. كنترل شايعه بستگي كامل به رهبران سياسي جامعه دارد. ساده‌ترين راه‌هايي كه از طريق آن مي‌توان شايعه را كنترل كرد عبارت‌اند از افزايش اعتماد نسبت به ارتباطات رسمي و نسبت به رهبران (ناپ، صص55-35).
 
دولت‌ها با جلب اعتماد مردم بيشترين موفقيت را در خنثي‌سازي شايعات دارند و برعكس هر اقدامي كه سبب بي‌اعتمادي مردم شود شايعات را سريع‌تر و موجه‌تر مي‌سازد. بحث شايعات خط ظريفي در مينياتور افكارعمومي است. دولت‌هايي كه به اين مينياتور بي‌توجه‌اند به طور معمول از ناحيه عمليات رواني دشمن ضربه مي‌بينند. مؤلفه دوم در مورد رسانه‌ها تبليغات است. "لاسول" تبليغات را مديريت رسانه‌هاي همگاني در جهت اهداف قدرت تعريف كرده است. تبليغات بخش انكارناپذير و تفكيك‌ناپذير افكارعمومي و رسانه‌هاست. در واقع آنچه در ظرافت ساختن افكارعمومي مطرح شد در برنامه‌هاي تبليغي متجلي مي‌شود.
 
"ژان كازنو" تفاوت جالبي ميان دو نوع تبليغ و نحوه گرايش به موضوع تبليغ مطرح مي‌كند. او مي‌گويد با تكرار نام يك نوع خمير دندان مي‌توان افراد را به خريد آن ترغيب كرد ولي تكرار نام يك حزب يا شخص و دعوت از مردم براي رأي دادن به او هر چند باعث شهرت آن حزب يا شخص مي‌شود ولي رأي دادن مردم به آن را تضمين نمي‌كند. زيرا در رأي دادن، مسئله اعتقاد مطرح است در حالي كه در انتخاب خمير دندان نيازي بدان نيست. بر اين اساس، فرايندهاي رواني براي انواع مختلف تبليغات متفاوت است. براي گيرايي تبليغ بايد شرايط مناسب محيطي وجود داشته باشد. موفقيت نازيسم در آلمان براي قدرت‌گيري، تابع شرايط محيطي مناسب براي حجم سنگين تبليغات بود. تبليغات زماني مؤثر خواهد بود كه مخاطبان آن دست كم با برخي از نگرش‌هاي تبليغات‌كننده شريك باشند (هالستي، ص210).
 
آلماني‌ها پس از شكست در جنگ جهاني اول، بحران‌هاي اقتصادي دهه 30 و مشكلات اجتماعي و سياسي ناشي از اين دو آماده پذيرش تبليغات نازيستي بودند. انتخاب روش‌هاي تبليغ نيز مهم و قابل توجه است. خشونت، ابتذال، ملال‌آور شدن و تصور كوته‌بينانه بودن تبليغات دولتي، مي‌تواند راه را براي عمليات رواني رقبا باز كند. با توجه به اينكه هر يك از روش‌هاي تبليغي، جايگاه، آثار و ارزش علمي خود را دارد توجه به انتخاب مناسب روش تبليغ بسيار اهميت دارد.[11] هر كدام از روش‌هاي تبليغ نقش ويژه‌اي در عقايد و رفتارهاي سياسي ايفا مي‌كنند و نمي‌توان همة گونه‌هاي تبليغ را به يكسان براي تمام هدف‌ها به كار برد.
 
در آزمايشي در ارتش امريكا در سال 1945 مشخص شد كه نقش تبليغ مستقيم در تقويت عقايد، بيشتر از روش‌هاي دوطرفه و مبتني بر گفت‌وگو است. در حالي كه روش‌هاي مبتني بر گفت‌وگو، در تغيير عقايد موفق‌تر از روش‌هاي تبليغ مستقيم هستند. اين آزمايش كه براي تلقين و توجيه طولاني شدن جنگ براي سربازان امريكايي انجام يافته بود نشان داد نصف سربازاني كه تصور مي‌كردند جنگ به زودي تمام مي‌شود با روش تبليغ مبتني بر گفت‌وگو نظرشان تغيير يافت و در مقابل با تبليغات مستقيم، تصور همين ميزان از سربازاني كه فكر مي‌كردند جنگ طولاني خواهد شد تقويت گرديد (فتحي‌آشتياني، صص140-140).
 
علاوه بر تكنيك‌هاي تبليغي، جنس، سن و طبقه اجتماعي مخاطبان نيز در تبليغات واجد اهميت است. بنا بر نظر برخي انديشمندان از جمله هالستي، تبليغات در جوانان و افراد بي‌تفاوت تأثير بيشتري دارد زيرا باورها و نگرش‌هاي ريشه‌دار در جوانان اندك است و در برابر تلقينات و عمليات ترغيبي آسيب‌پذيري بيشتري دارند (هالستي، ص215). اين مباني نظري، نوع و جهت رفتار دولت‌ها را در خنثي‌سازي تبليغاتي طرف مقابل تعيين مي‌كند. به يقين اگر به اثبات رسد كه جوانان تأثير بيشتري از تبليغات مي‌گيرند برنامه‌هاي صيانت از آنان بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد و افراد بي‌تفاوت شناسايي و نيز دلايل بي‌تفاوتي آنان شناخته شود. رفتار سياستمداران و عرصه سياسي تمام راهكارها و مسائلي كه به مثابه مباني نظري تبليغات مورد بحث قرار مي‌گيرد زماني كه به تفسير دولت و دستگاه تبليغي آن مي‌پردازد مهم‌تر و حساس‌تر مي‌شود. نمونه‌اي از اين مباني، قابل فهم بودن تبليغات و نيز نرنجاندن مخاطب است (كاتز، ص44).
 
پيام‌هاي تبليغي يك حزب ممكن است غير قابل فهم، الكن و يا پيچيده باشد و يا يك دستگاه ارتباطي خصوصي، حزبي يا متعلق به يك سازمان غير دولتي پيامي تحريك‌كننده به جامعه بفرستد. در حالت اول نهايت ضرري كه به بار مي‌آيد منزوي شدن و رأي نياوردن آن حزب است و در حالت دوم برچسب خوردن، تعطيلي و يا در نهايت مورد خشم قرار گرفتن آن دستگاه، روزنامه و يا نهاد محتمل است. امّا اگر دولت و دستگاه‌هاي ارتباطي آن اين دو اقدام را انجام دهند، مي‌تواند باعث قطع ارتباط ملت و دولت، عدم دريافت بازخوران از ملت و نقد از سوي كارشناسان و متخصصين، بي‌نتيجه ماندن برنامه‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي دولت، سرخوردگي و ياس مردم، گرايش به برنامه‌هاي تبليغاتي دشمنان و يا رقبا توسط مردم و در نهايت آشوب‌هاي سياسي و اجتماعي شود.
 
از مهم‌ترين كاركردهاي برنامه‌هاي تبليغي دولتي ايجاد احساس خوب در ملت است. رونالد ريگان - رئيس‌جمهور اسبق امريكا - با اينكه در برخي امور همانند حمايت از كنتراهاي[12] نيكاراگوئه و نيز برخي برنامه‌هاي داخلي كه به "برنامه اجتماعي جناح راستي[13]" معروف شده بود، مورد انتقاد قرار مي‌گرفت امّا در تمام دوره هشت ساله رهبري، محبوبيت بسياري داشت. بخشي از اين موفقيت، به دليل برنامه‌هاي كاهش ماليات، كوچك كردن دولت و اجازه اجراي مراسم مذهبي در مدارس و اموري از اين قبيل بود. امّا مهم‌ترين كار ريگان ايجاد احساس خوب براي مردم بود. او نيازهاي هيجاني مردم را برآورده مي‌كرد و همواره شعارها و نمادهايي (مانند اين شعارIt is morning in America) را به كار مي‌برد كه مورد پسند مردم بود. در مقابل، جيمي كارتر رئيس‌جمهور پيش از ريگان، با طرح برخي مسائل تحت عنوان گرفتاري‌هاي امريكا و شعارهايي مانند كمربندهايتان را محكم ببنديد باعث كاهش محبوبيت خود شد.
 
مردم امريكا با اينكه مي‌دانستند اين شعارها واقعي است اما با شنيدن آن، احساس ناامني[14] مي‌كردند (فتحي‌آشتياني، صص126-125). كارتر مي‌گفت يك دلار سرمايه‌گذاري در تبليغات بهتر از دو دلار سرمايه‌گذاري در تسليحات است. امّا محتواي تبليغات او به نگراني مردم كشورش دامن مي‌زد و اين نگراني باعث شد وي به يكي از معدود رؤساي جمهوري امريكا تبديل شود كه تنها يك دوره در اين مسند ماند. افزون بر جلوه‌هاي تبليغي عرصه سياسي، يك دولت موفق در زمينه تبليغات و خنثي‌سازي عمليات رواني دشمنان، از تكنيك‌هايي همچون آموزش مستمر نظاميان با تفكيك سربازان، درجه‌داران، افسران و افسران ارشد، آموزش كارمندان دولت، برنامه‌هاي ويژه براي دانش‌آموزان و معلمان، برنامه‌هاي خاص دانشجويان و نيز مواردي همچون تهيه نقشه راهنما، و كتابچة راهنما براي آمادگي رواني در برابر دشمن و برنامه‌هاي تبليغي آن بهره مي‌برد (اسپينر، 1952). نتيجه‌گيري در اين مقاله فهرستي از مسائل عمليات رواني و تبليغات مرتبط با دولت‌ها بيان شده؛ بديهي است كه هر يك از اين مقولات، نيازمند مقالات مفصل و پژوهشي جداگانه‌اي است.
 
امّا دو نكته كلي را مي‌توان از اين بحث استخراج كرد:
 
1- گام نخست براي موفقيت در عرصه رسانه‌ها و تبليغات، ابتناي دولت‌ها بر اصول انساني است تا هم محتواي ارائه شونده دوام و جاودانگي داشته باشد و هم تكنيك‌هاي تبليغي از حدود انساني و ديني خارج نشود. تحولات قرن بيستم نشان داد كه اتخاذ روش‌هاي سركوبگر، سانسور و پيش گرفتن راه‌هايي غير انساني همچون شست‌وشوي مغزي و شكنجه نمي‌تواند تأثيري در پيشبرد يك عقيده بگذارد. شواهد بسياري از اقدامات خشن نازي‌ها و كمونيست‌ها در آلمان، شوروي و چين وجود دارد كه سعي مي‌كردند با هر ابزاري به تغيير عقيده مخالفان و حتي اسرا اقدام كنند و در واقع پروژه كمونيست‌سازي راه انداخته بودند؛ امّا هيچ‌يك از اين دو نتوانست بيش از چند دهه دوام آورد. اين تجارب، دروغ‌پردازي و توسل به شيوه‌هاي غير اخلاقي را نيز مردود كرده است.
 
2- هر دولتي متناسب با ارزش‌هاي فرهنگي و ديني، وضعيت توسعه و بهره‌مندي از امكانات فناوري مي‌تواند با مد نظر قرار دادن مؤلفه‌هاي پيش‌گفته همچون اصول روان‌شناسي سياسي، جامعه‌پذيري سياسي، اصول علمي تبليغات، الگوي افكار عمومي و... به موفقيت شاياني در دفع آثار جنگ رواني و عمليات رواني دشمنان و رقبا دست يابد.
برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :