صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TODVKalEzSmpBbU1DRk5iMlJsYkNZeE5Ea3ZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLXpCaXQ3bDVkbFhBJTNk/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOW9iMjFsSmk4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1WenNTSlo1a0RzbyUzZA==/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOWpiMjUwWVdOMGRYTW1OQ1l3SmpBaFFYSmpKakF2SXlNalEyOXVkR1Z1ZENNakl5OCUzZC1oQkF6MTB3WWppQSUzZA==/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOWpiMjUwWlc1MFozSnZkWEJzYVhOMEpqTXpKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLWNpUDNUWnd1bzRvJTNk/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - مديريت
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>ويژه نامه ها>جنگ نرم
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1392/12/17
بازديد: 13998
جنگر نرم

مديريت فرآيندي جنگ نرم

مديريت فرآيندي جنگ نرم

جنگ نرم از تهديد تا پاسخ

مديريت جنگ نرم را مي‌توان در دو شكل مديريت فرآيندي آن و اصول راهبردي مورد نظر مورد بحث قرار داد. در بخش اول، تأكيد بر فرآيند شكل‌گيري جنگ نرم و در نتيجه اقدامات مورد نياز در مواجه با آن بوده و در بخش دوم با توجه به ويژگي‌هاي جنگ نرم، اصول راهبردي مديريت آن بيان مي‌گردد.

مديريت فرآيندي جنگ نرم

فرآيند مديريت جنگ نرم را مي‌توان حداقل به دو مرحله اساسي تقسيم كرد. مرحله اول كه مرحله‌اي درازمدت بوده و مي‌توان آن را مديريت استراتژيك تهديد نرم ناميد. بيشتر با عوامل زمينه‌اي امنيت نرم سروكار پيدا مي‌كند. هدف اصلي مديريت تهديد در اين مرحله، حذف زمينه‌هاي اثرپذيري جامعه از امواج تهديد نرم است. اين كار در دو محور قابل پيگيري است. اول، اصلاح عوامل و زمينه‌هاي عيني ايجاد واگرايي شهروندان از سياست و حكومت، و دوم، توليد ارزش‌هاي انسجام‌بخش توسط حكومت. در محور اول، با فرض اينكه بسياري از نارضايتي‌هاي سياسي ريشه منفعتي و غيرسياسي دارند و اين نارضايتي‌هاي اجتماعي هستند كه ترجمه سياسي مي شوند، نظام‌هاي سياسي مي‌توانند با كاستن از محروميت‌ها مانند بيكاري، نابرابري، مشكلات مربوط به تورم و امثال اينها، عملاً از آسيب‌پذيري جامعه در برابر دعوت‌هاي تغييرطلبانه جلوگيري كنند. به بيان ديگر، فرض بر اين است كه انسان‌هاي سرخورده بيش از سايرين، براي پذيرش تغيير و حركت به سوي نظمي متفاوت آمادگي دارند و هر چقدر كه بتوان از تعداد آنها كاست، مي‌توان ميزان پذيرش پيام‌هاي تهاجم رواني را در جامعه خودي كاهش داد. اما اين واقعيت وجود دارد كه هيچ نظام سياسي در معرض جنگ نرم، قادر نيست تمامي آسيب‌هاي موجود (واقعي يا غيرواقعي و القاء شده) را در مدت كوتاهي برطرف نمايد. اين بدان معني است كه همواره نظام‌هاي سياسي در معرض جنگ نرم، از آسيب‌هايي برخوردار خواهند بود كه طراحان جنگ نرم از آن استفاده نمايند. در نتيجه، يكي از مهم‌ترين اقدامات مديريتي در گام اول جنگ نرم، شناخت اولويت آسيب‌ها و تخصيص بهينه منابع در جهت برطرف نمودن آنها مي‌باشد.

سؤال اينجاست كه از ميان انبوه موضوعاتي كه با رضايت يا نارضايتي عمومي ارتباط پيدا مي‌كند كداميك بايد بيشتر در كانون توجه تصميم‌گيرندگان قرار بگيرد. براي پاسخ دادن به سؤال اولويت‌بندي، دو عامل تعيين‌كننده عبارتند از:

- عمق نارضايتي يا رنجش

- گستره ذي‌نفعان موضوع نارضايتي

به بيان ديگر، هر چه موضوع مورد مجادله اهميت بيشتري براي طرفداران خود داشته و محروميت ناشي از آن، رنجش عميق‌تري در آنان ايجاد كند و همچنين هر چه افراد بيشتري درگير با آن موضوع باشند، اهميت آن از نظر امنيتي و مديريتي بيشتر خواهد بود. اما در كنار مؤلفه‌هاي فوق، براي تشخيص آسيب‌پذيري‌ها، به اين نكته ظريف نيز بايد توجه نمود كه طراحان جنگ نرم همواره به دنبال شكل‌دهي حركت اعتراضي با حضور كليه طبقات جامعه مي‌باشند و در صورتي كه اغلب آحاد جامعه وارد اين حركت اعتراضي نگردند، امكان موفقيت جنگ نرم به شدت زير سؤال خواهد رفت البته ارزش طبقات اجتماعي متفاوت در مراحل اول اين مبارزه، بايد نقش و جايگاه اين طبقات از منظر طراحان جنگ نرم (و حسابي كه در فرآيندهاي براندازي، براي هر يك باز كرده‌اند) مورد توجه قرار گيرد.

بر اين اساس، انتظار مي‌رود در اين مرحله، سيستم مديريتي كشور در درجه اول، اولويت‌بندي لازم را نسبت به موضوعات مرتبط با نارضايتي‌هاي جامعه داشته و از اين رهگذر بتواند جامعه اطلاعاتي خود را نسبت به رصد تحولات در اين حوزه‌ها هوشيار و هدايت نموده و با وجه به تغييرات رصد شده، در زمان مناسب براي جلوگيري از تبديل نارضايتي به نافرماني‌هاي هدايت شده جلوگيري نمايد.

در محور دوم، مي‌توان چنين استدلال كرد كه از جمله مهم‌ترين كاركردهاي هر سيستم سياسي، توليد ارزش‌ها و هنجارهاي مشترك و از جمله، ارزش‌ها و هنجارهاي سياسي است، توليد ارزش‌ها و هنجارهاي مشترك و از جمله، ارزش‌ها و هنجارهاي سياسي است. به ميزاني كه سيستم سياسي بتواند فرآيند توليد ارزش را بهتر مديريت كند، همگرايي بيشتري در جامعه ايجاد كرده و حداقل، در موضوعات اساسي جامعه ميان شهروندان اجماع ايجاد خواهد كرد. البته منظور از توليد ارزش تنها جنبه رسانه‌اي و تبليغاتي قضيه نيست، بلكه عبارت است از مهندسي مجموعه ذهنيت‌ها و افكار شهروندان درباره مسائل اساسي مربوط به نظم اجتماعي و سياسي. همچنين اين مهم، تنها با ارتباط جمعي و فعاليت رسانه‌اي محقق نمي‌شود و دربرگيرنده فرآيندي جامع و درازمدت از يادگيري سياسي است كه اصطلاحاً جامعه‌پذيري سياسي خوانده مي‌شود. البته اين حرف به معناي بي‌اهميت جلوه‌دادن اقدامات رسانه‌اي نيست، بلكه اين اقدامات بايد در چارچوبي از فرآيند جامع يادگيري سياسي تعريف شود. در كنار فرآيند يادگيري سياسي كه عمدتاً پديده‌اي نمادين و مبتني بر ارتباطات به شمار مي‌آيد، بايد به جنبه عملي پديده نيز اشاره كرد.

يعني رفتار نخبگان سياسي، سطح زندگي و نوع معيشت آنها و چگونگي تعاملي كه با مردم برقرار مي‌كنند، جملگي مي‌توانند بخشي از فرآيند توليد ارزش را تشكيل دهند. شهروندي كه فاصله كمي باا نخبگان احساس مي‌كند و تفاوت چشمگيري بين سطح زندگي خود و دولتمردان نمي‌بيند، آسيب‌پذيري كمتري در برابر امواج تبليغاتي حريف دارد و بر عكس، جامعه‌اي كه نخبگان را در طبق متفاوت از خود مي‌بيند، حتي اگر هجمه تبليغاتي خطرناكي نيز وجود نداشته باشد، خود به خود گرايش پيدا مي‌كند كه سرچشمه بسياري از مشكلات خود را به نوع زندگي و يا نحوه كسب درآمد نخبگان ارتباط دهد.

پرسش اينجاست كه آيا جوامع دستخوش تهديد نرم مي‌توانند بدون دخالت متغيرهاي خارجي و با فراغ‌بال، مجموعه فرآيند ياد شده را مديريت كنند؟ مشكل دقيقا از زماني آغاز مي‌شود كه بدانيم همه اين فرآيند بايد در يك وضعيت رقابتي و حني نابرابر مديريت شوند و مشكل نظام‌هاي سياسي مورد تهديد، تنها شكل‌دهي به ذهنيت‌هاي خودي نيست، بلكه بايد همين ذهنيت‌ها را در برابر هجمه رواني تبليغاتي حريفان مصون‌سازي كند. به بيان ديگر، سيستم مديريت‌كننده تهديد نرم بايد از يك‌سو پاسخگوي شبهات وارده از سوي دستگاه‌هاي عمليات راني حريف باشد و تأثيرات نامطلوب اين حملات را خنثي كند و از سوي ديگر، باورهاي مطلوب خود را تقويت كرده و به توسعه آنها اقدام كند. در صورتي كه حريف توانسته باشد با يارگيري از ميان رسانه‌هاي داخلي، امكان بازپراكني و تقويت حملات تبليغي خود را به دست آورده باشد. آنگاه صحنه جنگ رسانه‌اي پيش روي كشور تهديد شونده به مراتب پيچيده‌تر خواهد شد.پاسخگويي به اين چالش، حداقل دو اقدام راهبردي را مي‌طلبد: اول، همان چيزي است كه به واكسيناسيون افكار معروف شده است و طي آن، جامعه مورد تهديد يا پيش‌بيني اينكه ذهنيت‌ها و افكار عمومي با شبهات و حملات رواني تبليغاتي ويرانگري روبه‌رو خواهد شد، پيشاپيش خود با طراحي و ارائه شبهاتي هر چند سبك‌تر از حملات واقعي و ارائه آن به شهروندان، به آنها كمك مي‌كند تا خودشان امكان پاسخگويي به ابهامات و شبهات را پيدا كنند و بدين ترتيب، با رويكردي درون‌زا، در برابر شبيخون رواني – تبليغاتي مصونيت يابند. اقدام راهبردي دوم، كنترل روابط خارجي اصحاب رسانه و جداسازي عناصر مرتبطي است كه در سلك رسانه‌اي نفوذ كرده و عملاً باعث سوء‌ظن به اغلب اصحاب رسانه مي‌شوند. البته اين امر، به معناي سركوب هرگونه روحيه انتقادي و توصيه سانسور نيست، بلكه فراهم كردن امكان تفكيك بين منتقدين و توصه سانسور نيست، بلكه فراهم كردن امكان تفكيك بين منتقدين مستقل و منتقديني است كه عملاً در چارچوب راهبردهاي براندازي نرم، به فعاليت رسانه‌اي اشتغال دارند.

در كنار دو محور فوق، بايد محور سومي را نيز در نظر داشت. اين مرحله مربوط به ارائه گزارشات اميدواركننده از اقدامات و خدمات نظام سياسي به مردم مي‌شود؛ گرايش‌هايي كه داراي پشتوانه علمي و نخبگي بوده و امكان نقد و بحث پيرامون آنان نيز فراهم باشد. كشورهاي تهديدكننده در مرحله اول جنگ نرم تلاش مي‌نمايند به صور مختلف، اميد مردم را نسبت به آينده، تيره و تار نموده و آنا را به اين باور برسانند كه تنها راه‌حل برطرف شدن مشكلات، تغيير نظام سياسي مي‌باشد. لذا در برابر امواج گسترده نااميدكننده دشمن، تلاش براي نمايش پيشرفت‌هاي كشور مي‌تواند به ميزان زيادي، اثرات اين اقدامات را خنثي سازد. به‌طور طبيعي، بهره‌گيري از قدرت هنر و هنرمندان در ارائه مطلوب فعاليت‌هاي رفاهي و خدماتي دولت، قدرت اثرگذاري اين عامل را بيش از پيش خواهد نمود.

مرحله اساسي دوم را مي‌توان مرحله عملياتي مديريت جنگ نرم يا همان مديريت بحران در فضاي جنگ نرم دانست. اين مرحله از زماني شروع مي‌شود كه شكاف‌ها و نارضايتي‌هاي حاصل از آنها، امكان تبديل شدن به تجمعات و ناآرامي‌هاي اجتماعي را فراهم مي‌كند. در اين مرحله، كشور تهديدكننده توانسته است با بهره‌گيري از بسترها و نقاط ضعف كشور تهديد شونده و با واسطة عاملي تهييج‌كننده، حركت‌هاي خياباني را شكل‌ داده و كشور تهديد شونده را در موضعي تدافعي قرار دهد. كشور تهديدكننده تلاش خواهد كرد تا برخلاف مرحله اول، در حداقل زمان ممكن، به نتايج مورد نظر خود در اين مرحله دست يابد. پس بايد به‌گونه‌اي عمل نمايد تا هر نوع دفاع و مقاومت از سوي كشور در معرض جنگ نرم سلب گردد و اين چيزي نيست به غير اي خياباني كردن انبوه جمعيت براي مرعوب كردن نظام سياسي و نيروهاي مدافع آن. پس مي‌توان تصور نمود وجود فشارهاي مضاعف بر دوش نيروهاي مدافع نظام تهديدشونده از ويژگي‌هاي بارز اي مرحله مي‌باشد.

در چنين شرايطي، طراحان جنگ نرم براي موفقيت خود نيازمند حضور گسترده مردم در صحنه اعتراضي بوده و اين مسأله، به ميزان بسيار زيادي به موفقيت‌هاي آنان در مرحله آشكار شدن تقابل خياباني بستگي دارد. در نتيجه، هرگونه كسب امتياز در اين مرحله، به قدرت و سرعت بيشتر جنگ نرم در دستيابي به اهداف خود منجر خواهد شد. در نگاه اول، براي مقابله با اين مرحله از جنگ نرم به نظر مي‌رسد سيستم مديريت بحران دو راه پيش روي خود دارد: اول، انجام اقداماتي كه منجر به توجيه افكار عمومي و حتي معترضين مي‌گردد و دوم، برخورد فيزيكي باا جمعيتي كه بر خلاف قوانين، در معابر عمومي حضور يافته است. اما واقعيت صحنه جنگ نرم در مرحله خياباني شدن گسترده جمعيتي، صحنه ديگري را فراروي مديريت بحران قرار مي‌دهد كه در اصل، نوعي بازي باخت – باخت براي آن محسوب مي‌گردد. بدان معني كه چون امكان و فرصت اقناع افكار عمومي تهيج شده، طي مراحل قبلي جنگ نرم وجود نداشته و يا در مقايسه زمان مورد نياز براي اين اقدام با سرعت پيشروي تهديد، زمان به نفع كشور تهيدكننده مي‌باشد، در نتيجه، در اين مرحله نظام سياسي مجبور است يا به خواسته‌هاي آنان تن داده و يا آنكه در برابر خواسته‌هاي فراقانوني آنان مقاومت نموده و با برخورد فيزيكي، كنترل معابر عمومي شهر را در دست گيرد. هر دو اين اقدامات به معني موفقيت جنگ نرم محسوب مي‌شود، مگر آنكه كشور تهديدشونده، مقاصد تدافعي و برخوردي خود را به‌گونه‌اي دنبال نمايد كه ضمن خارج نمودن رقيب از صحنه، برچسب سركوب‌گري را نيز دريافت نكند (البته شايد برخورد خشونت‌آميز در برخي از كشورها همانند چين خاتمه‌دهنده اعتراضات باشد اما در كشورهايي كه داراي جامعه‌اي باز مي‌باشند، به‌طور قطع، اين مدل پاسخگو نخواهد بود).

نتيجه اينكه در چنين شرايطي، مهم‌ترين مسأله مديريتي نظام در معرض تهديد مقابله با اقدامات غيرقانوني معترضين به صورتي است كه چهره سركوب‌گر به خود نگيرد و اين نيازمند اتخاذ تدابير خاص و بهره‌گيري از منابع مختلف قدرت در زمان و مكان مناسب مي‌باشد. در چنين صحنه‌اي، قدرت نرم نظام سياسي تهديدشونده بايد همپاي قدرت قهر در جهت توجيه افكار عمومي فعال گردد، نخبگان همراه با موضع‌گيري‌هاي شفاف و محكن نسبت به حمايت از نظام سياسي اقدام نمايند، نيروهاي قهر با دقت و صبوري، با حركت‌هاي فيرقانوني برخورد نموده و هيچ‌گونه بهانه‌اي به دست معترضين بريا نشان دادن سركوب‌گري حكومت داده نشود.

در اين مرحله، براي موفقيت بيشتر در برابر هجمه جنگ نرم دو عامل توليدكننده قدرت نرم بسيار تعيين‌كننده مي‌باشد. اين دو عامل عبارتند از نخبگان و توده‌هاي مردم حامي نظام سياسي. در صورتي كه اين دو عامل بتوانند به صورت هماهنگ با يكديگر عمل نمايند، مي‌توانند شرايط تدافعي مرحله سوم جنگ نرم را به شرايط متعادل‌تر و حتي تهاجمي تغيير دهند. نخبگان مي‌توانند:

زمينه‌سازي‌هاي لازم را براي شفاف‌سازي و انتقال نقش‌هاي مردم در مواجه با جنگ نرم فراهم كرده و نقش رهبران فكري را ايفا نمايند.

با ورود مردم به صحنه، اين حضور را به قدرت سياسي ترجمه كرده و براي مقابله با جنگ نرم سودمند سازند.

حضور اجتماعي در مقابله با جنگ نرم را تداوم بخشند و به دليل آنكه نخبگان معمولا با سياست و فعاليت سياسي، حرفه‌اي‌تر برخورد مي‌كنند و امور سياسي نقش بيشتري در مجموعه زندگي آنها دارد، در مقايسه با توده‌هاي مردم كه به صورت مقطعي مشاركت مي‌نمايند، مشاركت پايدارتري را در صحنه ايفا كرده و پايگاه اجتماعي نظام سياسي را تداوم مي‌بخشند.

از طرف ديگر حضور به موقع و قاطعانه مردم طرفدار نظام سياسي مي‌تواند اثرات زير را به همراه داشته باشد:

- افزايش روحيه نيروهاي مدافع كه زير بيشترين فشارهاي روحي رواني هستند؛

- حفظ مشروعيت نظام در برابر هجمه‌هاي سنگين جنگ نرم؛

- برطرف كردن ابهام نخبگان در تحليل صحنه؛

- ايجاد يأس و نااميدي باور موفقيت در رهبران و بدنه اجتماعي همراه آنان

- ويژگي‌هاي راهبردي مديريت تهديد نرم

مديريت پيشگيري و مقابله با تهديد نرم، همچون هر اقدام راهبردي ديگر، ابع چارچوب‌ها و اصولي است. در اينجا به برخي از آنها، به عنوان ويژگي راهبردي، به شرح ذيل اشاره مي‌كنيم:

1- مديريت هوشمند

نسبت بين تهديد نرم و مديريت ضدتهديد، نسبتي نامتقارن است. به بيان ديگر، جنبش حامل تهديد نرم به دليل آنكه صرفا در موضع نقد بوده و پاسخگوي هيچ بخشي از مشكلات جامعه و حكومت نيست، در موضعي تهاجمي قرار داشته و همواره پرسش‌گر است. اما مديريت ضدتهديد هم‌چون پدر حانواده؛ هم بايد به پرسش‌ها پاسخ دهد و هم مراقب مسئوليت‌هاي سياسي و اجتماعي خود باشد. اين وضعيت، در كشورهاي چهان سومي انباشته از معضلات مختلف سياسي اقتصادي و اجتماعي، صحنه پيچيده‌اي را پيش روي مديريت ضدتهديد مي‌گذارد و عملاً، رهبران آن را در موقعيت‌هايي پاردوكسيكال قرار مي‌دهد كه گاه دست زدن به يك اقدام يا عدم انجام آن، هر دو ممكن است به ضرر سيستم ضدبحران تمام شود. براي مثال، ممكن است وضعيت‌هايي پيش آيد كه دستگيري فردي سياسي به منظور فرونشاندن ناآرامي‌ها، امري ضروري باشد. اما هم‌زمان، همين اقدام مشكلات ديگري را به بار آورد. وضعيت‌هايي را نيز مي‌توان مثال آورد كه انجام اقدامات برخوردآميز ممكن است از سوي پيروان حركت، حمل بر مظلوميت آن شود؛ اين در حالي است كه هم‌زمان، ممكن است نشان دادن مدارا نيز به عنوان ضعف حكومت تلقي گردد، بنابراين، در بسياري از موقعيت‌ها، به‌كارگيري تركيبي ظريف و هوشمندانه از اهرم‌هاي پيشروي مديريت بحران، امري حياتي در دستيابي به موفقيت است. پاسخ به پرسش‌هايي هم‌چون اينكه تا كجا بايد مدارا كرد و از چه زماني بايد دست به برخورد زد (زمان‌بندي برخورد) و يا اينكه در صورت تصميم به برخورد، چه پديده‌هايي را بايد مورد برخورد قرار داد يا اينكه با كدامين پديده‌ها بايد مدارا كرد، از جمله پرسش‌هاي اساسي در اين حوزه محسوب مي‌شود. در نتيجه، مي‌توان بيان داشت كه مديريت تهديد نرم نيازمند بهره‌گيري از كليه قدرت‌هاي موجود در اختيار مي‌باشد كه بايد در زمان و مكان مناسب و با شدت لازم مورد استفاده قرار گيرند ما آن مديريت هوشمند اطلاق مي‌كنيم. تحقق اين امر، مستلزم وجود مرجعي واحد براي ايجاد هماهنگي و درك صحيح شرايط در به‌كارگيري نوع قدرت است.

2- مديريت جامعه محور

هم‌چنان‌كه پيشر گفته شد، جنگ نرم، در واقع نبرد بر سر تسخير اذهان به منظور حفظ يا تغيير نظم سياسي جامعه است. اين بدان معني است كه نه فقط تغيير حكومت مستلزم متقاعد كردن مردم به تغيير نظم و به صحنه كارزار كشاندن آنها است، بلكه حفظ نظم نيز مستلزم همين اقدام مي‌باشد؛ يعني در نبرد نهايي، حكومتي مي‌تواند خود را در برابر آماج تهديد نرم حفظ كرده و اين حفاظت را تداوم بخشد كه ريشه در باورهاي جامعه داشته و از نظر شهروندان و يا حداقل، از منظر بخش عمده‌اي از جامعه، مقبول به نظر برسد. بر اين اساس، مقابله پايدار و نهايي با موج تهديد نرم مستلزم كسب حمايت مردمي و به رخ حريف كشاندن اين حمايت است.

اگر حكومت موفق بشود در مقابل به خيابان كشاندن جمعيت توسط حركت تهديد نرم، جمعيت حامي خود را نيز به خيابان بكشان و يا با اشكال ديگري، اين حمايت را به نمايش درآورد، آنگاه تا حد زيادي، انگيزه ادامه حركت را از تهديد نرم گرفته و حداقل براي مدتي، طراحان آن را از دست‌يابي به هدف نااميد مي‌سازد. اما اگر چنين چيزي رخ ندهد، صحنه نهايي مي‌تواند شكل رويارويي بين جنبش انقلابي مستظهر به حمايت اجتماعي از يك سو و هيئت حاكمه ضدانقلابي و بدون پشتوانه اجتماعي كه فقط با تكيه بر سرنيزه‌ها حكومت مي‌كند، به خود بگيرد. در اين صورت، حتي اگر حكومت ياد شده در مدت كوتاه به پيروزي قاطعي برسد، به دليل شكنندگي فوق‌العاده اقتدار كسب شده، بايد همچنان منتظر فرارسيدن امواج بعدي تهديد نرم باشد. همراهي جمعيت با حكومت و نمايش قدرت آن در فرآيند شكل‌گيري جنبش ناشي از تهديد نرم، اثر ديگري نيز دارد و آن، جلوگير از شكل‌گيري حداكثري بسيج اجتماعي يا به تعبير ديگر، سونامي جمعيتي براي ايجاد شوك در سازمان‌هاي انتظامي و امنيتي مقابله‌كننده با اين پديده، مي‌باشد.

3- مديريت فرسايش

به نظر مي‌رسد كه مسأله زمان و مديريت كردن آن، عرصه‌اي مهم در جنگ نرم براي هماوردي بين طرف بحران‌ساز و طرف ضدبحران باشد. طرف بحران‌ساز تلاش مي‌كند تا با مدلي شبيه آنچه كه در استراتژي شوك و بهت امريكايي‌ها در جنگ 2003 عليه عراق معروف شد، با بسيج حداكثري جمعيت و گردآوري آن در خيابان‌ها (به‌خصوص پس از بهره‌گيري از عامل كاتاليزور مانند تقلب در انتخابات) در كوتاه‌ترين زمان ممكن و بدين ترتيب، روبه‌رو ساختن دولت مستقر با انبوهي از جمعيت معترض آن هم به‌طور ناگهاني، دولتمردان را دچار غافل‌گيري و فلج فكري كند. به‌گونه‌اي كه تصميم‌گيري حساب شده از آنها سلب گرديده و تحت تأثير شوك حاصل از مواجهه ناگهاني با توده‌هاي ناراضي، آماده اعطاي امتياز بشود. هم‌چنان‌كه اشاره شد، چنين شرايطي بازي دو سر باخت را براي نظام سياسي فراهم مي‌نمايد كه چه برخورد و چه مذاكره و دادن امتياز نوعي موفقيت براي طرف بحران‌ساز محسوب گردد. عكس قاعده زماني فوق، در مورد طرف ضدبحران صادق است، يعني مديريت تهديد نرم نيازمند آن است كه با كسب حداكثر زمان، خود را از تنگناي فشار زماني برهاند و بتواند با تأني، به سبك و سنگين كردن راه‌كارهاي مختلف پرداخته و با پرهيز از تصميمات عجولانه، تصميم بهينه را اتخاذ نمايد. البته جنگ بر سر زمان، پيامد ديگري نيز براي تهديد نرم دارد و آن اينكه خريدن زمان و به تأخير انداختن تعيين و تكليف نهايي بحران توسط مدريت ضدتهديد؛ مي‌تواند باعث ايجاد ترديد و كاهش انگيزه پيروان جنبش گرديده و انرژي جنبش را به تحليل برد. دليل ديگر عجله طرف بحران‌ساز نيز همين است، چون زمان معمولاً عليه جنبش، مخصوصلً شكل گرفته در فضاي هيجاني عمل مي‌كند و هر چه بيشتر طول بكشد، كفه تعادل به نفع عقلانيت و به همين نسبت به نفع ضدبحران سنگين‌تر مي‌شود، مگر آنكه بحران‌ساز بتواند با دست و پا كردن دست‌آويزي جديد و تأمين سوخت اضافه براي موتور جنبش، مانند برجا ماندن تلفات ناشي از درگيري‌ها، انرژي لازم را براي تداوم حركت تأمين نمايد.

4- معمولاً مهم‌ترين اتهام جنبش حامل تهديد نرم به مقامات حاك، قانون‌گريزي آنها و انجام اقدامات دلبخواهانه و مبتني بر منافع شخصي است. خنثي كردن اين اتهام در درجه ول، با تكيه بر قانون امكان‌پذير است و ضرورت‌هاي مقطعي ناشي از بحران، نبايد باعث پيدايش اين وسوسه در ضدبحران شود كه حتي براي دوره كوتاه، رعايت قوانين را به كناري نهاده و به راه‌كارهاي ميانبر غيرقانوني متوسل شود. البته اغلب كشورها با تدوين قوانين حاكم بر وضعيت‌هاي اضطراري و بحراني، در عمل، امكان عدول موقت از برخي از مقررات زمان عادي را فراهم آورده‌اند. اما عمل به همين قوانين نيز، نوعي حركت در چارچوب قانون بوده و اين اصل راهبردي، منافعي بهره‌گيري از قوانين غيرعادي نيست. به‌علاوه، حركت در چارچوب قانون، نوعي ضدانگيزه براي ريزش پيروان جنبش تهديد نرم نيز محسوب مي‌شود، زيرا اين معني را در ذهن آنها تداعي مي‌كند كه به همان ميزان كه انجام رفتارهاي نامطلوب باعث تحميل هزينه به ايشان مي‌گردد، قطع اين‌گونه رفتارها نيز قطعاً به پايان هزينه‌ها منجر مي‌شود و بنابراين، انگيزه بازگشت به وضعيت عادي قبل از بحران در آنها تقويت مي‌گردد. به اين نكته، بايد هم‌پوشاني‌هاي فزايندة بين حقوق بين‌الملل و قوانين داخلي را نيز اضافه كرد كه در نتيجه آن، عدم توجه به قوانين بين‌المللي مي‌تواند باعث ايجاد فرصت براي حريفان خارجي شده و آنها با بهره‌گيري از وضعيت پيش آمده، اعمال فشار بر حكومت و تقويت حمايت‌هاي خارجي از تهديد نرم را تقويت كنند.

نتيجه‌گيري

مقابله با جنگ نرم و مديريت موفق در آن، بيش از هر چيز، مستلزم شناخت ويژگي‌هاي منحصر به فردي است كه آن را به پارادايم امنيتي جديدي تبديل ساخته است. اين ويژگي‌ها را مي‌توان به صورت ذيل خلاصه كرد:

1- 1- جنگ نرم، جنگي جامعه‌محور است كه مردم و گروه‌هاي اجتماعي، نقشي محوري در آن دارد. افكار عمومي صحنة اصلي مبارزه را تشكيل مي‌دهد و بديهي است كه طرف داراي مهارت بيشتر در زمينة كار كردن با افكار، شانس بيشتري براي موفقيت دارد.

2- جنگ نرم، جنگي سياسي است، يعني اكثر قواعد بازي‌هاي سياسي و مهارت‌هايي هم‌چون سازماندهي سياسي گروه‌هاي اجتماعي، در آن كاربرد دارند.

3- جنگ نرم، جنگي امنيتي است و پنهان‌كاري، به ويژه در مراحل آماده‌سازي و طارحي و همچنين در رابطة بين عناصر داخلي و حاميان خارجي، نقشي كليدي ايفا مي‌كند.

4-نكات فوق بدان معناست كه جنگ نرم بسيار پيچيده و چندبُعدي است و مديريت كردن موفق تهديدات حاصل از آن، نيازمند به‌كارگيري هماهنگ مجموعه‌اي از مهارت‌ها و قابليت‌هاي كشورداري است.

5- و سرانجام اينكه جنگ نرم در بخش اعظم مراحل تكاملي خود، جنگي خاموش است كه هم‌چون كودتا، مرحلة آماده‌سازي آن با حداكثر پنهان‌كاري و عادي‌سازي، در قالب فعاليت‌هاي معمول اجتماعي انجام مي‌شود. قرباني ممكن است زماني متوجه ابعاد واقعي تهديد شود كه عملاً غافل‌گير شده و فرصت و قدرت لازم براي واكنش مؤثر را از دست داده باشد. بنابراي، بخش مهمي از كار آماده‌سازي براي مقابله با جنگ نرم را آمادگي فكري و پارادايمي تشكيل مي‌دهد.


برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :