صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TODVKalEzSmpBbU1DRk5iMlJsYkNZeE5Ea3ZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLXlMJTJmOUNFZDUwclUlM2Q=/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOW9iMjFsSmk4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1rTWhyaXFXTkNSOCUzZA==/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOWpiMjUwWVdOMGRYTW1OQ1l3SmpBaFFYSmpKakF2SXlNalEyOXVkR1Z1ZENNakl5OCUzZC1hTEJOMVpJMUwlMmZzJTNk/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOWpiMjUwWlc1MFozSnZkWEJzYVhOMEpqTXpKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLUdYTUl2T3B1eDVZJTNk/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - معرفي كتاب كافي واعظ شهير
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>رسانه هاي شهدايي>كتب مرتبط
نويسنده:
امتياز به مطلب:
/0
1393/10/22
بازديد: 9520

معرفي كتاب كافي؛ واعظ شهير

 واعظ مردمي
 
 روايتگر: شرح حال واعاظ مبارز به نوبه خود در تاريخ انقلاب در خور تأمل است، از اين رو كه هم بر حركت انقلابي ملت ايران سرعت بخشيدند و هم مردم را حول محوريت روحانيت متمركز كردند. حجت الاسلام و المسلمين شيخ احمد كافي از جمله وعاظي بود كه در عصر خفقان رژيم پهلوي با ايراد خطابه هاي متفاوت نسل جوان ايران را از گزند انديشه هاي مادي رايج در جامعه ايران آن روز آگاه ساخت و تا حدي مصونيت بخشيد و در عين حال به مبارزه با رژيم مي پرداخت.
 
 شناسه كتاب
كتاب «كافي واعظ شهير» كتابي است از مجموعه آثار منتشر شده از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي كه تدوين آن را جناب آقاي « دكتر مهدي كافي» انجام داده و 364 صفحه دارد. اين كتاب علاوه بر فصل هاي 6 گانه اش شامل بخش هاي مقدمه و پيشگفتار در ابتدا و گاه شمار زندگي كافي، ضميمه، اسناد و تصاوير،كتابنامه و نمايه در انتهاي كتاب مي باشد.  وعظ و خطابه از ديرباز تأثير شگرفي در به حركت در آوردن توده هاي مردم داشته است. با توجه به ساختار مذهبي و سنتي جامعه ايران گروه وعاظ در تحولات تاريخ معاصر ايران و به خصوص پيروزي انقلاب اسلامي ايران نقش عمده و بسزايي داشته اند، با مطالعه و بررسي وعظ و خطابه هاي علما در عصر مشروطه تا به زمان پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و حتي پس از آن هم مي توان به خوبي اين حقيقت را دريافت.
 
مقدمه



منبع: مركز اسناد انقلاب اسلامي
 شرح حال واعاظ مبارز به نوبه خود در تاريخ انقلاب در خور تأمل است، از اين رو كه هم بر حركت انقلابي ملت ايران سرعت بخشيدند و هم مردم را حول محوريت روحانيت متمركز كردند. حجت الاسلام و المسلمين شيخ احمد كافي از جمله وعاظي بود كه در عصر خفقان رژيم پهلوي با ايراد خطابه هاي متفاوت نسل جوان ايران را از گزند انديشه هاي مادي رايج در جامعه ايران آن روز آگاه ساخت و تا حدي مصونيت بخشيد و در عين حال به مبارزه با رژيم مي پرداخت. از اين رو بررسي زندگي پر فراز و نشيب و آموزنده ايشان حايز اهميت مي باشد.
 
فصل اول
فصل اول به بررسي دوران رشد شيخ كافي پرداخته و دوران تولد، دوران كودكي، نوجواني و طلبگي وي را مورد بررسي قرار مي دهد. ابتداي اين فصل تحت عنوان كافي رهرو راستين، به معرفي اين واعظ مبارز پرداخته شده است. حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ احمد كافي در اول خرداد سال 1315 هجري شمسي جمعه، اول ربيع الاول سال 1350 هجري قمري در شهر مشهد مقدس، در جوار حرم امام رئوف چشم به جهان گشود.
 
پدر گرامي شيخ احمد كافي، حاج ميرزا محمد كافي، از جمله تربيت يافتگان و شيفتگان مكتب حسيني و از خادمين با اخلاص شريعت احمدي و نيز از مربيان نامي امور تربيتي دوران خود بود و جد بزرگوارش، حضرت آيت الله حاج ميرزا احمد كافي، از علماي طراز اول مشهد و از زمره بزرگان و فضلاي مشهور استان يزد و خراسان به شمار مي رفت و در حوزه علميه يزد و مشهد به تدريس و تعليم و تربيت طلاب اشتغال داشت و بزرگاني همچون آيت الله صدوقي يزدي، آيت الله حاج ميرزا جواد آقاي تهراني و آيت الله حاج شيخ حسينعلي مرواريد در مقطعي از جمله شاگردان آن مرحوم بوده اند.
 
كافي در كودكي نزد پيري خردمند و معلمي فرزانه براي آموختن قرآن مجيد سپرده شد، وي پس از فراگيري قرآن، با شور و شوق بسيار به يادگيري كتب متداول آن روزگار مانند ديوان حافظ، بوستان و گلستان سعدي، مثنوي معنوي و ... مشغول شد. خواندن و نوشتن را در مكتب خانه آموخت و نزد پدر و جد گراميش به فراگيري مقدمات و علوم پايه پرداخت. شيخ احمد به موازات تحصيل علوم قديمه و حوزوي به آموختن علوم جديد نيز اشتغال ورزيد. در دوران نوجواني با هوش و ذكاوت سرشار خود ضمن فراگيري دروس قديم و جديد علاقه وافري به خطابه و منبر داشت. 15 سال بيشتر نداشت كه هر هفته شب هاي جمعه در حرم رضوي با اخلاصي بي نظير زوار را به گرد خويش جمع مي نمود و با قلبي مالامال از عشق به مكتب قرآن و اهل بيت عليهم السلام با سوز دلي بي مانند و با نوايي دل انگيز براي آنان روضه و دعاي كميل مي خواند.
 
سال 1333 ه.ش در سن 19 سالگي به همراه جد خود به نجف اشرف عزيمت نمود و در مدرسه مرحوم سيد كه از مدارس مشهور حوزه علميه نجف بود اقامت گزيد و هم حجره اي آيت الله فيروزآبادي شد. مدت ها در نجف اشرف و در جوار قبر اميرمؤمنان، علي(ع)، اقامت گزيد و به تحصيل علم و ادب و كسب فيض و كمال مشغول بود تا به او خبر رسيد كه پدرش بيمار و مادرش از دوري فرزند ارشدش بي طاقت گشته و هر دو خواهان بازگشت وي هستند.
 
فصل دوم
در فصل دوم به بررسي خدمات فرهنگي و اجتماعي شيخ احمد كافي پرداخته و ابتدا زمان شروع فعاليت هاي تبليغي وي را مطرح كرده است. كافي در ايام مختلف در تعليلات رسمي و غير رسمي حوزه، فرصت هاي به دست آمده را مغتنم مي شمرد و به مناسبت هاي گوناگون، به امر سخنراني، تبليغ، ارشاد و منبر مي پرداخت. كم كم آوازه و شهرت شيخ احمد از شهرهاي مشهد، قم و نجف فراتر رفت و به اقصا نقاط كشور رسيد و مردم از شهرها و روستاهاي دور و نزديك، او را دعوت مي كردند، وي نيز با كمال خوشرويي و اشتياق تمام اين دعوت ها را اجابت مي كردو با خود خير و بركت و شادي به همراه مي برد. كافي مسافرت هاي متعددي هم به كشورهاي همسايه از جمله: افغانستان، پاكستان،كويت، عربستان، سوريه و ... داشت.
 
مرحوم كافي پس از سفرهاي بسيار و اقامت هاي كوتاه مدت در تهران، سرانجام با دعوت دوستان و مريدان فراوان خود، تهران را براي زندگي انتخاب كرد و بعدها فعاليت خود را در منزل مسكوني اش در خيابان ولي عصر(عج) مقابل مهديه كنوني ادامه داد.پس از مدتي به منظور همسو و متمركز ساختن شور و شوق خالصانه مذهبي مردم در صدد برآمد مكان خاصي را به عنوان كانون وهسته مركزي فعاليت هاي مذهبي ايجاد كند. مردم با اشاره و صلاح ديد وي مكاني را در حاشيه خيابان ولي عصر(عج)، مقابل منزل مسكوني ايشان انتخاب و خريداري كردند و شيخ احمد اين سنگرگاه فعاليت هاي مذهبي را در روز جمعه 19/11/1347 خانه امام زمان(عج)، مهديه تهران، ناميد.  مهديه با آن شرايط و خصوصيات، مورد استقبال مردم خداجوي قرار گرفت و به محل تجمع خيل عظيم مردم براي استماع سخنراني ها و سخنوري هاتبديل شد. علاوه بر اين به منظور برپايي جشن ها و شادي ها و اعياد، مراسم و مناسبت ها، احيا و عزاداري ها و سوگواري هاي مختلف و نيز براي تشكيل مجالس و محافل و منابر وعظ و خطابت بزرگان و رجال ديني و مذهبي و ملي مورد استقبال عموم قرار مي گرفت.
 
از جمله فعاليت هاي صورت گرفته توسط مهديه تهران: تشكيل كلاس هاي آموزش فن سخنوري، آموزش قرآن، عقايد و احكام، اعزام مبلغ، مراسم عمامه گذاري، تحكيم ارتباط روحانيت و مردم، عيادت از بيماران، تأسيس داروخانه ها و مراكز درماني، تبديل مراكز فساد و سينما به مسجد، تأسيس مدارس و كتابخانه ها، ايجاد مهديه شهرستان ها و ... مي باشد.
 
فصل سوم
فصل سوم كتاب با عنوان پيشينه و ملاقات هاي مهم، به شخصيت مرحوم كافي و ملاقات ايشان با حضرت امام خميني(ره) و نيز ملاقات وي با امام موسي صدر پرداخته است. شيخ احمد در يكي از سفرهاي خارج از كشور خود كه در سال 1354 ش به عتبات عاليات بود، در نجف اشرف مشتاقانه به زيارت و ديدار حضرت امام خميني(ره) شتافت و در ارديبهشت ماه سال 1357 ه.ش مطابق با دهم ماه رجب المرجب 1400 ه.ق در زينبيه سوريه به ديدار امام موسي صدر رفت. البته ايشان ديدار ديگري هم با امام موسي صدر داشتند.
 
فصل چهارم
چهارمين فصل اثر آغاز توطئه نام گرفته است. در اين فصل با توصيف جو خفقان و فشاري كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي بر ايران عزيز حاكم بود به عملكرد كافي در اين اوضاع و احوال مي پردازد. شيخ احمد با وجود محدوديت ها و فشارهاي بسيار،همو اره مترصد فرصت هاي مناسب بوده و در مجالس بزرگي كه مراجع عاليقدر و آيات عظام در شهرهاي مختلف برپا مي كردند، با روش خاص خود و به طسور مستقيم يا غيرمستقيم از امام امت و خط مشي ايشان با عظمت ياد و تجليل مي كرد. در اين فصل به دستگيري و بازداشت كافي، تبعيد وي، طراحي نقشه براي از بين بردن شيخ احمد، مسافرت ايشان به مشهد مقدس و در انتها به شهادت و هجران ابدي كافي پرداخته شده است. كافي در تصادفي جان به جان آفرين تسليم كرد، تصادفي كه دلايل و شواهد بسياري مبني بر ساختگي بودن آن وجود دارد. با مشاهده صحنه حادثه هر بيننده باانصافي به وضوح، ساختگي و عمدي بودن تصادف را تصديق مي كرد.
 
يكي از دلايل مؤيد عمدي بودن تصادف و درگذشت شهادت گونه مرحوم كافي، متواري و ناپديد شدن راننده ماشين پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي باشد و البته چندين دليل ديگر كه از ذكر آنان صرف نظر مي كنيم. خبر حادثه تصادف و رحلت كافي از طريق شاهدان عيني و مردم رهگذر، با تلفن به پدر و مادر و برادران و خواهران و ... و ديگر آشنايان وي رسيد. مردم هم به طور غيرمستقيم از مراكز مخابراتي ارتش و شهرباني و ساواك و ادارات دولتي ديگر در كمتر از نيم روز از اين قضيه آگاه شدند. سال روز فوت شهادت گونه اين واعظ گرانقدر صبحگاه روز جمعه، نيمه شعبان سال 1400 ه.ق برابر با 30 تير ماه سال 1357 ه.ش در زاد روز تولد دوازدهمين پيشواي شيعيان حضرت صاحب الزمان(عج) و در فاصله صد كيلومتري شهر مقدس مشهد در سن چهل و دو سالگي مي باشد.
 
فصل پنجم
در فصل پنجم كتاب «كافي واعظ شهير» به بررسي انعكاس خبر حادثه اي كه منجر به مرگ شيخ احمد كافي شد پرداخته شده است. كافي پس از تصادف با كمال تأسف در بين راه انتقال به بيمارستان و در داخل آمبولانس بر اثر شدت جراحات وارده و خونريزي هاي شديد پس از آن و شايد هم به علت عدم دقت و مراقبت و نيز سهل انگاري عمدي مأموران، جان به جان آفرين تسليم كرد. همسر و فرزندان وي هم كه در حادثه تصادف همراه وي بودند با آن حال زار و دلخراش و البته با بدن هاي مجروح و آسيب ديده در بيمارستان شهر قوچان بستري شدند.
 
در ادامه به وضعيت مصدومين حادثه و اوضاع و احوال جنازه مرحوم كافي در قوچان اشاراتي شده و سپس موضوع انتقال پيكر كافي به شهر مقدس مشهد و استقبال كم نظير مردم اين شهر از پيكر بي جان شيخ احمد واعظ كه محبوبيت خاصي بين عموم مردم خداشناس ايران داشت مطرح شده است. جنازه اين كشته راه حق قراربود به حرم امام رضا(ع) برده شود كه بر اثر ازدحام جمعيت علاقمند كه از مرگ اين خادم اهل بيت بسيار متأثر بودند، اين كار ميسر نشد و به ناچار جنازه وي را به داخل مسجد جد بزرگوارش حضرت آيت الله حاج ميرزا احمد كافي، كه در حد فاصل ميدان شهدا و دروازه قوچان قرار دارد بردند. پس از انتقال جنازه شيخ احمد از مسجد به منزل جد بزرگوارش و شست وشو و غسل بدن پاك اين منبري متدين و بازگرداندن وي به مسجد، مردم پيكر وي را به سمت حرم رضوي به حركت درآوردند. در بين راه، مراسم تشييع كافي به تظاهراتي عظيم بر ضد نظام تبديل شد و مردم شعارهايي از قبيل: مرگ بر شاه، مرگ بر شاه؛ درود بر خميني، درود بر خميني؛ خميني خميني خدا نگه دار تو؛ يابن الحسن يابن الحسن، كافي آمد به سويت و ... از سوي مردم داده مي شد. در مسير حركت، حضرات آيات عظام و مراجع عاليقدر تقليد، به ويژه حضرت آيت الله حاج سيد عبدالله شيرازي، حاج ميرزا جواد آقاي تهراني، آيت الله مرواريد، آيت الله فلسفي و ديگر آيات و بزرگان مشهد، از مقابل بيوت خود،به صف تشييع كنندگان پيوستند.
 
در ادامه نويسنده به بررسي مسايل مختلف از جمله: وضعيت محروميت مردم و موقعيت حاكمان نظامي در مشهد، حمله نظاميان به مردم و كشته شدن چند مزدور، قضيه ربوده شدن جنازه مرحوم كافي و ورود آن به تهران و به دنبال آن انتشار اخبار ضد و نقيض در اين رابطه پرداخته است. بستگان كافي بنا بر خواسته خود وي كه در يكي از سخنراني هايش گفته بود: « اي مردم، روزي كه من مردم، اگر وسط هفته بود، جنازه ام را به مهديه ببريد و دور جنازه ام مهدي، مهدي بگوييد تا مرده من هم اين مهدي، مهدي را از شما بشنود و بعد از آن اگر شد جنازه ام به مشهد برده شود و در غير اين صورت در مهديه تهران به خاك سپرده شود». با وجود مخالفت هاي رژيم با اصرار مردم و علما بالأخره جنازه مرحوم كافي به مهديه برده شد و سپس جنازه به مشهد بازگردانده شد و در خواجه ربيع به خاك سپرده شد. انتشار اين خبر واكنش هايي از سوي مردم به دنبال داشت كه در قسمت هايي از اين فصل به آنها پرداخته شده است.
 
فصل ششم
فصل ششم كه فصل آخر كتاب هم مي باشد، پايان شب سيه نام گرفته است. ابتداي اين فصل با نگاهي به مسير حركت شيخ احمد كافي ضرورت تداوم راه وي را متذكر شده و حال و هوساي مهديه تهران پس از پيروزي انقلاب اسلامي كه تنها چند ماه پس از مرگ مرحوم كافي به وقوع پيوست را بيان مي كند. پس از اين فصل گاهشمار نسبتا جامعي از زندگي كافي آورده شده و فهرستي از عناوين نوارهاي موجود سخنراني هاي كافي نيز ضميمه آن شده است.
بخشي با نام اسناد و تصاوير در چندين صفحه در بخش هاي انتهايي كتاب گنجانده شده و كتابنامه و نمايه هم در انتهاي اثر به چشم مي خورد.
 
برش هايي از كتاب:
در صفحه 40 كتاب مي خوانيم:
مهديه تهران با برنامه هاي وسيع خود از جمله مراكزي بود كه به تربيت مبلغان ديني و اعزام سفيران مذهبي به گوشه و كنار كشور همت مي گماشت و از اين راه به تعداد شيفتگان حسيني و پرورش يافتگان مكتب جعفري مي افزود و پرتو تابان انوار هدايت و ارشاد ديني و مذهبي را به اقصا نقاط كشور و به دورترين خانواده هاي ايراني مي رسانيد.
 
در صفحه 91 اثر آمده است:
مجالس پر شور و حال و پرجمعيت كافي نه تنها در تهران از استقبال گرم مردم برخوردار بود، بلكه در شهرستان هاي ديگر نيز به همين روال و صورت بود. گاهي تعداد افراد شركت كننده در مجالس پرازدحام او، به يكصد هزار نفر هم مي رسيد. منبر كافي در مسجد جامع اصفهان از اين جمله محافل بود كه در تاريخ برگزاري اين نوع مجالس بي سابقه بود و وحشت و هراس همراه با ترس و خطر براي دستگاه هاي اجرايي، امنيتي و نيروهاي پليس رژيم به وجود آورده بود و امكان جلوگيري از برگزاري آن نيز براي آنان وجود نداشت.
 
در صفحه 173 در ابتداي فصل ششم مي خوانيم:
هنوز چند ماهي از شهادت كافي شيرين سخن نگذشته بود كه دستگاه جبار پهلوي به قهر و عذاب الهي گرفتار و لرزه بر اندام كاخ پوشالي آن،مستولي و پايه هاي قدرتش متزلزل گرديد.آتش ظلم ستمشاهي، خيانت و بيدادگري هاي درباريان وابسته به اجنبي، به خرمن هستي آنها كشيده شد.
برچسب ها:

ارسال نظر