صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6a21ORGNtTUNZd0lVMXZaR1ZzSmpFME9TOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtJTJmSzdCclZKVUljMCUzZA==/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtQ0lWR0xSOHhaRE0lM2Q=/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyTnZiblJoWTNSMWN5WTBKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLXVRVTJXJTJiSm1hZXMlM2Q=/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyTnZiblJsYm5SbmNtOTFjR3hwYzNRbU16TW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1XbjlrRGE2Szk3ZyUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - راه
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>ويژه نامه ها>جنگ نرم
نويسنده:
امتياز به مطلب:
/0
1393/10/15
بازديد: 11422

راه هاي مقابله با جنگ نرم

راهكارهاي عملياتي اسلام، رهبران الهي و مسلمانان
جنگ نرم و راهبردهاي اسلام از ديدگاه قرآن (قسمت اول)
با نظر به شكست دشمنان انقلاب اسلامي در جنگ نظامي و ورود آنان به جنگ نرم با توجه به اينكه همواره دشمنان دين، از استراتژي ها و تاكتيك هاي مشابهي در طول تاريخ در برابر انبياء الهي استفاده مي كرده اند و در حال حاضر نيز دشمنان اسلام از همان استراتژي ها و تاكتيك ها بهره مي برند لذا بر آن شديم راهكارهاي عملياتي دشمنان دين الهي و راهكارهاي مقابله پيام آوران الهي را از ديدگاه قرآن كريم مورد بررسي و كنكاش قرار دهيم. يادآوري مي نمايد كه اين مقاله از دو منظر الف) راهكارهاي دشمنان ب) راهكارهاي مقابله انبياء الهي با تاكيد بر تفاسير نمونه و نور به موضوع پرداخته است. (قسمت اول)

الف) راهكارهاي عملياتي مخالفين اسلام عليه اسلام و رهبران الهي
1- ايجاد جنگ رواني و تبليغاتي عليه پيامبران خصوصا پيامبر گرامي اسلام(ص) و محتواي پيام هاي آنان:
- تهمت ساحر بودن به پيامبر: آيات 61 و 62 و 71 سوره طه- آيه 51 سوره قلم- آيات 2 و 76 سوره يونس- آيه 13 سوره نمل- آيه 30 سوره زخرف- آيه 109 سوره اعراف- آيه 153 و 185 سوره شعراء- آيه 8 سوره فرقان- آيه 4 سوره ص.
- تهمت سحر به پيام هاي پيامبران: آيه 13 سوره صافات- آيه 110 سوره مائده- آيه 43 سوره سباء- آيه 34 سوره شعراء- آيه 29 سوره زخرف- آيه 7 سوره انعام- آيه 76 سوره يونس.
- مسخره كردن پيامبران و محتواي پيام ها: آيه 65 سوره توبه- آيه 10 سوره حجر- آيه 10 سوره انعام- آيه 30 سوره يس- آيه 41 سوره انبياء- آيه 140 سوره نساء- آيه 51 سوره اعراف
- نسبت دروغگويي به پيامبران و محتواي پيام آن ها: آيات 105 و 34 سوره انعام- آيه 150 سوره نساء- آيات 18 و 37 سوره عنكبوت آيات 4 و 25 سوره فاطر- آيات 64 و 66 سوره اعراف- آيات 105، 123، 141 و 189 سوره شعراء- آيه 42 سوره حج- آيه 4 سوره ص.
- تحريف محتواي آيات: آيه 59 سوره بقره.
- ديوانه و مجنون خواندن پيامبران الهي: آيه 6 سوره حجر- آيه 51 سوره قلم- آيه 2 سوره يونس- آيات 66 تا 70 سوره مؤمنون- آيه 27 سوره شعراء- آيه 36 سوره صافات.
- شاعر خواندن پيامبر و شعر خواندن قرآن: آيه 69 سوره يس- آيه 224 سوره شعراء- آيه 36 سوره صافات.
- پيامبران جن زده هستند كه تعليمشان داده اند: آيات 13 و 14 سوره دخان.
- بر انبياء تهمت مي زدند كه به خدا افترا زده اند: آيه 35 سوره هود.
2- مردان و زنان منافق از يك قماشند، به منكر فرمان مي دهند و از معروف نهي مي كنند و دست هاي خود را (از جهت بخشش و انفاق) مي بندند، خدا را فراموش كرده اند چرا كه منافقين همان گروه فاسقند.«آيه 67 سوره توبه»
و همچنين قرآن كريم مي فرمايد: ستمگران ياور يكديگرند و در موقع به خطر افتادن منافعشان به ياري هم مي شتابند. «آيه 19 سوره جاثيه- آيه 73 سوره انفال»
3- سودمداران كفر به مرحله اي از سقوط اخلاقي مي رسند كه نمي توانند انسان هاي پاكدامن و صالح را در كنار خود تحمل نمايند لذا مي بينيم كه قوم فاسد لوط تقاضا داشتند افراد صالح را كه نمي خواستند تن به گناه و فساد دهند از خانه و كاشانه شان اخراج نمايند. «آيه 82 سوره اعراف»
4-منافقين با نام مذهب عليه مذهب اقدام مي كنند تا جايي كه براي ضربه زدن به دين حتي دست به مسجدسازي زده و از مسجد به عنوان خانه تيمي و خرابكاري عليه مسلمانان بهره مي گيرند. «آيه 107سوره توبه»
5-كفار از پيامبران تقاضا مي كردند كه نكات و سخناني كه منافع نامشروعشان را تهديد مي كند تغيير داده، حذف و يا اينكه دستورالعملي مطابق خواسته آنان بياورند. «آيه 15 سوره يونس»
6-مخالفان پيامبران، كتب آسماني و دستورات داده شده از طرف خداوند به انبياء را ساخته و بافته خود آنان مي دانستند. «آيه 38سوره يونس- آيه 13سوره هود»
7-منافقان و كفار، زور بازو، قدرت اقتصادي، زيادي فرزندان و جمعيت خود را سببي جهت فتنه انگيزي خود دانسته و به آنان افتخار مي كردند. «آيات 69 و 82 سوره توبه- آيه 88 سوره يونس- آيه 15 سوره فصلت
- آيه 77 سوره مريم»
8-منافقان در خفا با جاسوسي براي كفار و پيوند با آنان در اجتماعات مسلمانان با كارهايي از قبيل سخنان در گوشي ايجاد جو بدبيني كرده و دست به فتنه گري مي زدند. «آيه 78 سوره توبه»
9-سرپرستان كفار، طاغوت ها هستند كه آنان را از نور به تاريكي ها (كفر، نفاق، گناه، گمراهي، آتش جهنم و...) سوق مي دهند. «آيات 221 و 257 سوره بقره»
10-مخالفان انبياء و رهبران الهي، اهل انديشه و تفكر نيستند. «آيه 58 سوره مائده- آيات 42 و 43 سوره يونس»
11-منافقين خود را اصلاح گر و اصلاح طلب معرفي مي كردند. «آيات 11 و 12 سوره بقره»
12-منافقين با تكبر و غرور نه تنها ايمان نمي آوردند بلكه طرفداران انبياء و رهبران الهي را ساده انديش و سبك مغز قلمداد مي كردند. «آيه 13 سوره بقره»
13-هدف نهايي مخالفان انبياء و رهبران الهي آن است كه آنان را به آئين كفر و باطل خود سوق دهند و نور الهي را خاموش سازند و زماني دست از مخالفت با مسلمانان بر مي دارند كه مسلمانان اسلام را كنار بگذارند و كاملا تسليم آنان شوند. لذا نابودي كليه نمادهاي اسلامي و در نهايت نابودي اسلام استراتژي نهايي كفار است. «آيات 8 و 9سوره قلم- آيه 88 سوره اعراف- آيات 217، 114 و 120سوره بقره- آيه 8 سوره صف- آيه 149 سوره آل عمران- آيه 20 سوره كهف» و در آيه 204 سوره بقره قرآن كريم اهداف نهايي منافقين از حكومت و قدرت افساد در زمين را نابودي امكانات، تاسيسات، كشاورزي و نسل هاي مسلمانان دانسته است.
در آيات 42 و 45 و 46 سوره توبه قرآن كريم منافقين را دنبال غنيمت و منافع حزبي و گروهي دانسته و فلسفه حضور آنان در تمامي صحنه ها را جلب منافع معرفي كرده و ادامه مي دهد كه آنان مرد سختي ها و ميدان هاي جنگ نيستند بلكه آنان مفت خورند و همچنين آيه 89 سوره نساء مي فرمايد: منافقان دوست دارند كه مومنان نيز همچون خودشان كفر ورزند تا با آنان برابر گردند.
14-مستكبرين و ستمگران انديشه هاي باطل خود را با قسمتي از حق به هم مي آميزند تا بدينوسيله باطل بودن اقدامات آنان تشخيص داده نشود. «آيه 96 سوره طه»
اين اقدام امپرياليسم خبري از سنت هاي كفار در طول تاريخ بوده است لذا امروزه قدرت هاي رسانه اي دشمنان اسلام از اين سيستم تبعيت مي كنند.
15-منافقين چون با اهل ايمان برخورد مي-كنند مي گويند ما نيز ايمان آورده ايم ولي هرگاه با همفكران شيطان صفت خود خلوت مي كنند، به آنان مي گويند ما با شما هستيم و اهل ايمان را فقط مسخره مي كنيم. «آيات 14 و 8 سوره بقره» و كفار نيز وقتي به آنان گفته شود (به رسول گرامي اسلام ص) ايمان بياوريد مي گويند كه ما به پيامبران خودمان ايمان داريم. «آيه91- سوره بقره»
16- مخالفان انبياي الهي انتظار داشتند كه خداوند پيامبران را از طبقه ثروتمندان انتخاب كرده و پيامبران شرايط ويژه اي غير از مردم داشته باشند و تافته جدا بافته اي باشند. «آيه 13 سوره هود»
آيات 31 و 53 سوره زخرف ترسيم مي كند كه سردمداران كفر رهبران الهي را بي مقدار و خودشان را بزرگ مي شمارند و مي گويند چرا فرستادگان و رهبران الهي نوكر و زيورآلات و زرق و برق ندارند و چرا آنان (ضعيفان از ديدگاه كفر) از طرف خدا آمده اند؟ چرا ثروتمندان و قدرتمندان انتخاب نشده اند؟
17- سردمداران كفر، انبياء و رهبران الهي را ضعيف و حقير و خودشان را برتر و قدرتمندتر از آنان مي دانستند. «آيه91 سوره هود- آيه52 سوره زخرف»
و همچنين كفار و مستكبرين طرفداران انبياء و رهبران الهي را فرومايه و حقير مي پنداشتند و خود و طرفدارانشان را بزرگ دانسته و همواره مي خواستند انبياء و رهبران الهي، مردم فقير و مؤمن را از كنار خود دور كنند. «آيه 105 سوره شعراء- آيه 27 سوره هود»
18- كفار، گروه مؤمنين را اندك و متفرق و خود و طرفدارانشان را بسيار زياد و متحد و يكپارچه مي دانند آيات 54 و 55 سوره شعراء.
19- كفار با وجود باطل بودن سيستم و قوانين پيشينيان، شتابان راه گذشتگان را دنبال مي كنند- آيه 49 سوره صافات- آيه6 سوره ص و در آيات 22 تا 25 سوره زخرف و آيه 109 سوره هود قرآن كريم مي فرمايند:
كفار مي گويند ما پدران خود را بر آييني يافتيم و با پيروي از آنان هدايت يافته و وقتي پيامبران به كفار گفتند كه ما آئين هدايت بخش تر از نياكان شما برايتان از سوي خداوند آورده ايم كفار لجوج عنوان كردند كه ما به آنچه به آن فرستاده شده ايد كافريم.
و در آيه 74 سوره شعراء و آيه 62 سوره هود قرآن كريم مي فرمايند: كفار هم خود و هم حوزه فعاليت خود را به اطاعت از روش هاي پيشينيان دعوت مي كنند و اجازه نقد و بررسي روش هاي پيشينيان را نمي دهند و در آيه 104 سوره مائده و در آيه 43 سوره سبا به تداوم راه پيشينيان توسط كفار اشاره شده است.
20- سران كفر و قدرت هاي استكباري همواره خود را طرفدار و دلسوز مردم دانسته و همواره وانمود مي كنند كه نگران دين و اعتقاد مردمند و رهبران الهي را به سبب رد خدايان دروغين و مخالف با قدرت هاي استكباري و مظاهر شرك به فساد متهم مي كنند. «آيات 26 و 29 سوره غافر- آيه 27 سوره اعراف- آيه 68 سوره انبياء»
21- سردمداران كفر، راه خود را بهترين معرفي مي كنند و راه و روش هاي ديگران را انحراف مي دانند. «آيه 29 سوره غافر»
قرآن كريم در آيات ديگري مي فرمايد: ستمگران خود را اختياردار مردم دانسته و اطاعت كوركورانه را از آنان خواستارند به طوري كه بدون اجازه آنان هيچگونه تصميم نگيرند. برخوردهاي قيم مآبانه و عامي دانستن مردم حوزه فعاليت خود و حوزه هاي ديگر از نمودهاي مستكبران است. «آيه 71 سوره طه- آيه 49 سوره شعراء»
- قدرت هاي استكباري خود را مالك همه چيز مي دانند و براي خودشان عظمت پوشالي قائلند. «آيه 51 سوره زخرف- آيه 123 سوره اعراف»
انحصارطلبي و حسادت مخالفان رهبران الهي به طوري كه همه چيز را حق خودشان مي دانند و چشم ديدن موفقيت هاي غير از خودشان را ندارند. «آيات 53 و 54 سوره نساء»
22- ستمگران و قدرت هاي طاغوتي، با وجود اختلافات فراوان از نظر روش و راهكارهاي عملياتي، استراتژي يكساني دارند كه همان نابودي حق است، بنابراين در برابر حق جبهه واحدي را تشكيل مي دهند. «آيه 24 سوره عنكبوت»
23- منافقين به راحتي آلت دست بيگانگان قرار مي گيرند. «آيه 14 سوره احزاب»
- منافقين هر گروه، حزب و قدرتي يا پناهگاهي بيابند زير چتر حمايتي آنان قرار مي گيرند. «آيه 57 سوره توبه»
24- قدرت هاي طاغوتي با تحقير و خوار و ذليل كردن مردم آنان را وادار به اطاعت مي كنند. «آيه 54 سوره زخرف»
25- جلوه هاي استكبار مختلف است. گاهي قاروني است يعني اقتصادي و گاهي سياسي يعني فرعوني يا هاماني يعني مظهر فرهنگي دارد كه همه آن ها در طغيان، سركشي و لجاجت با حق مشترك بوده و هستند. «آيه 39 سوره عنكبوت»
26- اشاعه گناه و فساد از راهكارهاي شيطاني است كه مخالفان رهبران الهي از آن بهره مي گيرند. «آيه 91 سوره مائده- آيات 19 و 21 سوره نور»
27- منافقين هم سست اراده هستند و هم با نفوذ خود در جبهه حق، عامل كندي و دلسردي رزمندگان و مبارزان مي شوند.«آيه 72 سوره نساء»
- منافقين در روز و در ملأ عام در جلسات مؤمنان شركت مي كنند ولي شبانه و مخفيانه جلساتي تشكيل مي دهند و با اطلاعات به دست آورده به توطئه و خيانت مي انديشند. «آيات 81 و 108 سوره نساء»
- منافقين در دل هايشان بيماري است. گروهي از آنان اخبار و شايعات بي اساس را دربين مسلمانان درست مي كنند. «آيه 60 سوره احزاب» و گروهي ديگر از آنان شايعات را مي شنوند و به جاي ارسال اخبار به مراكز تصميم گيري و مسئولين اسلامي آن را جهت تضعيف مسلمانان به سرعت در جامعه پخش مي كنند. «آيه 83 سوره نساء»
- وقتي مؤمنين با ناكامي مواجه شدند منافقين مي گويند: اگر از راهكارهاي ما بهره گرفته بوديد اين چنين نمي شد: «آيه 68 سوره آل عمران» و به قصد فساد و فتنه انگيزي در جبهه حق نفوذ مي كنند. «آيه 47 سوره توبه»
- نفوذ در جبهه حق و دقيق گوش كردن پيام هاي الهي با نيت جاسوسي براي كفار يا وارونه جلوه دادن و تحريف سخنان با هدف نااميد كردن مسلمان و سد راه حق، از ديگر راهكارهاي منافقين داخلي اسلام است. «آيه 41 سوره مائده- آيه 48 سوره توبه»
- منافقين به خدا و پيامبرش كافرند ولي جهت حفظ ظاهر خود به خدا قسم مي خورند كه طرفدار جبهه حق هستند ولي وقتي موقعيت مناسب باشد ماهيت واقعي آنان معلوم مي شود. «آيات 54 و 56 سوره توبه»
- منافقين براي سرپوش گذاشتن بر ترك جهاد و سستي در اين كار دست به كمك مالي مي زنند تا مسلمانان را فريب دهند. «آيه 53 سوره توبه»
- منافقين از جبهه فرار مي كنند و براي اين كار توجيهات واهي مي آورند و به نرخ روز نان مي خورند. «آيات 49 و 50 سوره توبه» و سعي مي كنند ديگران را نيز به ترك جهاد وادارند. «آيات 81 و 86 و 94 سوره توبه»
- منافقين براي فرار از انجام وظيفه از پيامبر اجازه بازگشت از جنگ را مي خواستند و بهانه مي آوردند كه خانه هاي ما بي حفاظ است، درحالي كه بي حفاظ نبود. (دفاع از زن و فرزند را بهانه مي كردند). «آيه 13
سوره احزاب»
28- كفار به كساني كه ايمان آورده اند مي گويند: شما راه ما را پيروي كنيد ما مسئوليت اقدامات و عواقب اعمال و گناهان شما را برعهده مي گيريم. «آيه 12 سوره عنكبوت»
علي احمدلو
منبع :  روزنامه كيهان، شماره 20128 به تاريخ 5/11/90، صفحه 6
 
جنگ نرم و راهبردهاي اسلام از ديدگاه قرآن (قسمت دوم)
در قسمت اول مطلب حاضر، مباحث: جنگ نرم و راهبردهاي عملياتي اسلام از ديدگاه قرآن كريم، راهكارهاي عملياتي مخالفين اسلام عليه اسلام و رهبران الهي و مسلمانان مورد بحث و بررسي قرار گرفت.دراين قسمت از مطلب راهكارهاي عملياتي اسلام، رهبران الهي و مسلمانان عليه دشمنان مورد بررسي قرار مي گيرد.
29- سيماي جامعه كفر و نفاق، سبقت در فساد و گناه است. «آيات 61 و 62 سوره مائده»
30- قدرت هاي استكباري با صرف ثروت هاي كلان كه از راه نامشروع به دست آورده اند سعي مي كنند سد «عن سبيل الله» شده و مردم را از حق بازدارند تا هرچه بهتر و بيشتر بتوانند به غارت منابع و ملت ها بپردازند. «آيه 36 سوره انفال- آيه 87 سوره طه»
31- روش قدرت هاي نرم طاغوتي در برابر برخورد نرم اولياي الهي تعدي و تداوم طغيانگري است. «آيات 45 و 56 و 57و 60 سوره طه»
32- دين سازي، بدعت و نوآوري در دين و آيين و تحريف كه توسط دانشمندان و علماي وابسته به كفار صورت مي گيرد، يكي ديگر از راهكار هاي مخالفين اسلام جهت موازي سازي با اسلام و مبارزه و نابودي آن است. «آيه 79 سوره بقره»
33- سران كفر به جاي پرستش خداي يگانه، نمادهاي مادي را مورد پرستش قرار مي دهند و ديگران را نيز به آن دعوت مي نمايند. «آيات 51 و 54 سوره بقره»
34- فاسقان پيمان با خدا را مي شكنند، پيوندها را قطع مي كنند و در زمين فساد مي نمايند. «آيه 27 سوره بقره»
35- طاغوت ها از مشاوران، متخصصين و علماي وابسته و هنرمندان و سوءاستفاده از برتري هاي علمي درجهت منحرف كردن مردم از جبهه حق و غارت منابع آنان بهره مي گيرند.
«آيات 85 و 98 سوره طه- آيه 184سوره اعراف- آيه 34سوره توبه- آيه 67 سوره احزاب- آيات 36 و 37 سوره غافر».
36- پيروي از گمان و هواي نفس، ضايع كردن نماز و احكام اسلام و تكبر و حسادت در برابر جبهه حق يكي ديگر از راهكارهاي مخالفان اسلام است. «آيه 16 سوره طه- آيه 87 سوره بقره- آيه 59 سوره مريم- آيه 116سوره انعام- آيه 36 سوره يونس- آيه 59 سوره هود»
37- بهره گيري از فنون هنري و هنرهاي نمايشي و تجسمي و تبليغات رسانه اي با استفاده از سخنگويان باطل و اظهارنظرها و القاي شبهات خصوصا براي نسل جوان با برگزاري جلسات اعم از سمينار، كنفرانس، همايش ها و... جهت خاموش كردن نور الهي و شست وشوي مغزي مردم از ديگر راهكارهاي دشمنان اسلام است. «آيه 32 سوره توبه- آيات 85 و 88 سوره طه- آيه45 سوره اعراف- آيه 19 سوره هود»
38- مشركان، منافقان و مخالفان پيامبران به پيمان ها و قراردادهاي منعقده طرفين پايبند نيستند و زبان و دل آنان يكي نيست. «آيات 7 و 8و 9 و10 سوره توبه- آيه 155 سوره نساء»
-منافقان پيمان شكني كرده و روحيه دروغگويي و نفاق دارند. «آيه 77 سوره توبه»
39- مخالفان با گذشتن دست بر دهان حقگويان صداي آنان را در گلو خفه مي كنند. «آيه 9 سوره ابراهيم»
40- كفار همه را به كيش خود مي خوانند در صورتي كه مقاومت نمايند آنان را اخراج و تبعيد مي نمايند. «آيه 13 سوره ابراهيم» و كساني را كه بگويند «ا... پروردگار ماست» از شهر و ديار خود به ناحق اخراج مي كنند. «آيه 40 سوره حج»
41- كفار در تبليغات خود بر ضد پيامبران و رهبران الهي، خلقت هستي را بي هدف و باطل مي پندارند. «آيه 27 سوره ص»
42- تهديد، ارعاب، شكنجه، قطع اعضاي بدن، تعقيب، اخراج، تبعيد، سنگسار كردن، قتل و سوزاندن، شبيخون به آنان و جاسوسي عليه پيامبران و رهبران الهي و پيامبران آنان در رأس برنامه هاي مخالفين اسلام اعم از كفار و منافقين است.
«آيه 30 سوره انفال- آيه 103 سوره اسراء- آيه 20 سوره كهف- آيات 61، 85، 87، 246 سوره بقره- آيات 155، 156 و 157 سوره نساء- آيات 49و 56 سوره نمل- آيه 88 سوره اعراف- آيات 29، 116 و 167 سوره شعرا- آيه 74 سوره توبه- آيه 83 سوره يونس»
43- مخالفين انبياء تبليغات درون گروهي داشته به طوري كه روش هاي شيطنت آميز را به يكديگر مي آموزند و به تبادل تجربه در گمراه كردن هرچه بيشتر مردم مي پردازند. «آيه 112 سوره انعام- آيه 69 سوره آل عمران»
44- يكي از راهكارهاي مخالفين اسلام نفوذ در دل جبهه حق با ايمان آوردن ظاهري براي جمع آوري اطلاعات و شناسايي افراد حقجو و در نهايت بازگشت از ايمان و اظهار آن به افراد مؤمن جهت تضعيف جبهه حق مي باشد. «آيه 72 سوره آل عمران»
45- اگر خوبي و موفقيت به اهل حق رسد دشمنان غمگين و هراسان مي شوند و اگر شكست يا بد به اهل حق وارد شد آنان به خوشحالي مي پردازند. «آيه 120 سوره آل عمران»
46- مخالفان آگاهانه و از روي غرض ورزي به انكار و كتمان حقايق مي پردازند و هم خود و هم ديگران را گمراه مي سازند. «آيه 70 سوره آل عمران- آيه 44 سوره نساء- آيه 146 سوره بقره»
47- منافقين داخلي اسلام نداشتن تخصص و فنون در برخي زمينه ها اعم از نظامي و... را بهانه اي براي ترك وظيفه خود خصوصاً در هنگامه سختي ها و خطرات قرار مي دهند. «آيه 167
سوره آل عمران»
48- منافقين در جبهه هاي حق و باطل اعم از احزاب و گروه هاي گوناگون و... نيرو داشته و با ظاهرسازي و عدم بيان روشن مواضع در دل پايگاه هاي مسلمانان و دشمنان اسلام جاي پايي براي خود پيش بيني مي كنند تا هر كدام موفق شدند منافعشان حفظ شود. «آيه 142 سوره نساء»
49- قرآن كريم وضعيت منافقان را اين چنين ترسيم مي كند: بين كفر و ايمان سرگشته اند، نه با اين گروهند و نه با آن گروه و خداوند هر كه را گمراه كند براي او راه نجاتي نخواهي يافت.
«آيه 143سوره نساء»
50- نبوت يك جريان و سنت دائمي و همچون زنجير به هم پيوسته است. مخالفين انبياء با تأييد بعضي پيامبران و تكذيب بعضي ديگر مي خواهند در اين ميانه راهي در پيش گيرند كه مطابق هوس آنان باشد. «آيه 150 سوره نساء»
51- مخالفان براي انكار دعوت هاي الهي به پيامبران مي گفتند: شما هم مثل ما بشريد و ادعاي نبوت دروغ است. «آيه 15 سوره يس- آيه 186 سوره شعرا- آيه 7 سوره فرقان- آيه 4 سوره ص- آيه 24 سوره غافر و منافقان گفتند: خدا و پيامبرش جز وعده هاي فريبنده به ما ندادند. «آيه 12 سوره احزاب»
52- منافقين تو دل مردم راخالي مي كنند و همچنين آنان در موضع گيري ها، بيانيه ها و تمام مطالب مربوط به فرهنگ اسلامي و ديني را سانسور مي كنند و جملات و كلمات و اصطلاحات خودشان را مي گنجانند. «آيه 13 سوره احزاب»
53- استفاده از خوانندگان، گويندگان وابسته و منحرف كه با سخنان باطل و بيهوده مردم را سرگرم نموده و از حق بازدارند.
«آيه 6 سوره لقمان»
54- هرگاه پيامبران و رهبران الهي، قانوني آورند و پياده كنند كه با سليقه آنان هماهنگ نباشد و منافع آنان را تأمين نكند با تكبر مقابل آن مي ايستند. «آيه 87 سوره بقره- آيات 66 تا 70 سوره مؤمنون»
55- تمدن و رفاه كاذب كفار، عامل غرور و مانع حق پذيري آنان است. «آيات 128 و 129 سوره شعراء»
56- كشتن نيروهاي كارآمد و مستعد و زنده نگه داشتن افرادي ديگر اعم از زنان و... بهره كشي فكري، كاري و جنسي از آنان و ايجاد تفرقه و دشمني بين افراد و ملت ها از راهكارهاي طاغوت ها در طول تاريخ بوده است. «آيه25 سوره غافر- آيه 127 سوره اعراف- آيه6 سوره ابراهيم- آيه 32 سوره روم»
- مشركان لجوج با تحريف حقايق موجب اختلاف و تفرقه در جهان شده و همواره در ستيزه اي عميق با اهل حق هستند. «آيه 176 سوره بقره»
57- سردمداران كفر با روش هاي مختلف سعي دارند پيام هاي رهبران الهي به مردم حق طلب نرسد. با استفاده از رسانه ها، پارازيت، جار و جنجال كردن، افسانه بافي، ايجاد ترديد و سؤالات نابجا، ايجاد نيروهاي كاذب و... انحراف مسير حق را در نظر دارند. «آيه 26 سوره فصلت- آيه 86 سوره اعراف- آيه 47 سوره انفال»
58- سردمداران كفر نه تنها خود ايمان نمي آورند بلكه راه ايمان آوردن ديگران را نيز سد مي كنند و مردم را از قرآن و پيامبر باز مي دارند و خودشان نيز از هدايت محروم مي شوند. «آيه 20 سوره دخان- آيه 26 سوره انعام»
59- معيار شايستگي مديريت و رهبري جامعه از ديد سران كفر و پيروان آنان، ثروت و ماديات است. «آيه 247 سوره بقره»
60- مخالفين اسلام حتي براي گمراه ساختن پيامبر گرامي(ص) و مديران ارشد سطوح گوناگون جوامع اسلامي برنامه داشتند و دارند. «آيه 113 سوره نساء»
61- كفار هم به قرآن اشكال مي كردند كه نوآوري ندارد بلكه افسانه هاي قديمي است و هم شخص پيامبر را زير سؤال مي بردند كه رونويسي كرده است و هم ياراني خيالي در ديكته كردن براي پيامبر درنظر مي گرفتند. تهمت تحجر، سنت گرايي و كهنه پرستي از قديمي ترين تهمت به رسولان الهي در طول تاريخ بوده است. آيه 5 سوره فرقان- آيه 24 سوره حجر- آيات 25 و 105 سوره انعام- آيه 31 سوره انفال- آيه 83 سوره مؤمنون.
62- مشركان لجوج به قدرت هاي توخالي خود مي نازند لذا مي بينيم (مخالفان) گفتند، اي نوح! تو واقعاً با ما جدال و جر و بحث زيادي نمودي (اكنون ديگر بس است) اگر راست مي گويي، آنچه را (از عذاب الهي» كه به ما وعده مي دهي بر سر ما بياور؟! «آيه 32 سوره هود»
63- كفار در برابر رهبران الهي، از تمام ظرفيت هاي خود بهره مي گيرند. آيه 60 سوره طه.
64- مشركان و منافقان كه ولايت غيرالهي را برگزيدند و شرك ورزيدند بنياد و پايه حكومت هايشان مانند خانه عنكبوت بي اساس است. «آيه 41 سوره عنكبوت»
65- مخالفين پيامبران و رهبران الهي خصوصاً نفوذي ها مانندمنافقين داخلي جهت ضربه زدن به مسلمانان و نفوذ بهتر در جبهه حقگويان حالات، وضعيت، قيافه و چهره خود را تغيير داده و يا مي پوشانند تا شناسايي و شناخته نشوند. «آيه5 سوره هود»
66- مشركان، كفار و منافقين نه تنها مسلمانان بلكه انبياي الهي را نيز گمراه تلقي مي كنند. «آيه 51 سوره اعراف»
- سران كفر با گستاخي و با بي شرمي انبياي الهي را بي خرد و دروغگو خطاب مي كنند. «آيه66 سوره اعراف»
- سران و اشراف مشرك، پيروي مردم از انبياء و رهبران الهي را زيانبار معرفي كرده و برعليه آنان جوسازي مي كنند. «آيه 90 سوره اعراف»
- اشراف و سران مشركين، جوسازي مي كردند كه انبياي الهي مي خواهند مردم را از سرزمينشان بيرون كرده و خود صاحب آن جا شوند. «آيات 2و 78 سوره يونس- آيات 109 و 123 سوره اعراف- آيات 57، 62و 63 طه- آيه 35 سوره شعراء»
با بيان بخشي از مواضع مخالفان اسلام حال به مواضع اسلام و انبياء و رهبران الهي و پيروان آنان مي پردازيم.

ب: راهكارهاي عملياتي اسلام، رهبران الهي و مسلمانان
1- بشارت و انذار: پيامبران بشارت دهندگان براي مؤمنان و بيم دهندگان براي مجرمان و ستيزه جويان هستند. البته پيامبران و رهبران الهي مسئول اعمال مردم نيستند بلكه تنها بشارتگر و بيم دهنده اند.«آيه 49 سوره حج- آيه 105 سوره اسراء- آيه 56 سوره كهف- آيه 97 سوره مريم- آيه 80، 81 و 92 سوره نمل- آيه 165 سوره نساء- آيه 48 سوره انعام- آيه 25 سوره هود- آيه 119 سوره بقره- آيه 56 سوره فرقان- آيه 2 سوره يونس- آيه 2 سوره اعراف- آيات 45 و 47 سوره احزاب»
2- سوز و عشق به مكتب و دلسوزي براي هدايت همه مردم حتي گمراهان و كفار: دلسوزي و تأسف بر گمراهي ديگران يك ارزش است تا آنجايي كه خداوند متعال در آيه 6 سوره كهف خطاب به پيامبر گرامي(ص) مي فرمايند: پس بيم آن مي رود كه اگر به قرآن ايمان نياورند تو در پي آن خود را هلاك كني! و در آيه 3 سوره شعراء خطاب به پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: گويي مي خواهي به خاطر آنكه مشركان ايمان نمي آورند جان خود را از دست بدهي. در آيه 103 سوره يوسف خطاب به رسول گرامي(ص) مي فرمايند: هر چند آرزومند و حريص باشي بسياري از مردم ايمان نخواهند آورد. در سوره هاي حجر، آيه 88، نمل آيات 127 و 70 به پيامبر(ص) خطاب شده كه غصه آنان را نخور.
3- آنان كه در راه خدا و خط اويند نبايد از منحرفان كمك بگيرند بلكه بايد استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي خود را حفظ كنند. لذا قرآن كريم در آيه 141 سوره نساء مي فرمايند: خداوند هرگز راهي براي سلطه كفار بر مسلمانان قرار نداده است. «آيه نفي سبيل و همچنين آيه 51 سوره كهف»
4- رهبران الهي و پيروان واقعي آنان فقط خدا را پرستش مي كنند و بر عبادتشان شكيبا هستند چرا كه عبادت آن ها موجب تعارض و تضاد با قدرت هاي طاغوتي و مشكلات فراوان ديگر مي شود. لذا پرستش خداي يگانه و پايداري موجب مي شود كه نه خوفي داشته باشند و نه اندوهي. «آيه 65 سوره مريم- آيه 25 سوره انبياء- آيه 21 سوره بقره- آيات 13 و 14 سوره احقاف- آيه 123 سوره هود».
5- رد ارزش ثروت و اولاد. رهبران و پيروان الهي در رد مواضع مخالفين كه به قدرت و ثروت و كثرت فرزندان و جمعيت خود مي نازند، مي گويند خداوند فرموده است: «و چه بسيار نسل ها را پيش از آنان نابود كرديم كه مال و ثروتشان بهتر بود و منظري آراسته تر داشتند. آيا كسي از آن ها را مي بيني يا كمترين صدايي از ايشان مي شنوي؟ و هر چه از مال و فرزند دم مي زند ما وارث خواهيم شد و او بي كس و تنها نزد ما خواهد آمد.» بنابراين مي بينيم كه هلاكت دشمنان حق، يكي از سنت هاي الهي در طول تاريخ بوده است. «آيات 77، 80 و 98 سوره مريم- آيات 82 و 69 سوره توبه.»
6- بيان نرم اولين گام رهبران الهي و پيروان آنان در تبليغ دستورات الهي حتي در برابر ستمگران و طاغوت ها بيان نرم است. همچنين استفاده مي شود كه وظيفه رهبران الهي و مبلغين تنها تذكر و ارشاد است. «آيات 43 و 44 سوره طه»
7- رهبران الهي با مردم حوزه فعاليت خود مهربانند لذا قرآن كريم در آيه 159 سوره آل عمران خطاب به رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايند: به خاطر رحمتي از جانب خدا كه شامل حال تو شده با مردم مهربان گشته اي و اگر خشن و سنگدل بودي، مردم از دور تو پراكنده مي شدند و در آيه 215 سوره شعراء مي فرمايند: براي مؤمناني كه از تو پيروي كرده اند بال خود را بگستر (متواضع باش) و همچنين آيه 3 سوره نمل.
8- رهبران الهي از جنس مردمند. خداوند در آيه 128 سوره توبه مي فرمايند: همانا پيامبري از خودتان به سوي شما آمده است كه آنچه شما را برنجاند بر او سخت است و بر هدايت شما حريص و دلسوز و به مؤمنان رئوف و مهربان است. «همچنين آيه 164 سوره آل عمران- آيه 151 سوره بقره- آيه 20 سوره فرقان».
9- جهاد و مبارزه به وسيله مال و جان و فكر و انديشه با دشمنان اسلام: جهاد و مبارزه با ستمگران و طاغوت ها يكي از دستورات قرآني است. هوشياري در برابر دشمن، برداشتن سلاح، حركت هاي سازمان يافته براي مقابله با دشمن و در مواردي ضروري بسيج عمومي براي محاصره و دستگيري و كشتن مشركاني كه مسلمانان را تهديد مي كنند و عدم سستي در تعقيب بقيه افراد دشمن و ثبات قدم در تمام مراحل جهاد مورد تأكيد قرار گرفته و مجاهدات بالاترين پاداش را نزد خداوند دارند. «آيات 71 و 75 و 76 و 84و 104 سوره نساء- آيه 195سوره آل عمران- آيات 5، 20، 14، 38، 39، 41، 73، 88 و 123 سوره توبه- آيه 45، 65، 72 و 75 سوره انفال- آيه 23 سوره احزاب- آيات 218، 224، 251، 190، 194 و 216 سوره بقره- آيه 54 سوره مائده»
10- شهادت در راه هدف والاي الهي يكي از ارزش هاي اصيل قرآني است كه رهبران الهي و پيروان آنان، مورد توجه و تأكيد قرار داده و از آن در مواقع لازم بهره مي گيرند. در حقيقت شهادت ميوه و ثمره جهاد است. قرآن كريم در آيه 154 سوره بقره مي فرمايند: به آن ها كه در راه خدا كشته مي شوند مرده نگوئيد بلكه آنان زنده اند ولي شما نمي فهميد. «همچنين آيه 23 سوره احزاب- آيات 169 و 195 سوره آل عمران- آيه 58 سوره حج»
11- توبه و ايجاد فرصت براي جبران گناهان و لغزش ها و اشتباهات يكي از راهكارهاي قرآني است. البته قرآن كريم با ارائه راهكارهايي سوءاستفاده هاي احتمالي از اين اصل را از بين برده است.
«آيات 37، 160 و 222 سوره بقره- آيات 60 و 82 سوره مريم- آيه 8 سوره تحريم- آيه 37 سوره شوري- آيات 3 و 90 سوره هود- آيات 17 و 18 سوره نساء- آيه 54 سوره انعام- آيه 117 سوره توبه- آيه 31 سوره نور- آيه 11 سوره حجرات- آيه 10 سره بروج- آيات 70 و 71 سوره فرقان»
12- هجرت و تغيير محيط و حركت از محيط فاسد به محيط سالم از دستورات قرآني براي رشدو پيشرفت علمي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي و عدم تأييد ستمگران و حفظ ايمان است. «آيات 195 سوره آل عمران- آيات 89، 97 و 100 سوره نساء- آيه 20 سوره توبه- آيه 72، 74 و 75 سوره انفال- آيه 58 سوره حج- آيه 122 سوره توبه - آيه 218 سوره بقره»
13- كار براي خدا از منظر رهبران الهي و مؤمنان واقعي عبادت، زندگي و كار و تلاش، تحصيل، جهاد و مرگ... همه براي خداست به طور كلي رهبران و انسان هاي الهي تمام گفتار و كردارشان رضوان الهي است. «آيه 162 سوره انعام»
14- مؤمنان نبايد كفار را دوست و سرپرست خود برگزينند حتي اگر پدران، برادران و ... مؤمنان هم راه كفر را پيمودند نبايد مؤمنان دوستي و ولايت آنان را بپذيرند چرا كه آنان ستمگرند. لذا هرگونه تكيه و تمايل به ستمگران در مكتب الهي مردود است. «آيه 13 سوره هود- آيات 20 و 28 سوره آل عمران- آيات 51، 52، 57 سوره مائده- آيه 108 سوره انعام- آيه 144 سوره نساء- آيه 23 و 114 سوره توبه»
15- تأكيد بر مشتركات ديني از روش هاي قرآني است كه بر گفت وگوي اديان توجه دارد. لذا قرآن كريم مي فرمايند: «(اي پيامبر) بگو اي اهل كتاب! به سوي سخني بياييد كه ميان ما و شما مشترك است جز آنكه خداوند را نپرستيم و چيزي را شريك او قرار ندهيم و بعضي از ما بعضي ديگر را به جاي خدا ارباب نگيرد» (آيه 64 سوره آل عمران- آيه 108 سوره انبياء»
16- امر به معرووف و نهي از منكر از روش هاي قرآني جهت اصلاح امور جامعه است كه در قرآن كريم از جامعه اي كه در آن امر به معروف و نهي از منكر به خوبي تحقق مي يابد با نام بهترين امت ياد شده است. «آيات 104 و 110 سوره آل عمران»
17- مسلمانان نبايد از غيرخودشان همراز بگيرند چرا كه در تباهي مسلمانان مي كوشند و رنج بردن آنان را دوست دارند و كينه و دشمني از گفتارشان پيداست و در دل هايشان كينه و دشمني را انباشته اند. مسلمانان به كتاب هاي آسماني آنان ايمان دارند ولي آنان به قرآن ايمان ندارند، در ظاهر به دوستي وانمود مي كنند ولي در دل دشمني را پنهان كرده اند. «آيات 118 و 119 سوره آل عمران- آيه 89 سوره نساء»
18- دستور به سير و سياحت و گردش در زمين: قرآن كريم جهت آشنايي با سنت هاي گذشته و عبرت از حكومت هاي ستمگر و كم و كيف حال آنان و آشنايي با فرهنگ ها و تمدن هاي ديگر و گذشته در آيات مختلف اين موضوع را مورد توجه قرار داده است.
«آيه 137 سوره آل عمران- آيه 82 سوره غافر- آيه 11 سوره انعام- آيه 69 سوره نمل- آيه 8 سوره زخرف»
19- وحدت مسلمانان رمز پيروزي آنان بر دشمنان است. قرآن كريم در آيه 103 سوره آل عمران مي فرمايند: همگي به ريسمان الهي چنگ بزنيد و پراكنده نشويد و در آيه 46 سوره انفال مي فرمايند: و از خداوند و فرستاده اش اطاعت كنيد و با يكديگر نزاع نكنيد كه سست مي شويد و مهابت و قوتتان از بين مي رود.
20- رهبران الهي رسالت خود را در جمع و رودررو با مردم مي گويند و باكي در اين زمينه ندارند و همچنين پيام هاي پنهاني و زدوبندي ميان رهبران الهي و حكومت هاي ستمگر و افراد خاص وجود ندارد. «آيه 59 سوره طه»
21- رهبران الهي تنها رضا و خشنودي خدا را مدنظر دارند و به تهديد و تعقيب ستمگران اعتنايي ندارند و اهميتي نمي دهند و دست از اهداف خود كه همان خشنودي خداست برنمي دارند. كساني كه رسالت الهي دارند فقط از خدا مي ترسند و از غير از او هيچ ترس و هراسي ندارند و براي خشنودي خدا حتي حاضرند جان خود را نيز فدا كنند. «آيه 84 سوره طه- آيه 39 سوره احزاب- آيه 207 سوره بقره»
22- يكي از شيوه هاي مبارزه و نابودي قدرت هاي استكباري از بين بردن نمادها و مجسمه ها و آثار و مراكز فساد و فرماندهي آنان است. برخورد قاطع با طراحان توطئه و هنرمندان و نويسندگان فاسد و طرف آنان از اجتماع و تحقير و توبيخ و تهديد به مجازات دنيوي و اخروي از شيوه هاي مبارزاتي رهبران الهي با منحرفان است.
سوزاندن گوساله سامري، دستور كشتن گاو بني سرائيل، شكستن بت ها توسط حضرت ابراهيم(ع) و تخريب مسجد ضرار از نمونه تلاش هاي رهبران الهي جهت نابودي نمادهاي كفر مي باشند. «آيه 97 سوره طه- آيات 57 و 58 سوره انبياء»
23- رهبران الهي قبل از دعوت مردم، در بدو امر خود و خانواده اشان را به خدا دعوت مي كنند چرا كه در دعوت الهي استثنايي وجود ندارد و هيچ كس از حركت در مسير الهي معاف نيست... خودسازي و دعوت نزديكان و بستگان مقدم بر تمام دعوت هاست. «آيه 132 سوره طه- آيه 55 سوره مريم- آيه 214 سوره شعراء»
24- مشركان حق نمادسازي ندارند قرآن كريم اجازه ساخت و تعمير نمادهاي اسلامي خصوصاً مساجد را به مشركان نمي دهد. «آيه 17 سوره توبه»
25- مطابق اصل «احدي الحسنين» مسلمانان پيروزي يا شهادت را نيكو مي پندارند زيرا هدف آنان تنهاي رضاي خداوند است. «آيه 52 سوره توبه»
و در آيه 111 سوره توبه مي فرمايند: همانا خداوند از مؤمنان، جان ها و اموالشان را به بهاي بهشت خريده است، آنان در راه خدا مي جنگند تا بكشند يا كشته شوند.
26- مؤمنين نه گواهي ناحق مي دهند نه از گواهي دادن به حق اعراض مي كنند بلكه همواره برپا دارنده عدالت هستند و براي خدا گواهي مي دهند، گرچه به ضرر خودشان، والدين و بستگانشان باشد بنابراين مؤمنين طرفدار باندبازي و حزب بازي نيستند حتي در برخورد با دشمنان نيز به انصاف و عدالت رفتار مي كنند. آيه 135 سوره نساء- آيات 2 و 8 سوره مائده»
منبع : كيهان - دوشنبه 10بهمن 1390- شماره 20131
علي احمدلو
 
 
جنگ نرم و راهبردهاي  اسلام از ديدگاه قرآن  (بخش پاياني)
در بخش گذشته جنگ نرم و راهبردهاي عملياتي اسلام از ديدگاه قرآن، مباحث: راهكارهاي عملياتي دشمنان اسلام عليه امت اسلامي و رهبران مسلمان و مسلمانان و همچنين، راهكارهاي عملياتي اسلام، رهبران مسلمان و مسلمانان جهان عليه دشمنان امت اسلامي مورد بررسي قرار گرفت. اينك آخرين بخش مطلب را از نظر مي گذرانيم:
27- وفاداري به قراردادها متقين تا هنگامي كه مشركان به عهد و پيمان ها و قراردادهايشان پايبند هستند آن ها هم وفادارند. به استناد آيه1 سوره مائده مسلمانان بايد به همه پيمان ها با هر كس و گروه پايبند باشند، چه قراردادهاي لفظي و چه كتبي و چه عملي پيمان هاي سياسي، اجتماعي و يا خانوادگي با قوي يا ضعيف، با دوست يا دشمن، با خدا يا مردم، با فرد يا جامعه، با كوچك يا بزرگ، با كشورهاي منطقه يا قراردادهاي بين المللي، شامل همه قراردادها مي شود اما وقتي كه مشركان پيمان شكني كردند بدون احساس ترس و ترديد با شدت عمل پاسخ آنان را خواهند داد تا اينكه دست از توطئه و خيانت بردارند. لذا رهبران الهي به پيمان شكنان قبل از شكستن پيمان ها توسط خود اعلام مي كنند كه همانند خود آنان عمل خواهند كرد. «آيات7و 12و 13 سوره توبه»
28- رهبران الهي به مشركاني كه خواستار پناهندگاني هستند پناهندگي مي دهند تا شايد آنان در حكومت اسلامي با شنيدن آيات الهي و دستورات رهايي بخش اسلام هدايت يابند. لذا رهبران الهي حتي كفار را نيز با آغوش باز مي پذيرند. «آيه 6 سوره توبه»
29- رهبران الهي و پيروان واقعي آنان نسبت به مؤمنان فروتن و در برابر كافران سر سخت و قاطعند.
خداوند در آيه140 سوره نساء مي فرمايند: و چون بشنوند كه به آيات خدا كفر مي ورزند و آنان (پيامبران) را مسخره مي گيرند نبايد با آنان بنشينند تا به گفتاري ديگر بپردازند. و در آيه 53 سوره انعام مي فرمايند: هرگاه كساني كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو (پيامبر اسلام) آيند به آن ها بگو سلام بر شما و همچنين آيه54 سوره مائده- آيه29 سوره فتح- آيه 73 سوره توبه.
30- پيروي از امام ولي و سرپرست مسلمانان، تنها خداوند و پيامبرش و مؤمناني هستند كه نماز را برپا مي دارند و درحال ركوع زكات مي دهند. هركس اينان را ولي خود بگيرد از حزب خداست همانا حزب خدا پيروز است و آن گروه رستگارانند، خداوند دوست و سرپرست مؤمنان است، آن ها را از تاريكي ها بيرون و به سوي نور مي برد.
«آيات55 و 56 سوره مائده- آيه 22 سوره مجادله- آيه 257 سوره بقره»
31- رهبران الهي پابرهنگان را از خود طرد نمي كنند زيرا معيارشان قدرت و ثروت نيست بلكه همواره رضاي الهي را مي طلبند. بايد يادآوري نمود كه در سختي ها و مشكلات و جنگ ها اين پابرهنگان هستند كه بيشترين كمك را مي نمايند چرا كه آنان عزيزترين چيزشان كه جانشان است تقديم راه خدا مي نمايند.
لذا مي بينيم كه حضرت نوح(ع) در جواب تقاضاي طرد مؤمنان تهيدست و گمنام خطاب به آنان فرمود: اي مردم اگر من آنان را از خود برانم چه كسي مرا در برابر خدا ياري خواهدكرد؟ چرا انديشه نمي كنيد؟
32- رهبران الهي مؤمنان واقعي تنها آنچه از سوي خداوند به آنان وحي و دستور داده پيروي مي كنند و تابع هوا و هوس خود و ديگران اعم از افراد، قدرت ها، احزاب و گروه ها و... نيستند و از شيوه نادانان پيروي نمي كنند و بر مواضع اصولي پايدارند. «آيات 48و 49 سوره مائده- آيات56 و 105 سوره انعام- آيات 89و 109 يونس- آيه 48 سوره احزاب- آيه3 سوره اعراف- آيه15 سوره شوري»
33- صبوري رهبران الهي و پيروان واقعي آنان، در برابر تكذيب حقايق توسط مشركان و آزار و اذيت آنان صبر پيشه مي كنند و تسليم آنان نمي شوند و درصورتي كه مشركان لجوج به اقدامات خود ادامه دهند با قاطعيت پاسخ آنان را خواهند داد. «آيه 44 سوره انعام»
34- مردان و زنان مؤمن يار و ياور و اولياي يكديگرند به طوري كه همديگر را به معروف تشويق و از منكرات باز مي دارند، نماز را برپاي مي دارند و زكات مي پردازند و از خداوند و پيامبرش پيروي مي كنند. آنان مشمول رحمت خدا هستند، اينان هرچند در بهشت جاودانه هستند اما رضايت خداوند كه بالاترين پاداش است را مي جويند. «آيات71 و 72 سوره توبه»
35- رهبران الهي در هيچ حال و موقعيتي دشمنان اسلام را تأييد نمي كنند و به رسميت نمي شناسند. لذا قرآن كريم در آيه84 سوره توبه خطاب به رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايند: بر مرده هيچ يك از منافقان نماز مگذار و براي دعا و استغفار بر سر قبرشان نايست چرا كه آنان فاسق بودند و در آيه 108 سوره توبه مي فرمايند: در مسجد ضرار هرگز براي نماز نايست.
36- انتظار در حد توان در اسلام تأكيد شده است كه هر فرد و گروهي مطابق توانمندي هاي خود مشغول به كار شود گروهي كه علاقه و استعداد نظامي گري دارند، نظامي شوند و گروهي كه علاقه و استعداد علمي و فرهنگي دارند اسلام را در آن زمينه ياري كنند. لذا در آيه122 سوره توبه مي فرمايند: سزاوار نيست همه مؤمنان به جهاد رهسپار شوند پس چرا از هر گروهي از ايشان دسته اي كوچ نمي كنند تا در دين فقيه شوند و هنگامي كه به سوي قوم خويش بازگشتند آنان را بيم دهند تا شايد آنان را از گناه و طغيان حذر كنند. مي بينيم كه تقسيم كار و وظيفه از راهكارهاي قرآني براي پيشرفت بهتر وظايف و نگاه تخصصي و كارشناسانه به آن است.
37- رهبران الهي، قدرت خود را از كثرت نيرو نمي گيرند و اتكايشان تنها به قدرت خداوند يكتاست و همواره بر خدا توكل مي كنند لذا مي بينيم كه قرآن كريم در آيه88 سوره هود مي فرمايند: من (حضرت شعيب) به جز اصلاح به مقدار توانم، خواسته ديگري ندارم و جز به لطف خدا، توفيقي براي من نيست (از اين روي) بر او توكل كرده ام و به سوي او بازگشته ام. «همچنين آيات84 و 85 سوره يونس- آيه129 سوره توبه- آيات39 و 48 سوره احزاب- آيه79- سوره نمل- آيه123 سوره هود- آيه89 سوره اعراف- آيه61 سوره انفال»
38- رهبران الهي و مؤمنين داراي فكر و انديشه محكم و استوار هستند و در سخنانشان سستي، لغو، دروغ و نفاق جايگاهي ندارد. «آيه70 سوره احزاب- آيات8 و 9 و 83 سوره نساء»
39- رهبران الهي و پيروان آنان اهل دليل و منطق و برهان هستند. لذا قرآن كريم در آيه111 سوره بقره خطاب به كافران مي فرمايند: اگر در ادعاي خود صادقيد برهان و دليل ارائه كنيد.
40- راهكارهاي ويژه رهبران الهي و مؤمنان به مقتضاي موقعيت، استراتژي و راهكار عملياتي ويژه اي را به كار مي گيرند.
در قرآن كريم آيه23 سوره دخان و آيه52 سوره شعراء خداوند به حضرت موسي(ع) وحي مي كند كه پيروان خود را شبانه از مصر خارج نمايد تا توسط دشمن غافلگير نشوند.
مطابق آيه74 سوره انفال مؤمن واقعي همواره احساس مسئوليت مي كند. گاهي بنا به نياز و اقتضاي زمان جهاد، گاهي هجرت، گاهي پناه دادن به مهاجران و گاهي پشتيباني از مجاهدان في سبيل الله. البته مي تواند همه اين ها همزمان اتفاق افتد يعني گروهي به وظيفه جهاد مشغول باشند، گروهي هجرت كنند، گروهي پناه دهند، گروهي در پشت جبهه پشتيباني و تداركات رزمندگان و حتي خانواده آنان را به عهده گيرند.
41- رهبران الهي و پيروان واقعي آنان پاسخ بدي هاي دشمنان را به بهترين صورت و منطقي ترين وجه مي دهند. قرآن كريم در آيه34 سوره فصلت مي فرمايند: نيكي با بدي يكسان نيست (بدي ديگران را) به شيوه بهتر (كه نيكي است) دفع كن كه اين هنگام آن كس كه ميان تو و او دشمني است همچون دوست گرم مي شود. (و دشمني است همچون دوست گرم مي شود و دشمني اش نسبت به تو تمام مي شود) و در آيه94 سوره مؤمنون مي فرمايند: (اي پيامبر!) بدي را به بهترين روش دفع كن (در مقام انتقام و مقابله به مثل مباش) ما به آنچه مخالفان مي كنند آگاه تريم.
42- بهترين دين مطابق آيه3 سوره مائده دين برگزيده از سوي خداوند براي بشر دين اسلام و رهبري الهي بالاترين نعمت است و اسلام با وجود رهبري الهي تكميل مي شود و در آيه85 سوره آل عمران مي فرمايند: هر كس غير از اسلام به سراغ ديني ديگر برود، پس هرگز از او قبول نمي شود و او در قيامت از زيانكاران خواهد بود.
43-استقامت و پايداري از عوامل پيروزي مسلمانان بر دشمنان است. لذا قرآن كريم در آيه 112 سوره هود مي فرمايند: پس (اي پيامبر!) همان گونه كه مامور شده اي، استوار باش و (نيز) هر كس كه با تو به سوي خدا آمده است... و در آيه 49 سوره هود خطاب به رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايند: پس (تو نيز مانند نوح) صبر كن كه همانا عاقبت پيروزي براي متقين است و در آيه 156 سوره بقره مي فرمايند: صابران كساني هستند كه هرگاه مصيبتي به آن ها رسد، مي گويند: ما از آن خدا هستيم و به سوي او باز مي گرديم.
«همچنين آيه 128 سوره اعراف و آيات 153 و 250 سوره بقره- آيه 75 سوره فرقان- آيه 89 سوره يونس»
44-جايگزيني امت هاي صالح به جاي امت هاي ناصالح و نالايق از سنت هاي قرآني است. قرآن كريم در آيات مختلف اين موضوع را يادآور نموده است. آيه 57 سوره هود مي فرمايند: (حضرت هود خطاب به امتش) اگر شما از دعوتم روي برگردانيد، پس بر امتي كه من آنچه را كه به خاطر آن به سوي شما (مامور) فرستاده شده ام به شما رسانده ام و پروردگارم گروه ديگري را جانشين شما خواهد كرد و شما هيچ ضرري به او نمي رسانيد. همانا پروردگارم بر هر چيز نگهبان است.
و در آيه 133 سوره نساء مي فرمايند: (اي مردم!) اگر خدا بخواهد شما را از ميان مي برد و ديگران را مي آورد و خداوند بر اين كار تواناست و در آيه 34سوره اعراف مي فرمايند: و براي هر امتي اجل و سرآمدي است پس هرگاه اجلشان فرا رسيد نه مي توانند لحظه اي تاخير اندازند و نه پيش گيرند. براساس اين آيات پيوسته گروه هايي به قدرت مي رسند و آزمايش و محو مي شوند.
45-رهبران الهي و پيروان واقعي آنان فرمان خدا را بر تمامي فرمان ها مقدم مي دارند قرآن كريم در آيه 92 سوره هود مي فرمايند: (حضرت شعيب(ع) گفت: اي قوم من آيا قبيله من نزد شما از خداوند عزيزتر است كه شما فرمان او را پشت سر انداخته ايد. (اما براي كسان و خويشان من حساب باز كرده ايد؟) همانا پروردگار من به آنچه عمل مي كنيد احاطه دارد و در آيه 62 سوره توبه مي فرمايند منافقان براي شما به خدا سوگند مي خورند تا شما را راضي كنند در حالي كه اگر ايمان آورده اند شايسته تر آن است كه خدا و رسولش را راضي كنند و همچنين آيه 72 سوره طه.
46- يكي از شيوه هاي تربيت معرفي الگو بوده و بهترين شيوه تبليغ دعوت عملي است. قرآن كريم در آيه 21 سوره احزاب مي فرمايند: همانا براي شما (در سيره) رسول خدا الگو و سرمشقي نيكوست (البته) براي كساني كه به خداوند و روز قيامت اميد دارند و خدا را بسيار ياد مي كنند.
47-رهبران الهي بر مسائل اقتصادي جامعه نظارت دقيق دارند و درصدد سلامت و بهبود زندگي مردم هستند و به مبارزه با انحرافات اقتصادي تاكيد مي ورزند. قرآن كريم در آيه 85 سوره اعراف مي فرمايند: پيمانه و ترازو را در داد و ستدها تمام ادا كنيد و كالاهاي مردم را كم نگذاريد (كم فروشي نكنيد) و در زمين پس از آنكه اصلاح گشته فساد نكنيد.
48-رهبران الهي و مومنان در نيكي ها و اعمال خير بر يكديگر سبقت و پيشي مي گيرند بنابراين سيماي جامع اسلامي، سبقت در خيرات است. آيه 148 سوره بقره- آيه 61 سوره مومنون.
49-مومنان در انجام نيكي ها و دوري از ناپاكي ها يكديگر را ياري مي دهند و هرگز در گناه و ستم به هم ياري نمي رسانند. مطابق اين آيه مديران اسلامي در صحنه هاي داخلي و بين المللي از مظلومين و اعمال نيك و پسنديده ديگران حمايت و ظالمين و بدي ها را محكوم مي نمايند. آيه 2 سوره مائده.
50-آمادگي كامل دفاعي در مقابل كفار و استكبار جهاني از دستورات و رهنمودهاي قرآني است. قرآن كريم در آيه 60 سوره انفال مي فرمايند: براي آمادگي مقابله با دشمنان هرچه مي توانيد از نيرو و از اسب هاي سواري فراهم كنيد تا دشمن خدا و دشمن خودتان و نيز دشمناني غير از اينان را كه شما آنان را نمي شناسيد و خدا آن ها را مي شناسد به وسيله آن بترسانيد.
51- نجات كليه انسان ها از ظلم و ستم قدرت هاي استكباري هدف نهايي اسلام است. قرآن كريم در آيه 39 سوره انفال مي فرمايند: و با آنان (دشمنان) بجنگيد تا فتنه اي بر جاي نماند و دين يكسره براي خدا باشد و همچنين آيه 193 سوره بقره.
52- دعوت به آوردن سوره قرآن در رد سخنان كساني كه قرآن را بافته و ساخته پيامبر(ص) مي دانند در آيه 13 سوره هود مي فرمايند: بگو اگر راست مي گوئيد شما هم ده سوره مثل اين از پيش خود ساخته ها، بياوريد و (براي اين كار) هركس از غير خدا را مي خواهيد (نيز به كمك) دعوت كنيد و در آيه 38 سوره يونس از منكران مي خواهد كه سوره اي همانند قرآن بياوريد و از غير خدا از هر كه مي خواهند كمك بگيرند.
53- دوري از گفتار ناشايست قرآن كريم در آيه 108 سوره انعام مي فرمايند: و به (معبود) كساني كه غير خدا را مي خوانند ناسزا نگوييد كه آنان نيز از روي جهل و دشمني به خداوند ناسزا گويند.
54- در نظام هاي الهي، تكليف افراد به مقدار استعداد و توانايي هاي آن هاست قرآن كريم در آيه 42 سوره اعراف مي فرمايند: هيچ كس را جز به اندازه توانايي اش تكليف نمي كند.
55- خداوند در رد نظرات و اعتقادات كفار كه خداياني دروغين برگزيدند تا براي آنان عزتي باشد در آيه 65 سوره يونس مي فرمايند: گفتار مخالفان، تو را غمگين نسازد زيرا كه عزت به تمامي از آن خداست و او شنوا و داناست. و در آيه 139 سوره نساء مي فرمايند: آنان كه كافران را به جاي مؤمنان، سرپرست و دوست خود مي گيرند آيا عزت را نزد آنان مي جويند؟ همانا عزت به تمامي از آن خداست.
56- رد نظرات و اعتقادات كساني كه مغرضانه و آگاهانه به انكار حقايق مي پردازند در آيه 42 سوره يونس مي فرمايند: (و چون قرآني بخواني) گروهي از آنان (در ظاهر) به سخن تو گوش مي دهند اما گويي كرند و هيچ نمي شنوند پس آيا تو مي تواني سخن خود را به گوش شنوايان برساني، هر چند اهل تعقل نباشند. و آيه 43 سوره يونس در ادامه مي فرمايند: گروهي از مردم كساني اند كه به تو نگاه مي كنند، (اما گويي هيچ نمي بينند) پس آيا تو مي تواني نابينايان را هدايت كني، هر چند (با چشم دل) نمي بينند؟
57- رد شيوه غلط گذشتگان قرآن كريم در رد نظرات و اعتقادات كساني كه شيوه غلط پدرانشان را الگو قرار داده بودند در آيه 170 سوره بقره مي فرمايند: آيا (از آنان پيروي مي كنند) هر چند پدرانشان چيزي نمي فهميدند و هدايت نيافته بودند.
و در آيه 74 سوره شعراء مي فرمايند: ابراهيم گفت: آيا در آنچه مي پرستيد انديشه و نگاه (عميق) كرده ايد؟ شما و پدران پيشين خود دقت كرده ايد؟
58- قرآن كريم در رد نظرات و اعتقادات كساني كه به رسول گرامي اسلام(ص) مي گفتند: ما به تو ايمان نمي آوريم زيرا ما بر پيامبران خود ايمان آورده و از آنان اطاعت مي كنيم در آيه 91 سوره بقره مي فرمايند: بگو اگر آياتي كه بر خودتان نازل شده مؤمن بوديد پس چرا پيامبران خدا را پيش از اين به قتل مي رسانديد.
59- در باطل بودن ولايت غير الهي مشركان و منافقان قرآن كريم در آيه 41 سوره عنكبوت مي فرمايند: مشركان منافقان كه غير خدا را سرپرست براي خود برگزيدند و شركت ورزيدند پايه و بنياد كارشان مانند خانه عنكبوت سست و بي اساس است.
60- خداوند در پاسخ كساني كه آرزو داشتند زودتر عذاب الهي بر آنان نازل شود در آيه 33 سوره هود مي فرمايند: (نوح گفت) همانا اگر خدا اراده كند آن را بر شما خواهد آورد و شما قدرت خنثي كردن و مقاومت در برابر آن را نخواهيد داشت.
61- منافقين بعد از شكست در جنگ احد و شهادت جمعي از ياران اسلام دست به تبليغات مسموم زدند كه اگر از ما پيروي مي كردند و مثل ما در خانه مي ماندند كشته نمي شدند لذا قرآن كريم در آيه 168 سوره آل عمران درپاسخ آنان مي فرمايند: به آنان بگو (اي پيامبر) اگر راست مي گوييد، مرگ را از خودتان باز داريد.
62- سران و اشراف كفار با اعلام دستور انفاق به درفقيران براي خدا مي گفتند: خدا فقير است و ما توانگريم خداوند درپاسخ آنان در آيه 181 سوره آل عمران مي فرمايند: به زودي اين سخن آنان و به ناحق كشته شدن پيامبران توسط آنان را خواهيم نوشت و به آنان خواهيم گفت: بچشيد عذاب آتش سوزان را.
63- خداوند درآيه 184 سوره آل عمران خطاب به پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند: پس اگر تو را تكذيب كردند(چيز تازه اي نيست زيرا انبياي تو قبل از تو نيز كه همراه با معجزات و نوشته ها و كتاب روشنگر آمده بودند تكذيب شدند).
64- درآيه 53 سوره نسا خداوند به انحصار طلبي قوم يهود اشاره كرد مي فرمايند: آيا براي آنان (يهوديان) بهره از حكومت است؟ كه در آن هنگام ذره اي به مردم ( ديگر ملت ها) نمي دادند.
65- با اينكه (يهوديان) نسبت به مردم (مسلمان) به خاطر آنچه كه خداوند از فضل خويش به آنان داده است حسد مي ورزند خداوند در آيه 54 سوره نسا ضمن اشاره به اين مطلب مي فرمايند: همانا ما قبلا به آل ابراهيم كه شما يهوديان نيز از نسل او هستيد نيز كتاب آسماني، حكمت و سلطنت بزرگي داديم ( چرا اكنون به آل محمد (ص) ندهيم؟)
66- قرآن كريم درپاسخ بعضي از يهوديان كه سخنان پيامبر(ص) را از جايگاهش تحريف مي كنند در آيه 46 سوره نسا مي فرمايند: خداوند آنان را به خاطر كفر و سرسختي اشان لعن كرد، پس جز اندكي توفيق ايمان نيافتند. و در آيه 41سوره مائده مي فرمايند:(اي پيامبر!) هر كه خداوند بخواهد آزمايش و رسوايش كند تو هرگز در برابر قهر الهي هيچ كاري نمي تواني برايش بكني. براي آنان در دنيا ذلت و خواري و بر ايشان در آخرت، عذابي بزرگ است.
67- منافقين درعلت ترك جهاد گفتند اگر فنون جنگي را مي دانستيم، حتماً از شما پيروي مي كرديم لذا خداوند در آيه 167 سوره آل عمران مي فرمايند: آن ها در آن روز به كفر نزديك تر بودند تا به ايمان. با دهانشان چيزي مي گويند كه در دلشان نيست و خداوند به آنچه كتمان مي كنند آگاه تر است.
68- مشركان مي گفتند يا قرآني غير از اين بياور يا اين قرآن را تغيير بده خداوند درپاسخ آنان در آيه 15سوره يونس مي فرمايند: به آنان بگو: من حق ندارم كه آن را از پيش خود تغيير دهم من پيروي نمي كنم مگر آنچه را كه به من وحي شود. من از عذاب روزي بزرگ (قيامت) بيمناكم، اگر پرودگارم را نافرماني كنم. براي اينكه مشركان حساب كار خود را كنند خداوند در آيات 46-44سوره حاقه مي فرمايند: اگر (پيامبر) سخن ناروايي را به ما نسبت دهد، رگ هاي گردن او را قطع مي كنيم.
69- منافقين همواره سوگند مي خورند كه جز خير قصدي ندارند ولي خداوند در آيه 107 سوره توبه درپاسخ آنان مي فرمايند:(ولي) خداوند گواهي مي دهد كه آنان دروغ گويانند و درآيه 56 سوره توبه مي فرمايند: منافقان به خدا قسم مي خورند كه همانا از شمايند درحالي كه (دروغ مي گويند) از شما نيستند بلكه آنان گروهي هستند كه (از شما) مي ترسند.
70- قرآن كريم درپاسخ به اقدامات فرعون و قومش كه با برتري مادي و موجب گمراهي مردم مي شدند در آيه 88 سوره يونس مي فرمايند: (موسي (ع) گفت:) پروردگارا اموالشان را نابود كن و دلهايشان را سخت.
71- قرآن كريم در پاسخ كساني كه به پيامبرانشان مي گفتند: ما قطعاً شما را از سرزمين خود بيرون مي كنيم مگر آنكه به كيش ما درآييد درآيه 13 سوره ابراهيم مي فرمايند: سپس پروردگارشان به آنان (پيامبران) وحي كرد كه ما حتماً ستمگان را نابود مي كنيم.
72- قرآن كريم پيرامون مسخره كردن پيامبر توسط مشركان ضمن دلداري رسول گرامي اسلام(ص) در آيات 10 و 11 سوره حجر مي فرمايند: همانا ما پيش از تو، درميان اقوام و گروه هاي پيشين (نيز پيامبراني) فرستاديم و هيچ پيامبري برايشان نمي آمد مگر آنكه به استهزاي او مي پرداختند و در آيه 95 سوره حجر در ادامه مي فرمايند: همانا تو را از شر استهزاكنندگان كفايت كرديم.
73- قرآن كريم در پاسخ كافران كه مي گويند پيامبر اكرم(ص) فرستاده خدا نيست در آيه 43 سوره رعد مي فرمايند: به كافران بگو: گواهي خدا و كسي كه علم كتاب نزد اوست ميان من و شما كافي است.
74- قرآن كريم در پاسخ به مشركاني كه مي خواهند نور خدا را با دهان هايشان (تبليغات و جنگ رواني) خاموش سازند در آيه 32 سوره توبه مي فرمايند: ولي خداوند جز اين نمي خواهد كه نور خود را به كمال برساند هرچند كفار ناراحت باشند.
75- قرآن كريم در پاسخ منافقان كه براي شركت نكردن در جهاد اجازه مي خواستند در آيه 46 سوره توبه مي فرمايند:خداوند، انگيزه و بسيج آنان را (به خاطر كوردلي و نالايقي) خوش نداشت و آنان را از رفتن به جبهه بازداشت و به آنان گفته شد: همنشين خانه نشينان (كودكان، سالمندان و بيماران) باشيد.
76- قرآن كريم در پاسخ به منافقاني كه به جاي حضور در جبهه، قصد كمك مالي دارند در آيه 53 سوره توبه مي فرمايند: بگو چه از روي علاقه انفاق كنيد و چه از روي كراهت، هرگز از شما پذيرفته نخواهد شد زيرا شما قومي فاسق بوده ايد.
77- قرآن كريم در آيه 140 سوره آل عمران درباره فلسفه شكست و پيروزي مي فرمايند: ما روزها (شكست و پيروزي) را در ميان مردم مي گردانيم تا خداوند (با امتحان) كساني را كه ايمان آورده اند معلوم دارد و از شما گواهاني (بر ديگران) بگيرد و خداوند ستمگران را دوست نمي دارد اگرچه گاهي به ظاهر پيروز شوند.
78- قرآن درباره نتايج اعمال نيك و بد در آيه 7 سوره اسراء مي فرمايند: اگر كسي هدايت يافت پس همانا به سود خويش هدايت يافته است و هركس گمراه شد تنها به زيان خويش گمراه شده است و هيچ كس بار گناه ديگري را به دوش نمي كشد».
79- قرآن كريم انسان ها را در انجام اعمال نيك و بد صاحب اختيار دانسته و در آيه 99 سوره يونس خطاب به رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايند: «و اگر پروردگارت مي خواست (به اجبار همه مردم روي زمين يكجا ايمان مي آوردند، اكنون كه سنت خدا بر ايمان اختياري مردم است) پس آيا تو مردم را مجبور مي كني تا ايمان آورند.»
80- قرآن در پاسخ به منافقان كه خود را اصلاح گر مي دانند در آيه 12 سوره بقره مي فرمايند: «آگاه باشيد! همانا آنان خود اهل فسادند ولي نمي فهمند.»
81- قرآن كريم در پاسخ به كساني كه اهل ايمان را ساده انديش و سبك مغز مي دانند در آيه 13 سوره بقره مي فرمايند: «آگاه باشيد! آنان خود بي خردند ولي نمي دانند.»
82- خداوند در قرآن كريم در پاسخ به دشمنان كه در مشكلات مسلمانان شادي مي كنند و در شادي مسلمانان غمگين هستند در آيه 120 سوره آل عمران مي فرمايند: «اما اگر شما صبر پيشه كنيد و پرهيزگار باشيد نيرنگ آن ها به شما ضرر نمي رساند همانا خداوند بر آنچه مي كنند محيط است.»
83- قرآن كريم در ريشه يابي علل نپذيرفتن حقايق توسط كفار و مسخره كردن حق و اهل حق مي فرمايند: «زندگي دنيا در چشم كافران جلوه يافته است به همين دليل افراد با ايمان را مسخره مي كنند. آيه 162 سوره بقره».
«هنگامي كه به منافقين گفته شود از خدا بترسيد، عزت و غروري كه در سايه گناه به دست آورده اند آن ها را بگيرد. آيه 206 سوره بقره».
«دل هاي كفار در غلاف و پرده پوشش است لذا قادر به درك حقايق نيستند. آيه 88 سوره بقره- آيه 91 سوره هود- آيه 5 سوره فصلت»
«كفر دشمنان اسلام نسبت به اسلام به خاطر حسادت آنان است. آيه 90 سوره بقره»
«كفار به جاي خداي يگانه خداياني (دروغين) برگزيدند تا براي آنان سبب عزت باشد. آيه 81 سوره مريم.»
«قوم نوح(ع) گفتند: آيا به تو ايمان آوريم در حالي كه فرومايگان از تو پيروي كرده اند؟ آيه 105 سوره شعراء»
«يهوديان لجوج حريص ترين افراد بر زندگي دنيايي و همواره به دنبال اندوختن ثروت بوده تا جايي كه آرزو دارند هركدام هزارسال عمر كنند و هرچه از دنياست را تصاحب نمايند.
آيه 96 سوره بقره»
«كفار لجوج با علم به حقانيت رهبران الهي روحيه كينه جويي و حسادت دارند براي همين حق را انكار مي كنند. آيه 14 سوره شوري»
«مشركان در برابر دعوت هاي انبياء و رهبران الهي با توجه به آيات و معجزات فراوان به دعوت انبياء مي خندند و مسخره مي كنند. آيه 47 سوره زخرف- آيه 58 سوره مائده»
«مشركان لجوج پيامبران الهي را همچون فرزندان خود مي شناختند با اين حال حقايق را كتمان مي كردند. آيه 146 سوره بقره.»
«سران كفار با آگاهي كامل و از روي ستم و برتري جويي رهبران الهي را انكار مي كنند. آيه 14 سوره نمل»
«كفار لجوج با وجود نشانه و معجزه هاي پيامبران و دلايل و مستندات پيامبران حق را نمي پذيرند و جبهه حق و طرفداران آن را باطل مي دانند. آيه 58 سوره روم»
«عدم ايمان به معاد و پيروي از هواي نفس از علل انكار حقايق توسط معاندين مي باشد. آيه 16 سوره طه»
«برتري قدرت و ثروت مادي نسبت به پيروان حق كه از راه نامشروع به دست آورده اند آنان را در برابر حق گستاخ كرده است. آيه 58 سوره طه»
«مشركاني كه انبياء و آيات الهي را تكذيب مي كنند گروهي كوردلند. آيه 64 سوره اعراف»
84- خداوند درباره كساني كه برنامه داشتند حتي پيامبران را گمراه كنند در آيه 113 سوره نساء مي فرمايند: «و اگر فضل و رحمت خداوند بر تو نبود، گروهي از آنان تصميم داشتند كه تو را از مسير حق گمراه كنند اما جز خودشان را گمراه نمي كنند و به تو هيچ زياني نمي زنند و خداوند كتاب و حكمت را بر تو نازل كرد و آنچه را نمي دانستي به تو آموخت و فضل خداوند بر تو، بسي بزرگ بوده است»
و در آيه 62 سوره انفال مي فرمايند: «و اگر (دشمنان) بخواهند با تو نيرنگ كنند، قطعا خداوند تو را بس است، اوست كه با امدادهاي خويش و حمايت مؤمنان تو را ياري كرده است.»
منبع :  روزنامه كيهان، شماره 20143 به تاريخ 24/11/90، صفحه 6
علي احمدلو
 
 
 
نقش محوري كعبه در هدايت جهانيان
كنكاشي پيرامون نماد هويتي اسلام و وسيله هدايت مردم نقش محوري كعبه در هدايت جهانيان
نمادهائي در هر دين و آييني نقش اساسي ايفا مي كنند؛ زيرا زبان نماد، از گويايي و رسايي بسياري برخوردار است؛ چرا كه با نمادي مي توان مجموعه اي از مفاهيم كليدي را به مخاطب و گيرنده پيام منتقل كرد.
نمادها، هم چنين هويت بخش هستند، زيرا هر گروه، ملت و امتي مي كوشد تا خود را با جداسازي از ديگري، بشناسد و بشناساند. از اين جاست كه در همه آيين ها و اديان و حتي گروه هاي اجتماعي مي توان نمادهائي را ردگيري كرد.
كعبه، يكي از مهم ترين نمادهاي دين اسلام است. هر چند كه برخي با انتخاب دروغين هلال ماه مي كوشند تا نماد ديگري را به عنوان نماد برتر و عالي اسلام قرار دهند، ولي هر مسلمان و غيرمسلماني مي داند كه كعبه اي كه هر روز مسلمانان چندين بار در برابر آن مي ايستند و بدان سو نماز مي خوانند، نماد اصلي و هويت بخش مسلماني است. نويسنده در اين مطلب بر آن است تا نقش كليدي كعبه را در آيين اسلام از زبان قرآن تبيين و تحليل كند. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
در آيات سوره بقره از جمله آيه 144 آن، گزارشي از علاقه مندي شديد پيامبر(ص) براي انتخاب كعبه به عنوان قبله مسلمانان آورده شده است. پيامبر گرامي(ص) مدت ها در انتظار آن بود تا حكمي از سوي خداوند درباره تغيير قبله نازل شود؛ زيرا تغيير قبله افزون بر اين كه يكي از نشانه هاي پيامبر آخر زمان است، بيانگر هويت مستقل اسلام نسبت به شرايع يهودي و مسيحي نيز مي باشد كه قبله آنان بيت المقدس است.
هر آيين و ديني بر آن است كه نمادهاي خاص خود را داشته باشد تا عامل اشتراك پيروان و جدايي از ديگر پيروان شرايع و آيين ها باشد. در اسلام مي توان نمادهاي چندي را يافت كه موجبات اين هويت بخشي به امت اسلام مي شود كه از جمله آنها مي توان به اذان، مسجد، كعبه، حج و مانند آن اشاره كرد.
البته مسلمانان در برخي از كشورهايي كه با گروه هاي آييني ديگر زندگي مي كنند، مي كوشند تا از طريق حجاب، كلاه و جامه خاص اسلامي، ريش و محاسن و مانند آن، خود را از ديگران متمايز سازند. شايد همين مسئله موجب شده است تا در بخش هاي ديگر نيز براي نمادسازي اقدام كنند؛ چنان كه در مقابل نماد مسيحي صليب و نماد يهودي ستاره داود(ع)، نماد هلال ماه را برگزيدند تا اين گونه خود را از ملت ها و امت هاي ديگر جدا سازند.
كعبه، نماد هويتي اسلام
كعبه مهم ترين نماد و محوري ترين عامل هويت بخش براي مسلمانان است. در زماني كه مسلمانان در مكه زندگي مي كردند، قبله ايشان بيت المقدس در فلسطين بود؛ زيرا خانه خدا، در آن زمان آكنده از بت هاي گوناگون بود كه تا بيش از سيصد بت گزارش شده است. اگر مسلمانان به سمت كعبه نماز مي گذاشتند متهم به پرستش بتان مي شدند، افزون بر اين كه نمي توانستند هويت خود را به عنوان مسلمان از مشركان جدا سازند.
اما زماني كه مسلمانان پس از هجرت بزرگ در مدينه گرد هم آمدند، آيين توحيدي مسلط بر شهر مدينه، يهوديت بود كه به سوي بيت المقدس مي ايستادند و عبادت مي كردند. اين جا بود كه تفاوت ميان مسلمانان و يهوديان از دست مي رفت. از اين رو، لازم بود تا هويت مستقل خود را باز يابند. نگاه پيامبر(ص) به آسمان وحي و انتظار نزول حكم تغيير قبله، بيانگر جايگاه ارزشمند نماد هويت بخشي چون قبله است؛ زيرا وحدت قبله بيانگر وحدت در فكر و عمل است؛ اين در حالي است كه اسلام هر چند تصديق كننده تورات است، ولي ناسخ آن نيز به شمار مي آيد؛ زيرا با نزول قرآن، اسلام پيامبران به كمال و تماميت خود رسيد. از سوي ديگر، شريعت موسوي كه يهوديان به ظاهر پايبند آن هستند، تحريف شده و از مسير خود نيز بيرون رفته است. از اين رو هرگونه اشتراك، در زماني كه اسلام مي كوشيد تعريف جديدي از دين داري و توحيد بيان كند مي توانست موجب اغراي ديگران به جهل شود و توده هاي مردم نتوانند به جداسازي دو شريعت اقدام كنند در دام خطا و اشتباه افتند.
بنابراين معلوم است كه تغيير قبله تنها يك امر عادي و معمولي نيست، بلكه از جايگاه بسيار مهم و اساسي برخوردار مي باشد. همين مطلب را مي توان از «تقلب وجه» پيامبر(ص) و اهتمام وي به آن به دست آورد.
هر چند كه از نظر اسلام، به هر جا رو شود، خداوند در همان سمت و روست، ولي قبله اي چون كعبه مي تواند عامل اتحاد و وحدت امت اسلام شود.
علامه طباطبايي در ذيل آيه144 سوره بقره مي نويسد: قبله قرار گرفتن خانه اي از خانه ها چون كعبه و يا بنائي از بناها چون بيت المقدس و يا سنگي از سنگ ها چون حجرالاسود، كه جزء كعبه است، از اين جهت نيست كه خود اين اجسام برخلاف تمامي اجسام ديگر، اقتضاي قبله شدن را دارد، تا تجاوز از آن و نپذيرفتن اقتضاي ذاتي آنها محال باشد و در نتيجه ممكن نباشد كه حكم قبله بودن بيت المقدس دگرگون شود و يا لغو گردد، بلكه تمامي اجسام و بناها و جميع جهات از مشرق و مغرب و جنوب و شمال و بالا و پائين، در نداشتن اقتضاي هيچ حكمي از احكام، برابرند؛ چون همه ملك خدا هستند، پس خدا هر حكمي- كه بخواهد و به هر قسم كه بخواهد و در هر زمان كه بخواهد- در آنها مي راند و هر حكمي هم كه بكند به منظور هدايت خلق و بر طبق مصلحت و كمالاتي است كه براي فرد و نوع آنها اراده مي كند، پس او هيچ حكمي نمي كند مگر به خاطر اين كه به وسيله آن حكم، خلق را هدايت كند؛ و خداوند هم جز به سوي آنچه كه صراط مستقيم و كوتاه ترين راه به سوي كمال قوم و صلاح ايشان است، هدايت نمي كند. (الميزان، ج1، ص صفحه 480)
خداوند در آيه115 سوره بقره به اين نكته توجه داده است كه تفاوتي ميان جهتي با جهتي ديگر نيست و به هر سمت رو شود خداوند همان سمت است، ولي انتخاب قبله براي نمازگزاردن براي ايجاد همان هويت و وحدت ميان امت اسلام است.
كعبه، معبد توحيد
در اين كه چرا كعبه به عنوان قبله امت اسلام انتخاب شده و از بيت المقدس قبله نخست عدول شده است، مطالب بسياري گفته اند. اما با نگاهي به آيات قرآني مي توان دريافت كه كعبه نخستين عبادتگاه موجود در زمين است. (آل عمران، آيه 96
و نيز حج، آيه26)
اين خانه كه پيش از ابراهيم(ع) و بر پايه برخي روايات حتي در زمان هبوط حضرت آدم(ع) براي قبله و عبادت انتخاب شده بود، در زمان حضرت ابراهيم(ع) با مشاركت فرزندش اسماعيل(ع) ساخته يا بازسازي شد.
از برخي روايات استفاده مي-شود كه كعبه در عصر نوح هم بوده و در توفان هم از غرق آزاد شده است. (تفسير نورالثقلين، ج3، ص 495) علامه طبرسي با استفاده از واژه «يرفع» بر اين باور است كه خانه كعبه پيش از حضرت ابراهيم(ع) وجود داشته است و آن حضرت(ع) ماموريت داشته است تا با كمك فرزندش اسماعيل(ع) آن را نوسازي كند. (مجمع-البيان، ج1 و 2، ص389)
به هر حال، خداوند حضرت ابراهيم(ع) را مامور كرد تا كعبه را به عنوان جلوه گاه توحيد و يكتاپرستي بسازد يا بازسازي نمايد (آل عمران، آيه 96) و مردم را به عبادت پروردگار آن خانه بخواند. از آيه 3 سوره قريش نيز بر مي آيد كه همه انسان ها ماموريت دارند تا كعبه را به عنوان معبد توحيد انتخاب كرده و پروردگار آن را بپرستند.
هم چنين از آياتي چون 125 سوره بقره و 35 و 37 سوره ابراهيم و 26 و 29 و 33 سوره حج بر مي آيد كه اين خانه، داراي قدمت تاريخي و كهن مي باشد و يك اثر باستاني در عبادت انسان ها به شمار مي آيد. بنابراين، با نگاهي به تاريخ خانه خدا مي توان دريافت كه كعبه، نماد توحيد و معبد يكتاپرستي در طول تاريخ بوده است. از اين رو خداوند در آيات 96 و 97 سوره آل عمران آن را از آيات و نشانه هاي روشن براي هدايت جهانيان بر مي شمارد؛ زيرا هر كسي با نگاهي به كعبه مي تواند دريابد كه انسان به طور فطري خداپرست بوده و به عبادت خداوند يكتا در طول تاريخ مي پرداخته است.
همين جايگاه توحيدي كعبه است كه براي آن احترام و حرمت ويژه اي در پيشگاه خداوند ايجاد نموده است (بقره، آيه 125 و مائده، آيات 2 و 97) و هر كسي اگر بخواهد موجبات جلب رضايت الهي را فراهم آورد مي تواند با احترام و حرمت گذاري به كعبه اين رضايت و خشنودي الهي را كسب كند. (مائده، آيه 2)

ويژگي هاي كعبه
كعبه افزون بر ويژگي هاي پيش گفته داراي اهميت و ارزش ديگري نيز مي باشد و آن امن بودن براي انسان ها است. خداوند در آيه 125 سوره بقره، كعبه را مكاني امن براي انسان ها بر مي شمارد كه جان و جسم ايشان در اين مكان در امنيت و آرامش است. به اين معنا كه كعبه از نظر تشريعي و تكويني از خصوصيت امنيت بهره مي برد. بنابراين، مي توان گفت كه هر كسي كه در كعبه قرار مي گيرد از نظر جسمي در امنيت و از نظر روحي در آرامش قرار مي گيرد. البته آثار اين امنيت در پيرامون خانه نيز يافت مي شود و كساني كه در پيرامونش قرار مي گيرند نيز از امنيت و آرامش جسم و جان و روح و روان بهره مند مي شوند.
از آيه 125 سوره بقره برمي آيد كه خانه خدا، براي كساني كه درآن جا حضور مي يابند، مكان امني است. بنابراين هيچ كس نمي تواند متعرض كساني شود كه درآن جا حتي به عنوان پناهندگي حضور يافته اند. (مجمع البيان، ج1و 2، ص 383)
از ديگر ويژگي هاي كعبه مي توان به بركت اشاره كرد خانه خداوند براساس آيه 96سوره آل عمران، داراي بركت و خير فراوان براي كساني است كه درآن جا حضور مي يابند. خير و بركت به آن نعمت مادي و معنوي گفته مي شود كه آثار آن در زندگي بشر چيزي جز كمال نيست.
به اين معنا كه انسان از هر چيزي كه به وي داده مي شود به بهترين شكل بهره مي گيرد و آثار آن دركمال يابي وي نقش اساسي ايفا مي كند. اين دسته از نعمت هاي الهي به عنوان خير و بركت شناخته مي شوند.
از ديگر ويژگي هاي كعبه مي توان به لزوم نمازگزاران به سوي آن اشاره كرد. (بقره، آيه 143 و تفسير نورالثقلين، ج1، ص 136، حديث 415) البته براي كساني كه درمكه هستند، مسجدالحرام قبله مي شود كه كعبه در وسط آن قراردارد و يا براي كساني كه در بيرون مكه هستند خود مكه قبله مي شود كه باز به سبب وجود كعبه درآن ناحيه و سمت است. (بقره، آيات 144و 149و 150)
همچنين كعبه نقش محوري درمناسك حج از جمله اطراف و قرباني به طرف آن دارد (حج، آيات 29 و 33) چنان كه كعبه و جهت مسجدالحرام و مكه، درهر ذبح و كشتاري لازم است. بدين معني كه هرحيواني را بايد به سمت قبله ذبح كرد، درغير اين صورت آن ذبح، حرام مي شود.
نام هاي كعبه
درقرآن براي كعبه نام هاي چندي گفته شده است. از جمله اين كه از آن «بيت» درآياتي چون 125 و 127 و 158 سوره بقره و 97 سوره آل عمران و 3 سوره قريش تعبير شده است. بيت به معناي خدا است لذا از آن به خانه ياد مي شود.
نام ديگر آن «البيت حرام» است كه به معناي خانه اي است كه داراي حرمت و احترام است و مي بايست قداست آن را حفظ كرد. (مائده آيات 2 و 97 و ابراهيم، 37)
«البيت التعيق» به معناي خانه كهن و قديمي و يا با ارزش است. خداوند درآيات 29 و 33 سوره حج از خانه كعبه به اين نام ياد كرده است.
چهارمين نامي كه در قرآن براي كعبه بيان شده است. «بيت المعمور» است. كه برخي از مفسران چون زمحشري مقصود از آن را كعبه دانسته اند (كشاف، ج 4،ص 408) و برخي آن را خانه درمقام قدس مي دانند.
پنجمين نام قرآني كعبه، «بكه» است كه در آيه 96سوره آل عمران به آن تعبير شده است. بكه به معناي جايي است كه ازدحام درآن مي شود. از آن جايي كه درهنگام طواف حاجيان در اطراف آن ازدحام مي كنند، از خود خانه خدا و كعبه به بكه تعبير شده است.(مفردات الفاظ قرآن كريم، ص 140)
از امام باقر (ع) روايت شده كه بكه همان موضع بيت است و مكه به اطراف حرم اطلاق مي شود. (تفسير عياشي، ج1،
ص 187، حديث 96)
نقش هدايتگري كعبه
كعبه در آيين اسلام نقش هاي چندي را ايفامي كند كه برخي از آن ها بيان شد. از جمله به نقش كعبه در نماز و حج و قرباني و ذبح اشاره شد.
خداوند در آيه 97 سوره مائده، كعبه و زيارت آن را عامل تقويت دين مردم و بهره مندي از دنيا مي داند. در روايتي از معصوم(ع) آمده است: مقصود از «قياما للناس» در آيه آن است كه جامعه در دين و معاش و معاد خود از اين زيارت و وجود كعبه بهره مند مي شود. (عياشي، ج 1، ص 187، حديث 96)
از امام صادق(ع) روايت است كه فرمود: خداوند كعبه را قيام براي دين و معيشت مردم قرار داده است. (همان، حديث 211) بنابراين مي توان گفت كه كعبه تنها در زندگي معنوي انسان ها نقش ايفا نمي كند بلكه در زندگي مادي و دنيوي آنان نيز نقش حياتي و اساسي دارد.
از آيات سوره فيل و قريش نيز اين معنا حاصل مي شود كه چگونه كعبه وسيله اتحاد و اعتبار قريش شده و امنيت سفرهاي تجاري آنان را موجب شده و عاملي در كسب معنويت و درآمد براي ايشان است. بنابراين، نقش كعبه را نمي توان تنها در حوزه معاد و معنويت خلاصه كرد.
البته مهم ترين نقشي كه قرآن براي كعبه بيان كرده است، همان نقش هدايتي كعبه براي جهانيان است.خداوند در آياتي از جمله 142 و 143 و 150 سوره بقره و 96 سوره آل عمران، به نقش هدايتي كعبه براي همه جهانيان اشاره كرده است. از اين آيات مي توان اين را به دست آورد كه هركسي هدايت راستين و خط مستقيم كمال را بخواهد مي بايست به كعبه به عنوان مهم ترين وسيله هدايتي توجه پيدا كند.
توده هاي مردم كه از آنان به ناس تعبير مي شود مي توانند در كنار كعبه و يا با قصد آن در مسير توحيدي قرار گيرند و از پراكندگي و شكار دشمنان دين شدن در امان مانند. از اين رو در آيه 125 سوره بقره، از خانه خدا به عنوان محل اجتماع و بازگشت پي درپي مردم ياد شده است. بي گمان ديده ايد كه گله هاي گوسفند در صحرا پراكنده اند و هنگامي كه چنين هستند در دام دشمن قرار مي گيرند و گرگها، آنها را جداگانه مي درند، ولي وقتي اجتماع مي كنند، هيبت اجتماع آنان، دشمنان را هراسان كرده و مي پراكند و امنيت جسم و جان و آرامش روح و روان را براي ايشان به ارمغان مي آورد. نقشي كه كعبه براي توده هاي مردم ايفا مي كند چنين نقشي است كه اجازه نمي دهد تا گرگان دين و ايمان ايشان را بربايند و بدرند.
حضور توده هاي مردم در مكه موجب مي شود تا فرهنگ درست زندگي را بياموزند و آداب آن را بشناسند و طهارت جسم و جان خود را با تعامل با ديگران ياد بگيرند و توانايي انجام عبادت درست را به دست آورند. (بقره، آيه 125 و حج، آيه 26) از اين رو عمران واقعي در بيت معمور با حضور حاجيان كه قصد طهارت و پاكي و كمال دارند، تحقق مي يابد.(طور، آيات 1 و 2 و كشاف، ج 4، ص 408)
هرانساني مي تواند در زمان اعتكاف و وقوف مدت كوتاه دراين محيط، از فرهنگ هاي گوناگون، اطلاعات مفيد و كارآمد به دست آورد و خود را به سوي كمال و تعالي بهتر و بيش تر بكشاند.
حضور در اجتماع توده هاي مردمي و انجام كارهايي چون طواف و ركوع و سجود، آموزش عملي عبادت و زندگي اجتماعي و بهره مندي از دانش ها و تجربيات يكديگر و دستگيري از ديگران است. اين مطلبي است كه مي توان از آيه 125 سوره بقره به دست آورد.
به هرحال، كعبه تنها نشانه اي كوچك براي بشر نيست بلكه نمادي بزرگ از خداوند بزرگ و يكتاست تا آدمي راه گم نكند و هدايت راستين را در كنار آن و به سوي مقصد يگانه بيابد.
منبع : روزنامه كيهان، شماره 19767 ، 25/7/89، صفحه 6
سيدحسين فروغيان
 
نقش دولت‌ها در خنثي‌سازي عمليات رواني استراتژيك
چكيده
هدف اين مقاله بررسي نقش دولت‌ها به عنوان دارندگان حاكميت و قدرت فائقه هر كشور در خنثي سازي عمليات رواني است. بنابراين سؤال اصلي اين مقاله چنين است: دولت‌ها چگونه مي‌توانند عمليات رواني دشمنان و يا رقباي خود را خنثي كنند؟ فرضيه اي كه در پاسخ به اين سؤال به آزمون گذاشته مي‌شود اين است: دولت‌ها با پيش گرفتن روش‌هاي درازمدت تا حد بسيار زيادي مي‌توانند عمليات رواني دشمن يا رقيب خود را خنثي كنند. فرضيه سازي اين مقاله بر اين ايده استوار است كه موضوع عمليات رواني چيزي است كه مردم ناگزير از فكر كردن به آن هستند. از سوي ديگر همچنان كه برخي از صاحب نظران علوم ارتباطات معتقدند تبليغات تقويت باورهاي موجود است. بر اين اساس در حالي كه امواج رسانه اي در جهان امروز با پيشرفت فناورانه شگفت انگيز آن كنترل ناپذير مي نمايد امّا دولت ها مي توانند بر روند آن با پيش گرفتن اقدامات درازمدت علمي و روشمند تأثير گذارند. بديل فرضيه مقاله چنين است كه دولت‌ها با اقدامات كوتاه‌مدت (بدون برنامه‌ريزي‌هاي دراز‌مدت)، غير علمي و غير روشمند موفقيتي در خنثي‌سازي عمليات رواني دشمنان نخواهند داشت. از اين‌رو چند مؤلفه مهم از جمله اقدامات مبتني بر روان‌شناسي سياسي، اجماع ملي، نسبيت و جزميت، جامعه‌پذيري سياسي، رسانه‌هاي گروهي، رفتار سياستمداران و عرصه سياسي كه در مديريت رسانه‌اي و سياسي هر كشوري مي‌تواند به كار بسته شود تا در خنثي‌سازي عمليات رواني رقبا كارگر افتد، به طور مختصر مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

واژگان كليدي: عمليات رواني، تبليغات، روان‌شناسي سياسي، اجماع ملي، افكار عمومي.

مقدمه
اصطلاح جنگ رواني در جنگ جهاني دوم در امريكا رواج يافت. البته همانند بسياري از پديده‌هاي علوم انساني، قدمت جنگ رواني به قرن‌ها پيش بازمي‌گردد؛ امّا در شش دهه اخير بار علمي و تحقيقي يافته است.
در دوره اخير، براي اولين‌بار مورخ نظامي بريتانيايي، فولر[1]، در سال 1920 اين واژه را به كار برد (ص320). بيست سال بعد اصطلاح جنگ سياسي[2] در بريتانيا رواج يافت و تقريباً هم‌زمان وارد ادبيات سياسي شد (داقرتي، ص4).
در سال‌هاي جنگ كره، ارتش امريكا اداره رياست جنگ رواني[3] را به عنوان يك بخش ستادي ويژه ايجاد كرد. يك مركز و يك مدرسه نيز در كاروليناي شمالي به منظور تدوين دكترين و آموزش كاركنان نظامي در زمينه آنچه به اختصار (Psywar) خوانده مي‌شد تأسيس شد. با اين اقدامات به تدريج مفاهيم و دكترين‌هاي جديد مرتبط با عبارت جنگ رواني ايجاد شد كه واژه عمليات رواني و اقدامات رواني[4] از آن جمله‌اند.
مفهوم عمليات رواني بسيار گسترده است و معاني گوناگوني را دربر مي‌گيرد. از تلاش‌هاي يك واحد نظامي بر واحد نظامي ديگر در منطقه عملياتي، تا نفوذ و تأثيرگذاري بر يك ملت در گستره زماني طولاني ذيل مفهوم عمليات رواني قرار مي‌گيرد.
در تعريف شيوه‌ها و كاربردهاي عمليات رواني نيز تفاوت‌هايي ميان انديشمندان وجود دارد. عمليات رواني از تلاش رسانه‌اي براي تأثيرگذاري بر فرهنگ يك ملت تا شايعه‌سازي، شست‌وشوي مغزي، هيپنوتيزم و حتي اقدامات چريكي را دربر مي‌گيرد (همو، ص2).
هدف اين مقاله بررسي نقش دولت‌ها به مثابه دارندگان حاكميت و قدرت فائقه هر كشور در خنثي‌سازي عمليات رواني است. بنابراين پرسش اصلي اين مقاله چنين است: «دولت‌ها چگونه مي‌توانند عمليات رواني دشمنان و يا رقباي خود را خنثي نمايند؟»
فرضيه‌اي كه در پاسخ به اين سؤال به آزمون گذاشته مي‌شود اين است: «دولت‌ها با پيش گرفتن روش‌هاي درازمدت تا حد بسيار زيادي مي‌توانند عمليات رواني دشمن يا رقيب خود را خنثي كنند.»
فرضيه اين مقاله بر اين ايده استوار است كه موضوع عمليات رواني چيزي است كه مردم ناگزير از فكر كردن به آن هستند. از سوي ديگر، همچنان كه برخي از صاحب‌نظران علوم ارتباطات معتقدند تبليغات تقويت باورهاي موجود است (محسنيان‌راد، ص129). بر اين اساس در حالي كه امواج رسانه‌اي در جهان امروز با پيشرفت فناوري شگفت‌انگيز آن كنترل‌ناپذير مي‌نمايد امّا دولت‌ها مي‌توانند بر روند آن با پيش گرفتن اقدامات درازمدت علمي و روشمند تأثير بگذارند. بديل فرضيه مقاله چنين است كه دولت‌ها با اقدامات كوتاه‌مدت (بدون برنامه‌ريزي‌هاي درازمدت)، غير علمي و غير روشمند موفقيتي در خنثي‌سازي عمليات رواني دشمنان نخواهند داشت.
از اين رو چند مؤلفه مهم كه در مديريت رسانه‌اي و سياسي هر كشوري مي‌تواند عمليات رواني رقبا را خنثي كند، به طور مختصر مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

اقدامات مبتني بر روان‌شناسي سياسي
طرفداران روان‌شناسي سياسي معتقدند اين علم مي‌تواند شناختي درست از درون جامعه در اختيار سياست بگذارد. يك تصميم، اظهارنظر يا نطق سياسي اگر با كندوكاو روان‌شناسي همراه نباشد چه بسا قدرت حاكم را دچار عواقب نامطلوب مي‌سازد. پيدا كردن توانايي‌هاي افراد، به خدمت گرفتن اين توانايي‌ها در رسيدن به اهداف، همان بهره‌گيري از روان‌شناسي در سياست است (فتحي‌آشتياني، ص17).
توجه دولت‌ها به دستاوردهاي روان‌شناختي در عرصه سياست واكنشي منطقي به بسترها، روش‌ها و تبعات روان‌شناختي تبليغات دشمن است. به عبارت ديگر اگر عمليات رواني نوعي تدارك رواني براي تأثيرگذاري بر يك محيط سياسي است بايد اقدامات مقابله‌جويانه و نيز خنثي‌كننده آن بر ايده‌هاي روان‌شناختي استوار باشد. در بهره‌گيري از روان‌شناسي در سياست اشاره به دو نكته ضروري است: نخست اينكه چگونگي بهره‌برداري از روان‌شناسي در سياست به تعريف عام مملكت‌داري، روحيه رهبران سياسي و نيز هدف نخبگان و توانايي‌هاي فكري آنان بستگي دارد.
بهره‌گيري درست از يافته‌هاي روان‌شناسي مي‌تواند در تصحيح خطاهاي فكري و رفتاري در محيط سياسي، باز كردن راه گفت‌وگو ميان دولتمردان، نخبگان و عموم مردم و در نهايت به كارگيري روش‌هاي بهينه براي تبليغ ايده‌هاي دولت به منظور اداره امور روزمره و طرح‌هاي توسعه‌اي مؤثر باشد و عمليات رواني رقبا را خنثي سازد. امّا در مقابل به عنوان مورد دوم گفتني است كه بهره‌برداري از روش‌هاي پيچيده علمي به همراه در اختيار داشتن امكانات رسانه‌اي و قدرت فائقه مي‌تواند در خدمت فرصت‌طلبي، قدرت‌محوري و تداوم قدرت و توجيه تجاوز و اقدامات غير اخلاقي و غير قانوني قرار گيرد. اين روش نيز در كوتاه‌مدت مي‌تواند عمليات رواني رقبا را خنثي كند. حتي در كوتاه‌مدت تأثير بيشتري نسبت به روش اول دارد امّا در درازمدت نتيجه معكوس خواهد داشت.

اجماع ملي
در خنثي‌سازي عمليات رواني، اجماع ملي مهم‌ترين نقش را ايفا مي‌كند. اگر هويت جامعه معلوم، اهداف درازمدت، ميان‌مدت و كوتاه‌مدت آن مشخص، روش‌هاي مملكت‌داري تثبيت شده، جايگاه نخبگان و مردم تعيين شده، گردش نخبگان در سيستم اداري و سياسي بدون مناقشه و گردش اطلاعات آزاد و بدون مانع باشد عمليات رواني رقبا و دشمن كم‌ترين تأثير را بر نخبگان و عموم مردم خواهد داشت (سريع‌القلم، 1384).
بررسي سوژه‌هاي عمليات رواني نشان مي‌دهد كه بيشترين آماج تبليغي رقبا، فقدان يا ضعف وحدت ملي، جنگ قدرت ميان نخبگان سياسي، سانسور و برخورد با مخالفين حكومت، سردرگمي نسل جوان و آسيب‌هاي اجتماعي ناشي از برخورد سنت و مدرنيسم است (www.arnet.ir) بنابراين ميان تبليغات رواني دشمنان و رقبا و اجماع ملي در داخل يك كشور رابطه معكوسي وجود دارد. هر چه اجماع بيشتر باشد، جامعه و اركان آن در تمام ابعاد سياسي، اقتصادي و فرهنگي تكليف خود را بدانند و بر مبناي همكاري جمعي براي تحقق اهداف ملي مقرر حركت كنند از ميزان تأثيرگذاري تبليغات خارجي كاسته مي‌شود.
در اين خصوص نكته مهم و قابل توجهي وجود دارد و آن عدم تناسب زماني و سرعت تبليغات خارجي و خصمانه و حركت‌هاي بزرگ و ملي همچون ايجاد اجماع ملي است. در حالي كه سرعت عمليات رواني به سرعت نور نزديك مي‌شود، چگونه مي‌توان با حركت لاك‌پشتي پديده‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي با آنها مقابله كرد؟
به نظر مي‌رسد براي چاره‌جويي اين تناقض بايد پيش از تحقق اجماع كامل و مستحكم (كه هيچ‌گاه به طور مطلق به دست نمي‌آيد) روح اجماع ملي در كشور گسترده شود. روح اجماع مرحله پيشيني و ضروري براي هويت‌مندي، هدف‌مندي و روش‌مندي جامعه سياسي است و نه‌تنها اين سه عنصر را محقق مي‌سازد بلكه در صورت فقدان يا ضعف هر يك، به مثابه عاطفه و حس ملي عمل مي‌كند. حاكميت روح اجماع با وجود انبوه مشكلات و حتي تعارضات قومي، سياسي و فكري بزرگ مي‌تواند بستري براي رشد و تحول بوده و واگرايي را به حداقل برساند و براي حل مشكلات پيشگام شود.
دولت‌ها اگر در مسير ايجاد اجماع ملي بتوانند روح اجماع را حاكم كنند، بيشترين نقش را در خنثي‌سازي عمليات رواني دشمنان ايفا خواهند كرد. جامعه رها كه درباره هويت، اهداف و روش‌هاي خود به اجماع نرسيده و روح حاكم بر آن نه همكاري و رفع مشكلات بلكه فرصت‌طلبي غير اخلاقي و غير قانوني باشد به راحتي تحت تأثير عمليات رواني و شگردهاي آن همچون شايعه‌سازي و برچسب‌زني قرار مي‌گيرد و خود نيز در آن مشاركت مي‌كند.
نسبيت و جزميت
يكي از مؤلفه‌هاي مهم در موفقيت يا عدم موفقيت تبليغات رواني يا خنثي‌سازي آن نسبيت يا جزميت پيام‌هاي تبليغاتي است. منظور از نسبيت و جزميت تعاريف فلسفي اين دو مفهوم نيست.
جزميت، خود‌محوري فكري، تفكر قياسي، پيام‌هاي يك‌طرفه، پيام‌هاي نفي‌كننده، تقسيم‌كننده به كافر و مؤمن مطلق، سياه و سفيد مطلق، زشت و زيباي مطلق و روحيه‌اي تحكم‌آميز و لحن و نوشتاري نازيبا در تبليغات است؛ ولي نسبيت، آرامش، عطوفت و زيبايي در بيان و هر كس و هر مكتب را برخوردار از ذره‌اي حقيقت ديدن و توجه به همة ديدگاه‌ها درباره هر مسئله‌اي و انعكاس اكثريت واقعيت‌هاست.
پيام‌هاي تبليغاتي جزم‌گرا را مي‌توان تبليغات غير فرهنگي و پيام‌هاي تبليغاتي نسبي را تبليغات فرهنگي ناميد. 

پيام‌هاي نسبي‌گرا و فرهنگي موفق و متداوم است ولي پيام‌هاي جزم‌گرا و غير فرهنگي و غير اخلاقي در دراز‌مدت نامتداوم و ناموفق خواهند بود.
هدف از متداوم، ماندگاري يك فكر يا دستگاه تبليغي و منظور از نامتداوم، عدم ماندگاري و مرگ يك مكتب و يا دستگاه تبليغي پس از دوره اوج‌گيري سريع است. تبليغات كمونيستي و فاشيستي نمونه‌اي از تبليغات جزم‌گراي ناموفق و نامتداوم است.
نازي‌ها در بين سال‌هاي 1933 تا 1945 هزار و نود و هفت فيلم ساختند. از 16 فرستنده براي 13 كشور به صورت غير رسمي و براي 60 كشور به صورت رسمي برنامه راديويي مي‌فرستادند. آلماني‌ها پس از جنگ اول جهاني اعلام كردند كه غفلت از تبليغات باعث شكست آنها شد، امّا توجه به تبليغ (در چنين سطحي) هم نتوانست آنها را در جنگ دوم جهاني پيروز گرداند. در حالي كه آلمان هيتلري مجهزترين دستگاه تبليغي زمان را در اختيار داشت اما محتواي نازيستي آن ماندگاري آن را به شدت كم كرد.
در شوروي نيز پس از سال‌ها مبارزة خشن استالينيستي با بيگانگان و اردوگاه غرب، و مشاهده بي‌‌نتيجه بودن اين نوع رفتار، در كنگره بيستم حزب كمونيست در سال 1956 خروشچف اعلام كرد كه تبليغات شوروي به جاي تأكيد بيش از اندازه بر تلقين اصول مجرد كمونيسم بايد بيشتر عملگرا شود. بنابراين بر بي‌نتيجه بودن محتواي تبليغي دورة استالين تأكيد كرد.
دولت شوروي در دورة ايدئولوژيك خود فيلم‌هاي بسياري ساخت؛ امّا به قول هالستي فيلم‌هاي روسي چنان رنگ ايدئولوژيك داشت كه هيچ‌كس در خارج (و حتي گاه در داخل) وقت خود را براي تماشاي آن صرف نمي‌كرد (1983، 204-199).
ديدگاه خروشچف به تدريج فضاي تبليغي شوروي را باز كرد و رفت و آمدهاي گردشگري، ورود هيئت‌هاي دانشگاهي و هنري به شوروي و توجه بيشتر به آموزش‌هاي فني به جاي توجه صرف به آموزش‌هاي ايدئولوژيك، كم كم از بار سنگين تبليغات كمونيستي كه در ذره ذره برنامه‌هاي علمي و هنري جاي گرفته بود كاست.
جزميت و نسبيت، فصل افتراق در اثربخشي يا عدم اثربخشي تبليغات است.
بر اين مبنا دولت‌ها با ارسال پيام‌هاي تبليغي فرهنگي و اجتناب از پيام‌هاي جزم‌گرا و سياه و سفيد زمينه را براي آگاهي عمومي در داخل از طريق گفت‌وگوي جمعي و خنثي‌سازي تبليغات رسانه‌اي دشمنان فراهم مي‌كنند.
جامعه‌پذيري سياسي
جامعه‌پذيري سياسي فرايندي است كه طي آن نسل‌هاي قديمي‌تر، فرهنگ سياسي جامعه را به نسل‌هاي جديدتر منتقل مي‌كنند. دستاورد اين انتقال، استمرار و بالندگي فرهنگ سياسي جوامع است.
آلموند و پاول جامعه‌پذيري سياسي را روندي مي‌دانند كه طي آن فرهنگ سياسي حفظ يا دگرگون مي‌شود و جهت‌گيري‌ها نسبت به هدف‌هاي سياسي شكل مي‌گيرد (1987، صص146-142).
با بررسي تعريف نولي از جامعه‌پذيري، نوع سياسي آن را مي‌توان تلقين اطلاعات، بازخوردها و الگوهاي معين رفتار نسبت به دولت و فعاليت‌هاي گوناگون آن در مردم جامعه دانست. اين روند همه شكل‌هاي آموزش سياسي رسمي، غير رسمي دلخواه يا بدون برنامه را دربر مي‌گيرد. در اين روند مردم نه از راه مشاركت سياسي فعال بلكه در دوره پيش از آن ارزش‌هاي سياسي را به دست مي‌آورند (1990، ص85).
جامعه‌پذيري سياسي به بقا و مشروعيت نظام سياسي و حكومت كمك مي‌كند و به نظام از طريق آماده ساختن و تربيت اعضا خود براي اطاعت از اوامر و ايفاي نقش‌هايشان ياري مي‌رساند. نظام در گستره و قلمرويي كه جامعه‌پذيري فراهم مي‌سازد، حكومت موفقي را پي‌ريزي مي‌كند زيرا مردم از قوانين پيروي كرده و نقش‌هاي گوناگوني چون قاضي، پليس، نامزد انتخاباتي و رأي‌دهنده را به قصد حفظ روند عادي نظام پذيرا مي‌شوند (فتحي‌آشتياني، ص44).
جامعه‌پذيري سياسي روندي پيچيده است و در آن خانواده، همسالان و دوستان، مدرسه، رسانه‌هاي گروهي و فرهنگ، طبقات و جنسيت مؤثرند. بنابراين براي هر يك از گروه‌هاي سني و جنسي مي‌توان برنامه‌هاي مختلفي تدارك ديد كه متناسب با ويژگي‌هاي آنان و مطابق با بررسي‌هاي علمي باشد.
براي نمونه، برخي تحقيقات نشان مي‌دهد كه زنان نسبت به امور سياسي كم‌علاقه‌تر، به خانه و اجتماع كوچك‌تر بيشتر علاقه نشان مي‌دهند و در امور كلي، تابع نظر مردان مي‌باشند. اگر اين نظريات مورد آزمون قرار گرفته و تأييد شود بايد برنامه‌هاي ويژه‌اي براي جامعه‌پذيري سياسي زنان تدارك ديده شود.
برخي از روان‌شناسان نيز به اين نتيجه رسيده‌اند كه اگر بازخوردهاي اساسي[5] فرد نسبت به هدف‌ها، مردم و باورها كه اغلب در دوره كودكي شكل مي‌گيرد بار سياسي داشته باشد (مثلاً نوعي جهت‌گيري نسبت به يك اقليت ديني يا قومي) كودك با همان پيش‌داوري[6] رشد مي‌كند و تبليغات نيز نمي‌تواند اين داوري‌ها را مورد ترديد قرار دهد. امّا بازخوردهاي تحت تأثير گروه به راحتي قابل تغيير است (هالستي، ص 218).
نوشته‌هاي فراواني درباره رفتار كره‌اي‌ها با اسراي امريكايي طي جنگ اين دو كشور وجود دارد كه نشان مي‌دهد آنها با روش‌هاي شست‌وشوي مغزي و تحت فشارهاي عصبي سعي مي‌كردند اسراي امريكايي را به پذيرش كمونيسم وادارند.
تحقيق و بررسي بيدرمن در سال 1963 در اين خصوص نشان داد كه پس از جنگ از بين هزاران سرباز و افسر امريكايي اسير در كره، تنها 21 نفر تحت تأثير تبليغات كمونيستي به كشورشان بازنگشته‌اند. مطالعه بر روي اين افراد نشان داد كه اين بيست و يك نفر جزو بي‌سوادترين اسرا بوده‌اند. يعني درباره آنها تغيير سيستم عقيده سياسي انجام نشده بود بلكه سيستم سياسي ايجاد شده بود (باربر، ص236).
اين مطالعه نمونه خوبي از توجه به سيستم‌هاي فكري مردمان يك كشور در ارتباط با جامعه‌پذيري سياسي است. مردمي كه در خلأ فكر سياسي زندگي مي‌كنند ممكن است به هر سويي گرايش پيدا كنند.
رسانه‌هاي گروهي
نقش رسانه‌هاي گروهي در ايجاد يكپارچگي و هماهنگي ديدگاه‌هاي افراد نسبت به نظام سياسي در چارچوب جامعه‌پذيري سياسي بسيار مهم است. هوستن راني[7] معتقد است در همه كشورهاي داراي فناوري ارتباطي، رسانه‌ها در شكل دادن به جهت‌گيري‌هاي اصلي و نيز افكار خاص بيشتر مردم، نقش مستقيم دارند. لوسين پاي[8] نيز رسانه‌ها را مناسب‌ترين ابزار موجود براي جامعه‌پذيري و عامل اصلي نوسازي مي‌داند (پيشه‌ور، صص125-103).
در ذيل بحث رسانه‌ها مي‌توان به دو مؤلفه بسيار مهم افكارعمومي و تبليغات اشاره كرد و در راستاي اين نوشتار نقش دولت را در اين دو مقوله بررسي كرد.
افكارعمومي شايد عبارت كليدي در نقش دولت‌ها در مواجهه با عمليات رواني و همچنين چگونگي تبليغات باشد. افكارعمومي زماني ايجاد مي‌شود كه افراد يك گروه درك معيني از مسائل اساسي و عمومي زندگي به دست آورده باشند. اين درك معين، مسلط بر جو فكري جامعه مي‌شود و آن را شكل مي‌دهد.
افكارعمومي كه به تعابير مختلفي از آن ياد شده است چه در نگاه ديني - فلسفي با عنوان"صداي خلق صداي خداست" و چه به عنوان پشتوانه دمكراسي و مجلس و يا اساس و بنياد حكومت، پديده‌اي قابل شناسايي، عميق، تأثيرگذار و نيازمند توجه روزمره سياستمداران است.
نكته اول در اين مسئله آن است كه افكارعمومي چگونه ساخته مي‌شود؟ برخي از صاحب‌نظران و سياستمداران از واژه مهندسي براي ساخته شدن افكارعمومي استفاده مي‌كنند. اين واژه بخشي از حقيقت را در خود دارد؛ امّا همه آن نيست.
ساختن افكارعمومي علاوه بر مبتني بودن بر يافته‌هاي علمي كه به مهندسي فكرها منجر مي‌شود، هنر بسيار ظريفي است. به عبارت ديگر ساختن افكار عمومي مينياتوري از علوم انساني، تجربي، فنون ادبي و تصويري، زمان‌شناسي و هنرهاي ارتباطي و نوآوري است.
رسانه‌ها تأثير مهمي بر افكارعمومي دارند. تلقي هر انسان از زندگي و موقعيت خود و جهاني كه در آن زيست مي‌كند، از دو راه به دست مي‌آيد. اول آنچه انسان در زندگي خود به طور واضح لمس مي‌كند و دوم چيزي كه رسانه‌ها به او مي‌دهند. تلقي مردم به طور معمول از ديپلماسي، تجارت خارجي، امنيت ملي و دفاع و نيز سازمان‌هاي بين‌المللي، رسانه‌اي است.
بر اين اساس است كه افكارعمومي هيچ‌گاه يك‌دست نيست؛ چون شيوه‌ها و شرايط زندگي انساني براي همگان يكسان نيست و رسانه‌ها نيز چنان تنوع دارند كه هر كدام با مشتري خود به گونه‌اي متفاوت برخورد مي‌كنند.
علاوه بر مجموعه تأثيراتي كه افكارعمومي از رسانه‌ها مي‌پذيرد و جنبه آشكار شكل‌دهي به افكار عمومي‌سازي است، فعل و انفعالات پنهاني نيز در آن مؤثر است؛ شايعه‌سازي و گسترش آن يكي از اين فعل و انفعالات است.
شايعه به طور كلي از ابهام يا سانسور خبري و نيز اهميت يك موضوع سرچشمه مي‌گيرد. به طور معمول در شرايط عادي كه اخبار مورد نياز از طرف رسانه‌هاي معتبر پخش مي‌شود شايعه‌اي ايجاد نمي‌شود. اما به محض بحراني شدن وضعيت و يا محدوديت در انتشار اخبار، شايعه‌سازي آغاز مي‌شود (ناپ، صص55-35). غير از اين دو اصل، شايعات در جوامعي كه فرهنگ شفاهي دارند بيشتر قابل ترويج است.
شايعه‌سازي مبتني بر دو بحث تكنيك و اهداف است. برخي شايعات را مي‌توان تكنيكي و برخي را معطوف به هدف دانست. شايعات تكنيكي بيشتر از آنچه اهداف سياسي را پيگيري كند معطوف به هيجانات و شخصيت فردي، خودنمايي، اطمينان‌بخشي، افكار‌سنجي، ايجاد زمينه براي شايعات بعدي، فرافكني و يا نتيجة تعلق به يك گروه خاص همچون يك گروهان، يك خط توليد يا خوابگاه دانشجويي است. امّا شايعات هدفمند، شخص، مكتب يا جريان خاصي را هدف‌گيري مي‌كند و به ايجاد شايعه درباره آن مي‌پردازد. شايعات تفرقه‌افكنانه[9] و شايعات خصمانه[10] از اين نوع به شمار مي‌آيند.
كنترل شايعه بستگي كامل به رهبران سياسي جامعه دارد. ساده‌ترين راه‌هايي كه از طريق آن مي‌توان شايعه را كنترل كرد عبارت‌اند از افزايش اعتماد نسبت به ارتباطات رسمي و نسبت به رهبران (ناپ، صص55-35). دولت‌ها با جلب اعتماد مردم بيشترين موفقيت را در خنثي‌سازي شايعات دارند و برعكس هر اقدامي كه سبب بي‌اعتمادي مردم شود شايعات را سريع‌تر و موجه‌تر مي‌سازد. بحث شايعات خط ظريفي در مينياتور افكارعمومي است. دولت‌هايي كه به اين مينياتور بي‌توجه‌اند به طور معمول از ناحيه عمليات رواني دشمن ضربه مي‌بينند.
مؤلفه دوم در مورد رسانه‌ها تبليغات است. "لاسول" تبليغات را مديريت رسانه‌هاي همگاني در جهت اهداف قدرت تعريف كرده است. تبليغات بخش انكارناپذير و تفكيك‌ناپذير افكارعمومي و رسانه‌هاست. در واقع آنچه در ظرافت ساختن افكارعمومي مطرح شد در برنامه‌هاي تبليغي متجلي مي‌شود.
"ژان كازنو" تفاوت جالبي ميان دو نوع تبليغ و نحوه گرايش به موضوع تبليغ مطرح مي‌كند. او مي‌گويد با تكرار نام يك نوع خمير دندان مي‌توان افراد را به خريد آن ترغيب كرد ولي تكرار نام  يك حزب يا شخص و دعوت از مردم براي رأي دادن به او هر چند باعث شهرت آن حزب يا شخص مي‌شود ولي رأي دادن مردم به آن را تضمين نمي‌كند. زيرا در رأي دادن، مسئله اعتقاد مطرح است در حالي كه در انتخاب خمير دندان نيازي بدان نيست. بر اين اساس، فرايندهاي رواني براي انواع مختلف تبليغات متفاوت است.
براي گيرايي تبليغ بايد شرايط مناسب محيطي وجود داشته باشد. موفقيت نازيسم در آلمان براي قدرت‌گيري، تابع شرايط محيطي مناسب براي حجم سنگين تبليغات بود. تبليغات زماني مؤثر خواهد  بود  كه مخاطبان آن دست كم با برخي از نگرش‌هاي تبليغات‌كننده شريك باشند (هالستي، ص210). آلماني‌ها پس از شكست در جنگ جهاني اول، بحران‌هاي اقتصادي دهه 30 و مشكلات اجتماعي و سياسي ناشي از اين دو آماده پذيرش تبليغات نازيستي بودند. انتخاب روش‌هاي تبليغ نيز مهم و قابل توجه است. خشونت، ابتذال، ملال‌آور شدن و تصور كوته‌بينانه بودن تبليغات دولتي، مي‌تواند راه را براي عمليات رواني رقبا باز كند.
با توجه به اينكه هر يك از روش‌هاي تبليغي، جايگاه، آثار و ارزش علمي خود را دارد توجه به انتخاب مناسب روش تبليغ بسيار اهميت دارد.[11] هر كدام از روش‌هاي تبليغ نقش ويژه‌اي در عقايد و رفتارهاي سياسي ايفا مي‌كنند و نمي‌توان همة گونه‌هاي تبليغ را به يكسان براي تمام هدف‌ها به كار برد.
در آزمايشي در ارتش امريكا در سال 1945 مشخص شد كه نقش تبليغ مستقيم در تقويت عقايد، بيشتر از روش‌هاي دوطرفه و مبتني بر گفت‌وگو است. در حالي كه روش‌هاي مبتني بر گفت‌وگو، در تغيير عقايد موفق‌تر از روش‌هاي تبليغ مستقيم هستند. اين آزمايش كه براي تلقين و توجيه طولاني شدن جنگ براي سربازان امريكايي انجام يافته بود نشان داد نصف سربازاني كه تصور مي‌كردند جنگ به زودي تمام مي‌شود با روش تبليغ مبتني بر گفت‌وگو نظرشان تغيير يافت و در مقابل با تبليغات مستقيم، تصور همين ميزان از سربازاني كه فكر مي‌كردند جنگ طولاني خواهد شد تقويت گرديد (فتحي‌آشتياني، صص140-140).
علاوه بر تكنيك‌هاي تبليغي، جنس، سن و طبقه اجتماعي مخاطبان نيز در تبليغات واجد اهميت است. بنا بر نظر برخي انديشمندان از جمله هالستي، تبليغات در جوانان و افراد بي‌تفاوت تأثير بيشتري دارد زيرا باورها و نگرش‌هاي ريشه‌دار در جوانان اندك است و در برابر تلقينات و عمليات ترغيبي آسيب‌پذيري بيشتري دارند (هالستي، ص215). اين مباني نظري، نوع و جهت رفتار دولت‌ها را در خنثي‌سازي تبليغاتي طرف مقابل تعيين مي‌كند. به يقين اگر به اثبات رسد كه جوانان تأثير بيشتري از تبليغات مي‌گيرند برنامه‌هاي صيانت از آنان بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد و افراد بي‌تفاوت شناسايي و نيز دلايل بي‌تفاوتي آنان شناخته شود.


رفتار سياستمداران و عرصه سياسي
تمام راهكارها و مسائلي كه به مثابه مباني نظري تبليغات مورد بحث قرار مي‌گيرد زماني كه به تفسير دولت و دستگاه تبليغي آن مي‌پردازد مهم‌تر و حساس‌تر مي‌شود.
نمونه‌اي از اين مباني، قابل فهم بودن تبليغات و نيز نرنجاندن مخاطب است (كاتز، ص44). پيام‌هاي تبليغي يك حزب ممكن است غير قابل فهم، الكن و يا پيچيده باشد و يا يك دستگاه ارتباطي خصوصي، حزبي يا متعلق به يك سازمان غير دولتي پيامي تحريك‌كننده به جامعه بفرستد. در حالت اول نهايت ضرري كه به بار مي‌آيد منزوي شدن و رأي نياوردن آن حزب است و در حالت دوم برچسب خوردن، تعطيلي و يا در نهايت مورد خشم قرار گرفتن آن دستگاه، روزنامه و يا نهاد محتمل است. امّا اگر دولت و دستگاه‌هاي ارتباطي آن اين دو اقدام را انجام دهند، مي‌تواند باعث قطع ارتباط ملت و دولت، عدم دريافت بازخوران از ملت و نقد از سوي كارشناسان و متخصصين، بي‌نتيجه ماندن برنامه‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي دولت، سرخوردگي و ياس مردم، گرايش به برنامه‌هاي تبليغاتي دشمنان و يا رقبا توسط مردم و در نهايت آشوب‌هاي سياسي و اجتماعي شود.
از مهم‌ترين كاركردهاي برنامه‌هاي تبليغي دولتي ايجاد احساس خوب در ملت است.
رونالد ريگان - رئيس‌جمهور اسبق امريكا - با اينكه در برخي امور همانند حمايت از كنتراهاي[12] نيكاراگوئه و نيز برخي برنامه‌هاي داخلي كه به "برنامه اجتماعي جناح راستي[13]" معروف شده بود، مورد انتقاد قرار مي‌گرفت امّا در تمام دوره هشت ساله رهبري، محبوبيت بسياري داشت. بخشي از اين موفقيت، به دليل برنامه‌هاي كاهش ماليات، كوچك كردن دولت و اجازه اجراي مراسم مذهبي در مدارس و اموري از اين قبيل بود. امّا مهم‌ترين كار ريگان ايجاد احساس خوب براي مردم بود. او نيازهاي هيجاني مردم را برآورده مي‌كرد و همواره شعارها و نمادهايي (مانند اين شعارIt is morning in America)  را به كار مي‌برد كه مورد پسند مردم بود. در مقابل، جيمي كارتر رئيس‌جمهور پيش از ريگان، با طرح برخي مسائل تحت عنوان گرفتاري‌هاي امريكا  و شعارهايي مانند كمربندهايتان را محكم ببنديد باعث كاهش محبوبيت خود شد.
مردم امريكا با اينكه مي‌دانستند اين شعارها واقعي است اما با شنيدن آن، احساس ناامني[14] مي‌كردند (فتحي‌آشتياني، صص126-125).
كارتر مي‌گفت يك دلار سرمايه‌گذاري در تبليغات بهتر از دو دلار سرمايه‌گذاري در تسليحات است. امّا محتواي تبليغات او به نگراني مردم كشورش دامن مي‌زد و اين نگراني باعث شد وي به يكي از معدود رؤساي جمهوري امريكا تبديل شود كه تنها يك دوره در اين مسند ماند.
افزون بر جلوه‌هاي تبليغي عرصه سياسي، يك دولت موفق در زمينه تبليغات و خنثي‌سازي عمليات رواني دشمنان، از تكنيك‌هايي همچون آموزش مستمر نظاميان با تفكيك سربازان، درجه‌داران، افسران و افسران ارشد، آموزش كارمندان دولت، برنامه‌هاي ويژه براي دانش‌آموزان و معلمان، برنامه‌هاي خاص دانشجويان و نيز مواردي همچون تهيه نقشه راهنما، و كتابچة راهنما براي آمادگي رواني در برابر دشمن و برنامه‌هاي تبليغي آن بهره مي‌برد (اسپينر، 1952).


نتيجه‌گيري
در اين مقاله فهرستي از مسائل عمليات رواني و تبليغات مرتبط با دولت‌ها بيان شده؛ بديهي است كه هر يك از اين مقولات، نيازمند مقالات مفصل و پژوهشي جداگانه‌اي است. امّا دو نكته كلي را مي‌توان از اين بحث استخراج كرد:
1- گام نخست براي موفقيت در عرصه رسانه‌ها و تبليغات، ابتناي دولت‌ها بر اصول انساني است تا هم محتواي ارائه شونده دوام و جاودانگي داشته باشد و هم تكنيك‌هاي تبليغي از حدود انساني و ديني خارج نشود.
تحولات قرن بيستم نشان داد كه اتخاذ روش‌هاي سركوبگر، سانسور و پيش گرفتن راه‌هايي غير انساني همچون شست‌وشوي مغزي و شكنجه نمي‌تواند تأثيري در پيشبرد يك عقيده بگذارد. شواهد بسياري از اقدامات خشن نازي‌ها و كمونيست‌ها در آلمان، شوروي و چين وجود دارد كه سعي مي‌كردند با هر ابزاري به تغيير عقيده مخالفان و حتي اسرا اقدام كنند و در واقع پروژه كمونيست‌سازي راه انداخته بودند؛ امّا هيچ‌يك از اين دو نتوانست بيش از چند دهه دوام آورد. اين تجارب، دروغ‌پردازي و توسل به شيوه‌هاي غير اخلاقي را نيز مردود كرده است.
2- هر دولتي متناسب با ارزش‌هاي فرهنگي و ديني،  وضعيت توسعه و بهره‌مندي از امكانات فناوري مي‌تواند با مد نظر قرار دادن مؤلفه‌هاي پيش‌گفته همچون اصول روان‌شناسي سياسي، جامعه‌پذيري سياسي، اصول علمي تبليغات، الگوي افكار عمومي و... به موفقيت شاياني در دفع آثار جنگ رواني و عمليات رواني دشمنان و رقبا دست يابد.

منابع :
- الياسي، محمدحسين؛ عمليات رواني امريكا عليه جمهوري اسلامي ايران؛ (تحليل محتوايي راديو صداي امريكا و راديو فردا) در:
http://www.arnet.ir/?lang=fa&state=showbody_news&row_id=2268
- پيشه‌ور، احمد؛ جامعه‌شناسي سياسي؛ اهواز: نشر دانشگاه آزاد اسلامي، واحد اهواز، 1376.
- داقرتي، ويليام؛ جنگ رواني؛ مجموعه مقالات تبيلغات و جنگ رواني؛ ترجمه حسين حسيني، تهران: پژوهشكده علوم دفاعي دانشگاه امام حسين(ع)، 1377.
- سريع القلم، محمود؛ عقلانيت و آينده توسعه‌يافتگي ايران؛ تهران: نشر مركز پژوهش‌هاي علمي و مطالعات استراتژيك خاورميانه، 1384.
- فتحي آشتياني، علي؛ مقدمه‌اي بر روان‌شناسي سياسي؛ تهران: انتشارات بعثت، 1377.
- محسنيان راد، مهدي؛ ايران در چهار كهكشان ارتباطي؛ تهران: انتشارات سروش، 1384، ج اول.
- ناپ، رابرت؛ شايعه، مجموعه مقالات تبليغات و جنگ رواني؛ ترجمه حسين حسيني، تهران: پژوهشكده علوم دفاعي دانشگاه امام حسين(ع)، 1377.
[1] Fuller
[2] political warfare
[3] OCPW
[4] Psychological Activities
[5] Basic attitude
[6] prejudices
[7] H.Ranny
[8] Lucian pye
[9] Wedge-driving rumor
[10] Hostility rumor
[11] روش‌هاي تبليغ كه در متون روان‌شناسي سياسي نام برده مي‌شود عبارت‌اند از: روش شرطي (بر اساس آزمايش پاولف)، روش تكرار (با فواصل زماني مشخص)، روش تظاهر به يكپارچگي (ادعاي همبستگي)، روش پنهان و آشكار (اعلام آشكار براي دست‌يابي به هدف پنهان)، روش ضد تبليغ (تبليغ بر عليه تبليغ) و روش بحث و گفت‌وگو (تبليغ دو طرفه).
[12] Contra
[13] Right-wing social agenda
[14] Insecurity

منبع : فصلنامه عمليات رواني شماره 19
جواد رنجبر
 
راه هاي مديريت رواني جامعه در جنگ نرم
بي گمان جنگ نرم، هنر مديريت ذهن و قلب بشر است؛ از اين رو علوم اجتماعي چون روان شناسي، جامعه شناسي، مردم شناسي، فرهنگ شناسي، فلسفه اجتماعي و مانند آن نقش بسيار كليدي را در اين جنگ ايفا مي كنند. بهره مندي از ابزارهاي تاثيرگذاري چون رسانه و تبليغ نكته اي است كه در جنگ رواني از ديرباز در قالب شعر، طنز، هجو و داستان هاي حماسي و اسطوره سازي در دستور كار قرار گرفته است.
در جنگ سخت، جسم انسان، برده مي شود، ولي در جنگ نرم، جان انسان بنده مي شود. تفاوت اين دو به طور روشن بر كسي پوشيده نيست؛ كسي كه برده مي شود هر از گاهي با مخالفت هاي خواسته و ناخواسته اش هزينه هايي را بر طرف پيروز در جنگ تحميل مي كند و هرگز اجازه نمي دهد تا اشغالگر و برده گير بتواند روح آرامش و آسايش را به خود ببيند، چنان كه در سال هاي اخير در جنگ افغانستان و عراق، متجاوزان و اشغالگران روسي و آمريكايي با آن مواجه بودند.
اما در جنگ نرم نه تنها طرف مغلوب نسبت به غالب واكنشي منفي از خود نشان نمي دهد بلكه با تمام افتخار بندگي خويش را اعلام كرده و با تمام مال و جان خويش در خدمت پيروز ميدان جنگ نرم مي باشد و با ايثارگري هزينه هاي بندگي را مي پردازد و با عشق و علاقه در خدمت ارباب و معبود خود قرار مي گيرد.
نويسنده در اين مطلب بر آن است تا براساس آموزه هاي قرآني، يكي از روش هاي مديريت را در جنگ نرم تبيين كند؛ زيرا جنگ هاي آينده بيشتر از آنكه جنگ سخت و فيزيكي باشد كه در جهت تسلط بر جسم بود، بر جنگ نرم متمركز خواهد شد تا بر قلوب، دل ها، اذهان و جان ها چيره شود و مردم را به بندگي بكشاند.

جنگ نرم، جنگ آيندگان
بي گمان انسان ها در طول تاريخ تجربيات گرانسنگي در همه زمينه ها آموخته اند. تراكم دانش هاي تجربي و تاريخي به بشر اين امكان را مي دهد تا مسير آينده خويش را براساس تجربيات پيشين، اصلاح، تغيير و سامان دهد.
تجربيات پيشين بشريت، اين دانش را فراهم آورده كه جنگ سخت نه تنها هزينه بر براي هر دو سوي جنگ است و پيروز ميدان به همانند اندازه مغلوب، هزينه هاي جاني و مالي مي پردازد، بلكه هزينه استمرار و بقاي غلبه و تسلط حتي چند برابر هزينه هاي تحقق ابتدايي پيروزي است؛ افزون بر اينكه اين غلبه هرگز دايمي نخواهد بود و مغلوب همواره در كمين غالب است تا در زمان ضعف و سستي بر او غلبه كرده و انتقام بگيرد.
تجربه به بشر آموخته كه تسلط بر جسم اگر همراه با تسلط ذهن و قلب بشر باشد، نه تنها هزينه اي ندارد يا هزينه هاي آن نسبت به جنگ سخت بسيار اندك است و اين هزينه هاي اندك هم بيشتر مادي است تا جاني؛ بلكه به او آموخته است كه اين تسلط، هم از پويايي بيشتر برخوردار است و هم هزينه ها را جبران كرده و شخص را فراتر از بردگي به بندگي مي كشد و جامعه را از استقلال به وابستگي تمام مي كشاند. اين گونه است كه طرف غالب در جنگ نرم، با كساني روبه رو مي شود كه آگاهانه و عاشقانه سلطه و هيمنه طرف غالب را مي پذيرد و به اين ولايت و سلطه افتخار مي كند.
براين اساس، جوامع متمدن به جاي جنگ سخت در انديشه جنگ نرم و به دست آوردن راه هاي تسلط بر قلوب و اذهان هستند تا به جاي بردگي، بندگي را به دست آورند؛ زيرا در اين صورت، جامعه غالب به معناي بهشت موعود جامعه مغلوب قلمداد مي شود و مغلوب براي رضايت و خشنودي جامعه غالب از هيچ امر و فرمان طرف غالب تخطي نمي كند؛ زيرا جامعه غالب را اسوه و الگوي خود دانسته و ولايت بي چون و چراي آن را عين خوشبختي و سعادت خود مي شمارد. لذا همانند سازي ميان خود و جامعه غالب را در دستور كار قرار مي دهد و ملت و آيين آن را عين سعادت و خوشبختي خود مي شمارد.
انديشمندان دريافتند كه علت بقاي اديان و مذاهب در جوامع بشري، تسلط ولايي است؛ زيرا در تسلط ولايي، ذهن بشر با فلسفه اي توجيه مي شود كه جهان بيني و هستي شناختي او را از نظر معرفتي دگرگون مي كند؛ چنان كه قلب بشر را نيز به اموري معطوف مي كند كه بدان عشق مي ورزد و دلبسته آن مي شود. بنابراين، در تسلط ولايي، هم اذهان از نظر فلسفي و هم قلوب از نظر عاطفي تحت تأثير قرار مي گيرند و ايمان خاصي از آن معرفت و دلبستگي عاطفي پديدار مي شود.

جنگ نرم ميان انسان و ابليس
براساس آموزه هاي قرآني همين تسلط ولايي مي تواند در دو جهت متضاد و متقابل هم شكل بگيرد. از اين رو از ولايت شيطان و اولياي آن در برابر ولايت الهي و اولياي الهي سخن به ميان آمده است. در هر دو طرح و برنامه اين مهم در دستور كار قرار گرفته تا شخص را به عبوديت بكشاند و به جاي عبيد و برده قرار دادن، عبد و بنده كند. (بقره، آيه256؛ انعام، آيه121؛ ص، آيات82 و 83؛ جاثيه، آيه23 و آيات ديگر)
بنابراين، در جنگ نرم كه در طول تاريخ بشريت ميان انسان و ابليس آغاز شده، سلطه ولايي در دستور كار بوده است. خداوند از سويي و ابليس از سوي ديگر در انديشه سلطه ولايي و تحقق آن بوده اند. ابليس سوگند مي خورد كه بندگان خدا را به بندگي خود بخواند و خود را معبود ايشان قرار دهد و تحت ولايت خويش درآورد. البته آنچه به عنوان بندگي هواهاي نفساني يا شرك و مانند آن در آيات قرآني بيان شده، بخشي از برنامه و سياست هاي ابليسي است كه نتيجه آن خروج انسان از ولايت الهي و بندگي خدا به ولايت و بندگي ابليس و شيطان است.
پس جنگ نرم همواره ميان حق و باطل در جريان بوده و خواهد بود. اما از ديرباز در ميان انسان ها بيشتر جنگ سخت و تسلط بر جسم مطرح بوده است تا اينكه پيشرفت هاي كنوني و تجربيات گذشته به انسان ها آموخت كه مي بايست به جاي جنگ سخت به جنگ نرم بپردازند. از اين رو دو جريان اساسي حق و باطل در ميان انسان ها شكل جديدي به خود مي دهد و در نهايت اين دو جريان را براي تسلط بر همه بشريت در برابر هم قرار مي دهد.

جنگ نرم، جنگ رواني
جنگ نرم، مبتني بر عناصر و مؤلفه ها و ابزارهايي است كه ارتباط تنگاتنگي با ذهن و قلب بشر دارد؛ زيرا هدف در جنگ نرم، القاي انديشه و فكر از سويي و تغيير عواطف و احساسات از سوي ديگر است؛ بنابراين، از ابزارهاي كارآمدي بهره گرفته مي شود كه بتواند فكر و عاطفه انساني را تغيير دهد و هدايت ذهن و قلب شخص و يا جامعه را در اختيار گيرد.
در جنگ نرم، تسلط رواني، يكي از مهم ترين اهداف قلمداد مي شود. از اين رو تأثيرگذاري بر روان آدمي با اشكال گوناگون چون ايجاد تزلزل، اضطراب، تشويش، ترديد، تشكيك و مانند آن به عنوان مهمترين عوامل تخريب بنيادهاي هويتي شخص و جامعه در دستور كار قرار مي گيرد؛ زيرا هر شخص و جامعه اي براساس يك بينش و نگرشي عمل مي كند. بنابراين، تغيير در بينش ها و نگرش هايي كه در طول زمان شكل گرفته، نيازمند تغييرات آهسته و فرآيندي است.
البته ايجاد تغييرات به سادگي امكان پذير نيست؛ زيرا شخص در يك فرآيندي به بينش و نگرشي خاص رسيده است كه هويت و شاكله وجودي او را شكل مي دهد؛ پس هر گونه تغييري را در اين زمينه بر نمي تابد و به شدت با آن مقابله مي كند. ايجاد تغييرات سريع و شتاب آلود همواره با واكنش منفي و عصبي همراه خواهد بود و حتي درجه مقاومت را افزايش مي دهد به گونه اي كه ديگر غيرقابل نفوذ خواهد شد.
براي اين كه كمترين مقاومت در اين زمينه صورت گيرد مي بايست روان شناسي انجام گيرد و معلوم شود كه انسان ها در صورت همراهي و در شكل فرايندي، دست از مقاومت بر مي دارند و تغييرات آهسته و گام به گام را كه در شكل همراهي انجام مي گيرد مي پذيرند.
براي تغييرات ريشه اي لازم است كه نخست در بينش ها و نگرش هاي شخص يا جامعه اي كه هدف در جنگ نرم است، تشكيك و ترديد ايجاد كرد و بنيادهاي فلسفي و عاطفي آن را مخدوش ساخت. اين تشكيك و ترديدافكني كه به اشكال گوناگوني از جمله گفت و گو و همراهي (انعام، آيات 75 و 76)، طنز و سخريه (انعام، آيه 10، بقره، آيه 14 و آيات ديگر)، تهمت و افتراء و استهزاء نسبت به شخص و عقايد او (بقره، آيه 13 و آيات ديگر) انجام مي گيرد، زمينه هاي تغيير و جايگزيني را در بينش ها و نگرش ها فراهم مي آورد و شخص را در برابر هجوم آينده، خلع سلاح مي كند. پس گام اول در تغيير، ايجاد تشكيك و ترديد در بنيادهاي فكري و عاطفي و هويتي شخص يا جامعه است تا در هنگام هجوم بعدي خلع سلاح شده و كمترين مقاومت را از خود بروز دهد.
بنابراين، جنگ نرم مبتني بر جنگ رواني است، زيرا هويت و شخصيت فرد و جامعه در يك جنگ رواني است كه تخريب مي شود و هرگونه مقاومتي را از وي سلب مي كند. خداوند در آيات گوناگوني به اين شيوه اشاره كرده است. از جمله در گزارشي از جنگ نرمي كه ابليس عليه حضرت آدم(ع) راه انداخت، به جنگ رواني به عنوان يك روش كارآمد كه از سوي شيطان به كار گرفته شد توجه مي دهد. ابليس براي اينكه در عقايد و بينش ها و نگرش هاي حضرت آدم(ع) ترديد و تشكيك افكند، با بهره گيري از فزون خواهي و كمال خواهي انسان از سويي و جهالت او نسبت به حقايق بلند هستي از سوي ديگر (احزاب، آيه 72) تغيراتي را در بينش و نگرش او ايجاد كرد و با استفاده از ابزار غرور و فريب يعني سوگند دروغين به خدا، آدم را به خوردن ميوه درخت ممنوع ترغيب كرد. بدين ترتيب حضرت آدم(ع) در دام فريب ابليس گرفتار شد و به جاي در پيش گرفتن رويه الهي، رويه ابليس را براي رسيدن به كمالات در پيش گرفت، زيرا ابليس توانسته بود با ابزارهاي جنگ رواني و نرم، بينش و نگرش حضرت آدم(ع) را تغيير دهد و آدم گمان كند كه راه سعادت، مسيري است كه ابليس نشان مي دهد تا اين گونه به سادگي به هدف متعالي جاودانگي و مقام پادشاهي هميشگي برسد. (طه، آيه 120)

راه هاي مديريت رواني در جنگ نرم
از آن جايي كه در جنگ نرم، جنگ رواني نقش اساسي و كليدي را در تغيير بينش ها و نگرش ها ايفا مي كند، آيات قرآني توجهي خاص به اين مقوله داشته و براي مديريت رواني شخص و جامعه اسلامي دستورها و راهكارهايي را ارايه كرده است كه در اينجا به بخشي از آنها اشاره مي شود.
يكي از روش هايي كه در جنگ رواني به كار مي رود، تواترسازي است. اين تواترسازي در دو شكل علمي و عملي از سوي دشمنان به كار گرفته مي شود تا در انديشه و رفتار آدمي نسبت به امري كه بدان اعتقاد و باور دارد تشكيك و ترديد افكند.
تواترسازي در خبر اين گونه انجام مي شود كه در مدل ها و اشكال گوناگون يك مطلب تكرار مي شود تا انسان به نسبت به آن قطع و يقين يابد. يك مطلب و خبر با ادبيات و هنرهاي گوناگون چنان تكرار مي شود كه گويي امري بديهي است.
در تواترسازي عملي به عنوان نمونه منافقان در جنگ نرم عليه پيامبر(ص) تلاش كردند با ارتداد جمعي خودشان، در دل هاي مؤمنان ترديدافكني كنند. (آل عمران، آيات 176 تا 178، توبه، آيات 127 و 129) براي مبارزه با اين تواترسازي دروغين مي بايست مردم را نسبت به اين روش ها آگاه كرد. جامعه ايماني بايد نسبت به اين روش هاي دشمنان آگاه شوند و نسبت به تواترسازي دروغين هوشيار باشند. تحقيق و بررسي موشكافانه نسبت به هر خبري از هر منبعي بايد در دستور كار قرارگيرد تا دشمن نتواند از تواترسازي علمي و عملي به هدف خويش برسد. (حجرات، آيه6)

ضرورت نگاه بدبينانه به دشمن
به سخن ديگر، انسان لازم است همواره نسبت به دشمنان به عنوان دشمن بنگرد و بداند كه هيچ سخن و حركت او بي هدف نيست، بلكه با اهداف خاصي انجام مي گيرد. تشكيك مطلق در قول و فعل دشمنان حتي فاسقان و منافقان از اعضاي جامعه و شهروندان مي بايست به عنوان يك اصل موردتوجه قرارگيرد و بر آن تأكيد شود. هيچ قول و عمل ايشان جز در راستاي توطئه تحليل و توصيف و تبيين نشود. بنابراين، اينك برخي معتقد به توهم توطئه هستند، كاملا به خطا مي روند، زيرا دشمن جز به توطئه و تسلط نمي انديشد.
امام خميني(ره) نيز نسبت به تواترسازي حساس بود. ايشان تعريف دشمن از ما را نشانه اي از اشكال فكري و عملي ارزيابي مي كرد و تمسخر و حمله آنان به موضوعي را نشانه درستي كار و راه مي دانست.
بنابراين، اعراض نسبت به دشمنان داخلي و تشكيك در عمل و قول دشمنان خارجي مي بايست به عنوان يك اصل مورد توجه قرارگيرد تا در دام جنگ رواني تواترسازي قولي و عملي گرفتار نشويم.
از ديگر شيوه هايي كه در جنگ رواني به كار مي رود، استهزاء و تمسخر نسبت به افكار و رفتار امت اسلام است. لذا نبايد تحت تأثير تمسخر دشمنان قرارگرفت و نسبت به افكار و عقايد خود سستي نمود، بلكه با جديت تمام بر افكار پافشاري كرد و رفتارهاي خود را مبتني بر آن انجام داد. اين شيوه در طول تاريخ بشريت ازسوي دشمنان به كار گرفته شده و مي شود. (رعد، آيه 32، انبياء آيه 41 و آيات ديگر)
افتراء و اتهامات واهي به عقايد و عملكرد دولتمردان از جمله شيوه هايي است كه در جنگ نرم به كار مي رود. بنابراين نبايد از اينكه متهم به رفتارهاي ضدحقوق بشري يا نقض آن شويم يا متهم به افكار جاهلي و انديشه هاي غيرتمدني شويم بر خود هراسان شويم؛ زيرا دشمن همواره به گونه اي عمل مي كند كه افكار خود را مترقي و متمدنانه دانسته و افكار و رفتارهاي امت هاي حق و مؤمن را رفتاري ضدتمدني و غيرمترقي برمي شمارد و جوامع مؤمن را جوامع عقب افتاده معرفي مي كند. (انبياء آيات 5 تا9؛ روم آيات58 و 60)
جامعه ايماني نمي بايست براين باور باشد كه هرگز در هيچ جنگي شكست نمي خورد، بلكه شكست در جنگي را مقدمه تجربه آموزي بداند و يا اينكه در انديشه اصلاح خود و خطاهاي خود باشد، زيرا شكست در جنگي دليل بر بطلان كل نظام اسلامي نيست، بلكه دليل بر آزمون الهي يا مشكلاتي است كه جامعه خود بدان گرفتار شده است. بنابراين بايد بر اين اصل و سنت و قانون الهي باور داشته باشد كه درنهايت اين حق و اسلام است كه بر همه پيروز و مسلط خواهدشد و حتي اگر در جايي شكست خورد و يا حتي حكومت اسلامي در هر زماني و مكاني از دست ايشان خارج شد، نبايد در حقانيت راه خويش ترديد كنند، هرچند كه لازم است در اصلاح رفتار در چارچوب حقانيت راه بكوشند. بطور مثال شكست در جنگ هاي احد و مانند آن دليلي بر بطلان راه پيامبر(ص) نبود و يا غصب حكومت توسط برخي چون امويان دليل بر شكست كلي پروژه اسلام نيست (اسراء، آيه 60) زيرا اسلام درنهايت پيروز است. (توبه، آيه 23)
آنچه بيان شد تنها بخشي از شيوه هاي دشمن در جنگ رواني و جنگ نرم است كه از سوي خداوند در اين آيات بيان شده است. توجه و بهره مندي از شيوه هاي مقابله و مديريت رواني جامعه در جنگ نرم، امري است كه مي بايست با بهره گيري از آيات به تجزيه و تحليل آن پرداخت و ضمن شناسايي و واكسينه كردن جامعه در برابر آن، از اين ابزارها و روش ها عليه دشمن به كار گرفت.
بياييم از قرآن به عنوان راهنماي كامل سبك زندگي و سعادت در دنيا و آخرت بهره گيريم و مفاهيم و راهكارهاي آن را شناسايي كرده و به كار ببريم. دست يابي به اين امور نيازمند استنطاق و طرح و عرضه مسئله به قرآن و استنباط راهكار و برنامه و سياست از آن است.
منبع : روزنامه كيهان، شماره 20123 به تاريخ 26/10/90، صفحه 6
خليل منصوري
 
 

نقش دانشگاه در توليد و توسعه قدرت نرم  ايران

چكيده :

در اين نوشتار سعي بر آن شده است تا ضمن تبيين مفهوم قدرت نرم و مفاهيم آن به تبار شناسي "دانشگاه" به عنوان يكي از سازمانهاي مهم و تأثير گذار در حوزه ي قدرت نرم پرداخته شود . بر اساس يافته هاي اين تحقيق بخش مهمي از راهبرد نرم دشمن عليه "جمهوري اسلامي ايران" از مجاري فرهنگي خاصه "دانشگاهها" است .طبعاً با توجه به ماهيت تهديدات عليه جمهوري اسلامي ايران كه عموماً فرهنگي مي باشد راهكار مقابله نيز اقدامات و كارهاي فرهنگي مي باشد . دانشگاه مي تواند يكي از مراكز مهم و راهبردي نظام در حوزه مقابله با جنگ نرم و به طبع آن افزايش دهنده قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران باشد .دانشگاه مي تواند با بهره گيري از امكانات و پتانسيل موضوع اين سرمايه اجتماعي را در بستر توليد علم ،  ارتقاء خودباوري و اعتماد به نفس ، تلاش براي تحقق ايده جنبش نرم افزاري و تبديل ايران به مرجعيت علمي منطقه و كمك به اتحاد و انسجام اجتماعي در كنار ايجاد اميد و انگيزه براي تحرك اجتماعي و حفظ و تقويت مباني مردم سالاري ديني فقه محور كمك و ابعاد قدرت ايران را در مواجه با تهديدات نرم افزايش دهد .


كليد واژه ها : قدرت نرم ، دانشگاه


مقدمه :

با تغيير و تحولاتي كه در عرصه ي ارتباطي و فن آوري روي داده است ، ماهيت قدرت به نسبت ادوار پيشين تغيير اساسي يافته است . به عبارتي در حال حاضر قدرت نرم به يكي از مفاهيم اساسي در حوزه تأثير گذار دولتها و ملتها تبديل شده است . در اين حوزه دولتها با ايجاد تغييرات ژرف و تدريجي باور و اعتقاد ملتها را به تسخير خود در مي آورند . استراتژي در جنگ نرم القاء و در نهايت امتناع مخاطب است . در تهديد نرم بر خلاف جنگ سخت طيف وسيعي از جامعه در ابعاد فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي و اجتماعي مورد هجمه قرار مي گيرند . لذا در شرايط كنوني حفظ و گسترش قدرت نرم از اهداف راهبردي كشورها است و بر آنند تا بهره گيري از آن جايگاه و موقعيت خود را در نظام بين الملل ارتقاء بخشند . در اين عرصه دانشگاهها از جايگاه و موقعيت برجسته اي برخوردار هستند ، دانشگاه به عنوان يكي از سازمانهاي توليد كننده قدرت نرم در جمهوري اسلامي مي تواند نقش ممتازي در مقابله به تهديدات نرم دشمنان كه امروز از آن به ناتوي فرهنگي تعبير مي شود داشته باشد . دانشگاه ضمن ارتقاء  خودباوري ديني و ملي مي تواند با افزايش توليد دانش استقلال و آزادي كشور را كه مهمترين هدف طراحان جنگ نرم است حفظ نمايد .

1 – سازمانهاي توليد كننده قدرت نرم :

براي تحقق امنيت ، لازم است تا نهادهاي موجود از ابزارها و قابليتهاي موثري بهره مند شوند . به طور كلي امنيت سازي ، بدون قدرت موثر حاصل نخواهد شد . زماني كه تهديدات ماهيت نرم افزاري دارد ، لازم است تا نشانه هاي  قدرت در  قالب هاي  لازم براي بهره گيري از روش هاي نرم افزاري براي مقابله به تهديدات برخوردار باشند . ( متقي 1387: 189 )

به نظر مي رسد كه دانشگاه در هر كشور و نظام سياسي در زمره اصلي ترين سازمانهاي توليد كننده قدرت نرم مي باشد . در جمهوري اسلامي ايران دانشگاه مبدآ تحولات فكري ، علمي ، سياسي و اجتماعي است و قادر است با بهره گيري از فن آوري جديد ، ضمن ارتقاء توليد علم جايگاه ايران را در منطقه و جهان افزايش دهد . علاوه بر آن بومي كردن علم و كمك به خود باوري و گسترش جنبش نرم افزاري به عنوان هسته اي اصلي توليد علم تصوير مثبت از ايران در عرصه جهاني ارائه دهد . تصويري كه ضمن حفظ اصالت هاي تاريخي كشور و باورهاي آن ايران را  بر قله ي رفيع پيشرفت و توسعه قرار مي دهد . در نتيجه اين پيشرفت استقلال و آزادي كشور به عنوان مهمترين دستاورد انقلاب حفظ گرديده و موقعيت مردمي سيستم سياسي كشور يعني مردم سالاري ديني فقه محور ارتقاء و جايگاه  آن در داخل و خارج تحكيم مي يابد .

كشورها امروز تلاش دارند تا امنيت خود را از طريق دست يابي به موقعيت ها ويژه در توليد علم و فن آوري فراهم آورند . بي شك ايجاد اين جنبش نرم افزاري و توليد علم بدون خودباوري و هويت يابي امكان پذير نمي باشد . دانشگاه مي تواند با ارتقاء شاخص هاي قدرت ملي كشور در بحث توليد علم ، و ايجاد كرسي روي نيازهاي كشور و بي نياز كردن كشور از بيگانه اين هويت ملي را حفظ و تحكيم بخشد . به جرأت مي توان گفت كه كشوري كه نتواند هويت ملي موثري را سازماندهي ننمايد در برابر تهديدات خارجي و موج هاي  گريز از مركز داخلي با چالش هاي جدي روبرو مي شود . (افتخاري 1387: 191 و  Buzan:1998:68)



دانشگاه به اين دليل از اهميت و مطلوبيت برخوردار است كه مي تواند با فعال سازي اساتيد و دانشجويان اين تحرك و پويايي را در جامعه فراهم آورد و با فعال سازي همه اقشار دامنه ي قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران را افزايش دهد. دانشگاه زماني مي تواند در اين راه توفيق يابد كه هم مورد اعتماد مردم و مسئولان قرار گيرد و هم قادر باشد با ارتقاء شاخص هاي قدرت نرم ايران ، پرستيژ جمهوري اسلامي را در جهان افزايش دهد .

2 – تبار شناسي دانشگاه :

دانشگاه سازماني با قدمتي بسيار طولاني است و در همه ي تمدن ها وجوامع بشري از جمله ايران به صورتهاي مختلف و با عملكردهاي متفاوت وجود داشته  است ، دانشگاه امروزي در كشورهاي مختلف اين ميراث گذشته را در بر دارد . اغلب دانشگاهها را به دور از گذشته به  فراز و نشيب آنها با تاريخ غربي مترادف مي دانند  ( يمني  دوزي سرخابي  -13:1388 )

البته علي رغم اين برداشت در كشورهايي چون چين ، ايران ، هند ، مصر و اسلام نيز با نام هاي متفات وجود داشته است .

واژه  (universitas) در زبان لاتين در قرون وسطي به معني كليت بود .(همان :15) در بعد حقوقي به معناي هيأت يا انجمن از اشخاصي كه در يك عرصه فعاليت مي كنند به كار رفت . در قرون وسطي نيز ابتدا به معني يك صنف خاص همانند ديگر صنوف مطرح بود و سپس به اجتماعي از استادها و دانشجويان گفته شد .( سرخابي 15: 1388)

بدين ترتيب معناي حرفه اي ، فني و انشايي دانشگاه نمود پيدا كرد ( سرخابي  1388: 16)

در قرون وسطي آموزش عالي در اروپاي  غربي نظام مند شد و تمام دانش هاي موجود در موسسات تخصصي به نام دانشگاه قرار داده شد ، اين چنين بود كه دانشگاه بولوين  مركز حقوق ، دانشگاه مون پيلد مركز طب دانشگاه پاريس مركز مطالعات مذهبي شد . البته دانشگاه هم در بطن مسيحيت جايگاه خاصي پيدا كرد . در چنين جايگاهي دانشگاه نظريه مي داد ، معناي اساسي فرهنگ را تعريف مي كرد . در ايران آغاز آموزش عالي به دارالفنون ( 1268 ه . ق ) ، دانشسراي عالي 1307 ه.ش ، دانشگاه تهران 15 بهمن 1313 ه . ش بر مي گردد ( سرخابي 1388: 0235) البته تجربه اي   ديرين از آموزش عالي قبل از اين موسسات در عصر ساساني نظير تسيفون  ، گندي شاپور و ... وجود داشته است .

بعد از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي آموزش عالي در بعد كمي رشد فراواني پيدا كرد . امروز در كشور ما نزديك به 1000 هزار واحد دانشگاهي در اقصي نقاط كشور مشغول آموزش دانشجويان هستند . يكي از بزرگترين موسسات آموزش عالي غير دولتي كه پا به پاي دانشگاههاي دولتي رشد كرد و امروز بيش از 50 در صد دانشجويان كشور را پوشش مي دهد ، دانشگاه آزاد اسلامي است . در كنار اين رشد كمي بحث توليد علم و انتشار مقالات علمي در اين سالهاي اخير شتاب خوبي گرفته و مي رود ايران به مرجع علمي منطقه تبديل شود .

تبار شناسي دانشگاه به ما نشان مي دهد كه محلي است براي آموزش ، توسعه مهارتها، مركزي است براي پژوهش و توليد علم و بالندگي منابع انساني ( سرخابي : 1388 : 20136)

براي دانشگاه در اين خصوص ويژ گيهاي ذيل را مي توان مورد اشاره قرار داد :

2-1 : مركز توليد علم

2 – 2 : توان نرم افزاري از رسالتهاي اصلي دانشگاه است .

2-3 : دانشگاه محلي است براي نوآوري و سازگاري ( به طوريكه با درك تغييرات محيطي توان ايجاد تغييرات مناسب  را در خود دارد .)

2-4 : ارائه خدمات به شركتهاي اقتصادي و صنعتي

2-5 : پژوهش مداري ( محلي است براي استقرار دانش ، نقد و توليد دانش )

3 – قدرت شناسي و مفاهيم آن :

قدرت به معناي توانايي نفوذ در رفتار ديگران براي گرفتن نتيجه مطلوب است .

مورگتنا قدرت را به معني توانايي انسان بر ذهنها و اعمال ديگران تعريف مي نمايد . ( عالم 1373: 89 ) انديشمندان بر اين باور هستند كه قدرت نرم محصول و بر آيند تصوير سازي مثبت ، ارائه بهره موجه از خود ، سبب  اعتبار در افكار عمومي داخلي و خارجي ، قدرت تأثير گذاري غير مستقيم توأم با رضايت بر ديگران ، اراده ديگران را تا بع اراده خويش ساختن و مولفه هاي از اين سنخ مي داند                                         ( شعباني 1387: 392 )

حدود دو دهه است كه دانش واژه قدرت نرم وارد ادبيات ، علوم سياسي ، علوم اجتماعي و رفتاري شده است . نخستين بار ژوزف ناي ار آن سخن به ميان آورد . ناي در كتاب خود تحت عنوان قدرت نرم آنرا توانايي تغيرشكل دادن ، ترجيحات  و اولويتهاي ديگران مي داند ( باقري 1388 : 38 ) . از نظر حوزف ناي قدرت نرم عبارت است از كسب مطلوب از طريق جاذبه ، نه از طريق اجبار يا تطميع ( الماسي 1388 : 15 )

با توجه به اين تعريف به نظر مي رسد كه قدرت داراي سه نوع و شكل باشد .

الف : قدرت سخت

ب : قدرت نيمه سخت

ج : قدرت نرم

منظور او از قدرت سخت بهره گيري از زور و قدرت نظامي براي تحميل اراده بر ديگران و قدرت نيمه سخت به قدرت اقتصادي اطلاق مي شود ، قدرت نرم بر جاذبه و قابليت شكل دادن به علايق ديگران معني مي شود ( الماسي 1388 : 150 )

براي قدرت نرم عناصري را بر شمردند . ايكرز ( 2008) قدرت نرم را از عناصر ذيل متشكل مي داند :

1 – عنصر روان شناختي

2 – اجتماعي

3 – سياسي

4 – فرهنگي

5 – علمي

برخي ديگر براي قدرت نرم اركاني را بر شمردند كه عبارتند از ( باقري 1388 : 39 )

1 – باورها و ارزش ها

2 – اعتماد

3 – اعتبار

4 – مولفه هاي قدرت

4 -1 : داشتن روحيه خلاقيت و نوآوري

4-2 : چند بعدي بودن دانشگاه

4-3 : توانايي بالا در بومي كردن دانش

4 -4  : مركز توليد علم و فن آوري

4 -5 : اثر گذاري با لا در حوزه فرهنگي و اجتماعي

4 – 6 : پژوهش مداري و توانايي بالا در اتمام پروژه هاي بنيادي

4 – 7 : حضور در جشنواره ها و مسابقات علمي جهان

4 -8 : داشتن سهم در توليد و نشر اطلاعات جهاني

4 -9 : كسب جوائز در جشنواره هاي علمي دنيا

4 – 10 : مكاني است براي تحرك اجتماعي

5 – دانشگاه ، توليد و توسعه قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران :

رويارويي و نزاع فرهنگي و سياسي جبهه استكبار عليه انقلاب اسلامي هر روز ابعاد گسترده و شتاب فزون تري به خود مي گيرد . شرايط و تحولات جاري حكايت از جنگ نرم سازماندهي شده عليه انقلاب اسلامي است و در اين راهبرد دشمن دانشگاه ، استاد ، دانشجو را به عنوان گروه هدف مورد توجه قرار داده  است . البته انقلاب اسلامي در ايران به لحاظ ماهوي و ابعاد فرهنگي با اتكاء به اسلام و ارزش هاي فرهنگي و اعتقادي آن سد مستحكمي در برابر هجمه فرهنگي دشمن است . حقيقت آن است كه انقلاب اسلامي در ايران در بستر و شرايطي پاي در عرصه ي حيات سياسي نهاد كه فرد هاليدي از آن به معمايي متناقض و مشيل فوكو به روح جهان بي روح و اميد جهان نا اميد تعبير كردند ( فرد هاليدي 1364 و مشيل فوكو 1379 )

جمهوري اسلامي ايران با تكيه بر آموزه هاي ديني توانست اعتماد ملت و خودباوري را به آنها برگرداند ( محمدي 1388 : 20 )

در سايه اين اعتماد و خودباوري در همه ي نهادهاي اجتماع تحول پديد آمد و عزم همه براي خودكفايي ، استقلال و آزادي دو چندان شد . با خوديابي و اعتماد به نفس ملت همه ي اقشار با هم متحد شدند و با نهايت ايثار و از خود گذشتگي كه اوج آن را ما در 8 سال دفاع مقدس شاهد بوديم نظام را از گردنه هاي پر خطر عبور دادند . از كانونهاي مهم و اصلي اين تحرك" دانشگاه" است . دانشگاه در جمهوري اسلامي ايران توانست با رجعت به ارزشهاي قرآني و اسلامي گامهاي بلندي در توليد علم و دست يابي به خودكفايي بردارد  كه در اين نوشتار به بخشي از اين كاركردها كه در نهايت مي تواند قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران را افزايش دهد اشاره مي شود :

5 -1 : دانشگاه سرمايه نظام :

قاطبه ي جامعه ي دانشگاهي ما به آرمانهاي جمهوري اسلامي ايران هم اعتقاد و هم اعتماد دارند . همن اعتماد و اعتقاد است كه آنها را بر آن داشته است تا براي كار آمدي  نظام اسلامي در حوزه توليد علم و فن آوري تلاش و مشاركت نمايند . امروز نظام اسلامي ما از سرمايه 

عظيم جامعه ي دانشگاهي به عنوان اصلي ترين كانون توليد قدرت نرم برخوردار است و بايد با اتكاء به آن (ما مي توانيم) را در عرصه ي جهاني عملي نمود.

دشمن بر آن است تا اين اعتماد و مشاركت را تضعيف و جامعه ي دانشگاهي را فراروي نظام اسلامي قرار دهد . مقام معظم رهبري در اين رابطه مي فرمايد :

دشمنان ملت ايران مي دانند كه وقتي اعتماد وجود نداشت مشاركت ضعيف خواهد شد . وقتي مشاركت و حضور مردم در صحنه ضعيف شد مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد . هدف دشمن اين است مي خواهند اعتماد رابگيرند تا مشاركت را بگيرند تا مشروعيت را از جمهوري اسلامي ايران بگيرند .

بي شك مهمترين پشتوانه جمهوري اسلامي ايران در حوزه قدرت نرم " دانشگاهها"  مي باشد . اين سرمايه عظيم اجتماعي مي تواند كانون توليد علم ، پويايي ، فن آوري ، فرهنگ اسلامي و انقلابي و مقابله با جنگ نرم دشمنان باشد

5 -2 : دانشگاه و تربيت نخبگان :

هر كشوري كه بتواند نيروهاي خلاق ، هوشمند و ... را پرورش و در اختيار بگيرد به لحاظ روان شناختي قدرت پيدا مي كند . بخشي از راهبرد مخالفان نظام اسلامي ، رخنه در مراكز آموزش عالي و پرورش عناصر باب ميل خود است . غرب زدگي و قشريت  زدگي  در حوزه فرهنگ از عناصر كليدي در جنگ نرم است . دانشگاه متولي اصلي تربيت متخصص و نخبه جامعه است و هر چقدر دانشگاه بتواند نخبگان و عناصر متعهد و متخصص تربيت نمايد سيستم سياسي ، اجتماعي كارايي آن افزايش خواهد يافت . ژوزف ناي ( 2006) در اين رابطه مطالب جالبي را بيان  مي نمايد كه حكايت از جايگاه استراتژيك دانشگاه در ارتقاء قدرت نرم هر كشور است . او مي گويد :

-   كشوري كه تحصيل كردگان زيادي در اختيار دارد .

-  شمار دانشمندان آن فزون تر از ديگران است و تراز دانايي و نرخ سواد دانشگاهي در آن بالا است از حيث روان شناسي داراي قدرت نرم است . خوشبختانه بعد از پيروزي انقلاب ميليونها نفر از دانشگاهها در مقاطع مختلف تربيت و فارغ التحصيل شده اند و تحولات علمي كنوني مديون تلاش اساتيد و اين دانش آموختگان است كه تنها به اعتلاي قدرت ايران اسلامي مي انديشند . و بخشي از جنگ نرم را به فرصت براي نظام تبديل كرده اند .

5 -3 : دانشگاه و توليد علم :

جهان امروز ، جهان دانايي محور است  و كشوري كه بر اوج قله توليد علم قرار گيرد ، قدرت فراواني داشته و پرستيژبين المللي آن بالا است . كشوري كه بتواند در تراز علمي جهاني براي خود جاي باز كند و توليدات علمي بيشتر داشته باشد خود به خود از قدرت نرم و اثر گذاري در جهان در همه ي عرصه ها برخوردار مي شود .

جمهوري اسلامي ايران با اتكاء به اين مهم بر آن است تا رتبه ي خود را در ميان كشورهاي منطقه در افق 1404 به سطح اول برساند و اين كار مستلزم جنبش نرم افزاري و مجاهدت جامعه ي دانشگاهيان كشور است . خوشبختانه در اين سالها ي اخير جمهوري اسلامي ايران

سرمايه گذاري خوبي در دانشگاهها به لحاظ تأمين بودجه هاي پژوهشي و كارهاي بنيادي انجام داده است و شيب توليد مقالات در مجلات معتبر بين المللي isi   افزايش چشمگيري داشته است . البته بايد به فكر راه اندازي isi    اسلامي نيز بود .

دستاوردهاي دانشمندان ايراني در بخش دست يابي به چرخه كامل سوخت هسته اي از نمونه هاي عيني افزايش قدرت نرم ايران در مواجه با جنگ دشمنان است و اگر اين توفيقات علمي نمي بود قطعاً ما نمي توانستيم اين چنين در مقابل كشورهاي بزرگ هسته اي مقاومت كنيم .

در كنار اين دستاورد عظيم ورود ايران به باشگاه فضايي جهان و پرتاب ماهواره به فضا ، توفيقات شگفت انگيز در بحث شبيه سازي  و توليد سلولهاي بنيادي ، دستاوردهاي شگفت انگيز در توليد ات نظامي ، ساخت و ارائه   داروهاي حياتي ، علاج بيماران لا علاج و ... جايگاه نظام اسلامي را در دنيا افزايش داده است . به همين علت است كه ايكرذ( 2008) توليدات علمي را از عناصر اصلي قدرت نرم               مي داند . امروز هر چقدر كشوري توليدات علمي آن بيشتر باشد تعداد مراكز آموزش عالي و دانش آموختگان آن بيشتر باشد ، در جشنواره هاي علمي جهاني جوائز بيشتري به خود اختصاص دهد و مقالات علمي بيشتري در نشريات علمي دنيا منتشر كند و توانايي فن آوري آن بيشتر باشد و براي پژوهش هاي بنيادي كار نمايد از نظر علمي داراي قدرت نرم است ( الماسي 1388 : 153 )

5-4 : دانشگاه و آينده پژوهشي :

هر نظام سياسي بايد بتواند افق هاي دورتر را ببيند و براي وقايع آن برنامه ريزي نمايد . انجام كارهاي بنيادي و تحقيقات راهبردي كه براي حيات اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي جامعه راهگشا باشد از وظايف يك دانشگاه ملي است . دانشگاه بايد بتواند موقعيت خود را درآينده ي نظام اسلامي در عرصه هاي علمي ، فرهنگي و سياسي ترسيم نمايد . ( افتخاري 1387 و جمالزاده 1387: 349 )

مقام معظم رهبري در اين رابطه خطاب به جوانان مي فرمايد :

جوانان عزيزي بايد با هوشياري و احساس مسئوليت براي استمرار و تكميل  اين نظام ، تلاش كنند ، چرا كه اقتدار علمي ، اقتصادي ، سياسي ، اطلاعات بين المللي نظام اسلامي ، مايه عزت و افتخار همه ملت به ويژه جوانان پر نشاط كشور بوده وخواهد بود . (20/6/88 )

5 -5 - : دانشگاه و بومي كردن علوم انساني :

هر كشور و نظام سياسي ، آمال و راهبردهاي خود را در قالب علوم انساني دنبال مي نمايد . علوم انساني نقش ممتازي در خودباوري ، اعتقادات و فرهنگ جوامع دارد و بخش مهمي از قدرت نرم غرب با بهره گيري از همين علوم در جهان كنوني مستقر شده است . علوم انساني غرب عموماً ريشه اي سكودار دارد و با بهره گيري از اين منفذ جوامع اسلامي و علمي خسارات فراوان ديده اند. شكل گيري جريانات روشنفكري وابسته به غرب در اين فضا شكل گرفته است . جرياني كه به دنبال سكولاريزه كردن جامعه و تحقق پروتستانيزم اسلامي در ايران است . دانشگاه ما اگر مي خواهد قدرت نرم نظام اسلامي را كه در بر گرفته از وحي و دين و عقل است به درست براي جهانيان كه گرفتار بحران  معنويت هستند تبين نمايد ، ضرورت دارد كه به علوم انساني توجه ويژه نمايد و آن را با فرهنگ غني اسلام آميخته نمايد . استاد جوادي آملي ( 1387 : 27 ) بر اين باور است كه يكي از ريشه اي ترين بحثها  در باب ارتباط علم و دين توجه به منشأ در يافتهاي علمي و ديني يعني عقل و وحي و نحوه ارتباط اين دو عامل با يكديگر باشد . بديهي است در صورتيكه توانسته ايم با شناسايي

حوزه عقل و گستره وحي و ميزان دلالت و ارائه امور تعييني از طرف هر يك ابعاد ارتباط را مورد بررسي قرار دهيم دريافت خواهيم كرد كه نه تنها هيچگونه تعارضي بين اين دو منبع شناخت وجود ندارد بلكه به وجود نوعي تعاضد و همكاري بين آنها نيز پي خواهيم برد كه از رهگذر همين مشاركت بين عقل و وحي است كه علوم به طور كلي مخصوصاً علوم  انساني با توجه به عامل غايي و فاعلي از حياتي پر بار تر و كاراتر در حوزه فردي و اجتماعي برخوردار مي شود .

5 -6 : دانشگاه فرهنگ و توليد قدرت نرم :

فرهنگ ، دين ، ايدئولوژي از منابع مهم قدرت نرم به حساب مي آيند و دانشگاه به واسطه توليدات فرهنگي ، تعاملات فرهنگي ، اثر گذاري بر دانشجويان و باورها و  ايستارهاي  آنها نقش ممتازي در حوزه ي قدرت نرم دارد . قويترين استدلال حاميان قدرت نرم اين است كه بخشي از قدرت آمريكا در عرصه ي روابط بين الملل به خاطر جذابيت هاي فرهنگي است كه مبتني بر ادراك مشروعيت و اعتبار خط مشي هاي اين كشور در داخل و خارج است .( مرادي 1388 : 130 ) ، قدرت جذابيت كشورها در الگوي سه بعدي عموماً بدينوسيله پيش داوري مي شود كه ساير خصوصيات جذاب كشور از جمله فرهنگ ، ارزشهاي سياسي وسياست خارجي را چگونه ببيند . وقتي جهان جذب ارزشهاي سياسي و فرهنگي كشور شود اين امر قدرت متقاعد سازي به خصوص در بعد فراملي نصيب آن مي كند . دانشگاه در كنار ساير مراكز علمي و حوزوي مي تواند با ارائه فرهنگ غني و جذاب اسلامي دلهاي تشنه را مجذوب خود نمايد . بي شك هر چقدر ما در اين حوزه موفق شويم عمق استراتژيك خود را در جهان نفوذ داديم . در اين رابطه دانشگاه مي تواند كاركردهاي ذيل داشته باشد :

-       معرفي اسلام ناب محمدي ( ص)

-       معرفي فرهنگ ايراني – اسلامي

-       توجه به اصالتهاي تاريخي در بحث اشاعه توليد علم

-  منابع قدرت نرم در ايران چون معنويت ، ايدئولوژ ي اسلامي ، حماسه آفريني ها ، مرجعيت ، نوع نظام مردم سالار ديني ، نفوذ رهبري و ولايت فقيه بايد تقويت شود ( الياسي 1388 : 64و63 )

-       - عدم غفلت از عمليات رواني طرف متقابل

-       تلاش براي واكسينه كردن فرهنگي جامعه

-       افزايش فراورده هاي فرهنگي جذاب

-       خلع سلاح رواني اپوزيسون

-       استفاده از راهبردهاي ويژه در مورد اقوام و اقليت ها

-       تبديل قدرت نرم دشمن به فرصتي براي افزايش قدرت نرم خود

اهميت قدرت نرم فرهنگ از آن جهت مهم است كه موجب نوعي همانند سازي عميق ديگران با ارزشها و باورهاي آن مي شود. برخي ديگر معتقدند كه فرهنگ از جهت تأثيرات هويتي سه كاركرد اساسي دارد ( نائيني 1388 : 177 )

تلقي را از زندگي دگرگون مي كند ، الگوي حكومتي را مي تواند تغيير دهد ، الگوي نظام بين المللي را نيز متأثر مي سازد لذا فرهنگ ابعاد امنيتي نيز به خود گرفته است .

5 -7 : دانشگاه و تلاش براي مرجعيت علمي ايران در منطقه و جهان :

علم و دانش عامل قدرت نرم هر كشور و ملتي است . دانشگاه بايد بتواند با بهره گيري از گذشته پر افتخار ايران تلاش نمايد كه ايران مرجعيت علمي منطقه و جهان را در اختيار گيرد و اين يعني حضور بر قله رفيع قدرت جهاني در اين جا به جهت جلوگيري از اطاله كلام مدل مفهومي آقاي گودرزي (1388: 147 ) را ارائه مي دهيم :

گذشته مسروق

بيداري علمي

جنبش  نرم افزاري

توليد علم

مرزباني علمي

مرجعيت علمي

آينده موعود


5 – 8 : دانشگاه وضرورت ارائه مدل توسعه ايراني – اسلامي :

جامعه اي كه براي ارزشها و هنجارهاي مورد نظر خود الگوسازي مي كند و الگوهاي متناسب با خواست ملي ارائه دهد به همان اندازه ارزش ها و كنش هاي مطلوب از جامعه ، اجتماعات ، نهادها و افراد مي بيند . هيچ جامعه اي بدون الگوسازي فرهنگي ، اجتماعي ني تواند به نهادينه ساختن ارزشها ي خود همت بگمارد . دانشگاه بايد بتواند مسئولان كشور را در پيدا كردن يك الگوي توسعه ايراني اسلامي كه هم رفاه ملت را تضمين مي نمايد و هم عدالت اجتماعي و هم فرهنگ غني ايراني اسلامي .بدون داشتن مدل و الگو امكان توسعه وجود نخواهد داشت و دانشگاه بايد اين نقيصه را جبران نمايد .


5 -9 : دانشگاه و ضرورت دستيابي به حداكثر سازي خودكفايي

دست يابي به استقلال و بي نيازي از كفار از دستورات دين مقدس اسلام است كه فقهاي شيعه از آن تحت عنوان "نفي سبيل" ياد كردند    اين بينش اسلام كه امروز تحت عنوان حداكثر سازي خودكفايي از آن نام  مي برند از مفاهيم اصلي قدرت نرم مي باشد بي شك كشورهايي كه به قدرت ملي موثري دست يافته اند از اين قابليت برخوردار مي گردندكه توان تكنيكي و  قابليتهاي ابزاري خود را در زمان محدودي سازماندهي نمايند به اين ترتيب مي توان تأكيد داشت كه خود كفاي جزء لاينفك قدرت سازي ونيز امنيت ملي مي باشد                                          ( ترابي 1387 : 110 )

از مراكز مهم و اثر گذار در حوزه تلاش براي دستيابي به استقلال و خودكفايي دانشگاهها مي باشند  . حضرت امام خميني ( ره ) همواره تأكييد داشتند كه دانشگاههاي كشور بايد ايران را از نياز به خارج بي نياز سازند . امروز جمهوري اسلامي ايران براي افزايش قدرت خود بايد از وابستگي اقتصادي ، تكنولوژيك نظامي  و ... عبور نمايد . دانشگاه مي تواند در اين حوزه براي كشور رهاوردهاي ذيل به همراه آورد ( ترابي : 110 )

-   با خودكفايي مطلوبيت هاي انقلابي در جهان فراگير مي شود .

-  غرور ملي و انتظارات ايدئولوژيك با هم تركيب و خودكفايي به عنوان كالاي قدرت در روند امنيت سازي به كار گرفته مي شود .

-  خود كفايي باعث  امنيت سازي براي ايران مي شود .

-  انگيزه رهبران سياسي ايران بر اساس شاخص هاي ايدئولوژيك سازماندهي مي شود .

-  خودكفايي به منزله نماد فرهنگ انقلابي در روند امنيت سازي مورد توجه قرار مي گيرد .

-  قدرت سازي از طريق ارتقاء فضاي همكاري و مشاركت حاصل مي گردد . انگيزه ها بالا مي رود و با بهره گيري از آموزه هاي ايدئولوژيك خودكفايي حاصل مي شود .

5 -10  : دانشگاه و توليد انسجام اجتماعي :

باري بوزان  ( 1378) در كتاب مردم ، دولت و هراس معتقد است كه يكي از شاخص هاي اساسي موقعيت دولتها در فرآيند جهاني شدن "انسجام سياسي – اجتماعي" مي باشد . به عبارتي امنيت ملي در جوامع مختلف در شرايطي ارتقاء يابد كه جامعه بتواند به همبستگي اجتماعي دست يافته و نظام سياسي نيز قادر به تبديل همبستگي اجتماعي به همبستگي ساختاري باشد . ( متقي 1387 : 193 ) جوامع چند هويتي كه فاقد نهادهاي لازم در اين رابطه باشد آسيب پذير مي باشد برخي ديگر از سازمانها مي توانند ايدئولوژي سازماندهي كننده اي براي حداكثر سازي همبستگي نيروهاي اجتماعي و نهادهاي قدرت سياسي ايجاد نمايند .

در اين شرايط نظام اجتماعي از ثبات ، تعادل و امنيت موثر برخوردار خواهد شد ( همان : 193 )

دانشگاه به واسطه گستردگي ، ماهيت فرهنگي و علمي آن از مراكز راهبردي در حوزه توليد انسجام اجتماعي است و با توجه به همين اهميت است كه دانشگاه مورد طمع  مخالفان دشمنان نظام اسلامي قرار گرفته است . به نظر مي رسد دانشگاه با اقدامات ذيل ضمن تحقق آرمان اتحاد و همگرايي جامعه مي تواند به قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران افزوده نمايد .

- حفظ سرمايه اجتماعي برون گروهي ( اعتماد مقابل مسئولان به دانشگاه و دانشگاه نظام )

-بهره گيري از رهنمودهاي امام و مقام معظم رهبري

- ضرورت خدمت صادقانه به مردم

- از ايدئولوژي اسلامي براي حداكثر سازي انسجام اجتماعي بهره گيرد .

- فعال سازي هنجارهاي مورد پذيرش جامعه مي تواند به كنش متقابل نمادين  كمك كند ( متقي : 195 )

- تبليغ و ترويج ارزشها و باورهاي مشترك

- توجه به منافع ملي و تضمين امنيت ملي

- بهره گيري از معنويت و تهذيب نفس در كنار فعاليتهاي علمي و پژو هشي

- عدم غفلت از توطئه و كيد دشمنان خاصه استكبار جهاني

5 – 11 : دانشگاه و تحرك اجتماعي :

دانشگاه از مراكز اساسي براي تحرك اجتماعي در عرصه هاي فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي در هر جامعه اي است .                                            ( متقي 1388 : 196 ) بر اين باور است كه حيات سياسي و ايدئولوژيك هر جامعه اي به ميزان تحرك  اجزاي  آن بستگي دارد . كشوري كه بتواند به موازات تحرك اجتماعي از سازمانهاي لازم براي هدايت نيرو ها بهره گيرد ، طبيعي است كه به مازاد قدرت موثر و تعيين كننده اي نايل مي شود . دانشگاه در ايران اسلامي مي تواند با ايجاد شور و نشاط علمي و اجتماعي و رقابت براي خدمت و نوآوري اين تحرك اجتماعي را به وجود آورد . دانشگاه مي تواند در حوزه هاي ذيل فعال شود .

-    كمك به ايجاد تشكل هاي علمي ، سياسي ، مذهبي و فرهنگي در دانشگاه

-   حساسيت به مصالح عاليه انقلاب و حفظ و نگهداري آن

-   ايجاد پاركهاي علم و فن آوري

-  كمك و سازماندهي به ايجاد و انتشار روزنامه ها ، مجلات ، كتاب، فصلنامه ، پايان نامه ها و ...

-  جلوگيري از انتظارات رشد يابنده كه در توان دانشگاه و كشور نيست و در شرايط كنوني امكان تحقق ندارد ، تحرك اجتماعي  را حفظ و استمرار مي دهد .

-  دانشجويان را از طريق جماعت هاي انساني سازماندهي و به گروههاي عامه تبديل نمايد . ( متقي : 199 )

-  دستاوردها و باورهاي عمومي بازسازي و زمينه براي هماهنگ سازي قالبهاي هنجاري فراهم گردد .

-  عقلاني سازي هيجانات انساني و فعال سازي نيروهاي نهفته در دانشگاه ( متقي : 199 )

-  تحرك سازي اجتماعي يعني توجه نظام به مفهوم منسجم سازي شهروندان

5 -12 : دانشگاه و حمايت از سيستم سياسي :

اگر دانشگاه بتواند تحرك اجتماعي را در اساتيد ، دانشجويان و طبعاً جامعه ايجاد نمايد ، باعث فعال سازي نيروهاي اجتماعي و ايجاد شور و نشاط در عرصه هاي سياسي – اجتماعي جامعه مي گردد .

اين اقدام مي تواند پايه هاي مشروعيت مردمي نظام را كه از مولفه هاي قدرت نرم است را افزايش دهد . جمهوري اسلامي ايران با بهره گيري از پتانسيل عظيم دانشگاه مي تواند اهداف راهبردي خود را پيگيري و به واسطه عمق و گستردگي دانشگاه سريعتر به اهداف سياسي ، فرهنگي و اجتماعي خود نائل گردد . دانشگاه مي تواند در اين زمينه حمايت مردمي خاصه نخبگان را از سيستم سياسي به دست آورد . در اين رابطه دانشگاه به نظر مي رسد جايگاه رفيعي در حوزه تقويت سيستم فرهنگي سياسي كشور داشته باشد  كه در اينجا به آنها اشاره مي شود : ( افتخاري 1387 : 245 )

الف : حمايت سياسي از سيستم :

فضاي جامعه را ارزشي مي كند ، حمايتها از سيستم را افزايش خواهد داد .


ب : هويت ديني : ترويج باورها و ارزش هاي اسلامي ، هويت ديني جامعه را تعميق مي بخشد و از اين طريق بسترهاي مناسب براي پذيرش داده ها ي نظام سياسي پيدا مي كنند .


ج : همبستگي ملي :

با افزايش ارزش هاي مشترك در جامعه و ايجاد هويت سياسي مشترك و هويت  ديني  واحد ، ضريب همبستگي ملي ارتقاء خواهد يافت                ( نگاه كنيد به نمو دار شماره 1 )

قدرت نرم

1 – هويت  سياسي

2 – هويت  ديني

3 – همبستگي ملي

كاركردهاي فرهنگي دانشگاه


5 – 13 : دانشگاه و جنبش نرم افزاري :

در سالهاي اخير جمهوري اسلامي ايران با هجمه همه جانبه ي فرهنگي غرب در تخريب ارزشها و باورهاي ديني و انقلابي روبرو گرديده است . جمهوري اسلامي ايران راهكار مقابله با اين هجمه فرهنگي را اقدامات فرهنگي مي داند .

كارشناسان بر اين باورند كشورهايي كه داراي رقابت سياسي و ايدئولوژيك با قدرتهاي بزرگ هستند از قابليت هايي بهره مند شوند كه در ازاي آن زمينه لازم براي انسجام دروني جهت مقابله با تضادهاي  بيروني را به دست مي آورند ( ترابي 1387 : 98 ) جمهوري اسلامي ايران به اين نتيجه رسيده است كه در جهان امروز علم و دانش از ابزارهاي اصلي قدرت نرم است و اگر مي خواهد توان فرهنگي و علمي خود را افزايش دهد ، ضرورت دارد جنبش نرم افزاري در ايران ايجاد گردد و از همين منظور است كه نقش دانشگاهها در اين راهبرد دو چندان احساس مي گردد .

ايده جنبش نرم افزاري مبتني بر اين باور اسيت كه در شرايط كنوني استمرار حيات نظام جمهوري اسلامي ايران و تكامل آن منوط به تحقق جنبش نرم افزاري در درون اين نظام است ( ترابي : 99 ) . بنابراين اين جنبش نرم افزاري را بايد تلاش سازماندهي يافته اي براي


توليد قالبهاي علمي ، انديشه هاي سياسي و نشانه هايي دانست كه قادر به باز توليد و انعكاس هويت انقلابي در كشورهايي از جمله ايران است . ( همان :99)


بي شك در سايه تحقق اين مهم ايران مي تواند به مرجعيت علمي جهان نائل گردد .

نصرت اله حيدري

منابع و مأخذ :

1 – احمدي ، مجتبي ( 1388 ) از تهاجم فرهنگي تا جنگ نرم ( واكاوي منازعه نرم در كلام رهبر معظم انقلاب اسلامي )

2 – افتخاري ، اصغر (1387) قدرت نرم ، معنا و مفهوم ، پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج و دانشگاه امام صادق ( ع)

3 - افتخاري ، اصغر (1387) قدرت نرم ،فرهنگ و امنيت ، انتشارات دانشگاه امام صادق ( ع) و پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج

4 – الماسي ، محمد حسين ( 1388 ) ماهيت و عناصر قدرت نرم ، نشر ساقي

5 – باقري ، سيامك (1388) قدرت نرم ، بسيج ، فصلنامه سياسي ، علمي ميثاق شماره 7

6 – باقري ، سيامك (1386) تأثير دانش هاي استراتژيك بر موقعيت جمهوري اسلامي ايران ، فصلنامه حضور ، پژوهشكده تحقيقات اسلامي نمايندگي ولي فقيه در سپاه شماره 11

7 – باقري ، سيامك ( 1387 ) بسيج و مديريت قدرت نرم ، رويكرد سيستمي ، پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج دانشگاه امام صادق ( ع) مجموعه مقالات

8 – بوژان ، باري ( 1378 ) مردم ، دولتها و هراس ، مترجم : ناشر ، تهران : پژوهشكده مطالعات راهبردي

9 – ترابي ، طاهره ( 1387 ) بازخواني قدرت نرم با تأكيد بر فرهنگ ايراني اسلامي ( مقالات برگزيده همايش بسيج و قدرت نرم ، پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج دانشگاه امام صادق ( ع)

10 – جمالزاده ، ناصر ( 1387 ) نقش بسيج در توليد و توسعه قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج دانشگاه امام صادق ( ع)

11 – جوادي آملي ، عبداله (1378 ) علوم انساني ، هماهنگي وحي و عقل ، كتاب اول، پژوهشكده حوزه دانشگاه

12 – شعباني، محمدرضا (1387 ) بسيج ، شناخت و مديريت تحليل نرم ، دانشگاه امام صادق (ع) پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج

13 – عالم ،  عبدالرحمان (1373)  بنيادهاي علم سياست ، تهران ، نشر ني

14 – فوكو ، مشيل ( 1379) ايران روح يك جهاني بي روح ، ترحم نيكو سر خوش و افشين جانديده ، تهران نشر ني

15 – گودرزي ، غلامرضا ( 1387) فرهنگ بسيجي و نظام تصوير سازي آينده نگرانه از نظر قدرت نرم  دانشگاه امام صادق (ع) وپژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج

16 – متقي ، ابراهيم ( 1387 ) بسيج و توليد امنيت نرم ، دانشگاه امام صادق (ع) و  پژوهشكده مطالعات و تحقيقات بسيج

17 – محمدي ، يدالله ( 1388 ) انقلاب اسلامي و نقش تاريخ ساز امام خميني ( ره ) در توليد قدرت نرم ، نشر ساقي

18 – مرادي ، حجت اله ( 1388 ) قدرت و جنگ نرم از نظريه تا عمل ، تهران ، نشر ساقي

19 – نائيني ، علي محمد ( 1388 ) جهاني شدن فرهنگ و تهديد امنيت ملي ، نشر ساقي

20 – هاليدي ، فرد ( 1364 ) تكوين دومين جنگ سرد ، ترجمه هرمز همايول يو ، تهران انتشارات آگاه

21 – يمني دوري سرخابي ، محمد (1388) دانشگاه سازگار شونده يك فرايند پيچيده ، پژوهشكده مطالعات فرهنگي ، اجتماعي دزارت علوم

22 -  يمني دوري سرخابي ، محمد (1388) رويكردها و چشم انداز نو در آموزش عالي پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم


منبع : http://www.jangnarm.com  به نقل از پايگاه جنگ نرم و عمليات رواني

نصرت اله حيدري    ا    مدرس و عضو هيئت علمي دانشگاه

 

 

 


 

جنگ نرم و نيروهاي بازدارنده‌ي بومي

بهنام اسماعيلي؛ «امروز كار عمده‌ي دشمن در جنگ نرم، غبار پراكني در فضاي سياسي كشور است ... در تبليغات جهاني سعي مي‌كنند، واقعيات كشور را وارونه جلوه دهند و افرادي در داخل همان‌ها را بازتاب مي‌دهند.» اين عبارت، بخشي از سخنان عميق رهبر فرزانه‌ي انقلاب اسلامي در ديدار با جوانان، دانش‌جويان و دانشگاهيان در قم است.
روزي كه «رايس» وزير خارجه‌ي سابق آمريكا موفق شد نمايندگان كنگره‌ي اين كشور را قانع كند تا بودجه‌ي 75 ميليون دلاري براي تغيير رژيم جمهوري اسلامي ايران در اختيار سازمان سيا و مركز عمليات براندازي نرم اين سازمان يعني «خانه‌ي آزادي»[1]قرار دهد خود نيز هرگز باور نمي‌كرد كه آشوب سبز در داخل كشور رؤياي انقلاب آمريكايي را جاني دوباره خواهد بخشيد. رايس كه چندي بعد موفق شد 10 ميليون دلار ديگر به اين بودجه بيافزايد، در نزد نمايندگان كنگره چنين استدلال مي‌كند: «مي‌توانستيم با يك براندازي نرم از لهستان و با جنبش همبستگي تا پشت مرزهاي روسيه، انقلاب‌هاي رنگي را سامان دهيم و رژيم‌هاي حاكم را ساقط و رژيم‌هاي دموكراتيك مورد نظر آمريكا را به قدرت برسانيم. تنها راه براي تغيير نظام در ايران استفاده از همين تجربه است. اين حركت در ايران موازي با انقلاب نارنجي اكراين در سال 2004 ميلادي كه بسياري از جوانان به خيابان‌ها ريختند و نيروهاي امنيتي از شليك گلوله به مردم سر باز زدند، اتفاق افتاد.»

از زمان پيروزي انقلاب اسلامي دو رويكرد از سوي آمريكا و كشورهاي غربي جهت مواجه و مقابله با نظام جمهوري اسلامي ايران شكل گرفت. رويكرد نخست به تغيير رفتار از راه اعمال تحريم‌هاي اقتصادي و منزوي كردن جمهوري اسلامي ايران متمركز شد و در مقاطع مختلفي نيز مورد استفاده قرار گرفت. رويكرد دوم خواهان تغيير رژيم ايران بوده كه خود از دو راه دنبال مي‌شد. راه اول، به‌كارگيري قدرت سخت بود كه با تحميل جنگ 8 ساله‌ي عراق برضد ايران پي‌گيري شد و راه دوم كه پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و به‌خصوص پس از رخداد 11 سپتامبر 2001 ميلادي با جديت بيش‌تري دنبال شد، استفاده از قدرت نرم و توسل به شيوه‌هاي براندازي نرم باز مي‌گردد. در اين بين پيامدهاي ناگوار به‌كارگيري قدرت سخت در جنگ با افغانستان و عراق از يك سو و تجربه‌ي موفق انقلاب رنگي در كشورهايي نظير اكراين از سوي ديگر بيش از پيش واشنگتن را جهت توسل به قدرت نرم براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران ترغيب نمود. هم‌چنين شكست طرح‌هاي مختلف جهت براندازي نظام جمهوري اسلامي به وسيله‌ي روش‌هاي سخت نظير تهاجم نظامي، تحريم اقتصادي نيز مزيد بر علت شد و ايالات متحده‌ي آمريكا را به سوي اتخاذ شيوه‌هاي براندازي نرم برضد جمهوري اسلامي ايران سوق داد.

«ادوارد شرلي» عضو عالي رتبه‌ي سازمان جاسوسي آمريكا مي‌گويد: «كليد اصلي يك تغيير بنيادي در سياست‌هاي ايران از بين بردن خصوصيت‌هاي انقلابي رژيم ايران است و اين فقط با تحريم اقتصادي به دست نمي‌آيد بلكه بايد نفوذ روحانيت را از بين برد و عقايد انقلابي از درون تهي شود.» برخي از مؤسسه‌ها و بنيادهاي آمريكايي براي جذب و شكار برخي از اقشار خاص جامعه، به منظور اهداف براندازانه اقدام به اجراي پروژه‌هاي مختلف و فريبنده مانند: «ديپلماسي عمومي، ديپلماسي علمي، ديپلماسي رسانه‌اي» و مواردي از اين دست كرده‌اند تا بدين شكل و با اتخاذ رويكرد جنگ نرم در فضاي عمومي جامعه اثر گذاري نمايند به طوري كه بيش از 70 مؤسسه و بنياد با تقسيم كاري پيچيده به حمايت از مخالفان انقلاب اسلامي و مرتبط با جنگ نرم مي‌پردازند. متأسفانه ارتباطات بي‌ضابطه‌ي برخي از افراد و نخبگان سياسي با بيگانگان و كم رنگ شدن مرزهاي هويتي آنان با گروه‌هاي ضدانقلاب ضمينه ساز بخش عمده‌اي از اقدام‌هاي ضدامنيتي پس از انتخاب دوره‌ي دهم رياست جمهوري بود.

مركز بين‌المللي درگيري‌هاي غيرخشونت‌آميز به رياست «پيتر آكرمن» و سازمان آموزش و مبارزه‌ي غيرخشونت‌آميز استراتژيك به رياست «رامين احمدي» در دبي و هامبورگ براي برخي از فعالان ايراني كارگاه‌هاي آموزش مبارزه‌ي نرم برگزار كرده‌اند. آكرمن و احمدي در مقاله‌اي كه 4 ژانويه‌ي 2006 ميلادي با عنوان آينده‌ي ايران، خيابان‌ها را نگاه كنيد، آورده‌اند: «مخالفين نمي‌دانند كه اعتراض‌هايشان را چگونه سازماندهي كنند. سازمان‌هاي غيردولتي سراسر جهان بايد اقداماتشان را در راستاي جامعه‌ي مدني ايران، گروه‌هاي فعال زنان، اتحاديه‌ها و روزنامه نگاران در ايران گسترش دهند و در نهايت رسانه‌هاي جهان بايد پوشش منظم جريان اعتصاب‌ها، اعتراض‌ها و ديگر اقدام‌هاي مخالفان را شروع كنند.»

در سال‌هاي قبل از انتخابات دوره‌ي دهم رياست جمهوري شاهد سفرهاي متعدد روزنامه نگاران و خبرنگاران رسانه‌هاي مختلف كشور به كشورهايي هم‌چون «هلند، انگليس، فرانسه، ايتاليا، هند، ژاپن و ...» بوده‌ايم. در اين سفرها عناصري چون «اليزابت چني»، «خاوير سولانا» و «فرح كريمي» ميزبان روزنامه نگاران ايراني بودند كه طي آن با تشكيل كلاس‌هاي آموزشي، با تدريس كتاب‌هايي مانند: «از شورشيان آرمان خواه تا مبارزان بي آرمان» تأليف «جين شارپ» همراه بوده است. دولت هلند نيز با تصويب بودجه‌ي 15 ميليون يورويي تحت عنوان پلوراليزم رسانه‌اي در ايران كه بر مبناي آن مؤسسه‌ي هلندي «هيفوس» و ده‌ها مؤسسه و بنياد ديگر وظيفه‌ي پشتيباني مالي از روزنامه‌نگاران، رسانه‌هاي مكتوب و ديجيتال را عهده‌دار شده و تدارك مالي و فني روزنامه‌نگاران تجديد نظر طلب را برعهده داشته است.

«لرد بالتيمور» تحليل‌گر مسايل سياسي طي مقاله‌اي تحليلي كه در پايگاه خبري «خانه‌ي شفاف‌سازي اطلاعات» منعكس شد درباره‌ي دخالت رسانه‌هاي غربي در وقايع پس از انتخابات نوشته است: «رسانه‌هاي غربي به طور روشن در قضاياي ايران موضع‌گيري كرده و توانسته‌اند مخاطبان از همه جا بي‌خبر خود را به وسيله‌ي گزارش‌هاي خبري مربوط به اعتراض‌هاي خياباني بعد از انتخابات ايران به سمت و سوي مورد نظر خود ببرند و خيابان‌هاي تهران با مداخله‌ي رسانه‌هاي غربي شاهد برخي آشوب‌ها در حمايت از نامزد مورد نظر غرب بود.»

«لرد بالتيمور» تحليل‌گر مسايل سياسي درباره‌ي دخالت رسانه‌هاي غربي در وقايع پس از انتخابات نوشته است: «رسانه‌هاي غربي به طور روشن در قضاياي ايران موضع‌گيري كرده و خيابان‌هاي تهران با مداخله‌ي رسانه‌هاي غربي شاهد برخي آشوب‌ها در حمايت از نامزد مورد نظر غرب بود.»

بالتيمور با اشاره به برخي اقدام‌هاي دولت آمريكا براي ايجاد شكاف ميان مردم و دولت اين طور مي‌نويسد: «سال 2005 ميلادي دولت آمريكا اقدام به تأمين مالي گروه‌هايي مي‌كرد كه به عنوان سازمان‌هاي تروريستي از سوي آمريكا براي ايجاد خشونت و حمله در ايران تعيين شده بودند تا از اين راه موجبات بي‌ثبات سازي دولت ايران را فراهم سازد. حمايت از گروهك منافقين، «ريگي» در سيستان و بلوچستان و «پژاك» در كردستان از اين شمار است.»

وي با اشاره به برنامه‌ريزي قبلي آمريكا براي انقلابي موسوم به «انقلاب سبز» در ايران مي‌نويسد: ««كنت تيمرمن» مدير اجرايي بنياد دموكراسي ايران يك روز قبل از انتخابات رياست جمهوري ايران به «مك آدامز» گفته بود كه صحبت‌هايي در رابطه با يك انقلاب سبز در تهران در جريان است.» تيمرمن پيش از اين نوشته بود: «ميليون‌ها دلار طي دهه‌ي اخير براي ايجاد انقلاب رنگي شبيه اكراين با آموزش فعالان سياسي هزينه شده است و مقداري از آن به دست گروه‌هاي حامي «ميرحسين موسوي» رسيده است كه روابطي نيز با سازمان‌هاي غيردولتي خارج از ايران داشته‌اند.»

سال 2007ميلادي شبكه‌ي تلويزيوني (ABC NEWS) گزارش داد: «جورج بوش يك حكم محرمانه را امضا كرده است كه براساس آن سازمان جاسوسي آمريكا سيا، مأموريت يافته تا يك عمليات پنهاني براي بي‌ثبات سازي دولت ايران انجام دهد كه اين عمليات‌ها شامل يك ستاد هماهنگ از بنگاه‌هاي خبر پراكني، تهيه و تنظيم مقالات روزنامه‌هاي مخالف، دست كاري و تغيير پول در گردش ايران و تراكنش بانكي بين المللي است.»

كميته‌ي خطر جاري يكي از مراكز مطالعات استراتژيك آمريكا است. بسياري از اعضاي اين كميته ژنرال‌ها و ديپلمات‌هاي بازنشسته‌ي آمريكايي هستند كه با تكيه بر تجربيات خود خطرهاي پيش روي ايالات متحده‌ي آمريكا را در جهان پيش‌بيني نموده و در اختيار كاخ سفيد قرار مي‌دهند. اين كميته در اواسط سال 2006 ميلادي طي گزارشي كه توسط «مارك پالمر» از استراتژيست‌هاي معروف آمريكايي كه در دستگاه ديپلماسي آمريكا از وي به عنوان يكي از نوآوران سياست خارجي ايالات متحده نام مي‌برند تهيه و تنظيم شده بود جمهوري اسلامي ايران را خطري جدي براي اهداف آمريكا در منطقه دانسته و از برپايي آشوب‌هاي خياباني به عنوان يك اهرم براي تضعيف نظام اسلامي ايران ياد مي‌كند. در اين گزارش آمده است كه ساختار جمهوري اسلامي ايران به‌گونه‌اي است كه برخلاف كشورهاي آسياي ميانه، تغيير آن از راه آشوب‌هاي خياباني امكان پذير نيست زيرا گردش قدرت و مسؤوليت با رأي مردم در جريان انتخابات آزاد است و پيوند عميقي بين مردم و نظام جمهوري اسلامي ايران وجود دارد و تنها از آشوب‌هاي خياباني و اعتراض‌ها مي‌توان نظام جمهوري اسلامي ايران را تضعيف نمود و آن را به مسايل جانبي مشغول ساخت.

«جان بولتون» سفير سابق ايالات متحده‌ي آمريكا در سازمان ملل نيز در اظهارنظري مي‌گويد: «ما اول سعي مي‌كنيم رژيم را بي‌ثبات كنيم با شكست آن، حمله‌ي نظامي مي‌كنيم با اجراي اين استراتژي ايران بابت ساده لوحي جوانان سكولار خود و بابت اشتباهي كه روحانيون در اعتماد كردن به موسوي مرتكب شدند يا استقلال يا خون خواهند پرداخت.» بررسي‌ها در خصوص دخالت غرب نشان از آن است كه اكثر كشورهاي اروپايي و آمريكايي برخلاف اصول شناخته شده‌ي جهاني، عموماً از آشوب‌گران فرصت طلب حمايت كرده و هدايت و ترويج آشوب و هرج و مرج از سوي اين كشورها و رسانه‌هاي آن‌ها به روشني قابل رصد بوده است. آن‌چه مشخص است اين‌كه حتي جمله‌اي در اظهارنظر مقام‌هاي مدعي دموكراسي وجود ندارد كه در آن بتوان ردپايي از دعوت به آرامش، مصالحه و رعايت قانون مشاهده كرد.

زماني كه برنامه‌ريزي و طراحي دشمن و ايادي داخلي آن‌ها با هوشمندي رهبري فرزانه‌ي انقلاب اسلامي، مردم و مسؤولان امنيتي و نظامي كشور به ويژه حضور مقتدرانه‌ي بسيج مردمي در سطح شهر تهران، مديريت و كنترل شد و حلقه‌هاي اصلي تصميم‌گير در پشت صحنه، از اعضاي گروهك منافقين گرفته تا «جواسيس» صهيونيست متلاشي شدند، غرب در چرخشي وارونه از مواضع قبلي خود بازگشت و اعلام كرد كه انتخابات و حوادث مربوط به آن مسأله‌اي داخلي است و غرب نبايد در اين خصوص مداخله نمايد.

«گري سيك» از اعضاي برجسته‌ي سازمان سيا و تحليل‌گر مسايل خاورميانه در سايت شخصي خود اين طور مي‌نويسد: «من به راه‌هايي براي پيروزي با كم‌ترين كشتار و خون‌ريزي فكر مي‌كنم. ما بايد توجه خود را به نقش روز افزون سپاه پاسداران و بسيج معطوف كنيم. اما چگونه اپوزيسيون مي‌تواند بدون جنگ و درگيري آن‌ها را خلع سلاح كند. آن‌چه مشخص است اين‌كه در ايران يك جنبش اجتماعي تلاش مي‌كند تا بدون توسل به رويارويي و درگيري نظامي در كارزار سياسي برضد نيروهاي نظامي به پيروزي برسد.» طبق گفته‌ي «كلاشويتز» هر ماشين نظامي يك مركز ثقل دارد چنانچه در صدد به حداقل رساندن خسارت و كوتاه كردن جنگ باشيد، اين مركز ثقل هدف و محور خواهد بود. مايلم كه بگويم آن مركز ثقل در تمايز بين حوزه‌ها و قلمروهاي مذهبي و غيرمذهبي قرار دارد. سپاه پاسداران و بسيج را به طور كارا از ميدان خارج كنيد. تا اين اتفاق رخ ندهد. هيچ يك از اين تلاش‌ها نتيجه نخواهد داد. خلاصه آن كه اپوزيسيون بايد در آرامگاه آيت الله خميني(ره) بست بنشيند. جداي از موسوي و همسرش، شماري از افراد كه صلاحيت‌شان در هاله‌اي از شك و ترديد قرار دارد و كساني كه طي دو دهه‌ي گذشته در عرصه‌ي سياست فعال نبودند بايد به اين حركت بپيوندند. «سيدعلي رضا بهشتي»، «همسر شهيد رجايي»، «همسر شهيد همت» و برخي از اعضاي خانواده‌ي آيت‌الله خميني(ره) مانند «سيد حسن»، «زهرا» (عمه‌اش) و «علي اشراقي» از جمله اسامي هستند كه به ذهن من مي‌آيد، حتي «علي مطهري» را نيز بايد به پيوستن به اين حركت ترغيب نمود.»

در كنار اين تحليل‌گران، نظريه‌پردازاني هم‌چون «جين شارپ» با كمك دو سرمايه‌دار صهيونيست به نام‌هاي «جورج سوروس» و «رابرت مورداك» كه يكي مراكز ارزي و نفتي دنيا را در دست دارد و ديگري مراكز رسانه‌اي هم‌چون ده‌ها روزنامه و تلويزيون را در اختيار گرفته، به سرعت كودتاي رنگي را در گرجستان، اوكراين، قرقيزستان و... با سرمايه‌گذاري اندك و برداشت هنگفت و استفاده از عناوين دروغيني چون مردم سالاري و آزادي آن هم با بهره‌گيري از فرصت‌هاي انتخاباتي كه جامعه در هيجانات خاص خود قرار دارد با موفقيت پشت سر گذاشتند و يك انقلاب رنگي را در اين كشورها شكل دادند. دستگاه‌هاي جاسوسي سيا و موساد با خريداري فرماندهان نظامي در اين كشورها و معرفي نامزد مورد نظر خود و با ايجاد فتنه، آشوب و حمله به مراكزي چون راديو و تلويزيون، مجلس و كاخ رياست جمهوري كودتا را به سر انجام مي‌رساندند. اما در جمهوري اسلامي ايران اين امكان براي همراهي نيروهاي نظامي كه خود از بدنه‌ي ملت و مردم بودند وجود نداشت و در كنار نيروهاي مسلح ايران مستشاران آمريكايي قرار نداشتند تا خط و خطوط بيگانه‌پرستي و خيانت را توجيه كنند. در اين بين سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسيج خود دو نيروي پاسدار انقلاب اسلامي و دست ‌آوردهاي آن هستند كه شاداب و قدرتمند در تمامي صحنه‌هاي انقلاب حضور دارند و بدين علت بود كه هم در دوره‌ي اصلاحات و هم در فتنه‌ي بعد از انتخابات رياست جمهوري، سپاه و بسيج بيش‌تر از هر زمان ديگري مورد تهاجم قرار گرفتند و به وضوح مشخص گشت كه اسكوپ جنگ نرم، سپاه و بسيج است.

منبع : فارس
بهنام اسماعيلي

 


 


قدرت نرم و رهبري

اشاره

مشكل اصلي غرب، فقدان رهبري در نهادهاي انساني است؛ ژوزف ناي براي نخستين­‌بار در خصوص اينكه "موضوع قدرت نرم و رهبري" چه مفهومي است و به چه نحو با ديگر وظايف رهبري ارتباط مي­يابد، تعريفي عرضه مي­كند. رهبري همراه با جذابيت رويه گام به گامي را پديد مي‌آورد بدين صورت كه رهبران در هر سطحي مي‌توانند آن را براي ايجاد قدرت نرم در سازمان خود به كار برند. همچنين ناي فرايند به كارگيري قدرت نرم را در عمل رهبري تعيين مي‌كند، چرا كه عمل بدون قدرت نرم، افتان و خيزان راه رفتن در تاريكي است و رهبري بدون قدرت نرم و اقناع، شعري ضعيف و بي‌محتواست. او سعي مي‌كند با توجه به هنجارهاي موجود در غرب در اين مقاله به توصيف، تبيين و پيش‌بيني رفتار رهبران با توجه به كاركرد و كاربرد قدرت اقناع و جذابيت در فرايند رهبري بپردازد.

واژگان كليدي: قدرت نرم، رهبري، اقناع، جذابيت، قدرت سخت.

مقدمه

تناقضي مهم در اينكه قدرت صرف و مطلق امريكا، بي‌چون و چرا و بلامنازع است، نهفته است. نيروهاي امريكايي در حدود 130 كشور دنيا مستقر هستند و هيچ ارتش رقيبي توان به چالش كشيدن آن را در زمين بازي ندارد. اما هم‌زمان كه برتري نظامي امريكا افزايش يافته، توانايي‌اش براي متقاعد كردن در بسياري از مناطق دنيا حتي ميان متحدان قديمي‌اش بسيار كاهش يافته است. در اظهارات پيش رو كه در مارس 2004 در مركز رهبري مردم در كنفرانسي با عنوان "سوءاستفاده از قدرت" خطابه شد، ميان قدرت سخت (قدرت براي اجبار) و قدرت نرم (قدرت براي جذب) تمايز قائل شده‌ام. آنچه در ادامه مي‌آيد، متن اين سخنراني است بر اساس تعريف واژه‌نامه، رهبري به معناي پيش رفتن يا نشان دادن راه است. رهبري كردن به نوعي كمك به يك گروه است تا هدف مشترك خود را تعريف كند و به آن دست يابد. رهبري داراي سطوح و انواع متعدد است كه همه آنها در ارتباط با پيروان، وجهي مشترك دارند. از اين رو، رهبري و قدرت به طور تفكيك‌ناپذيري در هم تنيده شده‌اند. در ادامه استدلال خواهم كرد بسياري از مهارت‌هاي رهبري از قبيل ايجاد بينش و تصور، برقراري ارتباط با آن، جذب و انتخاب افراد توانمند، نماينده انتخاب كردن و تشكيل ائتلاف‌ها بستگي به چيزي دارد كه من قدرت نرم مي‌نامم. اما نخست بايد بپرسيم قدرت چيست؟

1-  قدرت چيست؟

در كلي‌ترين شكل، قدرت به معناي توانايي به دست آوردن نتايجي است كه فرد مي‌خواهد. به ويژه، قدرت يعني توانايي نفوذ بر رفتار ديگران به منظور كسب نتايجي كه فرد مي‌خواهد. اما چندين روش براي تحت تأثير قرار دادن رفتار ديگران وجود دارد:

·          شما مي‌توانيد با تهديد افراد را به انجام كاري مجبور كنيد.

·          شما مي‌توانيد با پاداش افراد را به انجام كاري تشويق كنيد.

·          شما مي‌توانيد افراد را جذب كرده و عضو كنيد.

گاهي من مي‌توانم بي آنكه فرماني بدهم رفتار شما را تحت تأثير قرار دهم. اگر شما بر اين باوريد كه اهداف من مشروع‌اند، پس من مي‌توانم بدون به كارگيري تهديد يا ترغيب شما را متقاعد كنم. براي نمونه، كاتوليك‌هاي وفادار ممكن است از تعاليم پاپ دربارة اعدام پيروي كنند، اما نه به خاطر تهديد حكم تكفير، بلكه به خاطر احترام براي اقتدار اخلاقي‌اش. همچنين برخي مسلمانان افراطي، ممكن است مجذوب حمايت از اعمال اسامه‌بن‌لادن باشند، اما نه به خاطر پاداش‌ها يا تهديدات او، بلكه به خاطر اينكه مشروعيت اهدافش را باور دارند.

از نظر سياست‌مداران واقع‌بين‌ و افراد عادي، به طور معمول اين پرسش‌هاي مرتبط با رفتار و انگيزه، بسيار پيچيده‌اند. از اين رو آنها به تعريف ميان‌بر قدرت توجه دارند و آن را به معناي داشتن توانمندي‌ها يا منابعي تعريف مي‌كنند كه مي‌تواند بر نتايج تأثيرگذار باشد. كسي كه اقتدار، ثروت يا شخصيت جذابي دارد، قدرتمند ناميده مي‌شود. در دومين تعريف طبق سياست بين‌الملل، قدرت يعني داشتن منابع. مطابق اين تعريف، كشور قدرتمند:

·          جمعيت به نسبت زيادي دارد؛

·          داراي سرزمين است؛

·          منابع طبيعي دارد؛

·          قدرت اقتصادي دارد؛

·          نيروي نظامي دارد و

·          از ثبات اجتماعي برخوردار است.

مزيت تعريف دوم اين است كه قدرت را عيني‌تر، سنجش‌پذير و قابل پيش‌بيني مي‌كند. قدرت در اين معنا شبيه نگه داشتن ورق‌هاي بالا و مهم در بازي ورق است. اما اين تعريف مشكلاتي نيز به همراه دارد؛ زماني كه افراد، قدرت را مترادف با منابع توليدكنندة آن، تعريف مي‌كنند گاهي با تناقض روبه‌رو مي‌شوند. زيرا آنها كه از قدرت بهره‌مندند، همواره نتايج موردنظر خود را به دست نمي‌آورند.

داشتن منابع قدرت، همواره نتيجه‌اي را كه مي‌خواهيد به دست آوريد، تضمين نمي‌كند. براي نمونه، به لحاظ منابع، امريكا بسيار قدرتمندتر از ويتنام بود، امّا نتيجه موردنظر را در آن كشور به دست نياورد. همچنين اين كشور تنها اَبَرقدرت جهان در سال 2001 بود، اما نتوانست از بروز حادثه يازده سپتامبر جلوگيري كند. تبديل منابع به قدرت محقق‌شده در معناي كسب نتايج مطلوب، نيازمند استراتژي‌هاي خوب طراحي‌شده و رهبري ماهر است. اما استراتژي‌ها اغلب نامناسب هستند و رهبران نيز غير منصفانه، قضاوت مي‌كنند؛ همانند هيتلر در سال 1941 و صدام در سال 1990.

سنجش قدرت در چارچوب منابع ناكافي (شورت هَند[2])، ناقص اما مفيد است. تخمين اول در هر بازي، كمك مي‌كند تا بفهميد چه كسي ورق‌هاي بالا را در دست دارد. اهميت آن برابر با اين نكته است كه بفهميم كدام منابع، بهترين پاية رفتاري عامل قدرت، در يك بستر خاص است. منابع قدرت، بدون شناخت بستر آن نمي‌تواند مورد داوري قرار گيرد. پيش از آنكه قضاوت كنيد چه كسي ورق‌هاي بالا را نگه داشته است، بايد بدانيد چه بازي‌اي را انجام مي‌دهيد و ارزش ورق‌هايي كه ممكن است تغيير كند چقدر است.

در برخي موقعيت‌ها، افرادي كه داراي جايگاه والايي هستند، دستور مي‌دهند يا ثروت دارند، قدرتمندترين افراد تلقي نمي‌شوند. اين چيزي است كه انقلاب‌ها حول و‌ حوش آن شكل مي‌گيرند.


قدرت نرم

همگان قدرت سخت را مي‌شناسند. به خوبي مي‌دانيم قدرت نظامي و اقتصادي، اغلب ديگران را وادار مي‌كند موضع خود را تغيير دهند. قدرت سخت، مي‌تواند مبتني بر تشويق (هويج) يا تهديد (چماق) باشد. اما گاهي شما مي‌توانيد نتايجي را كه مي‌خواهيد بدون تهديد يا پاداش عيني به دست آوريد. از شيوه غير مستقيم به دست آوردن خواسته‌ها و آمال به "چهره دوم قدرت" ياد مي‌شود. ممكن است كشوري نتايجي را كه در سياست بين‌الملل مي‌خواهد به دست آورد، و كشورهاي ديگر نيز تمايل يابند كه از او پيروي كنند، ارزش‌هايش را بپذيرند، از الگويش تقليد كنند و آرزوي سطح رفاه و آسايش آن را بكنند. به اين معنا، در دستور كار قرار دادن و جذب ديگران نيز مهم است و لزوماً براي تغيير دادن آنان، نيازي به تهديد با اقدامات اجباري و زوري نيست. اين قدرت نرم – ديگران را واداشتن براي خواستن نتايجي كه شما مي‌خواهيد – به جاي اجبار كردن ديگران، افراد را جذب مي‌كند.

قدرت نرم، مبتني بر توانايي شكل‌ دادن اولويت‌هاي ديگران است. در سطح شخصي، ما با قدرت جذابيت و فريبندگي آشنا هستيم. براي نمونه، در يك رابطه يا يك ازدواج، قدرت به ناچار در اختيار طرف بزرگ‌تر نيست، بلكه در اختيار كسي است كه جذبه مرموز فريبندگي دارد. همچنين در جهان تجارت، مديران اجرايي باهوش به خوبي مي‌دانند كه رهبري تنها دستور دادن نيست، بلكه الگو بودن و جذب ديگران است تا آنچه را كه شما مي‌خواهيد انجام دهند. از اين رو اداره كردن يك سازمان بزرگ با دستور دادن صرف، مشكل است مگر اينكه بتوانيد ارزش‌هايتان را به ديگران بقبولانيد. به همين ترتيب، رفتارهاي جامعه مبتني بر انتظامات پليسي، عمدتاً بستگي به سياست‌گذاري‌هاي كاملاً دوستانه و جذبه دارد تا اينكه جامعه بخواهد براي رسيدن به اهداف مشترك به اين رفتارها بپردازد.

رهبران سياسي نيز قدرتي را كه از جذبه نشئت مي‌گيرد به خوبي درك مي‌كنند. اگر من بتوانم شما را وادار كنم كاري را انجام دهيد كه خودم مي‌خواهم، در آن صورت نيازي به استفاده از هويج يا چماق نيست تا شما را تشويق يا مجبور به انجام آن كار كنم. به اين ترتيب، در حالي كه رهبران در كشورهاي اقتدارگرا مي‌توانند از زور استفاده كنند و فرمان صادر كنند، سياست‌مداران در دمكراسي‌ها عمدتاً بر تركيب تشويق و جذبه تكيه مي‌كنند. قدرت نرم، ركن اصلي سياست دمكراتيك است. توانايي اولويت‌بندي با سرمايه‌هاي ناملموسي از قبيل شخصيت جذاب، فرهنگ، نهادها و ارزش‌هاي سياسي و سياست‌هايي پيوند مي‌خورد كه مشروع تلقي مي‌شوند يا اقتدار اخلاقي دارند. اگر رهبري نماينده ارزش‌هايي باشد كه ديگران مي‌خواهند از آن ارزش‌ها پيروي كنند، مطيع كردن آنها هزينه كمتري براي او خواهد داشت.

قدرت نرم، تنها همانند نفوذ نيست. گذشته از همه اينها، نفوذ نيز مي‌تواند مبتني بر قدرت سخت تهديدات يا پاداش‌ها باشد. قدرت نرم، فراتر از صرف اقناع يا توانايي تغيير دادن عقيدة مردم با استدلال است؛ گرچه بخشي مهم از آن تلقي مي‌شود. قدرت نرم، توانايي جذب است و اين جذب، اغلب راه به رضايت و تسليم مي‌برد. به لحاظ منابع، منابع قدرت نرم، سرمايه‌هايي هستند كه مي‌توانند چنين جذبي را توليد مي‌كنند. براي فهم اينكه يك سرمايه خاص يك منبع قدرت نرم است كه جذب را توليد مي‌كند، مي‌توان با نظرسنجي از مردم و گروه‌هاي كانون به اين امر دست يافت. افزون بر اين، براي درك اين موضوع كه جذب نيز به نوبة خود نتايج سياسي مطلوب را به وجود مي‌آورد، بايد در موارد خاص، مورد داوري قرار گيرد. اما شكاف ميان قدرتي كه به عنوان منابع، مورد سنجش قرار مي‌گيرد و قدرتي كه به عنوان نتايج رفتار، مورد داوري قرار مي‌گيرد منحصر به قدرت نرم نيست. در واقع، آن در همه اشكال قدرت روي مي‌دهد.

يكي از راه‌هاي تأمل درباره تفاوت بين قدرت سخت و نرم، بررسي انواع شيوه‌هايي است كه به وسيله آنها مي‌توانيد نتايج دلخواه را به دست آوريد:

·     شما مي‌توانيد به من دستور دهيد تا اولويت‌هايم را تغيير بدهم. همچنين مي‌توانيد با تهديد كردن من با زور يا با تحريم‌هاي اقتصادي به نتايج مطلوب خود دست يابيد.

·  شما مي‌توانيد با استفاده از قدرت اقتصادي‌تان براي پرداخت پول به من، مرا تشويق كنيد تا آنچه را كه مي‌خواهيد انجام دهم.

·  شما مي‌توانيد با در دستور قرار دادن روشي كه واقع‌بينانه نبودن آرزوهاي افراطي مرا نشان دهند، اولويت‌هايم را محدود كنيد.

· شما مي‌توانيد با احساس‌گيرايي، عشق يا وظيفه در روابطمان جذابيت داشته باشيد و نيز با تفاهم در خصوص ارزش‌هاي مشترك‌مان درباره حقانيت و درستي كمك به كساني كه اهداف و ارزش‌هاي مشترك دارند، جذابيت داشته باشيد.

اگر من متقاعد شوم بدون هيچ تهديد آشكاري با اهداف شما موافقت كنم – به طور خلاصه، اگر رفتارم داراي جذابيتي قابل مشاهده اما ناملموس باشد – قدرت نرم كارساز خواهد بود. قدرت نرم، نوعي متفاوت از ارز را به كار مي‌برد (نه زور و نه پول) تا همكاري، جذابيت ارزش‌هاي مشترك و درستي و وظيفه كمك براي رسيدن به آن ارزش‌ها را فراهم آورد.

اگر رهبري در چشم ديگران مشروعيت داشته باشد، كمتر با مقاومت روبه‌رو مي‌شود. اگر فرهنگ و ايدئولوژي، جذابيت داشته باشد، ديگران با اراده، پيرو آن خواهند بود. اگر حكومت، شركت يا سازمان از قوانيني پيروي كند يا قوانيني داشته باشد كه متناظر با منافع و ارزش‌ها باشد، اعمالش بيشتر در چشم ديگران مشروعيت خواهد داشت. همچنين اگر بتواند با حمايت تعدادي از نهادها ديگران را براي محدود كردن فعاليت‌هايشان به روشي كه ترجيح مي‌دهد، تشويق كند، چندان نيازي براي هزينه كردن هويج و چماق نخواهد بود. همان‌طوري كه آدام اسميت تصريح كرد، افراد در هنگام تصميم‌گيري در بازار آزاد با دست نامرئي هدايت مي‌شوند، تصميم‌هايمان در بازار ايده‌ها نيز اغلب به وسيله قدرت نرم شكل مي‌گيرد، يعني جذابيتي ناملموس ما را متقاعد مي‌كند بدون تهديد آشكار يا انجام دادن مبادله‌اي با ديگران همگام شويم.


تأثير متقابل قدرت سخت و نرم

بي‌گمان قدرت سخت و نرم، با يكديگر در ارتباط هستند؛ زيرا هر دو جنبه‌هايي از توانايي براي تحقق هدف فرد با نفوذ بر رفتار ديگران را دربر دارند. تمايز ميان اين دو، در ماهيت رفتار و در ملموس بودن منابع است. قدرت دستور و فرمان دادن (توانايي براي تغيير آنچه ديگران انجام مي‌دهند)، مي‌تواند مبتني بر زور يا تشويق باشد. قدرت جذابيت (توانايي براي شكل دادن آنچه ديگران مي‌خواهند)، مي‌تواند مبتني بر جذابيت فرهنگ و ارزش‌هاي يك كشور يا توانايي دست‌كاري در دستور كار گزينه‌هاي سياسي با روشي باشد كه ديگران را وادار ‌كند در ابراز برخي اولويت‌ها -  كه به نظر مي‌رسد بسيار غير واقع‌بينانه باشد- شكست را قبول كنند. ميان فرمان و جذابيت، طيفي گسترده از رفتار وجود دارد كه از اجبار گرفته تا تشويق اقتصادي و در دستور كار قرار گرفتن تا جذابيت خالص را شامل مي‌شود. منابع قدرت نرم با جذابيت پيوند خورده است و در آخر طيف اين رفتارها قرار دارد، در حالي كه منابع قدرت سخت، به طور معمول با رفتار فرماندهي پيوند خورده، اما رابطه آن ناقص است. براي نمونه، گاهي افراد با شنيدن افسانه‌هاي حتي باورنكردني جذب قدرت فرماندهي ديگران مي‌شوند، درست همان‌گونه كه اسامه‌بن‌لادن در يكي از نوارهاي ويدئويي‌اش مي‌گويد: «زماني كه مردم يك اسب قدرتمند و يك اسب ضعيف مي‌بينند، طبيعي است آنها اسب قدرتمند را دوست دارند.»

براي بيان نمونة ديگري در اين مورد در تاريخ امريكا مي‌توان به رئيس‌جمهور جان اف‌كندي اشاره كرد. او به رغم نظرسنجي‌هاي منفي، در سال 1961 دست به آزمايش هسته‌اي زد؛ زيرا او نگران برداشت‌هاي جهاني از دست‌آوردهاي شوروي در مسابقه تسليحاتي بود. كندي "مي‌خواست شخصيت و جايگاه قدرت نرم امريكا را در ازاي دست‌آوردهاي مسير سخت‌تر شخصيت نظامي قرباني كند."

قدرت نرم و سخت گاهي يكديگر را تقويت مي‌كنند و گاهي در مقابل هم قرار مي‌گيرند. رهبري كه سعي در جلب محبوبيت دارد، ممكن است از اعمال قدرت سخت متنفر باشد، اما رهبري كه به دنبال امر و نهي كردن است، بي‌آنكه به تأثيرات قدرت نرم آن توجهي كند، ممكن است با افراد ديگري روبه‌رو شود كه بر سر راه قدرت سختش موانعي ايجاد مي‌كنند. هيچ‌كس دوست ندارد احساس آلت دست قرار گرفتن كند، حتي توسط قدرت نرم.

گاهي منابع قدرت، به يكسان مي‌توانند بر طيف وسيع رفتار از جذابيت گرفته تا اجبار تأثير بگذارند. در بسياري از موقعيت‌هاي جهان واقعي، انگيزه‌هاي افراد مختلط هستند. افزون بر اين، تمايز ميان قدرت سخت و نرم، هم به ماهيت رفتار و هم به ملموس بودن منابع مربوط است. هر دو جنبه‌هايي از توانايي هستند تا فرد با نفوذ در رفتار ديگران به اهدافش برسد.


محدوديت‌هاي قدرت نرم

برخي شكاكان به ايده قدرت نرم اعتراض مي‌كنند؛ زيرا آنها قدرت را به طور محدود در قالب دستورها و فرمان‌ها يا كنترل فعال، مي‌نگرند. از نظر آنها، تقليد يا جذابيت چيزي بر قدرت نمي‌افزايد و قدرت بيشتري در نتايج سياست توليد نمي‌كند. افزون بر اين، تقليد همواره نتايج مطلوب را به همراه ندارد. براي نمونه، در دهه 1980، ژاپن به خاطر فرايندهاي صنعتي نوآورانه‌اش به طور گسترده مورد استقبال قرار گرفت، اما تقليد شركت‌ها در كشورهاي ديگر–كه پيش از اين نيز انجام گرفته بود - قدرت بازار ژاپني‌ها را به طور محسوسي كاهش نداد. به همين‌گونه، ارتش‌ها نيز پيوسته تقليد مي‌كنند و تاكتيك‌هاي مخالفان خود را خنثي مي‌سازند و از رسيدن آنها به نتايج دلخواهشان جلوگيري مي‌كنند. چنين مشاهداتي درست هستند، اما آنها از اين نكته غافل‌اند كه جذابيت اغلب به شما امكان مي‌دهد تا آنچه را مي‌خواهيد به دست آوريد. شكاكاني كه مي‌خواهند قدرت را فقط به مثابه به كارگيري ارادي فرمان و كنترل تعريف كنند از چهره دوم يا "ساختاري" قدرت غافل‌اند؛ يعني توانايي به دست آوردن نتايج دلخواه، بدون اينكه افراد را مجبور كنيد رفتارشان را از طريق تهديدات يا پاداش‌ها تغيير دهند.

به طور هم‌زمان، تشريح شرايطي كه در آن جذابيت، احتمال دارد به نتايج مطلوب دست يابد يا دست نيابد بسيار حائز اهميت است. تمامي قدرت به متن بستگي دارد (يعني تحت چه شرايطي)، اما قدرت نرم بيشتر از قدرت سخت به وجود اراده مفسران و دريافت‌كنندگان بستگي دارد. افزون بر اين، جذابيت اغلب به جاي توليد يك عمل خاص قابل مشاهده، تأثيري پراكنده در به وجود آمدن نفوذ عمومي دارد. همان‌طوري كه پول مي‌تواند سرمايه‌گذاري شود، سياست‌مداران نيز از انباشت و ذخيره سرمايه سياسي سخن مي‌رانند تا در شرايط و اوضاع آينده، آن را برداشت كنند.

البته، چنين حسن نيّتي ممكن نيست در نهايت مورد احترام قرار گيرد و توزيع و تأثير متقابل كمتر از يك رابطه مستقيم ملموس‌تر است. بي‌ترديد، تأثيرات غير مستقيم جذابيت و توزيع نفوذ مي‌تواند تفاوتي چشمگير در به دست آوردن نتايج مطلوب در موقعيت‌هاي چانه‌زني فراهم كند. به عبارت ديگر، رهبران فقط بر پاداش‌هاي مستقيم و تأثير متقابل خاص، تأكيد خواهند كرد اما آشكار است كه اين شيوة رفتار نمودن پيوسته نمي‌تواند ادامه يابد. روان‌شناسان اجتماعي، مجموعه­اي عظيم از پژوهش‌هاي تجربي را عرضه كرده­اند كه نشان از كشف رابطة ميان جذابيت و قدرت دارد.

قدرت نرم همچنين احتمال دارد زماني كه قدرت پراكنده مي‌شود مهم‌تر باشد. يك رهبر ديكتاتور نمي‌تواند به ديدگاه‌هاي مردمي كه بر آنها حكومت مي‌راند به طور كامل بي‌تفاوت باشد، اما مي‌تواند زماني كه صحبت از منافعش به ميان مي‌آيد محبوبيت را ناديده بگيرد. در محيط‌هايي كه افكارعمومي اهميت دارد، رهبران نسبت به نظام‌هاي استبدادي، مهلتي كمتر براي اتخاذ تاكتيك و به توافق رسيدن دارند. از همين رو، براي دولت تركيه نا­ممكن بود تا به نيروهاي امريكايي (در سال 2003) اجازه عبور و انتقال از مرزهايش را بدهد؛ زيرا سياست‌هاي امريكايي محبوبيت آن را در افكارعمومي و در پارلمان تركيه بسيار كاهش داده بود. در مقابل، براي امريكا راحت‌تر بود تا پايگاه‌هايي را در ازبكستان اقتدارگرا مستقر كند و براي عمليات در افغانستان از آنها استفاده كند.

سرانجام، گرچه قدرت نرم گاهي تأثيراتي مستقيم بر اهداف خاص دارد، با اين حال، احتمال اينكه بر اهداف كلي نيز تأثير بگذارد، وجود دارد. براي نمونه، جذب مردم براي دمكراسي راحت‌تر از مجبور كردن آنها براي دمكراتيك بودن است. هم اهداف خاص و هم اهداف كلي مهم هستند، اما قدرت نرم در مورد دومي اهميت ويژه دارد. اين واقعيت كه تأثير جذابيت، براي رسيدن به نتايج مطلوب بر اساس بستر و نوع اهداف فرق مي‌كند، آن را بي‌اهميت‌تر از اين واقعيت نمي‌كند كه بمب‌ها و سرنيزه‌ها زماني كه ما به دنبال جلوگيري از گسترش بيماري‌هاي واگيردار هستيم، يا به دنبال كاهش گرم شدن كره زمين و يا ايجاد دمكراسي هستيم، نتايج مطلوب را به دست نمي‌آورند.

انقلاب اطلاعاتي

توانايي نشان دادن و عرضه قدرت نرم در سال‌هاي اخير به نحوي چشمگير كاهش يافته است. انقلاب اطلاعاتي و جهاني شدن، دنيا را متحول و كوچك‌تر كرده است. در آغاز قرن بيست و يكم، اين دو نيرو قدرت امريكا را دوچندان كردند. اما به مرور زمان، فناوري به كشورها و مردمان ديگر دنيا نيز گسترش خواهد يافت و برتري نسبي امريكا كاهش مي‌يابد. براي نمونه، امروزه جمعيت سني20 ساله امريكا نشان مي‌دهد بيش از نيمي از آنها به اينترنت دسترسي دارند. در يك يا دو دهه آتي، زبان انگليسي ممكن است به عنوان "زبان ميانجي" باقي بماند، درست همانند زبان لاتين پس از زوال قدرت روم، اما در برخي از موضوعات در آينده از قبيل اقتصاد و جامعه سايبر، ممكن است آسيا بيشتر از امريكا پديدار شود. حتي مهم‌تر از همه اينكه انقلاب اطلاعاتي، اجتماعات مجازي و شبكه‌هايي را ايجاد مي‌كند كه مرزهاي ملي را در مي‌نوردند. شركت‌هاي فراملي و بازيگران غير­دولتي، نقش‌هايي بزرگ‌تر و مهم‌تر ايفا خواهند كرد. بسياري از اين سازمان‌ها قدرت نرمي از خود خواهند داشت تا شهروندان را براي ائتلاف‌هايي كه فراتر از مرزهاي ملي است، جذب كنند. رهبري سياسي تا حدي وارد رقابت براي جذابيت، مشروعيت و اعتبار خواهد شد و توانايي مبادله اطلاعات، منبع مهم جذابيت و قدرت به شمار خواهد رفت.

اين بازي سياسي در عصر اطلاعات جهان، نشان مي‌دهد كه نقش نسبي قدرت نرم نسبت به قدرت سخت، احتمالاً افزايش خواهد يافت. آنها كه در عصر اطلاعات، بيشترين دستاورد را از آن خود خواهند كرد عبارتند از:

·  كانال‌هاي چندگانه ارتباطات كه به صورتبندي موضوعات كمك مي‌كنند؛

· ايده‌ها و مشتري‌هاي فرهنگي كه به هنجارهاي جهاني حاكم نزديك هستند؛

· اعتباري كه ارزش‌ها و سياست‌ها، آن را تقويت مي‌كند.

منابع قدرت نرم را به سختي مي‌توان كنترل كرد. در واقع، حكومتي كه سخت تلاش مي‌كند اين منابع را كنترل كند، ممكن است در عمل به اعتبار خودش ضربه بزند. به هر حال، قدرت نرم را به دشواري مي‌توان كنترل كرد، زيرا بسياري از منابع مهم آن، خارج از كنترل حكومت‌ها هستند و تأثيرات آنها به شدت به پذيرش مخاطبان دريافت‌كننده، بستگي دارد. علاوه بر اين، كارايي منابع قدرت نرم براي شكل دادن محيط سياست‌گذاري، اغلب به طور غير مستقيم است و گاهي دو سال طول مي‌كشد نتايج مطلوب به دست آيد.

البته، اين تفاوت‌ها به ميزان اهميت موضوعات مربوط مي‌شوند. همه اقدامات قدرت سخت به سرعت نتايج مطلوب را به دست نمي‌آورند. براي نمونه مي‌توان به طولاني بودن و شكست نهايي در جنگ ويتنام يا اين واقعيت كه تحريم‌هاي اقتصادي به لحاظ تاريخي در كسب نتايج مطلوب در بيش از نيمي از مواردي كه اعمال شده است شكست خورده‌اند، اشاره كرد. در عراق، صدام حسين از يك دهه تحريم، جان سالم به در برد و اگرچه جنگ چهار هفته‌اي رژيم او را سرنگون كرد، اما اين اقدام فقط نخستين گام، در قبال تحقق اهداف امريكا در عراق محسوب مي‌شد. همان‌طوري كه يكي از مقامات نظامي سابق تصريح كرد؛ نشانة مبارزه بزرگ، چيزي نيست كه تخريب و ويران مي‌كند، بلكه چيزي است كه ايجاد مي‌كند و به دست مي‌دهد. علاوه بر اين، گاهي اشاعه اطلاعات مي‌تواند به سرعت يك نتيجه مطلوب را به دست آورد يا از آن جلوگيري كند. اما به طور كلي، به كارگيري منابع قدرت نرم كندتر، پراكنده‌تر و سخت‌تر از منابع قدرت سخت است.

اطلاعات، قدرت است و امروزه بخش اعظم جمعيت دنيا به اين قدرت دسترسي دارند. پيشرفت‌هاي فناوري منجر به كاهشي چشمگير در هزينة پردازش و انتقال اطلاعات شده و نتيجه آن انفجار اطلاعات است كه "پارادوكس وفور يا تكثر" را به وجود آورده است. وفور اطلاعات به كمبود توجه منجر مي‌شود. زماني كه افراد غرق در انبوه و حجم وسيع اطلاعاتي مي‌شوند كه پيش روي آنها قرار گرفته است، دانستن اينكه بر كدام‌يك بايد تمركز كرد، سخت است. توجه به جاي اطلاعات، به منبع كميابي تبديل مي‌شود و آنها كه مي‌توانند اطلاعات ارزشمند را از آشفتگي و در هم برهمي تشخيص دهند، قدرت را به دست مي‌آورند. سردبيران و سرنخ‌دهندگان مي‌توانند منبع قدرت آنهايي باشند كه مي‌توانند به ما بگويند بر كجا بايد تمركز كنيم.

ميان اين افراد، اعتبار منبع مهم و البته منبع مهم قدرت به شمار مي­آيد. شهرت حتي مهم‌تر از گذشته مي‌شود و نزاع‌هاي سياسي، اغلب بر سر ايجاد و نابودي اعتبار روي مي‌دهند. كشورها براي كسب اعتبار نه تنها با كشورهاي ديگر، بلكه با دامنه گسترده‌اي از جايگزين‌ها از جمله، رسانه‌هاي خبري، شركت‌ها، سازمان‌هاي غير‌دولتي، سازمان‌هاي ميان‌دولتي و شبكه‌هاي اجتماعي علمي به رقابت برمي‌خيزند.

به اين ترتيب، سياست محل نزاع اعتبار رقابتي مي‌شود. قدرت سنتي جهان سياست، تنها به ارتش يا اقتصادي مي‌پردازد كه پيروز خواهد شد. سياست نيز در عصر اطلاعات ممكن است در نهايت درباره اين باشد كه كدام خبر پيروز مي‌شود. كشورها با يكديگر و با سازمان‌هاي ديگر رقابت مي‌كنند تا اعتبار خود را تقويت و مخالفانشان را تضعيف كنند. شهرت همواره در رهبري سياسي اهميت داشته است، اما نقش اعتبار حتي مهم‌تر از منبع قدرت مي‌شود و دليل آن "پارادوكس وفور" است. اطلاعاتي كه در تبليغات ظاهر مي‌شود، ممكن است نه تنها باعث سرافكندگي و تحقير شود، بلكه اگر شهرت را به خاطر اعتبار، تضعيف كنند و از بين ببرند شايد نتيجه عكس نيز بدهد. تحت شرايط جديد، قدرت نرم ممكن است مؤثرتر از قدرت سخت باشد. اشتباه است كه قدرت نرم را تنها به عنوان مسئله تصوير، روابط عمومي و محبوبيت گذرا ناديده بگيريم. آن شكل از قدرت و ابزار كسب نتايج مطلوب است. زماني كه اهميت جذابيت و گيرايي خود را ناديده مي‌گيريم، هزينه زيادي مي‌پردازيم.

سرانجام، قدرت در عصر اطلاعات نه از قدرت سخت قوي اما همراه و سهيم با آن شكل خواهد گرفت. ليكن در عصر اطلاعات، چنين سهيم بودن نه تنها توانايي ديگران را براي همكاري با ما تقويت خواهد كرد، بلكه تمايل آنها را نيز براي انجام چنين كاري افزايش خواهد داد. زماني كه با ديگران سهيم مي‌شويم، ديدگاه‌ها و رهيافت‌هايي مشترك را توسعه مي‌دهيم كه توانايي ما را براي برخورد با چالش‌هاي جديد بهبود مي‌بخشد. بي‌توجهي به اهميت جذابيت تنها به عنوان محبوبيت گذرا باعث ناديده گرفتن ديدگاه‌هاي كليدي در نظريه‌هاي جديد رهبري و نيز واقعيت‌هاي جديد عصر اطلاعات مي‌شود.

نتيجه‌گيري

قدرت نرم، همواره مؤلفه كليدي رهبري بوده است. ريشه‌هاي قدرت جذابيت – ديگران نيز آنچه را كه شما مي‌خواهيد بخواهند، موضوعات را صورتبندي كنند و در دستور كار قرار دهند – به هزاران سال تجربه بشري باز مي‌گردد. يكي از داستان‌هاي مربوط به اين مهم "غريبه در سرزمين عجيب" است، كه در آن قهرماني خود را در محيطي ناآشنا مي‌يابد. در كتاب سِفْرْ پيدايش، زماني كه يوسف [پيامبر] خود را در مصر (يك سرزمين خارجي) محصور مي‌بيند مي‌تواند از طريق جذابيت خردش، لطف فرعون را به خود جلب كند.

رهبران ماهر همواره، اين نكته را دريافته‌اند كه جذابيت برخاسته از اعتبار و مشروعيت است. قدرت هرگز و هيچ‌وقت از لوله تفنگ بيرون نيامده است؛ حتي خشن‌ترين ديكتاتورها نيز هم بر ترس و هم بر جذابيت تكيه كرده‌اند. جهاني شدن و انقلاب ارتباطات، باعث ظهور چالش‌هاي رهبري جديد شده است كه اهميت اعتبار، مشروعيت و مسئوليت را افزايش مي‌دهد. در عصري كه ضروري است در نبرد اخبار و نبرد در ميدان جنگ پيروز شويم، رهبران بايد بيش از پيش به قدرت نرم توجه كنند.

زماني كه امريكا به موضوعات مشروعيت و اعتبار سياستش در قبال عراق، توجه نكرد، نظرسنجي‌ها كاهش چشمگيري را در قدرت نرم آن كشور نشان داد. اما اين امر مانع ورود امريكا به عراق نشد، بلكه موجب شد آن كشور هزينه‌هاي بيشتري را با قرباني كردن غير نظاميان و نظاميان بپردازد. به همين دليل اگر ياسر عرفات، الگوي قدرت نرم گاندي يا مارتين لوتركينگ را انتخاب كرده بود نه قدرت سخت تروريسم، مي‌توانست اسرائيلي‌هاي ميانه‌رو را به خود جذب كند و تاكنون نيز يك دولت فلسطيني تشكيل داده بود. در آغاز گفتم كه رهبري به نحوي جدايي‌ناپذير با قدرت درهم تنيده شده است. رهبران بايد درباره انواع قدرتي كه آنها استفاده مي‌كنند گزينه‌هايي مهم را اتخاذ كنند. واي به حال پيروان آن رهبراني كه اهميت قدرت نرم را ناديده مي‌گيرند و آن را بي‌ارزش مي‌پندارند.

منبع : فصلنامه عمليات رواني ، شماره 21، زمستان 1387- بهار 1388
ژوزف ناي

عسگر قهرمانپور[1]

 


 

راهكارهاي مقابله با ناتوي فرهنگي آن ازمنظر قرآن كريم

در اين مقاله در پي آن هستيم كه در حد توان و امكان با بيان اهداف، ابزارها و مصاديق ناتوي فرهنگي و راهكارهاي مناسب قرآني، در راستاي افزايش توانمندي در برابر تهديدات فرهنگي و مقابله با ناهنجارهاي اجتماعي حركت كنيم.

چكيده:
يكي از مسائل مهم و قابل تأمل در مهندسي فرهنگي و نظام آموزش و پرورش جامعه اسلامي مسئله ناتوي فرهنگي است. استكبارجهاني كه براي تسلط بر منافع ملت ها، سازمان نظامي ناتو را تشكيل داده است، تا از طريق آن به نابودي هويت ملي جوامع بشري و تحقق بيشتر اهداف استعماري بپردازند. و با استفاده از امكانات زنجيره اي، متنوع و بسيار گسترده رسانه اي؛ سر رشته ي تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشورها و ملت ها را در دست گيرند. ناتوي نظامي كه تا ديروز براي كنترل كمونيسم و قدرت نظامي شرق، با مدرن ترين تجهيزات نظامي و تسليحات كشتار جمعي ايجاد شده بود، در حال حاضر براي مقابله با قطب قدرتمند اسلامي و تأثيرات شگرف انقلاب اسلامي بر ملت هاي مسلمان و غير مسلمان فاقد كارايي و توانمندي لازم است و لذا در كنار آن يك سازمان عريض و طويل فرهنگي شكل گرفت كه تحت فرماندهي صهيونيست بين الملل، با استفاده از تمامي ظرفيت هاي تبليغاتي و فرهنگي و ساماندهي مناسب آنها مبارزه برنامه ريزي شده با اسلام و قرآن تلاش كرد. اين سازمان عريض و طويل و در عين حال مخفي را مقام معظم رهبري «ناتوي فرهنگي» ناميده اند. استراتژي ناتو با رويكرد نظامي، تصرف زمين و كسب منابع و مراكز مهم اقتصادي است لكن استراتژي ورهيافت ناتوي فرهنگي قبضه كردن باورها، ايدئولوژي و جهان بيني ملتها و فرهنگ هاست. ناتوي فرهنگي (استعمار نو) در جديدترين نوع تهاجم خود با انواع فيلم ها، بازي هاي تخيلي، نقاشي متحرك، هنرهاي تجسمي، كتاب، روزنامه، سايت هاي اينترنتي، شبكه هاي ماهواره اي و ... اقدام به جنگ نرم در دامنه اي گسترده بر عليه دين و ايدئولوژيك اسلامي، انساني نموده است؛ به گونه اي كه از راه نفوذ فرهنگي و از طريق «تخدير فرهنگي» جوامع تحت سلطه قرار مي گيرند. در اين مقاله در پي آن هستيم كه در حد توان و امكان با بيان اهداف، ابزارها و مصاديق ناتوي فرهنگي و راهكارهاي مناسب قرآني، در راستاي افزايش توانمندي در برابر تهديدات فرهنگي و مقابله با ناهنجارهاي اجتماعي حركت كنيم.

مقدمه:

در ابتداي دهه 1370 بحث فراگير عمومي در جامعه ايراني، مسأله « تهاجم فرهنگي» بود. تهاجم فرهنگي، هجوم فرهنگي، شبيخون فرهنگي و ... مفاهيمي بود كه در بين مردم گسترش يافت و در برابر آن، بحث از ضرورت دفاع فرهنگي، امنيت فرهنگي، بقاء فرهنگي و ... مطرح شد. اكنون 18 سال از آن زمان مي گذرد و تهاجم فرهنگي كيفي تر و كمي تر شده است و جامعه با ابعاد گسترده تري از تهاجم فرهنگي با عنوان « ناتوي فرهنگي» روبرو است؛ در مقابل دفاع فرهنگي نيز بايد آرايش مقبولتري بيابد و اين تهاجم و دفاع، حكايت از يك « جنگ فرهنگي» تمام عيار دارد. حال آنچه ضرورت مي يابد اين است كه اساساً ناتوي فرهنگي چيست؟ ابعاد و ابزار و روش و اهداف و مصاديق آن كدام است؟ چگونه بايد به دفاع فرهنگي پرداخت؟
از مباحث اصلي در بررسي و تحليل هر پديده، دانستن مباني و ريشه هاي فكري آن پديده بعنوان چهارچوب ساختاري است كه با شناختن آن ترسيم و تعيين راههاي تقابل با آن پديده آسانتر و جهت دارتر مي شود. بطور كلي مي توان گفت ناتوي فرهنگي در انسان مداري غرب ريشه دارد. اصل اساسي آن مبتني بر اصالت لذت و اينكه انسان در هر كاري كه مي خواهد انجام دهد و لذت ببرد و لو ضد ارزشي، آزاد باشد و اين اصلي است كه با آموزه هاي اسلام ناب محمدي (ص) منافات دارد.
با يك جمع بندي چنين مي توان گفت كه مروجين اصول ناتوي فرهنگي، خواستار ايجاد يك بحران هويتي و پوچي در ميان جوامع اسلامي- انساني هستند تا از اين طريق بتوانند در خلاء ايجاد شده در سطح افكار عمومي جامعه بخصوص جوانان، هويتي كه متناسب و تأمين كننده منافع آنان است جايگزين هويت اصلي جوامع كنند مانند آنچه از ترويج فرهنگ مصرف گرايي و آزادي مطلق زنان در غرب و برخي جوامع اسلامي بعنوان اهرم هاي پيشرفت در راستاي تأمين منافع اقتصادي بنگاههاي بزرگ غربي با يك نگاه ابزارگونه به جنس زن و جامعه انساني، شاهد هستيم.
ناتوي فرهنگي را مي توان وسيله و روشي در دست استعمارگران در امپرياليسم نوين دانست. در گذشته و در امپرياليسم كهن براي ابر قدرتها در تسلط منافع ديگر كشورها اين گونه مرسوم بوده كه به ديگر نقاط لشگركشي مي كردند و از طريق تحكيم نظامي، مبادرت به اعمال سلطه خويش مي كردند ولي امروزه به جاي صرف وقت و هزينه هاي گزاف، در امپرياليسم نوين براي رسيدن به اهداف از طريق كنترل اهرمهاي كليدي اقدام مي كنند و يكي از كليدي ترين اهرمها كه همواره مورد توجه استعمارگران در ميان همه ملتها و بخصوص ملل اسلامي است، مقوله فرهنگ است. تهاجم فرهنگي كه شايد بتوان آن را به تعبير مقام معظم رهبري بي صداترين و مخرب ترين ابزار حمله دشمنان دانست و به جاست كه بار ديگر سخن امام خميني (ره) درباره نقش فرهنگ را يادآور شويم كه فرمودند: « مايه خوشبختي و بدبختي همه جوامع، در فرهنگ آنهاست».
در اين مقاله نگارنده را سعي بر آن است كه با تعريف كليد واژه هاي ناتو، فرهنگ، ناتوي فرهنگي، جنگ نرم، استعمارنو و بيان اهداف ناتوي فرهنگي حركتي آگاهانه در ميان نخبگان علمي و فرهنگي جامعه اسلامي را براي رجعت حقيقي به قرآن و بهره گيري از راهكارهاي قرآني جهت مقابله حدي با ناتوي فرهنگي برانگيزد تا بعثتي محمدي (ص) براي تشكيل و تشكل آموزش و پرورش قرآني نمايند.
*ناتو: از نظر لغوي ناسازگار و ناموافق معنا مي دهد، اما در ادبيات نظامي نام سازماني نظامي متشكل از كشورهاي استعمارگر، به سردمداري آمريكا است. كه يكديگر را در مقابل تعهدات در مواجهه با خطر حملات ساير كشورها پشتيباني و حمايت مي نمايند.
*فرهنگ: علم، دانش، ادب، تعليم و تربيت، آثار علمي و ادبي يك قوم يا ملت. در لغت نامه دهخدا معناي فرهنگ عبارتست از ادب، تربيت، پرورش، عقل و خرد، فضل و فضيلت، بزرگي، بزرگواري، دانش، وقار، شكوهمندي، حكمت، معرفت، فقه، علم، شريعت، صنعت، هنر، هوش و فراست.

واژه فرهنگ از دو بخش «فر» و «هنگ» تشكيل شده است.

«فر» به معناي: شأن، شكوه و شوكت، برازندگي، زيبايي و پيرايش، نور و پرتو، تابش، آواز و آهنگ عدالت و امامت، استقلال و سياست و عقوبت، فوقاني، توانايي، سرافرازي و ...
«هنگ» به معناي: سنگين، تمكين، وقار، قصد و اراده و آهنگ جايي و سويي، زور، فراوان، زيرك، دريافت، فهم، قوم و قبيله، لشكر، سپاه و نگهداري است.
*ناتوي فرهنگي: يعني ابر قدرتها با كمك وسائل، فناوري و اطلاعات حتي امواج به راحتي در خانه هاي ما وارد شده و به صوت و تصوير، نوشتار، هنر، ورزش و حتي علم، ما و فرزندانمان را تحت تأثير قرار دهند و با اهداف سياسي، فرهنگي و تبليغي در صدد متزلزل كردن فرهنگ سنتي كشورهاي جهان سوم به خصوص كشورهاي مسلمان بر آيند. آنها به راحتي كالاهاي خود را تبليغ مي كنند، پيام هاي رواني خود را مي فرستند، روابط نامشروع بين زن و مرد را ترويج مي نمايند، عكس هاي مستهجن زنان و مردان را به نمايش مي گذارند، خبرهاي دروغ براي جوامع مي فرستند، زمينه هاي «آشفتگي هويت» را براي جوانان فراهم مي كنند، ابهت فرهنگي و ديني خانواده ها را مي شكنند، و براي اهداف خود از هيچ تلاشي دريغ نمي كنند و با كمك فناوري اطلاعات به ويژه اينترنت مرزهاي زماني و جغرافيايي جوامع مختلف را در هم شكسته و وارد تمام جوامع بشري مي شوند.
*جنگ نرم: جنگ اطلاعاتي، جنگ رواني تبليغاتي، جنگ سايبري
جنگ نرم با شروع دوره انقلاب علوم و فناوريها، خصوصاً فناوريهاي اطلاعات، ارتباطات، الكترونيك و رايانه در سالهاي اخير طراحي شد و در حال حاضر سير تكاملي خود را طي مي نمايد.
*استعمار نو: در اين نوع از استعمار راه نفوذ و سلطه و بهره برداري راه فرهنگي است و از طريق « تخدير فرهنگي» جوامع تحت سلطه قرار مي گيرند و مهمترين ابزار نفوذ در اين نوع استعمار ابزار رسانه اي است.

ناتوي فرهنگي:

اصطلاحي است تازه وارد در ادبيات سياسي ايران، و مفهومي است كه براي اولين بار مقام
معظم رهبري در سال 1385 در جمع اساتيد و دانشجويان مطرح نمودند، اما در ادبيات سياسي جهان مسأله جديدي نيست.
ايالات متحده آمريكا در دوران جنگ سرد كه از سالهاي بعد از جنگ دوم جهاني آغاز و با فروپاشي شوروي سابق پايان يافت براي مبارزه فرهنگي و اطلاعاتي با شوروي سابق دست به تشكيل سازمان هايي به ظاهر فرهنگي و دانشگاهي زده بود كه محققان از آنها با نام ناتوي فرهنگي ياد مي كنند، ناتوي فرهنگي در زمان جنگ سرد مستقيماًَ توسط سازمان سيا اداره مي شد و در حيطه هاي مختلف به فعاليتهاي فرهنگي مشغول بود كه از جمله اين حيطه ها مي توان به چاپ و نشر كتب مجلات و فصلنامه ها اشاره كرد، از ديگر فعاليت هاي اين ناتوي فرهنگي كنترل محتوا و حتي جهت دهي به هنرهايي مانند موسيقي، نقاشي و فيلم سازي و .. بوده است.
رويكرد اصلي ناتوي فرهنگي، جنگ نرم و هدف اصلي آن نابودي هويت ملي جوامع بشري بويژه مقابله با ايمان انسان هايي است كه مصمم هستند از هويت ديني و ملي خود شرافتمندانه دفاع كنند.
اعضاي ناتوي فرهنگي با بهره مندي از 57 سال تجربه نظامي گري، تأسيسات پايه اي هماهنگي را در حوزه رسانه ها شكل داده اند. خبرگزاري هاي بين المللي، شبكه هاي خبري غالب مانند بي.بي.سي و سي.ان.ان، تأسيسات ماهواره اي كه ارسال امواج صدها شبكه ماهواره اي را بر عهده دارند، صدها روزنامه و هزاران پايگاه خبري و تبليغاتي از جمله اين تأسيسات هستند كه همگي ارزشهاي مشترك غربي را منتشر و تلاش مي كنند ارزشهاي مقاوم در برابر خود را در هم كوبند.
كاري كه مدتهاست آمريكا و بعضي از كشورهاي اروپايي در تهاجم فرهنگي بر عليه جمهوري اسلامي ايران، شروع كرده اند به كارگيري مجدد برخي از روشهاي زمان جنگ سرد است، و يكي از اين روشها به تعبير مقام معظم رهبري، ناتوي فرهنگي است.
اگر غرب در جنگ سرد براي مقابله با اردوگاه كمونيسم پيمان نظامي ناتو را تدارك ديده، در آغاز قرن 21 از هراس موج بيداري اسلامي در جهان اسلام در پي تشكيل «ناتوي فرهنگي» است، تا به استفاده از امكانات فرهنگي مانع استمرار و رشد بيداري ملتها شود و بدين وسيله سررشته تحولات سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كشورها و ملتها را به دست گيرد.
ايجاد «ناتوي فرهنگي» نشانگر تجميع ظرفيت هاي فرهنگي دشمنان و كساني است كه اسلام را مانع جدي اهداف خود مي دانند.

اصول ناتوي فرهنگي:

اصولي كه در ناتوي فرهنگي تبليغ و ترويج مي شوند عبارتند از:
*اصالت لذت
*دنيا گرايي
*بي اخلاقي گري اجتماعي
* فرديت فرد
* فمنيسم (هر چيز را از نگاه جنسيت ديدن و در يك كلام تبليغ براي رفع حياء از سطح اجتماع)
*سوداگري اقتصادي
*توده گرايي
*ترويج بي بند و باري

اهداف ناتوي فرهنگي :

ناتوي فرهنگي در كمين هويت ديني، ملي و منطقه اي است. جبهه ناتوي فرهنگي هم مانند ديگر جبهه هاي طراحي شده از سوي دشمنان ملت ايران و امت اسلام داراي اهداف
خاص خويش است كه بطور خلاصه مي توان اين اهداف را در ساختار شكني و جايگزين ساختار مطلوب در راستاي تثبيت منافع غرب، نام برد.
*از اين رو، حوزه اصلي فعاليت دشمنان در جبهه فرهنگي، شكستن ساختارهايي است كه اديان و مذاهب اصيل بدنبال تثبيت آن هستند.
*ترويج و القاء اين تفكر كه حكومت يك پديده و ايده غير ديني و حتي مخالف با آموزه هاي ديني و الهي است و در اين راستا از تبليغ و حمايت از فرق و نحله هايي همچون صوفيه، وهابيت، حجتيه، بهائيت حمايت مي كنند كه همگي آنان در انديشه سياسي غرب، امر حكومت را مانع سعادت اخروي و يا خارج از وظايف انسانهاي عادي مي دانند.
*ايجاد اختلاف و شكاف در جوامع اسلامي، چند دسته گي و تقابل و نهايتاً درگيري بين اقوام و مذاهب گوناگون، هم در بعد ملي و هم در سطح جهان اسلام.
*تخريب بنيان هاي فكري و اعتقادي، اعضاي ناتوي فرهنگي سعي دارند چهره تابناك دين مبين اسلام و چهره مبارك پيامبر اعظم (ص) را از طريق رمان، فيلم و كاريكاتور مخدوش و دين اسلام را طرفدار خشونت كه با زور و شمشير گسترش پيدا كرده است؛ معرفي كنند و در واقع سعي دارند با استفاده از برتري هاي سياسي، اقتصادي و رسانه اي به مباني افكار و ارزش هاي مسلمانان هجوم بياورند و با نفي و رد ارزش هاي ديني و ملي، حاكميت خود را تثبيت و ارزش هاي نامطلوب خود را تحميل كنند.
*ايجاد گسست و اختلاف بين دولت و ملت.
*هدايت افكار عمومي، ايجاد ابهام و ترديد در اذهان مردم، تأمين منافع سياسي، به دست گرفتن تحولات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي كشورها و ملت ها، تشكيل سازمان فرهنگي براي نابودي هويت ملي جوامع بشري و ... از ديگر اهداف ناتوي فرهنگي است.

ابزارهاي ناتوي فرهنگي:

دشمنان و اعضاء ناتوي فرهنگي با استفاده از ابزارهاي مختلف در پي ايجاد گسست در ميان شالوده مستحكم ديني، ملي و منطقه اي است و متأسفانه جوانان و نوجوانان به دليل حس كنجكاوي، علاقمندي به شناخت چيزهاي جديد، عشق، جذابيت، كمي تجربه، اقتضاي سني و آسيب پذيري مهمترين ابزار در دست اهداف ناتوي فرهنگي هستند و آنچه كه موجب تخريب جوانان و نوجوانان مي شود در محور فعاليت اعضاء ناتوي فرهنگي قرار دارد.

*سايت ها، رسانه هاي نوظهور، باندهاي فساد اينترنتي:

از ابزارهاي مهم و قوي به شمار مي روند و يكي از مهم ترين و جدي ترين حوزه هاي فعاليت كشورهاي دشمن در جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي استفاده از رسانه در جهت ايجاد جو منفي در ايران مي باشد؛ در واقع راه اندازي رسانه هاي فارسي گوناگون مانند شبكه هاي تلويزيوني، راديويي، ماهواره اي فارسي زبان خارج از كشور و راه اندازي سايت هاي مستهجن كه از 10 سال پيش آغاز شده و در 5 سال اخير گسترش پيدا كرده فقط در مسير نابودي فرهنگ ايراني، اسلامي چندين هزارساله ملت بزرگ ايران فعاليت مي كنند و در پي آن هستند كه فرهنگ ايرانيان را فرهنگي مستهجن معرفي نمايند و مبارزه اي همه جانبه را با نظام جمهوري اسلامي ايران برپا نمايند.

*بازي هاي رايانه اي: با قابليت ها و ويژگي

هاي خاص خود كه به شكل هاي مختلف تأثير مي گذارند: اين گونه بازي ها بسياري از اصول يادگيري مانند هم ذات پنداري (الگو سازي)، تمرين، تكرار، پاداش و تقويت را بكار مي گيرند. در بازي هاي رايانه اي گرافيك، صدا و تعامل، ابتكار سير داستان، كنجكاوي، پيچيدگي و تخيل، منطق، حافظه، بازتاب ها، مهارت هاي رياضي، چالش حل مسأله و تجسم از جمله جنبه هاي فني، رواني و فردي است كه بازيگران را جذب اين بازي ها مي كند. كار مستقل، مداومت در بازي، مشاركت فعال، تعامل مشاركتي، ساختار گروهي، يادگيري، رقابت يا همكاري گروهي و فرصت هاي برابر در بازي از جمله عواملي هستند كه در فرد براي ادامه بازي ايجاد انگيزه مي كند.و دقيقاً به دليل همين خصوصيات است كه به يكي از ابزار تأثيرگذاري غرب در راستاي ناتوي فرهنگي عليه دنياي اسلام و خصوصاً انقلاب اسلامي ايران تبديل شده است.

*وزارتخانه هاي خارجي:

از جمله «وزارتخانه هلند» كه با هماهنگي انگليس و هدايت ديپلمات هاي هلندي و بودجه بندي پنهان آمريكا در پي ناتوي فرهنگي و تلاش براي براندازي نرم با راه انداختن انقلاب هاي مخملي عليه جمهوري اسلامي ايران هستند.

*راديوهاي بيگانه و شبكه هاي مهم خبري:

جعل واقعيت و سانسور خبر حربه اي مهم در دست اعضاء ناتوي فرهنگي است كه به وسيله آن مي توانند افكار عمومي را شكل دهند. (ماجراي كوي دانشگاه تهران)
*دانشگاه، روشنفكران، مخالفان، دوستان نادان: در حال حاضر دشمن بيشترين توجه خود را به مراكز آموزشي عالي معطوف كرده است، به طوري كه جريانهاي انحرافي با تمركز دين ستيزي، فرقه گرايي و ... در دانشگاهها فعال شده اند.

*سينما، كتاب، و ... همه ابزارهاي در دست اعضاء ناتوي فرهنگي هستند.

اين ابزارها مهمترين پشتيبان عمليات رواني، استحاله فرهنگي، تخريب، تخدير و تحقير فرهنگي و شستشوي مغزي ملتها به حساب مي آيند. به عنوان مثال كشور آمريكا همكاري نزديكي با 50 دانشگاه علوم ارتباطات جهان دارد و با در اختيار داشتن 140 روزنامه، 44 راديو، 17 شبكه تلويزيوني و 25000 مركز انتشار نسخ خبري ابزارهاي زيادي در اختيار دارد.

نحوه تأثيرگذاري ابزارهاي ناتوي فرهنگي:

*خشونت و پرخاشگري: صحنه هايي مثل خفه كردن همراه با صداي شكستن مهره هاي گردن، استفاده از ضربات مشت و پا، استفاده از سلاح هاي سرد مانند چاقو، خنجر، همراه با افكت هايي مثل صداي ناله.
*تبليغ فرهنگ برهنگي و نمايش صحنه هاي غير مجاز
*تبليغ فرهنگ غرب
*اصرار بر انجام خطا و گناه
*از بين بردن قبح گناهان
*ارائه نمادهاي غيراخلاقي يا ضد اخلاقي
*اسوه سازي از شخصيت هاي غير اخلاقي

مصاديق ناتوي فرهنگي:

با توجه به تعاريف و اهداف ناتوي فرهنگي و جنگ نرم مي توان دريافت كه دشمن از هر راهي به دنبال تخدير، تخريب واستحاله فرهنگي است. بنابراين به هر شكلي و به هر قيمتي براي رسيدن به اهدافش ظاهر مي شود. لذا به چند مورد اندك از هزاران مصاديق ناتوي فرهنگي در جامعه اسلامي ايران اشاره شود.

1-ناتوي فرهنگي و تأسيس انجمن «پرخواران گمنام»

در حالي كه هنوز كساني در جامعه وجود دارند كه در فقر معيشتي هستند بعضي در ايران به دنبال اين هستند كه « انجمن پرخوران گمنام» را تشكيل دهند و شكي نيست كه اين اقدام در جهت ناتوي فرهنگي دشمن و سرنخ چنين فضايابي بدست دشمن است كه از افرادي غافل نيز در جامعه استفاده مي كند.

2-ناتوي فرهنگي و جنگ نرم افزاري

جنگ نرم افزاري كه دامنه اي گسترده تر از محدوده سياسي و جغرافيايي پيدا كرده است و به كمك جنگ هاي ديني و ايدئولوژي شتافته است؛ بازي هاي رايانه اي يكي از كارآمدترين روش ها براي تأثيرگذاري و فرهنگ سازي در جهت اهداف ناتوي فرهنگي و مطرح نمودن نظام سلطه به طور عام مي باشد.
در همه اين بازي ها مبارزه آمريكايي ها با اسلام و كشورهاي اسلامي به بخصوص شيعه و كشور ايران مطرح است. در غالب اين بازي ها بازيگر رايانه در حكم يك قهرمان آمريكايي با تروريست هايي درگير مي شود كه قيافه اسلامي و واضح تر بگوييم قيافه بسيجي و سپاهي ايراني دارند. نمادهايي هم كه در اين بازي ها به عنوان پايگاه هاي دشمن استفاده مي شود مساجد و اماكن مذهبي مسلمانان با رنگ هاي سبز و آبي است كه كاشي ها و معرق كاري هاي اسلامي به صورت بسيار واضح و روشن در آن نمايان است. ماهيت اين بازي ها معمولاً بر مبارزه با تروريسم متمركز شده است. سري بازي هاي «دلتا فورث» بخصوص نسخه هاي جديد آن كه كاملاً ماهيت ضد اسلامي دارد، از اين قبيل هستند.

3-هاليوود، فيلم هاي مستهجن. قاچاق هنرپيشگان ايراني به هاليوود

هاليوود كه از مظاهر هنر و تكنولوژي غرب به شمار مي رود در قبضه صهيونيست ها مي باشد. هاليوود به جاي ترويج فرهنگ و انديشه درست براي زندگي سعي در ايجاد زير بناهايي دارد كه تنها تيشه بر ريشه جهان و بشريت مي زند كه از جمله اقدامات آن ساخت فيلم 300 است كه تمهيدات بي شماري در آن صورت گرفته تا پارسيان را جانوراني از ايل و تبار آسيايي (مثل مغول ها) نشان دهد.
بنابر اسناد و اخبار، پروژه اي ديگر از شبكه جهاني ناتوي فرهنگي جهت سربازگيري از جبهه مقابل براي سازماندهي تهاجم جديد به ارزش هاي اسلامي و فرهنگ ايراني در حال شكل گيري است.
ابتدا از طريق جذب هنرپيشگان ورشكسته و فراري و در حال حاضر هنرپيشه اي كه با سرمايه مادي و معنوي اين سرزمين به موقعيت رسيده است را با وعده و وعيد به خود جلب كرده تا پروژه جديدي را كليد بزنند.
حضور 10 دقيقه اي هنرپيشه ايراني ... در يك فيلم 130 دقيقه اي به نام « مجموع دروغ ها» ساخته كارگردان شبه دولتي آمريكايي يعني رايدلي اسكات در نقش زن فريبكار نه به خاطر هنر هنرپيشه ايراني و جهاني شدن او است بلكه به خاطر ميل اربابان صهيونيستي كه نوك حمله شان متوجه مسلمانان و كتاب آسماني شان است. در واقع اگر پيش از اينها با عناصرخودشان به اسلام و مسلمين و ... حمله مي نمودند متأسفانه در قالب ناتوي فرهنگي با جذب نيرو از بين خودي، تهاجم خويش را سازمان مي دهند.

4-برنامه شبكه ماهواره اي، اينترنتي

ناتوي فرهنگي كه ماهيت آن تهاجمي و در قالب فرهنگي و شبه هنري است. قصد دارد از طريق ابزارهاي ماهواره اي هويت ملي و مذهبي مسلمانان علي الخصوص شيعيان را تضعيف كند. گسترش فساد و فحشاء از طريق كانال هاي ماهواره اي و ايجاد جنگ رواني از تكنيك هاي خاص ناتوي فرهنگي است.

4-1گسترش ابتذال و بي بندباري:

مشاور مركز مطالعات استراتژيك رياست جمهوري در دانشگاه شهركرد گفت: 37 شبكه ماهواره اي، تخريب فرهنگ اسلامي را در دستور كارخود قرار داده اند. وظيفه اين شبكه ها گسترش ابتذال، تبليغ مصرف گرايي، تبليغ سكولاريسم و ترويج و گسترش بي بند و باري و فساد در بين كشورهاي اسلامي است. ناتوي فرهنگي از زمان چاپ كاريكاتور موهن رسول الله (ص)، نوشتن كتاب آيات شيطاني، و اهانت به ساحت پيامبراعظم (ص) در مسجد خليل آغاز شده است و پشت پرده اين ناتوي فرهنگي صهيونيسم قرار دارد.

4-2 مواد مخدر و مشروبات الكلي
معضل مواد مخدر در جامعه از مصاديق ناتوي فرهنگي است و امروزه تنوع مواد مخدر قابل مقايسه با گذشته نيست و تجارت مواد مخدر در كنار تجارت نفت و اسلحه رتبه اول را به خود اختصاص داده است و اين برگرفته از سياست سردمداران و برنامه ريزان ناتوي فرهنگي است كه مبارزه با آن نيز مشكل و پيچيده است و بايد سازمان يافته با اين بلاي خانمان سوز جنگيد.
استعمال مواد مخدر چه در قالب سنتي آن و چه در قالب مخدرهاي شيميايي جديد و قرص هاي روانگردان و مدپرستي و تقليد سهم مهمي در تخريب انديشه و ارزش هاي مبتني بر معنويت و مليت دارد.
4-3 فرقه هاي ضاله
وجود فرقه هاي ضاله مانند بهائيت، وهابيت، شيطان پرستي و فرقه هاي دراويش منحرف از مصاديق ناتوي فرهنگي و شبيخون فرهنگي است كه همه اين فرقه ها ساخته دست سرويس هاي جاسوسي انگلستان صهيونيست بين الملل است.

آموزش و پرورش اسلامي و ناتوي فرهنگي:

در قديم الايام انسانها در مقابل تهاجم دشمنان دژهاي مستحكمي بنا مي كردند و آسوده در پناه آن زندگي مي كردند. اما امروزه كه ابزار تهاجم از ادوات نظامي به ابزارهاي فرهنگي تعبير كرده است؛ چه بايد كرد؟ بايد جوانان و نوجوانان و كودكان بتوانند دژهاي مستحكمي از ارزش هاي تو در تو در مقابل مهاجمان فرهنگي بنا كنند. اين امر در كجا ميسر خواهد شد؟
عرصه آموزش و پرورش از مهمترين حوزه هاي فرهنگ يك كشور است كه در تيررس نخست مهاجمان فرهنگي در جنگ فرهنگي مي باشد و در دوران معاصر سياستمداران آمريكايي، براي نفوذ به عرصه هاي اجتماعي و سياسي ملت هاي ديگر از معبر آموزش و پرورش عبور مي نمايند. مهاجمان فرهنگي كه مي كوشند با استفاده از ابزارهاي مختلف در حوزه هاي متعدد از جمله آموزش، هويت و فرهنگ يك ملت را تغيير دهند، جنگ نرم را براي تأثيرگذاري بيشتر در دستور كار خود قرار داده اند. دولت آمريكا نيز همگام با نظام سرمايه داري، تلاش مي كند تا با تلاشي مضاعف فرهنگ مردم جهان را به سمت فرهنگ و اخلاق تصنعي و آمريكايي منحرف سازد. آموزش در يك جامعه، از قوي ترين وجوه فرهنگي به شمار مي رود كه كاربرد وسيعي در تمامي فعاليت يك جامعه دارد. امروزه كاربرد اين مقوله مهم فرهنگي از نظر هيچ دولتي از جمله ايالات متحده آمريكا پوشيده نمانده است و كاخ سفيد به شيوه هاي متفاوت مي كوشد تا از اين ابزار فرهنگي براي استيلاي اهداف و آرمانهاي خود در سراسر جهان بهره ببرد. آموزش از معدود پديده هاي فرهنگي است كه امروزه بيش از هر زمان ديگر براي ايجاد روابط ديپلماتيك و پل ارتباطات فرهنگي ميان دولت ها به كار گرفته مي شود. ترديدي نيست كه مسئولان فرهنگي و سياسي هر كشوري مي كوشند تا ابعاد مختلف اين پديده فرهنگي را بررسي كرده و با استفاده از فرصت هاي موجود و قابليت هاي آن ضمن خنثي كردن تهاجمات و شبيخون هاي فرهنگي به بهترين نحو ساخت هاي اجتماعي - سياسي خود را بر مبناي آموزش هاي صحيح و علمي استوار سازند. به همين بهانه و براي نمونه مي توان به موضوع فرار مغزها كه يكي از معضلات كشورهاي جنوب به سمت شمال است، اشاره كرد. فرار مغزها يا مهاجرت صاحبان فكر، سرمايه و هنر، از سمت كشورهاي جنوب به سمت كشورهاي شمال تنها يك روي سكه است، كه در صورت بازگشت اين مغزها به كشور مبدا، آنان خواسته يا ناخواسته حامل مجموعه اي از بارهاي فرهنگي جامعه ميزبان خواهند بود كه اثرات ثانويه انتقال آن به جامعه هرگز به درستي مورد بررسي قرار نگرفته است.
و درست به همان دليل كه در تجربه 8 سال دفاع مقدس و 33 روز مقاومت حزب الله لبنان ثابت شد، قدرت نظامي غرب بلا منازع نيست و مي توان با تكيه بر ايمان و بهره گرفتن از توانمندي ها در برابر آن ايستادگي كرد و حتي آن را شكست داد، در حوزه فرهنگ نيز پايداري، مقابله فكري با فرهنگ ضد، تحقيق و پژوهش و توليد اطلاعات و دانش بهترين راه دفاع فرهنگي است و بهترين پاسخي است كه مبتني بر عزت و غيرت است.

راه هاي قرآن كريم براي مقابله با ناتوي فرهنگي:

در راه مقابله با ناتوي فرهنگي اصلي ترين وظايف مسلمانان در ابتدا رجعت واقعي به قرآن كريم، انس با قرآن و فراگيري عمل به احكام و قوانين قرآن است و آنگاه كنار زدن حجاب ها از اسلام ناب محمدي (ص) و شناساندن آن به دنياي غرب آنهم با زبان علم و كردار كه مؤثرترين روش است مي باشد.
در حوزه رفتار اجتماعي برخي فعاليت هاي هنري مي توانند بالقوه يا بالفعل براي ما تهديد محسوب شوند. كه راه مقابله با آنها « توليد فرهنگ و هنر قرآني» است؛
رهبر معظم انقلاب اسلامي در تبيين مهندسي فرهنگي فرموده اند: « يكي از مهمترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است، يعني مشخص كنيم كه فرهنگ ديني، فرهنگ عمومي و حركت عظيم درون زا و كيفيت بخش كه اسمش فرهنگ است و در درون انسانها و جامعه بوجود مي آيد چگونه بايد باشد؟ اشكالات و نواقصش چيست و چگونه بايد رفع شود؟ كندي ها و معارضاتش چيست؟ مجموعه اي لازم است كه اين ها را تصوير كند و بعد مثل دست محافظي هواي اين فرهنگ را داشته باشد.»
حوزه ملي و جهان اسلام دو حوزه مهم براي برنامه ريزي دفاعي و تهاجمي در برابر حركت سازمان يافته غرب است و رسانه مهمترين ابزار براي به اجرا درآوردن اين برنامه محسوب مي شود. در هر دو حوزه بايد ارزشهاي مشترك را بازشناخت و براي تحكيم و گسترش آنها اقدام كرد. استفاده از همه ظرفيت ها، بهره مندي از فناوري روز و بكارگيري جديدترين تكنيك هادرانتقال پيام از ديگر راهكارهاي ورود به اين عرصه است. تقويت رسانه هاي ملي، تأسيس رسانه هاي فراملي و ايجاد رسانه ها يا پيمان هاي رسانه اي مشترك اسلامي از ديگر الزامات حضور فعال و خلاقانه در اين ساحت به شمار مي رود.
در خصوص بازي هاي رايانه اي كه استفاده از بازي هاي رايانه اي مخرب در غرب كه سازنده آنها هستند ممنوع يا محدود است و دشمن با ساخت و توزيع بازي هاي رايانه اي ضد اخلاقي و مروج فحشاء، خرافه پرستي، خشونت، مواد مخدر و ... ناتوي فرهنگي عليه مسلمانان ايراني را آغاز كرده و سعي دارد تا آنان را از اهداف آرماني و ارزشي اسلام منحرف كند، پس لازم است در حوزه فرهنگي آثاري توليد شود كه از كيفيت گرافيكي بسيار بالايي برخوردار باشد و بتواند با حجم گسترده آثار غربي رقابت كند و اثرگذاري مفيد در پي داشته باشد و آگاه سازي جامعه، ايجاد رده بندي بازي هاي رايانه اي، فرهنگ سازي و استفاده بهينه و مفيد از اين بازي ها و همچنين توليد و عرصه بازي هاي مروج فرهنگ و هنر اصيل اسلامي - ايراني را از جمله راهكارهاي مقابله با شبيخون فرهنگي و كاهش صدمات مخرب ناشي از بازي هاي رايانه اي مي باشد.
از مهمترين اموري كه بايستي سريعاً سامان داده شود تشكيل اتاق فكري براي توليد مباني نظري و مقابله با هجمه هاي موجود است. اين كار ابتدا بايد در دانشگاه و حوزه انجام شود و از آنجا مباني نظري تعريف شده، به سياست گذاري، پروژه و اجرا ختم شود.

با جمع بندي آنچه كه مطرح شد، راهكارهايي كه به نظر مي رسد عبارتند از:

*توليد فن آوري و بازي هاي رايانه اي .
*حضور فعال جامعه اسلامي در فضاي اينترنتي و پاكسازي سايت هاي فارسي زبان از انحرافات و ايجاد فضاي مجازي بدون دغدغه براي گسترش و نشر قوانين و معارف اسلام و قرآن.
*آموزش فرهنگ استفاده از تكنولوژي در بين رده هاي مختلف سني افراد به همراه ترويج آموزه هاي ديني و قرآني .
*ايجاد بسترهاي مناسب در خصوص ابزارها و امكانات فرهنگي و غني سازي اوقات فراغت جوانان و نوجوانان.
*بالا بردن سطح معارف قرآني مردم و عمق بخشيدن به آن.
*تبيين اهداف و مواضع عقيدتي و سياسي انقلاب اسلامي و تحكيم مباني آن.
*اصلاح ساختارها و بازنگري در آنها و به روز كردن آنها.
*انسجام، سازماندهي و هماهنگ ساختن فعاليت هاي تبليغاتي ديني در سطح جامعه اسلامي
*مقابله فكري با فرهنگ ضد اسلامي و ضد انقلابي .
*حركت رويكردهاي فرهنگي انقلاب از مسير انفعالي به سوي دفاع و سپس تهاجم متقابل با تكيه بر راهبردهاي قرآني .
*زمينه سازي براي محو عوامل فساد فرهنگي و اخلاقي و ارائه خوبي ها. (جدي گرفتن امر به معروف و نهي از منكر فرهنگي و سياسي
*حركت به طرف يك انقلاب علمي و داشتن الگوي رسانه اي اسلامي .
*ريسك پذيري رسانه هاي ديداري و شنيداري در خصوص وظيفه آگاه سازي رسانه ملي خصوصاً در مورد هشدار به خطرات آسيب هاي مختلف اجتماعي.
*عمق بخشيدن به فعاليت هاي تبليغي و فرهنگي و ساماندهي مقوله هنر، فيلم، سينما و ... و تشويق و توجه به هنرمندان متعهد جهت توليد آثار هنري مصون ساز.
*جلوگيري از معرفي الگوهاي كاذب هنري، ورزشي، فرهنگي با وضعيت ظاهري آنچناني، طرز بيان و حالات آنها و افكار ناسالم از طريق برنامه هاي تلويزيوني، سريال ها و حتي مطبوعات.
*توجه به كيفيت و تأثيرگذاري در ارائه آثار هنري نه توجه به كميت و آمار و ارقام.
*انجام مطالعات و تحقيقات اصولي به منظور شناخت و شناساندن فرهنگ و معارف اسلامي.
*چاپ و انتشار كتب، مجلات و جزوات عقيدتي- سياسي، تحقيق و پژوهش و توليد اطلاعات و دانش.
*تربيت و اعزام معلم و مدرس به مناطق مورد نياز.
*فراهم آوردن موجبات اجراي برنامه آموزش عامه (مردمي) به منظور افزايش آگاهي هاي عمومي نسبت به وظايف و مسئوليت هاي ارگان هاي مختلف دولتي و مقررات مورد اعمال اين دستگاهها و مقدورات و امكانات آن ها.
*واقع نگري و پذيرش واقعيات موجود در جامعه توسط مسئولان.
*تلاش در جهت عمران و رفاه عمومي و مبارزه با فقر و بي سوادي.
*بررسي و مطالعه در زمينه نيازمندي هاي آموزشي كارمندان دولت در سطوح مختلف شغلي و تهيه و تنظيم برنامه هاي آموزشي قبل و ضمن خدمت وزارتخانه ها و موسسات دولتي در اداره امور مربوط به بورس هاي كارمندان دولت.

راهكارهاي قرآني مقابله با ناتوي فرهنگي خاص آموزش و پرورش:

1-فضا سازي تربيتي و تزكيه نفوس و تقيد به آموزش و پرورش قرآني
2-تبليغ و ترويج معارف الهي و آشنا سازي فطرت پاك دانش آموزان با معارف قرآني به صورت هنرمندانه
3-توجه با اصل كرامت انساني و تكريم شخصيت دانش آموزان و گرايش آنها به آزادي معنوي و استقلال
4-توسعه فعاليت هاي معاونت پرورشي و برگزاري اردوهاي علمي، فرهنگي، تفريحي و ورزشي؛ تقويت تشكل هاي قرآني .
5-گسترش برنامه هاي مناسب تحصيلي، تشويق جوانان به ورزش و فرهنگ سازي در زمينه هاي متعدد ورزشي، هنري و فرهنگي .
6-تقويت باورهاي ديني و ملي در قالب تشكل هاي ديني و مذهبي.
7-توسعه تشكل هاي فرهنگي و قرآني و برگزاري مسابقات متنوع قرآني.
8-نظارت بيشتر بر برنامه هاي اجرايي دستگاه ها و سازمان هاي ذيربط،تقويت كانونهاي علمي و كانونهاي نخبگان و المپيادها و برگزاري نشست هاي علمي براي دانش آموزان.

منابعي كه الهام بخش نگارنده در تدوين و تنظيم مطالب بوده است:

1-علمداري،شهرام، ناتوي فرهنگي و روش مقابله با آن، نشر رضويه، خرداد 1387.
2-ناتوي فرهنگي و راهبردهاي مقابله با آن، سازمان بسيج دانش آموزي و فرهنگيان، بهار 1388
3- بيانات رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، 1368/9/7، در جمع مسئولان دولت پنجم
4- بيانات رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، 1385/8/18، در استان سمنان.


منبع : نشريه كوثر،شماره 32
نويسنده : اكرم السادات هاشمي نژاد

 


 

كاربرد عمليات رواني و مديريت ادراك در طراحي صفحات اينترنتي

چكيده

اينترنت ابزار و رسانة اطلاعاتي بسيار مهم و مؤثري است. به طور نسبي هيچ فرد، گروه، سازمان و دولتي براي استفاده از اينترنت با محدوديت مواجه نيست و مي?تواند به طور مؤثر حمايت و پشتيباني عمومي را جلب كند. با وجود اين، در حاليكه دنيا به جامعه شبكهاي تبديل ميشود، بهرهگيري سازمانها از ارتباطات با مخاطبانشان به بخشي مهم از رقابتپذيري آنها بدل ميگردد و روابط عمومي به عرصة ادراك توليد شده در صفحات وب (تارنماي) شركتهاي تجاري و نهادهاي سياسي، نظامي و امنيتي وارد ميشود. اين نوشته گسترهاي از عناصر نظير فرهنگ، سن و معلوليت را به منظور طراحي ارتباطات مؤثر بررسي ميكند. در وهلة نخست، طراحان بايد تنوع كاربران را به منظور تضمين كارآيي فرآوردههايشان در نظر گيرند.

واژگان كليدي: طراحي وب (تارنما)، مديريت ادراك، عمليات رواني طراحي ارتباط متقابل با كاربر.

در جهان شبكه‌اي كنوني، عناصر موفقيت از بالا به پايين تغيير كرده‌اند، سيستم‌هاي "توليدكننده – محور " كه مبتني بر كميت و پردازش گروهي  هستند به سيستم‌هاي "مشتري – محور" تبديل شده‌اند كه بر كيفيت مبتني هستند (هلتز ، 1999). اين پديده يعني وضعيتي كه سازمان‌ها به جاي رهيافت بازار جمعي، به طور مستقيم با مشتريان و مخاطبان منفرد رو‌به‌رو هستند، تأكيدي عمده بر ارتباط متقابل مخاطب – سازمان دارد: صفحة وب (تارنما).
اين صفحات اكنون به ابزار مهم عمليات رواني و مديريت ادراك تبديل شده‌اند. دنينگ  (1999) تبيين مي‌كند كه مفهوم مديريت ادراك مي‌تواند فعاليت‌هايي از آگهي بازرگاني تا عمليات‌ رواني را دربر گيرد كه هدف دستكاري ذهن كاربر را دنبال مي‌كنند. به طور تقريبي همه سازمان‌ها براي دستكاري در ادراك عمومي و ادارك مخاطبان از خودشان تلاش مي‌كنند. درجة اين دستكاري باعث تغيير در نام‌گذاري بين تبليغات يا روابط عمومي مي‌شود.
طراحان وب‌سايت‌ها (تارنماها) بايد عواملي متعدد را در نظر گيرند. پيش از همه بايد مخاطب هدف، شناسايي و در نظر گرفته شود. نوشتار حاضر چارچوبي نظري ارائه مي‌كند كه به طراحان امكان مي‌دهد تفاوت‌هاي فردي نظير فرهنگ، سن، جنسيت و معلوليت را در نظر گيرند. سه نكته باعث سودمندي و اقناع‌بخشي وب‌سايت (تارنما) مي‌شود: كارايي ، قابليت  و استفاده‌رساني . وب‌سايت (تارنما) بايد به كاربر در حل مشكل واقعي كمك كند؛ در همين حال، وب‌سايت (تارنما) بايد كاركرد داشته و به سادگي براي همه فارغ از سن، فرهنگ يا معلوليت‌هاي آنها قابل دسترسي باشد.

•    تعامل مؤثر با وب‌سايت (تارنما) بدين معناست كه سايت (تارنما) بايد مشخصات ذيل را داشته باشد:
•    يادگيري استفاده از آن، آسان باشد.
•    به لحاظ شهودي در ديدار نخست، قابل بهره‌برداري باشد.
•    به ويژه وقتي بين دفعات استفاده از سايت فاصله بيفتد، به خاطرسپاري موارد مربوط به سايت آسان باشد.
•    بايد بتوان امور محوله را به گونه كارآمد به انجام رساند؛ و
•    كاربر بايد نسبت به استفاده از ‌سايت (تارنما) رضايت داشته و اهدافش برآورده شده باشد.
وب‌سايت (تارنما) براي آنكه كاربران را نسبت به بهره‌گيري كارآمد از خود متقاعد كند بايد تجربة اكتشافي، انسجام، خودمختاري و پيش‌دستي در بر آوردن نياز را در اختيار كاربر قرار دهد (نيلسون ، 2000). به منظور دستيابي به اهداف ياد شده براي همه كاربران، تنوع نيز بايد به طور كامل در نظر گرفته شود. در اين نوشته برخي پيچيدگي‌هاي طراحي وب‌سايت (تارنما) براي مخاطبان مختلف بررسي شده و راهكارهايي پيشنهاد شده است.

تطبيق‌پذيري فرهنگي

بايد تنوع تفاوت‌هاي كاربران بر مبناي زبان و فرهنگ مورد توجه قرار گيرد. تعدادي از مثال‌ها در اين زمينه عبارتند از سبك‌هاي تعامل، نمايش الگو‌هاي اجتماعي و رويه‌هاي كاري. نظر به اينكه فرهنگ، عاملي مهم در كارآيي و كارآمدي وب‌سايت‌ها (تارنماها) براي مقاصد سياسي، اجتماعي، تجاري و آموزشي است، به كارگيري الگو‌هاي مناسب فرهنگي مي‌تواند طراحي را ارتقا دهد.

تطبيق‌پذيري بين‌المللي اطلاعات

در هنگام بررسي جنبة بين‌المللي امور، آشكارترين تفاوت در عنصر "زبان" نمود پيدا مي‌كند (گرين وود ، 1993). طراحي صفحة وب بيشتر مرتبط با متن و اثر ديداري است و در همين حال، محرك‌هاي صدا، بو و لمس نيز در اين ارتباطات مؤثر است (گريشنفيلد ، 1999). در بررسي زبان نگارشي صفحه بايد به خط (دسته‌اي از نمادها كه نمايانگر آواي معنايي است) و املا (درست‌نويسي) توجه داشت. عوامل مهم ديگر عبارتند از:

•    جهت‌گيري نگارش
•    تاريخ، براي مثال، 00/5/4 به چه معناست؟
•    زمان، براي مثال، 37/14 در زمان محلي يا جهاني منظور است؟
•    اعداد، براي مثال، "ميليارد" چيست؟
•    ارز، براي مثال، منظور از علامت "$" دلار امريكا، استراليا يا سنگاپور است؟


طراحي ارتباط ديداري

فهرست موارد در صفحة وب بايد عوامل زباني ياد شده از جمله جهت‌گيري نگارشي را در نظر گيرد. بايد توجه داشت كه تصاوير ضرورتاً محصول فرهنگي خنثي توليد نمي‌كنند مگر اينكه تصاوير به طور كامل مجرد باشند كه براي طراحي ارتباط با كاربران چندان مناسب نخواهد بود. تصاوير را مي‌توان براي افزايش قابليت از بركردن (به خاطرسپاري) موارد به كار برد اما اين مسئله مي‌تواند قابليت ترجمه يا برگردان به فرهنگ ديگر را نداشته باشد. همچنين تأثير رنگ دربردارندة عنصر فرهنگي مهمي است. معاني ضمني استفاده از رنگ‌ها به نسبت روشن است. براي نمونه، اگر مخاطب شما در ايران است، به طور عمده از رنگ سياه استفاده نكنيد مگر اينكه بخواهيد ادراك مخاطب به مرگ مربوط شود.


هنجارهاي فرهنگي نوظهور

بيشتر كاربران شبكه جهاني وب (تارنماي جهاني) فرهنگ اين شبكه را بدون مشكلات متعدد مي‌پذيرند. با اين حال، فناوري‌هاي نوظهور به جنبه‌هايي از رفتار فرهنگي گره خورده‌اند كه پيش از اين، پژوهشگران به بررسي دقيق آنها نپرداخته‌اند. براي نمونه، سامانه‌هاي الكترونيكي نشست‌ها يا اجلاس‌ها كه از شبكة اينترنت (تارنماي جهاني) استفاده مي‌كنند.
يكي از روش‌هاي ملاحظة حساسيت‌هاي فرهنگي در طراحي صفحات وب عبارت است از آموزش. براي مثال، تعداد كمي از دانشجويان در امريكا، استراليا يا انگليس زبان خارجي يا فرهنگ‌هاي متفاوت را مطالعه مي‌كنند و از تأثير آنها بر طراحي صفحات آگاه نيستند. مطالعة مؤسسه فناوري ماساچوست (ام. آي. تي) دربارة توليدات امريكايي نشان مي‌دهد كه آنها اغلب نگرشي دروني دارند و بسياري از امريكايي‌ها اظهار مي‌كنند كه توجه اندكي به زندگي ديگران دارند و سيستم آموزشي نيز اين جهت‌گيري را تقويت مي‌كند (لستر و درتوزوس ، 1989). طبق مطالعة ياد شده رقباي اقتصادي امريكا مدت‌هاست كه درك ديگر فرهنگ‌ها و تسلط بر ديگر زبان‌ها (به ويژه انگليسي) را پيش‌شرط انجام تجارت و كسب و كار بين‌المللي دانسته‌اند. طراحان ممكن است جهت‌گيري‌هاي خود را به طور دقيق درك نكنند؛ بنابراين، هنگام انجام آزمون استفاده‌رساني، وب‌سايت نتوانسته است طيف كامل افراد مراجعه‌كننده را تحت پوشش قرار دهد. روش‌هاي جمع‌آوري اين اطلاعات از طريق تحليل وظايف، تحقيق در خصوص موقعيت، مراجعه حضوري و غيره وجود دارد اما بيشتر بر الحاق نگرش‌ها، هنجارها و رويه‌هايي كه مي‌تواند ادراك از وب‌سايت را تغيير دهد، تمركز شده است. شيوه‌هاي ديگر رسيدگي و تسلط بر زمينه‌هاي ديگر تنوع در ادامه آمده است.


زمينه‌هاي ديگر تنوع

اگرچه فرهنگ يكي از عرصه‌هاي اصلي تنوع ميان كاربران وب جهاني (تارنماي جهاني) است اما در اينجا به شمار فزاينده‌اي از افراد معلول توجه مي‌شود كه امروزه به اطلاعات غيرقابل دسترس در گذشته، دسترسي دارند. توانايي وب (تارنما) در پيوند دادن افراد از همة قشرها و كشورها يكي از شگفتي‌هاي وب (تارنما) است. به عنوان مثال، امروزه شاهد بهره‌گيري فزايندة افراد بالاي 65 سال از اينترنت هستيم؛ 50 درصد اين افراد دچار نقص جسمي هستند؛ عمدة اين نقايص، خُرد و كوچك‌اند همچون كاهش بينايي، كم‌شنوايي يا كاهش توانايي براي درك رنگ‌ها. بيشتر افراد بالاي 45 سال دچار نقص دوربيني چشم هستند. اين مسئله مي‌تواند بر تصميمات مربوط به اندازه و تباين (كنتراست) مؤثر باشد. طراحان جوان هميشه به اين موارد توجه نمي‌كنند. مطالعة رهنمودهاي "ابتكار قابليت دسترسي وب (تارنما) " براي افراد دخالت‌كننده در طراحي وب‌سايت (تارنما) ضروري است. اين رهنمودها در سايت ذيل قابل دسترسي است: http://www.w3.org/WAI..
تكنيك‌هاي بسيار ساده‌اي براي پوشش معلوليت‌هاي جسمي وجود دارد. براي مثال، نظر به اينكه وب (تارنما) ماهيتي به شدت گرافيكي دارد، مشكلاتي براي افراد دچار نقص بينايي پيش مي‌آيد. گاهي اوقات شاهد نوشته‌هاي سرخ بر پس‌زمينة سبز هستيم كه خوانش را براي افرادي كه كوررنگي قرمز/ سبز دارند، تقريباً ناممكن مي‌كند. هشت درصد مردان منطقه قفقاز دچار اين نوع كوررنگي هستند (ماركوس ، 1992) و البته بخش كوچكي از زنان نيز مبتلا به اين عارضه‌اند. آزمون‌هاي مربوط به استفاده‌رساني بايد به اين بخش از بازار كاربري توجه كند. طراحان هميشه بايد بيشترين ميزان تباين رنگ‌ها را تضمين كنند و از الگوهايي كه موجب تمركز / بازتمركز  بين نما و پس‌زمينه مي‌شود، اجتناب نمايند.

كاربران نابينا به طور فزاينده براي دسترسي به اطلاعات به وب (تارنما) مراجعه مي‌كنند. البته نابينايان از دستگاه‌هاي متن‌خوان براي رمزگشايي استفاده مي‌كنند. مطالعة صفحات طولاني براي افراد بينا دشوار است اما اين دشواري براي افراد نابينا بيشتر مي‌شود چرا كه آنها بايد به تمامي اطلاعات صفحه گوش دهند تا مطالب مورد نظر خود را بيابند. كاربران دچار "خوانش پريشي " نيز به طور معمول نمي‌توانند صفحات طولاني را مطالعه كنند. استفاده از سرعنوان‌ها مي‌تواند مطالعه و ديدن را براي همه كاربران تسهيل كند. استفاده از برچسب‌هاي اي.ال.تي  براي تصاوير مي‌تواند متن‌خوان را قادر سازد كه موضوع تصوير را براي كاربر بيان كند. اين مسئله براي كاربراني كه به دليل سرعت كم دسترسي، دريافت تصوير را قطع كرده‌اند نيز سودمند است.
همان‌گونه كه پيش‌تر گفته شد، بسياري از كاربران بالاي 45 سال دچار نقص ديد هستند و فونت تصوير را بزرگ‌تر مي‌كنند. اين نكته اهميت دارد كه طراحان وب (تارنما) اطلاعات را با فونت‌هاي مشخص رمزگذاري نكنند بلكه بايد از درصدي از فونت‌هاي پيش‌فرض استفاده كنند. اين مسئله امكان بزرگ‌تر شدن يا كوچك‌تر شدن متن را فراهم مي‌كند (نيلسون ، 2000). معلوليت‌هاي حركتي يكي ديگر از بخش‌هاي مغفول است. بسياري از طراحان دكمه‌هاي كوچكي را تعبيه مي‌كنند كه استفاده از آنها نيازمند ديد مناسب / كنترل دست است. بخش‌هاي قابل كليك بايد به اندازة كافي بزرگ باشند تا كاربرِ دچار نقصِ حركتي بتواند بدون نياز به دقت زياد، از آنها استفاده كند.
"شناخت مخاطب" يكي از ستون‌هاي اصلي طراحي وب (تارنما) است اما هميشه نمي‌توان كاربر را به طور دقيق تعريف كرد. بسيار محتمل است كه برخي كاربران دچار معلوليت‌هاي شناختي باشند از جمله فقدان مهارت‌هاي تعقل فضايي  (كم‌تواني در ادراك مناسب ابعاد صفحة تارنما) و مشكلات حافظة كوتاه‌مدت. بيشتر برنامه‌ريزان و طراحان، مهارت‌هاي بالاي تعقل فضايي دارند و مشكلي در زمينة تصويرسازي از ساختار سايت ندارند. مشكل در هنگامي بروز مي‌كند كه طراح از مشكلات كاربر اطلاع نداشته باشد. بنابراين، حركت در سايت بايد ساده و شهودي بوده و قابليت به خاطرسپاري داشته باشد (نيلسون، 2000). عملگرايي حكم مي‌كند كه توجه به همه انواع كاربران در طراحي وب‌سايت (تارنما) تقريباً ناممكن است. در واقع، نمي‌توان آزمون‌هاي استفاده‌رساني را در طيفي كامل از كاربران احتمالي انجام داد. با اين حال، ملاحظاتي در طراحي صفحات وب (تارنما) وجود دارد كه وب‌سايت را براي همة كاربران صرف نظر از پيشينه، جنسيت يا سن آنها متقاعدكننده مي‌سازد. بخش پاياني اين مقاله توصيه‌هايي را در خصوص طراحي وب (تارنما) ارائه مي‌كند.


رهنمودهاي پايه‌اي و عمومي طراحي وب (تارنما)

برخي ملاحظات اساسي عبارتند از:
•    اطلاعات اصلي بايد در معرض ديد و در جاهاي برجسته باشد.
•    داده‌هاي مرتبط بايد گروه‌بندي و جدا شوند.
•    بايد مكان‌هاي ثابتي براي داده‌هاي رايج وجود داشته باشد تا حس فضايي كاربر از سايت ايجاد شود.
•    سطح تراكم بايد پايين باشد چرا كه افزايش تراكم به افزايش اشتباهات كاربر منجر مي‌شود.

ملاحظات ديگر طراحي

ملاحظات ذيل بر عملكرد كاربر در پردازش اطلاعات مرتبط و سطح ارتباط كاربر با وب‌سايت تأثيرگذار است:
•    مكان واضح‌ترين ديد چشم، وسعت تمركز محدودي دارد.
•    حركت و شكل بر بخش‌هاي پيراموني تسلط دارد.
•    متن بايد قابليت خوانش بيشتري داشته باشد و بايد به اندازه، فضا، رنگ، پس‌زمينه و فضاي سفيد توجه شود.
•    فاصله‌گذاري بين آيتم‌ها و موارد بايد رعايت شود (فاصله‌گذاري بر سرعت و صحت خوانش تأثيرگذار است).
•    نخستين حرف واژه مهم‌ترين ويژگي ديداري در تشخيص واژگان است (ترونيت ، 1980).
•    فاصله و فضاي اطراف واژه‌ها بايد براي آساني خوانش افزايش يابد.
•    اگر اطلاعات بيشتري در حاشيه (پيرامون) باشد، حوزة تمركز بر اطلاعات سودمند كاهش يافته و مطالعه صفحه كُندتر مي‌شود.
•    صفحه‌هاي در هم ريخته باعث افزايش بار (فشار) شناختي شده و سرعت تلفيق اطلاعات كاهش مي‌يابد.

خوانش صفحه

بايد توجه داشت كه خوانش صفحة رايانه 28 درصد كُندتر از خوانش صفحة كتاب است (جانز ، 1989).
طراحان بايد براي تسهيل خوانش صفحة وب به نكات ذيل توجه كنند:
•    از متن مبتني بر نقطه استفاده كنند (متنِ نقطه شكل).
•    استفاده از فونت مناسب.
اين نكات، زمان خوانش را كاهش داده، خيرگي چشم را كمتر كرده و ديدي بهتر به دست مي‌دهند.

رنگ

استفاده از رنگ مي‌تواند تأثيري عميق بر كارآيي وب‌سايت داشته باشد. بايد به خاطر داشت كه:
•    رنگ مي‌‌تواند بر بار (فشار) شناختي تأثير بگذارد.
•    نمايش‌هاي رايانه‌اي در ابعاد و رنگ‌هاي مختلفي عرضه مي‌شوند.
•    افراد سالمند حساسيت كمتري به رنگ دارند و نيازمند رنگ‌هاي روشن‌تر هستند.
•    8 درصد مردان و 5 درصد زنان كوررنگي سبز / قرمز دارند.
•    تفاوت‌هاي فرهنگي بر شناسايي تأثير دارند.
•    تفاوت‌هاي شغلي مي‌تواند تغييراتي در شناسايي ايجاد كند (جانز، 1989).
•    از رنگ‌ها مي‌توان براي برجسته‌سازي داده‌ها استفاده كرد.
•    كاهش نياز به تمركز دوباره، اجتناب از رنگ‌هاي دوگانه: قرمز / آبي؛ زرد / ارغواني- اقلام سرخ، نارنجي، زرد و سبز را مي‌توان بدون تمركز دوباره، مشاهده كرد.
•    از قرمز و سبز در حاشيه استفاده نكنيد بلكه زرد و آبي را به كار گيريد.
•    رنگ‌هاي ميان طيف يعني زرد، سبز و سفيد را مي‌توان بهتر از رنگ‌هاي انتهاي طيف (قرمز، آبي) مشاهده كرد.
•    هرگز از آبي محض براي متن، خطوط باريك يا اشياء كوچك استفاده نكنيد.
•    آبي رنگ عالي پس‌زمينه است.

جهت‌گيري
افزايش استفاده از صفحات وب بدين معني است كه بايد در مورد تجربة كاربر در كل سايت نيز انديشيد. با پيچيده‌تر شدن سايت بايد عوامل "كل" سايت را در نظر گرفت و صرفاً نبايد به "منظره و حس" صفحة اول اكتفا كرد.
بايد به عوامل ذيل توجه داشت:

•    طراحي سايت بايد امكان درك روابط ميان صفحات را براي كاربر فراهم كند.
•    صفحة اول بايد جهت‌گيري كل سايت را نشان دهد.
•    صفحات بعدي بايد انسجام را حفظ كرده، وضعيتي شهودي براي استفاده داشته باشد.
در هنگام طراحي سايت بايد به خاطر داشت كه "قانون معلوليت‌ها " دسترسي برابر به سيستم‌ها براي افراد معلول را مقرر داشته است. براي مثال، سايتي كه به ماوس (موشواره) براي عمليات‌هاي خود نيازي نداشته باشد، براي افراد دچار نقص حركتي بسيار مناسب است؛ حركت ساده درون سايت به همه به ويژه افراد مبتلا به ناتوانايي‌هاي شناختي نظير فقدان مهارت‌هاي تعقل فضايي يا مشكلات حافظه كوتاه‌مدت، كمك مي‌كند.
يكي از شيوه‌هاي آزمون قابليت دسترسي عبارت است از استفاده از جست‌و‌جوگر مختص متن نظير"لينكس ". اگرچه نمي‌توان آزمون استفاده‌رساني را در مورد همه انواع كاربران احتمالي انجام داد، اما ملاحظه و رعايت برخي مسائل اساسي طراحي وب مي‌تواند استفاده‌رساني سايت را تضمين كند.
نتيجه‌گيري
هدف اين مقاله رعايت برخي ملاحظات اساسي در طراحي و توليد وب‌سايت (تارنماي) كارآمد است. وب‌سايت به مهم‌ترين نقطة تماس در رابطه مخاطب - سازمان تبديل شده است؛ بنابراين، وب‌سايت بايد در راستاي بيشينه‌سازي تأثير، طراحي شود. سازمان‌ها با غفلت از عناصر فرهنگي، جنسيت، سن و معلوليت‌ها، آيندة خود را به مخاطره مي‌اندازند. مخاطب هدف و ويژگي‌هاي او بايد شناسايي شود و وب‌سايت (تارنما) در جهت رعايت اين ويژگي‌ها تغيير يابد. امروزه، طراحان سايت‌هاي معاند با جمهوري اسلامي ايران با بهره‌گيري از الگوهاي طراحي پيشرفته، و بهره‌مندي از ابزار فني و هنري، و شناخت روان‌شناسانه و جامعه‌شناسانه از مخاطب ايراني خود به دنبال جذب و جلب بيشتر كاربران هستند. بي‌ترديد، آگاهي از روش‌هاي مناسب و جذاب براي مقابله با آنان مستلزم دانش لازم و ضروري است. اين مقاله، مواردي فني و كاربردي را براي اجراي اين منظور ارائه داده است.

منابع
- Denning, D., (1999) Information Warfare and Security, Addison Wesley,Reading, Mass.
- Dertouzos, M. L., R. K. Lester. (1989). Made in America: Regaining the productive edge.
- MIT Press, Cambridge, MA.
- Gershenfeld, N., (1999) When Things Begin to Think, Coronet Books, London.
- Greenwood, T. (1993). International cultural differences in software. [on-line] URL: http://www.europe.digital.com/info/DTJB01/DTJB01SC.TXT
- Holtz, S., (1999) Public Relations on the Net, Amacom, New York.
- Jones, M. K. (1989). Human-Computer Interaction: a design guide. Educational
- Technology Publications, Englewood Cliffs, NJ.
- Marcus, A. (1992). Graphic design for electronic documents and user interfaces. ACM Press, New York.
- Nielson, J. (2000). Designing Web Usability. New Riders Publishing, Indianapolis, Indiana.
- Russo, P., Boor, S. (1993) How Fluent Is Your Interface? Designing for International Users, INTERCHI, Amsterdam, April 1993.
- Treurniet, W. C. (1980). Spacing of characters on a television display. Processing of visible language 2. P. A. Kolers, M. E. Wrolstad and H. Bouma. New York, Plenum: 365-374.


منبع : پايگاه جامع و تخصصي جنگ نرم
دكتر  عليرضا نوري

 

 


 

راهبردهاى امنيتى ايران در مقابله با جنگ نرم

مقدمه

يكى از ابزارها و شيوه هاى ايالات متحده براى تغيير رفتار و يا تضعيف نظام جمهورى اسلامى ايران، تقويت آموزه هاى جنگ نرم در سياست هاى عملياتى و راهبردى است.

با توجه به پراكندگى نيروهاى نظامى امريكا در منطقه و بالتبع افزايش آسيب پذيرى آنها، مخالفت جامعه جهانى با تداوم سياست يكجانبه گرايانه مبتنى بر نظام هژمونيك، پيروزى قاطع كانديداهاى حزب دموكرات در انتخابات رياست جمهورى و يك سوم مجلس سنا به تاريخ چهارم نوامبر 2008 و بهره بردارى ابزارى آنان از موءلفه هاى نرم افزارگرايانه، اقتدار يگان هاى نظامى جمهورى اسلامى ايران در حوزه «جنگ هاى نامتقارن علوى» و «بازدارندگى موشكى»، ابهام اطلاعاتى غرب پيرامون نوع و دامنه واكنش جمهورى اسلامى ايران در قبال سناريوى حمله نظامى ، تهديد ثبات امنيت عرضه انرژى، تكثر قومى ـ فرقه اى در ايران، عمق استراتژيك پايين فلسطين اشغالى و اقتدار روزافزون نظام در ميان جنبش آزاديخواه از مهم ترين دلايل ايالات متحده براى بكارگيرى «دكترين جنگ نرم» عليه جمهورى اسلامى ايران است؛ به همين دليل تضمين امنيت ملى، ضرورت توسعه «عمق استراتژيك داخلى و خارجى» و تحقق اهداف عاليه سند چشم انداز(1) ايجاب مى كند كه متوليان امر با رويكرد كاربردى ـ راهبردى نسبت به آسيب شناسى پيامدهاى جنگ نرم امريكا و اتخاذ پاداستراتژى كارآمد براى مهار و خنثى سازى آن اقدام كنند.

گفتار اول: واكاوى ابزارها و اهداف جنگ نرم مخالفان نظام جمهورى اسلامى ايران

مهم ترين شيوه هاى عملياتى پيروان دكترين براندازى نرم براى تغيير رفتار و يا تضعيف نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران عبارتند از:

* توسعه بخشى به عمليات هاى آفندى جنگ رسانه اى

يكى از مهم ترين ابزارهاى ناتوى فرهنگى براى بى ثبات سازى نظام امنيت اجتماعى؛ گسترش هدفمند شبكه هاى ماهواره اى است. به عنوان مثال هم اكنون 4/5 ميليون گيرنده ماهواره اى غير مجاز در كشور فعال است و از 17 هزار و 666 شبكه ماهواره اى جهانى، نزديك به سه هزار شبكه در داخل كشور قابل دريافت است. از اين تعداد 380 شبكه به موسيقى، 74 شبكه به تبليغات مد لباس و لوازم آرايش، 273 شبكه به تبليغ اديان ساختگى و 235 شبكه به برنامه هاى مبتذل اختصاص يافته اند.(2)

از طرفى مجلس نمايندگان ايالات متحده با تخصيص بودجه سالانه به توسعه شبكه هاى ماهواره اى فارسى زبان ضد انقلاب، بصورت مستقيم در امور داخلى جمهورى اسلامى ايران مداخله مى كند زيرا اين شبكه ها با بهره گيرى از ترفندهاى تبليغاتى تلاش مى كنند زمينه هاى ناامنى هاى مدنى در پنج سطح صنفى، دانشجويى، قومى، فرقه اى و اجتماعى را فراهم كنند.

* گسترش عمق و دامنه جنگ هاى اطلاعاتى

تلاش «شبكه هاى جاسوسى»(3) امريكا و رژيم صهيونيستى براى نفوذ در نهادهاى استراتژيك نظام با هدف بى ثبات سازى نظام امنيت اجتماعى، گسترش «نافرمانى مدنى»(4) و رفع خلأ اطلاعاتى در رديف تهديدات نرم نظام مقدس ج.ا.ايران تعريف مى شود كه برخى مصاديق آن عبارتند از:

- تحريك به ايجاد و گسترش برخى تنش هاى قومى در استان هاى شمال غربى كشور توسط عوامل جاسوسى رژيم صهيونيستى در كردستان عراق و جمهورى آذربايجان؛

- افزايش قابل توجه بودجه نهادهاى اطلاعاتى و امنيتى ايالات متحده؛

«مدير اطلاعات ملى»(5) ايالات متحده بودجه اين سازمان براى سال 2008 را 47/5 ميليارد دلار اعلام كرد كه به غير از هزينه «برنامه هاى اطلاعاتى نظامى»(6) مى باشد كه حداقل شامل ده ميليارد دلار است.

افشاى بودجه اداره اطلاعات ملى امريكا براى چهارمين بار است كه بصورت رسمى اعلام مى شود. بودجه اين اداره در سال هاى 1997، 1998 و 2007 به ترتيب برابر 6/26، 7/26 و 5/43 ميليارد دلار بوده است(7) كه بيانگر جهش قابل توجه بودجه شبكه هاى جاسوسى امريكا پس از يازده سپتامبر و با هدف رفع خلأ اطلاعاتى عمليات هاى مداخله جويانه ايالات متحده مى باشد كه بخش قابل توجهى از آن شامل تأمين مالى طرح هاى جاسوسى در خاورميانه مانند جمهورى اسلامى ايران است.

- رفع خلأ اطلاعاتى پيرامون تأسيسات هسته اى و موشكى جمهورى اسلامى ايران.

ابهام اطلاعاتى در رابطه با قابليت هاى آفندى و پدافندى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران مى تواند نوعى بازدارندگى روانى نامتقارن را در برابر سناريوهاى تهديدزا دشمنان نظام ايجاد نمايد به همين دليل دستيابى به اطلاعات طبقه بندى شده نظامى همواره به عنوان يكى از كارويژه هاى شبكه هاى جاسوسى رژيم صهيونيستى و ايالات متحده همواره مطرح بوده و از مصاديق آن مى توان به شناسايى و دستگيرى شبكه جاسوسى موساد از مراكز نظامى توسط سازمان حفاظت اطلاعات سپاه و يا اعدام جاسوس رژيم صهيونيستى (على اشترى) توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) اشاره كرد كه بيانگر دوره جديد جنگ اطلاعاتى رژيم اشغالگر قدس و جمهورى اسلامى ايران است.

- شستشوى مغزى پناهندگان ايرانى و كاربست هدفمند آنها در شبكه هاى جاسوسى.

يكى از شيوه هاى خصمانه جنگ اطلاعاتى امريكا عليه نظا مقدس جمهورى اسلامى ايران، تمركز بر گروه ها و افرادى است كه بصورت قانونى و يا غيرقانونى از كشور خارج شده و در اردوگاه هاى پناهندگى به ويژه در سوئد، فرانسه، هلند و آلمان مستقر شده اند زيرا وابستگى و علقه آنان به آب و خاك ايران كمرنگ است و بستر خيانت و جذب آنان در ساختار شبكه هاى اطلاعاتى مخالفان نظام فراهم مى باشد.

اين سناريو محتمل است كه ايالات متحده بخشى از كارويژه شناسايى افراد خود فروخته را توسط گروهك تروريستى منافقين انجام دهد زيرا تمركز آنان در اردوگاه هاى پناهندگى زياد است و بخشى از عضوگيرى را نيز به صورت مستقيم انجام دهد و با آموزش هاى لازم و بازگشت سازماندهى شده آنان به ايران، از آنها در اهداف جاسوسى و يا بى ثبات سازى استفاده نمايد.

اين سناريو محتمل است كه برخى فعاليت هاى اطلاعاتى دشمنان نظام از طريق مجارى زير پيگيرى شود:

- در قالب تيم هاى تحقيقاتى - آموزشى

- در قالب تيم هاى ديپلماتيك ساير كشورها

- در قالب گروهك هاى تروريستى سازمان يافته مانند منافقين

- در قالب جهانگرد

- در قالب تيم هاى بازرسى معاونت پادمان آژانس اتمى

- گسترش نصب تجهيزات جاسوسى و ماهواره اى در محيط پيرامونى جمهورى اسلامى ايران

- تأسيس ميز مخصوص مطالعات ايران در وزارت امور خارجه و پنتاگون و يا ايجاد دفاتر ويژه مربوط به ايران بويژه در شهرهايى مانند باكو، استانبول، دبى، نجف، كربلا و بصره كه محل تردد تعداد زيادى از ايرانيان است كه يكى از كارويژه هاى آنها جذب نخبگان علمى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى و يا تبديل آنان به عوامل نفوذى در نهادهاى استراتژيك امنيتى ، نظامى و اقتصادى است.

ايجاد و توسعه هدفمند جنگ هاى فرقه اى در محيط امنيتى داخلى و خارجى جمهورى اسلامى ايران

يكى از ابزارهاى دكترين براندازى نرم با محوريت تضعيف اقتدار جهان اسلام، عملياتى كردن تنش هاى عقيدتى ـ قومى با بهره گيرى از ترفندهاى عمليات روانى ـ رسانه اى است؛ به عبارتى متوليان ناتوى فرهنگى قواعد و محيط بازى ژئوپلتيك جهان اسلام را طورى مديريت مى كنند كه دورنماى آن به سمت هدر رفتن بخشى از ظرفيت و منابع مادى و معنوى ملل اسلامى به سمت مهار تنش هاى فرقه اى متمركز شود كه در صورت عدم تبيين پاداستراتژى مناسب، مى تواند عمق استراتژيك امنيت داخلى و خارجى جمهورى اسلامى ايران را با تهديدهاى ساختارى هويتى مواجه كند. برخى تهديدهاى نرم در اين حوزه عبارتند از:

- تلاش وهابيون براى شبهه افكنى در فرايض حج

يكى از ابزارهاى اختلاف افكنى وهابيون، شبهه افكنى در برابر تكليف گرايى فرايض حج است كه در اين راستا معاونت آموزش و پژوهش بعثه مقام معظم رهبرى با انتشار آثار پژوهشى ماندگار، اقدام هاى قابل توجهى را براى رفع اين شبهات انجام داده است.

- افزايش تبليغات گروه هاى ضاله در برخى نواحى استان هاى مرزى

گروه هاى ضاله مانند پيروان وهابيت و بهائيت با بهره گيرى از برخى كاستى هاى نواحى كمتر توسعه يافته استان هاى مرزى مانند كرمان، تلاش مى كنند به ترويج عقايد خود اقدام نمايند.(8)

توجيه «مداخلات بشردوستانه» با ابزار مانور تبليغاتى و تغيير جهت دار بيانيه هاى سازمان هاى بين المللى دولتى و غيردولتى

يكى از ابزارهاى ايالات متحده براى بهره بردارى امنيتى - سياسى و مشروعيت بخشى به «مداخلات بشر دوستانه»(9)، استناد به قطعنامه ها و يا بيانيه هاى غير الزام آورى است كه توسط برخى سازمان ها با موضوع «نقض حقوق بشر»(10) صادر مى شود كه برخى مصاديق آن عبارتند از:

- كميته سوم مجمع عمومى سازمان ملل

نفوذ نظام سلطه و حاميان آن در ساختارهاى سازمان ملل مانند شوراى امنيت و «شوراى اقتصادى - اجتماعى»(11) به حدى است كه همواره از آنها در جهت تخريب وجهه بازيگران مستقل استفاده كرده اند، به عنوان مثال «كميته سوم مجمع عمومى»(12) در 21 نوامبر 2008 با تصويب قطعنامه غير الزام آورى، مدعى نقض شديد حقوق بشر در جمهورى اسلامى ايران شده بود، در حاليكه اين كميته در برابر نقض شديد و عينى حقوق ملت فلسطين توسط رژيم صهيونيستى همواره سكوت كرده است.

طرح اين «قطعنامه غير الزام آور»(13) با 81 رأى موافق در برابر 71 رأى مخالف مورد موافقت قرار گرفت كه در نهايت با 70 رأى موافق، 51 رأى مخالف و 60 رأى ممتنع به تصويب رسيد.(14)

در اين قطعنامه كه با پيشنهاد كانادا و حمايت امريكا به تصويب رسيد، با حمايت از تجمع هاى غيرقانونى و يا آزادى زندانيانى كه جرايم مشهودى عليه امنيت اجتماعى شهروندان مرتكب شده اند، در راستاى گسترش «نافرمانى هاى مدنى» و «بى ثبات سازى» ايران ارزيابى مى شود.

- سازمان «ديده بان حقوق بشر»

بررسى متن تمام گزارش هاى مرتبط با ايران «ديده بان حقوق بشر»(15) مبين اين است كه تنظيم كنندگان آن با ترسيم يك فضاى مجازى و غير دولتى، تلاش نموده اند كد بين المللى اقتدار ايران در ساختار نرم افزارى جهانى را تنزل دهند تا قدرت هاى سلطه گر با تغيير جهت دار از گزارش هاى آنان در جهت مشروعيت بخشى براى مداخله در امور داخلى ايران استفاده كنند(16) و اين سازمان نيز با تنظيم گزارش هاى جهت دار همواره در اين مسير حركت كرده است.

- پارلمان اتحاديه اروپا

ايالات متحده در راستاى گستره بخشى به مداخلات بشردوستانه؛ تلاش مى كند از ظرفيت تقنينى نمايندگان «پارلمان اتحاديه اروپا» نيز براى افزايش عمليات روانى عليه جمهورى اسلامى ايران استفاده نمايد. به عنوان مثال اين پارلمان كه مقر آن در «استراسبورگ» است، در ژوئن 2008 سومين قطعنامه غير الزام آور خود را با محوريت نقض حقوق بشر در ايران صادر كرد.

حمايت غيرمستقيم از افزايش توزيع و مصرف مواد مخدر در ايران

يكى از شاخصه هاى سنجش قدرت نرم و ثبات امنيت اجتماعى، برخوردارى جامعه از قشر جوان پويا و فعال در حوزه سازندگى است و كارگزاران نظام با مديريت مناسب جمعيت جوان كشور مى توانند از اين ظرفيت براى تحقق اهداف عاليه انقلاب استفاده نمايند، به همين دليل دشمنان نظام با تنوع سازى شيوه ها و ابزارهاى جنگ نرم و براندازى در سكوت در جهت منفعل سازى جمعيت فعال كشور برنامه ريزى مى كنند كه از مهم ترين ابزارهاى آنان مى توان به حمايت غيرمستقيم امريكا و انگلستان از توليد مواد مخدر در شرق كشور و در نهايت كاناليزه كردن توزيع و مصرف آن در ايران اشاره كرد.

به عنوان مثال دكتر على لاريجانى رياست محترم مجلس هشتم در سومين روز از سفر خود به ژنو و در ديدار با دبيركل اتحاديه بين المجالس اعلام كرد «توليد مواد مخدر در عرض هشت سال 40 برابر شده، حجم اصلى ترانزيت اين مواد از سه فرودگاه تحت كنترل ناتو به سمت كشورهاى غربى صورت گرفته و تجهيزات مربوط به 330 آزمايشگاه توليد مواد مخدر در افغانستان از سوى كشورهاى غربى تأمين مى شود».(17)

تهديد امنيتى رشد قاچاق و مصرف مواد مخدر در ايران به حدى است كه بنا بر اعلام رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا «در هفت ماه اول سال 1387؛ 352 تن انواع مواد مخدر كشف شده كه نسبت به مدت مشابه سال قبل 30 درصد رشد را نشان مى دهد. پيش سازهاى توليد هروئين نيز از كشورهاى غربى مانند آلمان، روسيه، چين، هلند و كره جنوبى بصورت غيرقانونى از راه امارات وارد افغانستان مى شود».(18)

از طرفى در سال 1386؛ درصد مصرف ترياك، كراك و هروئين به ترتيب 8/32، 7/25 و 3/18؛ بوده است كه بيانگر تغيير الگوى مصرف از مواد مخدر سنتى به مواد مخدر صنعتى و قرص هاى روانگردان مى باشد.(19)

حمايت از ايجاد و گسترش شايعه هاى براندازانه

يكى از ابزارها و شيوه هاى ديپلماسى عمومى ايالات متحده براى تضعيف نظام جمهورى اسلامى ايران، گسترش هدفمند شايعه هاى بى اساس و غير مستند با هدف شكاف سازى ميان جامعه و حاكميت است.


مهم ترين اهداف تئوريسين هاى دكترين براندازى نرم براى ترويج اين گونه شايعات عبارتند از:

ـ انزواى سياسى، امنيتى و اقتصادى جمهورى اسلامى ايران؛

ـ جلوگيرى از الگو شدن ايران اسلامى براى ساير كشورهاى منطقه و در حال توسعه با استفاده از راهبرد ايران هراسى و يا انعكاس تصاوير مجازى از بازدارندگى موشكى نامتقارن جمهورى اسلامى ايران و يا دورنماى ژئوپلتيك شيعه؛

ـ تضعيف بنيان هاى هويت ساز ايرانى ـ اسلامى مانند نمايش فيلم سيصد و يا نشر كتاب هاى غير مستند در رابطه با شيوه زندگى پيامبر اكرم(ص)؛

ـ به چالش كشاندن ثبات امنيت اجتماعى در ايران مانند شايعه وجود ارتباط ميان وقوع برخى زلزله ها در ايران با برخى آزمايش هاى هسته اى و يا توزيع وسيع فراورده هاى خونى آلوده؛

ـ تضعيف وحدت ملى مانند شايعه سازى در رابطه با برخوردهاى دوگانه و تبعيض آميز حاكميت با اقليت هاى قومى ـ فرقه اى؛

ـ به چالش كشاندن ثبات امنيت اقتصادى كشور مانند شايعه سازى درباره پيامدهاى وسيع تحريم هاى اقتصادى، قريب الوقوع بودن حمله نظامى و يا گسترش بيمارى هاى فراگير در يك ناحيه خاص جغرافيايى؛

ـ بررسى بازخورد واكنش جامعه مانند شايعه بيمارى رهبر فرزانه انقلاب توسط رسانه هاى بيگانه؛

ـ تداعى شائبه وجود اختلاف ميان كارگزاران نظام در حوزه هاى استراتژيك مانند ترويج شايعه وجود اختلاف ميان متوليان ديپلماسى هسته اى.


پى نوشت ها:

1. در ابتداى سند چشم انداز، شاخصه افق ايران 1404 بدين صورت تعريف شده است: «ايران كشورى است توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادى، علمى و فناورى در سطح منطقه با هويت اسلامى و انقلابى، الهام بخش در جهان اسلام و تعامل سازنده و مؤثر در روابط بين الملل».

2. جواد آرين منش (نائب رئيس كميسيون فرهنگى مجلس شوراى اسلامى)، آخرين آمار ديش هاى ماهواره اى در ايران، چهارم آذر 1387. www.asriran.com

3. Spy Networks.

4. Civi Disobedience.

5. The Director of National Intelligence.

6. Military Intelligence Program.

7. Intel Budget Disclosure and the Myths of Secrecy, Federation of American Seientists, www.Fas.org.

8. جنوب كرمان جولانگاه فرقه هاى ضاله، www.tabnak.ir، سوم آذر 1387.

9. Humanitarian Intervention.

10. Human Right Violation.

11. Economic - Social Council.

12. Third Committee of the United Nations General Assembly.

13. Non-binding Resolution.

14. Canada Welcones Adoption of UN Human Rights on Iran, http://news.gc.ca, 21 November 2008.

15. Human Right Watch.

16. براى ديدن متن گزارش هاى ديده بان حقوق بشر در رابطه با جمهورى اسلامى ايران به نشانى اينترنتى زير رجوع شود: http://www.hrw.otg/mideast/iran.phb

17. دكتر على لاريجانى، افشاى نقش فرودگاه هاى ناتو در انتقال مواد مخدر افغانستان به اروپا، http://www.farsnews.com، 24 مهر 1387.

18. سردار حسين آبادى (رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا)، كشف 352 تن مواد مخدر در هفت ماه اول 1387، پايگاه خبرى نيروى انتظامى جمهورى اسلامى ايران، سوم آذر 1387.

19. دكتر حسين رفيعى (مجرى طرح ارزيابى وضعيت اعتياد در كشور) مصرف كراك از هروئين پيشى گرفت http://www.tabnak.ir پنجم آذر 1387.



منبع: پگاه حوزه :: 24 اسفند 1387 - شماره 251
پديدآورنده: مصطفى دلاورپور اقدم


مديريت مقاومت مردمي در فضاي مجازي

چكيده

انقلاب فناوري و اطلاعات، عمليات هاي نظامي و رواني را دچار تحولات عظيمي كرده است. عمليات هاي رواني به تنهايي و يا در همراهي تنگاتنگ با تهاجمات نظامي بويژه در فضاي مجازي و سايبر به ابزار قدرتمندي در جهت تضعيف و حتي نابودي حكومتها، دولتها و فرهنگها بدل شده است.

تبار شناسي فضاي مجازي و كاركردهاي آن ثابت مي كند كه فضاي دمكراتيك مجازي يكسان براي همه، شعار غير واقعي بيش نيست. اكنون سخن از استعمار و امپرياليسم مجازي به ميان ميآيد و بايد مقاومت مردمي را كه در گستره جهاد مجازي قابل بررسي است با رويكرد نبرد نامتقارن مديريت كرد.

هدف اين مقاله بررسي عوامل مديريت مقاومت مردمي در حوزه سايبر است كه در اين راستا تجربيات مقاومتهاي مردمي در لبنان، فلسطين و… مورد بررسي قرار مي گيرد.

 


واژگان كليدي: مقاومت مردمي، فضاي مجازي، فضاي سايبر، جهاد مجازي، عمليات رواني در فضاي سايبر.


مديريت مقاومت مردمي در فضاي مجازي

مقدمه

انقلاب فناوري و اطلاعات، عملياتهاي نظامي و رواني را دچار تحولات عظيمي كرده، و عملياتهاي رواني به تنهايي و يا در همراهي تنگاتنگ با تهاجمات نظامي بويژه در فضاي مجازي و سايبر به ابزار قدرتمندي در جهت تضعيف و حتي نابودي حكومتها، دولتها و فرهنگها بدل شده است.

اينترنت به دليل داشتن ويژگيهاي خاص خود، برد و مخاطب بسيار زيادي دارد؛ رسانهاي كه با سرعت زياد در حد گيگا بايت در ثانيه اطلاعات را منتقل ميسازد و در عين حال بسيار ارزانتر و آسانتر از برخي از رسانه هاي سنتي ميتواند مورد استفاده قرار گيرد. فرستادن پيام با اينترنت بسرعت به سمت آسان شدن پيش ميرود. بنابراين از اينترنت ميتوان به عنوان جامع ابزار عمليات رواني نام برد.

هر چند اينترنت به علت ساختار غير متمركز امكان استفاده و بهره برداري را به كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه داده است، امريكا به دلايلي چون زير ساختها، موقعيت برتر و ويژهاي در فضاي سايبر به خود اختصاص داده است؛ موقعيتي كه شكل جديدي از هژموني امريكا را به نمايش گذاشته است و از آن در راستاي عمليات رواني خود بهره ميبرد. بنابراين مبارزه در اين فضا صرفا به صورت كلاسيك و متقارن امكانپذير نيست بلكه بايد با رويكرد نبرد نامتقارن در مقابل آن ايستاد.

همان گونه كه در فضاي واقعي وقتي قلمرو و مرزهاي كشوري مورد هجوم قرار ميگيرد، دفاع از سرزمين ديگر وظيفه خاص نيروهاي نظامي و مسلح نيست، بلكه به وظيفه و تكليف عمومي براي تمام افراد جامعه بدل ميشود، استفاده از اين عزم ملي براي مقاومت و مديريت آن با رويكرد نبرد نامتقارن ميتواند بزرگترين سرمايه در جهت حفظ استقلال تلقي شود. چنانچه از ديدگاه اسلامي به اين مسئله يعني مقاومت مردمي و جهاد نگاهي بيندازيم در فضاي مجازي نيز ميتوان با مديريت مقاومت مردمي با رويكرد نبرد نامتقارن به رويارويي با تهاجمات سايبري پرداخت؛ امري كه از آن با عنوان جهاد مجازي ياد ميشود.


مباني نظري

واژه سايبر از لغت يوناني (Kybernetes ) به معني سكاندار يا راهنما مشتق شده است. نخستين بار اين اصطلاح “سايبرنتيك” توسط رياضيداني به نام “نوربرت وينر” (Norbert Wiener) در كتابي با عنوان “سايبرنتيك و كنترل در ارتباط بين حيوان و ماشين ” در سال ???? بهكار برده شده است. “سايبرنتيك” علم مطالعه و كنترل ساختها در سيستمهاي انساني، ماشيني (و كامپيوتر ها) است.

سايبر پيشوندي است براي توصيف شخص، شي، فكر و يا فضايي كه به دنياي كامپيوتر و اطلاعات مربوط است.

اصطلاح “فضاي سايبر” را نخستين بار “ويليام گيبسون” (William Gibson ) نويسنده داستان علمي تخيلي در كتاب “نورومونسر” (Neuromoncer ) بهكار برده است. فضاي مجازي در واقع محيطي است، شامل بر شبكههاي آن- لاين (on line) كامپيوتري كه در لحظه به مبادله اطلاعات با يكديگر مي پردازند. اين فضا شامل فرهنگي است، كه ميان كاربران آن ايجاد ميشود. طبق ديدگاه جبرگراي رسانهاي و آن گونه كه “كاستلز? مطرح مي كند، ارتباطات كامپيوتري،(Computer Mediated Communication: CMC) تكنولوژي، رسانه و در نهايت موتور تغييرات اجتماعي است. اين ارتباطات نه تنها روابط اجتماعي را ميسازد، بلكه فضايي است كه در آن روابط اجتماعي رخ ميدهد (محمد سروي زرگر، بي تا).


سياست هاي فرهنگي اينترنت

دو ديدگاه در زمينه فضاي مجازي و اينترنت وجود دارد: برخي چون «نيكولاس نگرو پونته» معتقد است شبكه تله ماتيك (ارتباط راه دور و انفورماتيك) مرحله بعدي امپرياليسم امريكايي نيست؛ بلكه گستره و قلمرو آزاد است كه كثرت گرايي جهاني را تسريع و تشويق مي كند (بوسا ابو، ????، ص ???).

آرپا نت به گفته نگرو پونته «شبكه اي از پردازشگرهاي ناهمگن» است و همان طور كه «بروس استرلينگ» شرح مي دهد «اين شبكه از هيچ گونه اقتدار مركزي برخوردار نيست ». از سوي ديگر نگرو پونته معتقد است «استعمارگري محصول تفكر متمركز است. در دنياي نامتمركز چنين چيزي وجود نخواهد داشت» (بوسا ابو، ????، ص ???) و شبكه اينترنت از بنياد در مقابل هر نوع امپرياليسم فرهنگي مقاومت ميكند. از سوي ديگر به گفته گانكل (Gunkel) اين نظريه، كه اينترنت موجب قدرت بخشي چند فرهنگي خواهد شد، اسطوره و افسانه اي بيش نيست؛ زيرا اين فناوري از لحاظ شكل و محتوا، مركز ثقل دروني سنتهاي امپرياليسم فرهنگي را تشكيل مي دهد (بوسا ابو، ????، ص??).

اينكه استعمارگري لزوما با تفكر تمركز گرا همراه است ساده انگارانه است تمركززدايي به خودي خود و در مقابل سلطه فرهنگي قرار ندارد،بلكه به عنوان يكي از راهبرد هاي اداره مستعمرات موجود است و استمرار دارد (بوسا ابو، ????، ص???).

فناوريها هرگز خنثي و بيطرف نيستند. همانطور كه سيمون پني (Simon Penny) يادآور مي شود تكنولوژي ها همواره محصول فرهنگ خاص است. در نتيجه فناوريها هموارهتوسط ايدئولوژيها و غايت شناسيهاي متمايز، اطلاع رساني و تقويت مي شود. اينترنت بويژه محصول وزارت دفاع امريكاست و معماري و تفاهمنامه هاي آن براي مقاصدي غير از قدرت بخشي چند فرهنگي و همكاري توسعه يافته است. (بوسا ابو، ????، ص ???).

بايد مد نظر قرار داد كه اين سخنان بدين معنا نيست كه اين شبكه عملا نمي تواند رهايي خود را از دام تبار شناسي متعلق به خودش آغاز كند؛ هر چند بايد به نسب و پيا مد آن توجه جدي شود.


مقاومت و بسيج مردمي

ويژگي در حال تكوين ارتباطات امروز، همانند پديدة جذب نيروهاي مردمي، تغيير دادن الگوهاي بسيج مردمي است. هم ابزارهاي مشاركت و هم اهداف نبردها تغيير كرده است. بسيج عمومي نوين، يك شبكه ارتباطي داردكه از فضاي سيبرنتيك سرچشمه ميگيرد و تأثيري مستقيم بر واقعيت مادي (بيروني) دارد.

اين تحول، گرچه هنوز در مراحل اوليه است، تأثير روزافزوني بر چگونگي هدايت نبرد خواهد داشت؛ بسيج امروزي ممكن است گردآمدن انبوهي از سربازان را در پي نداشته باشد، كه سراسر قاره اروپا را در نوردند؛. اما موجب ظهور خيزش زير زميني و پنهاني ميشود كه آثار قابل توجه آن هر روز در ميدان نبرد به نمايش در ميآيد. (اُدري – كورت كرونين، ????).

استفاده از فضاي سايبر در شكلهاي مختلف به منظور مقاومت، مدتهاست كه به راه افتاده است.يكي از روشها سازماندهي تظاهرات و اعتراضات مردمي است. شايد بتوان جنجالي ترين اين نوع سازماندهي را تظاهرات ضد جهاني سازي در سياتل نام برد. سومين كنفرانس وزران سازمان تجارت جهاني در سال ???? كه در شهر سياتل برگزار شد، كنفرانسي كه با شكست به پايان رسيد. هزاران نفر در اعتراض به روند جهاني سازي در اين شهر گرد آمدند و تظاهرات كردند كه اين تظاهرات با درگيري پليس و گارد ملي مورد توجه جهانيان قرار گرفت.

از چند هفته مانده به جنگ عراق تا پايان آن ميليون ها نفر در سراسر جهان با برپايي تظاهرات و راهپيمايي در صدها شهر دنيا به مخالفت با جنگ امريكا و انگليس عليه عراق پرداختند تصور اينكه تظاهرات در ??? شهر جهان بدون هماهنگي و سازماندهي متمركز صورت گرفته باشد، مشكل است. بخش عمده ساماندهي اين تظاهرات، توسط گروه هاي صلح طلب و با استفاده از اينترنت صورت گرفته است ( ضيايي پرور، ???? ب ، ص ???).

داستان توموهيتوكوبو، جوان ?? ساله ژاپني، كه ساماندهنده تظاهرات ضد جنگ از طريق اينترنت بود، بسيار شگفت آور است. هنگامي كه «كوبو» دعوتنامه هايي بر ضد جنگ عراق مي فرستاد، اميدوار بود اندكي از دوستان آشنايانش به او پاسخ مثبت دهند، اما هنگامي كه بيش از ???? نفر از اقدام وي حمايت كردند با يكي از بزرگترين شگفتيهاي دوران زندگي خود روبه رو شد. او و همكلاسيهايش براي اين كار از طريق تلفن و فرستادن ايميل اقدام كردند و به اين نتيجه باور نكردني دست يافتند. كوبو براي اين كار تنها نبود. با وجود ظاهر آرام، مردم ژاپن با استفاده از اطلاعات اينترنت،فعاليتهاي فراواني بر ضد جنگ انجام دادند ( ضيايي پرور، ???? ب، ص ???). هم چنين در جنگ ?? روزه لبنان و جنگ ?? روزه غزه نيز شاهد اقدامات مشابه بوديم.


عمليات رواني مجازي دشمن

هم اكنون استفاده از فناوري اينترنت در جهت عمليات رواني به يكي از كاراترين ابزار رسانههاي غرب بدل شده است. اينترنت مي تواند با چهار عامل، تحول و انقلابي در عمليات رواني پديد آورد: ايجاد شبكه رواني اينترنت، هماهنگي، اجرا و تحليل تأثير و كارايي روند عمليات رواني (عاصف، ????، ص ??).

از سوي ديگر فرستادن پيام با اينترنت بسرعت به طرف سوي آسانتر شدن پيش ميرود. بنابراين از اينترنت ميتوان به عنوان جامع ابزار عمليات رواني نام برد.

آنجلا ماريا لانكو (????) درباره استفاده امريكا از اينترنت در راستاي عمليات رواني مي گويد:« امروزه، براي ارتباط با مردم بايد با استفاده از عمليات رواني و محيط اطلاعات پيشرفته بينالمللي به اذهان آنان نفوذ يافت اينترنت همان گونه كه رسانهاي با توان تأثيرگذاري بالقوه و روزافزون است، ميتواند براي عمليات رواني نيز ابزار مناسبي باشد.

طبق گفته تحليلگر عاليرتبهاي، ميدان جنگ كنوني، افكار و اذهان مردم است و معيار برد و باخت به فرهنگ هر جامعه بستگي دارد. در واقع، سلاحهاي كشتارجمعي ما سلاحهاي انفصال جمعها است و در حال حاضر، مناطق جمعي ما گزارشهاي خبري در اينترنتند… اگر به اينترنت از جنبه مخاطب و اهداف بنگريم، ظرفيتهايش به منزله ابزاري براي اجراي عمليات رواني افزايش مييابد… اينترنت چه براي اهداف تهاجمي و چه براي اهداف دفاعي استفاده شود، ابزار بسيار مهمي براي اجراي عملياتهاي رواني به شمار ميرود و باعث ميشود تا نيروهاي استفادهكننده از اين رسانه به تواناييها و برتريهاي اطلاعاتي چشمگيري دست يابند. كاملاً واضح است كه دولت يا نهادي كه كنترل، مديريت و سازماندهي اطلاعات را در دست دارد، همواره قدرتمندترين است.

با توجه به فرصتها و امكاناتي كه اينترنت اراية ميكند براي استفاده از اين رسانه، گزينههاي متعددي در اختيار است بويژه وزارت دفاع ميتواند از طريق اينترنت به اهداف جنگهاي غيرمتعارف پي ببرد؛ تبليغات خصمانه و اطلاعات غلطي را به نقاط ديگر بفرستد يا با تبليغات و اطلاعات فرستاده شده مقابله كند. طي بحران كوزوو، جاناتان سپالتر، افسر اطلاعاتي اسبق آژانس اطلاعاتي امريكا گفت: «ملاك موفقيت [اين آژانس] نه ميزان تبليغات انجام گرفته بلكه ميزان اقدامات صورت گرفته عليه آن تبليغات است.» اگر اينترنت به منزله منبع اطلاعاتي پذيرفته شود و در طرحريزيها و عمليات به صورت نظام مند از آن استفاده شود، ميتواند در مديريت منازعه و تضمين موفقيت سياست خارجه امريكا نقش مهمي داشته باشد» ( لانكو، ????).

رئيس بخش روابط عمومي دفتر وزارت خارجه اسرائيل در مورد با تأثير اينترنت در طي جنگ ?? روزه ميگويد: « اينترنت اكنون شايعترين راه براي فرستادن اخبار و شكل دهي افكار ميليونها تن در جهان است. مشكل ما اين است كه رسانهها مصيبتهاي مردم لبنان را به شكل گستردهاي انعكاس ميدهند كه اين به سود ما نميتواند باشد. تغيير افكار عمومي ميتواند تأثير بسزايي در تصميمگيري سياسي داشته باشد» (سايت مقاومت، ??/??/????).

هم اكنون غرب و بويژه امريكا از تمام ظرفيتهاي اينترنت به منظور مديريت عمليات رواني بهره مي برد. اگر بخواهيم روش استفاده از فضاي اينترنت را مورد بررسي قرار دهيم ميتوان آن را در دو بخش مورد بررسي قرار داد: جنگ شبكه اي (NETWAR) و جنگ سايبرنتيك (CYBERWAR).


جنگ شبكه اي (NETWAR)

در جنگ شبكهاي دشمن سعي دارد با توليد محتواي مد نظر خود با استفاده از تمام امكانات اين فضا بر آن تسلط يابد. از توليد محتواي متني توسط سايتها و خبرگزاريها، انتشار تصاوير و نيز فيلمها و كليپها گرفته تا اتاقهاي گفتگو و…


جنگ سايبرنتيك (CYBERWAR)

جنگ سايبرنتيك نيز با هدف از هم گسيختن سيستمهاي اطلاعاتي و مخابراتي، سيستمهاي كنترل و فرماندهي، ارتباطات، خبرگيري و جاسوسي نيروي نظامي دشمن و غيرعملياتي كردن آنها در صحنه نبرد و يا در حالت عادي صورت ميگيرد… حمله به سايتهاي مخالفان و هك كردن آنها از برجستهترين روشهاي اين جنگ است (حق وردي، ????).


جهاد مجازي

اگر از ديدگاه اسلامي به اين مسئله يعني مقاومت مردمي و جهاد نگاهي بيندازيم در حوزه فضاي مجازي نيز ميتوان با مديريت مقاومت مردمي با رويكرد نبرد نامتقارن به رويارويي با تهاجمات سايبري و عمليات رواني دشمن پرداخت؛ امري كه از آن با عنوان جهاد مجازي ياد ميشود. هر چند بايد ياد آور شد كه گاهي در برخي از تعاريف و تعابير از واژه «جهاد» به معني «جنگ» استفاده ميشود، جهاد لزوماً به معني جنگ و قتال نيست، بلكه داراي مفهومي كليتر و گسترده ميشود؛ هر چند جنگ و قتال را هم در مرحله آخر ميتواند شامل شود.

مقام معظم رهبري در اين باره ميفرمايند: «بايد احساس وظيفه را فراموش نكنيم؛ مجاهدت را فراموش نكنيم. جهاد در صحنه‏هاى مختلف، وظيفه‏ ماست و ضامن پيشرفت و پيروزى ماست.»…«در صحنه‏ سياسى هم جهاد هست، در صحنه‏ فرهنگى هم جهاد هست، در صحنه‏ تبليغاتى و ارتباطاتى هم جهاد هست، در صحنه‏هاى اجتماعى هم جهاد هست. جهاد فقط جهاد نظامى نيست، انواع و اقسام عرصه‏هاى زندگى بشر، عرصه‏ى جهادند» (خامنه اي، ??). «جهاد هميشه بر دوش ما هست…كارى كه مى‏كنيد براى اعتلاي دين يا اعتلاي امت اسلامى، جهاد است… جهاد فقط مخصوص ميدان جنگ نيست و امت اسلامى به خاطر فراموش كردن مجاهدت در راه خدا به وضعيت اسفبار امروز رسيده است» (خامنه اي، ??).

به همين دليل است كه ازسازماندهي و مقاومت مردمي در حوزه سايبر با عنوان جهاد مجازي ياد مي كنيم؛ هر چند اين گونه اقدامات توسط دشمنان با عناويني چون تروريسم مجازي مورد خطاب قرار مي گيرد.
مقاومت مردمي در فضاي سايبر

گروههاي مقاومت مردمي توانسته اند با استفاده امكانات و سرويسهاي متعدد اينترنتي اقداماتي را در رويارويي با امپرياليسم و استعمار مجازي انجام دهند . مطمئنا شناخت روشها و بررسي تأثيرات اين اقدامات مي تواند راه را براي مديريت مقاومت مردمي و اتخاذ روشهاي كمي و كيفي به منظور افزايش تأثيرات اين اقدامات فراهم آورد.

مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند: (آنها (دشمنان) غافلند از اينكه اين ابزارها ميتوانند مورد استفاده ما هم قراربگيرند؛ يعني وقتي اينترنت بهوجود آمد، يك ابزار اختصاصي نبود، ما هم ميتوانيم از آن استفاده بكنيم؛ يعني يك راه دوطرفه است. اگر دشمن ميتواند از علوم ارتباطات و از پيشرفتها و تازههاي علمي اين رشته استفاده كند، ما هم ميتوانيم استفاده كنيم. ما هم بايد دنبالش برويم تا استفاده كنيم. چه مانعي دارد؟ از همان شيوههايي كه ضلالت را منتشر ميكنند، ميشود ما استفاده كنيم و هدايت را منتشر كنيم. استعداد ما در استفاده از ابزارها، استعداد بالايي است … بايد از اينگونه ابزارها استفاده كرد تا هرچه ممكن است دايره اثرگذاري كار خود را وسيعتر كنيم) (وبلاگ خاطرات جبهه، ??).


جهاد شبكه اي

در جنگ شبكه اي دشمن سعي دارد با توليد محتوا و پيام مد نظر خود با استفاده از تمام امكانات اين فضا بر آن تسلط يابد. از توليد محتواي متني توسط سايتها و خبرگزاريها، انتشار تصاوير و نيز فيلمها و كليپ ها گرفته تا اتاقهاي گفتگو و…، اقداماتي كه همسو با اهداف عمليات رواني دشمن طرحريزي و اجرا مي شود.

در رويارويي با اين تهاجم بايد از راهكار هاي جهاد شبكهاي و جهاد مجازي استفاده و در واقع، با افزايش ضريب نفوذ محتوا يي به زبانهاي مختلف اقدام پدافند و آفند مجازي نمود.

وبلاگ

وبلاگ يكي از سرويسهايي است كه در اينترنت ارائه ميشود. و با استقبال زيادي بويژه در ايران روبه رو شده است؛ يكي از تأثيرگذارترين ابزاري كه مي تواند مقاومت مردمي را در فضاي سايبر تحقق بخشد. وبلاگ در واقع يك “سايت اينترنتي شخصي” است؛ محيطي كه امكان انتشار افكار را فراهم مي كند هر چند تفاوتهاي زيادي نيز ميان وبلاگ و سايت وجود دارد. واژه وبلاگ (Weblog) از تركيب دو واژه Web و shoji aniLog است. واژه Log از ريشه يوناني Logos كه در قرون ميانه به معناي گزارشهايي بوده كه ناخداي كشتي در زمان سفر مي نوشته است . در لغتنامه web “تار عنكبوت” معني شده كه اينجا به معني شبكه اينترنت است. اين كلمه را اولين بار آقاي “يورن باركر” استفاده كرد. اولين وبلاگ دنيا هم به “ديو واينر” متعلق بوده است. تارنگار، تار نوشت، وب نوشت از اصطلاحاتي است كه به جاي وبلاگ به كار مي برند و گاه به صورت مختصر بلاگ ناميده مي شود . نويسنده وبلاگ، بلاگر (bloger) خوانده مي شود از ويژگيهاي مهم وبلاگ:

رايگان بودن راه اندازي و كاربرد آن

عدم نياز به اطلاعات فني و تخصصي كامپيوتر ي در زمينه طراحي، راه اندازي و مديريت محتوايي است.

اين ويژگيها اجازه مي دهد كه شمار زيادي از كاربران اينترنت، كه فقط مخاطب رسانه هاي سايبري هستند، خود به توليد و منتشر كنندگان اطلاعات نيز بدل شوند (حق وردي، ???? ). طبق تازهترين اطلاعات مندرج در سايت بلاگ سنسوس (Blogcensus ) وبلاگهاي فارسي در رتبه دهم زبانهاي وبلاگي رايج در جهان قرار دارند( ژوئن ????). گزارشها نشان ميدهد كه در مجموع بيش از چهار و نيم ميليون وبلاگ فارسي در بلاگ سرويسهاي داخلي و خارجي به ثبت رسيده است كه در ميان آنها بيش از ??? هزار وبلاگ فعال وجود دارد.

رتبه بندي سايت الكسا (Alexa) نيز حاكي است كه در ميان ??? سايت پربيننده ايرانيان، بلاگ سرويسهاي بلاگفا و بلاگر در رتبه سوم و چهارم قرار دارند و در ادامه اين رتبه بندي نيز چهار بلاگ سرويس ديگر فارسي جزو ??? وب سايت پر بيننده ايرانيان قرار گرفتهاند. رتبه اول متعلق به ياهو و رتبه دوم متعلق به گوگل است كه اين دو سايت هم تقريبا در تمام جهان در صدر فهرست محبوبترين سايتها قرار دارند. بر اين اساس ميتوان گفت در ميان كاربران اينترنت در ايران، كه تعداد آنها براساس آخرين آمار ITU به ?? ميليون نفر با ضريب نفوذ ?? درصد در مارس ???? رسيده است، وبلاگها محبوبترين فضاهاي اينترنتي به شمار مي روند. اگر آمار وبلاگهاي فارسي را با وبسايتهاي فارسي مقايسه كنيد باز هم متوجه خواهيد شد كه با توجه به ثبت ??? هزار وب سايت فارسي و فعال بودن قريب ??? هزار وب سايت فارسي در اينترنت، فضاي غالب دنياي سايبر ايراني در اختيار وبلاگ نويسان است (ضيايي پرور ، ???? الف).

اولين گام در اين مسير جهاد شبكه اي راه اندازي سايتهايي با موضوعات مختلفي چون خبري، تحليلي، ديني، سياسي و… است. جمهوري اسلامي ايران به تنهايي با راهاندازي و مديريت سايتهاي دولتي نميتواند به عنوان امالقراي جهان اسلام به نبرد در فضاي مجازي بپردازد. چون تواناييهاي ما با دنياي غرب بسيار نامتقارن است در اين فضاي نابرابر مجازي شايد بتوان گفت كه وبلاگنويسي يكي از قدرتمندترين ابزار «نبرد نامتقارن» در فضاي مجازي در راستاي تقويت جهاد مجازي است؛ چرا كه افتتاح و راهاندازي و مديريت سايتها مستلزم هزينه و به كارگيري نيروي انساني متخصص است و توان مالي و فني ما با دنياي غرب قابل قياس نيست… (حق وردي، ????).

هر چند عده اي از بزرگنمايي جايگاه وبلاگ نويسي سخن مي گويند، چندين تجربه كه در همين مدت وبلاگ نويسي در ايران رشد پيدا كرده اتفاق افتاده بيانگر جايگاه خاص وبلاگ است؛ به عنوان مثال همكاري و همراهي بلاگرها در استفاده از روش بمب گوگلي (Google Bombing) در جريان تحريف نام خليج فارس توسط نشريه كانادايي «نشنال جئوگرافيك» از عوامل مهم عقب نشيني و عذر خواهي اين نشريه شد و تأثير اين اتفاق به حدي بود كه آقاي دكتر علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي كه به همراه آقاي دكتر احمدينژاد به نيويورك سفر كرده بود، خواستار به كار گيري اين روش عليه امريكا شد (حق وردي، ???? ).

دراين ميان،راه اندازي وبلاگ توسط محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران نيز مورد توجه بسياري از رسانه ها قرار گرفت . روزنامه امريكايي بوستون گلوب در اين باره مي نويسد: «احمدي نژاد در سال ???? اقدام به تأسيس يك وبلاگ براي ارتباط با مردم امريكا كرد. در حالي كه پرزيدنت بوش وي را فردي خطرناك مي خواند و شبكه هاي خبري امريكايي چهره اي خطرناك از وي ترسيم كرده بودند. وي در مطلبي با عنوان امريكايي هاي شريف در وبلاگش نوشت:

«به نظر من مردم امريكا به هيچ وجه راضي نيستند تا پول مالياتي كه به دولت امريكا مي پردارند، خرج عمليات نظامي بيحاصل در عراق شود » (سايت عصر ايران، ??/?/????، ??:??).

رژيم صهيونيستي براي جلوگيري از ديدن وبلاگ آقاي احمدي نژاد و خواندن مطالب آن توسط ساكنان سرزمينهاي اشغالي به پخش شايعهاي از سوي يكي از كمپانيهاي امنيتي رژيم اسرائيل مبني بر ويروسي بودن اين سايت اقدام كرد و در اين باره هشدار داد :«سايت محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، ويروس بسيار پيشرفته اي از نوع تروجان روي كامپيوترهايي نصب مي كند. كه از اسرائيل به آن سايت وصل مي شوند. اين كمپاني تحقيق كننده اضافه كرد كه اسپايور نصب شده، اطلاعات كامپيوتر كاربر در اسرائيل را به سرورهاي ايراني، چيني و ديگر سرورها در دنيا ارسال ميدارد» (سايت ايران ديپلماسي، ????).

از آخرين رويدادهايي كه در آن وبلاگ در نقش ابزار مقاومت مردمي در مقابل نظام سلطه مورد استفاده قرار گرفت و توانست بخشي از بار رسانه اي را بر عهده بگيرد،حمله رژيم صهيونيستي به نوار غزه است. دكتر ابو اسامه عبدالمعطي نماينده جنبش حماس در ايران در جشنواره و نمايشگاه رسانههاي ديجيتال (قبل از جنگ غزه) اعلام كرد كه «رسانه هاي امروز بخش بزرگي از نبرد آزاديبخش فلسطين را به عهده دارند.» هم چنين وي اذعان كرد كه پانزده هزار نفر عضو حماس وبلاگنويس هستند (سايت خبرگزاري قرآني ايران، ??/?/??، ??:??).

تلويزيون سيانان گزارش داد: تهاجم اسرائيل به غزه و اوضاع انساني منطقه واكنش بيسابقه وبلاگنويسان و آيريپورتهاي جهان را به دنبال داشته است. خبرنگاران و روزنامه نگاران بويژه مردم فلسطين مقيم خارج مرتباً اخبار و تحولات غزه را در وبلاگهاي خود درج ميكنند. جالب اين است كه وبلاگنويسان يهودي طرفدار صلح نيز در حمايت از غزه و مردم آن مطلب مينويسند و عملكرد رهبران خود را زير سؤال ميبرند (سايت خبرگزاري فارس، ??/??/??، ??:??).

از سوي ديگر وبلاگ نويسان ايراني به صورت انفرادي و يا در قالب گروه هاي متعدد بلاگري، بسيار جدي در اين زمينه وارد عمل شدند و در اقدامي رسانه اي با محور قرار دادن موضوع غزه، وبلاگهايشان را به روز كردند.

هم چنين وبلاگران ايراني با راه اندازي سايتي تحت عنوان غزه (http://gaza.ir) به سه زبان فارسي، عربي و انگليسي و با اتحاد در جهت استفاده از روش بمب گوگلي سعي در رساندن اخبار واقعي به مردم جهان كردند. هر چند مدتهاست وبلاگ نويسان ارزشي در محيط مجازي فعال شدهاند در هفته بسيج امسال نيز طرحي با عنوان ????? وبلاگ بسيجي توسط معاونت فرهنگي نيروي مقاومت بسيج به منظور سازماندهي و راه اندازي ????? وبلاگ كليد خورد كه با واكنش منفعلانه بسياري از رسانه هاي ضد انقلاب روبه رو شد. از سوي ديگر تأثيرات اقدامات وبلاگستان فارسي در جنگ غزه باعث واكنش رژيم صهيونيسيتي به اين موضوع شد.

اهميت وبلاگها به جايي رسيده است كه وزارت امور خارجه امريكا گروهي ويژه مسلط به زبان فارسي را مأمور كرد تا با مانيتورينگ سايتها و وبلاگهاي ايران در مواقع لازم به طور مستقيم وارد بحثها شوند و بويژه درباره بحث هستهاي با بلاگرهاي ايراني وارد گفتوگو و تبيين مواضع امريكا شوند (سايت عصر ايران، ??/?/????، ??:??).

روزنامههاي چاپ فلسطين اشغالي از سلاح جديد اسرائيل خبر دادند و در اين خصوص نوشتند: “اين سلاحي جديد در عرصه روابط عمومي است كه اسرائيل آزمايش ميكند.”اين سلاح، ارتش بلاگري رژيم صهيونيستي است. ايرتس هاولون، يكي از مسئولان وزارت مهاجرت به روزنامه هاآرتس گفته است: “ما در جريان جنگ غزه به دنبال راهي براي پشتيباني از تلاشهاي (!) اسرائيل بوديم و تصميم گرفتيم از بيش از يك ميليون اسرائيلي كه به زبانهاي ديگر غير از زبان عبري مسلط هستند، استفاده كنيم. اين افراد مانند نيروهاي ذخيره براي ما عمل ميكنند و ميتوانند وبلاگهايي به زبانهاي مختلف راهاندازي كنند. اين ارتش موظف است با كساني كه در فضاي مجازي به نفرت عليه رژيم جنايتكار آن رژيم دامن ميزنند، مقابله كند؛ مثلاً با ورود به وبلاگهاي ضدصهيونيستي و ثبت نظريات خود از اسرائيل دفاع كنند. هم چنين وزارت خارجه اين رژيم نيز با آموزش اين داوطلبان، جديدترين معلومات و اخباري را كه ممكن است در مباحث وبلاگها مطرح شود و هم چنين ليستي از وبلاگهاي ضداسرائيلي را در اختيار آنها قرار ميدهد (سايت فردا نيوز، ????).

هم چنين لازم به ذكر است كه واحد روابط عمومي نيروي دفاعي رژيم اسرائيل وبلاگي را براي پوشش اين عمليات ايجاد كرده بود. در اين وبلاگ آورده است: «از شما به دليل بازديد از اين وبلاگ تشكر ميكنيم و تلاش داريم تا اين وبلاگ را به طور مرتب با صحنههايي از عمليات نيروهاي اسرائيلي و نمايش موفقيتهاي آنان در عمليات “سرب گداخته” بروزرساني نماييم» (سايت ايتنا، ??/??/????).


تصوير

انتشار تصاوير در قالب عكسهاي خبري، كاريكاتور و … از ابزار با سابقه در راستاي عمليات رواني است اما با توسعه فضاي مجازي و آسان بودن و سرعت در فرستادن به صورت جديتر مورد توجه قرار گرفته است. از يك سو، برخي سرويسهاي اشتراك تصاوير حتي به صورت رايگان

راهاندازي شده است. از سوي ديگر يكي از سرويسهاي موتورهاي جستجوگر، كه غالباً توسط كاربران براي دريافت اطلاعات در يك زمينه مورد استفاده قرار مي گيرد، سرويس جستجوي تصاوير است. اگر در زمينه انتقال مفاهيم نوشتاري محدوديت زبان وجود دارد، اين محدوديت تقريبا در بحث تصوير وجود ندارد و تصوير به نوعي، زبان بين المللي است.

براي اينكه اقدامات انجام شده در اين زمينه را به صورت عيني ملاحظه كنيد، كافي است در بخش جستجوي تصاوير موتور جستجوگر گوگل، كليد واژه هايي را كه براي ما مسلمانان و شيعيان و ايرانيان مفهوم ارزشي دارند، جستجو كنيد ؛ كليدواژه هايي چون اسلام، شيعه و حتي نام بزرگان و علما مانند خامنه اي و خميني چه به زبان فارسي و چه به زبان انگليسي يا زبانهاي ديگر؛ به عنوان مثال با وجود اين همه تصاوير در زمينه عاشورا، كربلا، محرم و… در صفحه اول و دوم بخش تصاوير موتور جستجوگر گوگل، تصاوير رقت بار، وحشتناك و منزجر كننده اي از قمه زني ديده مي شود. حال تصور كنيد كه فرد در يك كشور ثالثي كه از اسلام و شيعه اطلاعي ندارد براي كسب اطلاعات به جستجو گر مراجعه مي كند و با اين تصاوير رو به رو مي شود، چه ذهنيتي از شيعيان در ذهنش نقش ميبندد؟

هر چند بخشي از اين اتفاق به علت حجم زياد اطلاعات منفي در مقابل اطلاعات واقعي در اينترنت است، بخشي از آنها نيز به علت عدم حضور در اين فضا و يا عدم رعايت قوانين موجود در اين فضا است؛ چرا كه در باره برخي از كليد واژه ها به اندازه كافي تصوير توليد و فرستاده شده است؛ ولي همچنان در صفحات غير از صفحات اول حضور دارد كه عمدتا توسط كاربران ديده

مي شود كه در واقع، بود و نبود آن يكي است. مي توان با رعايت چند روش فني مانند رعايت قواعد موسوم به پيج رنك و يا اقدامات فني ديگر بر برد تأثيرات رواني اقدامات فعلي افزود.

در جنگ غزه گروه هاي مقاومت مردمي سعي كردند از اين ظرفيت در راستاي بيان جنايتهاي اسرائيل استفاده كنند. بسياري از وبلاگها به انعكاس تصاوير جنگ غزه اقدام كردند؛ حتي به

راهاندازي موزه مجازي اقدام نمودند.رئيس اتحاديه روزنامهنگاران مصر در اينباره گفت: «در اين موزه الكترونيكي، تصاويري از جنايات اخير رژيم صهيونيستي در حمله به نوار غزه و اقدامات وحشيانه و غيرانساني نيروهاي اين رژيم در كشتار ساكنان بيگناه غزه به نمايش گذاشته شدهاست»…”عبير سعدي” تصريحكرد: در موزه الكترونيك “هولوكاست غزه”، مطالب و اطلاعاتي در زمينه جنايات رژيم صهيونيستي در غزه به زبانهاي مختلف ارائه شده است. اين موزه هم چنين دربردارنده تصاويري از سلاحهاي استفاده شده ضد شهروندان غزه است. برجسته ترين بخش اين موزه، ارائه تصاويري از جنايت وحشيانه ?? ديماه نيروهاي اشغالگران قدس در حمله به مدرسه “الفاخورة” وابسته به آژانس بينالمللي حمايت از پناهندگان فلسطيني «آنرو» در شمال غزه است كه طي اين جنايات غيرانساني صهيونيستها، ?? نفر شهيد و دهها نفر زخمي شدند(سايت خبرگزاري فارس، ??/??/??، ??:??).

فيلم و كليپ

يكي از موارد ديگري كه با توجه به افزايش سرعت اينترنت مورد توجه كاربران قرار گرفته دريافت و تماشاي كليپ از روي اينترنت است. كليپهايي كه توسط افراد مختلف روي سايتها به اشتراك گذاشته ميشود كه برخي از اين كليپها با اهداف عمليات رواني دشمن تهيه و منتشر ميگردد. يكي از مهمترين اين سايتها، سايت يوتيوب است.

يوتيوب مشهورترين سرويس ويديويي جهان است. گوگل اين سرويس را يك هزار و ششصد و پنجاه ميليارد تومان در سال ???? خريد. در ماه مارس ???? اعلام شد كه در يوتيوب ?? ميليون ويديو وجود دارد.! اين ويدئوها توسط ??? هزار نفر از كاربران اين سايت روي اين سرور آپلود شده است.آمار سال ???? بيانگر اين است كه روزانه صد ميليون بار ويدئوهاي اين سايت ديده ميشود! شايد جالب باشد بدانيد روزي يك ميليارد تومان خرج پهناي باند اين سرويس ميشود!

اگر بخواهيم مثالي مملوس درباره اين سايت بزنيم در هر دقيقه، ?? ساعت ويدئو به اين سرويس اضافه مي شود. فرض ميكنيم هيچ چيزي اضافه نشود. شما هم بدون معطلي به دليل سرعت كم بتوانيد ويدئوها را ببينيد. باز هم بيشتراز ??? سال وقت نياز داريد كه كل ويدئوهاي اين سرويس را ببينيد… بيشترين ويدئويي كه در اين سرويس ديده شده است، ويدئويي است كه ??? ميليون و ??? هزار و ??? بار ديده شده و ?????? كامنت گرفته است و ?????? نفر به آن امتياز داده اند) (وبلاگ يك فتحي، ??/??/????).

استفاده از اين امكان سايت يوتيوب و يا سايتهاي مشابه به منظور بيان ديدگاه ها و واقعيت مطالبي است كه در بسياري از رسانه هاي رسمي سانسور مي شوده گروههاي مقاومت مردمي اقدامات زيادي در اين زمينه انجام داده اند. در طي جنگ ?? روزه لبنان بسياري از فيلمهاي حاوي جنايتهاي رژيم اسرائيل، توسط نيروهاي مقاومت اسلامي روي اين سايت قرار مي گرفت؛ اقدامي كه رژيم صهيونيستي بارها آن را تكذيب مي كردند، ولي كليپها به اندازه كافي براي افكار عمومي گويا بود.

از سوي ديگر كليپهايي كه در حمايت از حزب الله لبنان در اين سايت قرار داشت نيز مخاطبان بسياري داشت، كليپهايي از سرودهاي حماسي و انقلابي حزب الله، سخنرانيهاي سيد حسن نصرالله، كليپهايي از خوانندگاني كه در حمايت از مقاومت خوانده شده بود و حتي كليپهايي از انهدام تانك مركاوا كه در كنار كليپهاي تبليغاتي از اين تانك قرار گرفته بود بارها به صورت آن لاين تماشا و يا دانلود شد. اين كليپها نه تنها تاكتيك تبليغات جنگي رژيم صهيونيستي را خنثي كرد بلكه همدردي و حمايتهاي گسترده داخلي، عربي، اسلامي و حتي بينالمللي را براي حزبالله لبنان جلب كرد.

طي جنگ غزه نيز كليپهاي زيادي منتشر شد كه گاه حتي توسط موبايل توسط فلسطينيان گرفته شده بود؛ كليپهايي كه كشتار غير نظاميان و كودكان و زنان را نمايش مي داد. بسياري از افراد مانند پاپ يا حتي شبكه هايي مانند بي بي سي در اين سايت كانال اختصاصي راه اندازي كرده اند؛ امري كه شايد خيلي تعجب برانگيز نباشد. اما براي اولين بار، يك نيروي نظامي ملي كانال خصوصي خود را در يوتيوب راهاندازي كرد.

نيروي دفاعي رژيم صهيونيستي در ?? دسامبر ???? اين كانال را راه اندازي كرد كه در آن صحنههايي از راكتپرانيهاي حماس به شهركهاي رژيم صهيونيستي، انبارهاي مكشوفه مهمات و هم چنين ورود كاروانهاي كمكرساني به غزه را به نمايش گذاشته است (سايت ايتنا، ??/??/????). كليپها و برنامه تبليغاتي رژيم صهيونيستي دو هدف اصلي را دنبال مي كند: اول توجيه حملات هوايي و دوم اينكه فاجعه انساني در نوار غزه وجود ندارد. هر چند استفاده از اين سرويسها توسط گروه هاي مردمي مي تواند تأثير بسيار زيادي داشته باشد، نقاط ضعفي نيز دارد. مديريت اين سرويسها چون در دست كشورهاي غربي است وآنان در عين دادن شعار دمكراسي در زماني كه اين كليپها با اهداف آنها سازگاري نداشته باشد به صورت حذفي با آنها برخورد ميكنند.

“حيثم صباح” روزنامه نگار و وبلاگ نويسي فلسطيني در مطلبي از كاربران فضاي مجازي، كه طرفدار فلسطين و دشمن رژيم صهيونيستي هستند، مي خواهد كه سايت يوتيوپ را تحريم كنند. وي در سايت شخصي خود با اعلام پيوستن سايت يوتيوپ و موتور جستجوي گوگل به (اتحاديه ضد تهمت و همكاري رسمي مقامات اين سايت با سردمداران اين اتحاديه مينويسد:” آنها همه براي موساد كار ميكنند و شك نكنيد كه دشمن همه مسلمانان هستند.” “اتحاديه ضد تهمت” مؤسسهاي صهيونيستي است كه تمام سايتهاي ضد اسرائيلي و حتي ضد امريكايي را شناسايي، و به نابود كردن آنها اقدام ميكند. در اين راستا يوتيوپ نيز امكاني فراهم كرده است تا كاربرانش هر ويديوي ضد صهيونيستي را گزارش كنند (وبلاگ جهاد مجازي، ??/?/????، ??:??). هم چنين از جديدترين اقدامات سايت يوتيوب، حذف برخي از كليپها و در نهايت غير فعال كردن يوزر و اكانت وبلاگ هدف، بدون اطلاع قبلي است.

وبلاگ ايراني هدف، حدود يك سال بود كه فعاليت خود را در جهت انتشار كليپهايي با حجم كم در مورد موضوعاتي مانند نشان دادن چهره واقعي استعمار، نشان دادن جنايات صهيونيستها، معرفي چهره واقعي كشورها و شخصيتهاي سياسي استعمارگر، حزب الله، فلسطين، ايران اسلامي و … آغاز كرده بود و حدود ??? كليپ را در سايت يوتيوب منتشر كرده بود. در اين مدت كليپهاي زيادي از وبلاگ هدف توسط سايت يوتيوب به بهانه ترويج خشونت حذف شد كه به عنوان نمونه مي توان از كليپي كه مربوط بود به تصاوير كودكان لبناني كشته شده در جنگ با رژيم صهيونيستي نام برد كه به دليل ترويج خشونت حذف شد . اين در حالي است كه هزاران كليپ در نشان دادن مظلوميت دروغين صهيونيستها در اين سايت وجود دارد.

سايت يوتيوب در جديدترين اقدام خود در جهت نقض آزادي بيان حدود ??? كليپ وبلاگ هدف را به دليل انتشار مطالب كذب، ترويج خشونت، طرفداري از تروريسم و … حذف و يوزر و اكانت وبلاگ هدف را بدون اطلاع قبلي غير فعال كرد. اين اقدام سايت يوتيوب درست در زماني انجام شد كه آخرين قسمتهاي مجموعه مستند سيره عملي حضرت روح الله كه مربوط به اسناد تاريخ انقلاب بود در اين سايت در حال آپلود بود و اپوزوسيون خارج از كشور هم مدتي پيش اعتراض خود را به دليل انتشار طنز اپوزوسيون احمق در اين سايت به گوش مسئولان يوتيوب رسانده بودند (وبلاگ جهاد مجازي، ??/?/??، ??:??). اين اقدام سايت يوتيوب مانع ادامه فعاليت اين مجاهدان مجازي نشد و اين گروه به راه اندازي سايت «فور ويزيت» اقدام كرد. نمود، اين گروه در اين زمينه اعلام كرد: در

پيسانسور شديد كليپهاي مسلمانان و ايرانيان و آزاديخواهان جهان در سايت صهيونيستي يوتيوب جوانان آزاديخواه ايراني به راه اندازي سايتي با نام فور ويزيت «?VISIT» اقدام كردند تا جلوي سانسور شديدي را كه سايتهاي صهيونيستي امريكايي بر مردم جهان تحميل كردند بگيرد و با فيلمها و كليپهاي عموم مردم جهان و بويژه ايران بتوانند چهره واقعي اسلام و ايراني اسلامي و دشمنان را نشان دهند و محيطي آزاد را براي بيان عقايد تمام گروهها و دستهها فراهم نمايند (وبلاگ جهاد مجازي،??/?/????، ??:??).

هم چنين مسلمانان ايالت كاليفرنياي امريكا يك پايگاه اينترنتي ويژه مسلمانان را در برابر سايت ويديويي «يو تيو» راهاندازي كردند. «تارك ايوب» يكي از مسئولان سازمان اسلامي «اسلام پاسخ ميدهد» گفت: هدف از راه اندازي پايگاه اينترنتي «مسلم كانال تي.وي»، آموزش اسلام به غير مسلمانان و اراية سايتي است كه مسلمانان بتوانند بدون نگراني از پخش فيلم هايي با صحنههاي ضد اسلامي و مستهجن، فيلمهاي دلخواه خود را ببيند.

وي تصريح كرد: مسلمانان با ورود در اين سايت احساس امنيت مي كنند و مطمئن هستند با فيلمها و مطالب ضد اسلامي روبه رو نميشوند. ايوب افزود: مسلم كانال تي.وي با همكاري افتخاري مسلمانان فعاليت خود را آغاز كرده است كه تبليغات و هيچ گونه كمكي براي اعمال نفوذ بر پخش برنامه هاي سايت قبول نميكند. تارك ايوب در خصوص دلايل ساخت اين سايت گفت: كاربران اينترنت مسلمانان از ديدن مطالب ضد اسلامي در سايتهايي نظير «يو تيوب» خسته شده اند. بنابراين تصميم گرفتيم سايتي براي مقابله با تبليغات آنها راه اندازي كنيم. از سوي ديگر يو تيوب به تماسها و نامه هاي مكرر ما در مورد حذف مطالب ضد اسلامي پاسخي نداده است. همچنين «كيت رامشو» يكي از مسلماناني كه در اين سايت فعاليت مي كند، اظهار كرد: سازمان «اسلام پاسخ مي دهد» سايت مسلم كانال تي.وي را به عنوان پاسخي به سايتهاي نظير يو تيوب راه اندازي كرد و در آن، گروهي ويژه به مطالب ضد اسلامي در يو تيوب و ديگر سايتها پاسخ ميدهند. وي افزود: مسلمانان بايد بدانند كه توهينهايي كه به اسلام و مسلمانان مي شود بي پاسخ نمي ماند و جوابي كه داده مي شود بر اساس دليل و منطق است (سايت شبستان، ???? ).

هم چنين در طول جنگ غزه در پي سانسور شديد خبري مقاومت مردم فلسطين در مقابل تهاجم رژيم صهيونيستي گروهي از جهادگران مجازي حامي فلسطين به طراحي پايگاه اينترنتي “فلسطينتيوب” (http://www.palutube.com) اقدام كردند كه در فضاي مجازي از «فلسطينتيوب» به عنوان يوتيوب مقاومت ياد ميشود (سايت خبرگزاري فارس، ??/??/??، ??:??).

با توجه به اينكه اين زمينه ميتواند به عنوان يكي از ابزار كارآمد توسط گروه هاي مقاومت مردمي در حوزه سايبر در راستاي رويارويي با عمليات رواني دشمن مورد استفاده قرار گيرد، مطمئنا اين حضور مستلزم مديريت و زمينه سازي مقدمات آن است. راه اندازي سايتهاي متعدد سرويس دهي در اين زمينه مبتني در سرورهاي داخلي با امنيت زياد و آموزش و حمايت از راهاندازي هسته هاي مقاومت مردمي در اين راستا و… از مواردي است كه بايد در راستاي حمايت و تقويت گروه هاي مردمي در حوزه سايبر قرار گيرد.


اتاق هاي گفتگو

چت «chat» يا همان «گپ زدن» يكي از كاركردهاي ارتباطي فضاي سايبر است كه يكي از اساس ترين نيازهاي بشر يعني «برقراري ارتباط» را در خود تجلي مي دهد. چت به معني گپ خودماني است نه گفتوگوي رسمي! پس از نام چت، كاركرد آن بخوبي يافت مي شود؛ در نهايت صميمي شدن و راحت بودن. چت كردن براي خود قواعد نانوشته اي دارد كه كاربران با آنها آشنا مي شوند و آنها را عمل مي كنند؛ حتي مختصرسازي كلمات نوعي از فرهنگ چت است. هر چند پرداختن به امور عادي و روزمره در بسياري از اتاق هاي چت مشاهده مي شود در عين حال به علت ويژگي چت يعني برقراري بي واسطه بين افراد و فضاي ايجاد شده توانسته است به عنوان ابزاري براي ارتباط و انتقال مفاهيم تبديل شود (سايت تبيان، ???? ).

گروه هاي مختلف اسلامي سعي كردند در جنگ ?? روزه حمله رژيم اسرائيل به لبنان و بويژه در حمله رژيم صهيونيستي به غزه از اين وسيله براي انتشار عقايد و بيان جنايتهاي رژيم صهيونيستي استفاده كنند. گزارش اخير شوراي علوم دفاعي درباره عمليات رواني نيز استفاده از فناوريهاي رسانهاي نوظهور مانند اتاق چت و سرويسهاي پيغامرساني فوري را توصيه ميكند تا با استفاده از آنها بتوان بر طرز تفكر مردم درباره موضوعات خاص تأثير گذاشت. اين گزارش يادآور ميشد كه نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري امريكا و دولت چين از فناوريهاي اينترنتي مشابهي براي انتشار اطلاعات استفاده كرده اند ( لانكو، ???? ).

بنا به گزارش تايمز لندن در ?? ژوئيه ???? رژيم صهيونيستي دانشآموزان را ترغيب به استفاده از سايتهاي اينترنتي و اتاقهاي چت براي فرستادن پيامهاي حمايت فعالان يهودي مستقر در اروپا و امريكا كرده است. در اين زمينه پنج هزار نفر از اعضاي اتحاديه جهاني دانش آموزان يهودي، نرم افزار ويژه اي را در اينترنت ذخيره كردند كه افراد را از وارد شدن در سايتها واتاقهاي چت نظرسنجي ضد صهيونيستي بازميداشت ( حاذق نيكرو، ???? ).

شركت تايم وارنر (Time Warner) يك شركت كه از پيوستن چند شركت رسانهاي امريكايي به يكديگر است. شركتهايي همچون برادران وارنر، تايم و AOL كه هركدام در رشته خود يكي از بزرگترينها بودهاند. اين شركت جايزه جوبيلي را به دليل پشتيباني طولاني و همهجانبه از اسرائيل، از بنيامين نتانياهو (نخستوزير پيشين اين رژيم) دريافت كرده است؛از جمله سايتهايي كه اين شركت خريده سايت ICQ است. اين شركت ناشر و سازنده نرمافزاري براي گفتگوي اينترنتي (چت) است كه توسط چهار جوان رژيم صهيونيستي، با هدف عرضه شيوه جديد ارتباط از راه دور بنيان نهاده شده است و هماكنون طرفداران زيادي دارد (سايت امت اسلامي، ?/?/????).

بسياري از سايتهاي ديگر حامي رژيم صهيونيستي داراي اتاق گفتگو هستند؛ از جمله سايت «رژيم صهيونيستي، محبوب من» كه سايت مركز بينالمللي مسيحيت صهيونيستي است. علاوه بر داشتن بخشهاي اخبار، لينكها، محصولات رژيم صهيونيستي براي فروش، مجله، عكس، داراي محلهاي بحث و گفتگو گروههاي چت است (سايت رصد ، بي تا).

جاسوسان رژيم صهيونيستي با رخنه به چت رومها و سايتهاي اينترنتي، اطلاعات مورد نياز را در مورد حملات اسلامگرايان كسب مي كنند. به نقل از پايگاه اينترنتي “جاونو” وابسته به دولت كرواسي، جاسوسان رژيم صهيونيستي كه تسلط كامل به زبان عربي دارند و از هويت هاي جعلي استفاده ميكنند در سايتهاي اينترنتي به دنبال نشانه هايي از حملات آيندة اسلاميون ميگردند.

اين افراد، همگي تحليلگران اطلاعات نظامي رژيم صهيونيستي هستند كه از مهارت هاي نظامي خود در اين زمينه بهره ميبرند. شركت «تروگنس» كه در مركز رژيم صهيونيستي فعال است در حالي كه بر آموزش منابع اطلاعاتي «كلاسيك» به منظور محدود كردن تهديدات امنيتي تمركز دارد، اين جستجوهاي آن لاين را مديريت مي كند (سايت عصر ايران، ?/?/????، ??:??).


نظرسنجي و تومار اينترنتي

يكي ديگر از سرويسهاي اينترنتي، نظر سنجي و تومار اينترنتي است. نظر سنجي يكي از ابزارهاي جمعآوري اطلاعات به شمار مي رود كه با گسترش اينترنت، نظر سنجي اينترنتي نيز رايج شده است. نظر سنجي هاي اينترنتي از يك سو باعث افزايش سرعت و دقت زياد در شمارش آرا و كاهش خطاهاي آماري مي گردد اما به دلايلي چون طيف مخاطبان سايتها، روش جلوگيري از بيش از يك بار رأي دادن و نيز احتمال دستكاري نتايج از سوي مسئولان سايت برخي اعتبار اين گونه نظر سنجي را زير سؤال مي برند.

تومارهاي اينترنتي نيز يكي از روشهاي جلب توجه افكار عمومي به يك موضوع خاص است. امضاي چند صد هزار نفري يا ميليوني يك تومار، بيانگر اشتراك نظر در يك زمينه است و باعث ايجاد حساسيت به يك موضوع و جلب توجه رسانهها و افكار عمومي به يك موضوع مي شود.

در ماجراي انتخاب وزنهبردار قرن توسط فدراسيون وزنهبرداري جهان، بلاگرهاي ايراني با انعكاس آينهاي صفحه نظرسنجي مذكور و رأيهاي انبوه به حسين رضازاده وزنهبردار اسطورهاي ايران زمين، نشان دادند كه قدرت بمباران آنها در فضاي اينترنت غيرقابل انكار است. يك رخداد ديگر مربوط به بمباران اينترنتي، مربوط به نظرسنجي سايت سيانان در مورد حذف ايران از جام جهاني فوتبال به دليل برنامههاي هستهاي بود كه بلاگرها نقش اساسي در خنثيسازي حركت تبليغاتي سيانان داشتند. پرشين بلاگ به عنوان بزرگترين سرويسدهنده خدمات وبلاگ فارسي در ايران، اطلاعيه و لينكهاي مربوط به اين نظرسنجي را در صفحه اول خود قرار داد و بسياري از سايتها، وبلاگها و لينكدونيها با پيوند دادن به سايت نظرسنجي سيانان، ايرانيها را به سمت رأي دادن منفي به سؤال سيانان راهنمايي كردند. بدين ترتيب با روش بمباران اينترنتي ايرانيان آمارهاي نظرسنجي سيانان به يكباره به نفع ايران تغيير كرد (ضيايي پرور، ???? ب).

طي جنگ غزه اعلام شد كه سايت سي ان ان به نظر سنجي در اين باره اقدام نموده است و از كاربران خواست كه با مراجعه به سايت اينترنتي http://www.israel-vs-palestine.com به يكي از دو گزينه «حمايت از فلسطين» يا «حمايت از رژيم صهيونيستي» رأي دهند. وبلاگ نويسان و حاميان فلسطين در فضاي مجازي از طريق اطلاع رساني در اين باره از طريق فرستادن يادداشت در وبلاگ، فرستادن ايميل و حتي پيام كوتاه از طريق تلفن همراه سعي كردند در حمايت از غزه، جنبشي به راه بيندازند. نگارنده ايميلها، پيامهاي كوتاه و كامنتهايي در اين زمينه دريافت كردم اما در مراجعه به سايت با پيغام خطا روبه رو شدم؛ همان طور كه بسياري از كاربران ايراني نيز با اين خطا روبه رو شدند. اما ماجرا از چه قرار بود!

سايت ياد شده، نظر به حمايت همه جانبه ايرانيان از فلسطين و نيز سابقه درخشان حضور ايرانيان در اين زمينه به اقدامي غير دمكراتيك و جانبدارانه از رژيم اشغالگر دست زد.

نكته: اول اينكه به نظر نميآيد راه انداختن اين نظر سنجي كار سيانان باشد؛ چون تا امروز اين رسانه، نظرسنجيهايش را در سايت خودش برگزار كرده و نه در يك سايت مستقل. هم چنين با بررسي دامنه و هاست اين سايت (http://who.is/whois-com/ip-address/israel-vs-palestine.com/)، هيچ نامي از ثبت دامنه يا هاست توسط سيانان مشاهده نشد. نكته دوم اينكه اگر شما هم روي لينك (http://www.israel-vs-palestine.com) كليك كنيد [اگر از ايران به اينترنت وصل شده باشيد]، متوجه ميشويد كه سايت براي شما باز نميشود و فقط يك صفحه سفيد ميبينيد. به نظر ميرسد سرور سايت مورد نظر به گونهاي تنظيم شده است كه به كاربراني كه از ايران وارد اين سايت شوند با شناسايي «آي پي» «IP» ايران، اجازه دسترسي به سايت و شركت در نظر سنجي داده نميشود و تنها راه دسترسي به اين سايت، استفاده از فيلترشكن است (وبلاگ بچه هاي قلم، ????). جالبتر اينكه چند روز مانده به پايان جنگ اين محدوديت برداشته شد.!


جنگ سايبرنتيك

در رويارويي با جنگ سايبرنتيك و در راستاي جهاد تدافعي بايد زير ساختها و تواناييهاي فني افزايش يابد اما در حالت جهاد سايبرنتيك تهاجمي بايد براي مقابله به مثل آمادگي پيدا كرد. همانطور كه در بحث جنگ نامتقارن نيز بيان مي شود،جنگ نامتقارن رويكردي است كه در آن بازيگر نامتقارن با هدف تضعيف عزم و اراده رقيب قدرتمند خود و به منظور دستيابي به اهداف استراتژيك، نقاط ضعف و آسيبپذير طرف مقابل را مورد هدف قرار ميدهد (نظري، ????). در واقع، شيوههاي نامتقارن،مستلزم ارزيابي و شناخت نقاط آسيبپذير دشمن است در اين زمينه كميت توان غرب و امريكا،كه نقطه قوت به شمار مي رود، نقطه ضعف دشمن است.

ناتيس در اين زمينه ميگويد: «نقطه تناقض آميز اين است كه امريكايي ها از لحاظ به راه انداختن نبرد اطلاعاتي در جهان نظيري ندارند؛ هم چنين امريكايي بيش از ساير كشورها در مقابل حملات اينترنتي آسيب پذير است» (ضيايي پرور، ???? الف ، ص ???).همان گونه كه در جنگ نامتقارن وقتي تعداد افراد و اندازة واحدهاي مردمي از ارتش منظم مهاجم بسيار كمتر است، با استفاده از حملات مخفيانه و پراكنده ولي جهتدار به قلب ارتش خصم، فراواني نيروي دشمن به نقطة ضعف تبديل ميشود و از آن طريق، ميزان آسيب پذيري آنها افزايش مييابد در حالي كه كمي نيروي دفاع و مقاومت مسلّحانه مردمي به منزلة نقطه قوّتي براي ضربه زدن به دشمن، مورد استفاده قرار ميگيرد (گيب، ????).

كميت زيادي سايتها و شبكههاي اطلاعاتي و نيز وابستگي مديريت كشور به اين ساختارها به نقطه ضعف در فضاي سايبر بدل مي گردد. گزارش اخير دولت امريكا نشان ميدهد سازمانهاي دفاعي اين كشور، بانكها و برخي ديگر از نهادهاي الكترونيك امريكا در برابر حملات اينترنتي آماده نيست. در شبيه سازي دو روزهاي كه براي آزمايش آمادگي اين نهادها در برابر يك حمله بزرگ اينترنتي صورت گرفت و حدود ??? نهاد مختلف در آن شركت داشتند، مشخص شد هنوز كارهاي بسياري در امريكا بايد براي رويارويي با اين حملات انجام شود.

“داچ راپرزبرگر” عضو كميته فرعي تاكتيكي و تكنيكي اطلاعات در كنگره از ايالت مريلند گفت: ميبايد همواره آماده باشيم اين درگيري در محيط مجازي خواهد بود؛ زيرا اين امر با فناوري كه ما در كشور خود به كار ميبريم در ارتباط است ؛براي نمونه ممكن است حمله به بانك مركزي آمريكا باعث از كار افتادن رايانههاي آن شود و چنين رويدادي باعث ايجاد بياعتمادي در اقتصاد ميشود. از ديگر سو ممكن است صنايع ما هدف اين حملات قرار گيرد و برخي فناوريهاي امريكا عليه خود اين كشور به كار گرفته شود (سايت خبرگزاري فارس، ??/?/????، ?:??).

شايد تصور شود كه حمله به زير ساختها و شبكه هاي اطلاعاتي چه نتيجه اي در زمينه عمليات رواني دارد. تجسم كنيد كه در زمان ايجاد بحران توسط امريكا از طريق اينترنت، شبكه هاي مالي و اقتصادي اين كشور مانند دستگاه هاي خود پرداز مختل شود يا زير ساختهايي چون شبكه برق يا مخابرات، كنترل نيروگاه ها، سدها و يا فرودگاه ها در آن واحد حتي به مدت زمان كم مختل گردد و يا با پخش ويروس، سيستم هاي كنترل كننده در تمامي بخشها مختل گردد، چه تأثير رواني ميتواند داشته باشد. در پايين تر حد آن اخلال در يك فعاليت يك سايت و هك شدن آن و قرار دادن مطالب روي آن سايت مي تواند در راستاي عمليات رواني كاربرد داشته باشد. هر چند در ميزان اجرايي بودن بخش اول ايراداتي وارد شده و مي شود در بخش دوم يعني هك نمودن سايتها طي سالهاي گذشته، ميزان تأثير گذاري خود را در بحرانها به نمايش گذاشته است. اقدامات سيا براي تحقق بخشيدن به اين جنگ عليه اسلو بودان ميلوشويچ، رئيس جمهور صربستان(براي حمله الكترونيكي به بانكهايي كه او حساب دارد به منظور بلوكه، انتقال و يا مخدوش كردن داراييهاي آن) جزء اولين پيشنهاها براي شروع چنين جنگي بود.

در زمان حمله امريكا به عراق جنگ سايبري شدت گرفت. بر اساس آمار منتشره شده سوي شركت MI2G تنها در روز سقوط مجسمه صدام سه هزار حمله ديجيتالي موفقيت آميز عليه سايتهاي بزرگ امريكا و انگليس به ثبت رسيد…گروه «ارواح شيطاني » كه برزيلي هستند فقط در يك روز هزار سايت را عليه امريكاييان هك كردند ( ضيايي پرور، ???? الف ، ص ??).

طي جنگ ?? روزه لبنان نيز بسياري از سايتهاي رژيم صهيونيستي مورد حمله قرار گرفت. در اول تير ماه امسال (????) نيز حدود ??? سايت عربي، كه بيشتر سايتهاي مهم دولتي و سايتهاي دانشگاهها و شركتهاي عربي بود، توسط گروه امنيتي «آشيانه» هك شد و چهره تمامي اين سايتها به صفحهاي با نماد ايران و نماد خليج فارس تغيير پيدا كرد. هدف اين كار، محكوم كردن تغيير نام خليج فارس و استفاده از اسم خليج عربي در سايتهاي عربي بود (سايت وبنا، ?/?/????).

هم چنين گروه هكري ايراني آشيانه در پاسخ به عمليات توهين آميزي كه هكرهاي اجير شده وهابي انجام داده بودند و سايتهايي از جمله سايتهاي حضرات آيات مكارم شيرازي، سيستاني، تبريزي، سبحاني و سايتهاي تخصصي ديگري همچون الشيعه، سايت تخصصي قرآن و نهجالبلاغه را هك كردند، در كمتر از ?? ساعت با گذشت از اين عمليات هك، بيش از ??? سايت از جمله وب سايت و كل سرور اينترنتي مجموعه سايت هاي تبليغي شيخ عبدالعزيز بن باز، مختار الاسلامي،‏ شيخ ناصر بين محمد الاحمد،شيخ عبد الكريم الاخضير وچندين حوزه و دانشگاه وهابي و دهها وب سايت شخصي وهابيون را هك كردند.

اين گروه طي ديداري با آيت الله مكارم شيرازي گزارشي ارائه كردند . در پايان اين ديدار معظم له يك جلد كلام الله مجيد به ميهمانان هديه داد و براي موفقيت ايشان و تمامي جوانان ايران اسلامي در خدمت به مكتب اهل بيت عليهم السلام دعا كردند (سايت دفتر حضرت آية الله العظمي مكارم شيرازي، ????).

آخرين جنگ هكري در زمان جنگ ?? روزه غزه به راه افتاد.جنگي كه از لحاظ كمي و كيفي بخشي از قدرت گروه هاي مجازي مردمي را به نمايش گذاشت. در اين جنگ گروه هاي هكري از كشورهاي مختلف جهان در حمايت از مردم فلسطين و غزه اقدام به هك كردن سايتهاي رژيم صهيونيستي كردند و بر صفحات اين سايتها، تصاويري از جنايات رژيم صهيونيستي در غزه و جملاتي به زبانهاي مختلف در حمايت از مردم غزه و مخالفت با اقدامات صهيونيستها نقش بست. ساعاتي پس از حمله اسرائيل به نوار غزه، بيش از سيصد سايت رژيم صهيونيستي، و طي مدت جنگ بيش از ده هزار وب سايت رژيم صهيونيستي هك شد. گروهي از هكرهاي تركيه موسوم به تيم «آي ايلديز تيم» در اعتراض به جنايات رژيم اشغالگر قدس به هك كردن برخي سايتهاي وابسته به اين رژيم اقدام كرده است. در سايتهاي هدف قرار گرفته هكرهاي ترك با نوشتن «به اين قتل عامها و قتل عام نژادي خاتمه دهيد،» واكنش خود را به جنايات صهيونيستها نشان داده اند (سايت خبرگزاري فارس، ??/??/????، ??:??). گروه هكري آشيانه از جمهوري اسلامي ايران نيز توانست بسياري از سايتهاي رژيم غاصب صهيونيستي از جمله سايت موساد را مورد حمله قرار دهد.

از سايتهايي كه در اين جهاد سايبرنتيك توسط هكران مورد حمله قرار گرفت، مي توان به سايت روزنامههاي اسرائيلي معاريو، يديعوت آحارنوت از پرتيراژترين روزنامههاي صهيونيستي، سايت اينترنتي بانك «ديسكونت» رژيم صهيونيستي، سايت راديو رژيم صهيونيستي و سايت «ايهود باراك» وزير جنگ رژيم صهيونيستي و… اشاره كرد.

هر چند مي توان اذعان كرد كه هنوز اين گونه حملات از سوي مسلمانان عليه غرب و بويژه رژيم صهيونيستي به صورت سازمان يافته و جدي صورت نگرفته، همين اقدامات نيز رژيم صهيونيستي را دچار هراس كرده است. به همين دليل، روزنامه صهيونيستي «يديعوت آحارنوت» در ضميمه خود با مطلبي كه تحت عنوان «تروريسم داتكام» منتشر شد، اعلام كرد دستگاه امنيت داخلي «شاباك» واحد ويژهاي را براي مبارزه با تروريسم در شبكه اينترنت تشكيل دادهاست. شاباك اين واحد را «رام» نامگذاري كرده كه تشكيل آن براي محافظت از كاربران صهيونيستي رايانه صورت گرفته است. يديعوت آحارنوت افزود: در پس اين تروريسم، ايران و حزبالله لبنان قرار دارد بهگونهاي كه اسلامگرايان بيش از هر زمان ديگري به ضربهزدن به مراكز حياتي در اسرائيل به ياري فناوري خوبي كه در اختيار دارند، نزديك هستند (سايت خبرگزاري فارس، ??/??/??).

يديعوت آحارونوت به نقل از سخنگوي پليس رژيم صهيونيستي اعلام كرد تنها در سال گذشته و بعد از عمليات “باران تابستان” [كه توسط نظاميان صهيونيست عليه مردم غزه انجام شد] به يكباره بيش از ??? وبگاه مهم صهيونيستي هك شد كه مهمترين آنها وبگاه يك بانك آن رژيم، وبگاه حزب حاكم (كاديما) و وبگاه بيمارستان “رمبام” بود. يكي از مهمترين مهاجمان به وبگاههاي صهيونيستي، جواني مراكشي ساكن لندن به نام “يونس زولي” (?? ساله) است كه به گروه “???? وابسته است.


مديريت مقاومت مردمي در حوزه سايبر

مديريت فرايند به كارگيري مؤثر و كارامد منابع مادي و انساني در برنامهريزي، سازماندهي، بسيج منابع و امكانات، هدايت و كنترل است كه براي دستيابي به اهداف سازماني و بر اساس نظام ارزشي مورد قبول صورت ميگيرد (رضائيان، ????، ص ?).

هر چند مقاومت مردمي در فضاي مجازي به صورت تكليف گرا با رويكرد جهاد مجازي شكل گرفته و تأثيرات بسزايي را نيز در فضاي مجازي و حقيقي نيز گذاشته است، مطمئنا چنانچه اين قدرت را بتوان مديريت كرد، مي توان از آن در مقابل عمليات رواني دشمن بهره برداري نمود. چنانچه بخواهيم مقاومت سايبري مردمي را مديريت كنيم بايد در حوزه فني و محتوايي اقداماتي را انجام دهيم. اقداماتي كه شامل فراهم آوردن زيرساختها، پشتيباني، آموزش و… باشد.


اقدامات فني و زيرساختي

از مهمترين اقداماتي كه بايد در جهت رويارويي با عمليات رواني صورت پذيرد، اقدامات فني و زيرساختي است كه تداوم و بقا و… مقاومت مردمي در فضاي سايبر را تضمين مي كند؛ اقداماتي كه معمولاً به تنهايي توسط خود گروه ها و نهاد هاي مردمي امكانپذير نيست و بر عهده مديران و هاديان گروه هاي مقاومت مردمي است.

-? اقدامات فني

-?-? برنامه ريزي و اتخاذ تدابيري براي دسترسي به اينترنت در زمان بحران

-?-? فراهم سازي زير ساختهايي چون هاستينگ امن ملي

-?-? استفاده از روشهاي فني به منظور افزايش اثر بخشي اقدامات صورت گرفته در فضاي سايبر

-?-? تدوين استراتژي امنيتي براي حفظ امنيت شبكه هاي رايانه اي در كشور

-?-? راه اندازي سرويسهاي مطمئن و امن اينترنتي به منظور فعاليت گروه هاي مردمي؛ مانند سرويس وبلاگ، سرويس اشتراك تصاوير، سرويس اشتراك ويديو، پست الكترونيكي، اتاقهاي گفتگو و…

-? اقدامات محتوايي

-?-? سازماندهي و حمايت از تشكيل هسته هاي مقاومت مجازي

-?-? مانيتورينگ و رصد فضاي مجازي و تعيين اولويتها

-?-? شناسايي گروه هاي مقاومت مردمي فعال در حوزه سايبر

-?-? شناسايي تواناييهاي گروه هاي مقاومت مردمي فعال

-?-? ارتقاي توانمنديهاي هسته هاي مقاومت مردمي

-?-? بررسي ميزان اثر بخشي اقدامات انجام شده

-?-? حضور كارشناسان عمليات رواني در فضاي مجازي همچون اتاقهاي گفتگو و ارتباط و تعامل با كاربران

-?-? تهيه و توليد پيامهاي مورد نياز هسته هاي مقاومت

-?-? توجه به توليد و انتشار محتوا به زبانهاي ديگر و انتشار آن توسط هسته هاي مقاومت

-?-?? شناسايي سرويسهاي نوين و ميزان تأثيرگذاري آنها

-?-?? فراهم كردن رزمايشهاي مجازي براي شناسايي قدرت و سرعت واكنش هسته هاي مقاومت مردمي

-?-?? اتخاذ راهبرد عدم تمركز هسته هاي مقاومت در فضاي مجازي در عين تمركز بر اهداف، مانند حضور وبلاگ نويسها در سرويسهاي وبلاگ نويس متعدد و عدم تمركز در يكي دو سرويس وبلاگ نويسي

-?-?? تشكيل شورايي به منظور ايجاد هماهنگي ميان مؤسسات و نهادهاي فعال در حوزه سايبر


-?-? برنامهريزي و اتخاذ تدابير دسترسي به اينترنت در زمان بحران

با اتخاذ تمام تدابير در جهت به كار گيري انواع سرويسهاي اينترنتي به منظور عمليات رواني شايد اولين تهديدي كه مي تواند تمام اقدامات مردمي و دولتي را ناكارآمد كند قطع دسترسي به اينترنت است .

پيشينه تحريم اينترنتي ايران به سال ????برمي گردد. در آن زمان ارتباط اينترنتي ايران از طريق دانشگاه وين در اتريش برقرار بود كه با استناد به قانون “داماتو” و اخطار به مسئولان دانشگاه وين اين ارتباط قطع شد.اگرچه با اعتراض ايران پس از چند روز مجدداً ارتباط برقرار شد. اين موضوع زماني جدي تر شد كه نماينده امريكا در اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي “WSIS ” در ? آذر سال ???? براي توجيه اعمال محدوديتهاي اينترنتي عليه كاربران ساير كشورها اعلام كرد:”اينترنت حق نيست، بلكه امتيازي است كه ما به بقيه ميدهيم و هر وقت بخواهيم آن را ميگيريم” (سايت وين بتا، ????).

از سوي ديگر اعلام محدوديتهايي در دسترسي به برخي امكانات اينترنت براي كاربران ايران (از طريق شناسايي آي پي كاربران ) اين فرضيه را تقويت مي كند كه در زمان روي دادن نزاع ميان ايران و امريكا دور از ذهن نيست كه امريكا دسترسي به اينترنت را قطع و يا محدود كند و در اصل اين اقدام يكي از روشهاي خلع سلاح نيروهاي مقاومت مردمي است.

فراهم ساختن زير ساختهايي براي چنين زماني ضروري به نظر مي رسد. از سوي ديگر برقراري اتصال به اينترنت از چند مسير به اينترنت و عقد قرارداد به منظور اتصال به اينترنت از طريق ماهواره علاوه بر اتصال از طريق فيبر نوري توسط شركتهاي خصوصي خارجي كه ميزان تأثيرپذيري آنها از سياستهاي امريكا كمتر بوده از اقدامات پشتيباني است كه بايد در زمينه مديريت مقاومت مردمي صورت گيرد.



-?-? فراهم سازي زيرساختهايي چون هاستينگ مطمئن ملي

يكي ديگر از اقداماتي كه زمينه حضور و بقاي فعاليت نيروهاي مردمي و حتي دولتي را در حوزه سايبر تضمين مي كند، فراهم ساختن زير ساختهايي همچون راه اندازي هاستينگ مطمئن، امن و ارزان ملي است. در اينترنت، وب هاستينگ يا ميزباني وب (Web Hosting) به مفهوم فراهم ساختن فضايي است كه كاربر ميتواند فايلهاي سايت خود را در آن قرار دهد. در واقع، ميزبانها با اختصاص فضا در وب به كاربران اينترنت اين امكان را ميدهند كه مطالبشان را روي شبكه جهاني اينترنت قرار دهند.

طبق اظهارات مدير دفتر فناوريهاي نوين مركز پژوهش هاي مجلس علي رغم بخشنامه شوراي عالي فناوري اطلاعات مبني بر الزام تمام سازمانهاي دولتي به انتقال وب سايتهاي خود به داخل كشور تا انتهاي سال 8?، هنوز ميزباني 32 درصد وب سايتهاي دولتي در خارج از كشور انجام مي شود . در اين ميان همچنان بسياري از وب سايت هاي مهم دولتي در كشورهايي همچون امريكا، كانادا و انگليس ميزباني مي شوند )سايت روزنامه خراسان، ??/??/???? ). از سوي ديگر عمده سايتهاي غير دولتي روي سرورهاي خارج از كشور مستقر هستند.

به دلايل مختلفي از جمله قيمتهاي بسيار ارزان شركتهاي امريكايي در مقايسه با بسياري از ميزبانهاي ديگر كشورها، امكانات فني و پشتيباني بسيار خوب و سرعت و پهناي باند زياد، بسياري از مديران سايتها علاقه مند هستند كه از ميزبانهاي امريكايي استفاده كنند؛ اما اين اقدام باعث ميشود كه علاوه به دسترسي بسيار آسان امريكاييها به اطلاعات اين سايتها، امكان قطع شدن اين خدمات و عدم دسترسي به سايتها زياد در يك زمان را فراهم مي كند و در واقع در يك لحظه بسياري از سايتها همچون خبرگزاريها، سايتهاي دولتي و … غير قابل دسترس مي شوند.

همان گونه كه در چند سال گذشته بسياري از سايتهاي ايراني كه از ميزباني شركت theplanet استفاده ميكردند با يك اخطار مبني بر اينكه از سايتهاي آنها در ?? ساعت آينده پشتيباني نخواهد شد، پس از گذشت زماني، بسياري از سايتها (حدود ??? سايت) از دسترس خارج شدند. هر چند بسياري از سايتها اطلاعات خود را به ديگر شركتها منتقل كردند كه بعضا امريكايي هم بودند، اين تجربه و يا تجربه هاي مشابه، ضرورت راه اندازي ديتا سنترها و ميزبانهاي امن و مطمئن را اثبات ميكند. در صورت اجرا نكردن اين راهكار در زمان مورد نياز، كارشناسان عمليات رواني در يك لحظه، بسياري از ابزار عمليات رواني خود را از دست ميدهند؛ اقدامي كه مي تواند زمينه يك شكست در جنگ رسانه اي را فراهم كند؛ اقدامي كه حتي مي تواند فرصت مناسبي براي دشمن در زمان حمله نظامي فراهم سازد.

هر چند اخبار زيادي در زمينه مكانهاي ديتا سنترهاي كشورها مختلف منتشر نشده در برخي از كشورها به علت درك اهميت اين مراكز، مكانهاي استراتژيك و پنهان بدين منظور در نظر گرفته شده است؛ به عنوان مثال در شهر استكهلم سوئد در زير شهر، مكاني كه قبلا يك مركز اتمي بوده يك ديتا سنتر راه اندازي شده است. اين ديتا سنتر، كه در زير كوه ها قرار دارد به موتورهاي توليد برق براي زمان اضطراري با قدرت ??? مگاوات مجهز است (???? ، Matthew Shaw ).

-1-3 استفاده از روشهاي فني به منظور افزايش اثر بخشي اقدامات صورت گرفته در فضاي سايبر

اقدامات انجام شده در حوزه سايبر مانند راه اندازي سرويسهاي مختلف اينترنتي و ايجاد وب سايتها و وبلاگها يا سايتهاي اشتراك گذاري تصاوير و كليپ و … به تنهايي تأثير گذار نيست يا حداقل تاثير مورد نظر بدون در نظر گرفتن قواعد فني حاكم بر فضاي اينترنت حاصل نخواهد شد و مطمئنا بايد علاوه بر دقت در توليد پيام مد نظر، اقدماتي در جهت ديدن پيام اتخاذ گردد.



-?-?-? افزايش بردن امتياز سايت

با توجه به افزايش تعداد روز افزون سايتهاي اينترنتي، ديگر راه اندازي سايتهاي اينترنتي نميتواند تأثير گذار باشد؛ چرا كه در اصل اينترنت به فضايي پر از سايتهاي اينترنتي بدل شده؛ سايتهايي كه فاقد بازديد كننده است، بود يا نبودشان هيچ تاثيري ندارد. در واقع، در عين حضور در فضاي مجازي در اين فضا مردهاند.

عمده كاربران به دليل افزايش سايتها به منظور دريافت اطلاعات مورد نظر از موتور هاي جستجو براي پيدا كردن مطلب مورد نظر استفاده مي كنند و عمدتاً صفحات ابتدايي كه توسط جستجو گرها معرفي مي شود مورد استفاده قرار مي گيرد و به بقيه سايتهاي پيشنهادي توجهي نمي شود. بنابراين بايد سايتهاي مد نظرمان را به گونهاي بهينهسازي كنيم تا در صفحات ابتدايي جستجوگرها قرار گيرند.

هدف Search Engine Optimization يا (SEO) اصلاح كدها و ساختار سايت براي افزايش شانس آن در كسب رتبه هاي بالاتر در نتايج جستجو است. SEO پروسه اي است كه كمك مي كند محتواي يك سايت ساده تر، راحت تر و به دفعات در اختيار موتورهاي جستجوگر قرار گيرد (سايت ايران سئو)؛ به عنوان مثال در موتور جستجو گر گوگل تحت عنوان پيج رنك (PAGE RANK) به سايتهاي اينترنتي امتيازي از ? تا ?? داده مي شود و هر چه اين امتياز بيشتر باشد در صفحات ابتدايي تر ديده مي شود.

فرض كنيد صفحه الف داراي نمره ?، صفحه ب داراي نمره ? و صفحه ج نمره ? را داشته باشد و كلمه «عمليات رواني» در تمام صفحات به عنوان كلمه كليدي آورده شده باشد، وقتي كاربر، كلمه «عمليات رواني» را جستجو مي كند در ميان نشاني صفحات يافته شده، گوگل ابتدا،صفحه (ب) ، بعد صفحه (ج) و در نهايت (الف) را نمايش مي دهد. مطمئنا آموزش اين روش به هسته هاي مقاومت مردمي كه در فضاي سايبري فعالند و حتي سايتهاي دولتي مي تواند در راستاي افزايش تأثير گذاري پيام سودمند باشد.


-?-?-? استفاده از نام و كليد واژه مناسب براي تصاوير

همان گونه كه اشاره شد، يكي از روشهاي القاي پيام، پخش تصاوير مد نظر در اينترنت و ديدن اين تصاوير توسط جستجو گرها است.

چنانچه به سايتهاي موجود نگاهي بيندازيم در بخش تصاوير سايتهاي همسو در باره بسياري از كليد واژه هاي مد نظر آلبوم تصاوير زيادي وجود دارد اما با وجود، اين تصاوير در صفحات ابتدايي جستجوگرها ارائه نمي شود.

از سوي ديگر با افزايش امتياز سايت مي توان در اين راستا گام برداشت اما اقدامات كليدي و در عين بسيار ساده مي تواند در اين زمينه تأثير گذار باشد. يكي از اقدامات در عين حال ساده، نام تصاوير است. متأسفانه بخش عمده سايتهاي ما، تصاوير را به منظور آسان بودن با عدد نام گذاري مي كنند كه در صورت رعايت همين گزينه تأثير چشمگيري در بخش تصاوير روي خواهد داد.

از سوي ديگر در زمان ويرايش تصاوير توسط نرم افزارهاي مختلف اين امكان وجود دارد كه براي تصوير موردنظر، كليد واژه هاي مرتبط تعريف كرد ؛ كاري كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است. هم چنين مي توان با يك اقدام ساده براي بخش آلبوم تصاوير سايتها بويژه خبرگزاريها، بخشي در ذيل تصوير براي نوشتن كلمات مرتبط با تصوير در نظر گرفته شود . اگر اين اقدام با واژه هاي مرتبط به زبانهاي مختلف و كشورهاي هدف عمليات رواني صورت گيرد، مي تواند در اين زمينه انقلابي ايجاد كرد.

نظر به اينكه شناخت اين روشها و بررسي ميزان تأثيرگذاري و نوع استفاده از اين روشها يا روشهاي مشابه به علت تخصصي بودن براي گروه هاي مقاومت و حتي سايتهاي دولتي امكانپذير نيست. با شناسايي اين روشها و آموزش اين روشها مي توان برد و تأثير اقدامات را افزايش داد؛ حتي تشكيل يك كارگروه به منظور رصد و بررسي نقاط ضعف و قوت سايتهاي موجود مي تواند عملاً به اهداف مورد نظر در راستاي عمليات رواني كارايي بسيار زيادي داشته باشد.


-?-? سازماندهي و حمايت از تشكيل هسته هاي مقاومت مجازي

يكي از اقداماتي كه بايد در زمينه مديريت مقاومت مردمي در حوزه سايبر صورت گيرد، حمايت از تشكيل گروه هاي مقاومت مردمي در زمينه هاي مختلف است؛ گروه هايي مثل تشكل هاي وبلاگ نويس، گروه هاي هكري، گروه هاي هنري و فني جهت توليد و انتشار عكس و ويديو در فضاي اينترنت، گروههايي به منظورحضور در اتاق هاي گفتگو. اما در اين راستا، بايد هدايت گروههاي مردمي به منظور عدم تمركز و تكثرگرايي در فضاي مجازي در عين تمركز بر اهداف صورت پذيرد؛ به عنوان مثال گروه هاي وبلاگ نويس نبايد همگي در يكي دو سرويس وبلاگ نويسي تجمع كنند بلكه بايد در سايتهاي متعدد داخلي و خارجي توزيع شوند و حتي آينه وبلاگهاي خود را در سرويسهاي مختلف ايجاد كنند.


-?-? مانيتورينگ و رصد فضاي مجازي و تعيين اولويتها و توليد پيام در راستاي عمليات رواني

يكي از اقداماتي كه بايد در زمينه مديريت مقاومت مردمي در حوزه سايبر صورت پذيرد، مونيتورينگ و رصد فضاي مجازي توسط كارشناسان عمليات رواني و شناسايي اقدامات عمليات رواني دشمن در اين فضا است. از آنجا كه روش تبليغات در اينترنت نيز به هدايت جدي نياز دارد با شناخت اولويتها و توليد پيام و توزيع در ميان هسته هاي مقاومت يا آگاه سازي هسته هاي مقاومت نسبت به اولويتها به منظور رويارويي با اين اقدامات مي توان مقاومت مردمي را هدايت و مديريت كرد؛ همان اقدامي كه مؤسسه بررسي رسانه هاي خاورميانه (Memri) انجام

مي دهد و در سايتهاي وابسته به اين مؤسسه منتشر مي شود. مؤسسه بررسي رسانه هاي خاورميانه (Memri) در فوريه سال ????توسط يك يهودي با نام «يي گول كامرون » تاسيس شد.دفتر مركزي ممري در واشنگتن، است و در ديگر شهرهاي جهان چون برلين، لندن و بيت المقدس دفترهاي نمايندگي دارد. اين مؤسسه با استخراج و ضبط برنامه ها و مطالب مورد نظر خود از رسانه ها خاورميانه آنها را به زبانهاي انگليسي، آلماني، عبري، ايتاليايي، فرانسوي، اسپانيولي، تركي و روسي ترجمه مي كند و روي سايت اينترنتي خود قرار مي دهد.

ممري بيش از ??هزار مشترك دارد كه گزارشها و تحليلهاي آن، روزانه از طريق پست الكترونيكي و دورنگار در اختيار آنان قرار مي گيرد.پايگاه اينترنتي ممري (http://www.memri.org) ماهانه بيش از ?? هزار بازديد كننده دارد.بازديد كنندگان از اين سايت مي توانند با ثبت نام در آن، گزارشهاي ممري را به طور رايگان از طريق پست الكترونيكي دريافت كنند.

گزارشهاي تهيه شده توسط اين مؤسسه در سطح وسيعي در اختيار رهبران دولت، اعضاي كنگره امريكا، خبرگزاريها و رسانه هاي داخلي و خارجي و صاحبنظران و تحليلگران سياسي و دانشگاهي در داخل و خارج از ايالات متحده قرار مي گيرد.

طي يك بررسي انجام شده، اين مؤسسه در فاصله زماني ??ماه، تا ژانويه ????در بيش از ??? نشريه امريكايي كه مقالاتي در مورد خاورميانه و جهان اسلام چاپ كرده اند به عنوان منبع اصلي ذكر شده است.

واشنگتن تايمز هر ماه به طور متوسط يك بار و وال استريت ژورنال حتي بارها ممري را به عنوان منبع مقالات و تحليلهاي خود ذكر كرده اند. سياستگذاران امريكايي، روزنامههاي

لس آنجلس تايمز و نيويورك تايمز بارها و بارها از ممري به عنوان منبع قابل اطمينان و معتبر خود ياد كرده اند. نامهاي كه ?? تن از ???عضو مجلس سناي امريكا در آوريل ???? در ارتباط با سياستهاي خاورميانهاي ايالات متحده براي جرج بوش فرستاده بودند به استناد گزارشهاي ممري تهيه و تنظيم شده بود (رسانه هاي بي نام و نشان !، ????). در مجموع ممري نقش زيادي در شكل دهي و جهتدهي عقايد مردم امريكا در ارتباط با جهان اسلام و خاورميانه دارد.


نتيجه گيري

فضاي مجازي هنوز در آغاز راه و دامنه تحولات نهفته در اين فناوري پنهان است. اين فضا به دليل داشتن ويژگيهاي منحصر به فرد، داراي برد و مخاطب بسيار زيادي است. فرستادن پيام توسط اينترنت به سرعت به سمت آسانتر شدن پيش ميرود. بنابراين از اينترنت به عنوان جامع ابزار عمليات رواني ياد مي شود.

تبارشناسي فضاي مجازي و كاركردهاي آن ثابت مي كند كه قدرت بخشي چند فرهنگي و فضاي دمكراتيك مجازي يكسان براي همه، افسانه اي بيش نيست و اين فناوري از لحاظ شكل و محتوا، مركز ثقل دروني سنتهاي امپرياليسم فرهنگي را تشكيل مي دهد.اما در عين حال دال بر اين نيست كه اين شبكه نمي تواند خود را از تبار متعلق به خود رها كند.

با شناخت هوشيارانه از فضاي مجازي و توانيهاي آن مي توان مقاومتهاي مردمي را مديريت و سازماندهي كرد؛ مقاومتها و مجاهدتهايي كه از ديدگاه شرعي با عنوان جهاد مجازي نام برده مي شود كه با رويكرد نبرد نامتقارن مديريت مي شود.

با شناخت مزايا و معايب، چالشها و فرصتهاي فضاي مجازي مي توان در زمينه مديريت مقاومت مردمي برنام هريزي و سياستگذاري اصولي در پيش گرفت. از يك سو با اقدامات نرم افزارانه (حمايت از تشكيل هسته هاي مقاومت مجازي، شناسايي هسته هاي مقاومت موجود، آموزش و ارتقاي توانمندي هاي هسته ها، بررسي ميزان اثر بخشي اقدامات صورت گرفته، عدم تمركز هسته هاي مقاومت و…) و از سوي ديگر با اقدامات سخت افزارانه (فراهم سازي زير ساختهاي ارتباطي چون هاستينگ امن ملي، اتخاذ تدابيري براي دسترسي به اينترنت در زمان بحران، راه اندازي سرويس هاي مطمئن و امن اينترنتي به منظور فعاليت گروه هاي مردمي، تدوين و اجرايي كردن استراتژي امنيتي براي حفظ امنيت شبكه هاي رايانه اي كشور و…) ميتوان مقاومتهاي مردمي را در حوزه فضاي مجازي سازماندهي و مديريت، و از آن در راستاي پيشبرد منافع ملي و رويارويي با عمليات رواني دشمن و حتي اقدامات آفندي رواني عليه دشمن بهره برداري كرد؛ اقداماتي كه در عين عدم مديريت جدي و مستمر، نتايج قابل قبولي در زمان جنگ ?? روزه در لبنان و جنگ ?? روزه در نوار غزه به جاي گذاشت و ضرورت اقدام جدي و عاجل را در زمينه مديريت مقاومت مردمي در حوزه فضاي مجازي ياد آوري كرد.


منابع

الف – كتابها

? – بوسا ابو، (????)، امپرياليسم سايبر : روابط جهاني در عصر جديد الكترونيك، پرويز علوي، تهران، ثانيه

? – رضائيان، علي (????)، اصول مديريت، انتشارات سمت

? – ضيايي پرور، حميد (???? الف)، جنگ نرم ? – ويژه جنگ رايانه اي، قم، باقري، چاپ دوم

? – ضيايي پرور، حميد ( ???? ب)، جنگ نرم ? – ويژه جنگ رسانه اي، قم، باقري، چاپ دوم

? – عاصف، رضا (????)، عمليات و جنگ رواني، جلد?، قم، معاونت اطلاعات ستاد مشترك سپاه و معاونت فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد كل نيروهاي مسلح، چاپ اول



ب- مقالات

? – اُدري – كورت كرونين (????)، بسيج اينترنتي؛ شيوه نوين جذب نيروهاي مردمي، ترجمه ناصر بليغ، سايت باشگاه انديشه
http://bashgah.net/pages-13804.html

2 – بي نام، ????، رسانه هاي بي نام و نشان !، سايت قدس تي وي
http://www.qodstv.ir/maghalat/maghlat.php?id=553

3 – حاذق نيكرو، حميد، ??/??/????، گذري بر عمليات رواني رژيم صهيونيستي در جنگ ?? روزه، سايت عمليات رواني
http://www.arnet.ir/?lang=fa&state=showbody_news&row_id=10863

4 – حق وردي طاقانكي، مهدي (????)، جهاد مجازي، وبلاگ مجاهد مجازي
http://mhta.persianblog.ir/post/36

5 – حق وردي طاقانكي، مهدي (????)، جهاد وبلاگ نويسي، وبلاگ مجاهد مجازي
http://mhta.persianblog.ir/post/61

6 – حق وردي طاقانكي، مهدي (????)، وبلاگنويسي ابزار قدرتمند «نبرد نامتقارن» در تقويت جهاد مجازي است، خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا)
http://www.iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=213471

7 – خامنه اي، سيد علي (???? )، بيانات در ديدار ميهمانان شركت كننده در چهارمين مجمع جهانى اهل بيت (عليهم‏السّلام)، ??/ ??/ ??
http://farsi.khamenei.ir/FA/Speech/detail.jsp?id=860528A

8 – خامنه اي، سيد علي (??/ ??/ ????)، بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار گروه‏هاى مختلف مردم به مناسبت‏ ميلاد باسعادت على‏بن‏ابى‏طالب(ع)
http://farsi.khamenei.ir/FA/Speech/detail.jsp?id=850517A

9 – سروي زرگر، محمد، بي تا، درآمدي بر فضاي مجازي، سايت مركز مطالعات و تحقيقات همشهري
http://www.hccmr.com/news-456.aspx

10 – شكرخواه، يونس (????)، حاكميت اينترنت : پيشينه و آينده پيش رو، سايت بنياد آينده نگري
http://www.ayandeh.com/page1.php?kategori=انسان%??گلوبال%??&&%20news_id=851

11 – صديق بناي، هلن، بي تا، مفاهيم: سايبر اسپيس، سايت مركز مطالعات و تحقيقات همشهري
http://www.hccmr.com/news-494.aspx

12 – ضيايي پرور ، حميد (???? الف )، فضاي سايبر ايراني در تسخير رسانههاي شخصي است، وبلاگ خبرنگار
http://www.reporter.ir/archives/87/4/005612.php

13 – ضيايي پرور، حميد،( ???? ب)، فعاليت ايرانيان در دفاع از منافع ملي در دنياي مجازي و گاف خطرناك خبرگزاري مهر، وبلاگ خبرنگار
http://www.reporter.ir/archives/87/1/005516.php

14 – گيب، رابين (????)، ساختارهاي جنگ نامتقارن (قسمت اول)، خبرگزاري فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609110062

15 – لانكو، آنجلا (????)، اينترنت و عمليات رواني، سايت باشگاه انديشه
http://bashgah.net/pages-12193.html

16 – نظري، مصطفي ( ???? )، بررسي تفصيلي الگوبرداري مقاومت فلسطيني از جنگ ?? روزه، سايت خبرگزاري فارس
http://www1.farsnews.com/printable.php?nn=8710170413

اخبار:

? – سايت امت اسلامي، ?/?/????، شركت تايم وارنر Time Warner، سايت امت اسلامي
http://www.ommatnews.ir/archives/543

2 – سايت ايتنا، ??/??/????، جنگ رواني اسرائيل براي پوشش حمله به غزه
http://www.itna.ir/archives/news/011872.php

3 – سايت ايتنا، ??/??/????، جنگ رواني اسرائيل براي پوشش حمله به غزه
http://www.itna.ir/archives/news/011872.php

4 – سايت ايران ديپلماسي، ??/??/??، وبلاگ احمدي نژاد روي كامپيوتر اسرائيلي ها ويروس نصب مي كند!
http://www.irandiplomacy.ir/modules/news/article.php?storyid=702

5 – سايت ايران سئو، بهينه سازي سايت،
http://www.iranseo.com/articles/9

6 – سايت تبيان،????، بحثي در گفتوگوهاي اينترنتي بر اساس اشتراكات ديني
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=345642

7 – سايت خبرگزاري ايكنا، ??/?/??، ??:??، دكتر ابو اسامه عبد المعطي نماينده جنبش حماس در ايران:پانزده هزار نفر عضو حماس وبلاگنويس هستند.
http://www.iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=124920

8 – سايت خبرگزاري فارس، ??/??/??، ??:??، واكنش بيسابقه وبلاگنويسان جهان در برابر فجايع غزه
http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8710150791

9 – سايت خبرگزاري فارس، ??/??/????، ??:??، اعلام جنگ مجازي هكرهاي ترك عليه صهيونيست ها
http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8710170379

10 -سايت خبرگزاري فارس، ??/??/??، ??:??، يوتيوب مقاومت در فضاي مجازي راهاندازي شد
http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8710221751

11 – سايت خبرگزاري فارس، ??/??/??، بخش جنگ اينترنتي با مقاومت اسلامي در شاباك راهاندازي شد
http://www.farsnews.net/printable.php?nn=8708261073

12 – سايت خبرگزاري فارس، ??/??/??، ??:??، موزه مجازي “هلوكاست غزه” راه اندازي شد.
http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8710270486

13 – سايت خبرگزاري فارس، ??/?/????، ?:??، امريكا هنوز آماده مقابله با حملات مجازي نيست
http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8709300070

14 – سايت دفتر حضرت آية الله العظمي مكارم شيرازي، ????، ديدار مديران ارشد گروه امنيتي آشيانه با حضرت آية الله العظمي مكارم شيرازي، پايگاه اطلاع رساني

http://www.makaremshirazi.org/persian/news/?nid=458

15 – سايت رصد، تشكيلات مسيحي حامي اسرائيل، سايت رصد، باشگاه مطالعاتي و تحقيقاتي صهيونيسم
http://www.rasad.ir/index.php?option=com_yahood&Itemid=&page=farsi/ArticleFish&action=5&Id=603

16 – سايت روزنامه خراسان، ??/??/????، بيش از ?00 وب سايت ايراني توسط شركتهاي امريكايي مسدود شده است.
http://www.khorasannews.com/news.aspx?2_17141_11_14122.XML

17 – سايت شبستان، ?/?/????، سايت اسلامي جايگزين “يو تيوب” براي مسلمانان راه اندازي شد.
http://www.shabestannews.com/newsdetail.asp?newsid=87050411271548&code=10

18 – سايت عصر ايران، ??/?/????، ??:??، وبلاگ نويسان ايراني پل روابط ايران و امريكا شده اند
http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=58583

19 – سايت عصر ايران، ?/?/????، ??:??، جاسوسان اسرائيلي در چت روم ها
http://asriran.com/fa/pages/?cid=41211

20 – سايت فردا نيوز، ????، فعاليت گسترده سربازان رسانهاي صهيونيسم در اينترنت
http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=73079

21 – سايت مديا نيوز، (??/?/????)، نگراني شديد تلآويو از حملات الكترونيكي
http://www.medianews.ir/fa/2008/12/01/israel.html

22 – سايت مقاومت، ??/??/????، تحريف اطلاعات اينترنتي، آخرين حربه رژيم صهيونيستي براي جبران شكست هاي مفتضحانه در قبال حزب الله
http://moqavemat.ir/?lang=fr&state=showbody_news&row_id=844

23 – سايت وبنا، ?/?/????، اعتراض گروه آشيانه به تغيير نام خليج فارس، شماره خبر: ??????????
http://www.webna.ir/news/?id=1284809359

24 – سايت وين بتا، ????، امريكا؛ اينترنت حق نيست، بلكه امتيازي است كه ما به بقيه ميدهيم .
http://www.winbeta.net/comments.php?shownews=3056

25 – وبلاگ بچه هاي قلم، ????، شما از كداميك پشتيباني ميكنيد؟ فلسطين يا اسرائيل
http://www.bachehayeghalam.ir/diary/010285.php

26 – وبلاگ جهاد مجازي، ??/?/??، ??:??، آيا امريكا مهد آزادي بيان است؟!
http://vjihad.parsiblog.com/677080.htm

27 – وبلاگ جهاد مجازي، ??/?/????، ??:??، يوتيوب براي موساد كار مي كند،
http://vjihad.parsiblog.com/765168.htm

28 – وبلاگ جهاد مجازي،??/?/????، ??:??، آنچه نمي خواهند شما بدانيد!
http://vjihad.parsiblog.com/717941.htm

29 – وبلاگ خاطرات جبهه ، ????
http://davodabadi.persianblog.ir/post/46

30 – وبلاگ يك فتحي، ??/??/????، آماري خيره كننده از سرويسهاي اينترنتي پرطرفدار
http://1fathi.com/1387/10/24/amazing-stats-of-popular-web-sites

- Matthew Shaw، ????، Sweden’s Ultra-Modern Underground Data Center


منبع: پايگاه اطلاع رساني عمليات رواني و جنگ نرم

مهدي حق وردي طاقانكي

 


 

جايگاه تحقيقات در عمليات رواني

راهنماي عملياتي براي برنام? تحقيق عمليات رواني

چكيده

تحقيق دربار? عمليات ‌رواني لاجرم با نظريه‌هاي‌ ارتباط در تعامل است. اين مقاله تدوين چند فرضي? به نسبت مستحكم را دربار? گروه‌هاي مخاطب، محتوا، و تأثير پيام امكان‌پذير مي‌كند. همچنين برخي مسيرهاي تحقيقي را نشان مي‌دهد كه ممكن است كارآمد باشد. افزون بر اين، در پي عرض? راهنماي عملياتي است كه به مثاب? نقطه عزيمتِ يك برنام? تحقيق عمليات رواني در نظر گرفته شود. نكات اشاره شده از تجارب تحقيق در سطح عملياتي به دست آمده است. اين بررسي شامل گزيده‌هايي از بحث‌ها و تحقيقات مختلف است؛ از جمله با تحليل نمون? تحقيقي در خصوص عمليات نورماندي در جنگ دوم جهاني، پژوهشگر را با دشواري‌هاي تحقيق در حوز? عمليات رواني آشنا مي‌سازد. به طور كلي، عمليات رواني در امور نظامي و به كارگيري تبليغات و اقدامات ارتباطي عليه دشمن رهيافت تحقيقي مقال? حاضر است. هيچ ادعايي نيست كه مقاله، تمام مشكلات اساسي پيش روي تحقيق را مدنظر قرار داده باشد، اما پيشنهادات عرضه شده در حوز? نيازهاي عملي در ميدان و حركت به سوي يك برنامه تحقيقي، جامع و واقع‌‌‌گرايانه است.

واژگان كليدي: تحقيق عمليات رواني، مخاطبان هدف، محتواي پيام، تأثير پيام.

بلافاصله پس ‌از آغاز عمليات نورماندي در ژوئن 1944 نخستين محمول? اعلاميه‌هاي عمليات رواني در مواضع نيروهاي آلماني پرتاب شد. در عرض چند ساعت شش سرباز آلماني با در دست داشتن اين اعلاميه‌ها خود را تسليم نيروهاي متحد كردند. با بازجويي از اين سربازان در فرانسه يكي‌ از عمليات‌هاي كوچك ولي بسيار مؤثر عمليات رواني جنگ دوم جهاني شروع شد. نمونه اصلي و كلي تحقيق كه در اين عمليات‌ها مورد استفاده قرار گرفت، مستلزم داده‌هايي بود كه اجازه مي‌داد اعلاميه‌ها با تعدادي از اسراي جنگي همبستگي پيدا كنند و اطلاعاتي درباره ديدگاه‌هاي اسراي جنگي در مورد اعلاميه‌ها ارائه مي‌داد. در اينجا يك مشكل كوچك تحقيقي وجود داشت: براي برقراري ارتباط با فرماندهان سخت‌كوش آلماني تنها يك راه باز بود و آن پاسخ به اين سؤال آنها بود كه مي‌پرسيدند: «آيا شما مي‌توانيد دليل واقعي اين همه سروصدا و ريختن اين اعلاميه‌ها را بازگو كنيد؟» در واقع، اعلاميه‌ها هيچ ارتباطي با فرماندهان آلمان پيدا نكرده بودند.

البته در اينجا يكي از بغرنج‌ترين تحقيقات عمليات ‌رواني تا آن زمان نشان داده مي‌شود. از يك سو، تدوين روش‌هاي كاربردي تحقيق بسيار ضروريست كه پاسخ مشكلات و نيازهاي اساسي فرمانده را بدهد و از سوي ديگر، تحقيق در يك حالت سطحي و صوري رها نشود. اين دو مورد به يك اندازه مهم‌اند. دير يا زود فرمانده بايد بداند چرا و تحت چه شرايطي عمليات رواني مي‌تواند دستاورد خود (تسليم‌كردن سربازان دشمن) را توليد كند. يافتن استنتاج ساده و اوليه مربوط به علت نگه‌داري اعلاميه‌ها در ميان اسرا را نمي‌توان به هيچ وجه جايگزين دانش كساني نمود كه به قول اچ.وي. ديكس ، هسته مركزي و مستحكم نازيسم بودند. در واقع، واكنش اين دو گروه نسبت به اعلاميه‌ها يكسان نبود. او بر پاي? مطالعات بازجويي‌هاي اسراي جنگي اذعان نمود كه اين افراد "متعصبان ايده‌آل‌گرايي" هستند كه با استدلال‌هاي غيرواقعي متافيزيكي زندگي مي‌كنند؛ او حتي آنها را "افرادي غيور" دانست كه با احساسات رفيق‌بازي، هيجان و ماجراجويي سرپا نگه‌داشته شده‌اند؛ يا "سبك‌مغزاني" مي‌باشند كه دنياي شخصي غيرواقعي‌شان آكنده از ايدئولوژي نازيستي و انجام اعمال بي‌رحمانه به‌عنوان راهي براي ابراز وفاداري به نازيسم است (استوارت، 1949).
به همين سان، هيچ دليلي را نمي‌توان از رويكردهاي پيچيده تحقيقي مربوط‌به جنگ كره پيدا كرد كه كارآيي اعلاميه‌ها را در تسليم نمودن سربازان كره‌اي نشان دهد. به عبارت ديگر، هيچ يك از تحقيقات نتوانستند ميزان تأثير اعلاميه‌ها را در تسليم شدن سربازان كره‌اي به درستي مشخص كنند. لاينبرگر اين موضوع را اين‌گونه تشريح مي‌كند: «به‌طوركلي تسليم شدن به تمايل فردي سربازان دشمن بستگي ندارد ... روند واقعي فيزيكي تسليم بسيار پيچيده‌تر است» (لاينبرگر، 1945، ص288).

موضوع ديگري را نيز مي‌توان از عمليات نورماندي متوجه شد. حملات هوايي عليه آلماني‌ها در روستاهاي فرانسه به‌عنوان بخشي از روندهاي "هموارساز" پس‌از شروع عمليات در نظر گرفته ‌شده‌بود؛ و درحالي‌كه اعلاميه‌هاي عموميِ هشدار براي محافظت‌ از مردم فرانسه پيش ‌از شروع هر حمله فرو ريخته مي‌شد، خيلي زود مشخص شد كه ساكنان روستاها اغلب به پيام اعلاميه‌ها توجهي نشان نمي‌دهند. بنابراين، يك تيم كوچك تحقيقاتي تشكيل شد تا علت را خيلي سريع پيدا كند. اين تحقيق خيلي طول نكشيد. از شهروندان فرانسوي موقعي كه در ميان آوارها و خرابه‌ها دنبال بستگان و اموال خود مي‌گشتند، درباره توجه به اعلاميه‌ها پيش ‌از شروع عمليات هوايي پرسيده‌ مي‌شد. بيشتر پاسخ‌ها مثبت بود. حتي به آنها برخي از اين اعلاميه‌ها نشان داده‌ و پرسيده مي‌شد كه آيا اين اعلاميه‌ها را ديده‌اند يا خير؟ دوباره بيشتر پاسخ‌ها مثبت بود. سپس از آنها پرسيده شد احساسشان درباره اين اعلاميه‌ها چه بوده‌است كه دوباره جواب‌ها حاكي از آن بود كه پيام اعلاميه‌ها دريافت شده‌است. از آنها پرسيده شد پس چرا توجهي به اين اعلاميه‌ها نكرده‌اند و از روستا خارج نشده‌اند، جواب‌ها كاملاً صريح بود. آنها جواب مي‌دادند كه فكر نمي‌كردند اين اعلاميه‌ها براي آنها پرتاب شده‌است و باد اين اعلاميه‌ها را از مناطق ديگر با خود آورده ‌‌‌است! وقتي در اين تحقيق پاسخ مقتضي براي مسئله عدم ارتباط با شهروندان فرانسوي در روستاهاي تحت اشغال آلماني‌ها و بمباران آنها توسط نيروهاي متحد پيدا شد، توجهي به ناديده‌گرفتن اعلاميه‌ها توسط شهروندان فرانسوي نشد. به عبارت ديگر، عامل مخاطب به عنوان متغير تحقيق و نوع واكنش او نسبت به اعلاميه‌ها مورد توجه قرار نگرفت.

سپس در حين جنگ دوم جهاني، تحقيقاتي مفصل‌تر انجام گرفت كه نشان مي‌داد پذيرش، عدم‌پذيرش يا توسل به هر نوع پيام ارسالي، به اندازه گروه دريافت‌كننده پيام بستگي ندارد. نمونه جالب اين مسئله مطالعه و بررسي "شيلز" و "جانوويتس" از متلاشي شدن ارتش آلمان است. در اين تحقيق خاطر نشان مي‌شود كه بيشترين گروه‌هاي پذيرند? پيام آنهايي هستند كه انسجام خود را به‌عنوان يك واحد از دست داده‌اند (شيلز و جانوويتس، 1948).
در خلال جنگ دوم جهاني و سپس جنگ كره تحقيقات براي پشتيباني از عمليات‌رواني نقشي مهم يافت. ولي هيچ تحقيق سيستمي مانند تحقيق درباره "واكنش سربازان در خلال رزم و آموزش" انجام نشده است كه در نشريه سرباز امريكايي به چاپ رسيده‌است. اين موضوع صرف نظر از اين حقيقت است كه مشكلات زيادي در راه اجراي اين گونه تحقيقات بروز مي‌كند (لرنر، 1965).

نبود خلاصه و سابقه سيستمي از تحقيقات مربوط ‌به عمليات ‌رواني را شايد بتوان تا حدي به مشكلات متنوع و گسترده بر سر راه تحقيقات در اين حوزه ربط داد. در يك ‌طرف طيف، مشكلات عملياتي مربوطه را مي‌توان چنين برشمرد: «چه تعدادي از اسراي جنگي با ديدن چنين اعلاميه‌هايي تسليم شدند؟ آيا شهروندان فرانسوي تمايل به جابه‌جايي و خروج از روستاهاي محل سكونت خود داشتند؟» چنين سؤالاتي را شايد بتوان پاسخ داد، زيرا رويكردهاي مناسب تحقيق در اختيار بودند،‌ ولي در سوي ‌ديگر طيف، سؤالات بي‌پاسخ و عمومي مربوط ‌به راهبرد عمليات ‌رواني پرسيده‌ مي‌شد. اين سؤالات به طور مستقيم با سرشت انساني مثل انگيزه‌هاي انساني، ارتباطات و ساختارهاي اجتماعي سروكار داشتند. در اين خصوص، رويكردهاي تحقيق نه تنها كفايت نمي‌كردند، نظريه و فرضيه‌هاي ضروري نيز ناكافي بودند. با‌اين‌حال، تحقيق با وجود چنين سؤالات متنوعي موفق شد.

نياز به تحقيقات ميان‌مدت

شايد كسي بپرسد كه چرا در تحقيقات به سؤالات دو سر طيف توجه مي‌شود ولي به مشكلات اساسي ميانه توجهي معطوف نمي‌گردد. اين مسئله تا حدي به دليل پشتيباني‌هاي مادي و معنوي از تحقيقات عمليات ‌رواني باز مي‌گردد. هر زمان چند پروژه با موفقيت به پاسخ‌هاي قانع‌كننده‌اي دست مي‌يابد، فضاي مطلوبي براي تحقيق خلق مي‌شود. البته تلاش‌هاي روز‌افزون تحقيقي به طور مستمر به مطرح شدن سؤالات اساسي منجر مي‌شود و در اين مرحله شناخت و رفع ابهام به سرعت پديد مي‌آيد. يك كاربر و محقق غيرمنعطف در مورد تعيين روش‌هاي رياضي تعاملي صبوري و شكيبايي ندارد و همه اين موارد در حالي است كه نياز به چنين ابزارهايي پيش از پيدا كردن راه‌حل براي مشكلات پيچيده ضروريست. پاسخ‌ها در سطوح ساده كافي نيستند. جواب‌ها در سطوح پيچيده ملازم تدوين و ساخت رويكردهاي ضروري و مجموعه‌اي از فرضيات مناسب هستند.
به لحاظ عرفي، تبليغات با فرمول سروكار دارد: "چه‌كسي چه‌چيزي" را به "چه‌كسي" مي‌گويد و "تأثير" اين گفته "چه ميزان" است. بنابراين، پايه‌اي نه تنها براي نيروي انساني در حوزه عملياتي ارائه مي‌دهد- نويسندگاني كه "چيستي" اعلاميه‌ها را مي‌نويسند، محققاني كه "ميزان تأثير نوشته" را تعيين مي‌كنند، و غيره- ؛ بلكه عناصر فرضي? ارتباط را در طرح تصريح مي‌كنند. البته لازم نيست گفته شود كه همه انواع نظريه‌ها يا فرضيه‌هاي منسجم ارتباطي نيز دردسترس نيست. آنچه بايد خاطر نشان شود اينست كه بيشتر كار تحقيق بر يك يا چند عنصر زير متمركز خواهدشد:

1.    مخاطب(عنصر "چه‌كسي")، به‌عبارت‌ديگر تحليل توصيفي از مخاطبان هدف.

2.    محتواي پيام(عنصر "چه‌چيزي")، به‌عبارت‌ديگر تحليل محتوا و سياست تنظيمي.

3.    واكنش و ارزيابي(عنصر "ميزان تأثير")، به‌عبارت‌ديگر تحقيق درباره ميزان تأثير پيام.

عنصر چهارم-منبع اطلاعات يا برقراركننده ارتباط- در انجام تحقيق عمليات ‌رواني به‌رغم اهميت فوق‌العاده مورد توجه كمي قرار گرفته‌است. نتيجه تحقيق مقدماتي بر روي اين عنصر بايد براي اهداف عمليات ‌رواني قابل‌فهم شود مانند كاري كه كارل هاولند  در دانشگاه ييل انجام داد (هاولند، 1953). در نهايت، هرگونه فرضيه يا نظريه كامل ارتباطي بايد با دو عنصر(تعامل‌كننده و مخاطب) در يك روند تعاملي سروكار داشته ‌باشد. مقاله‌اي كه پيش ‌روي شماست، از يك سر‌فصل سه‌گانه كه در بالا ذكر شد پيروي مي‌كند، زيرا در پي ارائه راهنماي عملياتي است كه به‌عنوان نقطه شروع يك برنامه تحقيق عمليات ‌رواني در نظر گرفته ‌شود. اين نكات از تجارب تحقيق در سطح عملياتي به‌دست آمده ‌است. اين بررسي شامل گزيده‌هايي از بحث‌ها و تحقيقات است. در تلاش براي متوازن كردن تأكيدات اوليه بايد بر بُعد اجتماعي و ضروري تعامل ميان گروه‌هاي مخاطب تأكيد شود. هيچ ادعايي نيست كه تمام مشكلات اساسي مدنظر قرار گرفته باشد، اما پيشنهادات ارائه شده در حوز? نيازهاي عملي در ميدان و حركت به سوي يك برنامه تحقيقي جامع و واقع‌گرايانه است.
البته بايد اعتراف كرد كه در ارائه مثال‌ها و نمونه‌ها محدوديت‌ زيادي وجود دارد. به دلايل امنيتي و ساير محدوديت‌ها در اين مقاله از بحث يا اشاره به برنامه‌هاي تحقيقي جاري اجتناب مي‌شود. به نظرمي‌رسد حوز? تحقيق در عمليات ‌رواني به سازمان‌هاي اجرايي و نظريه‌پردازي كافي نياز دارد. بحث حال‌ حاضر به عمليات ‌رواني در امور نظامي و به كار‌گيري تبليغات و اقدامات ارتباطي عليه دشمن مربوط مي‌شود. در اين مطالعه، عمليات ‌رواني يك بعد محدود از حوزه وسيع‌تر ارتباط سياسي در نظر گرفته شده است.

مخاطبان هدف

در مورد مسئله تعريف مخاطب دو نكته از اهميت خاص برخوردار است:

1-    تفاوت‌هاي داخلي را در مخاطبان هدف براي اهداف تبليغاتي نمي‌توان ناديده گرفت.

بي‌ترديد اين مسئله درست برعكس رساله‌اي است كه آر.بي.لاكهارت  نوشته ‌است. او مدير اجرايي نشريه جنگ سياسي  انگليس است كه مطالب زيادي درباره تبليغات متحدان در جريان جنگ دوم جهاني در اروپا به‌ رشته‌ تحرير در آورده‌است. تا جايي كه به تبليغات راهبردي مربوط مي‌شود، گفته او چنين است: «تبليغات موضوعي است كه بايد با عموم مردم در ميان گذاشته ‌شود» (1998). الزام اين گفته آن است كه تلاش در مقياس وسيع را نمي‌توان تنها براي يك گروه خاص مخاطب نشانه گرفت. "لرنر" به‌عنوان صاحب‌نظر امور عمليات ‌رواني نيز در تأييد اين مطلب چنين ابراز عقيده مي‌كند:
... تبليغات راهبردي به دلايل بلندمدت و پيامدهاي جنگ مربوط مي‌شود. باتوجه‌به چنين رويكردي، بايد به علايق گروه‌هاي وسيع مردم دسترسي يافت و تفاوت و اختلاف سياسي ميان آلماني‌ها را بايد با نبرد هوايي تشديد كرد (لرنر، 1949).

البته اين نگرش نيز بدون منتقد نيست. هانس اسپير  شايد شديدترين انتقادات را به اين مسئله ابراز داشت. او در مقال? خود به‌ نام توجه دوباره به عمليات رواني  دو استدلال را مطرح مي‌سازد. ازيك‌سو، تفكرات انفرادي را عموماً در حوزه دولتي مؤثر مي‌داند و ازسوي‌ديگر، با سفسطه فرض مي‌كند كه افراد به همان ميزان تأثيري قدرتمند دارند كه مي‌توانند تحمل كنند:
از آنجايي‌كه در جوامع مدرن، توده مردم نمي‌توانند بر سياست‌هاي مستبدانه رژيم‌ها تأثيرگذاري كنند، بنابراين عموم مردم را نمي‌توان جزو مخاطبان هدف براي امور تبليغاتي خارج از كشور محسوب كرد. هرگونه مفهوم و نظر مخالفي را شايد بتوان فلسفه دمكراتيكي ناميد (لرنر و لاسول، 1951، ص 259).
به اين ترتيب، نگرش و ديدگاه مفروض اينست كه، براي تحت‌ تأثير قراردادن مخاطب عام و تود? مردم به ارتباط زيادي نياز است، اما هرگونه تحقيقي بايد انجام گيرد تا زيرگروه‌هاي اصلي و شخصيت‌هاي مهم مردمي شناسايي شوند. در اين خصوص بايد مجموعه‌اي از تحقيقات انجام گيرد. در وهله‌ اول، با مطالعه نوع رأي‌گيري و رأي‌دادن مردم در امريكا مشخص شد كه افراد با قرارگرفتن تحت فشارهاي مختلف و در هنجارهاي گوناگون نسبت‌به وفاداري‌هاي سياسي دچار انشعاب مي‌شوند و ديدگاه‌هاي سياسيشان تغيير مي‌كند. ممكن است الزامات ديگري نيز ناشي ‌از عمليات ‌رواني در تحقيقات بيشتر مشخص شود (لازارسفلد، 1954).
دوم، بخش‌هاي تحت ‌تأثير قرار گرفت? جمعيت دشمن به يقين هدفي خوب براي حمله به شمار مي‌روند. اين امر شامل شورش‌هاي آشكار اشخاص كم‌ظرفيتي است كه مي‌ترسند نارضايتي خود را اعلام كنند. بايد تحت شرايطي خاص تحقيقاتي انجام گيرد تا چگونگي تغيير عقيده اين افراد مشخص شود تا آنها همراه شوند.


سوم، گاهي‌اوقات هدف بلندمدت عمليات ‌رواني پيروزي بر بخش‌هايي از توده‌ مردم نيست، بلكه تغيير ارزش‌هاي يك جامع? خاص است. در اينجا نيز كارگزار تبليغات‌ بايد در هر زمان با يك بخش از جمعيت كار كند. هر بخش يا زيرگروه ممكن است نقشي متفاوت در شكل‌گيري عقيده عمومي يا روش‌هاي شناسايي چنين تعاملاتي ايفا كند. از تحقيقات چه چيزي مي‌توان آموخت كه براي عناصر مردمي مهم است و مي‌تواند چنين تغييري را به وجود آورد؟
اگر عمليات ‌رواني با پيروي از چنين ديدگاهي بخواهد تفاوت‌هاي داخلي گروه‌هاي مخاطب را مدنظر قرار دهد بايد به تغيير در تفكر الگوي مفهومي بپردازد كه بيشتر تحقيقات پيشين آنگونه انجام گرفته‌اند. به‌طوركلي در مطالعات و تحقيقات قبلي به مردم به‌عنوان اجزاي گسسته و مجزاي جامعه نگريسته مي‌شد ... اما اين مفهوم بسيار ساده‌انگارانه است، زيرا مخاطبان به‌عنوان يك شخصيت مجزا و منزوي كنش و واكنش نشان نمي‌دهند، بلكه به‌عنوان عضوي از يك گروه بزرگ‌تر رفتار مي‌كنند (ريلي و فلاورمن، 1951). اين مسئله احتمالاً مستلزم تغيير در الگو‌‌سازي و ديگر روش‌هاي تحقيقي است. افزون بر اين‌، اگر قرار است به چنين زيرگروه‌هايي توجه بيشتري مبذول گردد بايد در روش‌هاي رسانه‌هاي عمومي تغييراتي گسترده‌ به‌ وقوع بپيوندد (ريلي و اسكارمن، 1951).
2- محتمل‌ترين روش تشخيص مخاطبان خاص در يك گروه بزرگ‌تر مخاطب به ملاك‌هاي عيني مربوط مي‌شود.

در خلال جنگ دوم ‌جهاني، برخي مشكلات خاص پيش ‌از متلاشي‌ شدن آلمان براي عمليات ‌رواني پديد ‌آمد كه بر محور احتمالات ناشي‌از گروه‌هاي متمايز و شناخته شده در توده مردم متمركز بود. براي مثال، اينگونه فكر مي‌شد كه ساكنان اردوگاه‌ها يا اعضاي احزاب كارگري از گروه‌هاي مخاطب براي عمليات ‌رواني هستند. همانگونه كه مقايسه شد، براي شناسايي بسياري از گروه‌هاي كمتر مشخص اما مهم ممكن است به اطلاعات پيچيده و مفصل عمليات ‌رواني نياز باشد. تحقيقات براي تعيين ملاك عيني ضروريست كه البته اين ملاك‌ها با متغيرهاي مهم ساختارهاي اجتماعي درهم تنيده‌ شده‌اند.

محتواي پيام
البته دانستن اين مطلب بسيار مقدماتي است كه محتواي پيام را در هر نوع نظري? ارتباطي نمي‌توان از مخاطب يا واكنش او جدا دانست. اما پيشنهادهاي زير براي تشخيص‌هاي معمولي عمدتاً به مشكلات عملياتي عمليات رواني اشاره دارند.

3-به‌رغم واقعيت خود پيام مي‌توان تفاسيري مختلف از عمليات ‌رواني مطرح كرد.
يكي از بحث‌هاي تند دربار? عمليات رواني در جنگ‌ دوم جهاني حول محور راهبرد به‌ اصطلاح "واقع‌گرايانه" مطرح شد (بارت، 1953). يكي از صاحب‌نظران عمليات ‌رواني در جنگ دوم جهاني به نام كراس‌من  اين راهبرد را تا جايي كه به فرستنده پيام عمليات ‌رواني مربوط مي‌شود بسيار سخت ولي مؤثر دانست. در سرزمين‌هاي تحت اشغال‌ آلمان دو نوع مخاطب حضور داشت كه از احساساتي متضاد برخوردار بودند: دوستان نيروهاي متحد كه اميدوار بودند خبرهاي خوشي به آنها برسد؛ و دشمنان آنها كه آماده‌ بودند خبرهاي بدي بشنوند. اين خبرها خواه از طريق راديو و خواه با اعلاميه‌هاي پرتابي از هواپيماها بايد به‌نحوي گزينش مي‌شدند كه براي هر دو گروه مخاطب واقعي به نظر برسند (لرنر، 1951).
تأثير اين نكته كه به ساده‌ترين شكل بيان مي‌شود آن‌ است كه حتي اگر تصميم گرفته شود يك حقيقت يا واقعيت بيان گردد بايد متوجه بود كه چگونه و به چه ميزان دستاويز ديگران قرار مي‌گيرد. اين نگرش با عقيده دبليو. آي. توماس  تقريباً مشابه است كه به‌طوركلي براي علوم اجتماعي ابراز كرده‌است. توماس معتقد است كه رابطه ميان يك موقعيت واقعي و يك رفتار تنها يك رابط? ساده علت‌ومعلولي نيست، بلكه با تعريف موقعيت توسط سوژه تعيين مي‌شود:
... تأثير يك پديده اجتماعي افزون ‌بر محتواي عملي و تجربي آن به ديدگاه ذهني فردي يا گروهي نسبت‌به آن پديده بستگي دارد و بايد نه‌ تنها با‌توجه ‌به محتواي عيني دليل آن، بلكه براساس معناي آن در يك زمان خاص محاسبه شود (ولكارت، 1951، صص55-54).

اين مطلب شبيه به اين گفته است كه ما دو نوع واقعيت داريم: واقعيت عيني و واقعيت ذهني كه فرد چيزي را بر مبناي آن مي‌بيند. بي‌‌ترديد، اگر واقعيت دوم را مبناي تفسير، انتخاب يا تحريف واقعيت اول قراردهيم، اين دو واقعيت به طور معمول با هم همزمان و منطبق نمي‌شوند. بر همين اساس تحقيق بر روي عمليات ‌رواني بايد مورد توجه قرار گيرد. به يقين آنچه واقعيت ذهني را مي‌سازد، از يك بخش جمعيتي دشمن تا بخش ديگر متفاوت است. اين همان چيزي است كه در فكر اسپير مي‌گذشته، وي مدعي است هدف عمليات ‌رواني فقط كاهش اراده‌ جنگي دشمن نيست، چون اراده‌ براي كارهاي ديگري نيز وجوددارد. خلاصه‌ آنكه، بايد باور كنيم پيام‌هاي راهبردي به‌رغم عموميتشان و باتوجه‌به رابطه‌ و سيستم رجوعشان داراي معاني كاملاً متفاوتي براي مخاطبان هستند. براي مشخص‌تر كردن تحقيقات خاص بر مبناي اين فرضيه، مطالعات و تحقيقات را مي‌توان در شرايط مختلف انجام داد تا ملاحظات زير به‌دست آيد:
- هر مخاطبي با‌توجه‌به رفتار رسانه‌اي به‌عنوان يك فرد كنش و واكنش نشان نمي‌دهد، بلكه به‌عنوان يك عضو از گروهي كه به آن تعلق دارد و با آن رابطه برقرار مي‌كند عمل مي‌نمايد.
- ارزش‌هاي پيام‌هاي رسانه‌اي براساس ارزش‌هاي گروه‌هاي مرجع پذيرفته، انكار يا تحريف مي‌شود (ريلي، 1951).
ديناميك‌هاي رابطه ميان اعضاي گروه و تصور آنها از پيام‌ بر بستر سختي يا راحتي ارتباط با هنجارها استوار مي‌شود يا اينكه ارزش‌ها را مي‌توان با هنجارها يا ارزش‌هاي گروه مخاطب هماهنگ نمود.

4- هر چه محتواي پيام برجسته‌تر باشد، احتمال تأثير آن بيشتر است.

اين راهنماي عملي به‌ اين دليل در اينجا گنجانده ‌شده است كه بيشتر اقدامات واقعي عمليات ‌رواني در جنگ‌هاي گذشته مورد توجه قرار نگرفتند. تصور عمومي (دست‌ كم در مورد آلمان) آن بود كه تبليغات راهبردي كه به دكترين نازيسم حمله مي‌كرد مي‌توانست سرانجام آلمان را شكست دهد. ولي شيلز و جانوويتس معتقدند تبليغاتي كه به ايدئولوژي نازيسم حمله مي‌كرد تأثير كمي داشت. آنها نتيجه‌گيري مي‌كنند كه: ... تلاش براي تغيير رفتار با نمادهاي مرجع براي حوادث يا ارزش‌هاي بيروني مي‌توانست با واكنش‌هاي متفاوت سربازان آلماني مواجه شود (شيلز و جانوويتس، 1948).
البته به تحقيقات بيشتري نياز است. كارهاي تجربي بيشتري باقي است كه بايد با روش‌هايي مناسب و پيشرفته‌تر انجام گيرد تا فرضيه‌ها آزمايش شوند. براي نمونه، ما بايد درباره رابط? ميان گيرنده و محتواي پيام پي‌ ببريم تا اين مسئله به موضوع ديگري ختم مي‌شود كه از مسئله تصور دريافت‌كنند? پيام بزرگ‌تر است.

5-پيام‌هاي عمليات ‌رواني بايد در چارچوب رجوع به گيرندگان پيام صورت‌بندي شود.

اگر ارتباط معنادار نباشد، مسئله بالا بيهوده است ولي در اينجا ذكر شده‌ است چون اصرار بر اين مسئله في‌نفسه در اقدامات عمليات ‌رواني ناديده‌ گرفته مي‌شود. شايد كلمات به دقت به زبان مادري گيرند? پيام ترجمه و تفسير شود، اما اهميت ارزش‌ها و نمادهاي اين زبان مادري اغلب فراموش مي‌شود. در واقع، در كاركنان عمليات رواني همواره يك وسوس? قوي وجود دارد كه آنها را به بازي با گيرند? پيام يا استهزاء او وامي‌دارد. تالكوت پارسونز (1949) در مقال? "تبليغات و كنترل اجتماعي" نشان مي‌دهد كه ماهيت ضروري تمام امور تبليغاتي مستلزم مجموعه‌اي از ارزش‌هاي مربوطه است. وي با پيروي از دبليو.آي. توماس عنوان مي‌دارد كه انتخاب به حوزه‌اي مربوط است كه به لحاظ عملكردي به جهت‌گيري‌ها و ارزش‌هاي فرد ارتباط دارند. بنابراين، در طرح تحقيق همواره بايد ادعاي پل لاينبرگر به خاطر آورده شود كه تبليغات بايد چيزي را به دشمن بگويد كه او به آن بي‌اعتنا بوده ‌است (پارسونز، 1954).
با وجود اين، در مواقع تنش‌هاي زياد، بسيار سخت است تا ارزش‌هاي گيرند? پيام را كشف كنيم. حتي اگر گيرندگان پيام به طور كامل دردسترس باشند و بتوان آنها را مطالعه كرد، شايد از ارزش‌هاي خود آگاهي نداشته‌باشند و نتوانند آن را گزارش كنند. در مطالعات نوبه‌اي نشريات و مجله‌هاي پر مخاطب كه در جنگ جهاني و اخير چاپ مي‌شد، موردي بروز كرد. خوانندگان موضوعات عمومي بارها به مصاحبه‌كنندگان مي‌گفتند: «ما از جنگ خسته شده‌ايم. بنابراين، چيزي كه ما را ياد جنگ بيندازد نمي‌خوانيم يا به آن گوش نمي‌دهيم» مشاهده رفتارهاي خوانندگان (چه به آنها گفته شده‌ بود مطلبي را مطالعه كنند يا گفته شده ‌بود آن را مطالعه نكنند) قاطعانه نشان مي‌داد هر موضوعي كه به صراحت درباره‌اش صحبت شود يا نماد جنگي باشد پذيرفته نمي‌شد. تعيين و مشخص‌كردن ارزش‌هاي جمعيتي دشمن در زمان جنگ، بسيار دشوار و پيچيده است، به‌ويژه آن دسته از ارزش‌هايي كه مردم را كمتر تحت ‌تأثير قرار مي‌دهد. كساني كه تحت فشاراند يا در ترديد به سر مي‌برد و ميان وفاداري به ارزش‌هاي ميهن‌پرستي يا دور انداختن آن  مردّد مي‌باشند و مي‌خواهند ارزش‌هاي جديدي براي خود اختيار كنند از اهميت زيادي برخوردارند. اين دسته از مردم هدف‌هاي مهمي‌اند و بايد ماهيت ترديدهاي آنها و احتمالات عمليات ‌رواني را براي آنها شناسايي كرد. هنگامي كه اين دسته از مردم به سوي ارزش‌هاي جديد فراخوانده مي‌شوند، پيروي آنها از ارزش‌هاي قديمي به دليل احساس جذب به ارزش‌هاي جديد اضطراري يا اجباري مي‌شود. در ميان اين مردم بايد منتظر بروز احساسات مذهبي قوي باشيم كه مانعي براي ارزش‌هاي جديد يا ارزش‌هاي بيگانه‌اند. البته، تحت همين شرايط مذهبي، بايد حالت سركوب‌شد? احساسات آنها را پيداكرد، اين احساسات بيانگر تمايل به حمايت از ارزش‌هاي جديد است.
اكنون بايد آمادگي افراد تحت فشار را براي قبول ارتباط مورد سنجش قرار دهيم، زيرا نشان‌دهنده تمايلات سركوب‌شده و ابراز شده‌ است. اعتقاد بر آن‌ است كه چنين افرادي اعلام آشكار احساسات سركوب‌شده را رد مي‌كنند؛ اما اين افراد اگر ارزش‌هاي سركوب‌شده در حالت عملكردي بيان شوند ممكن است متوجه شوند و در يك سطح فانتزي آن را دريافت كنند. در اين حالت گيرنده ديگر نيازي ندارد تا تصميم‌گيري ‌كند كه چنين ارزشي را قبول دارد يا خير يا اينكه به آن معتقد است يا خير. به نظر مي‌رسد تحقيقات در امتداد چنين خطوطي مي‌تواند پيامدهاي مفيد عملياتي براي عمليات ‌رواني در بر داشته‌باشد.

تأثير پيام

درحالي‌كه ارتباطات به لحاظ عملي اغلب به انتقال اطلاعات از يك فرد به فردي ديگر گفته مي‌شود، توطئه و ابهام جزو ديگر ابعاد و تأثيرات آن مي‌باشد. تأثيرگذاري بر اقدامات انسان از اهداف اصلي هر پيام در ارتباطات است (شانون و ويور، 1950). بي‌ترديد هر طرحي در عمليات ‌رواني در بلندمدت براي تأثيرگذاري بر رفتارها در نظر گرفته مي‌شود، اما دقيق‌تر آن‌ است كه ارزيابي تأثيريست كه بر جاي گذاشته شده است. بنابراين و به همين دليل، ارائه چند پيشنهاد در اين شرايط مفيد است كه ممكن است براي مشخص‌شدن اين مشكل باارزش باشد.

6-ميزان تأثير پيام عمليات ‌رواني با ميزان تغيير در ارزش‌هاي گيرند? پيام سنجيده مي‌شود.

اين مسئله به اين معناست كه نقص در مشاهد? رفتار ناشي از ارتباطات وجود دارد و مشكل تأثير و كارآيي بايد در محور تأكيدات بررسي‌ ارزش‌ها و تغييرات افراد قرارگيرد. همانگونه كه لاسول ابراز مي‌دارد: «سنجش ارزش‌ها بهترين روش براي بررسي واكنش‌هاست (آيا اين واكنش‌ها به تصحيح يا تغيير ارزش‌ها منجر شده‌اند يا خير؟).»
به ظاهر آنچه در اينجا ضروري به‌نظر مي‌رسد تدوين رويكرد يا روشي براي اندازه‌گيري تغييرات در ارزش‌هاست كه گسست و انسجام ارزش‌ها را در گروه‌ها و زيرگروه‌ها نشان مي‌دهد و براي تعيين اينكه چه ارزش‌هايي بايد براي محتواي پيام انتخاب شوند مهم‌اند. رويكرد و روش‌ كلي در اين مشكلات كار با گروه‌هاي به نسبت كوچك و نزديكي با آنها براي كسب پيامي است كه به توليد نتايج دروني ولي هميشگي منجر مي‌شود به اين اميد كه چنين اقدامي بتواند براي حل مشكلات عمليات ‌رواني مورد استفاده قرار گيرد.


7-هرچه پيام عمليات ‌رواني به نيازهاي گروه‌هاي مخاطب نزديك‌تر باشد، تأثير پيام بيشتر است.

اين نكته تقويت ابعاد نظريه‌هاي يادگيري را همزمان با كاربرد آن در ارتباطات مورد تأكيد قرار مي‌دهد (هاولند، 1953). اين موضوع از‌ سوي ديگر، داراي اهميتي دو چندان براي عمليات ‌رواني است، چون بر اين فرض مي‌شود كه اطلاعات دست‌ اول است و چند قاعده كاري بايد از اين فرضيه به‌دست آيد. يكي از صاحب‌نظران به نام لرنر در مشخص كردن شرايط لازم براي تبليغات مؤثر و كارآ چهار نكته را متذكر شده‌است: 1-جلب توجه مخاطب؛ 2-جلب اعتماد مخاطب؛ 3-فعاليت در چارچوب تمايلات و آمادگي‌هاي مخاطب؛ و عدم انتظار از مخاطب براي انجام كاري غيرعملي. وي ادامه مي‌دهد: «آنچه مي‌خواهم متذكر شوم اين است كه ... تمايلات و آمادگي‌هاي مخاطب به مشخص كردن چارچوب و محدوده‌اي كمك مي‌كند كه مخاطب را مي‌توان با كارآيي متقاعد كرد ارزش‌ها و رفتارهاي خود را تغيير دهد..» (لرنر، 1956، ص 347). اين مطلب خيلي به نوع تحقيقي كه به ظاهر سازنده است نزديك مي‌با‌شد. بايد به عملكرد پيام‌هاي ارسالي به گيرندگان توجه زيادي مبذول شود. مهم‌ترين مجموع? نيازمندي‌هاي حاصل از ارتباط با گروه‌ گيرندگان را شايد بتوان در يكي از اين دو دسته تقسيم كرد: 1-نياز به تقويت هويت گروهي، و 2-نياز به جلوگيري از سرخوردگي گروهي.

نتيجه‌گيري :

در اين مقاله نشان داده شد كه تدوين ناهماهنگ تحقيقات درباره عمليات رواني تا حدي ناشي‌از تمايل به انجام تحقيقات سطح پايين يا به دليل مشكلات زياد و پيچيده در شناخت انگيزه‌ها و تمايلات انساني است. يكي از ملاحظات مهم كه از دانش و روان‌شناسي اجتماعي موجود به دست آمده است و در جنگ دوم جهاني مورد استفاده قرار گرفته است به ما نشان داد كه عملي‌بودن يك برنام? واقع‌گرايانه در جايي وسط طيف تحقيقاتي قرار مي‌گيرد. به‌ويژه آنكه به نظر مي‌رسد انسان‌ها هم عامل انتقال پيام و هم گيرنده آن هستند و در نقش عضوي از يك گروه به تبادل اطلاعات مي‌پردازند. افزون بر اين، حضور افراد و تركيب آنها در گروه‌هاي مختلف و بزرگ‌تر به پيچيدگي بيشتر سيستم اجتماعي مي‌انجامد و گروه را معنادارتر مي‌كند. سرانجام، نشان داد‌ه ‌شد كه اگر مي‌خواهيم پديده تعامل را بشناسيم و از اين شناخت در عمليات رواني استفاده كنيم، بايد الگو‌هاي تعاملي را جايگزين مفاهيم متعارف تحريك-واكنش كنيم. اگر قرار است تحقيقات روان‌شناسي اجتماعي به حل مسائل عمليات رواني كمك كنند يا تأثير ارتباطات را تقويت نمايند، هرچه زودتر فرمول‌هاي نظريه‌اي را تدوين كنيم و روش‌هايي را اجرا نماييم كه بتوانند با ابهامات سروكار داشته‌باشند.


منابع


- Bernard R., Paul F. Lazardsfeld, and William H. McPhee, Voting, Chicago: University of Chicago Press, 1954.
- Bruce L. Smith and Chitra M. Smith,"International Communication and Political Opinion" Princeton University Press, 1956.
- Bruce Lannes Smith, Harold Lasswell, and Ralph Casey, Propaganda, Communication, and Public Opinion.
- Carl I. Hovland, Irving L. Janis, and Harold H. Kelley, Communication and Persuasion, New Haven: Yale University Press, 1953.
- Daniel Lerner and Harold Lasswell, eds., The Policy Sciences, Stanford: Stan-ford University Press, 1951.
- Daniel Lerner, "Propaganda, in War and Crisis" NewYork: George W. Stewart, 1951.
- Edward W. Barrett, "Truth is Our Weapon," New York: Funk and Wag-nalls Company, 1953.
- Edward Shils and Morris Janowitz, "Cohesion and Disintegration in the Wehrmacht jn. World War II," Public Opinion Quarterly, Vol. XII (1948) No. 2.
- E. H. Volkart, "Social Behavior and Personality, Contribution of W. 1. Thomas, New York: Social Science Research Council, 1951.
- For an account of the Communists utilization of this type of information in Korea, see John W. Riley, Jr., and Wilbur Schramm, The Reds Ta\e a City, New
- George L. Stewart, "Psychological Foundations of the Wehrmacht" and summarized in Daniel Lerner, Sy\ewar, New York: 1949.
- Lyle Shannon and Weaver, "The Mathematical Theory of Communications", Urbana: University of Illinois Press, 1950.
- Leonard S. Cottrell, Jr., "Social Re¬search and Psychological Warfare," Washington September, 1955.
- Matilda White Riley and lohn W. Riley, Ir., "A Sociological Approach to
Com munications Research" Public Opinion Quarterly, Vol. XV, No. 4, (1951).
- Matilda White Riley and Samuel Flowerman, "Group Relations as a Variable in Commu nications Research," American Sociological Review, April, 1951.
- Matilda White Riley and Hans Zeisel, "Reading Indices," Journal of Marketing, October, 1941.
- P. M. A. Linebarger, Psychological Warfare, Second Edition, Washington, D. C: Combat Forces Press, 1954.
-R. B. Lockart," the Reckoning, Putnam and Compan" London, 1948.
- Smith "International Communication and Political Opinion" Princeton University Press, 1956.
- Talcott Parsons, "Propaganda and Social Control" in Essays in Sociological Theory, The Free Press, 1949.
-Wilbur Schramm, et al., Four Wording Papers on Propaganda Theory, Urbana: University of Illinois, 1955.
- W. I. Thomas," Psychological Warfare" Second Edition, Combat Forces Press, Washington, 1954, for a full discussion of this point.


منبع: پايگاه جامع و تخصصي جنگ نرم
دكتر حجت‌اله مرادي

 

 


مديريت فرآيندي جنگ نرم

جنگ نرم از تهديد تا پاسخ

مديريت جنگ نرم را مي‌توان در دو شكل مديريت فرآيندي آن و اصول راهبردي مورد نظر مورد بحث قرار داد. در بخش اول، تأكيد بر فرآيند شكل‌گيري جنگ نرم و در نتيجه اقدامات مورد نياز در مواجه با آن بوده و در بخش دوم با توجه به ويژگي‌هاي جنگ نرم، اصول راهبردي مديريت آن بيان مي‌گردد.
مديريت فرآيندي جنگ نرم
فرآيند مديريت جنگ نرم را مي‌توان حداقل به دو مرحله اساسي تقسيم كرد. مرحله اول كه مرحله‌اي درازمدت بوده و مي‌توان آن را مديريت استراتژيك تهديد نرم ناميد. بيشتر با عوامل زمينه‌اي امنيت نرم سروكار پيدا مي‌كند. هدف اصلي مديريت تهديد در اين مرحله، حذف زمينه‌هاي اثرپذيري جامعه از امواج تهديد نرم است. اين كار در دو محور قابل پيگيري است. اول، اصلاح عوامل و زمينه‌هاي عيني ايجاد واگرايي شهروندان از سياست و حكومت، و دوم، توليد ارزش‌هاي انسجام‌بخش توسط حكومت. در محور اول، با فرض اينكه بسياري از نارضايتي‌هاي سياسي ريشه منفعتي و غيرسياسي دارند و اين نارضايتي‌هاي اجتماعي هستند كه ترجمه سياسي مي شوند، نظام‌هاي سياسي مي‌توانند با كاستن از محروميت‌ها مانند بيكاري، نابرابري، مشكلات مربوط به تورم و امثال اينها، عملاً از آسيب‌پذيري جامعه در برابر دعوت‌هاي تغييرطلبانه جلوگيري كنند. به بيان ديگر، فرض بر اين است كه انسان‌هاي سرخورده بيش از سايرين، براي پذيرش تغيير و حركت به سوي نظمي متفاوت آمادگي دارند و هر چقدر كه بتوان از تعداد آنها كاست، مي‌توان ميزان پذيرش پيام‌هاي تهاجم رواني را در جامعه خودي كاهش داد. اما اين واقعيت وجود دارد كه هيچ نظام سياسي در معرض جنگ نرم، قادر نيست تمامي آسيب‌هاي موجود (واقعي يا غيرواقعي و القاء شده) را در مدت كوتاهي برطرف نمايد. اين بدان معني است كه همواره نظام‌هاي سياسي در معرض جنگ نرم، از آسيب‌هايي برخوردار خواهند بود كه طراحان جنگ نرم از آن استفاده نمايند. در نتيجه، يكي از مهم‌ترين اقدامات مديريتي در گام اول جنگ نرم، شناخت اولويت آسيب‌ها و تخصيص بهينه منابع در جهت برطرف نمودن آنها مي‌باشد.

 

سؤال اينجاست كه از ميان انبوه موضوعاتي كه با رضايت يا نارضايتي عمومي ارتباط پيدا مي‌كند كداميك بايد بيشتر در كانون توجه تصميم‌گيرندگان قرار بگيرد. براي پاسخ دادن به سؤال اولويت‌بندي، دو عامل تعيين‌كننده عبارتند از:

- عمق نارضايتي يا رنجش
- گستره ذي‌نفعان موضوع نارضايتي

به بيان ديگر، هر چه موضوع مورد مجادله اهميت بيشتري براي طرفداران خود داشته و محروميت ناشي از آن، رنجش عميق‌تري در آنان ايجاد كند و همچنين هر چه افراد بيشتري درگير با آن موضوع باشند، اهميت آن از نظر امنيتي و مديريتي بيشتر خواهد بود. اما در كنار مؤلفه‌هاي فوق، براي تشخيص آسيب‌پذيري‌ها، به اين نكته ظريف نيز بايد توجه نمود كه طراحان جنگ نرم همواره به دنبال شكل‌دهي حركت اعتراضي با حضور كليه طبقات جامعه مي‌باشند و در صورتي كه اغلب آحاد جامعه وارد اين حركت اعتراضي نگردند، امكان موفقيت جنگ نرم به شدت زير سؤال خواهد رفت البته ارزش طبقات اجتماعي متفاوت در مراحل اول اين مبارزه، بايد نقش و جايگاه اين طبقات از منظر طراحان جنگ نرم (و حسابي كه در فرآيندهاي براندازي، براي هر يك باز كرده‌اند) مورد توجه قرار گيرد.

بر اين اساس، انتظار مي‌رود در اين مرحله، سيستم مديريتي كشور در درجه اول، اولويت‌بندي لازم را نسبت به موضوعات مرتبط با نارضايتي‌هاي جامعه داشته و از اين رهگذر بتواند جامعه اطلاعاتي خود را نسبت به رصد تحولات در اين حوزه‌ها هوشيار و هدايت نموده و با وجه به تغييرات رصد شده، در زمان مناسب براي جلوگيري از تبديل نارضايتي به نافرماني‌هاي هدايت شده جلوگيري نمايد.

در محور دوم، مي‌توان چنين استدلال كرد كه از جمله مهم‌ترين كاركردهاي هر سيستم سياسي، توليد ارزش‌ها و هنجارهاي مشترك و از جمله، ارزش‌ها و هنجارهاي سياسي است، توليد ارزش‌ها و هنجارهاي مشترك و از جمله، ارزش‌ها و هنجارهاي سياسي است. به ميزاني كه سيستم سياسي بتواند فرآيند توليد ارزش را بهتر مديريت كند، همگرايي بيشتري در جامعه ايجاد كرده و حداقل، در موضوعات اساسي جامعه ميان شهروندان اجماع ايجاد خواهد كرد. البته منظور از توليد ارزش تنها جنبه رسانه‌اي و تبليغاتي قضيه نيست، بلكه عبارت است از مهندسي مجموعه ذهنيت‌ها و افكار شهروندان درباره مسائل اساسي مربوط به نظم اجتماعي و سياسي. همچنين اين مهم، تنها با ارتباط جمعي و فعاليت رسانه‌اي محقق نمي‌شود و دربرگيرنده فرآيندي جامع و درازمدت از يادگيري سياسي است كه اصطلاحاً جامعه‌پذيري سياسي خوانده مي‌شود. البته اين حرف به معناي بي‌اهميت جلوه‌دادن اقدامات رسانه‌اي نيست، بلكه اين اقدامات بايد در چارچوبي از فرآيند جامع يادگيري سياسي تعريف شود. در كنار فرآيند يادگيري سياسي كه عمدتاً پديده‌اي نمادين و مبتني بر ارتباطات به شمار مي‌آيد، بايد به جنبه عملي پديده نيز اشاره كرد.
يعني رفتار نخبگان سياسي، سطح زندگي و نوع معيشت آنها و چگونگي تعاملي كه با مردم برقرار مي‌كنند، جملگي مي‌توانند بخشي از فرآيند توليد ارزش را تشكيل دهند.  شهروندي كه فاصله كمي باا نخبگان احساس مي‌كند و تفاوت چشمگيري بين سطح زندگي خود و دولتمردان نمي‌بيند، آسيب‌پذيري كمتري در برابر امواج تبليغاتي حريف دارد و بر عكس، جامعه‌اي كه نخبگان را در طبق متفاوت از خود مي‌بيند، حتي اگر هجمه تبليغاتي خطرناكي نيز وجود نداشته باشد، خود به خود گرايش پيدا مي‌كند كه سرچشمه بسياري از مشكلات خود را به نوع زندگي و يا نحوه كسب درآمد نخبگان ارتباط دهد.

پرسش اينجاست كه آيا جوامع دستخوش تهديد نرم مي‌توانند بدون دخالت متغيرهاي خارجي و با فراغ‌بال، مجموعه فرآيند ياد شده را مديريت كنند؟ مشكل دقيقا از زماني آغاز مي‌شود كه بدانيم همه اين فرآيند بايد در يك وضعيت رقابتي و حني نابرابر مديريت شوند و مشكل نظام‌هاي سياسي مورد تهديد، تنها شكل‌دهي به ذهنيت‌هاي خودي نيست، بلكه بايد همين ذهنيت‌ها را در برابر هجمه رواني تبليغاتي حريفان مصون‌سازي كند. به بيان ديگر، سيستم مديريت‌كننده تهديد نرم بايد از يك‌سو پاسخگوي شبهات وارده از سوي دستگاه‌هاي عمليات راني حريف باشد و تأثيرات نامطلوب اين حملات را خنثي كند و از سوي ديگر، باورهاي مطلوب خود را تقويت كرده و به توسعه آنها اقدام كند. در صورتي كه حريف توانسته باشد با يارگيري از ميان رسانه‌هاي داخلي، امكان بازپراكني و تقويت حملات تبليغي خود را به دست آورده باشد. آنگاه صحنه جنگ رسانه‌اي پيش روي كشور تهديد شونده به مراتب پيچيده‌تر خواهد شد.پاسخگويي به اين چالش، حداقل دو اقدام راهبردي را مي‌طلبد: اول، همان چيزي است كه به واكسيناسيون افكار معروف شده است و طي آن، جامعه مورد تهديد يا پيش‌بيني اينكه ذهنيت‌ها و افكار عمومي با شبهات و حملات رواني تبليغاتي ويرانگري روبه‌رو خواهد شد، پيشاپيش خود با طراحي و ارائه شبهاتي هر چند سبك‌تر از حملات واقعي و ارائه آن به شهروندان، به آنها كمك مي‌كند تا خودشان امكان پاسخگويي به ابهامات و شبهات را پيدا كنند و بدين ترتيب، با رويكردي درون‌زا، در برابر شبيخون رواني – تبليغاتي مصونيت يابند. اقدام راهبردي دوم، كنترل روابط خارجي اصحاب رسانه و جداسازي عناصر مرتبطي است كه در سلك رسانه‌اي نفوذ كرده و عملاً باعث سوء‌ظن به اغلب اصحاب رسانه مي‌شوند. البته اين امر، به معناي سركوب هرگونه روحيه انتقادي و توصيه سانسور نيست، بلكه فراهم كردن امكان تفكيك بين منتقدين و توصه سانسور نيست، بلكه فراهم كردن امكان تفكيك بين منتقدين مستقل و منتقديني است كه عملاً در چارچوب راهبردهاي براندازي نرم، به فعاليت رسانه‌اي اشتغال دارند.

در كنار دو محور فوق، بايد محور سومي را نيز در نظر داشت. اين مرحله مربوط به ارائه گزارشات اميدواركننده از اقدامات و خدمات نظام سياسي به مردم مي‌شود؛ گرايش‌هايي كه داراي پشتوانه علمي و نخبگي بوده و امكان نقد و بحث پيرامون آنان نيز فراهم باشد. كشورهاي تهديدكننده در مرحله اول جنگ نرم تلاش مي‌نمايند به صور مختلف، اميد مردم را نسبت به آينده، تيره و تار نموده و آنا را به اين باور برسانند كه تنها راه‌حل برطرف شدن مشكلات، تغيير نظام سياسي مي‌باشد. لذا در برابر امواج گسترده نااميدكننده دشمن، تلاش براي نمايش پيشرفت‌هاي كشور مي‌تواند به ميزان زيادي، اثرات اين اقدامات را خنثي سازد. به‌طور طبيعي، بهره‌گيري از قدرت هنر و هنرمندان در ارائه مطلوب فعاليت‌هاي رفاهي و خدماتي دولت، قدرت اثرگذاري اين عامل را بيش از پيش خواهد نمود.

مرحله اساسي دوم را مي‌توان مرحله عملياتي مديريت جنگ نرم يا همان مديريت بحران در فضاي جنگ نرم دانست. اين مرحله از زماني شروع مي‌شود كه شكاف‌ها و نارضايتي‌هاي حاصل از آنها، امكان تبديل شدن به تجمعات و ناآرامي‌هاي اجتماعي را فراهم مي‌كند. در اين مرحله، كشور تهديدكننده توانسته است با بهره‌گيري از بسترها و نقاط ضعف كشور تهديد شونده و با واسطة عاملي تهييج‌كننده، حركت‌هاي خياباني را شكل‌ داده و كشور تهديد شونده را در موضعي تدافعي قرار دهد. كشور تهديدكننده تلاش خواهد كرد تا برخلاف مرحله اول، در حداقل زمان ممكن، به نتايج مورد نظر خود در اين مرحله دست يابد. پس بايد به‌گونه‌اي عمل نمايد تا هر نوع دفاع و مقاومت از سوي كشور در معرض جنگ نرم سلب گردد و اين چيزي نيست به غير اي خياباني كردن انبوه جمعيت براي مرعوب كردن نظام سياسي و نيروهاي مدافع آن. پس مي‌توان تصور نمود وجود فشارهاي مضاعف بر دوش نيروهاي مدافع نظام تهديدشونده از ويژگي‌هاي بارز اي مرحله مي‌باشد.

در چنين شرايطي، طراحان جنگ نرم براي موفقيت خود نيازمند حضور گسترده مردم در صحنه اعتراضي بوده و اين مسأله، به ميزان بسيار زيادي به موفقيت‌هاي آنان در مرحله آشكار شدن تقابل خياباني بستگي دارد. در نتيجه، هرگونه كسب امتياز در اين مرحله، به قدرت و سرعت بيشتر جنگ نرم در دستيابي به اهداف خود منجر خواهد شد. در نگاه اول، براي مقابله با اين مرحله از جنگ نرم به نظر مي‌رسد سيستم مديريت بحران دو راه پيش روي خود دارد: اول، انجام اقداماتي كه منجر به توجيه افكار عمومي و حتي معترضين مي‌گردد و دوم، برخورد فيزيكي باا جمعيتي كه بر خلاف قوانين، در معابر عمومي حضور يافته است. اما واقعيت صحنه جنگ نرم در مرحله خياباني شدن گسترده جمعيتي، صحنه ديگري را فراروي مديريت بحران قرار مي‌دهد كه در اصل، نوعي بازي باخت – باخت براي آن محسوب مي‌گردد. بدان معني كه چون امكان و فرصت اقناع افكار عمومي تهيج شده، طي مراحل قبلي جنگ نرم وجود نداشته و يا در مقايسه زمان مورد نياز براي اين اقدام با سرعت پيشروي تهديد، زمان به نفع كشور تهيدكننده مي‌باشد، در نتيجه، در اين مرحله نظام سياسي مجبور است يا به خواسته‌هاي آنان تن داده و يا آنكه در برابر خواسته‌هاي فراقانوني آنان مقاومت نموده و با برخورد فيزيكي، كنترل معابر عمومي شهر را در دست گيرد. هر دو اين اقدامات به معني موفقيت جنگ نرم محسوب مي‌شود، مگر آنكه كشور تهديدشونده، مقاصد تدافعي و برخوردي خود را به‌گونه‌اي دنبال نمايد كه ضمن خارج نمودن رقيب از صحنه، برچسب سركوب‌گري را نيز دريافت نكند (البته شايد برخورد خشونت‌آميز در برخي از كشورها همانند چين خاتمه‌دهنده اعتراضات باشد اما در كشورهايي كه داراي جامعه‌اي باز مي‌باشند، به‌طور قطع، اين مدل پاسخگو نخواهد بود).

نتيجه اينكه در چنين شرايطي، مهم‌ترين مسأله مديريتي نظام در معرض تهديد مقابله با اقدامات غيرقانوني معترضين به صورتي است كه چهره سركوب‌گر به خود نگيرد و اين نيازمند اتخاذ تدابير خاص و بهره‌گيري از منابع مختلف قدرت در زمان و مكان مناسب مي‌باشد. در چنين صحنه‌اي، قدرت نرم نظام سياسي تهديدشونده بايد همپاي قدرت قهر در جهت توجيه افكار عمومي فعال گردد، نخبگان همراه با موضع‌گيري‌هاي شفاف و محكن نسبت به حمايت از نظام سياسي اقدام نمايند، نيروهاي قهر با دقت و صبوري، با حركت‌هاي فيرقانوني برخورد نموده و هيچ‌گونه بهانه‌اي به دست معترضين بريا نشان دادن سركوب‌گري حكومت داده نشود.

در اين مرحله، براي موفقيت بيشتر در برابر هجمه جنگ نرم دو عامل توليدكننده قدرت نرم بسيار تعيين‌كننده مي‌باشد. اين دو عامل عبارتند از نخبگان و توده‌هاي مردم حامي نظام سياسي. در صورتي كه اين دو عامل بتوانند به صورت هماهنگ با يكديگر عمل نمايند، مي‌توانند شرايط تدافعي مرحله سوم جنگ نرم را به شرايط متعادل‌تر و حتي تهاجمي تغيير دهند. نخبگان مي‌توانند:

زمينه‌سازي‌هاي لازم را براي شفاف‌سازي و انتقال نقش‌هاي مردم در مواجه با جنگ نرم فراهم كرده و نقش رهبران فكري را ايفا نمايند.

با ورود مردم به صحنه، اين حضور را به قدرت سياسي ترجمه كرده و براي مقابله با جنگ نرم سودمند سازند.

حضور اجتماعي در مقابله با جنگ نرم را تداوم بخشند و به دليل آنكه نخبگان معمولا با سياست و فعاليت سياسي، حرفه‌اي‌تر برخورد مي‌كنند و امور سياسي نقش بيشتري در مجموعه زندگي آنها دارد، در مقايسه با توده‌هاي مردم كه به صورت مقطعي مشاركت مي‌نمايند، مشاركت پايدارتري را در صحنه ايفا كرده و پايگاه اجتماعي نظام سياسي را تداوم مي‌بخشند.

از طرف ديگر حضور به موقع و قاطعانه مردم  طرفدار نظام سياسي مي‌تواند اثرات زير را به همراه داشته باشد:

- افزايش روحيه نيروهاي مدافع كه زير بيشترين فشارهاي روحي رواني هستند؛
- حفظ مشروعيت نظام در برابر هجمه‌هاي سنگين جنگ نرم؛
- برطرف كردن ابهام نخبگان در تحليل صحنه؛
- ايجاد يأس و نااميدي باور موفقيت در رهبران و بدنه اجتماعي همراه آنان
- ويژگي‌هاي راهبردي مديريت تهديد نرم

مديريت پيشگيري و مقابله با تهديد نرم، همچون هر اقدام راهبردي ديگر، ابع چارچوب‌ها و اصولي است. در اينجا به برخي از آنها، به عنوان ويژگي راهبردي، به شرح ذيل اشاره مي‌كنيم:

1- مديريت هوشمند

نسبت بين تهديد نرم و مديريت ضدتهديد، نسبتي نامتقارن است. به بيان ديگر، جنبش حامل تهديد نرم به دليل آنكه صرفا در موضع نقد بوده و پاسخگوي هيچ بخشي از مشكلات جامعه و حكومت نيست، در موضعي تهاجمي قرار داشته و همواره پرسش‌گر است. اما مديريت ضدتهديد هم‌چون پدر حانواده؛ هم بايد به پرسش‌ها پاسخ دهد و هم مراقب مسئوليت‌هاي سياسي و اجتماعي خود باشد. اين وضعيت، در كشورهاي چهان سومي انباشته از معضلات مختلف سياسي اقتصادي و اجتماعي، صحنه پيچيده‌اي را پيش روي مديريت ضدتهديد مي‌گذارد و عملاً، رهبران آن را در موقعيت‌هايي پاردوكسيكال قرار مي‌دهد كه گاه دست زدن به يك اقدام يا عدم انجام آن، هر دو ممكن است به ضرر سيستم ضدبحران تمام شود. براي مثال، ممكن است وضعيت‌هايي پيش آيد كه دستگيري فردي سياسي به منظور فرونشاندن ناآرامي‌ها، امري ضروري باشد. اما هم‌زمان، همين اقدام مشكلات ديگري را به بار آورد. وضعيت‌هايي را نيز مي‌توان مثال آورد كه انجام اقدامات برخوردآميز ممكن است از سوي پيروان حركت، حمل بر مظلوميت آن شود؛ اين در حالي است كه هم‌زمان، ممكن است نشان دادن مدارا نيز به عنوان ضعف حكومت تلقي گردد، بنابراين، در بسياري از موقعيت‌ها، به‌كارگيري تركيبي ظريف و هوشمندانه از اهرم‌هاي پيشروي مديريت بحران، امري حياتي در دستيابي به موفقيت است. پاسخ به پرسش‌هايي هم‌چون اينكه تا كجا بايد مدارا كرد و از چه زماني بايد دست به برخورد زد (زمان‌بندي برخورد) و يا اينكه در صورت تصميم به برخورد، چه پديده‌هايي را بايد مورد برخورد قرار داد يا اينكه با كدامين پديده‌ها بايد مدارا كرد، از جمله پرسش‌هاي اساسي در اين حوزه محسوب مي‌شود. در نتيجه، مي‌توان بيان داشت كه مديريت تهديد نرم نيازمند بهره‌گيري از كليه قدرت‌هاي موجود در اختيار مي‌باشد كه بايد در زمان و مكان مناسب و با شدت لازم مورد استفاده قرار گيرند ما آن مديريت هوشمند اطلاق مي‌كنيم. تحقق اين امر، مستلزم وجود مرجعي واحد براي ايجاد هماهنگي و درك صحيح شرايط در به‌كارگيري نوع قدرت است.

2- مديريت جامعه محور

هم‌چنان‌كه پيشر گفته شد، جنگ نرم، در واقع نبرد بر سر تسخير اذهان به منظور حفظ يا تغيير نظم سياسي جامعه است. اين بدان معني است كه نه فقط تغيير حكومت مستلزم متقاعد كردن مردم به تغيير نظم و به صحنه كارزار كشاندن آنها است، بلكه حفظ نظم نيز مستلزم همين اقدام مي‌باشد؛ يعني در نبرد نهايي، حكومتي مي‌تواند خود را در برابر آماج تهديد نرم حفظ كرده و اين حفاظت را تداوم بخشد كه ريشه در باورهاي جامعه داشته و از نظر شهروندان و يا حداقل، از منظر بخش عمده‌اي از جامعه، مقبول به نظر برسد. بر اين اساس، مقابله پايدار و نهايي با موج تهديد نرم مستلزم كسب حمايت مردمي و به رخ حريف كشاندن اين حمايت است.
اگر حكومت موفق بشود در مقابل به خيابان كشاندن جمعيت توسط حركت تهديد نرم، جمعيت حامي خود را نيز به خيابان بكشان و يا با اشكال ديگري، اين حمايت را به نمايش درآورد، آنگاه تا حد زيادي، انگيزه ادامه حركت را از تهديد نرم گرفته و حداقل براي مدتي، طراحان آن را از دست‌يابي به هدف نااميد مي‌سازد. اما اگر چنين چيزي رخ ندهد، صحنه نهايي مي‌تواند شكل رويارويي بين جنبش انقلابي مستظهر به حمايت اجتماعي از يك سو و هيئت حاكمه ضدانقلابي و بدون پشتوانه اجتماعي كه فقط با تكيه بر سرنيزه‌ها حكومت مي‌كند، به خود بگيرد. در اين صورت، حتي اگر حكومت ياد شده در مدت كوتاه به پيروزي قاطعي برسد، به دليل شكنندگي فوق‌العاده اقتدار كسب شده، بايد همچنان منتظر فرارسيدن امواج بعدي تهديد نرم باشد. همراهي جمعيت با حكومت و نمايش قدرت آن در فرآيند شكل‌گيري جنبش ناشي از تهديد نرم، اثر ديگري نيز دارد و آن، جلوگير از شكل‌گيري حداكثري بسيج اجتماعي يا به تعبير ديگر، سونامي جمعيتي براي ايجاد شوك در سازمان‌هاي انتظامي و امنيتي مقابله‌كننده با اين پديده، مي‌باشد.

3- مديريت فرسايش

به نظر مي‌رسد كه مسأله زمان و مديريت كردن آن، عرصه‌اي مهم در جنگ نرم براي هماوردي بين طرف بحران‌ساز و طرف ضدبحران باشد. طرف بحران‌ساز تلاش مي‌كند تا با مدلي شبيه آنچه كه در استراتژي شوك و بهت امريكايي‌ها در جنگ 2003 عليه عراق معروف شد، با بسيج حداكثري جمعيت و گردآوري آن در خيابان‌ها (به‌خصوص پس از بهره‌گيري از عامل كاتاليزور مانند تقلب در انتخابات) در كوتاه‌ترين زمان ممكن و بدين ترتيب، روبه‌رو ساختن دولت مستقر با انبوهي از جمعيت معترض آن هم به‌طور ناگهاني، دولتمردان را دچار غافل‌گيري و فلج فكري كند. به‌گونه‌اي كه تصميم‌گيري حساب شده از آنها سلب گرديده و تحت تأثير شوك حاصل از مواجهه ناگهاني با توده‌هاي ناراضي، آماده اعطاي امتياز بشود. هم‌چنان‌كه اشاره شد، چنين شرايطي بازي دو سر باخت را براي نظام سياسي فراهم مي‌نمايد كه چه برخورد و چه مذاكره و دادن امتياز نوعي موفقيت براي طرف بحران‌ساز محسوب گردد.  عكس قاعده زماني فوق، در مورد طرف ضدبحران صادق است، يعني مديريت تهديد نرم نيازمند آن است كه با كسب حداكثر زمان، خود را از تنگناي فشار زماني برهاند و بتواند با تأني، به سبك و سنگين كردن راه‌كارهاي مختلف پرداخته و با پرهيز از تصميمات عجولانه، تصميم بهينه را اتخاذ نمايد. البته جنگ بر سر زمان، پيامد ديگري نيز براي تهديد نرم دارد و آن اينكه خريدن زمان و به تأخير انداختن تعيين و تكليف نهايي بحران توسط مدريت ضدتهديد؛ مي‌تواند باعث ايجاد ترديد و كاهش انگيزه پيروان جنبش گرديده و انرژي جنبش را به تحليل برد. دليل ديگر عجله طرف بحران‌ساز نيز همين است، چون زمان معمولاً عليه جنبش، مخصوصلً شكل گرفته در فضاي هيجاني عمل مي‌كند و هر چه بيشتر طول بكشد، كفه تعادل به نفع عقلانيت و به همين نسبت به نفع ضدبحران سنگين‌تر مي‌شود، مگر آنكه بحران‌ساز بتواند با دست و پا كردن دست‌آويزي جديد و تأمين سوخت اضافه براي موتور جنبش، مانند برجا ماندن تلفات ناشي از درگيري‌ها، انرژي لازم را براي تداوم حركت تأمين نمايد.

4- معمولاً مهم‌ترين اتهام جنبش حامل تهديد نرم به مقامات حاك، قانون‌گريزي آنها و انجام اقدامات دلبخواهانه و مبتني بر منافع شخصي است. خنثي كردن اين اتهام در درجه ول، با تكيه بر قانون امكان‌پذير است و ضرورت‌هاي مقطعي ناشي از بحران، نبايد باعث پيدايش اين وسوسه در ضدبحران شود كه حتي براي دوره كوتاه، رعايت قوانين را به كناري نهاده و به راه‌كارهاي ميانبر غيرقانوني متوسل شود. البته اغلب كشورها با تدوين قوانين حاكم بر وضعيت‌هاي اضطراري و بحراني، در عمل، امكان عدول موقت از برخي از مقررات زمان عادي را فراهم آورده‌اند. اما عمل به همين قوانين نيز، نوعي حركت در چارچوب قانون بوده و اين اصل راهبردي، منافعي بهره‌گيري از قوانين غيرعادي نيست. به‌علاوه، حركت در چارچوب قانون، نوعي ضدانگيزه براي ريزش پيروان جنبش تهديد نرم نيز محسوب مي‌شود، زيرا اين معني را در ذهن آنها تداعي مي‌كند كه به همان ميزان كه انجام رفتارهاي نامطلوب باعث تحميل هزينه به ايشان مي‌گردد، قطع اين‌گونه رفتارها نيز قطعاً به پايان هزينه‌ها منجر مي‌شود و بنابراين، انگيزه بازگشت به وضعيت عادي قبل از بحران در آنها تقويت مي‌گردد. به اين نكته، بايد هم‌پوشاني‌هاي فزايندة بين حقوق بين‌الملل و قوانين داخلي را نيز اضافه كرد كه در نتيجه آن، عدم توجه به قوانين بين‌المللي مي‌تواند باعث ايجاد فرصت براي حريفان خارجي شده و آنها با بهره‌گيري از وضعيت پيش آمده، اعمال فشار بر حكومت و تقويت حمايت‌هاي خارجي از تهديد نرم را تقويت كنند.

نتيجه‌گيري

مقابله با جنگ نرم و مديريت موفق در آن، بيش از هر چيز، مستلزم شناخت ويژگي‌هاي منحصر به فردي است كه آن را به پارادايم امنيتي جديدي تبديل ساخته است. اين ويژگي‌ها را مي‌توان به صورت ذيل خلاصه كرد:
1-    1- جنگ نرم، جنگي جامعه‌محور است كه مردم و گروه‌هاي اجتماعي، نقشي محوري در آن دارد. افكار عمومي صحنة اصلي مبارزه را تشكيل مي‌دهد و بديهي است كه طرف داراي مهارت بيشتر در زمينة كار كردن با افكار، شانس بيشتري براي موفقيت دارد.
2- جنگ نرم، جنگي سياسي است، يعني اكثر قواعد بازي‌هاي سياسي و مهارت‌هايي هم‌چون سازماندهي سياسي گروه‌هاي اجتماعي، در آن كاربرد دارند.
3- جنگ نرم، جنگي امنيتي است و پنهان‌كاري، به ويژه در مراحل آماده‌سازي و طارحي و همچنين در رابطة بين عناصر داخلي و حاميان خارجي، نقشي كليدي ايفا مي‌كند.
4-نكات فوق بدان معناست كه جنگ نرم بسيار پيچيده و چندبُعدي است و مديريت كردن موفق تهديدات حاصل از آن، نيازمند به‌كارگيري هماهنگ مجموعه‌اي از مهارت‌ها و قابليت‌هاي كشورداري است.
5- و سرانجام اينكه جنگ نرم در بخش اعظم مراحل تكاملي خود، جنگي خاموش است كه هم‌چون كودتا، مرحلة آماده‌سازي آن با حداكثر پنهان‌كاري و عادي‌سازي، در قالب فعاليت‌هاي معمول اجتماعي انجام مي‌شود. قرباني ممكن است زماني متوجه ابعاد واقعي تهديد شود كه عملاً غافل‌گير شده و فرصت و قدرت لازم براي واكنش مؤثر را از دست داده باشد. بنابراي، بخش مهمي از كار آماده‌سازي براي مقابله با جنگ نرم را آمادگي فكري و پارادايمي تشكيل مي‌دهد.


منابع

- ملكوتيان، مصطفي، آيا انقلاب‌هاي رتگين واقعي هستند؟، كيهان، 23 خرداد 1389.

- Helvey][poi,Robert.on Strategic Non-violent Conflict:Thinking abaut the Fumdamentls,Boston: The Albert Einstein Institution, 2004.
- Martin, Brian. Scial Defence, Social change. London: freedom Press, 1993.
- Sharp, Gene. From Dictatorship the Democracy: a Conceptual Framework for Liberation, Boston: The Albert Einstein Institution, 1993


منبع : فصلنامه عمليات رواني، شماره 26، تابستان 1389
دكتر حسين حسيني

 


 

جنگ نرم و مهندسي معكوس فرهنگي

در مقاله حاضر نويسنده با بررسي چيستي مهندسي معكوس، به نقش اين نوع روش در عرصه فرهنگي پرداخته و آن را از نظر ارزشي و غيرارزشي مورد ارزيابي قرار داده است كه آن را از نظر مي گذرانيد.

مهندسي معكوس در صنعت، روشي است كه براي بازيابي و تشخيص اجزاي تشكيل دهنده يك كالا يا محصول، به ويژه در صورت عدم دسترسي به طراحي اوليه آن به كار مي رود. براي مثال هنگامي كه يك خودرو به بازار مي آيد رقيبان آن شركت توليدي، مدلي از خودرو را تهيه كرده و آن را جداسازي مي كنند (Disassembling) تا طرز كار و چگونگي ساخت آن را ببينند و از تكنيكهاي آن در توليدات خود استفاده كنند؛ يا در مهندسي راه و ساختمان از طرح پلها و ساختمانهاي قديمي كه هنوز پابرجا باقي مانده است كپي گرفته مي شود و در مورد چگونگي ساخت آنها، مواد اوليه استفاده شده و علل سالم ماندن آن تحقيق مي شود تا در طرحهاي خود براي استحكام بيشتر استفاده كنند.
در بعضي موارد طراحان، شكلي از ايده هايشان را با استفاده از گچ، سفال و... نشان مي دهند (ساخت ماكت) كه نيازي به اندازه گيري دقيق ندارد؛ اين در حاليست كه مدل كامپيوتري (CAD) نياز به اندازه گيري دقيق قسمتهاي مختلف دارد و تا زماني كه اين اندازه ها دقيق نباشند وارد كردن آن در CAD بسيار دشوار و حتي ناممكن است؛ زيرا هيچ تضميني وجود ندارد كه مدل ارائه شده در CAD و مدلهاي ساخته شده بعدي با مدل اوليه مطابقت داشته باشند. مهندسي معكوس راه حلي براي اين مشكل دارد.
مهندسي معكوس در اين حالت مدل فيزيكي يك منبع اطلاعاتي مناسب براي مدل CAD است. در اين حالت با استفاده از ابعاد سه بعدي و اسكنرهاي ليزري و سطح نگارها با در نظر گرفتن ابعاد فيزيكي، جنس ماده تشكيل دهنده و ديگر جنبه ها يك مدل و الگوي پارامتري بدست مي آيد؛ سپس اين مدل به CAD فرستاده مي شود و تغييرات نهايي روي آن انجام مي شود و سپس به دستگاه هاي برش و توليد (CAM) فرستاده مي شود كه CAM اين قسمت فيزيكي را توليد مي كند.
پس مي توان گفت كه مهندسي معكوس با كالا آغاز مي شود و به فرآيند طراحي مي رسد و اين دقيقاً مخالف مسير روش توليد (Statement= PDS Product Definition) است و به همين علت آن را مهندسي معكوس ناميده اند.
به وسيله اين روش بيشترين اطلاعات ممكن درباره ايده هاي مختلف طراحي كه براي توليد يك كالا استفاده مي شود بدست مي آيد. بدين وسيله هم مي توان كالا را دوباره توليد كرد و هم مي توان از ايده هاي مفيد آن براي توليد كالاي جديد استفاده كرد. همين امر باعث شده كه مهندسي معكوس به يكي از شاخه هاي مهم مهندسي تبديل گردد و همواره نگاهها به سوي توليدات وارد شده به بازار جلب شود.
مهندسي معكوس در عرصه فرهنگي
همان گونه كه بسياري از روش هاي علوم تجربي در علوم انساني به كارگرفته شده و اصطلاحات و واژگان اختصاصي و تخصصي آن نيز وارد علوم انساني شده است، مهندسي معكوس نيز در علوم انساني و مباحث فرهنگي به كار گرفته شده و مي شود.
البته بايد دانست همه روش هاي علوم تجربي را همان گونه كه در علوم تجربي به كار مي رود نمي توان در علوم انساني به كار گرفت هرچند كه برخي اين گونه عمل مي كنند و گمان دارند كه انسان نيز كالا و چيزي همانند ماده است؛ از اين رو به كارگيري روش هاي تجربي محض در روان شناسي، مردم شناسي و فرهنگ شناسي و علوم سياسي و اجتماعي، نتوانسته است چنان كه بايد، حقايق را آشكار سازد و راهكارهاي مناسبي به عنوان نظريه در اختيار دانشمندان قرار دهد. اگرچه اين روش ها كمك هايي به علوم انساني كرده ولي هرگز نتوانسته است به عنوان يك روش كامل و بيانگر حقيقت، مورد استفاده قرار گيرد و نتايج خوبي را به بار آورد.
اما اين بدان معنا نيست كه روش هاي علوم تجربي در حوزه علوم انساني و فرهنگي غيركارآمد است و تنها مي بايست از روش هاي عقلاني بهره برد. بنابراين، بهره گيري از روش هاي علوم ديگر در علوم انساني مي تواند مفيد و سازنده باشد به شرط آن كه دانسته شود كه به كارگيري اين روش ها به معناي دست يابي به حقيقت نيست؛ چنان كه برخي بر اين باورند كه روش هاي تجربي به معناي كشف حقيقت و اثبات آن است و روش را برابر با ارزش دانسته و كتابي را با نام روش و ارزش تدوين و منتشر ساخته اند؛ زيرا چنان كه گفته شد، روش هاي تجربي هرچند كه مفيد است ولي هرگز به معناي كشف تمام حقيقت نيست و نمي توان روش را برابر ارزش دانست؛ آن گونه كه گمان شده است.

مهندسي معكوس در عرصه فرهنگي نيز مي تواند به عنوان يك روش مورد استفاده قرار گيرد؛ زيرا ما در مسايل فرهنگي با مجموعه هاي پيچيده اي مواجه هستيم كه طرح كاملي از آن را در اختيار نداريم و لازم است تا با استفاده از روش مهندسي معكوس، طرح آن به دست آيد.
بايد بر اين نكته تاكيد و پافشاري كرد كه مهندسي معكوس به عنوان يك روش قابل تقدير و ارزش گذاري است، ولي بيش از آن ارزش و اعتباري ندارد. به اين معنا كه نمي توان مهندسي معكوس را بد و يا خوب دانست و اين گونه ارزش گذاري كرد؛ زيرا ارزش گذاري مبتني بر توجه به متعلق آن است. به اين معنا كه اگر مهندسي معكوس در كارهاي مفيد و مثبت باشد، عملي ارزشي است و اگر در كارهاي بد مورد بهره برداري قرار گيرد، عملي ضدارزشي است. به عنوان نمونه اگر بخواهيم با مهندسي معكوس درباره يك داروي درماني، اطلاعات و طرحي به دست آوريم و بر اساس آن طرح به توليد انبوه اقدام كنيم كار بسيار مفيد و ارزشي انجام گرفته است ولي اگر با روش مهندسي معكوس، يك افيون و ماده مخدري را طراحي كنيم و جامعه را با خطر افيون ها مواجه كنيم، اين مهندسي معكوس، به اعتبار متعلق آن ضدارزش خواهد بود.
مهندسي معكوس ارزشي و ضدارزشي
روش مهندسي معكوس در عرصه فرهنگي به ما اين امكان را مي دهد تا ارزش ها و هنجارهاي يك جامعه را بشناسيم و ضدارزش ها و نابهنجاري هاي آن را بدانيم؛ زيرا جامعه نيز همانند يك كالا، داراي مقوماتي است كه شناخت آن به ما كمك مي كند تا اصيل را از غيراصيل بشناسيم و با تاكيد بر اصالت ها جامعه را حفظ و مديريت و به سوي كمال رهنمون سازيم. اگر مثلا بدانيم كه كدام يك از دو اصل عدالت و آزادي اصالت دارند، مي توانيم بر آن كه اصيل يافته ايم تاكيد كنيم و اجازه ندهيم تا غيراصيل خود را بر جامعه تحميل كند و هدايت سرمايه هاي مادي و معنوي جامعه را در اختيار گيرد و سياست ها و برنامه ها را سامان دهد.
دانشمندان و عالمان اسلامي از اين روش مهندسي معكوس استفاده هاي بسياري كرده اند. در اصول فقه اسلامي از روش مهندسي معكوس براي كشف حقيقت از مجاز، حقيقت شرعي و متشرعه، سيره عقلايي معتبر از غيرمعتبر و مانند آن استفاده شده است. در گذشته افرادي چون شيخ مرتضي انصاري و صاحب جواهر، از مهندسي معكوس بهره بردند تا بدانند كه كدام يك از سيره هاي متشرعه، سيره متصل به عصر معصوم(ع) و شريعت است و كدام يك، از توهمات است و ارتباطي به شريعت و تقرير معصوم(ع) ندارد.
اكنون ما با محصولي از اسلام مواجه هستيم كه نيازمند مهندسي معكوس است تا بدانيم كدام يك از موضوعات و مسايل آن از مقومات و كدام يك از غيرمقومات يا شرايط و يا اجزاي آن است.كدام يك اصيل و كدام يك غيرمتاصل است. كدام يك از ثابتات و كدام يك از متغيرات است و مرتبط با فرهنگ زمانه و مكان و زمان است. كدام يك اهم و كدام يك مهم است؟ كدام از اصول و كدام از فروع است. روش مهندسي معكوس در اسلام به ما كمك مي كند تا بتوانيم طرح كامل و تمامي از اسلام به دست آوريم و براساس آن مهندسي فرهنگي جامعه معاصر را آغاز كنيم و طرحي براي تمدن اسلامي معاصر ارايه دهيم.
بنابراين، گام نخست ما اين است كه با روش مهندسي معكوس، طرح جامع و كاملي از اسلام به دست آوريم و حقايق اسلامي را از موهومات و خرافات آن بازشناسيم و مسايل و موضوعات اصيل و ثابتات آن را بدانيم، سپس براساس اين طرح به مهندسي اجرايي آن اقدام كنيم.
البته همان گونه كه ما به اين كار ارزشي اقدام مي كنيم و مي خواهيم مهندسي معكوسي را از اسلام ارائه دهيم، دشمن نيز به مهندسي معكوس از نوع ديگر كه ضدارزشي است اقدام مي كند. دشمنان مي كوشند تا به دو شكل ديگر مهندسي معكوسي از اسلام به دست دهند.
اول آن كه با روش مهندسي معكوس، مي كوشند تا به قول خودشان نقاط قوت و ضعف اسلام را بشناسند و نقاط قوت را تضعيف كرده و آن را به عنوان خرافات تبليغ كنند. در مقابل بر نقاط ضعف تبليغ كنند و آن را اصالت بخشند. اين گونه است كه با برخورد گزينشي از آموزه هاي اسلامي بر مسايلي چون ايمان قلبي، آخرت گرايي و مانند آن تاكيد مي كنند تا مردم از جامعه و مسايل دنيوي دور شوند و اهتمامي به آن نداشته باشند و سرگرم اموري چون تصوف و عرفان فردي به جاي اجتماعي و تزكيه نفس بدون تزكيه جامعه و مانند آن شوند.
دوم آن كه با روش مهندسي معكوس، اسلام را به گونه اي معرفي كنند كه اصيل به عنوان غيراصيل معرفي شود و فروعات اصالت يابد. اين جنگ رواني است كه دشمن در جنگ نرم در پيش گرفته و تمام فعاليت هاي دانشگاهي و مراكز تحقيقاتي و علمي خود را بر آن متمركز ساخته است.
با نگاهي به جنگ نرم دشمنان اسلام دراين سه دهه به خوبي معلوم مي شود كه دشمنان توجه خاصي به روش مهندسي معكوس داشته اند. آنان دريافته اند كه اسلام بر مدار اصل عدالت خواهي و سعادت در دنيا و آخرت جامعه را به شهادت و انتظار متصل كرده است به گونه اي كه چه بكشد و چه كشته شود خود را پيروز بداند و يكي از دو حسن: پيروزي و اجر مادي و معنوي در دنيا يا پيروزي شهادت و بهره مندي از حيات جاودانه را براي خود ثابت بداند. از اين روست كه به جنگ عاشورا و مهدويت رفته است. افرادي چون بازرگان و سروش و ديگر پيشگامان جنگ نرم فرهنگي در درون جامعه اسلامي عليه شهادت و عدالت و انتظار بسيج شده اند.
به هرحال، مهندسي معكوس روشي كارآمد و مفيد است كه مي تواند در دو عرصه شناخت حقيقت اسلام و جنگ نرم به كار رود و اين هوشياري ما را مي طلبد كه خود را پيش از حمله دشمن واكسينه كنيم و با شناخت طرح جامع و كامل اسلام از نظريات ثابت و متغير و دانشي از اصل و فرع در برابر دشمني كه مي خواهد با مهندسي معكوس، اسلام را زمين گير كند برخورد نماييم و او را شكست بدهيم.

منبع : روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir )
رضاشريف زاده

 


 

ديپلماسي عمومي ضرورت زندگي سياسي ايران امروز

دوره بي‌اعتمادي گذشته است

براي دستيابي به اهداف كلان صرفا نمي توان به ديپلماسي سنتي بسنده كرد

ديپلماسي مفهوم رايج و برخوردار از سلسله مراتبي است كه در مناسبات دوجانبه، منطقه‌اي و بين‌المللي خودنمايي مي‌كند و مي‌تواند مفاهيم واولويت‌هاي دولت‌ها، ممالك و حتي شركت‌ها و موسسات فرهنگي- اقتصادي، صنعتي،مطالعاتي و سياسي را مشخص كند.

جهان امروز نسبت به جهان گذشته دچار تحولات جدي و ماهوي شده است. رشد دانش و ارتقاء دامنه آگاهي جوامع بههيچ وجه با جهان گذشته قابل مقايسه نيست. نقش سترگ و بزرگ رسانه‌ها وشكل‌دهي به افكار عمومي در دوران مدرن، جايگاه ديپلماسي را مهم‌تر و نقش آنرا با گذشته متفاوت‌تر كرده است.

به همان مقدار كه آگاهي مردم رشديافته باشد مقدار تاثير‌گذاري و تفهيم مفاهيم و ترمينولوژي‌هايي كه درراستاي امنيت ملي و منافع ملي هر كشوري باشد، با پيچيدگي و دشواري‌هاي جديروبه‌رو مي‌شود. سرعت و گسترش تحولات جهاني به ويژه وقوع مكتب‌هاي جديدسياسي بين‌المللي مقتضيات فراواني را خود به خود به سيستم‌هاي سياسي و رسميتحميل كرده است. ديپلماسي امروز زماني مي‌تواند كاربرد جدي داشته باشد كههدفمند، پويا، فعال، مشاركت‌پذير و آينده‌نگر باشد.

براي دستيابي به اهداف كلان صرفا نمي‌توان به ديپلماسي سنتي و متعارف آن بسنده كرد و متدها و روش‌هاي ديپلماسي ديرينه و قديمي ديگر نمي‌توانند تامين‌كنندهمنافع ملي باشد. بلكه مدل‌هاي از ديالوگ و روش‌هاي جديدي در ديپلماسي ازپيوستگي و تعامل ميان ديپلماسي رسمي، ديپلماسي غيررسمي، ديپلماسي نيمه رسميو نهايتا ديپلماسي عمومي در اقناع و تاثير‌گذاري برمخاطبان بهره گرفت.

ديپلماسي نيمه‌رسمي دسته دو track two diplomacy و ديپلماسي غيررسمي را لابيLOBBY مي‌نامند. لابي نقش فزاينده‌اي در به‌كارگيري ‌ساز و كارها و بهره‌گيري ازمناسبات و تبيين منافع و تاثير و تاثر‌گذاري در خيل مخاطبان اعم از خاص وعام دارد.

منش و روش ديپلماسي عمومي public diplomacy نقش فزاينده‌اي در شكل‌دهي به افكار عمومي و تفهيم و تبيين استراتژي وسياست‌هاي ملي و كلان دارد.
لذا در مفهوم كلي، ديپلماسي كهن و سنتي صرف ديگر نمي‌تواند پاسخگوي منافع ملي باشد بلكه با به بهره‌گيري وبه‌كارگيري ديپلماسي رسمي face to face ديپلماسي غيررسمي و پنهان lobby وديپلماسي نيمه رسميtrack two diplomacy به همراه ديپلماسي عمومي مي‌توان اولويت‌هاي سياست خارجي را ترسيم كرد. براي استفاده از ‌ساز و كار‌هاي مناسب و بهره‌گيري از تمامي توانمندي‌هاي ملي براي دستيابي به اهداف استراتژيك ضرورت تغيير در سيستم‌هاي ناكارامد سياسي لازم‌الاجراست. شناخت دقيق امكانات ملي و عملياتي كردن اين قبيل راهكارهاي مدرن، دستيابي به اهداف توسعه همه‌جانبه را هموارتر مي‌كند.

امروزه تنها دولت‌ها ودستگاه‌هاي سياست خارجي طرف مقابل گفت‌وگو با يكديگر نيستند. بلكه بايدمراكز فكرساز مثل اتاق‌هاي فكر در موسسات بين‌المللي و سياسي به نام think tankها را شناخت و با آنها و دانشگاه‌ها، مراكز تحقيقاتي‌اي كه در توليدفكر و تصميم‌سازي اولويت‌هاي امروز جهان نقش اساسي دارند, رابطه برقراركرد. دانشگاه‌ها و مراكز مهم سياست‌گذاري با بهره‌گيري از دانش و بينش نخبگان و متخصصان، داراي موقعيت ممتازي براي دولت‌هاي پيشرفته شده‌اند كه در تبيين توانمندي‌ها و راهبردهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و بين‌المللي نقش اساسي دارند. گسترش همكاري‌هاي منطقه‌اي و جهاني و توليد ادبيات مهم سياسي و بين‌المللي با تلاش جمعي همين صاحب نظران در اين مراكز انجام مي‌گيرد.

اگر امروز مكتب‌هاي سياسي و بين‌المللي در جهان به توليد ادبيات جهاني شدن،جهاني‌سازي، بين‌المللي‌سازي و مفهوم‌سازي جديد از امنيت بين‌المللي ومنطقه‌اي همت گمارده‌اند نتيجه اهميتي است كه بانيان قدرت به اهميت اين بنگاه‌ها و باشگاه‌هاي بين‌المللي مي‌دهند، اين مفاهيم و پاراديم‌ها درهمين اتاق‌هاي فكر صورت مي‌گيرد. مهمترين مراكز فكر‌ساز براي بخش‌هاي راهبردي و كاربردي در سياست خارجي همين مراكز علمي تصميم‌ساز هستند كه حتي اولويت‌ها را به دولت‌ها و سيستم‌هاي سياسي تحميل مي‌كنند و حتي بعضا آنهابراي استقرار يك پارادايم جديد خود به خود وارد فاز ديالوگ و ديپلماسي ازانواع آن مي‌شوند تا آن مفهوم و استراتژي را نهادينه كنند.

بي‌ترديد دولت‌ها و نهادهاي رسمي بين‌المللي و سياسي، مخاطب همين اتاق‌هاي فكر ومحصول نظريه‌پردازان هستند. تحقق اين رويه و ‌سازوكارها مهمترين نگاه منطقي دستگاه ديپلماسي هر كشوري به موهبت انديشه و فكر است. بحث عمده ديگري وجوددارد و آن هم ديپلماسي عمومي است. چيستي و چرايي مفهوم ديپلماسي عمومي داراي مشخصه كاربردي در حوزه نفوذ بر مخاطبين كلي يك جامعه يعني مردم است. به بركت جهان انفورماتيك و عصر اطلاعات مردم خواهان آگاهي و دانايي بيشتر وشفاف‌تر هستند. عموم جامعه در پي دانستن نظرات به صورت دسته اول و كشف حقايق هستند.

دقيقا چالش جدي فراروي دولت‌هاي بزرگ و كوچك به ويژه در ميان جوامع و ملت‌هاي توسعه‌يافته است كه ديگر مثل گذشته نمي‌توانندبراي مخاطبان و آگاهي دادن به ايشان به صورت قالبي عملي كنند. مهمترين دغدغه دولت‌ها و دستگاه‌هاي ذي‌ربط تامين نظرات و خواسته‌هاي مخاطب عمومي خود اعم از ملت خود يا ملت‌هايي كه قرار است مخاطب نظرات آنها باشند، است.

به ويژه نظام‌ها و سيستم‌هاي سياسي‌اي كه در جهان داراي پيام هستند ايدئولوژي و مفاهيم خاص خود را دارند. آنها براي خود نقشي فراتر از مرز‌هاي سياسي وجغرافيايي ممالك خود قائل هستند و مسؤوليت و رسالتي عظيم‌تر در معادلات منطقه و نظام بين‌المللي براي خود در نظر گرفته‌اند و فراتر از مناسبات دوجانبه، اولويت‌هاي خود را تنظيم و ترسيم كرده‌اند. صاحبان ايده و تفكرجدي راهبردي در نظام بين‌المللي مي‌خواهند براي جهان الگو‌سازي و مدل‌سازيكنند. با برخورداري از قدرت نرم و قدرت سخت و به مدد دانش و تكنولوژي وبهره‌مندي از منابع استراتژيك داراي موقعيت ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك هستند و ناچارند براي تنوير ذهن مخاطبان خود به ابزارهاي ديپلماسي عمومي پناه آورند.

تقويت بنيادهاي فكري و نهادينه‌سازي اصول استراتژيك توسط صاحبان تئوري و نظريه و ايدئولوژي سياسي قابل عرضه است. هر اقدام استراتژيك نيازمند بهره‌گيري از تاكتيك‌هاست. تفهيم ترمينولوژي خاصي بامفهوم استراتژيك كه داراي عقبه و ريشه‌هاي ايدئولوژيك هم باشد نيازمندگام‌هاي اوليه براي جذب مخاطبان، اعم از افكار عمومي، صاحب‌نظران،نظريه‌سازان و تصميم‌سازان و عناصر اجرايي است. بي‌ترديد روابط عمومي،بهره‌گيري از امكانات مجازي و الكترونيك و شناخت طبقات مختلف مخاطب مي‌تواند به احياي هويت و اثبات وجهه عمومي صاحب آن نظريه و ايدئولوژي كمك كند. استراتژي‌هاي بلند‌مدت، نيازمند درك دقيق و آگاهي منطقي و تبيين سياست‌هاي واقع‌بينانه و از همه مهم‌تر مديريت موثر آن است. تحقق چنين آرماني، هماهنگي همه ابزارهاي كلاسيك، سنتي و مدرن در ديپلماسي اعم ازديپلماسي رسمي، غيررسمي، پنهان و عمومي است. تحقق چنين برنامه‌اي پيوستگي ورابطه منطقي و مدل رياضي بيان استراتژي و اجراي هدفمند آن است يعني به عبارتي ديپلماسي‌هاي چندگانه در خدمت حمايت از استراتژي امنيت ملي تعريف مي‌شوند. اگر اهداف استراتژيك يك كشور، دولت يا يك شركت، جامع و كامل باشدآنگاه فرصت امكان‌سنجي و بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي موجود خود را نشان مي‌دهد. دوره بي‌اعتمادي به افكار عمومي گذشته است.

ما در دوره پسامدرن زندگي مي‌كنيم. در دوره پسامدرن ديگر هنجارهاي استعماري با اهداف جهانگيرانه‌اش در اعمال اقتدار و كاربرد قدرت سخت خلاصه نمي‌شود. قدرت نرم تاثيرات بيشتري در اين جهانگيري دارد. تامين اهداف و منافع و دسترسي به آرمان‌ها در هر كشوري داراي اهميت و اولويت است ولي اگر اين اهداف و منافع يك سويه باشد و با برداشت‌ها و تحميل ايسم‌هاي ايدئولوژيك متعارف درنظام سياسي غرب آميخته و آموخته شود و همانند فرهنگ ليبراليسم كه تداعي‌گرمفاهيم استعماري البته از نوع جديدش خواهد بود.

هنر سيستم‌هاي تبليغاتي و تحقق يك چنين برنامه‌هايي يعني پيوستگي و وابستگي و رابطه منطقي و مدل رياضي ميان استراتژي و اهداف و تاكتيك و اجراي آن و به عبارتيديپلماسي‌هاي چندگانه قبلا توضيح داده شد اينك درخدمت حمايت از اهداف وارمان‌ها و استراتژي امنيت ملي تعريف مي‌شوند. درك خاستگاه افكار عمومي وارزيابي از نياز جامعه و تطبيق دادن آن با اصول و اهداف كلان و استراتژيك ضرورت امنيت ملي است.

اجراي ديپلماسي عمومي مهم‌ترين گام براي تامين منافع ملي و اعتماد‌سازي و احياي ظرفيت‌ها و بهره‌گيري ازموقعيت‌هاست. ديپلماسي عمومي هدف روشنگري دارد و تاثير و تاثر ان بر افكارعمومي متعامل است؛ گاه مي‌تواند به تبيين ايدئولوژي در برابر مخاطب خودبپردازد و گاه مي‌تواند قدرت نرم را كه قدرت برتري ذهن و چالش فكري است به گونه‌اي درانديشه مخاطب جا بيندازد كه خود دچار يك تحول و فرجام آن پديده مهم سياسي شود. تصرف ذهن مخاطب در جنگ نرم مهم‌ترين بخش ديپلماسي عمومي است. استحكام بخشي رفتار ديپلماسي كلاسيك منوط به مانورهاي پيراموني است. در جهان مدرن امروز وقتي يك پارادايم در سياست خارجي هدف‌گذاري مي‌شود همه بازوهاي جانبي و اطراف و اكناف نيروهاي عملكرد‌كننده مستقيم به كارمي‌افتند. تا خاستگاه جامعه تسخير كرد ديپلماسي پنهان و بهره‌مندي از لابي وديپلماسي غيررسمي از جنس دست دوم و نهايتا ديپلماسي عمومي اگر همه در كنارو با قدرت بالايياز مانور به كار افتند آنگاه مي‌توان به فرجام آن پارادايم خوشبين بود. نبايد حوزه عملكرد ديپلماسي عمومي را تنها حوزه كلاسيك سياست خارجي دانست، بلكه فرهنگ و اقتصاد همه در ديپلماسي عمومي ازجايگاه ويژه‌اي برخوردارند.

فرهنگ، زيربناي قدرت نرم است و جايگاهي بس بااهميت و باپرستيژ در ميان ملت‌ها دارد. اقتصاد بخش جذاب وتعيين‌كننده ديپلماسي‌هاي جهاني است. همه اينها نيازمند ابزارها ومكانيسم‌هاي خاص خود است.

رفتارسنجي غرب در مواجهه با كشورهاي رقيب و ساماندهي شبكه‌هاي پيراموني تاثير‌گذار كاملا مي‌تواند منتج به يكتاثيرگذاري از جنس بازگشت استعمار تعريف شود و از اين منظر خطرناك است. ميزان مخاطرات در چالش‌هاي قدرت نرم و حوزه ديپلماسي عمومي، آگاهي ازتاريخ، دانش كامل علم سياست، برخورداري از فرهنگ رايج و قدرت مانور واعتماد به نفس در ايفاي ديپلماسي رسمي است. سخن گفتن رو در رو با مخاطبان خارجي اگر توام با شبكه‌سازي، استفاده از قدرت نرم و بهره‌گيري ازسازمان‌هاي غيردولتي در مناسبات كشورهاي توسعه‌يافته و در حال توسعه باشدكاملا بايد هوشياري و بيداري لازم را در اين راستا به كارگزاران آن نمود.

درديپلماسي رسمي و كلاسيك ميدان مانور و دامنه تاثيرات آن مشخص است و باابزارها و مكانيسم‌هاي پيراموني‌اي كه قبلا گفته شد همانند ديپلماسي‌هاي پنهان، غيررسمي، نيمه رسمي و عمومي مي‌توان دايره نفوذ را بسط و گسترش داد وكمك جدي‌اي به مخاطبان كرد تا بهره كامل از استراتژي و مفاهيم و توليدات فكري در مناسبات دوجانبه و منطقه‌اي و حتي بين‌المللي را ببرند. اعتمادسازي، اتحاد استراتژيك، بهره‌گيري از فشار افكار عمومي و تبديل مطالبات حكومتي به مطالبات مردمي از معجزات كار بران ديپلماسي است و درصورت تاثيرگذاري، رفتار كنشگران سياسي را هم مي‌توان تغيير داد. لازمه برد وموفقيت در ديپلماسي‌هاي پيراموني داشتن سياست و استراتژي قدرتمند منطقي واقع‌بينانه است ديپلماسي عمومي موفق مي‌سازد. توليد مجهولات و ابهامات وادبيات غيرمتعارف و غيرمرسوم نه تنها نمي‌تواند در ديپلماسي عمومي موفق باشد بلكه افكار عمومي را تحريك مي‌كند تا به‌گونه‌اي ديگر داوري و قضاوت داشته باشند. در يك نگاه ديپلماسي فعال، استراتژي‌هاي مشخص با ابزارها ومكانيسم‌هاي عيني و كاربردي و ادبيات متعارف و غيرانتزاعي به مثابه پيوندپل‌هاي يك جزيره است كه همه را به هم متصل و پيوند داده است.

درديپلماسي عمومي مهم‌ترين بخش اعتماد و اهميت دادن به نظر مخاطبان باديدگاه‌هاي گوناگون است. رسانه به عنوان مهمترين ابزار ديپلماسي عمومي بايددر طبقه‌بندي مخاطبان كاملا هوشيار عمل كند.

به هر صورت انسان درجهان امروز در مصاف با پديده‌ها زندگي مي‌كند. بايد ميزان موفقيت درعملكردها را مرتبط با شناخت دقيق‌تر از مفاهيم دانست و آنگاه شناخت‌هايواقعي را با ابزارها و مدل‌ها سياسي پيوند داد. پيدايش پديده‌ها الزاماخطرآفرين نيستند بلكه بي‌توجهي و عدم آگاهي به آن خطرناك است.

ديپلماسي عمومي ضرورت زندگي سياسي ايران امروز است. استقلال و استغناء و بي‌توجهي به اربابان قدرت در جهان، نيازمند شناخت بينش و آگاهي است، ايران در بعدسياست خارجي داراي ايدئولوژي است و الزاما ايدئولوژي در سياست خارجي پديده مضمومي نيست. آمريكا و روسيه، اروپا و بسياري از ممالك جهان داراي باورهاي ايدئولوژيك در سياست خارجي خود هستند. ايران امروز داراي ظرفيت‌هاي مهم منطقه‌اي و جهاني است و بي‌ترديد نبايست مرعوب پيچيدگي‌هاي نظام سلطه شد. در ابعاد منطقه‌اي فلسطين، لبنان، عراق، افغانستان، امنيت منطقه‌اي، امنيتانرژي، ژئوپولوتيك تشيع دامنه نفوذ و تاثيرگذاري ايران روشن است.

چاره‌اي نيست جز اينكه ضرورت اجتناب‌ناپذير است تا همه در تنوير ذهن مخاطبان وافكار عمومي تلاش كنند. بايست تصوير ثوابي از عظمت و شكوه ايران و اسلام وانقلاب ساخت و از زنگارها، سياهي‌ها و آلودگي‌ها پاك كرد، دانشگاه‌ها،مراكز تحقيقاتي، نظريه‌پردازان و متفكران، مخاطبان خاص و افكار عمومي جامعه جهان و دنياي اسلام و ايران مخاطبان امروز هستند كه حتما با بهره‌گيري ازمدل‌هاي متفاوت با ابزارهاي به روز شده از آن مي‌توان منافع ملي رابهره‌مند ساخت گرفت.

منبع : همشهري ماه شماره 53
سيد صادق خرازي

    جنگ نرم و راهبردهاي اسلام از ديدگاه قرآن (قسمت دوم)

     

     

    علي احمدلو

     

    در قسمت اول مطلب حاضر، مباحث: جنگ نرم و راهبردهاي عملياتي اسلام از ديدگاه قرآن كريم، راهكارهاي عملياتي مخالفين اسلام عليه اسلام و رهبران الهي و مسلمانان مورد بحث و بررسي قرار گرفت.دراين قسمت از مطلب راهكارهاي عملياتي اسلام، رهبران الهي و مسلمانان عليه دشمنان مورد بررسي قرار مي گيرد.

     

    29- سيماي جامعه كفر و نفاق، سبقت در فساد و گناه است. «آيات 61 و 62 سوره مائده»

    30- قدرت هاي استكباري با صرف ثروت هاي كلان كه از راه نامشروع به دست آورده اند سعي مي كنند سد «عن سبيل الله» شده و مردم را از حق بازدارند تا هرچه بهتر و بيشتر بتوانند به غارت منابع و ملت ها بپردازند. «آيه 36 سوره انفال- آيه 87 سوره طه»

    31- روش قدرت هاي نرم طاغوتي در برابر برخورد نرم اولياي الهي تعدي و تداوم طغيانگري است. «آيات 45 و 56 و 57و 60 سوره طه»

    32- دين سازي، بدعت و نوآوري در دين و آيين و تحريف كه توسط دانشمندان و علماي وابسته به كفار صورت مي گيرد، يكي ديگر از راهكار هاي مخالفين اسلام جهت موازي سازي با اسلام و مبارزه و نابودي آن است. «آيه 79 سوره بقره»

    33- سران كفر به جاي پرستش خداي يگانه، نمادهاي مادي را مورد پرستش قرار مي دهند و ديگران را نيز به آن دعوت مي نمايند. «آيات 51 و 54 سوره بقره»

    34- فاسقان پيمان با خدا را مي شكنند، پيوندها را قطع مي كنند و در زمين فساد مي نمايند. «آيه 27 سوره بقره»

    35- طاغوت ها از مشاوران، متخصصين و علماي وابسته و هنرمندان و سوءاستفاده از برتري هاي علمي درجهت منحرف كردن مردم از جبهه حق و غارت منابع آنان بهره مي گيرند.

    «آيات 85 و 98 سوره طه- آيه 184سوره اعراف- آيه 34سوره توبه- آيه 67 سوره احزاب- آيات 36 و 37 سوره غافر».

    36- پيروي از گمان و هواي نفس، ضايع كردن نماز و احكام اسلام و تكبر و حسادت در برابر جبهه حق يكي ديگر از راهكارهاي مخالفان اسلام است. «آيه 16 سوره طه- آيه 87 سوره بقره- آيه 59 سوره مريم- آيه 116سوره انعام- آيه 36 سوره يونس- آيه 59 سوره هود»

    37- بهره گيري از فنون هنري و هنرهاي نمايشي و تجسمي و تبليغات رسانه اي با استفاده از سخنگويان باطل و اظهارنظرها و القاي شبهات خصوصا براي نسل جوان با برگزاري جلسات اعم از سمينار، كنفرانس، همايش ها و... جهت خاموش كردن نور الهي و شست وشوي مغزي مردم از ديگر راهكارهاي دشمنان اسلام است. «آيه 32 سوره توبه- آيات 85 و 88 سوره طه- آيه45 سوره اعراف- آيه 19 سوره هود»

    38- مشركان، منافقان و مخالفان پيامبران به پيمان ها و قراردادهاي منعقده طرفين پايبند نيستند و زبان و دل آنان يكي نيست. «آيات 7 و 8و 9 و10 سوره توبه- آيه 155 سوره نساء»

    -منافقان پيمان شكني كرده و روحيه دروغگويي و نفاق دارند. «آيه 77 سوره توبه»

    39- مخالفان با گذشتن دست بر دهان حقگويان صداي آنان را در گلو خفه مي كنند. «آيه 9 سوره ابراهيم»

    40- كفار همه را به كيش خود مي خوانند در صورتي كه مقاومت نمايند آنان را اخراج و تبعيد مي نمايند. «آيه 13 سوره ابراهيم» و كساني را كه بگويند «ا... پروردگار ماست» از شهر و ديار خود به ناحق اخراج مي كنند. «آيه 40 سوره حج»

    41- كفار در تبليغات خود بر ضد پيامبران و رهبران الهي، خلقت هستي را بي هدف و باطل مي پندارند. «آيه 27 سوره ص»

    42- تهديد، ارعاب، شكنجه، قطع اعضاي بدن، تعقيب، اخراج، تبعيد، سنگسار كردن، قتل و سوزاندن، شبيخون به آنان و جاسوسي عليه پيامبران و رهبران الهي و پيامبران آنان در رأس برنامه هاي مخالفين اسلام اعم از كفار و منافقين است.

    «آيه 30 سوره انفال- آيه 103 سوره اسراء- آيه 20 سوره كهف- آيات 61، 85، 87، 246 سوره بقره- آيات 155، 156 و 157 سوره نساء- آيات 49و 56 سوره نمل- آيه 88 سوره اعراف- آيات 29، 116 و 167 سوره شعرا- آيه 74 سوره توبه- آيه 83 سوره يونس»

    43- مخالفين انبياء تبليغات درون گروهي داشته به طوري كه روش هاي شيطنت آميز را به يكديگر مي آموزند و به تبادل تجربه در گمراه كردن هرچه بيشتر مردم مي پردازند. «آيه 112 سوره انعام- آيه 69 سوره آل عمران»

    44- يكي از راهكارهاي مخالفين اسلام نفوذ در دل جبهه حق با ايمان آوردن ظاهري براي جمع آوري اطلاعات و شناسايي افراد حقجو و در نهايت بازگشت از ايمان و اظهار آن به افراد مؤمن جهت تضعيف جبهه حق مي باشد. «آيه 72 سوره آل عمران»

    45- اگر خوبي و موفقيت به اهل حق رسد دشمنان غمگين و هراسان مي شوند و اگر شكست يا بد به اهل حق وارد شد آنان به خوشحالي مي پردازند. «آيه 120 سوره آل عمران»

    46- مخالفان آگاهانه و از روي غرض ورزي به انكار و كتمان حقايق مي پردازند و هم خود و هم ديگران را گمراه مي سازند. «آيه 70 سوره آل عمران- آيه 44 سوره نساء- آيه 146 سوره بقره»

    47- منافقين داخلي اسلام نداشتن تخصص و فنون در برخي زمينه ها اعم از نظامي و... را بهانه اي براي ترك وظيفه خود خصوصاً در هنگامه سختي ها و خطرات قرار مي دهند. «آيه 167

    سوره آل عمران»

    48- منافقين در جبهه هاي حق و باطل اعم از احزاب و گروه هاي گوناگون و... نيرو داشته و با ظاهرسازي و عدم بيان روشن مواضع در دل پايگاه هاي مسلمانان و دشمنان اسلام جاي پايي براي خود پيش بيني مي كنند تا هر كدام موفق شدند منافعشان حفظ شود. «آيه 142 سوره نساء»

    49- قرآن كريم وضعيت منافقان را اين چنين ترسيم مي كند: بين كفر و ايمان سرگشته اند، نه با اين گروهند و نه با آن گروه و خداوند هر كه را گمراه كند براي او راه نجاتي نخواهي يافت.

    «آيه 143سوره نساء»

    50- نبوت يك جريان و سنت دائمي و همچون زنجير به هم پيوسته است. مخالفين انبياء با تأييد بعضي پيامبران و تكذيب بعضي ديگر مي خواهند در اين ميانه راهي در پيش گيرند كه مطابق هوس آنان باشد. «آيه 150 سوره نساء»

    51- مخالفان براي انكار دعوت هاي الهي به پيامبران مي گفتند: شما هم مثل ما بشريد و ادعاي نبوت دروغ است. «آيه 15 سوره يس- آيه 186 سوره شعرا- آيه 7 سوره فرقان- آيه 4 سوره ص- آيه 24 سوره غافر و منافقان گفتند: خدا و پيامبرش جز وعده هاي فريبنده به ما ندادند. «آيه 12 سوره احزاب»

    52- منافقين تو دل مردم راخالي مي كنند و همچنين آنان در موضع گيري ها، بيانيه ها و تمام مطالب مربوط به فرهنگ اسلامي و ديني را سانسور مي كنند و جملات و كلمات و اصطلاحات خودشان را مي گنجانند. «آيه 13 سوره احزاب»

    53- استفاده از خوانندگان، گويندگان وابسته و منحرف كه با سخنان باطل و بيهوده مردم را سرگرم نموده و از حق بازدارند.

    «آيه 6 سوره لقمان»

    54- هرگاه پيامبران و رهبران الهي، قانوني آورند و پياده كنند كه با سليقه آنان هماهنگ نباشد و منافع آنان را تأمين نكند با تكبر مقابل آن مي ايستند. «آيه 87 سوره بقره- آيات 66 تا 70 سوره مؤمنون»

    55- تمدن و رفاه كاذب كفار، عامل غرور و مانع حق پذيري آنان است. «آيات 128 و 129 سوره شعراء»

    56- كشتن نيروهاي كارآمد و مستعد و زنده نگه داشتن افرادي ديگر اعم از زنان و... بهره كشي فكري، كاري و جنسي از آنان و ايجاد تفرقه و دشمني بين افراد و ملت ها از راهكارهاي طاغوت ها در طول تاريخ بوده است. «آيه25 سوره غافر- آيه 127 سوره اعراف- آيه6 سوره ابراهيم- آيه 32 سوره روم»

    - مشركان لجوج با تحريف حقايق موجب اختلاف و تفرقه در جهان شده و همواره در ستيزه اي عميق با اهل حق هستند. «آيه 176 سوره بقره»

    57- سردمداران كفر با روش هاي مختلف سعي دارند پيام هاي رهبران الهي به مردم حق طلب نرسد. با استفاده از رسانه ها، پارازيت، جار و جنجال كردن، افسانه بافي، ايجاد ترديد و سؤالات نابجا، ايجاد نيروهاي كاذب و... انحراف مسير حق را در نظر دارند. «آيه 26 سوره فصلت- آيه 86 سوره اعراف- آيه 47 سوره انفال»

    58- سردمداران كفر نه تنها خود ايمان نمي آورند بلكه راه ايمان آوردن ديگران را نيز سد مي كنند و مردم را از قرآن و پيامبر باز مي دارند و خودشان نيز از هدايت محروم مي شوند. «آيه 20 سوره دخان- آيه 26 سوره انعام»

    59- معيار شايستگي مديريت و رهبري جامعه از ديد سران كفر و پيروان آنان، ثروت و ماديات است. «آيه 247 سوره بقره»

    60- مخالفين اسلام حتي براي گمراه ساختن پيامبر گرامي(ص) و مديران ارشد سطوح گوناگون جوامع اسلامي برنامه داشتند و دارند. «آيه 113 سوره نساء»

    61- كفار هم به قرآن اشكال مي كردند كه نوآوري ندارد بلكه افسانه هاي قديمي است و هم شخص پيامبر را زير سؤال مي بردند كه رونويسي كرده است و هم ياراني خيالي در ديكته كردن براي پيامبر درنظر مي گرفتند. تهمت تحجر، سنت گرايي و كهنه پرستي از قديمي ترين تهمت به رسولان الهي در طول تاريخ بوده است. آيه 5 سوره فرقان- آيه 24 سوره حجر- آيات 25 و 105 سوره انعام- آيه 31 سوره انفال- آيه 83 سوره مؤمنون.

    62- مشركان لجوج به قدرت هاي توخالي خود مي نازند لذا مي بينيم (مخالفان) گفتند، اي نوح! تو واقعاً با ما جدال و جر و بحث زيادي نمودي (اكنون ديگر بس است) اگر راست مي گويي، آنچه را (از عذاب الهي» كه به ما وعده مي دهي بر سر ما بياور؟! «آيه 32 سوره هود»

    63- كفار در برابر رهبران الهي، از تمام ظرفيت هاي خود بهره مي گيرند. آيه 60 سوره طه.

    64- مشركان و منافقان كه ولايت غيرالهي را برگزيدند و شرك ورزيدند بنياد و پايه حكومت هايشان مانند خانه عنكبوت بي اساس است. «آيه 41 سوره عنكبوت»

    65- مخالفين پيامبران و رهبران الهي خصوصاً نفوذي ها مانندمنافقين داخلي جهت ضربه زدن به مسلمانان و نفوذ بهتر در جبهه حقگويان حالات، وضعيت، قيافه و چهره خود را تغيير داده و يا مي پوشانند تا شناسايي و شناخته نشوند. «آيه5 سوره هود»

    66- مشركان، كفار و منافقين نه تنها مسلمانان بلكه انبياي الهي را نيز گمراه تلقي مي كنند. «آيه 51 سوره اعراف»

    - سران كفر با گستاخي و با بي شرمي انبياي الهي را بي خرد و دروغگو خطاب مي كنند. «آيه66 سوره اعراف»

    - سران و اشراف مشرك، پيروي مردم از انبياء و رهبران الهي را زيانبار معرفي كرده و برعليه آنان جوسازي مي كنند. «آيه 90 سوره اعراف»

    - اشراف و سران مشركين، جوسازي مي كردند كه انبياي الهي مي خواهند مردم را از سرزمينشان بيرون كرده و خود صاحب آن جا شوند. «آيات 2و 78 سوره يونس- آيات 109 و 123 سوره اعراف- آيات 57، 62و 63 طه- آيه 35 سوره شعراء»

    با بيان بخشي از مواضع مخالفان اسلام حال به مواضع اسلام و انبياء و رهبران الهي و پيروان آنان مي پردازيم.

     

     

    ب: راهكارهاي عملياتي اسلام، رهبران الهي و مسلمانان

     

    1- بشارت و انذار: پيامبران بشارت دهندگان براي مؤمنان و بيم دهندگان براي مجرمان و ستيزه جويان هستند. البته پيامبران و رهبران الهي مسئول اعمال مردم نيستند بلكه تنها بشارتگر و بيم دهنده اند.«آيه 49 سوره حج- آيه 105 سوره اسراء- آيه 56 سوره كهف- آيه 97 سوره مريم- آيه 80، 81 و 92 سوره نمل- آيه 165 سوره نساء- آيه 48 سوره انعام- آيه 25 سوره هود- آيه 119 سوره بقره- آيه 56 سوره فرقان- آيه 2 سوره يونس- آيه 2 سوره اعراف- آيات 45 و 47 سوره احزاب»

     

    2- سوز و عشق به مكتب و دلسوزي براي هدايت همه مردم حتي گمراهان و كفار: دلسوزي و تأسف بر گمراهي ديگران يك ارزش است تا آنجايي كه خداوند متعال در آيه 6 سوره كهف خطاب به پيامبر گرامي(ص) مي فرمايند: پس بيم آن مي رود كه اگر به قرآن ايمان نياورند تو در پي آن خود را هلاك كني! و در آيه 3 سوره شعراء خطاب به پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: گويي مي خواهي به خاطر آنكه مشركان ايمان نمي آورند جان خود را از دست بدهي. در آيه 103 سوره يوسف خطاب به رسول گرامي(ص) مي فرمايند: هر چند آرزومند و حريص باشي بسياري از مردم ايمان نخواهند آورد. در سوره هاي حجر، آيه 88، نمل آيات 127 و 70 به پيامبر(ص) خطاب شده كه غصه آنان را نخور.

     

    3- آنان كه در راه خدا و خط اويند نبايد از منحرفان كمك بگيرند بلكه بايد استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي خود را حفظ كنند. لذا قرآن كريم در آيه 141 سوره نساء مي فرمايند: خداوند هرگز راهي براي سلطه كفار بر مسلمانان قرار نداده است. «آيه نفي سبيل و همچنين آيه 51 سوره كهف»

     

    4- رهبران الهي و پيروان واقعي آنان فقط خدا را پرستش مي كنند و بر عبادتشان شكيبا هستند چرا كه عبادت آن ها موجب تعارض و تضاد با قدرت هاي طاغوتي و مشكلات فراوان ديگر مي شود. لذا پرستش خداي يگانه و پايداري موجب مي شود كه نه خوفي داشته باشند و نه اندوهي. «آيه 65 سوره مريم- آيه 25 سوره انبياء- آيه 21 سوره بقره- آيات 13 و 14 سوره احقاف- آيه 123 سوره هود».

     

    5- رد ارزش ثروت و اولاد. رهبران و پيروان الهي در رد مواضع مخالفين كه به قدرت و ثروت و كثرت فرزندان و جمعيت خود مي نازند، مي گويند خداوند فرموده است: «و چه بسيار نسل ها را پيش از آنان نابود كرديم كه مال و ثروتشان بهتر بود و منظري آراسته تر داشتند. آيا كسي از آن ها را مي بيني يا كمترين صدايي از ايشان مي شنوي؟ و هر چه از مال و فرزند دم مي زند ما وارث خواهيم شد و او بي كس و تنها نزد ما خواهد آمد.» بنابراين مي بينيم كه هلاكت دشمنان حق، يكي از سنت هاي الهي در طول تاريخ بوده است. «آيات 77، 80 و 98 سوره مريم- آيات 82 و 69 سوره توبه.»

     

    6- بيان نرم اولين گام رهبران الهي و پيروان آنان در تبليغ دستورات الهي حتي در برابر ستمگران و طاغوت ها بيان نرم است. همچنين استفاده مي شود كه وظيفه رهبران الهي و مبلغين تنها تذكر و ارشاد است. «آيات 43 و 44 سوره طه»

     

    7- رهبران الهي با مردم حوزه فعاليت خود مهربانند لذا قرآن كريم در آيه 159 سوره آل عمران خطاب به رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايند: به خاطر رحمتي از جانب خدا كه شامل حال تو شده با مردم مهربان گشته اي و اگر خشن و سنگدل بودي، مردم از دور تو پراكنده مي شدند و در آيه 215 سوره شعراء مي فرمايند: براي مؤمناني كه از تو پيروي كرده اند بال خود را بگستر (متواضع باش) و همچنين آيه 3 سوره نمل.

     

    8- رهبران الهي از جنس مردمند. خداوند در آيه 128 سوره توبه مي فرمايند: همانا پيامبري از خودتان به سوي شما آمده است كه آنچه شما را برنجاند بر او سخت است و بر هدايت شما حريص و دلسوز و به مؤمنان رئوف و مهربان است. «همچنين آيه 164 سوره آل عمران- آيه 151 سوره بقره- آيه 20 سوره فرقان».

     

    9- جهاد و مبارزه به وسيله مال و جان و فكر و انديشه با دشمنان اسلام: جهاد و مبارزه با ستمگران و طاغوت ها يكي از دستورات قرآني است. هوشياري در برابر دشمن، برداشتن سلاح، حركت هاي سازمان يافته براي مقابله با دشمن و در مواردي ضروري بسيج عمومي براي محاصره و دستگيري و كشتن مشركاني كه مسلمانان را تهديد مي كنند و عدم سستي در تعقيب بقيه افراد دشمن و ثبات قدم در تمام مراحل جهاد مورد تأكيد قرار گرفته و مجاهدات بالاترين پاداش را نزد خداوند دارند. «آيات 71 و 75 و 76 و 84و 104 سوره نساء- آيه 195سوره آل عمران- آيات 5، 20، 14، 38، 39، 41، 73، 88 و 123 سوره توبه- آيه 45، 65، 72 و 75 سوره انفال- آيه 23 سوره احزاب- آيات 218، 224، 251، 190، 194 و 216 سوره بقره- آيه 54 سوره مائده»

     

    10- شهادت در راه هدف والاي الهي يكي از ارزش هاي اصيل قرآني است كه رهبران الهي و پيروان آنان، مورد توجه و تأكيد قرار داده و از آن در مواقع لازم بهره مي گيرند. در حقيقت شهادت ميوه و ثمره جهاد است. قرآن كريم در آيه 154 سوره بقره مي فرمايند: به آن ها كه در راه خدا كشته مي شوند مرده نگوئيد بلكه آنان زنده اند ولي شما نمي فهميد. «همچنين آيه 23 سوره احزاب- آيات 169 و 195 سوره آل عمران- آيه 58 سوره حج»

     

    11- توبه و ايجاد فرصت براي جبران گناهان و لغزش ها و اشتباهات يكي از راهكارهاي قرآني است. البته قرآن كريم با ارائه راهكارهايي سوءاستفاده هاي احتمالي از اين اصل را از بين برده است.

    «آيات 37، 160 و 222 سوره بقره- آيات 60 و 82 سوره مريم- آيه 8 سوره تحريم- آيه 37 سوره شوري- آيات 3 و 90 سوره هود- آيات 17 و 18 سوره نساء- آيه 54 سوره انعام- آيه 117 سوره توبه- آيه 31 سوره نور- آيه 11 سوره حجرات- آيه 10 سره بروج- آيات 70 و 71 سوره فرقان»

     

    12- هجرت و تغيير محيط و حركت از محيط فاسد به محيط سالم از دستورات قرآني براي رشدو پيشرفت علمي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي و عدم تأييد ستمگران و حفظ ايمان است. «آيات 195 سوره آل عمران- آيات 89، 97 و 100 سوره نساء- آيه 20 سوره توبه- آيه 72، 74 و 75 سوره انفال- آيه 58 سوره حج- آيه 122 سوره توبه - آيه 218 سوره بقره»

     

    13- كار براي خدا از منظر رهبران الهي و مؤمنان واقعي عبادت، زندگي و كار و تلاش، تحصيل، جهاد و مرگ... همه براي خداست به طور كلي رهبران و انسان هاي الهي تمام گفتار و كردارشان رضوان الهي است. «آيه 162 سوره انعام»

     

    14- مؤمنان نبايد كفار را دوست و سرپرست خود برگزينند حتي اگر پدران، برادران و ... مؤمنان هم راه كفر را پيمودند نبايد مؤمنان دوستي و ولايت آنان را بپذيرند چرا كه آنان ستمگرند. لذا هرگونه تكيه و تمايل به ستمگران در مكتب الهي مردود است. «آيه 13 سوره هود- آيات 20 و 28 سوره آل عمران- آيات 51، 52، 57 سوره مائده- آيه 108 سوره انعام- آيه 144 سوره نساء- آيه 23 و 114 سوره توبه»

     

    15- تأكيد بر مشتركات ديني از روش هاي قرآني است كه بر گفت وگوي اديان توجه دارد. لذا قرآن كريم مي فرمايند: «(اي پيامبر) بگو اي اهل كتاب! به سوي سخني بياييد كه ميان ما و شما مشترك است جز آنكه خداوند را نپرستيم و چيزي را شريك او قرار ندهيم و بعضي از ما بعضي ديگر را به جاي خدا ارباب نگيرد» (آيه 64 سوره آل عمران- آيه 108 سوره انبياء»

     

    16- امر به معرووف و نهي از منكر از روش هاي قرآني جهت اصلاح امور جامعه است كه در قرآن كريم از جامعه اي كه در آن امر به معروف و نهي از منكر به خوبي تحقق مي يابد با نام بهترين امت ياد شده است. «آيات 104 و 110 سوره آل عمران»

     

    17- مسلمانان نبايد از غيرخودشان همراز بگيرند چرا كه در تباهي مسلمانان مي كوشند و رنج بردن آنان را دوست دارند و كينه و دشمني از گفتارشان پيداست و در دل هايشان كينه و دشمني را انباشته اند. مسلمانان به كتاب هاي آسماني آنان ايمان دارند ولي آنان به قرآن ايمان ندارند، در ظاهر به دوستي وانمود مي كنند ولي در دل دشمني را پنهان كرده اند. «آيات 118 و 119 سوره آل عمران- آيه 89 سوره نساء»

     

    18- دستور به سير و سياحت و گردش در زمين: قرآن كريم جهت آشنايي با سنت هاي گذشته و عبرت از حكومت هاي ستمگر و كم و كيف حال آنان و آشنايي با فرهنگ ها و تمدن هاي ديگر و گذشته در آيات مختلف اين موضوع را مورد توجه قرار داده است.

    «آيه 137 سوره آل عمران- آيه 82 سوره غافر- آيه 11 سوره انعام- آيه 69 سوره نمل- آيه 8 سوره زخرف»

     

    19- وحدت مسلمانان رمز پيروزي آنان بر دشمنان است. قرآن كريم در آيه 103 سوره آل عمران مي فرمايند: همگي به ريسمان الهي چنگ بزنيد و پراكنده نشويد و در آيه 46 سوره انفال مي فرمايند: و از خداوند و فرستاده اش اطاعت كنيد و با يكديگر نزاع نكنيد كه سست مي شويد و مهابت و قوتتان از بين مي رود.

     

    20- رهبران الهي رسالت خود را در جمع و رودررو با مردم مي گويند و باكي در اين زمينه ندارند و همچنين پيام هاي پنهاني و زدوبندي ميان رهبران الهي و حكومت هاي ستمگر و افراد خاص وجود ندارد. «آيه 59 سوره طه»

     

    21- رهبران الهي تنها رضا و خشنودي خدا را مدنظر دارند و به تهديد و تعقيب ستمگران اعتنايي ندارند و اهميتي نمي دهند و دست از اهداف خود كه همان خشنودي خداست برنمي دارند. كساني كه رسالت الهي دارند فقط از خدا مي ترسند و از غير از او هيچ ترس و هراسي ندارند و براي خشنودي خدا حتي حاضرند جان خود را نيز فدا كنند. «آيه 84 سوره طه- آيه 39 سوره احزاب- آيه 207 سوره بقره»

     

    22- يكي از شيوه هاي مبارزه و نابودي قدرت هاي استكباري از بين بردن نمادها و مجسمه ها و آثار و مراكز فساد و فرماندهي آنان است. برخورد قاطع با طراحان توطئه و هنرمندان و نويسندگان فاسد و طرف آنان از اجتماع و تحقير و توبيخ و تهديد به مجازات دنيوي و اخروي از شيوه هاي مبارزاتي رهبران الهي با منحرفان است.

    سوزاندن گوساله سامري، دستور كشتن گاو بني سرائيل، شكستن بت ها توسط حضرت ابراهيم(ع) و تخريب مسجد ضرار از نمونه تلاش هاي رهبران الهي جهت نابودي نمادهاي كفر مي باشند. «آيه 97 سوره طه- آيات 57 و 58 سوره انبياء»

     

    23- رهبران الهي قبل از دعوت مردم، در بدو امر خود و خانواده اشان را به خدا دعوت مي كنند چرا كه در دعوت الهي استثنايي وجود ندارد و هيچ كس از حركت در مسير الهي معاف نيست... خودسازي و دعوت نزديكان و بستگان مقدم بر تمام دعوت هاست. «آيه 132 سوره طه- آيه 55 سوره مريم- آيه 214 سوره شعراء»

     

    24- مشركان حق نمادسازي ندارند قرآن كريم اجازه ساخت و تعمير نمادهاي اسلامي خصوصاً مساجد را به مشركان نمي دهد. «آيه 17 سوره توبه»

     

    25- مطابق اصل «احدي الحسنين» مسلمانان پيروزي يا شهادت را نيكو مي پندارند زيرا هدف آنان تنهاي رضاي خداوند است. «آيه 52 سوره توبه»

    و در آيه 111 سوره توبه مي فرمايند: همانا خداوند از مؤمنان، جان ها و اموالشان را به بهاي بهشت خريده است، آنان در راه خدا مي جنگند تا بكشند يا كشته شوند.

     

    26- مؤمنين نه گواهي ناحق مي دهند نه از گواهي دادن به حق اعراض مي كنند بلكه همواره برپا دارنده عدالت هستند و براي خدا گواهي مي دهند، گرچه به ضرر خودشان، والدين و بستگانشان باشد بنابراين مؤمنين طرفدار باندبازي و حزب بازي نيستند حتي در برخورد با دشمنان نيز به انصاف و عدالت رفتار مي كنند. آيه 135 سوره نساء- آيات 2 و 8 سوره مائده»

     

    منبع : كيهان - دوشنبه 10بهمن 1390- شماره 20131

     

     

برچسب ها:

ارسال نظر