صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6a21ORGNtTUNZd0lVMXZaR1ZzSmpFME9TOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtJTJmSzdCclZKVUljMCUzZA==/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtQ0lWR0xSOHhaRE0lM2Q=/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyTnZiblJoWTNSMWN5WTBKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLXVRVTJXJTJiSm1hZXMlM2Q=/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEwyTnZiblJsYm5SbmNtOTFjR3hwYzNRbU16TW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1XbjlrRGE2Szk3ZyUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - چرا
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>ويژه نامه ها>جنگ نرم
نويسنده:
امتياز به مطلب:
/0
1393/10/15
بازديد: 9417

چرا آمريكا به جنگ نرم روي آورده است؟

چرا آمريكا به جنگ نرم روي آورده است؟


در طول تاريخِ روابط بين‌الملل تا پايان جنگ سرد، كاربرد قدرت نظامي هميشه شيوه‌ي غالب و جاافتاده‌ي قدرتمندان جهان بود براي اعمال نفوذ و تحميل اراده‌شان بر ديگران.
طبعاً كشورهايي مانند بريتانيا در قرن نوزدهم و ايالات متحده‌ي آمريكا پس از جنگ جهاني دوم كه از اين حيث بر همتايان خود برتري داشتند، همواره از بيشترين ظرفيت براي تصاحب جايگاه هژموني برخوردار بودند.
در دوران جنگ سرد به دليل سيطره‌ي نگرش رئاليستي بر فضاي ادبيات روابط بين‌الملل، صاحب‌نظران براي مشروع و طبيعي و اجتناب‌ناپذير جلوه دادن كاربرد قدرت نظامي با هدف تأمين نظم و امنيت، به ارائه‌ي توجيهاتي علمي پرداختند.
آنان همچنين دستور كار سياست جهاني را حول محور موضوعات حادِ نظامي-امنيتي تنظيم كردند.
اگر همان شرايط تا امروز نيز ادامه مي‌يافت، بي‌ترديد ايالات متحده اكنون در نبود اتحاد جماهير شوروي و با اتكا بر توانمندي‌هاي عظيم نظامي خود، هژمون بدون ‌چون‌و‌چراي محيط بين‌الملل به شمار مي‌رفت، ولي مانع بزرگ فراروي اين بازيگر ابرقدرت، اين است كه متعاقب پايان عصر جنگ سرد و قدم گذاشتنِ بازيگران به فرايند جهاني شدن، تغييرات اساسيِ فراواني در سطوح گوناگون نظام جهاني پديد آمد ولذا دستور كار، قواعد و شيوه‌هاي بازي را به‌كلي متحول ساخت.
 
فرصت طلايي پس از جنگ سرد
در نتيجه‌ي تغييرات مذكور، ما امروز در دنيايي روزگار مي‌گذرانيم كه پرشتاب به سوي يك فضاي چندجانبه‌گرا با اولويت يافتن نقش اقتصاد در معادلات بازيگران و نيز گذار از امنيت وجودي به امنيت رفاهي سير مي‌كند.
نظامي‌گري ديگر همچون گذشته مجالي براي عرض اندام ندارد. به عبارت ديگر، در جهان جهاني‌شده‌ي كنوني كه شاهد تعميق روزافزونِ وابستگي متقابل ميان بازيگران كشوري و غير كشوري در شبكه‌اي پيچيده از اندركنش‌ها با صبغه‌ي اقتصادي و تجاري هستيم، محيط جهاني براي هضم ماجراجويي‌هاي نظامي و إعمال قدرت به شيوه‌ي جنگ سرد، بسيار تنگ و ضيغ به نظر مي‌رسد.
امروزه توزيع منابع قدرت در موضوعات مختلف عميقاً تغيير كرده و شرايط كنوني به هيچ وجه استفاده‌ي صِرف از ابزارها و اهرم‌هاي نظامي را در سطح وسيع برنمي‌تابد.
تحولات شگرف محيط بين‌الملل تنگناي عجيبي را در طول دهه‌ي 1990 براي ايالات متحده ايجاد كرد و اين ابرقدرت جهان را دچار نوعي بحران معنا ساخت. پس از نابودي و پايان اتحاد جماهير شوروي، آمريكا يكه‌تاز ميدان بازي قدرت شد و خواست كه يك نظم نوين تك‌قطبي را با اتكا بر توان نظاميِ بي‌همتاي خود بر سيستم جهاني تحميل كند، ولي بر خلاف ميل و انتظار مقامات كاخ سفيد، جريان امور جهاني با سرعتي سرسام‌آور به سوي چندجانبه‌گرايي، چندقطبي شدن، وابستگي متقابل و فراملي‌گرايي پيش رفت و مسائل حاد نظامي و امنيتي به نفع موضوعات ملايم اقتصادي و رفاهي از دستور كار سياست بين‌الملل خارج شد.
وقتي سايه‌ي سنگين و هراسناك جنگ سرد از فراز جهان رخت بربست، ايالات متحده در مورد شيوه‌ي اعمال نفوذ و پيگيري اهداف هژمونيك خود با معضلي جدي مواجه شد؛ در اين حالت، قدرت عظيم نظامي و تسليحاتي كه در درون اين كشور انباشته شده بود، مجالي براي بروز و ظهور در عصر جديد پيدا نمي‌كرد. در حقيقت آمريكا حجم بسيار زيادي از كالايي را در اختيار داشت كه بازارهاي جهاني ديگر همچون گذشته خواهان آن نبودند.
با از ميان رفتن خطر كمونيسم كه در تمام طول دوران جنگ سرد بهترين دستاويز سياستمداران آمريكايي براي اتخاذ راهبردهاي امنيتي و داغ‌نگهداشتن تنور رقابت‌هاي تسليحاتي به حساب مي‌آمد، ديگر آنها توجيه قابل پذيرشي براي استمرار مشي پيشين در يك محيط چندقطبي نداشتند. اين دردسر بزرگ در سراسر دهه‌ي 1990 سدّ راه ايالات متحده شد.
لذا اين ابرقدرت سيطره‌طلب بايد براي خلاصي از تنگناي پديدآمده، اقدامي عاجل مي‌كرد و تغيير شگرفي را در روند حركت جهان صورت مي‌داد. فرصت طلايي براي اجراي اين پروژه‌، در طليعه‌ي هزاره سوم و با فروريختن برج‌هاي دوقلوي تجارت جهاني فراهم آمد.
حوادث بي‌سابقه‌ي يازدهم سپتامبر سال 2001، صرف نظر از اين‌كه حقيقتاً با آگاهي و طرح‌ريزيِ قبلي يا بدون اطلاع رهبران كاخ سفيد به وقوع پيوست، بستر فراخي را فراروي آنان گسترانيد تا با توجيه خطر تروريسم و بنيادگرايي، دوباره و به تأسي از دوران جنگ سرد، فضاي بين‌المللي را امنيتي و نظامي كنند و موضوعاتي را در صدر دستوركار سياست جهاني قرار دهند كه خود در آنها دست بالا را دارند.
پس از يازدهم سپتامبر همه چيز مهيا شد تا رئيس‌جمهور بوش و تيم نومحافظه‌كارانِ جنگ‌سالار همراه وي، دست به اسلحه ببرند و از بُعد نظاميِ قدرت سخت براي تحقق اهداف سيطره‌طلبانه‌ي خود در محيط بين‌الملل مدد بگيرند.
آنها بدون فوت وقت و به تلافي ويراني دو ساختمان در نيويورك، در اندك زماني به دو كشور افغانستان و عراق يورش بردند.
مهم‌تر از نفس اين حملات، بدعت‌هاي تازه‌اي بود كه مقامات كاخ سفيد از رهگذر مبارزه با دشمن نوظهور، يعني تروريسم، سنگ بناي آن را در جهان جهاني‌شده مي‌گذاشتند:
تلاش براي دوقطبي كردن دوباره‌ي نظام جهاني از راه تحميل آرايش و صف‌بندي جديدي كه در يك سوي آن ائتلاف جهانيِ ضد تروريسم به سركردگي آمريكا و در سوي ديگر با حضور تروريست‌ها و چالش‌گران امنيت دنياي آزاد با تعريف و ماهيت نامشخص قرار مي‌گرفتند، تلاش براي پيشبرد اهداف هژمونيك از طريق «يك‌جانبه‌گرايي » با ناديده انگاشتن نهادهاي بين‌المللي و خصوصاً شوراي امنيت سازمان ملل و با بي‌اعتنايي به رأي و موضع ديگر بازيگرانِ بزرگ و حتي شماري از متحدان اروپايي، همچنين تحميل برداشت‌هاي خودساخته‌اي از قواعد حقوق بين‌الملل مانند دكترين «حمله‌ي پيشدستانه» و نيز تلاش براي فريب افكار عمومي جهاني از راه دروغ‌پردازي و بزرگ‌نماييِ برخي تهديدات مانند تسليحات كشتار جمعي رژيم صدام حسين با هدف مشروع و موجه جلوه دادن اقدامات جنگ‌افروزانه، همگي حكايت از آن داشتند كه ايالات متحده راهبرد ميليتاريسم و اتكا بر اهرم‌هاي نظامي قدرت را براي برون‌رفت از بحران دهه‌ي 1990 و تحقق رؤياي هژموني در قرن جديدِ آمريكايي برگزيده است.
 
10سال پس از 11 سپتامبر
اما امروز كه بالغ بر ده سال از حوادث يازدهم سپتامبر مي‌گذرد و مي‌توان ارزيابي واقع‌بينانه‌اي از كارنامه‌ي بازيگر ابرقدرت ارائه داد، شايد كمتر كسي باشد كه ايالات متحده را در نيل به خواسته‌هايش از مجراي قدرت نظامي شكست‌خورده نپندارد. پروژه‌هاي افغانستان و عراق علي‌رغم صرف هزينه‌هاي نجومي و ميلياردها دلار بيش از ارقام پيش‌بيني شده، هيچ‌كدام به سرانجام مورد نظر نرسيده است:
افغانستان با هدف مستقيمِ حذف موجوديت طالبان تسخير شد. اكنون اما پس از چندين سال، طالبان مجدداً قسمت‌هاي وسيعي از خاك اين كشور را تحت نفوذ خود گرفته و ائتلاف آمريكا-ناتو با وجود تلفات روزافزون و كشتار هزاران غير نظاميِ افغان، از برقراري حداقلِ نظم و امنيت نيز عاجز مانده است. در عراق نيز هرچند رژيم مستبدّ صدام حسين ساقط شد، اما امروزه شرايط امنيتي به‌مراتب وخيم‌تر از دوران حكومت صدام است و حملات تروريستي گاه و بيگاه در عراق، اين كشورِ ويران‌شده را به يكي از ناامن‌ترين مناطق خاورميانه بدل كرده است.
علاوه بر همه‌ي موارد فوق، جنگ‌افروزي‌ها و تكروي‌هاي نومحافظه‌كاران در طول هشت سال حضور خود در كاخ سفيد، لطمات جبران‌ناپذيري را بر وجهه و پرستيژ جهاني آمريكا وارد كرده و امواج خروشان نفرت از آمريكا را در جاي‌جاي جهان، حتي در قلب اروپا به راه انداخته است.
ناكامي ايالات متحده در اقدامات بين‌المللي اخير آن‌قدر ملموس و عيان بوده كه صاحب‌نظراني همچون «جوزف ناي» را نيز واداشته كه زبان به اعتراف بگشايند. وي معتقد است:
ايالات متحده به‌تنهايي قادر به شكار سران القاعده كه در گوشه و كنار جهان مخفي شده‌اند، نيست. به همين صورت و بدون اتحاد و همكاري كشورهاي ديگر نمي‌تواند در هر جا جنگي راه بيندازد، زيرا همكاري و هم‌پيمانيِ كشورهاي ديگر براي برقراري مجدد صلح پس از پيروزي ضروري است. جنگ چهار هفته‌اي عراق در بهار سال 2003 نمايش خيره‌كننده‌اي بود از قدرت سخت آمريكا كه يك حاكم مستبد را از سلطنت كنار زد، اما اين پيروزي آسيب‌پذيري ما را در مقابل تروريسم برطرف نكرد. ضمن اين‌كه هزينه‌هايي را هم براي قدرت نرم ما در پي داشت.
پس از پايان جنگ عراق، طي يك نظرسنجي كه «مركز تحقيقات پيو » انجام داد، مشخص شد كه ميزان مقبوليت آمريكا نزد مردم نسبت به سال قبل به‌شدت كاهش يافته است. حتي نزد مردم كشورهايي مانند ايتاليا و اسپانيا كه دولت‌هاشان در جنگ از آمريكا حمايت كرده بودند، چنين پديده‌اي مشاهده شد. همچنين جايگاه آمريكا در كشورهاي اسلامي، از مراكش گرفته تا تركيه و ديگر كشورهاي آسياي جنوب غربي نيز افت كرده است. اين در حالي است كه ايالات متحده براي تعقيب جريان‌هاي تروريستي و سلاح‌هاي خطرناك نياز به كمك اين كشورها دارد.(1)
 
درس‌هاي 11 سپتامبر
مهم‌تر از همه چيز اين است كه روند حوادثِ پس از يازدهم سپتامبر به رهبران كاخ سفيد آموخت كه هرگز قادر به تغيير چهره‌ي جهان و اعاده‌ي شرايط جنگ سرد نيستند.
آنان بسيار كوشيدند تا همچون دهه‌هاي گذشته باز هم مسائل نظامي و امنيتي را در رأس دستور كار سياست جهاني خود بگنجانند، اما به محض اين‌كه گرد و غبارِ به‌پا‌خاسته از انفجار برج‌هاي دوقلو در دنيا فرونشست، مجبور شدند دوباره به تعامل با ديگر كنش‌گران بر اساس مدل‌هاي اقتصاد سياسي بين‌الملل تن دهند.
اوضاع جهانِ امروز ديگر به گونه‌اي نيست كه يك بازيگر، هرقدر هم كه قدرتمند باشد، بتواند موجب بروز تغييرات ماهويِ پايداري در جريان آن گردد. بسياري از عرصه‌ها نسبت به گذشته دستخوش دگرگوني‌هاي عميقي شده است؛ تا جايي كه حتي امور نظامي و جنگي نيز از تبعات اين دگرگوني‌ها در امان نمانده و ما اكنون با پديده‌هاي نوظهوري همچون «خصوصي‌سازي جنگ» روبه‌رو هستيم. ناي در اين زمينه مي‌نويسد:
حمله‌ي تروريستي يازدهم سپتامبر يك نشانه‌ي وحشتناك از دگرگوني‌هاي عميقي بود كه در جهان در حال وقوع است. انقلاب تكنولوژيك در عرصه‌ي اطلاعات و ارتباطات، قدرت را از انحصار دولت‌ها خارج كرده است و به افراد و گروه‌ها نيز قدرت بخشيده تا در سياست جهان ايفاي نقش كنند. [...] خصوصي‌سازي رو به افزايش است و تروريسم، خصوصي‌سازي جنگ به شمار مي‌آيد.
پس اگر ايالات متحده تا ديروز با كشورهايي مواجه بود كه ارتش‌هاي كلاسيك و سازمان‌يافته داشتند و اصول و تاكتيك‌هاي جاافتاده در مسائل نظامي-استراتژيك و نيز قواعد حقوق بين‌المللِ جنگ، رفتار آنها را تا حدودي عقلاني و قابل پيش‌بيني مي‌كرد، امروز درگير نبرد نامتقارن با بازيگراني غير دولتي همچون حزب‌الله لبنان است.
امروزه شيوه‌هاي رزم نامنظم و چريكي به‌راحتي و حتي با بهره‌گيري از پيشرفته‌ترين تجهيزات نظامي هم مهارشدني نيست.
لذا شاهد هستيم كه در تابستان 2006، ارتش مقتدر و تا دندان مسلح رژيم صهيونيستي علي‌رغم پشتيباني همه‌جانبه‌ي آمريكا، پس از 33 روز در مقابل مقاومت جانانه‌ي چريك‌هاي حزب‌الله به زانو درآمد.
 
چرا قدرت نرم؟
ابرقدرت بلامنازع نظاميِ جهان لاجرم بايد اين واقعيت تلخ را بپذيرد كه صحنه‌ي كنوني جهاني با صحنه‌ي فيلم‌هاي پر از زدوخورد وسترن تفاوت‌هاي فاحشي دارد و بازيگران قادر نيستند به سبك كابوي‌هاي تگزاسي هر زمان كه بخواهند، دست به اسلحه ببرند.
«امروزه در بسياري از موضوعات كليدي مانند ثبات ماليِ بين‌المللي، قاچاق مواد مخدر يا تغييرات جهاني آب و هوا، قدرت نظامي نمي‌تواند به‌سادگي توليد موفقيت نمايد و كاربرد آن در پاره‌اي اوقات ممكن است حتي «ضد مولد » باشد. »
بنابراين ما با دو حقيقت متضاد روبه‌رو هستيم؛ از يك طرف ايالات متحده دارنده‌ي بي‌رقيبِ عظيم‌ترين حجم قدرت نظامي دنيا است و از سوي ديگر، جهانِ پساجنگ سرد ديگر همچون گذشته پذيراي نظامي‌گري در سطوح كلان روابط بين‌الملل نيست.
لذا اين مشكل كه ابرقدرت سيطره‌طلب نمي‌تواند چندان به اهرم‌هاي نظامي و تسليحاتي خود براي نيل به اهداف هژمونيك اتكا كند، نه ناشي از بضاعت و قابليت كمِ مضروف، كه ناشي از گنجايش اندكِ ظرف است.
در مقام تمثيل، حكايت امروز آمريكا از حيث قدرت نظامي، حكايت شناگر بسيار ماهري است كه در يك استخر بزرگ، اما نيمه‌خالي قرار دارد. جوزف ناي معتقد است:
پيشرفت علم و فناوري در قرن گذشته بر قدرت نظامي اثر معكوس گذاشته است؛ از يك طرف، آمريكا را به ابرقدرت يكه‌تاز نظاميِ جهان تبديل كرده و از طرف ديگر به‌تدريج هزينه‌هاي اجتماعي و سياسيِ حاصل از كاربرد قدرت نظامي را افزايش داده است. سلاح‌هاي هسته‌اي به لحاظ قدرت بازدارندگي قابل پذيرش است، اما وحشت‌زايي و ويرانگري آنها به اثبات رسيده است.
اين سلاح‌ها براي استفاده در جنگ، بيش از حد پرهزينه‌اند و از لحاظ نظري نيز نبايد از آنها جز در شرايط بسيار وخيم استفاده كرد. ويتنامِ غير هسته‌اي بر آمريكاي هسته‌اي در جنگ ويتنام فائق آمد. همچنين هسته‌اي بودن انگلستان نتوانست مانع از حمله‌ي آرژانتينِ غير هسته‌اي به «جزاير فالكلند» شود.(2)
با بررسي تحولات نظام جهاني در دو دهه‌ي اخير و خصوصاً با عنايت به وقايع درس‌آموزِ پس از يازدهم سپتامبر، مي‌توان گفت ايالات متحده‌ي آمريكا نخواهد توانست رؤياي نشستن بر اريكه‌ي هژموني و در دست گرفتن رهبري ديگر بازيگران را از طريق بُعد نظاميِ قدرت سخت محقق سازد.
به همين خاطر است كه شاهد هستيم طي سال‌هاي اخير مقامات آمريكايي در تعاملات خود با ديگر كشورها توجه بيشتري به «ديپلماسي عمومي» نشان مي‌دهند و با درك شرايط متحول جهاني مي‌كوشند كه منافع خود را حتي‌الإمكان از رهگذر كاربرد قدرت نرم به دست آورند.
پي‌نوشت:
1.جوزف ناي،قدرت نرم،ترجمه‌ي سيد محسن روحاني و مهدي ذوالفقاري، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق عليه‌السلام و پژوهشكده‌ي مطالعات و تحقيقات بسيج،چاپ اول 1387، صص 26 و 25
2.ناي، قدرت نرم، همان، ص 62
منبع : دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي
 
برچسب ها:

ارسال نظر