صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TODVKalEzSmpBbU1DRk5iMlJsYkNZeE5Ea3ZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLUtORDlaJTJmTEhGcDQlM2Q=/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOW9iMjFsSmk4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1rTWhyaXFXTkNSOCUzZA==/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOWpiMjUwWVdOMGRYTW1OQ1l3SmpBaFFYSmpKakF2SXlNalEyOXVkR1Z1ZENNakl5OCUzZC1hTEJOMVpJMUwlMmZzJTNk/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOWpiMjUwWlc1MFozSnZkWEJzYVhOMEpqTXpKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLUdYTUl2T3B1eDVZJTNk/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - گفتمان اسلام ناب با اسلام غير در انديشه امام خميني ره
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
ويــژه ها
Next
  • سهمي از سرنوشت

    در آستانه انتخابات و با توجه به حساسيت فراوان اين حادثه عظيم و در راستاي بصيرت افزاري و ارائه محتواي هاي كاربري و مستند براي راويان و مخاطبان، سايت روايتگر در نظر گرفته بخشي را با نام « سهمي از سرنوشت» در قسمت ويژه نامه ها طرحي ادامه

  • نشريه الكترونيكي شماره 6 منازل الشهداء

    شماره ششم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهدا" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه منازل الشهدا شماره 5

    شماره پنجم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • نشريه شماره 4 منازل الشهدا

    شماره چهارم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرارگرفت. ادامه

  • نشريه منازل الشهداء (شماره 3)

    شماره سوم از نشريه الكترونيكي "منازل الشهداء" مخصوص خانواده در دسترس علاقه مندان به فرهنگ ايثار و شهادت قرار گرفت ادامه

  • اولين ويژه نامه الكترونيكي بين المللي راهيان نور

    ويژه نامه الكترونيكي راهيان نور به سه زبان فارسي،عربي و انگليسي ادامه

  • نشريه شماره 2 منازل الشهدا

Previous
پربازدیدها
صفحه اصلي>ايثار و شهادت>انقلاب اسلامي>عدالت اسلامي
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1393/06/01
بازديد: 14413

گفتمان اسلام ناب با اسلام غير در انديشه امام خميني(ره)

مقايسه گفتمان اسلام ناب با اسلام غير در انديشه امام خميني(ره)

مفهوم گفتمان:

گفتمان، يك منظومه معنايي است كه واژه ها و نشانه هاي آن در كنار هم و در پيوند با يكديگر مجموعه اي معنا دار را مي آفرينند. اين نشانه ها و مفهومها دالهايي شناور هستند كه گفتمانهاي گوناگون مي كوشند به آنها معنا دهند، هر نشانه در درون يك گفتمان به گونه اي خاص معنا مي شود و به يك تثبيت معنايي، دست مي يابد(حسيني زاده،سيد محمد علي،اسلام سياسي در ايران ص 20)نشانه هاي گفتماني بيشتر در اطراف يك دال مركزي ساماندهي مي شوند. دال مركزي نشانه اي است كه ديگر نشانه ها در پيوند با آن معنا مي يابند.(همان) مانند اسلام ناب كه دال هايي همچون ولايتمداري، مقاومت، مردم، امت، روحانيت و فقه در كنار مفهوم مركزي و حكومت ديني معنا مي شود.

 

گفتمان اسلام ناب محمدي(ص):

امام خميني (ره) معرفي نادرست اسلام را علت اصلي عقب ماندگي مسلمانان و تسلط استعمارگران غربي در جوامع اسلامي مي دانستند. در نظر ايشان اسلام ديني جامع است كه براي انسان«پيش از آنكه نطفه اش منعقد شود تا پس از آن كه به گور مي رود قانون وضع كرده است و همانگونه كه براي وظايف عبادي قانون دارد براي امور اجتماعي و حكومتي نيز قانون دارد»(امام خميني ،حكومت اسلامي ص5) براي اجراي احكام اسلام به حكومت نياز است و اعتقاد به ضرورت تشكيل حكومت و مبارزه در راه آن جزئي از اعتقاد به ولايت است ( همان صفحه 11 ) . از نگاه امام خميني (ره) از آنجايي كه اسلام براي حكومت، قانون و برنامه دارد جدايي دين از سياست توطئه استعمار براي غارت مسلمانان و جلو گيري از مقاومت علما و روحانيون مي باشد.(امام خميني ،حكومت اسلامي ص5)

 

 گفتمان اسلام ناب كه به پشتوانه امام خميني (ره) در ايران حكومت تشكيل داد و شكل عيني ( objection ) گرفت خصلتي ضد استعماري داشته و داراي مولفه هايي همچون ولايتمداري، مقاومت، امت گرايي، مردم محوري و.... است كه پس از انقلاب اسلامي ايران، نشانه ها و مفهوم هاي آن، خود را در يك منازعه سخت و در رويارويي با گفتمانهاي ديگر تثبيت كرد و توانسته به يك منظومه مشخص معنايي دست يابد(اسلام سياسي در ايران، پيشين، ص227). هدف اين گفتمان بازسازي جامعه اسلامي بر اساس بازگشت به اصول اسلامي است و هرگونه وابستگي به غرب و تقليد از آن را طرد مي كند.گفتمان اسلام ناب در برابر اومانيسم، سكولاريسم، ملي گرايي، سرمايه سالاري و بر خدا محوري،سيطره دين بر جامعه و سياست، امت گرايي و مقاومت در برابر ظلم و برقراري عدالت همه جانبه تاكيد دارد.

 

 

مولفه هاي اسلام ناب

1- ولايتمداري

2- امت گرايي

 3- مردم محوري

4- خودكفايي

 5- دفاع از محرومان و مستضعفان

 

1- ولايتمداري

       در انـديـشه و آثار امام مفهوم ولايت آميزه اى از معنى لغوى و آموزه هاى دينى است. باتوجه به فـرهـنگ قرآنى و آموزه هاى دينى و انديشه و آثار امام، ولايت و حاكميت با تمام گـسـتـره مفهومى آن ذاتاً متعلق به خداوند متعال است كه در حقيقتِ وجود پيامبر(ص ) و ائمه معصومين عليهم السلام تجلى يافته است. ولايت در عالم مُلك و نشئه ظاهرى خلقت در حكومت و فـرمـانروايى انبياء، پيامبر(ص ) و امامان (عليهم السلام ) نمود مى يابد. در عصر غيبتِ معصوم، ولى فقيه سكان هدايت و رهبرى جامعه اسلامى را به دست مى گيرد. از اين رو امام مـعـتـقـد اسـت ولايـت بـه مـعـنـى حـكـومـت ، شـعـبـه اى از ولايـت مـطـلقـه رسـول اكـرم (ص ) اسـت كـه با تمام اختيارات آن برعهده ولى فقيه قرار مى گيرد.

 

     از ديدگاه امام خميني(ره) اقتدار اسلام پيروزي و سعادت مسلمين، كرامت انسان و عظمت و سربلندي امت اسلام در سايه نعمت ولايت فقيه تضمين مي شود. همچنين ايشان ولايت فقيه را براي امت يك هديه الهي، حافظ انسانيت و كرامت و حرممت انسانها و جوامع انساني است و اين در حقيقت بزرگترين و مترقي ترين اثري است كه بر ولايت فقيه مرتبت است. (صحيفه نور ج 10 ص 407) ولايـت محورى در انديشه امام بدين معناست كه كليه برنامه ها، سيستم و مجريان و مـردم جامعه اسلامى تحت اشراف و دستورات يا سيره معصومان باشند و سياستگذارى ها بـا هـدف گذارى آنان هماهنگ شود و تمام فعاليت هاى خود را با اساس دين يعنى پيامبر و معصومان عليهم السلام پيوند زنند..

 

برجسته ترين شاخص هاي ولايتمداري :

الف. ولايت مداري در عرصه سياست واجتماع :

 

      در انديشه سياسى الهى امام خمينى (ره ) جامعه ولايتمدار و پيرو حقيقى ولايت على بن ابى طـالب (ع ) و ائمـه معصومين براساس تكليف شرعى و ملى خود براى دستيابى به اهداف مـتـعـالى نـظـام اسـلامـى و احـيـاى ارزش هـاى اسـلامـى تمام سختى ها و فشارهاى روانى ، سـيـاسـى و اقـتـصـادى دشـمـن را تـحـمـل مـى كـنـد و بـا فـداكـارى و ايـثـار جـان و مـال بـر مـيـثـاق و عـهـد حـفـظ اسـلام پـايـدار مى ماند. و با حضور در عرصه هاى سياسى اجـتماعى و آشنايى با شرايط سياسى جهانى و منطقه اى با حفظ وحدت و همدلى و حمايت از مـسـئولان خـدمـتـگـزار و ايـستادگى در برابر توطئه هاى استكبار جهانى در جهت اعتلاى اقـتـدار و صلابت نظام مردم سالارى دينى مى كوشد.

 

ب. مديريت ولايت محور :

       پـس از پـيـروزى انـقلاب شكوهمند اسلامى تاكنون امام همواره بر تحقق سيره مديريتى علوى تاءكيد دارند. امام ولايت محورى و تمسك به ولايت در حوزه اجرايى و مـديـريـتـى را از امـور حـكـمـت عـمـلى مـى دانـد كـه هـيـچ گـاه بـا لفـظ حـاصـل نـمى شود و مديرانى را ولايت محورى مى داند كه فرايند سياستگذارى و برنامه ريـزى، قـانـون گـذارى و امـور اجـرائيـشـان بـراسـاس ترويج و تحقق عدالت در جامعه بـاشـد.

 

        نـكـته مهم ديگرى كه امام برجسته ترين علامت ولايتمدارى مديران نظام اسـلامـى مـى دانـد پـرهـيـز از تـشـريـفـات و تـجـمـل گـرايـى و مـصـرف صـحـيـح بـيـت المـال مسلمين است. ايـشان سالم سازى دستگاه هاى دولتى، تبلور اخلاق، عدالت و ارزش هاى ديـنـى در مـحـيـط مـسئوليت، اجراى دقيق ماموريت ها، و انتخاب صحيح همكاران و مشاوران و رعـايـت بـيـت المـال مـسـلمين را معناى صحيح تمسك به ولايت مى نامد. و حضرت على (ع ) را كامل ترين الگو مديريتى و فرماندهى مى داند. در انـديـشـه امـام تـبـلور حـقـيـقت ولايت در نظام اسلامى با تلاش همزمان در تمام حوزه هاى سـيـاسـى ، مـديريتى و اجتماعى به دست مى آيد.

 

2- امت گرايي در انديشه ولايي

        امت مبتني بركرامت، برادري و برابري است. به منزله جامعه اي توحيدي با مفهوم برادري اسلام و جهاني بودن اسلام رابطه مستقيم دارد و اين امر بيانگر آن است كه امت اسلامي بر پايه حاكميت ا... و وحدت بشري استوار است و به سرزمين خاص توجه ندارد.

 

        امت مقوله اي محوري در انديشه سياسي امام خميني (ره) مي باشد. تعابيري كه ايشان درباره امت دارند برخاسته از نوع نگرش ايشان به اسلام و نقشي كه اسلام در جهان امروز دارد مي باشد. اسلام در نگاه ايشان يك مكتب كارآمد براي اداره اجتماع است. امام (ره) با توجه به واژگان قرآني مانند «ايها الناس»و «ايهاالمؤمنون» معتقد است كه اسلام براي همه بشر آمده است؛ از اين رو ايشان تأكيد مي نمايد تمهيدات شكل گيري و تحقق امت اسلامي بايد مهيا شود و بدين وسيله خطابهاي قرآني درباره مردم و مؤمنون اجرا شود. البته ايشان براي تحقق «امت اسلامي» به دو موضوع مهم توجه دارد. يكي خاستگاه امت اسلامي و ديگري زمينه هاي ايجاد امت اسلامي. از جمله بستر و خاستگاه امت اسلامي از نگاه امام (ره) هويت اسلامي، وحدت اسلامي، ظلم ستيزي و حق گرا بودن است.

 

      ايشان براي احياي هويت مذهبي و ديني علاوه بر تمسك بر انديشه هاي اصيل اسلامي، بر نفي غرب و شرق زدگي تأكيد مي نمايد و از طريق تمسك جستن به اسلام و احياي ارزش هاي ديني خواستار احياي مجدد هويت اسلامي و مذهبي است. ايشان خودباختگي، مصرف گرا شدن و گرايش به غرب را مانع اساسي در احيا و تداوم هويت اسلامي دانسته و از سوي ديگر پناه آوردن به اسلام، توجه به قرآن، خودباوري و بيداري را حلال مشكل امت اسلامي مي داند. (صحيفه نور ج21 ص 91)

 

    وحدت ديني از ديگر خاستگاههاي امت اسلامي از ديدگاه امام خميني (ره) مي باشد. امام (ره) با تاكيد بر آيه «قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثني و فردي» و تأكيد بر وحدت اسلامي به دو نكته مهم «اجتماع داشتن و اعتصام به حبل الهي» اشاره و تأكيد مي نمايد تجمع و اجتماع انساني، بدون تمسك به حبل الهي بي فايده است؛ اين نكته نشان دهنده اهتمام ايشان به عنصر دين و آيين در زندگي انساني است.

 

   امام (ره) در برخي از بيانات خود، ويژگي هاي وحدت مورد نظر در جوامع اسلامي را اعتصام به حبل ا...، مصلحت عمومي مسلمانان و مؤمنان، حفظ اسلام و مصالح عاليه آن، توحيد كلمه و عقيده، وحدت به منزله جلوه اي از رحمت و تأثير الهي، تكليف الهي و شرعي، اخوت و برادري و تحقق حكومت ديني و اسلامي معرفي مي نمايد. انگيزه وحدت در انديشه امام (ره) برگرفته شده از اسلام ناب محمدي (ص) است كه خود ابداع كننده اين واژه بوده است و ايشان در سطح كلان وحدت را براي حفظ و گسترش اسلام و قدرتمند نمودن مسلمين، امري اساسي و حياتي مي داند البته ايشان در بحث هاي خود براي تحقق امت اسلامي، در گرو وحدت اسلامي، به امكاناتي چون مبارزه با ابرقدرت ها، آزادي قدس، قبله اول مسلمين، استفاده از كنگره عظيم و جهاني حج اشاره دارد و لزوم بهره برداري از اين امكانات را گوشزد مي نمايد.

 

     مبارزه با ظلم، بي عدالتي و دفاع از حق در نظر امام (ره) از اهداف اساسي و عاليه شريعت مقدسه بوده و يكي از پايه هاي سه گانه خاستگاه امت اسلامي است و تصريح متون مقدس، الزام آن را اثبات مي نمايد. در انديشه امام (ره) تا ابر قدرت ها و ايادي آنها كه ظالم هستند وجود دارند و محو و نابود نشده اند، مبارزه عليه آنان هست و براي تحقق عدالت لازم است با آنان مبارزه شود و از طريق همين مبارزه، آرمان هاي اسلامي تحقق يابد. ايشان مي گويد: «زير پرچم الهي - اسلامي از حقوق حقه خود دفاع كنند و دست ستمكاران، بخصوص ابر قدرت هاي شرق و غرب را قطع كنند و ديكتاتوري مدعي دموكراسي و كمونيستي را به جاي خود نشاند. (همان، ج 2، ص136)

 

3- مردم محوري

امام خميني( ره) مردم را همراه، يار و پشتيبان جمهوري اسلامي و مسئولين را خدمتگزار آنها مي دانست. معظم له مي فرمود:

 

       همه خدمتگزار خدمتگزار مردم هستند، همه اجير اين مردم هستند ، اجرت از اينها دارند مي گيرند براي خدمت و بايد با مردم رفتارشان رفتار انساني اسلامي باشد...( صحيفه نور، ج 16، ص 244،) عمده اين است كه ما به اسلام خدمت كنيم. خدمت به ملت، خدمت به اسلام است. خدمت به دولت، خدمت به اسلام است.( صحيفه نور، ج17، ص 225).

 

4- خود كفايي

       در مكتب اسلام , به مسئله حفظ هويت واستقلال اقتصادي ,ارزش بسيار داده شده است. مسلمانان, از هرگونه سكون و وابستگي به ظالمين , كه قطبهاي اقتصادي امروز, مصداق بارز آنند, به شدت نهي شده اند : [ ولا تركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار] (سوره هود, آيه 113) بدون ترديد وابستگي اقتصادي , مي تواند راهي باشد براي ركون و تكيه مالي به دشمنان اسلام , كه فرجامي جز شكست و آتش در بر نخواهد داشت. در روايات اسلامي به كار و فعاليت در جهت بي نيازي از ديگران ارزش بسيار داده شده تحمل زحمت و رنج براي رسيدن به غنا و بي نيازي عبادت به شمار مي آيد. امام راحل , براي رسيدن به خودكفايي , شرايطي را برشمرده اند كه اهم آنها به قرار ذيل است :

 

* تبيين نظري اقتصاداسلامي

       براي رسيدن به خودكفايي , شرط اول , ترسيم تئوري نظام اقتصادي اسلام است و تنها در سايه يك فقه مدون و محكم ناظر بر زمان است كه مي توانيم به خودكفايي برسيم . حضرت امام مي فرمايد:

 

         [تمام چيزهايي كه دراداره يك كشوراحتياج به آن هست , دراسلام هست .اسلام رااگر كسي تعهد به آن داشته باشد,امكان ندارد كه ... زيربار وابستگي برود, زيربار وابستگي به كفار برود]( صحيفه نور , ج 14ص.152)

 

* حفظ اصول وارزشها

       به اين پرسش, بايد پاسخ گفته شود كه آيااز ديدگاه حضرت امام , رسيدن به خودكفايي ارزش ذاتي دارد و مي بايست آن را به هر قيمت بدست آورد؟ گرچه با قرباني كردن اهداف واصول باشد؟ آيا مي توان عدالت اقتصادي واجتماعي را فداي خودكفايي مالي نمود؟ آيا مي توان از تكاثر ثروت و سلطه مترفين و يا دو قطبي شدن جامعه , در راه رسيدن به اين مقصود, چشم پوشيد و آيا مي توان در راه غناي معيشتي ,از آزادي مطلقه مالكيت و... صرف نظر نمود و يا بايداهداف انقلاب اسلامي را كنار گذاشت ؟ با نگاهي كوتاه به گفته ها و سيره حضرت امام , مي بينيم كه پاسخ همه سوالات منفي است و حضرت امام , در عين تكيه بر خودكفايي , هموراه بر حفظ اصول وارزشهاي اسلامي وانقلابي تكيه كرده و حفظ آنها را در راس همه برنامه هاي خود قرار داده است . از جمله اصول و ارزشها عبارتند از :

 

الف- معنويت

از مسائل اساسي در ديدگاه حضرت امام , توجه به معنويت و نقش زيربنايي آن در رابطه با همه مسائل اقتصادي و دنيوي است. از نگاه ايشان, آنچه كه هدف اصلي بعثت پيامبران را تشكيل مي دهد, توجه دادن انسان به مساله آخرت و خدا و معنويات است و فقط در سايه آن است كه انسان را به آرامش رسيده و كمال مطلوب را درمي يابد. اگراسلام , به مساله ماديات توجه فرموده از جهت ابزار بودن آن در راه رسيدن به كمالات معنوي است. دراين راستا حضرت امام مرتب هشدار داده اند كه پرداختن به مساله اقتصاد و ماديات, بدون توجه به معنويات جامعه انحراف بوده و ما را به همان گردابي دچار خواهد كرد كه امروز غير مسلمانان با آن دست به گريبانند و در جستجوي راه چاره براي فرار و گريز از آن تلاش مي كنند.

 

امام قدس سره دراين راستا با كساني كه به تحريف اسلام پرداخته و با تاثيراز مكاتب مادي شرق و غرب, گرفتارالتقاط گرديده و با تفسيراحكام اسلام به ماديت در واقع، به اقتصاد, بيش از ارزش واقعي آن بها داده و آن را زيربنا فرض كرده اند به مبارزه برخاسته و آنرا اسلام امريكايي معرفي و به افشاي خطر و پيامدهاي اين تفكر مي پردازد:

 

"اخيرا ما مبتلا شديم به يك عده اي كه ... تمام معنويات را به ماديات برمي گردانند. مي گويند: مسلميم لكن نه توحيدشان توحيداسلامي است و نه بعثت شان اسلامي است و نه نبوت شان نبوت اسلامي است و نه امامت شان و نه معادشان همه اش بر خلاف اسلام است ...اينها هم به اسم اسلام مي خواهند به كلي اسلام را كنار بگذارند و يك چيز مادي جاي او بگذارند كه همه چيزش مادي باشد. به اسم ترويج اسلام، ماديت مي كنند.( صحيفه نور , ج 120ص.124)"

 

 

ب- حفظ ارزشها و فلسفه انقلاب ملت ايران

توجه به ارزشهاي اسلامي وانقلابي در برنامه ريزيهاي اقتصادي از مسائلي است كه حضرت امام به آن اهميت فراوان داده است و همواره بر لزوم حفظ و تداوم آنها به مسؤولان و مردم هشدار داده اند. در همه برنامه ريزيهاي سياسي واقتصادي بايد عزت و شرف مومنين و ذلت منافقين و دنياطلبان, شعار حمايت او از مظلومين عالم, مبارزه با ستم, دفاع ازاسلام و در يك كلمه ديانت ما محفوظ بماند. از نگاه ابشان چه بسيار دولتهاي انقلابي واسلامي كه با شعار آزادي و كرامت انسانها قيام كردند ولي سرانجام مشكلات اقتصادي و رسيدن به رفاه بيشتر موجب گرديد كه آنان از شعارهاي انقلابي خود دست بردارند و براي رسيدن به زندگي بهتر و حل مسائل اقتصادي خود, هويت و شرافت اسلامي و ملي خود را در پيشگاه ثروت و رفاه قرباني كنند.

 

"مسائل اقتصادي و مادي ,اگر لحظه اي مسوولين رااز وظيفه اي كه برر عهده دارند منصرف كنند, خطري بزرگ و خيانتي سهمگين است . بايد دولت جمهوري اسلامي , تمامي سعي و توان خود را دراداره هر چه بهتر مردم بنمايد, ولي اين بدان معني نيست كه آنها راازاهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهاني اسلام است منصرف كنند. مردم عزيز ايران , كه حقاجهره منور تاريخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند, بايد سعي كنند كه سختي ها و فشارها را براي خدا پذيرا گردند تا مسؤولان بالاي كشور, به وظيفه اساسيشان , كه نشراسلام در جهان است , برسند( مجله پاسداراسلام , شماه 89)"

 

ج- عدالت اقتصادي

واژه عدالت -كه عدالت اقتصادي از بارزترين شاخه هاي آن است- ريشه در فطرت انسانها داشته و بشر همواره به عنوان يك آرمان و كمال مطلوب به جستجوي آن پرداخته و در رسيدن به آن از بذل جان و مال دريغ نداشته است . بدين جهت, شعار عدالت اجتماعي واقتصادي, همواره در سرلوحه همه مكاتب و مذاهب و نهضتها قرار داشته و از پرشورترين شعارهاي انقلابها بوده است. در شريعت اسلام , عدالت , از جايگاه ويژه اي برخوردار و فلسفه بعثت انبياست . از ميان صفات بي شمار خداوند, عدل و عدالت , جزءاصول خاص و تامه بوده انسانها در راه تقرب به او مي بايست عدالت را پيشه خود سازند.

 

5- دفاع از محرومان و مستضعفان

در حاليكه در اسلام غير (اسلام آمريكايي) اصل، اقتصاد و ماديات است و معنويت و اصول ممكن است به نفع رفاه و توسعه اقتصادي، قرباني يا كنار زده شود فلذا محرومين و مستضعفين استثمار شوند يا ناديده گرفته شوند در اسلام ناب، مستضعفين و پابرهنگان ولي نعمتان دين وانقلاب بوده و مورد توجه ويژه قرار مي گيرند. برخلاف ادعاهاي ليبراليزم و سوسياليزم مبني بر آزادي و اومانيسم، انسان مستضف در اين مكاتب، سربار و انگل جامعه بوده و از همه طرق براي بيگاري و استثمار قرار مي گيرند در مقابل آن، در حركتهاي الهي، محرومين، همچون ساير افراد جامعه بوده و كرامت وي بايد حفظ شود. فلذا در جامعه اسلامي محروميت زدايي , هميشه سرلوحه كارشان است ازاين روي بيشتر پيروان پيامبران الهي و مصلحان از طبقه محروم و زجر كشيده بودند. امام نيز به تاسي از اسلام عزيز ازامور مهمي را كه در سرلوحه برنامه ريزيهاي اقتصادي و سياسي كشور قرار داده و تاكيد كرده اند دفاع همه جانبه از محرومان مستضعفان جامعه اسلامي بلكه همه محرومان جهان مي باشد.

 

برنامه اساسي اسلام ناب ايجاد جامعه اي آباد و سالم و بدور از نكبت، فقر و تهي دستي است. از نگاه امام (ره) پيروزي و تداوم نهضت اسلامي ما نيز, بيش از همه گروهها مديون فداكاري وايثار طبقه محروم جامعه بوده و هست يعني كساني كه در رژيم ستمشاهي به استضعاف كشانيده شده بودند و همه عرصه هاي پيشرفت و ترقي و رسيدن به حقوق شرعي وانساني بر آنان بسته شده بود. اين طبقه , هميشه مورد عنايت خاص حضرت امام بودند و هميشه آن بزرگوار,از حقوق اين گروه دفاع كردند.

 

"خدا مي داند كه من مطلعم و رنج مي برم . من مطلعم ازاين دهات و شهرستانهاي دورافتاده ... من مطلعم از گرسنگي مردم واز وضع نابسامان زراعت و فلاحت . خدا مي داند كه من گاهي به فكر مي افتم كه اين زمستان آينده , چه خواهد شد؟ خيلي ناراحت مي شوم .اين بيچارها, آيا نان دارند يا ندارند؟ چه خواهد گذشت دراين زمستان سياه , به اين ملت فقير بدبخت( در جستجوي راه ,از كلام امام دفتراول .25)"

 

دراين راستا, توصيه و تاكيدايشان هميشه اين بود كه :

"مسؤولان به گونه اي برنامه ريزي كنند كه طبقات محروم بتوانند رشد كنند و به مراكز فرهنگي و ساير مديريتها راه يابند. براي تحقق اين امر مهم ,از علما, برنامه ريزان و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مي خواهند كه طرحهايي ارائه بدهند كه محرومان ازاين وضع , نجات پيدا كنند. (صحيفه نور ج 14ص.194)"

 

گفتمان اسلام غير (آمريكايي)

 امام خميني (ره) برداشتهاي مختلف از اسلام را به انواع اسلام تعبير كرده كه تنها يك نوع از آن صحيح ، سعادت بخش و منطبق با اسلام پيامبر و ائمه عليه السلام است و ما بقي ، اسلام هاي غير اصيل و فاصله دار از حقيقت دين را تشكيل مي دهند. ايشان اين نوع از اسلام را اسلام آمريكايي مي نامند. امام خميني در اين باره مي فرمايند:

 

       "اسلامي وجود دارد كه با اسلام ناب در تعارض است و با توجه به آن كه آمريكا مهمترين منشأ فساد در عصر حاضر است چنين اسلامي مخالف با منافع آنها نيست. از اين رو با توسل به چنين اسلامي نمي‏توان حق مظلومي را از اين ظالمان گرفت و از آنجا كه كساني به سراغ چنين اسلامي مي‏روند كه منفعت شخصي و رفاه فردي را بر مصلحت دين و ملت ترجيح مي‏دهند با وجود اين در صورت نشستن بر سرير حكومت جامعه اسلامي با احساس كوچكترين خطر، حاصل همه زحمات ملت را يك شبه بر باد مي‏دهند؛ چرا كه آنها هرگز عمق راه طي شده را نديده‏اند" (ر.ك.: صحيفه امام، ج 20، ص 334)

 

اسلام آمريكايي مجموعه اي از اسلام هاي غير اصيل و مورد پسند آمريكا و متحدانش بوده اين اسلام ها به شكلي از اسلام اصيل فاصله پيدا كرده اند. از مهمترين ويژگي اين گفتمان، تلفيق دينداري و معنويت اسلامي با دستاورد هاي سياسي و اجتماعي تمدن غرب بوده و ضمن تاكيد بر اصولي همچون آزادي، دموكراسي، حقوق سياسي مردم، مدارا با مخالفان، اجراي همه احكام فقهي بويژه مجازات هاي اسلامي را ضرورتي ندانسته و دموكراسي و شورا را جايگزين مناسب ولايت فقيه و نظارت فقيهان مي دانند. (اسلام سياسي در ايران،پيشين،ص276) حاميان اسلام غير، طرفدار مصالحه با غرب، پذيرش ه‍ژموني غرب و تسليم شدن در برابر آن و داشتن روابط نيكو با همه كشور هاي غربي هستند و بر مليت گرايي به جاي دينگرايي پا فشاري مي كنند .

 

مولفه هاي اسلام غير(آمريكايي)

1- التقاط

2- تساهل و تسامح

3- نگرش سكولاريستي

4- نگرش ناسيوناليستي

 

 حال به توضيح هر يك از آنها و تفاوتش با مولفه هاي مشابه با آن در اسلام ناب مي پردازيم:

 

1 التقاط:

التقاط از ريشه «ل ـ ق ـ ط» بر وزن افتعال و به معناى برچيدن، از زمين برگرفتن، بخشى از گفتار يا سخن كسى را گرفتن و مانند آن است.( لسان‌العرب، ج7،ص392) از مولفه هاي اسلامي امريكايي ، تلفيق بخشي از اسلام و بخشي از مكاتب مادي و ارئه تفسير جديدي از اسلام است. طرفداران اين نگرش ضمن برخورداري اندك از معارف بلند اسلامى و تسليم شدن در مقابل تمدن و تكنولوژي غرب تلاش مي كنند با تلفيق اسلام با ماركسيسم، ليبراليزم ، اومانيسم و ... انديشه جديدى را مطرح و ترويج كنند. آنها مى‌كوشند تا اسلام را مدرنيزه كنند و بر اثر آشنا نبودن با منابع و اصول اسلامى در آموزشهاى خود از شعر و شعار و تهييج احساسات بهره مى‌گيرند. اين جريان فكرى، قرآن را با حفظ پوشش ظاهرى الفاظ آن تحريف كرده و تفسيرى مادى ـ كه خود نوعى تفسير به رأى است از آن ارائه ميدهند چنان‌كه ماركس نيز بر اين باور بود كه براى مبارزه با مذهب در ميان توده‌هاى معتقد بايد از خود مذهب استفاده كرد؛ بدين صورت كه مفاهيم مذهبى از محتواى معنوى و اصلى خود تخليه و از محتواى مادّى پر شود تا توده، مذهب را به صورت مكتبى مادّى دريابند. پس از اين مرحله دور افكندن پوسته ظاهرى دين ساده است.( مطهري ، مرتضي ، علل گرايش به ماديگرى ، ص34) در ديدگاه آنان، از نظر قرآن و اسلام هر مبارزى به هر منظورى و در راه هر ايده‌اى كشته شود «شهيد» و در مقام و مرتبه انبياست و اساساً انبيا جز انقلابيون و مصلحان اجتماعى بزرگ نبودند. قرآن هم كتابى است كه به مشاهده و تجربه اصالت داده و از تفكرات فلسفى مبرا بوده و روح حاكم بر آن «پوزيتويسم» است. خوبى و بدى و مفاهيم اخلاقى فقط در شرايط خاص خود معنا داشته و هيچ اصل ثابتى بر اخلاق و رفتار انسان حاكم نيست و «عمل صالح» هر عملى است كه با توجه به شرايط و اوضاع اجتماعى آن عمل، مورد ارزيابى قرار گيرد و بر اين اساس در جهت رسيدن به پيروزيهاى سياسى و اجتماعى هر خيانتى رنگ اخلاق به خود مى‌گيرد.

 

امام خميني(ره) مي فرمايند:

     " هر مسئله‏اى، هر مطلبى، كارشناس لازم دارد. اگر يك مريضى بگويد كه من چه كار دارم به نسخه، من خودم مى‏خواهم خودم را معالجه كنم، اين مى‏ميرد. مريضى كه بخواهد خودسر، خودش خودش را علاج كند، اين منتهى به مردنش گاهى مى‏شود. اگر بنا باشد كه به كارشناسهاى اسلام ما كارى نداشته باشيم، آنهايى كه مى‏دانند به قواعد اسلام چه جور بايد عمل كرد، و چه جور بايد، آنها را ما كار نداشته باشيم، خودمان هرچه به نظرمان رسيد، يا فرض كنيد آنهايى كه از خارج الهام مى‏گيرند، و از كمونيستها و از ماركسيستها الهام مى‏گيرند، آنها هم نفوذ كنند در بين ما، و هر طورى كه آنها مى‏خواهند عمل كنند، ما يك وقت بفهميم كه اسلام را مى‏خواهند با ماركسيستى منطبق كنند، خوب، اين است كه خطر براى اسلام دارد. اين خطر را بايد همه‏تان توجه كنيد به آن. و با جديت اين خطر را رفعش كنيد." (صحيفه امام    ج‏11 ص : 67)

 

2- تساهل و تسامح

در اثر جنگ‌هاي ديني قرن 16 و 17 مسأله امكان هم زيستي مسالمت آميز بين معتقدات اديان مختلف مطرح و بر مفهوم تساهل و تسامح تأكيد شد و بينش‌هاي ديني سنتي ناظر به اومانيسم، شديداً تحت تأثير روحيه تساهل و تسامح قرار گرفتند. در اين ديدگاه، تسامح به اين معنا بود كه اديان با حفظ تفاوت‌هاي هر يك با ديگري مي‌توانند در كنار يكديگر هم زيستي مسالمت آميز داشته باشند. .( رجبي،محمود ، انسان شناسي،ص50)

 

در جوامع اسلامى عدّه اى از انديشمندان مسلمان، متأثر از انديشمندان غربى و فريفتگي در مقابل فلاسفه غرب ، مبانى نظرى انديشه ى تساهل و تسامح غربى را پسنديده و سعى مى كنند آموزه هاى دينى را به گونه اى تعريف و تفسير نمايند كه مخالف تساهل و تسامح غربى نباشد.( اسلامي ،محمد تقي ، تساهل وتسامح ، مركز تعليمات اسلامي واشنگتن) به عنوان نمونه، گاهى بر مبناى نسبيّت و شكّاكيّت معرفت شناختى، هر گونه يقين باورى و جزم انديشى و مطلق انگارى را خلاف تساهل مى دانند. قانون اساسى دموكراتيك، مبتنى بر به رسميت شناختن حقوق بشر و متكثّر ديدن حقيقت است؛ يعنى اعتقاد به اين كه انسان مى تواند فلسفه هاى مختلفى داشته باشد و از جهان، انسان و ايمان، تفسيرهاى متفاوتى عرضه كند .... اگر كسانى معتقد باشند كه در عرصه ى سياست، انسان شناسى و جهان شناسى، مجموعه اى از حقايق ابدى وجود دارد ... چنين كسانى نمى توانند براى انسان ها حقوق انسانى قايل باشند و معتقد به نوعى جزميّت و مطلق انگارى هستند. دگماتيزم، ويژگى اصلى معرفت شناسىِ تفكّر خشونت گراست. اينان، انسانيّت و آدميّت را بالاتر از دين دانسته و معتقدند بى دينى آن قدر عيب نيست كه ترك آدميّت و دورى از انسانيّت عيب است. ( كيان ، ش 45 ، ص 6 )

 

مباني تساهل و تسامح ( بشري بودن و نسبيت ارزش‌ها و معرفت ) با بينش‌هاي ديني سازگار نيست و در بينش ديني خاستگاه ارزش‌ها خداوند است نه انسان، و اين ارزش‌ها از اطلاق و پشتوانه معرفتي يقيني برخوردار است و از سوي ديگر، اسلام تساهل و تسامح در مورد هر ديني و پيروان آنها را نمي‌پذيرد و در مقابل كفر و الحاد موضعي آشتي ناپذير دارد.( رجبي،محمود ، انسان شناسي،ص50)

 

آيت ا.. مصباح در باره اين نوع تفكر مي فرمايند:

تسامح و تساهل با معناي جديد با اصول و مباني مسلماني مغايرت دارد. نمي توان در مقابل نفي ارزشهايي كه منشا الهي دارند،تساهل وتسامح پيش بگيريم ...... آيا با كسي كه به جان ما،ناموس ما و مهمتر از همه به ايمان عزيزتر از جان وناموس ما خيانت مي كند هم با تسامح و تساهل رفتار كنيم. (مصباح يزدي، نظريه سياسي اسلام، جلد 2،ص205-218)

 

3- نگرش سكولاريستي

ماكس وبر سكولاريسم را به معناي «جدا بودن جامعه ديني از جامعه سياسي» مي داند. به گونه اي كه دولت حق اعمال قدرت در امور ديني نداشته باشد و جامعه ديني در امور سياسي مداخله نكند.(اعواني،غلامرضا،سكولاريسم و فرهنگ،ش21،ص15) طرفداران اسلام آمريكايي با تاكيد بر جدايي دين از سياست، حكومت مذهبي را در هر شكل آن طرد و معتقدند كه رو حانيت نبايد در قدرت سياسي مداخله كند زيرا نمي توان جامعه را بر اساس احكام اسلام در دنياي مدرن باز سازي كرد؛ حكومت مبتني بر اجتهاد و تقليد بدليل جزميت و مطلق گرايي به استبداد مي انجامد و هرگونه مخالفت با آن بعنوان مخالفت با دين سركوب مي شود. سكولارها بجاي تكيه بر احكام اسلامي بر دموكراسي به شيوه غربي و حقوق بشر تكيه مي كنند.

 

 

 امام خميني (ره) مي فرمايند:

      "يكى از امور مهمى كه همه، بسيارى از آقايان مى‏دانند، قضيه- كه براى سلطه آنهاست- انزواى روحانيت از جامعه‏ است. و براى اين امر نقشه‏هاى مختلف است؛ از آن جمله جدايى سياست از ديانت كه مع الأسف اين نقشه بسيار مؤثر بوده است و گرفته است. و گرفتاريهاى مسلمين اكثراً، بلكه همه از اين راه بيشتر بوده است تا راههاى ديگر. الآن هم بوقهاى استعمارى و آنهايى كه سرسپرده استعمار هستند اين فرياد را مى‏زنند و اسلام را از سياست جدا مى‏دانند و براى مسلمان جايز نمى‏دانند كه در سياست دخالت كنند و دامن مى‏زنند به اين حرف، به اين مطلب. " (صحيفه امام ج‏17 ص 204)

 

در جاي ديگر مي فرمايند:

     "اينها مى‏گويند كه روحانيها بروند در مسجدها و همان جا نماز جماعت بخوانند. بسيار خوب، شما مى‏گذاريد روحانيها در مسجد نماز جماعت بخوانند؟ مى‏خواهند مسجدها را هم از روحانى پاك كنند باصطلاح خودشان .... و لو به صورت اينكه «نه، ما مى‏خواهيم احترام اينها محفوظ باشد، اگر اينها وارد در سياست بشوند احترامشان از بين مى‏رود پيش مردم، و ما ميل داريم احترامشان محفوظ باشد» با اين دوز و كَلَكها مى‏خواهند روحانيت را از صحنه بيرون كنند و كشور شما را تسليم كنند يا به طرف شرق، يا به طرف غرب، اساس اين است، و الّا با چهار ذرع چِلْوارى (كنايه از عمّامه روحانيون است) كسى مخالفت نمى‏كند"( صحيفه امام، ج‏13، ص: 362) اينها به روحانى هم كارى ندارند. اينها به اسلام كار دارند. آن كه روحانى را تقويت مى‏كند كه يك كلمه‏اش را همه مى‏پذيرند، آن اسلام است. اساس اسلام است. آنها با آن اساس مخالف‏اند.(همان)

 

4- نگرش ناسيوناليستي

يكي از مولفه هاي اسلام آمريكايي بها دادن به حس ناسيوناليستي (ملي گرايي) است كه اين ديدگاه ، در برابر نگرش امت واحده اسلام اصيل قرار دارد. ملي گرايي مرامي وضعي است كه الگوهاي خود را از ضروريات محيطي مي گيرد و از اين رو با تفكر مادي هم آهنگي كامل دارد و حامل ويژگي هاي آن در عرصه هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي است و از نشانه هاي مادي بودن آن تناقضش با اخلاق و ارائه تفسيري عرفي از زندگي اجتماعي است.

 

والتر لاكور ميگويد: "از ويژگي هاي اصلي ملي گرايي، خودخواهي و كم انگاري شأن ديگران و فقدان روحيه انتقادپذيري و عدم احساس مسئوليت و عدم رعايت جانب انصاف است. از اين رو ملي گرايي به تدريج واقع بيني را از دست مي دهد و پندار خيالي را بر جامعه حاكم مي كند." [نقوي ،علي محمد ، الاسلام والقوميه، ص78]

 

تقي الدين نبهاني ملي - ميهني را به چند دليل فاسد مي داند: "نخست اين كه علقه اي منحط و بي فايده است زيرا انسان را در حال سير در راه تعالي، به انسان وابسته مي سازد و دوم اين كه رابطه اي عاطفي است كه از غريزه بقا با دفاع از خويش ناشي مي شود و رابطه عاطفي در معرض تغيير و تبديل است و شايسته دلبستگي نيست ..." خطاي آشكاري كه ملي گرايان جهان اسلام مرتكب شدند اين بود كه به استعمار روي آوردند و از آنان خواستند تا مليت هاي آنان را تقويت كند و طبيعي بود كه به هيچ چيزي دست نيابند، نه فقط از آن رو كه استعمار چنين چيزي را براي آنان نميخواهد بلكه به اين دليل كه بناي هويت خودي به واسطه غير، ممكن نيست. يكي از نتايج ملي گرايي در زندگي مسلمانان اين بوده است كه ملي گرايان افكار خويش را بر اسلام تحميل كرده و سبب تحريف انديشه اسلامي شده اند.

 

امام خميني (ره) مي فرمايند:

اين كه من مكرر عرض مي كنم كه اين ملي گرايي اساس بدبختي مسلمين است براي اين است كه اين ملي گرايي، ملت ايران را در مقابل ساير ملت هاي مسلمين قرار مي دهد و ملت عراق را در مقابل ديگران و ملت كذا را در مقابل كذا. اينها نقشه هايي است كه مستعمرين كشيده اند كه مسلمين با هم مجتمع نباشند. ( صحيفه امام، جلد 13، صفحه 87)

 

اين ملي گرايي اساس بدبختي مسلمين است. اينهايي كه به اسم مليت، گروه گرايي و ملي گرايي بين مسلمين تفرقه مي اندازند، اينها لشكرهاي شيطان و كمك كارهاي به ابرقدرت هاي بزرگ و مخالفين با قرآن كريم هستند. (صحيفه امام، جلد 12، صفحه 225)

 

من به صراحت مي گويم ملي گراها اگر بودند، به راحتي در مشكلات و سختي ها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مي كدند، و براي اينكه خود را از فشارهاي روزمره سياسي برهانند، همه كاسه هاي صبر و مقاومت را يكجا مي شكستند و به ميثاق ها و تعهدات ملي و ميهني ادعايي خود پشت پا مي زدند. (پيام تاريخي امام (ره) به مناسبت پذيرش قطعنامه 598، 5 ذيحجه 408، 29/4/67)

 

 

نتيجه گيري:

در دوران شكوه و عظمت اسلام، غرب حرف چنداني در برابر تمدن اسلام نداشت. اما رفته رفته اين تمدن بزرگ، رو به انحطاط نهاد تا آنجا كه تمدن غرب كه عقب ماندگي تاريخي نسبت به جهان اسلام داشت به پيشرفت چشمگيري نسبت به جهان اسلام دست يافت. به طوري كه يك سوال بزرگ در ذهن انديشمندان جهان اسلام بوجود آمد اينكه چرا ما عقب مانديم و آنها پيشرفت كردند؟ اين سوالي بود كه در كل جهان اسلام مطرح شد. در فرايند پاسخ به اين پرسش، نگرش ها و ديد گاههاي متفاوتي پديد آمد. يكي از آنها ديدگاه امام خميني(ره) رهبر انقلاب اسلامي ايران است. ايشان علت اصلي عقب ماندگي جوامع اسلامي را در دور شدن از جوهره واقعي اسلام دانسته و معتقدند كه بايد به اسلام اصيل و واقعي دست يابيم. بر اساس انديشه امام خميني (ره) دو نوع گفتمان اسلامي داريم: 1- گفتمان اسلام ناب محمدي(ص) 2- گفتمان اسلام غير

 

 امام خميني (ره) معرفي نادرست اسلام را علت اصلي عقب ماندگي مسلمانان و تسلط استعمارگران غربي در جوامع اسلامي مي دانستند. از نظر ايشان اسلام ديني جامع است و به همه ابعاد زندگي بشري پرداخته است. براي اجراي احكام اسلام به حكومت نياز است و اعتقاد به ضرورت تشكيل حكومت و مبارزه در راه آن جزئي از اعتقاد به ولايت است. از نگاه امام خميني (ره) از آنجايي كه اسلام براي حكومت، قانون و برنامه دارد جدايي دين از سياست توطئه استعمار براي غارت مسلمانان و جلو گيري از مقاومت علما و روحانيون مي باشد.

 

       گفتمان اسلام ناب، از نگاه امام خميني (ره) بر مولفه هايي همچون ولايتمداري، امت گرايي، مردم محوري، خودكفايي و دفاع از مستضعفين تاكيد دارد كه پس از انقلاب اسلامي ايران، نشانه ها و مفهوم هاي آن، خود را در يك منازعه سخت و در رويارويي با گفتمانهاي ديگر تثبيت كرد و توانسته به يك منظومه مشخص معنايي دست يابد. هدف اين گفتمان بازسازي جامعه اسلامي بر اساس بازگشت به اصول اسلامي است و هرگونه وابستگي به غرب و تقليد از آن را طرد مي كند.گفتمان اسلام ناب در برابر مولفه هاي اومانيسم، سكولاريسم، ناسيوناليسم و سرمايه سالاري ( كه اصول اسلام غير ( اسلام آمريكايي ) است) بر خدا محوري، سيطره دين بر جامعه و سياست، امت گرايي و مقاومت در برابر ظلم و برقراري عدالت همه جانبه تاكيد دارد.

 

برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :