صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TODVKalEzSmpBbU1DRk5iMlJsYkNZeE5Ea3ZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLXlMJTJmOUNFZDUwclUlM2Q=/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOW9iMjFsSmk4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC03OHpOd3pudzZvdyUzZA==/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOWpiMjUwWVdOMGRYTW1OQ1l3SmpBaFFYSmpKakF2SXlNalEyOXVkR1Z1ZENNakl5OCUzZC1lY3Q0VTM0bzRSayUzZA==/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOWpiMjUwWlc1MFozSnZkWEJzYVhOMEpqTXpKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLSUyZlBrRU40aCUyZkdKdyUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - نقش استعمار در كنترل جريان آزاد اطلاعات
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported

صفحه اصلي>ويژه نامه ها>جنگ نرم
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1392/12/14
بازديد: 13907
جنگ نرم

نقش‌ استعمار‌ در‌كنترل‌ جريان‌ آزاد‌ اطلاعات

جريان‌آزاد‌اطلاعات


سابقه استعمار در كنترل جريان اطلاعات

استعمار فرانو كه طي دو دهه اخير به وجود آمده است، بيش از همه، زيرساخت‌هاي اطلاعاتي و رسانه‌اي كشورهاي ديگر را هدف قرار داده است.

استعمار كهن از حدود قرن 15 ميلادي شروع مي‌شود. البته قبل از اين زمان هم استعمار به شكل‌هاي مختلف وجود داشته است، اما اين نوع استعمار با اكتشاف قاره آمريكا و افزايش سرعت توسعه علم و دانش آن موقع، شكل مي‌گيرد. قبل از انقلاب صنعتي با تسلط اسپانيايي‌ها بر كشورهاي آمريكاي لاتين، آنها به سه اقدام بزرگ در جهت تثبيت جايگاه خود دست مي‌زنند. نخست اين‌كه مسيحيت اسپانيايي را جايگزين دين بومي كشورهاي اين منطقه مي‌كنند دوم اين‌كه آنها تلاش كردند تا استفاده از زبان اسپانيايي در اين كشورها را گسترش و توسعه دهند. ديگر اين‌كه رسانه‌ها و ساختارهاي اطلاعاتي آن روز اين كشورها را با تأسيس روزنامه، مجله، گسترش صنعت چاپ، تأسيس مدارس و دانشگاه ها به دست گرفتند و در جهت ايجاد شرايط رسانه‌اي به شيوه خود اقدام كردند.

يك قسمت ديگر از استعمار كهن كه به قرون اخير باز مي‌گردد، مربوط به اين مسئله مي‌شود كه مهاجمان تلاش مي‌كنند تا ساختارهاي فرهنگي كشورهاي زير سلطه و استعمار را تحت تأثير قرار بدهند. در اواخر قرن 18 ميلادي وقتي ناپلئون بناپارت مصر را به تصرف خود در مي‌آورد، به انتشار دو روزنامه در مصر دست مي‌زند و بعد به سراغ زيرساخت هاي فرهنگي اهالي اين كشور مي‌رود.

نيمه دوم قرن 19 از جنبه گسترش رسانه‌اي اهميت زيادي دارد. در اين سال‌ها فن‌آوري‌ها و ارتباطات بزرگ تشكيل مي‌شود. با گسترش تلگراف و تلفن و عكاسي؛ خبرگزاري‌هاي دنيا تشكيل شده و گسترش پيدا مي‌كنند. اين استعمار كهن تا پايان جنگ دوم جهاني ادامه مي‌يابد، پس از چند دهه وقتي كشورهاي تحت سلطه و استعمار استقلال خود را به دست مي‌آورند، اين مسئله از طرف كشورهاي استعمارگر مطرح مي شود كه وضع فرهنگي مستعمره‌هاي سابق چگونه ‌شود. از اين زمان به بعد است كه استعمار نو آغاز مي‌شود.

با بالارفتن سطح دانش عمومي اقشار مختلف جامعه، رسانه‌هاي جديد شكل مي‌گيرد. از حدود دهه 60 و 70 ميلادي ايجاد جريان يكسويه اطلاعات در سطح ملي و منطقه‌اي از سوي كشورهاي استعمارگر و صاحب قدرت اعمال مي‌شود.

با سقوط رژيم شوروي سابق و اقمار آن، مسئله تأكيد بر امور رسانه‌اي و فرهنگي شدت بيشتري مي‌يابد و پس از پايان جنگ سرد، مسئله اطلاعات، ارتباطات و رسانه‌ها نقش بسيار مهمي را در زمينه فعاليت اين دو ابرقدرت ايفا مي‌كند. البته شكل اعمال استعمارگري و بازيگري‌هاي سياسي در استعمار نو تغيير مي‌كند و در چارچوب موضوع‌هاي قديمي، مسايل و موضوع‌هاي تازه‌اي مطرح مي‌شود. در استعمار نو از آزادي‌هاي مدني و فردي، دموكراسي، مشاركت عمومي، مبارزه با تروريسم، كمك به زيرساخت‌هاي ملي و اين اواخر جهاني‌شدن و جهاني‌سازي صحبت مي‌شود.

همه افراد كشورهاي جهان وارد يك جامعه اطلاعاتي و صنعتي مي‌شوند. در اين زمان ليبراليسم به پيروزي رسيده است، اما در نگاه كشورهاي استعمارگر اين پرسش مطرح مي شود كه به چه شكل اين مسئله بايد به ديگر كشورها انتقال پيدا كند. اين مطلب به وسيله اعمال مسايل فرهنگي و آداب و رسوم و آيين‌هاي هر منطقه و كشور، شكل ويژه‌اي به خود مي‌گيرد. جامعه را از طريق اينترنت و امواج نامرئي نمي‌توان درست كرد، اما مي‌توان ساكنان هر منطقه و كشور را با توجه به تأثيرپذيري‌هاي فرهنگي تغيير داد. مسئله اينجاست كه استعمار كهن آثار ملموس داشت، در حالي كه استعمار نو از آثار غير ملموس برخوردار است.1

ماده نوزدهم، نظم نوين اطلاعات و انحصارگرايي جديد

در دوره پس از جنگ جهاني دوم، تفوق سياست بين‌المللي آمريكا و مخصوصاً نفوذ شديد آن در سازمان ملل متحد باعث شده بود كه مسايل مربوط به اطلاعات و ارتباطات در سطح جهان در قالب ايدئولوژي‌ها و الگوهاي خاص غربي همچون جريان آزاد اطلاعات مطرح شود. در يكي از گزارش‌هاي مستند يونسكو درباره بي‌نظمي در حوزه اطلاعات و ارتباطات چنين آمده است: « سيل بي‌امان اطلاعات در برخي از رشته‌ها، مسدود بودن بعضي از مجراهاي ارتباطي، بي‌نظمي انتشارات و موانع زباني از يك سو، ناتواني ما در حذف پاره‌اي از اطلاعات كهنه و غيرضروري از نظام نگاهداري اطلاعات، از سوي ديگر در وضع كنوني، ما را در برابر موقعيت خطيري قرار داده است؛ زيرا كه توازن توزيع اطلاعات را در بين كشورها برهم زده است.»

در چنين وضعيتي، كشورهاي غربي از جمله ايالات متحده آمريكا، براي مهار و انتقال اطلاعات در مجرايي يكنواخت، پيشنهاد برقراري نظم نوين اطلاعات و ارتباطات را مطرح كردند. . از سال 1948 كه با زمينه‌سازي قبلي و پشتيباني مستقيم آمريكا «كنفرانس بين‌المللي سازمان ملل متحد درباره آزادي اطلاعات» در ژنو برگزار شد و اعلاميه جهاني حقوق بشر در مجمع عمومي ملل متحد به تصويب رسيد، بر اساس ماده 19 اين اعلاميه درباره آزادي اطلاعات، نظم بين‌المللي حاكم بر اطلاعات، و ارتباطات بر مبناي جريان آزاد اطلاعات پايه‌ريزي شد.

ايالات متحده آمريكا، پس از تصويب اين ماده در سازمان ملل متحد، توانست با كمك‌ها و همكاري‌هاي اقتصادي و اجتماعي خود به كشورهاي در حال توسعه، بر نقش توسعه‌بخشي ارتباطات در قالب نظم يكپارچه جريان آزاد اطلاعات تأكيد بيشتري كند و نيز به گونه‌اي، با گسترش افكار و انگاره‌هاي مطالعاتي و تحقيقاتي مورد نظر خود در اين زمينه، توانست نوعي سلطه بلامعارض در سطح جهاني كسب كند، اما به تدريج، در پي استقلال‌طلبي برخي از كشورهاي در حال توسعه، به وضع نامطلوب جريان يكسويه اطلاعات و فاصله روزافزون اين كشورها با ديگر ممالك غربي اعتراض شد. در همين زمينه، از ضرورت ايجاد يك «جريان متعادل اطلاعات» در سطح دنيا و به ويژه در كشورهاي در حال توسعه سخن به ميان آمد.

كشورهاي در حال توسعه، براي رهايي از وضعيت حاكم در سطح جهان – كه آن را «امپرياليسم خبري» توصيف كرده‌اند – به سياستگذاري در زمينه‌هاي مربوط به انتقال اطلاعات و توسعه رسانه‌هاي جمعي روي آوردند. در هر صورت، اگر نظم نوين جهاني اطلاعات و ارتباطات، بر پايه اصول مشتركي ميان كشورهاي عضو آن استوار باشد و نيز هدف از آن، محو نابرابري و عدم تعادل اطلاعاتي و همچنين محو آثار منفي برخي از شركت‌هاي فرامليتي و تمركززدايي صاحبان قدرت باشد، نظمي قابل قبول و فراگير است. در غير اين‌صورت، خود به بي‌نظمي نويني دامن مي‌زند كه كشورهاي در حال توسعه اولين قربانيان آن خواهند بود.2

جريان باز اطلاعات يا استعمار نوين رسانه‌اي؟

بوش رئيس‌جمهور آمريكا در مورد مخالفانش با جنگ عراق گفت: «آنان كه با ما نيستند، عليه ما هستند.» بهترين عملكرد رسانه خبري، وقتي است كه نشان دهد اين ضمير«ما» هميشه به معني همه مردم كشور است. تكيه اصلي شهروندان عادي به اطلاعات معتبر و قابل اعتمادي است كه رسانه‌هاي خبري در اختيارشان مي‌گذارند. زماني كه رسانه‌هاي خبري به عمد يا غيرعمد فراموش مي‌كنند كه اين «ما» فقط رهبري و مسئولان نظام است، در چنين حالتي همين ما؛ يعني همه مردم بايد رنج ناشي از پي‌آمدهاي اشتباه يا فريب رسمي رهبري و رسانه‌ها را تحمل كنند.

آنچه كه در عمل اتفاق افتاده است، جوسازي رسانه‌هاي استعماري در قلب واقعيت‌ها و وارونه كردن حقيقت در جهت منافع استعمار بوده است. در جنگ عراق، تمامي رسانه‌هاي غربي با بزرگنمايي خطر سلاح‌هاي كشتار جمعي عراق و نمايش اسناد و ادعاهاي جعلي دولت آمريكا در وجود سلاح‌هاي نامتعارف در عراق، زمينه را براي استثمار همه جانبه يك ملت مسلمان و چپاول ثروت‌هاي ملي آن و تخريب فرهنگي‌اش فراهم نمودند. با يك بررسي تاريخي، به روشني مشاهده مي‌شود كه مديريت افكار عمومي از طريق تحريف و مديريت هدايت شده اطلاعات، چگونه مي‌تواند در طول دوره زماني كمتر از دو دهه، فرد يا نظامي را در دو روي كاملاً مقابل هم معرفي كند؛ بدون آن‌كه هيچ صداي اعتراضي بلند شود و هيچ ذهن پرسش‌گري در جستجوي عوامل اين تناقضات برآيد.«بن باگديكيان»محقق آمريكايي در اين باره چنين مي‌نويسد: «در دهه 1980 و بعد از آن، ايالات متحده به بيست و چهار شركت آمريكايي اجازه داد سلاح‌هاي كشتار جمعي به صدام بفروشند تا عليه ايران، مهم‌ترين دشمن ايالات متحده در خاورميانه استفاده كند. صدام از سلاح‌هاي شيميايي و گازهاي سمي عليه ايرانيان و حتي عليه اقليت كُرد عراق استفاده كرد؛ در حالي كه ايالات متحده روي خود را برگردانده بود. اين همان صدامي بود كه در سال 2000 حاكمي ستمگر و دژخيمي معرفي شد كه ناراضيان حكومتش را شكنجه مي‌كند و مرتكب نسل‌كشي عليه اقليت كُرد مي‌شود.»3

تا اوايل دهه 1980، به استثناي ايالات متحده، اكثر برنامه‌هاي تلويزيون جهان در كنترل دولت بود و راديوها و روزنامه‌ها حتي در ممالك دموكراتيك، تحت قيد و بندهاي بالقوه جدي دولت قرار داشتند. حتي در آمريكا، كميسيون ارتباطات فدرال، كنترل دقيقي بر رسانه‌هاي الكترونيك اعمال مي‌كرد كه گاهي هم در جهت منافع خاص قرار داشت. در اين كشور سه شبكه تلويزيوني بزرگ، 90 درصد مخاطبان را در انحصار خود داشتند و اگر نگوييم افكار عمومي را شكل مي‌دادند، حداقل چارچوب‌هاي آن را تعيين مي كردند. همه چيز در عرض يك دهه دگرگون شد. اين دگرگوني تابع تحولات تكنولوژيكي بود. تنوع يافتن شيوه‌هاي ارتباطي ، به هم پيوستن همه رسانه‌ها در يك متن گسترده‌تر ديجيتالي، بازشدن راه براي رسانه‌هاي چندگانه متعامل و امكان‌ناپذيري كنترل امواج ماهواره‌ها كه مرزها را درمي‌نورديد، يا ارتباطات كامپيوتري از طريق خط تلفن، تمامي جبهه‌هاي سنتي نظارت دفاعي را قلع و قمع كرد.4

جريان باز اطلاعات و فرار مغزها

گسترش اطلاعات، موجب آگاهي توده‌هاي مردم- حتّي در دورافتاده‌ترين نقاط جهان - نسبت به امكانات و زندگي بهتر در نقطه‌اي ديگر از جهان پيرامونشان شده است. مهاجرين گاهي در كشور ميزبان، به نيروهاي مخالف دولت متبوعشان تبديل مي‌شوند و در مواقعي با نفوذ در سيستم علمي، سياسي و فرهنگي كشور پذيرنده، خصوصاً در كشورهاي توسعه يافته - برخلاف ميل آنها - اطلاعات علمي و فني را كه اساس برتري آنهاست، به كشورهاي جهان سوم منتقل مي‌كنند. اين مهاجران در انتقال سرمايه‌ها از خارج به داخل كشورشان نيز نقش مهمي به عهده دارند.5

بين فعاليت‌هاي علمي فناوري اقتصادي و جريان اطلاعات، يك رابطه مستقيم وجود دارد؛ به اين معنا كه هر چه اين فعاليت‌ها افزايش يابند؛ توليد، توزيع و مصرف اطلاعات افزايش مي‌يابد و جريان اطلاعات رونق و سرعت مي‌گيرد. اكنون كشورهايي جريان اطلاعات را در دست گرفته‌اند كه فناوري پيشرفته را به لطف نيروهاي زبده و متخصص خود در اختيار دارند. اطلاعات خام را مانند مواد اوليه از كشورهاي در حال توسعه مي‌گيرند و پس از پردازش سريع و دقيق، همان اطلاعات را در اختيار ديگر كشورها قرار مي‌دهند و از اين راه، هم جريان را به نفع خود هدايت مي‌كنند و هم درآمد هنگفتي به دست مي آورند. پس خروج نيروهاي زبده كشورهاي جنوب و ورود آنها به كشورهاي شمال، باعث مي‌شود نيروهاي متخصص كشورهاي فقير به صورت آماده و بدون صرف هزينه، در اختيار اين قدرت‌ها قرار گيرند و همان افراد، با استفاده از فناوري‌هاي پيشرفته كشورهاي شمال، به توليدات علمي و فناورانه بپردازند و قدرت‌هاي صنعتي را هر روز قويتر كنند.

در دو سه دهه گذشته، ما شاهد يك عدم توازن در توليد و مصرف و اشاعه اطلاعات در سطح جهاني بوده‌ايم؛ به طوري كه بيشتر اين فعاليت‌ها در كشورهاي پيشرفته انجام شده و كشورهاي جنوب، سهم كمي در اين زمينه داشته‌اند. تا جايي كه امروز كشورهاي شمال، تمام جريان اطلاعات را هدايت مي‌كنند و به ميل خود، آن را سمت و سو مي‌بخشند.كشورهاي آمريكا و كانادا، بيشترين اطلاعات علمي و فني را توليد مي‌كنند و بيشترين سود را از اين كار مي‌برند و دانش توليد شده را از طريق شبكه‌هاي اطلاع رساني، به بهايي گران در اختيار همگان قرار مي‌دهند

وجود امكانات پيشرفته آموزشي و پژوهشي در اين كشورها، برخورداري از فناوري‌هاي نوين اطلاعات و ارتباطات و كليه زيرساخت هاي لازم براي استفاده آنها و سرمايه‌گذاري بسيار زياد در توليد دانش و انتقال و صدور آن؛ باعث شده كه نبض جريان اطلاعات را در دست گيرند و آن را سمت و سو دهند و براي انتقال اطلاعات به ديگر كشورهاي در حال توسعه تصميم بگيرند كه چه نوع اطلاعاتي را و با چه شرايطي منتقل كنند. مسلّماً اطلاعاتي كه ارزش راهبردي داشته باشد، براي خود حفظ و نوعي انحصارگرايي را در اين زمينه (يعني اطلاعاتي كه بخشي از آن توسط نخبگان كشورهاي در حال توسعه توليد شده است) اعمال مي‌كنند.6

وقتي استعمار وارد حريم شخصيتان مي‌شود

جريان آزاد اطلاعات در سطح ملي و بين‌المللي، نه تنها حق حاكميت ملي را نقض كرده، بلكه باعث از بين رفتن حق حاكميت افراد نيز شده است. اطلاعات مربوط به زندگي فرد، يك موضوع شخصي و خصوصي است. با توسعه و اشاعه كارت‌هاي پلاستيك اعتباري و بانكي كه اكنون در سطح ملي و بين‌المللي رواج پيدا كرده است، داد و ستد و فعاليت‌هاي مالي و اجتماعي افرادي‌كه از اين گونه كارت‌هاي مالي و بانكي استفاده مي‌كنند و توسعه شبكه‌هاي اطلاعاتي، تحت نظارت دولت‌ها و شركت‌ها قرار گرفته است. كامپيوترهاي بزرگ امروزي كه در اختيار شبكه‌هاي اطلاعاتي قرار دارند، خصوصي‌ترين و شخصي‌ترين اطلاعات مربوط به افراد را جمع‌آوري كرده، به صورت ناقص در اختيار مؤسسات بازرگاني و يا حتي در اختيار دولت‌ها قرار مي‌دهند. مثلاً همان كاري كه دولت ايالات متحده آمريكا پس از حملات 11 سپتامبر تحت عنوان مبارزه با تروريسم كرد و اطلاعات افراد، شركت‌ها، NGOها و مؤسساتي را كه گمان مي‌كند با افراد و گروه‌ها و يا حتي به زعم خود با دولت‌هاي تروريستي رابطه دارند، جمع‌آوري مي‌كند و حتي دست به تحريم شركت‌ها و دولت‌ها ‌زده كه از جمله آن‌ها، تحريم شركت‌هاي روسي و چيني است كه با ايران روابط تجاري و نظامي دارند. يا اين‌كه كاخ سفيد، شركت عظيم كامپيوتري «گوگل» را تحت فشار گذاشت تا ليست افراد و سازمان‌هايي را كه به زعم خود تروريست و يا تروريست‌پرور هستند، در اختيار دولت قرار دهد. در اين زمينه دولت نومحافظه‌كار بوش، لايحه‌اي را تقديم كنگره كرد كه به شنود مكالمات تلفني شهروندان آمريكايي بپردازد. اينها نمونه‌هايي از دسترسي به اطلاعات خصوصي است كه توسط دولت‌ها انجام مي‌شود.7

جنگ و فريب‌كاري رسانه‌اي در افكار عمومي

رشد تبليغات رواني، در كنار جنگ فيزيكي ادامه دارد. آلماني‌ها در جستجوي عوامل شكست خويش در جنگ جهاني اول برآمدند و دريافتند كه با وجود ابزار مدرن تسليحاتي، از اهرم‌هاي تبليغاتي بي‌بهره بوده‌اند. در جنگ جهاني اول، هواپيماهاي آمريكايي ميليون‌ها اعلاميه را ميان جنگ‌جويان آلماني و اتريشي پخش كردند. آمريكا در نبرد با ويتنامي‌ها نيز از شگردهاي تبليغاتي بهره جست. پيتر واتسون جامعه‌شناس انگليسي در كتاب «تشنج افكار» مي‌نويسد: «تنها در ماه مه 1968ميلادي، سيصد ميليون جزوه جنگ رواني روي سر مردم ويتنام ريخته شد». اين در حالي است كه مردم آمريكا با اين‌كه هر روز در تلويزيون‌هاي خود مي‌ديدند دهكده‌هاي ويتنام با خاك يكسان مي‌شود، ولي هيچ واكنشي نشان نمي‌دادند.

دست‌اندركاران تبليغات كوشيده‌اند با رسانه‌هاي گروهي، افكارعمومي را به طور غير مستقيم به تسخير درآورند و باورهاي سياسي، فلسفي، ديني و فرهنگي خود را جايگزين باورهاي مخاطب سازند. جنگ رسانه‌اي؛ جنگ بدون خونريزي، جنگ آرام، جنگ نرم و جنگ بهداشتي تلقي مي‌شود، جنگي كه روي صفحه روزنامه‌ها، از ميكروفون راديوها، در صفحه نمايش تلويزيون‌ها و بر عدسي دوربين‌ها جريان دارد. پروفسور حميد مولانا، استاد و مدير بخش ارتباطات بين‌الملل دانشگاه واشنگتن دي سي، در مقاله‌اي با عنوان «جنگ رواني و فريب‌كاري رسانه‌ها» مي‌نويسد:

«اين شعار كه مطبوعات، ركن چهارم مشروطيت و دموكراسي در جامعه است، اسطوره‌اي بيش نيست. كاركرد، كاربرد، و كارنامه مطبوعات و رسانه‌ها، با الگو، روش و اهداف آنها و با نظام سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كه در چارچوب آن عمل مي‌كنند، رابطه دارد. براي مثال، در يك قرن اخير، به طور كلي مطبوعات و رسانه‌هاي دنيا، جز در چندين مورد استثنايي، همواره در خدمت سلطه‌گران ملي و بين‌المللي بوده‌اند.»8

پي‌نوشت‌ها

1.پروفسورحميد مولانا،«استعمارفرانو به زيرساخت‌هاي اطلاعاتي نظردارد(سه‌شنبه8 اسفند1383)»،

سايت شريف نيوز؛ پايگاه خبري تحليلي دانشجويان ايران

2.«نقش اطلاعات و ارتباطات در جهان امروز (دوشنبه 19 تير 1385)»، سايت‌رشد http://daneshnameh.roshd.ir

3.بن اچ باگديكيان،«انحصار نوين رسانه‌اي»،ترجمه علي‌رضا عبادتي، تهران، روايت فتح، 1385، ص 84.

4. مانوئل كاستلز، «عصر اطلاعات اقتصاد، جامعه و فرهنگ (جلد 2)، مترجم حسن چاوشيان، تهران، طرح نو، 1385، ص 308.

5.بهنام رضاقلي‌زاده، «اهميت جريان آزاد اطلاعات(8 خرداد 1387)»، سايت همشهري؛ مركز تحقيقات و مطالعات رسانه‌اي http://www.hccmr.com

6.مسعود بهمن آبادي ،«جغرافياي فرار مغزها و تأثير آن بر جريان اطلاعات (30 آذر 1386 )»، سايت آفتاب http://www.aftab.ir

7. بهنام رضا قلي‌زاده، «اهميت جريان آزاد اطلاعات (8 خرداد 1387)، سايت همشهري مركز تحقيقات و مطالعات رسانه‌اي.

8. علي ايلخاني‌پور و اميد عبداللهي، «درآمدي بر جنگ رسانه‌اي: ابزارها و راهكارهاي مقابله با آن»، قم، مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما، 1386، صص 19-13.


برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :