صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TODVKalEzSmpBbU1DRk5iMlJsYkNZeE5Ea3ZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLXlMJTJmOUNFZDUwclUlM2Q=/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtOTN0am80SmY3aHclM2Q=/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEwyTnZiblJoWTNSMWN5WTBKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLW04WnVJJTJmQkxzYlklM2Q=/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEwyTnZiblJsYm5SbmNtOTFjR3hwYzNRbU16TW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi11OXNmQzVha3olMmY0JTNk/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - تحليل عمليات رواني در بستر انقلاب هاي رنگي
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported

صفحه اصلي>ويژه نامه ها>جنگ نرم
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1392/12/14
بازديد: 10363
جنگ نرم

تحليل عمليات رواني در بستر انقلاب‌هاي رنگي

تحليل عمليات رواني در بستر انقلاب‌هاي رنگي

"انقلاب‌هاي رنگي" و به عبارتي "انقلاب مخملين " از جمله دستاوردهاي عرصه سياست بين‌المللي است كه با ورود به هزاره سوم در واژه‌شناسي و ادبيات سياسي در حال تبديل شدن به رويه‌اي مؤثر در مداخلات فرامنطقه‌اي قدرت‌هاست. اين مفهوم اغلب براي توصيف تحولات ابتداي قرن بيست‌و‌يكم در جوامع پساكمونيستي در اروپاي شرقي، قفقاز و آسياي مركزي به كار رفته است. انقلاب رنگي را با هيچ‌يك از الگوهاي متعارف و كلاسيك جامعه‌شناسي انقلاب‌ها و نظريات سياسي درباره تحولات اجتماعي – سياسي نمي‌توان تبيين كرد .

براي دستيابي به مبنايي مشترك در اين پژوهش، مي‌توان انقلاب رنگي را توصيف وضعيتي دانست كه «در آن بدون خشونت و خونريزي اعتراض مي‌شود و اين وضعيت تا جايي ادامه مي‌يابد كه در نهايت منجر به تغيير ساختارهاي سياسي – حكومتي مي‌شود.» اولين انقلاب رنگي در دوره 6 هفته‌اي 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در چكسلواكي آغاز شد. انقلاب بعدي در 1990 در بلغارستان تحت حمايت امريكا به ثمر نشست. اين پروژة غربي‌سازي كشورها، با وقوع تحولاتي ديگر به شكل زنجيره‌اي در صربستان (1997و2000)، گرجستان (2003)، اوكراين (2004) و قرقيزستان (2005) ادامه يافت.

تمامي انقلاب‌هاي رنگي با وجود تفاوت‌هايشان، اشتراك نيز دارند. تمامي آنها با شعارهاي دمكراسي‌خواهي و آزادي آغاز شده‌اند و همگي از درون بازي‌هاي سياسي – امنيتي راهبردي قدرت‌ها و رقابت آنها بر سر مناطق ژئوپليتيك دنيا، متولد شده‌اند، بنابراين همه تحركات انقلاب رنگي با حمايت و هدايت امريكا و اروپاي غربي بوده است.

واكاوي عمليات رواني در چنين فضايي نيازمند شناخت دو پديده بسيار مؤثر عصر حاضر است. جوهره عمليات رواني يعني "تغيير رفتار" از طريق "تغيير افكار" ماهيتاً همسو و هماهنگ با انقلاب رنگي يعني "تغيير ساختار" از طريق "تغيير نگرش" افراد جامعه است. علاوه بر اين، اقدام محوري عمليات رواني كه تأثيرگذاري بر اذهان، اراده‌ها و رفتار از طريق نرم و غير خشونت‌بار است، از جنس اقدامات نرم‌افزاري مي‌باشد كه انقلاب رنگي نيز در پي براندازي دولت حاكم از اين طريق است. از اين‌رو انطباق معنايي و كاركردي زيادي بين متغير مستقل اين پژوهش يعني عمليات رواني و متغير وابسته آن، انقلاب رنگي است.

حال سؤال اصلي پژوهشي اين است كه "جايگاه و نقش عمليات رواني در فرآيند انقلاب‌هاي رنگي چيست"؟ فرضيه پژوهشي در جواب به سؤال مزبور اين است كه: "تحقق انقلاب رنگي به ميزان موفقيت عمليات رواني در تغيير نگرش‌ها و رفتارسازي مخاطبان به منظور براندازي و تغيير ساختار سياسي بستگي دارد". آزمون اين فرضيه نيازمند پردازش زواياي مختلف عمليات رواني و كارويژه آن در مراحل مختلف انقلاب رنگي است. لذا در اين متن علاوه بر مباحث نظري (هم‌سازي‌شناختي و تغيير نگرش)، به كارويژة عمليات رواني، ابزار، اصول و قواعد عمليات رواني و سنخ‌شناسي آن در بستر انقلاب‌هاي رنگي پرداخته مي‌شود.

1. چارچوب نظري؛ نظريه هم‌سازي‌شناختي و تغيير نگرش

فرد به عنوان مهم‌ترين عنصر شكل دهنده اجتماع، به طرق مختلف با محيط پيرامون ارتباط متقابل برقرار مي‌كند، يكي از بسترهاي مهم اين تعامل، نوع قضاوت افراد نسبت به جامعه، ساختار سياسي، حاكمان و ساير همنوعان است. در روان‌شناسي اجتماعي، از اين‌گونه موضع‌گيري‌ها به نگرش تعبير مي‌شود. گرچه نگرش‌ها جنبه‌اي مهم از زندگي عاطفي و احساسي افراد جامعه را تشكيل مي‌دهند اما حساس‌ترين حوزه كاركردي آن كه "فرهنگ سياسي" ناميده مي‌شود، عرصه سياست و امنيت كشور است. نوع نگرش و باور افراد جامعه به سياست و قدرت در درون جامعه سياسي بيانگر ماهيت رفتار و مواضع افراد در قبال حاكمان خواهد بود.

نگرش را مي‌توان "واكنش عصبي و ذهني، مثبت يا منفي فرد به يك معني انتزاعي يا وضعيت ملموس"، تعريف كرد كه متأثر از سه عنصر شناختي، احساسي و تمايل به عمل است (كريمي، 1384، ص 224). تكوين نگرش‌هاي سياسي به عنوان يك فرآيند، گرچه متأثر از مجموعه متنوعي از عناصر شناختي است اما تغيير آن همواره از طريق دستكاري روان‌شناختي امكان‌پذير بوده است. در روان‌شناسي سياسي، بخشي مهم از تغييرات رفتاري بازيگران سياسي را مي‌توان مبتني بر دگرگوني‌هاي نگرشي تحليل كرد. فرآيند تغيير دادن نگرش‌ها پس از شكل‌گيري آنها منجر به تغيير ادراك افراد نسبت به تحولات شده، در نتيجه، ادراك متفاوت، انگيزه‌هاي متفاوتي براي رفتار افراد فراهم مي‌آورد.

در فرآيند شكل‌گيري نگرش‌هاي سياسي، شخص در معرض اطلاعات و تجربه‌هاي زندگي سياسي قرار مي‌گيرد و بر اثر روندهاي تقويت و تقليد، نگرشي نسبت به فرآيندهاي سياسي كسب مي‌كند. وقتي اين نگرش شكل گرفت، اصل "هم‌سازي شناختي" اهميتي فزاينده پيدا مي‌كند. وضعيت ديگري كه به تكوين اين اصل كمك مي‌كند اين است كه "فشار در جهت ثبات‌شناختي، باعث مي‌شود كه باورها و ارزش‌هايي كه در ساخت‌شناختي موجودِ فرد جا مي‌گيرند، آسان‌تر پذيرفته شوند". (كريمي، 1384، ص233). بر اين اساس از يكسو انسان پذيرندة پيام‌ها و اطلاعاتي است كه فكر مي‌كند با نگرش‌هاي او هماهنگي بيشتري دارد. از سوي ديگر وي تلاش خواهد كرد در صورتي‌كه پيام‌هاي مغاير با نگرش خود دريافت كند، يا آن را تغيير داده و با نگرش خود هماهنگ ‌سازد يا نگرش خود را تغيير داده و با اطلاعات و پيام‌هاي دريافتي هماهنگ ‌كند. نتيجه اين شرايط اين خواهد بود كه نگرش فرد از سوي صاحبان پيام‌ها و اطلاعات قابل دستكاري و كنترل است و چنانچه هم‌سازي‌شناختي بين مجريان عمليات رواني و سوژه‌ها با موفقيت تحقق يابد به نوعي هم‌سازي رفتاري و واكنشي مشترك منجر خواهد شد.

2. تغيير نگرش در پرتو عمليات رواني

به باور اين پژوهش، مهم‌ترين حلقه اتصال عمليات رواني و انقلاب‌هاي رنگي، بروز تغييرات رفتاري در تجمعات سياسي در يك كشور است. بر اساس روان‌شناسي سياسي، بخشي مهم از انگيزه‌ها و محرك‌هاي رفتاري كنش‌گران سياسي را مي‌توان در نوع نگرش، شناخت يا درك سياسي آنها جست‌و‌جو كرد. تغيير رفتار همواره يكي از اهداف اصلي عمليات رواني بوده كه مقدمه آن، تغيير افكار است.

ادراك نقشي بسيار مهم در برانگيختن انگيزه‌ها ايفا مي‌كند. عناصر عمليات رواني اين بُعد از منشأهاي رفتاري‌ را هدف قرار مي‌دهد. در مرحله تغيير نگرش، عمليات رواني در پي آن است، وضعيت را به گونه‌اي ترسيم كند كه افراد جامعه واقعاً بپذيرند كه اوضاع كشور به شدت وخيم است. بدين ترتيب نخستين گام هجوم عمليات رواني "پذيرش" اين باور و درك از سوي جامعه هدف است. به منظور موفقيت عمليات رواني، تغيير نگرش ضروري است چرا كه در اين مرحله جمعيت هدف با مجري عمليات رواني همسو و هم‌نظر مي‌شود. بر مبناي الگوي "هم‌سازي‌شناختي" آنچه در اين مرحله رخ مي‌دهد اين است كه فرد هدف نگرش خود را تغيير داده و با اطلاعات و پيام‌هاي دريافتي هماهنگ و همسان مي‌سازد. در اين ميان نوع واكنش‌ها نسبت به هجمه عمليات رواني يكسان نخواهد بود برخي از افراد جامعه كه رگه‌هاي اعتراض و ساختارشكني قوي‌تري نسبت به نظام سياسي دارند به راحتي در مسير اين تغيير نگرش قرار مي‌گيرند و در بسياري مواقع نيز نيازي به تغيير نگرش نداشته و صرفاً نگرش‌هاي سياسي ضدساختاري خود را با مؤلفه‌هاي مدنظر هجمه‌كنندگان انطباق مي‌دهند. اما برخي ديگر از افراد جامعة هدف كه نگرش حمايتي و مثبت قوي نسبت به ساختار سياسي حاكم دارند، احتمالاً در بدبينانه‌ترين حالت، دچار نوعي ترديد و انفعال نسبت به تحولات مي‌شوند. در اين وضعيت، بيشترين تلاش بانيان عمليات رواني تغيير نگرش اين طيف و رفتارسازي آنها در جهت اهداف ضدنظام سياسي خواهد بود. پس از آنكه فرستندگان پيام‌هاي عمليات رواني موفق به تغيير نگرش مخاطبان خود شدند، در صورت تداوم عمليات به تدريج تغيير رفتار كنش‌گران نيز رخ مي‌دهد. در اين مرحله مجريان عمليات رواني با ترسيم شرايطي كه بيانگر تشديد وخامت اوضاع سياسي – امنيتي است، عملاً اقدام به رفتارسازي مي‌نمايند. افراد در اين مرحله مي‌پذيرند كه تنها يك رفتار افراطي وضعيت را بهبود خواهد بخشيد، بنابراين آنها از تداوم شرايط به تغيير آن موضع‌گيري مي‌كنند.

تحريك‌كنندگي و القاي وضعيت بسيار بد كشور به مردم اجازه مي‌دهد براي توقف اين وضعيت، حركت‌هاي قاطعانه و يا خشونت‌بار در پيش گيرند. چنانچه ابزار و پيام‌هاي عمليات رواني بتواند مردم را در شرايطي نگه دارد كه درگيري اجتناب‌ناپذير است، وقوع درگيري و خشونت‌ورزي مسلم خواهد بود (ستاد مشترك سپاه، 1384، ص53). بدين ترتيب، تغيير نگرش‌ها طي فرآيندي بسيار دقيق شكل مي‌گيرد كه بخش بسترسازي آن در بلندمدت و بخش هجومي و خشونت‌بار آن در آستانه وقوع انقلاب رنگي رخ مي‌دهد.

ظرافت اين تغيير و تحول در اين است كه در جريان "هم‌سازي‌شناختي" و "تغيير نگرشِ" سوژة عمليات رواني لزوماً واكنش افراد منطقي و معقولانه نخواهد بود و چه بسا فرد در جريان دريافت پيام‌هاي عمليات رواني نوعي "ناهم‌سازي‌شناختي" احساس كند، اما تحت تأثير شرايط محيطي، اجتماعي، روحي و ساير عناصر و اجزاي ساختارشناختي خود، آن را توجيه مي‌كند و ناديده مي‌انگارد . مجريان عمليات رواني دقيقاً از همين نقطه ضعف شناختي بهره‌گيري مي‌كنند.

3. كارويژه عمليات رواني در بستر انقلاب‌هاي رنگي

تبارشناسي عمليات رواني نشانگر آن است كه اين پديده به عنوان نوعي "جنگ نرم" قدمتي معادل ساير جنگ‌ها و خشونت‌هاي بشري دارد. برداشت اوليه از عمليات رواني و شرايط طرح آن در ادبيات سياسي – امنيتي، عمدتاً موجب شده است كه بُعد تخريبي و سلبي آن ملموس‌تر از جنبه تحكيمي – ايجابي آن باشد. به رغم اينكه تاكنون تلاش‌هاي زيادي در زمينه تجديد مفهوم جنگ رواني صورت گرفته است، معناشناسي اين مفهوم همچنان مشكل مي‌نمايد و هر اندازه بر يافته‌ها و تحليل‌هاي اين حوزه افزوده مي‌شود، درك زوايا و تأثيرات آن نيز جذاب‌تر و در عين حال مبهم‌تر شده است. جنگ رواني در ادبيات تحليل‌گران روان‌شناسي سياسي تعابير مختلف و متغيري را تداعي مي‌كند. جنگ رواني را مي‌توان اين‌گونه تعريف كرد:

«استفاده برنامه‌ريزي شده از تبليغات و ساير اعمالي كه قبل از هر چيز با هدف تأثيرگذاري بر نظرات، احساسات، مواضع و رفتار افراد و گروه‌هاي مختلف به شيوه‌اي خاص و در زمان‌هاي مختلف صورت مي‌گيرد.» (صلاح نصر، 1380، ص 85).

با توجه به ماهيت عملكردها در عمليات رواني گاهي اين نوع عمليات به جنگ سياسي نيز تعبير شده است. اين واژه‌سازي محصول گفتمان جنگي انگليسي‌ها همزمان با جنگ دوم جهاني بود كه جوهره آن را «اجراي تبليغات در جهت نيازهاي جنگ و تسهيل كار نيروهاي مسلح مي‌دانستند ». فارغ از مناقشه بر سر تعريف و تعبير عمليات رواني و ملزومات آن، به لحاظ كاركردي نمي‌توان از اهميت و نقش فزاينده آن در روند شكل‌گيري انقلاب رنگي غافل شد. گرچه انقلاب رنگي عمدتاً چندعلتي است اما به باور نگارنده، عمليات رواني اقدام محوري در راستاي تحقق آن محسوب مي‌شود. به نظر مي‌رسد در جريان بهره‌گيري از عمليات رواني در انقلاب رنگي، نوعي هجوم نرم بروز مي‌كند كه با هدفي خشن و براندازانه عليه سيستم سياسي حاكم صورت مي‌گيرد.

عمليات رواني در چنين بستري نياز به بازتعريف دارد. بنابراين، "عمليات رواني براندازانه" عبارتست از: «استفاده هدفمند و هوشمندانة هر يك از انواع ارتباطات جهت تأثير بر افكار، احساسات و رفتار تجمعات انساني به منظور دستيابي به تغيير و براندازي نظام سياسي حاكم.» با اتكا به اين تعريف، برخي از مهم‌ترين كارويژه‌هاي عمليات رواني به منظور بسترسازي براي تحقق انقلاب رنگي عبارتند از:

1. رفتارسازي براندازانه؛ طبق آنچه شرح آن گذشت، شكل دادن به فضاي تندروانه سياسي مستلزم پشت سر گذاشتن موفقيت‌آميز تغيير نگرش‌ها و ادراك افرادِ هدف است. بار مسؤليت اين "استحاله سياسي" بر دوش مجريان عمليات رواني گذاشته شده است. به نظر مي‌رسد در پي تغيير نگرش، تغير ادراك، انگيزه‌ها، رفتار و در نهايت تغيير ساختار سياسي رخ مي‌دهد. عمليات رواني در واقع زماني‌كه به عنوان پشتوانه مؤثر انقلاب رنگي وارد عرصه مي‌شود، از همان ابتدا، تغيير و دگرگوني سياسي را به صورت هدف و اولويت نخستين خود تعريف و ارائه مي‌كند.

عمليات رواني به منظور خلق رفتار ساختارشكن، تلاش مي‌كند، اجتناب‌ناپذيري و ضرورت خشونت را در واكنش‌ها تثبيت نمايد. اين امر از دو طريق امكان‌پذير است. نخست اينكه "درگيري و منازعه به عنوان بخشي از يك فرآيند هميشگي و مستمر بين نظام سياسي و مخالفان تصوير مي‌شود، ديگر اينكه بر بي‌اثر بودن راه‌حل‌هاي جايگزين درگيري از جمله مذاكره، تفاهم و حل اختلاف تأكيد مي‌شود" (ستاد مشترك سپاه،1384، ص 53). در چنين وضعيتي، چنانچه نظام سياسي از حمايت مردمي و مشروعيت بين‌المللي ضعيفي برخوردار باشد، در برابر فشار و اصرار مخالفان منفعل خواهد شد . در اين حالت تلاش‌هاي دولت حاكم براي جلوگيري از درگيري بي‌اثر بوده و احتمال موفقيت آن نيز كم مي‌شود. در نتيجه مردمي كه ضرورت رفتار قهرآميز را پذيرفته‌اند، ساده‌تر به سوي خشونت كشيده مي‌شوند.

2. مردم انگيزي ؛ مجريان عمليات رواني تلاش مي‌كنند با برانگيختن مردم، به نيات سياسي توده‌ها، نوعي روحيه هيجان‌زده القا كنند كه ممكن است لزوماً همراه با آشفتگي نباشد (ابراهيمي خوسفي و ديگران، 1386). بر اين اساس بانيان و حاميان انقلاب مخملي، ضمن تجمع‌سازي در پي آنند تا به منظور انگيزش فكر و رفتار عده بي‌شماري از مردم با القاء تلقين و گاه معكوس جلوه دادن موضوعات، آنها را تحت نفوذ قرار دهند.

در همه رفتارهاي جمعي نوعي عقيده مشترك وجود دارد كه شركت‌كنندگان را براي كنش آماده مي‌كند. اين عقيده مشترك حاصل همسان‌سازي شناختي مخاطبان با مجريان عمليات رواني و تغيير نگرش آنها در جهت اهداف مجريان است.

"براي اينكه ماهيت جماعات و خواسته‌هايشان را بتوان به خوبي شناخت، ضروري است كه پيش از هر چيز به طور همه‌جانبه ادراكاتي را كه به وسليه‌اش تحريك و تشجيع شده‌اند مورد فهم قرار داد" (اسملر، 1380، ص 121). بر اين اساس گردهمايي مخالفان در خيابان‌هاي مركزي و ميدان‌هاي اصلي و نمادين پايتخت، نمود واقعي مردم‌انگيزي و تجمع‌سازي جهت فشار روحي- رواني حاكمان در راستاي براندازي است. از آنجا كه در نظام‌هاي پساكمونيستي عمدتاً بحران جانشيني و مشروعيت ملي – بين‌المللي وجود داشته است، نمايش حضور مستقيم مخالفان در متن تحولات از طريق تحصن، تظاهرات و تجمع و درگيري موجب هراس و تزلزل سياسي حاكمان اين كشورها شده بود، تداوم اين وضعيت، قدرت ابتكار عمل را از زمامداران سلب مي‌كند.

مجريان عمليات رواني به منظور اثربخشي افزون‌تر مردم‌انگيزي در پي تزريق تحريك و تهييج به درون تجمعات بر مي‌آيند. در اين حالت، خواسته‌ها و رفتارهاي ساختارشكنانه به وفور مطرح مي‌شود و تخريب، ارعاب، ايجاد ترس و وحشت توسط عناصر هدف صورت مي‌گيرد.

عاملان عمليات رواني از طريق تشويق مخالفان به لشكركشي خياباني و نمايش قدرت حضوري، از يك نكته ظريف‌شناختي و ادراكي بهره مي‌برند چرا كه وقتي افراد در جمع‌هاي انبوه قرار مي‌گيرند، مسائل را به صورت خاصي و همسو با جريان غالب مي‌بينند و درك مي‌كنند و زماني‌كه تنها هستند به گونه‌اي ديگر، اين امر ناشي از تأثير تغييرات نگرشي است كه در ميان مخالفان موجب اشتراك در هدف شده است.

3. نمادگرايي؛ عمدتاً يكي از روش‌هاي اثربخشي عمليات رواني، انتقال پيام‌ها از طريق نمادها و نشانه‌هاست. بسياري اوقات جذابيت برخي نشان‌ها قادر است، طيفي وسيع‌تر از افراد جامعه هدف را گرد خود جمع كند. با رمزگشايي از رنگ‌ها، نشان‌ها و نمادهاي مورد استفاده در انقلاب‌هاي رنگي، مي‌توان به قدرت خارق‌العاده آن در تجميع علايق و سلايق به نسبت مشترك سياسي مخالفان دولت حاكم پي برد. از اين‌رو در عمليات رواني بر شاخص شدن برخي علائم و رنگ‌ها اصرار مي‌شود، كه آن نيز به زبان نشانه‌ها سخن مي‌گويد. ميرلو معتقد است:

"تكرار مداوم يك نماد عاطفي، توده‌ها را آماده مي‌كند تا تحت تأثير كلمه يا عبارتي شعارگونه و كليدي قرار گيرند. اين كلمه، نشان يا عبارت محرك مي‌تواند در زدن جرقه‌اي براي انفجار جمعي خاص حكم يك عامل تسريع‌كننده را داشته باشد". (ابراهيمي خوسفي و ديگران، 1386، ص 122).

بر اين اساس يكي از شاخصه‌هاي اصلي انقلاب‌هاي رنگي، سمبل‌گرايي است. اين سمبل مي‌تواند فرد، شعار يا رنگي خاص باشد كه از يكسو منجر به ايجاد انسجام، هم‌سازي‌شناختي و وحدت رواني- فكري معترضان شده و از سوي ديگر به وحدت در هدف و آرمان مشترك در راستاي تحقق بخشيدن اهداف عاملان انقلاب رنگي مي‌انجامد.

نماد يا نشانة مشترك به لحاظ روان‌شناسي سياسي موجب فراگير شدن جو همگرايي بين افراد اجتماع شده و از آنجا كه اين سنخ انقلاب‌ها شالوده يا هدف "ايدئولوژيك" يا "عقيدتي – مذهبي" نداشته و سكولاراند ، از رنگ‌ها و نمادهاي مسرت‌بخش و مردم‌پسند جهت بسيج توده‌ها استفاده مي‌شود.

4. قواعد و روش‌هاي عمليات رواني در انقلاب‌هاي رنگي

با توجه به هدف‌گذاري عمليات رواني در سطح براندازي نظام سياسي كه عمدتاً دشواري‌هاي زيادي در پي دارد، مجريان انقلاب رنگي و حاميان آن در عمليات رواني تلاش مي‌كنند از طريق بسيج تمامي امكانات، ابزار و اصول عملي در دسترس، به سوي اين هدف گام بردارند. در اين وضعيت چنانچه اهداف عمليات رواني به ويژه در زمينه تغيير نگرش‌ها، پذيرش و ادراك پيام‌ها و در نهايت تغيير رفتارها از حمايت نظام سياسي به مقابله با آن با موفقيت به دست آيد، قسمت عمده مأموريت انجام شده است كه تداوم اين شرايط تكميل‌كننده عمليات رواني و منجر به تحقق انقلاب رنگي مي‌شود. بر اين اساس نمي‌توان به لحاظ ماهوي و كاركردي بين دو مقوله عمليات رواني و انقلاب رنگي مرزهاي شفاف و روشني ترسيم كرد.

انقلاب‌ رنگي عمدتاً محصول فرآيندي به نام عمليات رواني است كه بر اساس برخي اصول و قواعد مشخص صورت مي‌گيرد. تاكنون تاكتيك‌هاي متعددي جهت انقلاب رنگي مطرح شده است كه قسمت بزرگي از آن در حوزه فعاليت‌هاي عمليات رواني قرار مي‌گيرد. هر يك از عناصر عمليات رواني اعم از اهداف، ماهيت پيام‌ها، نوع مخاطبان، قواعد و روش‌ها و ابزار و وسايل در بستر انقلاب‌هاي رنگي جهت و رويه خاصي مي‌گيرند كه در ادامه بحث مورد بررسي و ارزيابي قرار مي‌گيرند.

1) هدف عمليات رواني؛

مجريان عمليات رواني در راستاي دستيابي به انقلاب رنگي كه به عنوان هدف بنيادين و راهبردي آنها تعريف شده است، اقدام به رتبه‌بندي و اولويت‌گذاري اهداف به صورت مرحله‌اي مي‌نمايند كه طيفي وسيع از اهداف را از جمله تغيير نگرش، دستكاري و كنترل درك و فهم مخاطبان و در نهايت رفتارسازي را دربر مي‌گيرد. به نظر مي‌رسد ترتيب مراحل عمليات به صورت مزبور ضروري بوده و لزوماً بايد سير منطقي آن حفظ شود.

2) ماهيت پيام‌هاي عمليات رواني؛

اين پيام‌ها سياسي – امنيتي است؛ از آنجا كه انقلاب‌هاي رنگي عمدتاً در فضاي سياست‌زدة انتخابات و يا بحران‌هاي سياسي مشابه، و با اهداف سياسي (تغيير رژيم سياسي حاكم) رخ مي‌دهد، به طور منطقي متن پيام‌هاي عمليات رواني نيز مشحون از هجمه‌هاي سياسي – امنيتي بر مخاطبان و در مورد "وضعيت بسيار وخيم سياسي" خواهد بود. "اين مجموعه موضوعات و پيام‌ها با زبان احساساتي، همراه با وعد و وعيد، مملو از بيم و اميد و همراه با عكس‌هاي ترسناك آسيب‌ديدگان در سطح وسيعي منتشر مي‌شود" (عاصف،1384،ص 164، ج1).

برخي مضامين تكراري و تأكيدي در پيام‌هاي عمليات رواني مخملين عبارتند از:

• هجمه به شأن و جايگاه رهبران عالي‌رتبه كشور هدف و بي‌اعتبار نمودن آنها.

• بزرگ‌نمايي و اغراق در نارسايي‌ها و نقاط ضعف دولت حاكم (عاصف،1384، ص 165،ج1).

• تلاش جهت دوقطبي كردن جامعه، مردم، مسئولان سياسي، كاركنان ادارات و مراكز دولتي و رودررو قرار دادن آنها به منظور ايجاد اختلاف و تشتت.

• بدنام و نشان كردن، تخريب و فشار بر دستگاه‌ها و نهادهاي امنيتي مؤثر و كارآمد در كنترل بحران از طريق انتشار تصاوير، مشخصات و آدرس افراد و مراكز انتظامي – امنيتي در فضاي شبكه‌اي – مجازي به ويژه اينترنت و ماهواره.

• ايجاد شبهه، شايعه و بي‌اعتمادي نسبت به نتايج و ماهيت فعاليت‌هاي سياسي به ويژه در

دوره انتخابات . (طرح مسئله تقلب در انتخابات و تأكيد بر ابطال آن).

• تقويت گروه‌ها و سازمان‌هاي مخالف در كشور هدف و وارد كردن آنان به مقاومت و فشار بر سران كشور هدف.

• تلاش جهت القاي اعمال فشارهاي سياسي بين‌‌المللي بر واحد سياسي هدف و فقدان مشروعيت بين‌المللي دولت حاكم.

• انتشار شائبة اختلاف درون‌سازماني بين مديران و فرماندهان امنيتي – اطلاعاتي و تسويه‌حساب‌هاي درون‌تشكيلاتي.

3 ) مخاطبان عمليات رواني؛

مجريان عمليات رواني در پي آنند كه طيف خاصي از مردم را كه احساس هم‌سازي‌شناختي بيشتري با آنها دارند، جذب نمايند. چنانچه گرايشات، درك و استنباط گروهي از مردم براي مثال حاميان يك كانديداي خاص با عاملان عمليات رواني همخواني قبلي داشته باشد، آنها با توجه به اين هم‌سازي‌شناختي (درك مسائل و تحولات به طور يكسان) مخاطبان خود را از ميان افراد آن جمع گزينش مي‌كنند. تأثيرگذاري عمليات رواني بر مخاطبان، قطعاً به همسازي‌شناختي مخاطب و مجري عمليات بستگي دارد. اين امر باعث مي‌شود از ميان انواع مخاطبان، "مخاطب مراوده‌اي" براي دريافت پيام‌ها شكل بگيرد.

نگرش اصلي عمليات رواني همسويي با نيازهاي عمومي مخاطبان برانگيخته شده در شرايط سياسي ملتهب و متشنج است. در اين شرايط مجريان عمليات رواني در پي تقويت و تشديد خواسته‌ها و ايده‌هاي جمعيت حاضر در صحنه‌اند. بي‌ترديد با توجه به گرايشات سياسي مختلف درون جامعه، نمي‌توان كل يك جامعه را به عنوان حاميان انقلاب رنگي دانسته و آن را به عنوان مخاطب در نظر گرفت.

با توجه به گستردگي مخاطبان، مي‌توان گروه خاصي از مخاطبان را بر مبناي برخي علايق، نيازها و رجحان‌ها شكل داد و به اجراي عمليات بر روي آنها پرداخت. اين نوع مخاطبان، نوعاً جمع ساده‌اي از افراد پراكنده‌اند كه جز "هم‌سازي‌شناختي" هيچ تعلق متقابل ندارند. در انقلاب‌هاي رنگي گرجستان، اوكراين و قرقيزستان عمدتاً حاميان يك نامزد خاص رياست جمهوري، مخاطب عمليات رواني بوده‌اند.

4) قواعد و روش‌ها

مجريان عمليات رواني طبق برخي اصول و مباني تلاش مي‌كنند كه بر اطمينان‌بخش بودن اين نوع عمليات بيفزايند و نتايج مطلوب آن را كسب كنند. برخي از اصول و قواعد مزبور عبارتند از:

- تغيير وفاداري گروه‌هاي خاصي از مردم، نسبت به حكومت متبوعشان؛ اين امر از طريق بي‌اعتبار كردن حكام كشور و ايجاد تزلزل در وفاداري مردم به دولت‌ها صورت گرفته است. در اين حالت، ايجاد وفاداري جديد نسبت به مرجع ديگر كه همان دولت بر آمده از انقلاب مخملي خواهد بود، بسيار تسهيل مي‌شود.

- بهره‌برداري از دسته‌بندي‌ها و اختلافات بالقوه و بالفعل موجود در جامعه كه اغلب منجر به اقدامات خشونت‌بار، اعتصاب‌ و شورش مي‌شود (عاصف، 1384، ج 2).

- بازي كردن با احساسات خشم‌آلود و كينه‌اي كه نسبت به حكومت مشروع وجود دارد، قادر است اين احساسات را به سوي اقدامات سياسي براندازانه (اعتصاب، تظاهرات خشونت‌بار) هدايت كند. چنانچه اين وضعيت منجر به سردرگمي دولت حاكم شود، خود باعث پيشبرد اهداف عمليات رواني مخملين مي‌شود. بر اساس اصول مزبور مي‌توان استنباط كرد كه عمليات رواني نمي‌تواند يك وضعيت يا حادثه را ايجاد كند بلكه بر اساس وقايعي كه رخ داده است، نوعي جنگ رواني – اطلاعاتي تنظيم كرده و از آنها بهره‌برداري مي‌كند. مجموعه قواعد و اصول عمليات رواني منجر به انقلاب‌ رنگي با اتكا به برخي روش‌ها از جمله شايعات و تبليغات عملياتي مي‌شود.

- شايعات؛ شايعه به طور معمول يكي از پديده‌هاي اجتماعي است كه گاهي اوقات به عنوان ابزار سياسي در جهت ايجاد تنش سياسي در جامعه استفاده مي‌شود. شايعه عبارتست از انتقال پيام نسبتاً غيرواقعي از طريق شفاهي در زماني اندك كه با هدف تأثير بر افكار عمومي در راستاي مقاصد سياسي مطرح مي‌شود (علي فتحي‌آشتياني، 1382).

عمدتاً وجود سانسور و فقدان اطلاعات به ويژه در مواقع بحراني، موجب تشديد بروز شايعه مي‌شود. شايعات سياسي جنجال‌برانگيزترين و در عين حال پركشش‌ترين نوع شايعه محسوب مي‌شود. اين وضعيت در آستانه وقوع انقلاب‌ رنگي و تنش ناشي از آن جدي‌تر خواهد شد. چرا كه "ابهام" و "اهميت" موضوع در بالاترين حد خود است. در ادبيات عمليات رواني اعلب شايعه و شورش دو پديده همراه و همزاد تصور مي‌شود. بر اساس منطق روان‌شناسي سياسي، شورشي حادث نمي‌شود مگر آنكه شايعاتي وجود داشته باشد كه آن را برانگيزد، همراهي كند و بر شدتش بيفزايد (نصر، 1381).

با توجه به "فشردگي زمان" در شرايط تشنج و آشوب و حساسيت اخبار و پيام‌ها، شايعات مطرح در انقلاب‌هاي رنگي را به لحاظ گونه‌شناسي مي‌توان جزو "شايعات خشونت‌بار" قلمداد كرد. اين دسته شايعات در زمان بسيار كوتاهي، جمعيتي وسيع را دربر مي‌گيرند. از آنجا كه اين شايعه‌ها در ابتدا از نيروي زيادي برخوردارند، سبب واكنش آني مخاطبان مي‌شوند زيرا اين شايعات بر احساسات پرجوش انسان‌ها (ترس، خشم و شادي) بنا شده است (نصر، 1381).

مجريان عمليات رواني، شايعات را به منظور تهييج و تحريك بيشتر افراد و تجمعات به منظور ايجاد عزمي راسخ‌تر و اراده‌اي قوي‌تر جهت تداوم حضور در اعتراضات و مخالفت‌ها ترويج مي‌كنند. همزمان، عطش جامعه جهت دريافت مهيج‌ترين و جديدترين اخبار موجب مي‌شود فضا به گونه‌اي فراهم شود كه هر خبري هرچند كذب، توسط افراد معترض پذيرفته شود. در اينجا نيز نوعي هم‌سازي‌شناختي به كمك عمليات رواني مي‌آيد، چرا كه مخالفان دولت به سبب عناصر شناختي مخالفت‌جويانه‌اي كه عليه دولت حاكم در ذهن آنها شكل گرفته است، با شايعات مطرح شده كه اغلب ضددولتي است نوعي هم‌سازي‌ پيدا كرده و تغيير نگرش آنها تسهيل مي‌شود. اغراق در خسارات جاني و مالي (آمار كشته‌ها و مجروحان)، اختلافات دروني نظام سياسي، استعفاي مقامات سياسي، افزايش نگراني و اضطراب در مردم، بازداشت رهبران مخالفان، تصرف مراكز مهم سياسي- امنيتي توسط مخالفان، پيوستن پليس و نيروهاي امنيتي به مخالفان، بمب‌گذاري و انفجار در تأسيسات حياتي كشور و.... از جمله مهم‌ترين شايعاتِ رايج جهت تهييج مردم عليه دولت حاكم است. در شرايط ملتهب و رازآلود انقلاب‌هاي رنگي، شايعات نفاق‌افكن كه بر اضطراب مردم مي‌افزايد، مخرب‌ترين نوع شايعه است.

- تبليغات ؛ امروزه در جهان شبكه‌اي و در عصر انفجار اطلاعات بهترين و مؤثرترين نوع تبليغات فراهم شده است. منطق ارتباطات و تعامل در عصر كنوني، متقاعد شدن و اقناع است كه عمدتاً از طريق مديريت اذهان و افكار حاصل مي‌شود. چنانچه بخواهيم تبليغات را در چارچوب عمليات رواني و متناسب با موضوع مورد بحث تعريف نماييم، بايد اين‌‌گونه گفت كه: تبليغات عبارتست از «تلاش نظام‌مند و هدفدار كه قصد نهايي آن شكل دادن به عقايد، ارزش‌ها، افكار و رفتار مردم در جهت خاص سياسي مي‌باشد» (فتحي‌آشتياني،1382).

بهره‌گيري عمليات رواني از عنصر تبليغ، اغلب از اين اصل مهم و منطقي روان‌شناسي تبعيت مي‌كند كه "يكي از وجوه مطلوب و متبوع تغيير نگرش افراد متقاعدسازي است". تبليغات نيز اساساً شامل فرآيند متقاعدسازي است. بنابراين، تركيبي از حقيقت و دروغ است. تبليغات اساس عمليات رواني را تشكيل مي‌دهد (عاصف، 1384).

عمليات رواني به كمك تبليغات و با تأكيد بر ويژگي متقاعدسازي نسبت به تغيير نگرش و رفتارسازي مخالفان سياسي به تغيير ساختار اقدام مي‌كند. مي‌توان تبليغات را سلاحي جديد دانست كه به ياري آن مي‌توان ثبات و نظم سياسي را به آشوب و بي‌ثباتي سياسي تبديل كرد. تزريق اضطراب رواني و تشويش اذهان گام‌هاي اوليه تغييرات فكري – سياسي به شمار مي‌رود.

مهم‌ترين كاركرد تبليغات در تحقق انقلاب‌هاي رنگي، تكرار برخي مسائل سياسي همسو با خواسته‌هاي معترضان و مخالفان است، به گونه‌اي كه اين امر نوعي انسجام‌بخشي را ايجاد مي‌كند و مخالفان را در پيگيري خواسته‌هايشان تا دستيابي به نتيجه مورد نظر گردهم حفظ مي‌كند. ساير كارويژه‌هاي تبليغات در راستاي انقلاب رنگي عبارتند از:

1. شانتاژ تبليغاتي به منظور توزيع و انتشار هيجانات در سطح جامعه از طريق پخش فيلم‌هايي از صحنه آشوب‌ها، بقاياي صدمات خرابكاري، شعله‌هاي برافروخته آتش در اماكن و معابر عمومي، ضرب و شتم عابران، شعارها و سرودهاي دسته‌جمعي مخالفان و....

2. تأكيد بر اختلاف، جدايي و تفرقه بين گروه‌هاي مختلف جامعه از يكسو و جدايي مردم و رهبران سياسي از سوي ديگر: مجريان تبليغات مي‌كوشند مخاطبان خود را تشويق كنند كه منافع شخصي و گروهي را بر اهداف و مصالح ملي ترجيح دهند.

3. تأكيد بر به حق بودن مطالبات مخالفان و معترضان و لزوم گردن نهادن مسئولان به اين خواسته‌ها.

4. سرپوش گذاشتن بر قانون‌گريزي برخي نامزدها از طريق طرح نقض در قانون انتخابات و نهادهاي نظارتي.

5. بزرگ‌نمايي ضعف‌هاي دروني دولت حاكم و ترور شخصيت مقامات سياسي.

6. تمركز فعاليت‌هاي تبليغاتي بر جمعيت مخالفان در پايتخت كشور و كشاندن اقشار و اصناف ساير شهرها به پايتخت (كولايي، 1384).

7. ترغيب معترضان به تصرف مراكز مهم سياسي – امنيتي پايتخت (تبليغ رسانه‌هاي خارجي مبني بر لزوم تصرف پايگاه‌هاي بسيج در تحولات اخير ايران).

8. تبليغات مستمر مبني بر وقوع تقلب گسترده در انتخابات و اصرار بر ابطال انتخابات.

9. برجسته‌ساختن اختلافات، معضلات و جنگ قدرت در درون ساختار سياسي در تبليغات رسانه‌هاي جهاني.

10. ترغيب مردم به استمرار مقابله با نظام سياسي و طرح مطالبات حداكثري تا زماني‌كه رهبران سياسي تسليم شوند.

11. اجراي عمليات رواني پيشگيرانه مدت‌ها قبل از انتخابات مبني بر احتمال وقوع تقلب در انتخابات. در انقلاب نارنجي اوكراين ماه‌ها قبل از انتخابات هشدارهاي امريكا به اوكراين مبني بر تعهد به دمكراسي پخش مي‌شد.

5. ابزار و وسايل

پيشرفت و گسترش سريع فناوري اطلاعات و ارتباطات در آستانه هزاره سوم بستر بسيار مطلوبي جهت بهره‌گيري در راستاي تحقق انقلاب‌هاي رنگي فراهم كرده است. گرايش مردم به رسانه‌هاي جمعي و شبكه‌هاي ارتباطي اينترنتي بر نفوذ و اثرگذاري آن در روندهاي سياسي – اجتماعي افزوده است. امروزه شبكه اينترنت، كانال‌هاي ماهواره‌اي، تلفن همراه و وسايل ارتباطي مشابه آن، مجريان عمليات رواني را قادر ساخته است كه به كمك آن شبكه ارتباطي وسيعي بين مخاطبان خود ايجاد كرده و تمامي آنها را تحت تأثير قرار دهند.

پس از گرايش قدرت‌هاي سلطه‌جو به مداخله در امور كشورهاي مستقل از طريق ايجاد انقلاب‌ رنگي، سازمان‌هاي تبليغاتي و عمليات رواني تحت كنترل آنها نيز تلاش بي‌وقفه‌اي را جهت بهره‌برداري از ابزار متنوع امروزي براي هدايت، اصلاح، تغيير و كنترل افكار و رفتار نوع بشر آغاز كرده‌اند. به گونه‌اي كه در حال حاضر ابزار پيشرفته ارتباطي به يكي از مؤثرترين عناصر تغيير نگرش‌ها تبديل شده است. بهره‌گيري از رسانه‌ها در براندازي يك ساختار سياسي قانوني و مشروع نشان ‌مي‌دهد كه سوء‌استفاده از آنها به پديده‌اي رايج تبديل شده است. رسانه‌هاي متعارف به طور معمول جهت ايفاي نقش مثبت و سازنده در جوامع تعريف و برنامه‌ريزي شده‌اند اما انقلاب‌هاي رنگي به كمك تبليغات رسانه‌اي گروهي نمونه‌اي مستند است كه بيانگر تحريف كارويژه رسانه‌ها توسط عاملان خارجي به منظور ايجاد تنش و درگيري‌هاي خشونت‌بار است تاريخچه كوتاه انقلاب‌هاي رنگي نمونه‌هاي فراواني از كارآمدي ابزار رسانه‌اي و ارتباطي در به ثمر رساندن آن، در حافظه دارد. در جريان انقلاب گل سرخ در گرجستان، شبكه تلويزيوني روستاوي با پشتيباني سفارت امريكا در گرجستان به ويژه ريچارد مايلز سفير امريكا در تفليس عملاً كمك‌هاي مؤثري براي پيروزي نامزد غربگرا انجام داد (كولايي،1384). در انقلاب نارنجي اوكراين نيز رسانه‌هاي گروهي به ويژه شبكه يورونيوز اروپا و سي.ان.ان امريكا نقشي بسيار فعال را ايفا كردند. اين امر از طريق تمجيد مداوم رسانه‌هاي غربي از شخصيت و ديدگاه‌هاي آزادي‌خواهانه و طرفدار دمكراسي يوشچنكو و نمايش سمبليك مراسم تحليف وي و سوگند در حضور نمايندگان موافق در پارلمان جهت در هم شكستن روحي – رواني رقيب صورت گرفت (معاونت فرهنگي ستاد مشترك سپاه، 1384).

همزمان با ايفاي نقش شبكه‌اي ماهواره‌اي، اينترنت نيز به ياري انقلابيون اوكرايني آمد. استقبال شديد جوانان اوكرايني از اينترنت و در دسترس بودن كافي‌نت‌هاي متعدد، نقش زيادي در بسيج فعالان جوان در جنبش نارنجي ايفا كرد. نقش ابزار ارتباطي در انقلاب‌هاي رنگي به حدي است كه انقلاب مخملين سال 1980 در لهستان به "انقلاب فاكس" شهرت يافته و در جريان انقلاب نارنجي اوكراين نيز موبايل به وسيله ارتباطي مؤثري در جهت‌دهي برنامه‌ها تبديل شد در تحولات اخير ايران و پس از انتخابات وسايل ارتباطي چون "بي. بي. سي فارسي"، "يوتيوب"، راديو فردا، صداي امريكا و بخش تلويزيوني آن وي.او.اي ، سايت‌هاي اينترنتي (تويتر ، فيس بوك ، وب‌سايت موج سبز آزادي، اوركات، my space و...) نقش بسيار فعالي ايفا كرده و آشوب‌ها را هدايت مي‌كردند.

در اين ميان نقش سايت اينترنتي تويتر به حدي بود كه در برخي رسانه‌ها از تحولات پس از انتخابات ايران به "انقلاب تويتري" ياد شده است. در روز 13 ژوئن يك روز پس از انتخابات 30 هزار پيام در پايگاه اينترنتي تويتر مخابره شد كه به طور زنده از ايران به روزرساني مي‌شد. اين پايگاه به صورت يك خبرگزاري عمل مي‌كند كه كاربران قادرند با يك كليك 140 كلمه كليدي را به همه كاربران برسانند (خبرگزاري فارس، ويژه كودتاي مخملين). اين وب‌سايت در ماه گذشته ميلادي (جولاي) بيش از 20 ميليون بيننده داشته است كه نسبت به سال گذشته در همين زمان 34 برابر افزايش يافته است. همزمان با آشوب‌هاي ايران و قطع تلفن همراه اين پايگاه اينترنتي وسيله ارتباطي معترضان شد كه از طريق آن برنامه‌ريزي اعتراض‌ها، پخش خبرها و تبادل آخرين اطلاعات صورت مي‌گرفت.

به نظر مي‌رسد اين امر نوعي برنامه از پيش طراحي شده بود. بوش در سال 2007 سندي رسمي را امضا كرده بود كه بر طرح سيا براي جنجال تبليغاتي و اشاعه اطلاعات غلط به منظور بي‌ثباتي سياسي و سرنگوني دولت حاكم صحه مي‌گذارد. اين طرح كه به "عمليات سياه" مشهور بود، قصد داشت از يكسو عمليات وسيعي از طريق جارو جنجال تبليغاتي و گزارش‌هاي منفي در ايران صورت داده و از سوي ديگر با عمليات وب2 در اينترنت، تشكيل شبكه‌هاي گسترده اجتماعي در فضاي مجازي را امكان‌پذير سازد (نشريه لندن تلگراف، 27 مي 2007). همزمان با وقوع ناآرامي در ايران نيز، پايگاه اينترنتي تويتر كه به منظور برخي اصلاحات فني در آستانه قطع خدمات بود، با فشار وزارت خارجه امريكا حفظ شد و به كاربران ايراني خدمات اينترنتي ارائه كرد.

6)تاكتيك‌ها

مراحل و عناصر عمليات رواني، به منظور اثربخشي در صحنه اجرا، نيازمند تاكتيك‌هاي عملياتي كارآمد است. بر اساس آنچه در روان‌شناسي سياسي، به عنوان انگيزه‌هاي رفتاري افراد شناخته مي‌شود، شاخصه‌هاي اجرايي عمليات رواني در بستر انقلاب‌هاي رنگي مي‌تواند به كمك تاكتيك‌هاي اتخاذ شده، تأثيرگذارتر شود. اين تاكتيك‌ها با توجه به ماهيت نظام شناختي، ارزشي و هيجانيِ جامعه هدف شكل مي‌گيرد. به سبب ارتباط مستقيم تغيير نگرش‌ها با نظام شناختي- ادراكي افراد، مجريان عمليات رواني مخملين، تاكتيك‌هاي عملياتي خود را با اتكا بر اين سيستم بر‌مي‌گزينند.

تحريك‌پذيري رواني افراد و نظام شناختي آنها در برابر محرك‌هاي هيجاني- انگيزشي، موجب مي‌شود تاكتيك‌هاي عمليات رواني به منظور تغيير نگرش سياسي افراد هدف، نوعاً پيام‌هاي عاطفي- احساسي و گزينشي باشد. "پيام‌هاي ورودي به سيستم عصبي افراد زماني مي‌تواند آنها را به كنش وادارد كه سرشار از هيجان، عاطفه و انگيزش باشد" (عاصف، 1384، ج2). بر اساس آنچه تشريح شد، مي‌توان تاكتيك‌هاي عملياتي ذيل را در انقلاب‌هاي رنگي شناسايي كرد:

1. تاكتيك همدلي: هدف راهبرد عمليات رواني در جريان انقلاب رنگي رفتارسازي براندازانه است كه لازمه آن ايجاد نوعي هم‌سازي‌شناختي بين مخاطب و مجري عمليات رواني است. از اين‌رو القاي وجود نوعي هدف مشترك (براندازي سياسي) و ايجاد احساس همراهي و هم‌نوايي در دستور كار قرار مي‌گيرد.

نمونه بارز اين تاكتيك در انقلاب نارنجي اوكراين به اجرا در آمده است. حمايت مستقيم غربي‌ها به ويژه امريكا از يوشچنكو، ملاقات مكرر با وي، پخش زنده اخبار، تظاهرات و سخنراني‌هاي وي در طول انتخابات، حمايت‌هاي مادي تبليغاتي، ديدار شخصيت‌هاي سياسي غربي با يوشچنكو نقشي بسيار مؤثر در جلب نظر مردم، تغيير نگرش آنها و انتخاب يوشچنكو به رياست جمهوري ايفا كرده است (كولايي،1384). اتخاذ اين خط‌مشي‌ها كه حاكي از همراهي و همدلي غرب با جامعه اوكراين جهت تغيير وضعيت سياسي كشور بود، اوضاع را به گونه‌اي تغيير داد كه پس از برگزاري مجدد انتخابات در 26 سپتامبر 2004، كانديداي شكست‌خورده دور اول با 52 درصد آرا پيروز قطعي اعلام شد. مجريان عمليات رواني غرب به منظور روي كار آوردن كانديداي تحت حمايتشان، توانستند اين باور را در طيف وسيعي از رأي‌دهندگان اوكراين ايجاد كنند كه يوشچنكو فرد مطلوب همه آنهاست.

2. تاكتيك تغذيه اطلاعات غلط: اين تاكتيك تنش‌زاترين اقدام توسط مجريان عمليات رواني است كه تأثيرات آن همانند "بنزين بر آتش است". در فضاي متشنج و مبهم سياسي در آستانه انقلاب رنگي به سبب اهميت اخبار و اطلاعات، مخاطبان چندان در پي صحت و سقم آن بر نمي‌آيند. در اين وضعيت تزريق اخبار و داده‌هاي كذب و در عين حال هيجان‌برانگيز موجب تشديد خشونت و جديت معترضان در اصرار بر خواسته‌هايشان مي‌شود.

خصيصه اين تاكتيك آن است كه بسيار سريع‌تر موجب "تغيير نگرش" و بروز بدبيني عميق‌تري نسبت به دولت حاكم مي‌شود. در انقلاب نارنجي اوكراين، انتشار اخباري مبني بر دخالت حكومت در مسموميت يوشچنكو و افشاي مطالبي مبني بر دخالت دولت به ويژه كوچما (رئيس جمهور وقت) در قتل روزنامه‌نگار مشهوري به نام گنگادزه در روند حوادث بسيار مؤثر بود. پخش اطلاعات غلط همچون دستگيري سياسيون سرشناس، داستان‌سرايي درباره تعداد و مشخصات كشته‌ها و مهم‌تر از آن ارائه آمار بسيار اغراق‌آميز از تعداد شركت‌كنندگان در راهپيمايي‌هاي اعتراضي، از جمله علل اشاعه بحران است.

3. تاكتيك تكرار: تكرار يك مطلب، اهميت آن را نزد مخاطب افزايش مي‌دهد. رسانه‌هاي عمليات رواني آنقدر يك موضوع را تكرار مي‌كنند كه به طور ناخودآگاه جزء حافظه شنوندگان و مخاطبان قرار مي‌گيرد (عاصف،1384، ج2). در تمامي انقلاب‌هاي رنگي كه تاكنون رخ داده، از سوژة انتخابات براي شروع انقلاب استفاده شده است. فصل مشترك تمامي آنها و آخرين مورد آن كه در ايران ناكام ماند، تكرار ادعاي تقلب در انتخابات است. استمرار اين ادعا تا حدي پيش مي‌رود كه دولت حاكم را وادار به عقب‌نشيني نمايد. در انقلاب نارنجي، رهبران جناح مخالف دولت اوكراين، به طور مداوم ادعاهايي مبني بر استفاده جناح حاكم از تقلب در انتخابات مطرح كردند كه اين امر پس از شكست رهبر مخالفان، تشديد شد.

5. گونه‌شناسي عمليات رواني در انقلاب‌هاي رنگي

عمليات رواني به طور معمول بر اساس اهداف و گستره نفوذ و تأثيرگذاري آن به انواع مختلف تاكتيكي (ايجابي- سلبي) و راهبردي (ايجابي- سلبي) دسته‌بندي مي‌شود (عاصف، 1384، ج1). با توجه به ضرورت فضاسازي، تنش‌زايي و تهييج به منظور خلق شور و حرارت مورد نياز انقلاب رنگي، به نظر مي‌رسد عمليات رواني تاكتيكي و راهبردي از نوع سلبي آن انجام مي‌شود.

در "عمليات رواني تاكتيكي سلبي" مجريان مي‌كوشند افكار منفي، تضعيف‌كننده و حوادث دهشتناك را به مخاطبان القا كنند و با تهييج و ارعاب، اراده مخاطبان حاضر در سطح خيابان‌هاي شهر را برانگيزانند. در اين وضعيت، مجريان عمليات ضمن برقراري ارتباط مؤثر با مخاطبان از راه وسايل و تجهيزات مختلف، آنان را به سوي اهداف مورد نظرشان سوق مي‌دهند (عاصف،1384، ج1).

در "عمليات رواني راهبردي سلبي" كه شامل فعاليت‌هاي گسترده و بلندمدت است، تلاش مي‌شود با استفاده از نقاط آسيب‌پذير سياسي، عليه مردم يك جامعه عمليات رواني به كار رود. اين مسئله باعث سستي عقايد و آرمان‌ها شده و اراده يا روحيه ملي را شكننده مي‌سازد. يكي از مهم‌ترين آثار اين نوع عمليات بروز ترديد و شك نسبت به شخصيت‌هاي سياسي و حكومت كشور در بين قشر وسيعي از مردم است.

به نظر مي‌رسد بسترسازي و تغيير نظام باورهاي سياسي مردم كشورهاي هدف انقلاب رنگي، از طريق عمليات رواني راهبردي امكان‌پذير مي‌شود. مهيا نمودن زمينه‌هاي گرايش به تغيير نظام سياسي از طريق تهاجم فرهنگي، تغيير ارزش‌ها و آرمان‌هاي سياسي، كم‌رنگ ساختن عقايد و باورهاي مذهبي به ويژه در كشورهايي كه مباني مشروعيت سياسي به شمار مي‌رود، انفعال سياسي مردم در قبال مداخله بيگانگان در امور داخلي و.... در چارچوب عمليات رواني راهبردي معنا مي‌يابد.

نتيجه‌گيري

تاريخ عمليات رواني به معناي موّسع آن به قدمت تاريخ بشري است. گرچه در گذشته حذف فيزيكي حريف، ركن اساسي پيروزي در نبردها بوده است، اما امروزه حذف اراده و تغيير رفتار مخاطبان از طريق سلطه بر افكار و اذهان آنها مؤثرترين خط‌مشي پيروزي‌ساز است. در واقع در جهان كنوني، سياست ابدان (غلبه بر بُعد جسم و فيزيك انسان‌ها به منظور پيروزي) به "سياست اذهان" (غلبه بر افكار و اراده افراد و دستكاري در تمايلات و گرايش‌ها به منظور پيروزي) تبديل شده است. برخلاف سابقه ديرين عمليات رواني، انقلاب‌هاي رنگي از روش‌هاي به نسبت جديد مداخله در كشورهاي هدف به شمار مي‌رود. با توجه به عمر كوتاه و ناپايداري انقلاب‌هاي رنگي، واكاوي تمام ابعاد آن مستلزم بررسي بيشتر جهت دستيابي به نوعي تمايل دقيق و عميق است. تغيير نرم نظام سياسي و بروز انقلاب رنگي محصول فرآيندي است كه در نتيجه عمليات رواني رخ داده است. بسترسازي و مهيا شدن زمينه‌هاي تغيير رفتاري بخشي از جمعيت يك كشور، نوعي فرآيند بلندمدت است كه جزو اهداف راهبردي قدرت‌هاي بزرگ بوده و عمدتاً در پرتو راهبردهاي منطقه‌اي و بين‌المللي تعريف مي‌شود. اين بسترسازي و حتي به ثمر رساندن انقلاب رنگي كارويژه اصلي عمليات رواني است. چنانچه در جريان يك پروژه براندازي، عمليات رواني با موفقيت پيش رود و نظام سياسي حاكم فاقد رهبري سياسي خردمند بوده و دچار ضعف دروني شده باشد، به احتمال زياد انقلاب رنگي صورت مي‌گيرد. در اين ميان هر يك از عناصر و قواعد عمليات رواني نيز متناسب با ملزومات انقلاب رنگي انطباق مي‌يابد.

به نظر مي‌رسد، امريكا و اروپاي غربي (انگليس، فرانسه و آلمان) تلاش خواهند كرد متناسب با قدرت يافتن ايران در سطح منطقه و دنيا، با استفاده از "عمليات رواني راهبردي سلبي" اقدام به تغيير فرهنگ سياسي جامعه ايران كرده و اصول و ارزش‌هاي سياسي جامعه را به منافع خود معطوف كنند. در اين راستا بهره‌گيري از سازمان‌هاي غيردولتي، پرورش رهبران جوان و همسو با غرب و تغيير فرهنگ و ايدئولوژي اسلامي- انقلابي مردم مؤثر واقع خواهد شد.

در حال حاضر مخالفان جمهوري اسلامي تلاش مي‌كنند به كمك ابزار عمليات رواني سلطه‌جويانه‌شان، آزادي، دمكراسي و حقوق بشر را با تفسير غربي آن، به ايدئولوژي عصر حاضر تبديل كرده و به كمك آن مباني مشروعيت سياسي نظام حاكم را به چالش بكشند.

راهبرد كنوني در مقابله با وضعيت ياد شده، عملياتي كردن "جنگ رواني دفاعي مركب" است. (نصر،1381). يكي از اهداف اين نوع عمليات رواني ايجابي (تحكيمي)؛ ايجاد مقاومت در مقابل هجمة دشمنان سياسي – فرهنگي و تخفيف و كاهش خرابكاري رواني و جلوگيري از تغيير نگرش‌هاي افراد جامعه است كه لازمه آن آگاه كردن و آموزش دادن جامعه در مقابل جنگ رواني‌اي است كه عليه آنها صورت مي‌گيرد. آسيب‌شناسي نظام سياسي نيز بر بازدارندگي آن در مقابل نيات سوء دشمنان مي‌افزايد.


برچسب ها:

ارسال نظر
00
  ● محمدعلي نادري
خدا قوت خسته نباشيد
پاسخ     1393/08/01
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :