صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TODVKalEzSmpBbU1DRk5iMlJsYkNZeE5Ea3ZJeU1qUTI5dWRHVnVkQ01qSXk4JTNkLXlMJTJmOUNFZDUwclUlM2Q=/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOW9iMjFsSmk4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC03OHpOd3pudzZvdyUzZA==/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOWpiMjUwWVdOMGRYTW1OQ1l3SmpBaFFYSmpKakF2SXlNalEyOXVkR1Z1ZENNakl5OCUzZC1lY3Q0VTM0bzRSayUzZA==/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/http://www.ravayatgar.org/fa/TVRBdk1TOWpiMjUwWlc1MFozSnZkWEJzYVhOMEpqTXpKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLSUyZlBrRU40aCUyZkdKdyUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - فاكتورهاي جذابيت در سينماي غربي و ديني
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported

صفحه اصلي>ويژه نامه ها>جنگ نرم
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1392/12/14
بازديد: 6507
جنگ نرم

فاكتورهاي جذابيت در سينماي غربي و ديني

فاكتورهاي جذابيت در سينماي غربي و ديني


گفتگوي598باحجت‌الاسلام اشرفي، پژوهشگرفلسفه‌هنرورسانه:

مقوله جذابيت در سينما، بحثي است كه از ابتداي انقلاب دغدغه ي سينماگران ديني بوده است. شهيد آويني نيز در مقالات و سخنراني هاي خود، به كرات به اين مقوله پرداخته اند. اينكه آيا خشونت و هيجان و سكس و كمدي كه چهار عامل اصلي جذابيت در فيلم هاي غربي اند، در فيلم سازي ديني نيز مي بايست مورد استفاده قرار گيرند يا خير؟ برخي معتقداند كه نه، برخي مي گويند آري و برخي ديگر استفاده ي كنترل شده را تجويز مي كنند. اما در گفتگوي زير كه با حجت الاسلام والمسلمين اشرفي، پژوهشگر فلسفه هنر و رسانه، صورت گرفته است، ديدگاه چهارمي ارائه مي شود.

همچنين به اين سوال كه آيا چيزي به نام "عوامل جذابيت ايماني فيلم" هم وجود دارد يا نه، پاسخ داده مي شود
مي دانيد كه در فيلم هاي غربي، چهار عامل سكس و خشونت و هيجان و كمدي، عوامل جذابيت فيلم اند. سوال اول اينكه در فيلم سازي ديني، آيا ما مجاز به استفاده از اين عاملهاي جذابيت هستيم يا نه؟ اگر هستيم به چه ميزان و با چه تفاوتي با آنها؟



به نظر مي رسد در نگاه اول بايد توجه داشته باشيم كه اين جذابيت براي كيست؟ جذابيت براي جذب انسان است، يك مؤلفه انساني است كه باعث جذب او مي شود. لذا ما مي بينيم اين جذابيت ها هم براي جامعه اسلامي و ايماني جذاب است و ارتباط برقرار مي كند و هم براي جامعه كفار. پس نمي شود خيلي در نگاه اول خط بكشيم كه اين مؤلفه‌هاي جذابيت، فقط براي هاليوود است كه نگاه غير اسلامي و غير ايماني دارد. اتفاقا بازار فيلمهاي غربي در بين جوامع اسلامي و ايماني هم گرم است و اين محصولات، در اينجا هم مصرف مي شود.



سوال الان اين است كه آيا اين چيزي كه هست، مطلوب است؟ يعني درست است كه مثلاً عامل سكس براي هر انساني جذابيت دارد، اما صرف اينكه اين عوامل عامل جذابيت هستند، ما هم مي توانيم از آنها استفاده كنيم؟



ما بايد از آنها استفاده كنيم؛ راهي جز اين نداريم.



خب مثلاً عامل جنسيت و عامل سكس براي هرانساني جذاب است، اما آيا اين به اين معني است كه يك فيلم ساز ديني هم مي تواند از اين عامل استفاده كند؟

اتفاقا اينها يك سري مؤلفه‌هاي انساني است، شما در هر انساني برويد، اين مؤلفه هاي جذابيت در او هست. اما خوب با اين تفاوت كه شما دو جهت داريد و دو مسير كلي پيش روي شماست كه ماهيت اين جذابيت ها و اين مولفه هاي جذاب را تغيير مي دهد؛ مثلاً خشونت و عامل قدرت، شايد بتوان گفت خشونت، بيان و تظاهرات قدرت است و قدرت براي همه جذاب است. يكي از صفات خداوند كه آن را خيلي به رخ ما مي كشد، قدير بودن و قهار بودن اوست. يا همان بحث جنسيت، يك موضوعي است كه براي همه جذاب است و همه انبياء ازدواج كردند و حتي خود نبي اكرم(ص) مي فرمايد كه من از اين دنياي شما سه چيز را دوست دارم: يكي عطر و يكي نماز و يكي رابطه با زنانشان را . يعني اينها چيزهايي نيست كه جذاب نباشد. مثلاً بحث كمدي را اگر بخواهيم در نظر بگيريم، يكي از مؤلفه هاي مومن اين است كه شوخ باشد؛ اصلاً يكي از دلايلي كه به اميرالمونين عليه السلام مي گفتند شما نمي توانيد به خلافت برسيد، اين بود كه شما خيلي شوخ هستيد. شما نمي توانيد حكومت داري بكنيد با اين شوخ بودنتان.


مؤلفه ي ديگر ترس است كه يك انسان مومن بايد خوف داشته باشد، ترس داشته باشد از خداوند. خود ائمه اطهار(ع) از ترس و خوف در پيشگاه الهي بسيار گفته اند و افتخار كرده اند به اينكه از خدا مي ترسند. جذابيتها و جاذبه هاي در حوزه خشونت هم فرضاً در بُعد اسلامي اش بشود «شجاعت»؛ ما وقتي علي (ع) در جنگ احزاب با يك ضربه عمربن عبدود را به زمين مي كوبد و سر او را جدا ميكند، براي ما شادي آفرين است، براي ما جذاب است. يا مثلاً توان و قدرت حضرت ابوالفضل عليه السلام.



نكته اينجاست كه اينها در دو تا دستگاه است؛ اگر اهداف و انگيزه ها و آرمانها الهي باشد، براي نفس نباشد، براي اهداف كوچك نباشد، اين مي شود اسلامي اش. اين مي شود چيزي كه ما به آن افتخار مي كنيم، مثل بحث كربلا يا ديگر جنگ هاي صدر اسلام. مي گوييم حضرتي ابالفضل يا علي اكبر رفتند در ميدان كشتند و آمدند و ما خوشحال مي شويم. اميرالمومنين رفتند در ميدان ده ها نفر كشتند و ما خوشحال مي شويم. زيرا ما آنها را براي خداي متعال مي دانيم.

اما در مولفه هاي غربي، چون اينها براي نفس است، براي اهداف پست و دون است، براي ما مضر است و به فرهنگ ما آسيب مي زند. حتي در حوزه جنسيت هم براي جامعه ايماني يك جاذبه است، اما به شرطي كه در كنارش مولفه عفت و حيا هم باشد كه در غرب وجود ندارد. مثلا سريال ارمغان تاريكي، يك رابطه عاشقانه بين زن و مرد را نشان مي‌داد كه همراه با عفت و حيا بود كه اين خيلي جذاب بود و نمي شود روي اين خط كشيد كه نبايد رابطه جنسي را نشان داد. اما آنها مؤلفه عفت و حيا را نمي بينند؛ لذا صحنه هاي سخيف را نشان مي دهند، صحنه هاي مستحجن را نشان مي دهند كه اين هم براي ارتزاق يك سري نفوس پست است كه از آنها مبتهج مي شوند. اما هيچ وقت مومن از اين صحنه ها مبتهج نمي شود و لذت نمي‌برد. مومن از رابطه جنسي اي لذت مي برد كه همراه با حيا و عفت باشد.



در مورد خاص جنسيت، آن چيزي كه فرموديد، من به ذهنم آمد شما مد نظرتان «عاطفه بين زن و مرد» است. در غرب، عامل عاطفه هست، اما علاوه بر اين عاطفه نشان دادن همان جنبه حيواني هم است. آيا مثلا ما در فيلم سازي ديني مي توانيم از اين جنبه‌ها استفاده كنيم يا نمي‌توانيم؟



ببينيد يك مميزهايي مثل حيا و عفت اگر در كنارش باشد، مانع مي شود آنجايي كه شما رابطه زن و مرد را نشان مي دهيد، به اين جنبه ها بپردازيد. من به عنوان مثال سريال ارمغان تاريكي را گفتم. حالا ممكن انسان نابالغي فكر كند كه صرفا يك بحث عاطفي است، اما آن كسي كه عاشق شده و نسبت به جنس مخالفي گرايش پيدا كرده، خودش خوب مي داند در بتن آن عاطفه و آن عشق، رابطه جنسي و رابطه زناشويي وجود دارد. ميل جنسي و گرايش جنسي و شهوت وجود دارد. اينطور نيست كه شما آنها را از هم منفك بكنيد.


شما معتقديد كه مي شود در فيلم ها حتي از آن جاذبه هاي حيواني هم استفاده كرد؟



نه، آنها مميزي حيا است؛ آنها بايد پوشيده طرح شوند، غير مستقيم خود شخص مي فهمد. اتفاقا بر ملا كردن آنها، از آن عمق قصه مي كاهد و حيوانيت كه اصلا مطلوب جامعه ايماني نيست، شما مطمئن باشيد اگر بخواهيد فيلم تان را در جامعه ايماني اسلامي بفروشيد و براي مردم ديدني و جذاب باشد، بايد حتما حيا را رعايت كنيد. در اينصورت فوق العاده جذاب مي شود و كار عمق پيدا مي كند.



در مورد باقي جاذبه ها يعني بحث ترس و بحث هيجان و خشونت، آيا در مورد اينها فقط مي گوييد ما بجاي اينكه مثلاً بيياييم دعواي دو نفرمعمولي را نشان بدهيم، جنگ حضرت ابولفضل را نشان بدهيم؟ آيا اين صرفاً كفايت مي كند يا اينكه در نحوه نشان دادن خشونت و ترس هم در ساخت فيلم ديني ما تفاوت داريم؟



در موضوعات ديني، ما هميشه يك تبصره‌هايي داريم. در خشونت ورزي هم يك سري مميزي هايي داريم. به اين شكل نيست كه ما با هر شكلي بتوانيم خشونت ورزي بكنيم؛ يعني در جنگها براي خشونت ورزي كلي قاعده داريم در اسلام. اينكه فرضاً نبايد كشته خودتان را مُثله بكنيد، يعني دست و پايش را قطع كنيد، اينها ممنوع است. اما غرب ابايي ندارد از اينكه براي ارضاء مخاطب خودش و به رخ كشيدن قدرت قهرمان فيلم از اين كارها بكند. اما اين در جامعه ايراني و اسلامي مميزي به حساب مي آيد و اين غلط و اشتباه است. لذا براي اهل ايمان هم جذاب نيست. آن صحنه اي براي ما جذاب است كه اميرالمونين (ع) سر امربن عبدود را مي برد، اما از آن طرف براي آنكه كارش فقط براي خدا باشد، وقتي او آب دهان به صورت ايشان مي اندازد، خشم خود را فروكش مي كنند و بعد از چند دقيقه سر او را جدا مي كنند. اين خشونت براي ما مقدس است، جذاب است. زيرا مولفه ي الهي بودن و توحيد در ذات آن نهفته است.

در جامعه كفر و غير ايماني، فقط آن نفسانيت برايشان مهم است؛ تا هر لايه اي كه نفس مي طلبد براي ارضاء نفس و حس قدرت طلبي، آنها ابايي ندارند. لذا مي بينيد صحنه هاي كشتي كج و ... كه همديگر را تا مرز كشتن بزنند. آنها براي جذب مخاطب ابايي ندارند از استفاده عنان گسيخته از عوامل خشونت. اما براي ما، اين جذابيت ها با جذابيت هاي ديگري كه در فطرت ما است و غرب آنها را ناديده گرفته ضرب مي شود و يك سطح جديد از جذابيت را پديد مي آورد. هنوز هنر ايماني و اسلامي پا به عرصه نگذاشته تا اين جذابيت ها را به تصوير بكشد.



در مورد خشونت و بحث جنسيت، تفاوت ها را فرموديد. اگر امكان دارد در مورد بحث ترس و كمدي هم مختصراً يك نگاه تطبيقي داشته باشيد بين نحوه پرداختن به اين مسايل در فيلم سازي غربي و فيلم سازي ديني.



خوب در مورد ترس، ما اگر نگاه كنيم در سيره بزرگان، آن چيزي كه براي ما جذابيت ايجاد مي كند، اين است كه آنها خيلي نترس بودند، خيلي بي‌باك بودند، اما از يك چيزي خيلي مي ترسيدند كه در مقابل خداي متعال بود. امام (ره) دنيا را مجذوب خودش كرد، براي دنيا و براي همه انقلابيون دنيا جذاب شد، براي اينكه نمي‌ترسيد جز از خدا. احساس مي كرد يك جاي ديگري است كه در آنجا بي باكيش فرو مي نشيند و آن هم در مقبال خداي متعال است. ترس اگر بناست عامل جذابيت باشد، ترس از كبريايي و جلال خداند متعال، از عظمت او، از عقوبت او، از اينكه شيطان ما را از مسير خداي متعال جدا بكند، اينها ترس هاي مقدس است. والا ترس از غير خدا، ترس از انسان هاي شرور، ترس نسبت به از دست رفتن يك تعلق دنيايي، از دست دادن يك دختر، از دست دادن ثروت و... اينها ترس هاي پست اند. اينها انسان را مقهور و محكوم به يك سري روابط و منسبات سرد و ترسناك دنيايي نشان مي دهند كه غالب بر او هستد. ترس غربي همين جا خود را نشان مي دهد كه انسان را محكوم و بي تكيه گاه مي كند.


بله براي انسان ترس جذاب است و لذا فيلم هاي ترسناك هم بازار دارند، اما هنر غربي با اين ترس در فطرت انسان دست مي برد و او را از غير خدا مي ترساند. در صورتي كه اگر انسان به ترس حقيقي برسد، اين ترس برايش استرس ايجاد نمي كند، برايش بحران روحي ايجاد نمي كند، بلكه برايش آرامش ايجاد مي كند. اگر انسان پايگاه ترس حقيقي را پيدا كند، كه بايد فقط از خداي متعال خوف داشت، آن فقط مي فهمد كه اين خدا فقط جبار نيست، فقط منتقم نيست، بلكه او غفور هم هست، رحمان هم هست، رحيم هم هست، و اينها آميخته با غضب او هم هست، اين انسان را به آرامش مي رساند.
در مورد كمدي هم كه همانطوركه عرض كردم، ثواب‌هاي فوق العاده اي نقل شده است در باب اينكه كسي مؤمني را بخنداند؛ اميرالمومنين(ع) هم بذله گو بودند، اطرافيانشان را مي خنداندند، هيچ وقت تبسم از چهره مباركشان دور نمي شده. حتي در روايات ما شوخي هاي اميرالمونين با نبي اكرم هم نقل شده و يا خود نبي اكرم هم با انصار خود شوخي مي كردند. اينها بيانگر اين است كه اين هم به عنوان يك مولفه مجاز است كه ما مي توانيم و بايد از آن استفاده كنيم، اما با همان مميزي هاي كه دارد؛ يعني لهو و لعب نباشد، بيهودگي و بطّاله گويي نباشد، باعث ايجاد غفلت و مستي در انسان نشود.



اين مميزي را بيشتر توضيح مي دهيد؟



يعني انسان از مرز بگذرد و به بطاله گويي برسد؛ با همه چيز شوخي كردن و همه زندگي را به خنده گذراندن، اين غلط است. انسان هم بايد بخندد، هم در جاي خود گريه كند، هم جدي باشد، همه اينها بايد بيشتر در موردشان تحقيق شود و به منابع رجوع شود. در وجه كلي، مؤلفه خنده، شوخي و كمدي حتماً بايد در هنر ما باشد، اما آن روح ايماني و اسلامي را بايد پيدا كنيم و به تعبير سينماگران، بر اين ژانر حاكم كنيم.



بحث ما تاكنون درمورد مؤلفه هايي بود كه بشر تاكنون آنها را يافته و دسترسي پيدا كرده. آيا مولفه هاي ديگري هم ناظر به يك ابعاد ناشناخته انسان وجود دارد كه از آن حتي بشود به «مولفه هاي ايماني» تعبير كرد كه تاكنون سينماگران توجه به آنها نداشتند؟

قطعا همين طور است؛ يعني هواي نفسي كه حاكم بر نگاه غربيست، يك زاويه ي خيلي تنگ و محدودي را باقي گذاشته. لذا نمي تواند همه ابعاد روح بشر را واكاوي و كشف بكند. در منابع ديني ما، انسان خيلي پيچيده تر و داراي اوصاف متكثرتر و پيچيده تري معرفي شده. البته ما شايد زياد دقيق نشديم و در سينماي آنها هم مؤلفه‌ها بيشتر از اينها باشد، اما باز هم اصلي و فرعي بودن مؤلفه هايشان با ما متفاوت است؛ همانطور كه فرضا «غضب و شهوت» اصل هستند و ذيل آنها اوصاف ديگري مي آيد.



اين طرف هم در بُعد اوصاف ايماني، ما اوصاف زيادي داريم؛ در روايت بسيار زيبا و جذاب «عقل و جهل»، 75 وصف و جنود براي عقل تعريف مي كند در مقابلش هم 75 جُند براي جهل. همه اينها مي توانند مؤلفه‌هاي جذابيت باشند، چون با كانون اميال و نفرت‌هاي انسان كه فطرت انسان است ارتباط دارند. اينها مي توانند مؤلفه جذابيت باشند و ما مي توانيم مولفه هاي جذابيت‌ را بيشتر از اينها بكنيم. آنوقت هنر خيلي پيچيده مي شود و كار هنري تخصصي تر مي شود. خوب اينها بيانگر اين است كه هنوز ما به آن بلوغ لازم در نگاه به انسان و اميال انسان و جذابيت هاي انسان، آن چيزهايي كه براي انسان جذاب است و مؤلفه‌هاي جذابيت براي انسان هست، نرسيديم. لذا به نظر مي رسد كه قطعاً همينطور است ما مي توانيم جذابيتهاي جديدي تعريف بكنيم در ادبيات اسلامي و ديني و حتي از آنطرف هم در بُعد جهل و جنود شيطان هم همينطور است؛ الان مي بينيد خيلي چيزهايي كه براي طبع انسان منفور است، در تيپهاي شيطان پرستي تبديل به هنجار مي شود. فرضاً نجاست خواري و خون خواري و خود را به اشكال عجيب درآوردن، براي طبع ما منفور است، اما براي آنها تبديل به جذابيت شده. اين بيانگر اين است كه آنها اصلاً نظام تمايلاتشان با ما متفاوت است. اين شايد به اين معنا است كه تاريخ دارد به خلوص مي رسد كه اين دو صف از هم متمايز مي شوند. زشتي ها و طرفداران زشتي ها دارند متظاهر مي شوند و ظهور عيني پيدا مي كنند. از اين طرف هم براي اهل ايمان، جذابيت‌ها و اوصاف جذاب، بيشتر مكثرتر مي شود.



اگر امكان دارد، چند نمونه از جذابيتهاي ايماني كه تا حالا مورد غفلت قرار گرفته و در منابع ديني ما اشاره شده است را به عنوان مثال ذكر كنيد؟

اگر به همان روايت عقل و جهل باز گرديم، مثلاً ايمان، شكر، زهد، فراغت از دنيا، اينها همه براي مومن جذابيت است. براي مومن وقتي از حالات اميرالمومنين(ع) مي گوييم، اينكه چطور غذا مي خوردند، چطور عبادت مي كردند، لباس مندرس مي پوشيدند، اين براي او جذاب است، اشك مومن را جاري مي كند. چون تاكنون فقط از جذابيت هاي حيواني استفاده كرديم، فكر مي كنيم حتماً بايد ما يك غذاي خوشمزه اي را نشان دهيم تا فرد جذب شود. ببينيد، چرا ائمه محبوب ما شدند؟ اين يك سوال بزرگ است. تمام رفتار ائمه كه منجر به محبوبيت و جذابيت شان شده، تك تك شان فاكتورهاي جذابيت انساني اند و هنر مي تواند از همه اينها استفاده كند. اكثر اينها در حديث جنود عقل و جهل و يا خطبه متقين نهج البلاغه آمده. تك تك فرازهاي خطبه متقين، مي تواند عامل جذابيت بزرگي باشد: منطقهم الصواب، مشيهم التواضع، ملبسهم الاقتصاد، عظم الخالق في انفسهم، فصغر مادونه في اعينهم. ببينيد، انسان از شنيدن اين كلمات به وجد مي آيد، حال فرض كنيد به تصوير كشيده شوند. كار هنر هم همين است، يعني تنظيم تمايلات و تاثير بر تمايلات و متأسفانه غربي ها توانستند بر تمايلات جامعه ايماني تأثير بگذارند و ما هم خودمان را از اين فاكتورهاي جذابيت محروم كرديم.


برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :