http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.mataf
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
صفحه اصلی http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/home
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/contactus
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/about
روايتگر :: پايگاه جامع راويان كشور - گفت و گو با سرتيپ خلبان احمد ميقاني همرزم شهيد عباس بابايي
لطفا صبر کنید
صفحه اصلي>ايثار و شهادت>خاطرات موضوعي>شهيد عباس بابايي
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
5.0 (1)
/1
1393/03/17
بازديد: 21209
سرتيپ خلبان، حمد ميقاني، فرمانده نيروي هوايي ارتش

گفت و گو با سرتيپ خلبان، احمد ميقاني همرزم شهيد عباس بابايي

درآمدامير احمد ميقاني، از شاگردان سابق شهيد بابايي است. او كه هم اكنون فرمانده نيروي هواي ارتش است، مي كوشد تا منش بابايي را در نيرو پياده كند و در اين گفت وگو از دستاوردهاي نيروي هوايي پس از بابايي سخن مي گويد
.    
 
امير، شما شهيد بابايي را اولين بار كجا ديديد؟
شهيد بابايي از استاد خلبان هاي خوب اف 14 بودند. زماني كه ايشان معاون عمليات نيرو بودند من در پايگاه هوايي دزفول مشغول به خدمت بودم. روزي به من گفتند شما بايد بروي اف 14 . من علاقه خاصي به اف 5 داشتم. رفتم پيش فرمانده پايگاه گفتم نمي خواهم بروم اف 14 . قبول كرد. با معاون عمليات پايگاه هم قبلا صحبت كرده بودم. اما هر دو گفتند اين تصميم بابايي است، بايد با خودش صحبت كني. شهيد بابايي معمولاً خط مقدم جبهه بود. به ندرت، شايد ماهي يكبار مي آمد تهران. پي گيري كردم كه كي به تهران مي آيد تا بروم مهرآباد ببينمش. من را كه ديد گرم احوالپرسي كرد. 2 بار ايشان را ديده بودم، اما نه به طور مفصل. - قبل از اين 3 وقتي براي ايشان صحبت مي كردم، آرام گوش مي كرد. بعد لبخندي زد. اف 5 و اف 14 را با هم مقايسه كرده و خيلي دقيق نقاط قوت و ضعف هر دو هواپيما را گفتند. تأكيد داشتند اف 14 براي آينده جنگ و نظام مهم است. بالاخره هم مرا فرستادند . اف 14 امروز فكر مي كنيد آن
 
پيشنهاد تا چه حد به جا بود و آن حرف ها چقدر واقعيت داشت؟
چند سال پس از آمدنم به اف 14 همه حرف هاي بابايي را در آن 2ساعت درك كردم. اوايل جنگ تنها هواپيماهاي سرحال ما اف 4 و اف 5 بود. آن زمان از اف 14 ها فقط براي ره گيري استفاده مي شد. هنوز موشك روي آنها سوار نكرده بوديم. هيچ ترديدي نيست كه رشادت ها و عمليات هاي خلبانان نيروي هوايي بسيار زياد و خارق العاده بوده است. اما انعكاس آنها بين توده مردم خيلي كم است. به نظر شما آيا واقعاً اين اتفاقات عجيبند يا براي ما چنين به نظر مي رسند؟ در نيروي هوايي از زمان بابايي و اردستاني كارهاي خيلي بزرگي شروع شد. از آنجا كه اين دو بناي تبليغ نداشتند اين موضوعات خيلي بيان نمي شد. البته در زمان جنگ 8ساله، به خاطر تأثير مستقيم ما در جبهه ها و ملاقات هاي مكرر خلبان ها با امام و آقا، نيروي هوايي مشهورتر بود. الان هم ما كارهاي فراواني براي خودكفايي انجام داده ايم كه خيلي به آنها پرداخته مي شود.
 
وضعيت فعلي نيروي هوايي ما چگونه است؟
نيروي هوايي يك نيروي تجهيزات محور است. قبل از انقلاب از بند پوتين تا پيشرفته ترين تجهيزات را از خارج وارد مي كرديم. تعميرات و نگهداري آنها هم يا در خارج انجام مي گرفت يا توسط تكنسين هاي خارجي در ايران. در طول دوران جنگ در زمينه تامين قطعات، تعمير آنها، سوار كردن موشك هاي مختلف روي هواپيماها و ... ابتكارات مهمي داشتيم. بعد از جنگ هم به بهينه سازي تجهيزات پرداختيم. موشك هوا به هوا، زمين به هوا و... ساختيم. آن هم زماني كه در تحريم بوديم. موشك هوا به هوا 285 قطعه دارد و همه را خودمان ساختيم. در زمينه رادار هم فعاليت هاي خوبي داشته ايم. الان بسياري از رادارهايي كه در كشور استفاده مي شود، رادارهاي بومي خودمان است. اف 14 هاي امروز با اف 14 هاي 10 سال پيش خيلي متفاوت است. هم موشك هايشان را عوض كرده ايم، هم رادارهايشان را. هم به سيستم هاي جنگ الكترونيك مجهز شده اند و ... . در زمينه موشك، ”قاصد 1“ را در رزمايش ذوالفقار شليك كرديم كه ديديد. ”قاصد 2“ را چند روز پيش آزمايش كرديم و قاصد 3 را هم تا روزهاي آتي آزمايش مي كنيم. اين آخري هزار تن بمب را با سرعت 60 كيلومتر جابه جا مي كند. يعني به راحتي مي تواند يك ناوچه را غرق كند. بنده هم وقتي آمدم گفتم كسي حق ندارد قطعه اي از خارج وارد كند. بايد همه را در داخل توليد كنيم. سعي داريم با فشار به دانشگاه، مراكز صنعتي، مراكز پژوهشي و ... احتياجاتمان را خودمان برآورده سازيم. چه قطعات الكترونيكي، چه قطعات الكترومكانيكي و چه قطعات مكانيكي. بايد بگويم ما الان در بهترين وضعيت 27 سال گذشته ايم.
 
در كدام قسمت ها پيشرفت قابل ملاحظه اي داشته ايم؟ اعم از اينكه مربوط شرايط جنگ بوده يا غيره؟
ما در همه قسمت ها كار كرده ايم. هواپيما، رادار، مهمات، آتش بار و... . روز به روز هم بهينه سازي مي كنيم. جهاد و تحقيقات نيرو بسيار فعالند. آقا هم نظر خاصي بر جهاد نيروي 4ماه اخير حداقل 20 طرح مهم - هوايي دارند. مثلاً در همين 5 را به نتيجه مطلوب رسانده ايم.
 
در زمينه طرح هاي جنگي چه كرده ايم؟ آيا مثل زمان جنگ ابتكار عمل را در دست داريم؟
 آن موقع جنگ ما جنگ همتراز بود و ويژگي خاص خودش را داشت. الان تهديدهاي ما تهديدهاي ناهمتراز است. ما براي آن دكترين هاي خاصي آماده كرده ايم. به صورت هفتگي هم جلسه داريم و طرح هاي عملياتي را بررسي مي كنيم.
 
براي آمريكا چقدر قابل باور است كه يك نيروي كاملاً وابسته، اين گونه مستقل و خودكفا شود؟
ملت ما ملت باهوشي است و اين را همه مي دانند. اين كه خلبان هاي ما در آمريكا دوره مي ديدند بخاطر اهداف استعماري و اقتصادي غرب بود و نه عدم توانايي ما. در همان دوره هاي آمريكا كه دانشجويان كشورهاي مختلف آسيايي، اروپايي و آمريكاي لاتين حضور داشتند؛ نفرات برتر معمولا از كشور ما بودند. براي مثال، در مسابقات كشورهاي پيمان سنتو كه خلبان هاي آمريكا، تركيه و پاكستان حضور داشتند (سال 54 در پاكستان) شهيد اردستاني ”تاپ گان“ شد، يعني قهرمان قهرمانان. در همه رشته ها قهرمان شد: راكت، آكروبات، مسلسل و ... زمان جنگ شهيد بابايي متوجه مي شود كه كشور از خلبان هاي جوان محروم شده است. چون رابطه ما با آمريكا قطع و تعليم خلبان ها - كه در آمريكا بود- متوقف شده بود. خودش پي گيري مي كند و به دستور آقا كه آن موقع رئيس جمهور بودند، در اصفهان دانشكده خلباني را تاسيس مي كند.
 
در مورد آن 140 سورتي پرواز روز اول، برخي تحليلگران آن حركت را كاري اشتباه ارزيابي كرده، مي گويند اين پروازها باعث لو رفتن توان ما نزد دشمن شد. آيا اين تحليل درست است؟ پروازها و مانورهاي قبل از جنگ در كشورها براي چيست؟
 
براي بازدارندگي. عراق ادعا كرده بود ما 3روزه خوزستان را مي گيريم. يك هفته اي هم تهران هستيم. صدام مي گفت اولين شكاري ايران 2ماه بعد مي تواند بلند شود. اين اطلاعات را آمريكا به عراق داده بود. 140 پرواز روز اول تمام برنامه هاي صدام و حاميانش را به هم زد. به ما روحيه و اقتدار داد و در عوض روحيه سربازان عراقي را به شدت ضعيف كرد. آن 140 سورتي پرواز نشان از قدرت بالاي نيروي هوايي و سرزنده و سرحال بودنش داشت. برنامه ريزي، طراحي و فرماندهي اين همه پرواز توان خاصي مي خواست. به نظر مي آيد بعد از سال 61 ، نيروي هوايي 2 تا 3 سال دچار ركود شد. يعني قبل از آن عمليات هاي مستقل زيادي از اين نيرو مي بينيم اما بعد از آن ديگر از اين نوع عمليات ها خبري نيست.
 
علت خاصي داشت؟
اوايل جنگ عمده بار دفاع بر دوش نيروي هوايي بود. تو نيرو هم، اف 4ها و اف 5ها اين بار را به دوش مي كشيدند. فقط روز اول جنگ، 140 سورتي پرواز اف 4ها و اف 5ها انجام دادند. روزهاي بعد هم اين پروازها ادامه يافت. معمولاً هم تعدادشان بالاتر از 100 سورتي بود. اف 4هاي ما در آن ايام بمباران هاي برون مرزي هم داشتند. براي مثال در الرشيد. در عمليات بيت المقدس نيروي هوايي نقش مهمي داشت. حدود 240 سورتي پرواز داشتيم كه 20 سورتي آن براي عكس برداري بود. از شمال تا جنوب منطقه را هر روز عكس برداري مي كرديم تا نقشه هاي عملياتي بر اساس آخرين تغييراتي كه دشمن در مواضعش ايجاد كرده بود طراحي شود. در روزهاي آخر عمليات اگر نيروي هوايي پل مارد را نمي زد، هيچ وقت ما 20 هزار اسير نداشتيم. نهايت 100 نفرشان مي ماندند. ترابري عمليات هم كه بسيار گسترده و مهم بود بر عهده نيروي هوايي بود. اما تا حالا كمتر كسي به نقش نيروي هوايي در اين عمليات اشاره كرده است. در عمليات والفجر تعداد پروازهاي جنگي و عملياتي ما آنقدر زياد بود كه گاهي يك خلبان روزي 3تا 4سورتي پرواز داشت. شهيد اردستاني به تنهايي در آن عمليات نزديك به 70 سورتي پرواز انجام داد؛ روزي 5 الي 6 پرواز. ما 8 تا از هواپيماهاي عراق را هم زديم. شهيد هم زياد داشتيم، اسدزاده، بيك محمدي و ... . به طور كلي، هر عملياتي در جنگ انجام شد حتماً پوشش هوايي هم داشت. بعد از سال 61 ، كلا عمليات هاي گسترده ايران كمتر شد. احساس مي كنم اين همه كار خوب اطلاع رساني نشده است. بله ما در زمينه اطلاع رساني خوب عمل نكرده ايم. داريم جبران مي كنيم. ولي اين رفتار در نيرو نهادينه شده است. براي مثال طي هفته هاي گذشته از سوخوي 24 نقطه زني كرديم؛ با ليزر. موشك ”راپيد“ را هم چند وقت پيش در سمنان آزمايش كرديم، هاگ را هم. چند وقت پيش سومين آذرخش را در اصفهان ساختيم و توليد انبوهش را صنايع اصفهان آغاز كرد. دانش فني صاعقه را طي هفته هاي آتي به وزارت دفاع مي دهيم براي توليد انبوه و چيزهاي بسيار ديگري كه نمي توان بيان كرد. ما فقط خلبان ها را مي بينيم. از شما مي خواهيم درباره ديگر پرسنل پروازي هم بگوييد. راحت مي گوييم 100 سورتي يا 200 سورتي پرواز. هر پرواز احتياج به ده ها اقدام پشتيباني دارد كه معمولاً ديده نمي شود. خلبانان چون اصل ماجرا هستند و همه زحمات را به هدف مي زنند، بيشتر در معرض توجه اند. در حالي كه اگر اين پشتيباني ها نباشد كار خيلي سخت مي شود. من شاهد بودم كه نيروهاي تعمير و نگهداري در سرماي زمستان كه دست ها به هواپيما مي چسبيد، سخت و دلسوزانه كار مي كردند. هواپيمايي مي آيد ژنراتورش خراب است، يكي ديگر مي آيد اشكال الكترونيكي دارد. نيروهاي اين واحد بايد به سرعت، موتور هواپيما، تجهيزات، مهمات و ... را تعمير و آماده كنند. يا قطعه اي را عوض و تست كنند و... . به نظر من نمره اين افراد در جنگ واقعاً 20 بود. مخلصانه و با سرعت كار مي كردند. برخي مواقع كه مشكلي پيش مي آمد، اين ها بيشتر از خلبان ها ناراحت و نگران مي شدند. گروه ديگر پدافند رادار است. رادار چشم ماست. آمدن هواپيما را من و شما كه نمي بينيم. حتي من را كه تو هواپيما هستم رادار هدايت مي كند. چگونه؟ با دقت، تلاش و تخصص بالايي كه در استفاده از اين دستگاه ها دارند. اين ها از توي اسكوپ رادار ما را راهنمايي و هدايت مي كنند.
 
مي گويند پرنده مهاجم از كجا آمده، سرعتش چقدر است، هدف احتمالي اش كجاست، ارتفاعش چقدر است؟ گروه ديگري هم هست؟
 
بله. گروه ديگر سايت هاي شنود دور تا دور ميهن اسلامي مان است. سايت هايي كه شبانه روزي در حال شنود راديوها و تماس هاي بيگانگان در تمامي مرزهاي كشورند. اين سايت ها روزانه اطلاعات فني دريافتي را تجزيه و تحليل كرده به مراكز تصميم گيري ارائه مي كنند. در عمليات جنگي بالغ بر 90 درصد اطلاعات لازم براي عمليات را اين گروه ها به فرماندهان ارائه مي كنند. بخش ديگر نيرو كه بسيار مهم و حياتي است، هواپيماهاي عكسبرداري هستند كه قبل از هر عمليات، حين عمليات و پس از آن با عكسبرداري از مواضع، استحكامات و تغييرات دشمن، ديگر اركان را در طراحي و برنامه ريزي يك حمله موفق كمك مي كنند. هواپيماهاي ترابري هم از اركان مهم جنگ هستند كه معمولاً به آنها توجهي نمي شود. آوردن مهمات، سلاح و آذوقه از پشت جبهه، مهم ترين وظيفه اين گروه است. برخي مواقع ما با اين هواپيماها تجهيزات و غذا را وسط دشمن به نيروهاي خودي مي رسانديم. هواپيماهاي 704 و 705 سوخت رسان را هم نبايد فراموش كرد. وقتي مي گوييم جنگنده اي 7 ساعت يا 10 ساعت پرواز داشته يعني چندبار سوخت گيري كرده است.
 
تانكرها بخصوص در اوايل جنگ نقش مهمي در حفظ حريم هوايي ميهن داشتند. مهمترين ابتكار جنگ چه بود؟
تمام جنگ ما چه در زمين و چه در هوا، ابتكار بود و نوآوري. شايد نتوانم يكي را به عنوان ابتكار ممتاز جدا كنم اما ابتكار عملي كه در اواخر جنگ شهيد بابايي و شهيد ستاري طراحي كردند، اسكورت نفت كش ها بود. تاثير فراواني هم در جهت تقويت روحيه جبهه خودي و تضعيف دشمن داشت. اين ها با روش خودشان توانستند ميگ 25 و هواپيماهاي سوپر اتاندار را بزنند. هواپيماهايي كه عراق تازه تحويل گرفته بود و خيلي روي آنها حساب مي كرد. بابايي در حالي اينها را زد كه انواع رادارهاي آواكس، ناوها، كارشناسان نظامي، ماهواره ها و... دور تا دور ايران را پوشش داده و بررسي مي كردند. در اين شرايط بابايي طرحي را اجرا كرد كه با اف 12 توانست ميراژهاي فرانسه را بزند.
 
در نيروي هوايي آيا در طراحي عمليات ها از ديگر متخصصان نيز استفاده مي شود؟
بله. در طراحي هر عمليات ما از متخصصان مختلف استفاده مي كنيم. براي مثال، اگر قرار باشد به نيروگاهي حمله شود از متخصصان نيروگاه و يا اگر به پالايشگاه حمله كنيم از متخصصان پالايشگاه مشورت مي گيريم كه كدام قسمت را مورد هدف قرار دهيم. خلبان ها را بر همين اساس توجيه مي كنيم تا طرح پروازي را آماده كنند. به طور كلي، فرماندهي معاون هاي مختلفي دارد كه اين مشورت ها را به او ارائه مي كنند.
 
آخرين بار كجا شهيد بابايي را ديديد؟
آخرين بار ايشان را در اصفهان ديدم، يكماه پيش از شهادتشان. من آنجا آلرت بودم. آمد و حدود 20 دقيقه اي صحبت كرديم. روز عيد قربان بود. از درب نمازخانه بيرون مي آمدم كه گفتند بابايي شهيد شد. فقط گفتم: حقش اش بود. به هدف اش رسيد.
برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :