http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.mataf
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
صفحه اصلی http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/home
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/contactus
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/about
روايتگر :: پايگاه جامع راويان كشور - شهيد و شهادت در كلام امامان معصوم ع
لطفا صبر کنید
صفحه اصلی>گنجينه راويان>رسانه متني>سوژه هاي روايتگري
نویسنده:
امتیاز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1393/01/20
بازدید: 8422
سوژه هاي روايتگري

شهيد و شهادت در كلام امامان معصوم ( ع )

  امامان معصوم ع  و فرهنگ شهادت

شهادت

  روايتگر:‌ فداكارى و از جان گذشتگى در راه خدا و دين، نهايت رستگارى انسان مؤمن است و آنان كه جان خويش را بر سر دين الهي مى‏ نهند، هم به كاميابى ابدى مى‏ رسند و هم شهادتشان سرچشمة الهام و الگوى فداكارى براى ديگران است. رسول خدا(ص) مى‏ فرمايد:
فَوقَ كُلِّّ بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فى سَبيلِ الله، فإذا قُتِلَ فى سَبيلِ اللّه، فَلَيْسَ فَوْقَهَ بِرٌّ1؛ بالاتر از هر نيكى، نيكى است، تا آن كه انسان در راه خدا كشته شود. پس چون در راه خدا كشته شد، بالاتر از آن، نيكى نيست.
و در سخن ديگر مى‏ فرمايد:
أَشْرَفُ الْمَوتِ قَتْلُ الشَّهادَةِ2؛ برترين مرگ، شهادت است.
شهيد مطهرى با استفاده از روايات اهل‏بيت‏: درباره شهيد چنين مى‏ نويسد:
«مَثَل شهيد، مَثَل شمع است كه خدمتش از نوع سوخته شدن و فانى شدن و پرتو افكندن است، تا ديگران در اين پرتو كه به بهاى نيستى او تمام شده، بنشينند و آسايش بيابند و كار خويش را انجام دهند، آرى، شهدا شمع محفل بشريتند؛ سوختند و محفل بشريت را روشن كردند.»3

اميرالمؤمنينن ‏ عليه السلام مى‏ فرمايد: إنّ أَفْضَلَ الْمَوتِ، القَتْلُ وَالّذى‏ نَفْسُ عَلىٍّ بِيَدِهِ لَأَلْفُ ضَربَةٍ بِالسَّيفِ أَهْوَنُ مِنْ مَوتَةٍ واحِدَةٍ عَلَى الْفِراشِ‏4؛ برترين مرگ، كشته شدن (در راه خدا) است. سوگند به به آن (خدائى) كه جان على به دست اوست! فرود آمدن هزار ضربة شمشير (بر من در راه خدا) آسان‏تر است تا يك بار در بستر مردن!»
در احاديث آمده است كه: قطرة خون شهيد نزد خداوند از بهترين قطرات است. شهادت، موجب آمرزش گناهان مى‏ شود. شهيد از سؤال قبر مصون است، فشار قبر ندارد و در بهشت با حوريان هم‌آغوش است. شهيد، حقّ شفاعت دارد و شهدا، اوّلين كسانى هستند كه وارد بهشت مى‏ شوند و همه بهشتيان به مقام شهيد غبطه مى‏ خورند.5

اين، شمّه‏اى از عظمت شهيد و كشته شدن در راه خداست؛ امّا «فرهنگ شهادت» چيز ديگرى است كه شهادت نيز در سايه اين فرهنگ، حاصل مى‏ شود.
فرهنگ شهادت‏

فرهنگ شهادت، كه امام حسين ‏عليه السلام الگوى تمام نماى آن است، تنها كشته شدن در معركة جنگ با دشمنان دين و قرآن نيست؛ بلكه فرهنگ شهادت؛ يعنى خودسازى، خداترسى، گناه‏ گريزى، تقوا، اطاعت امر خدا، امر به معروف و نهى از منكر، اقامة نماز، جود و كرامت، عزّت نفس و گريز از ذلّت و زبونى.
فرهنگ شهادت؛ يعنى سازش نكردن با طاغوت‏ها و حكومت‏هاى ستم، مبارزه با باطل، ايثار، قاطعيّت و صلابت در راه عقيده، جهاد و از خود بيرون‏ آمدن و ديگران را بر خود مقدم داشتن. شهادت؛ يعنى از دنياگرايى و رفاه‏ طلبى فاصله گرفتن و آخرت را مدّ نظر داشتن، در راه اصلاح جامعه و حاكميت دين و عدالت جان‏فشانى كردن و در راه رضاى حق و پياده كردن احكام الهى سر از پا نشناختن.
اين فرهنگ، حقيقتى است كه در هر زمان، ظهور و تجلّي خاصّى دارد؛ در ايام جنگ و رو در رويى با دشمن، به صورت حضور در جبهه‏ هاى نبرد، و پايدارى و استقامت تا كشته شدن و شهيد گرديدن و در ايّام صلح، در راه خودسازى و مبارزه با مفاسد و رذائل و اجراى احكام الهى تا مرز شهادت پيش رفتن است.
پيامبر خدا(ص)مى‏ فرمايد:
«وَ مَنْ خَرَجَ فى سَبيلِ اللهِ مُجاهِداً فَلَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ سَبْعَمِأَةَ أَلْف حَسَنَةٍ وَ يُمْحى‏ عَنْهُ سَبْعَمِأة أَلْفَ سَيِّئةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ سَبْعَمِأة أَلْف دَرجةٍ، وَ كانَ فى ضِمانِ اللهِ بِأىِّ حَتْفٍ ماتَ كانَ شَهيداً، وَ إنْ رَجَعَ رَجَعَ مَغْفُوراً لَهُ مُسْتَجاباً دُعاؤهُ‏6؛ كسى كه با انگيزة جهاد در راه خدا (از خانه) خارج شود، هر قدمى كه بر مى‏ دارد، هفتصد هزار حسنه براى او ثبت مى‏ شود و هفتصد هزار گناه از او محو مى‏ گردد و هفتصد هزار درجه بالا مى‏ رود و در ضمان خداوند متعال است و به هر نوع كه از دنيا برود، شهيد محسوب مى‏ گردد. و اگر زنده بر گردد، از گناه پاك گرديده و دعاى او مستجاب است.»
اين، همان فرهنگ شهادت و از جان گذشتگى در راه خداست كه وى را در زمرة شهدا قرار مى‏ دهد، اگرچه در معركة جنگ قرار نگيرد. در قرآن آمده است:
وَ مِنَ النّاس مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُفُ الرّحيم(؛ بعضى از مردم‏اند كه در راه خدا و براى خشنودى او، جان خود را مى‏ فروشند و خدا به بندگانش رؤف و مهربان است.»
در تفسير اين آيه در منهج الصادقين و مجمع البيان آمده است:
مقصود، مردمانى هستند كه جان خود را در راه جهاد و امر به معروف و نهى از منكر براى خشنودى پروردگار، بذل مى ‏نمايند.
از غزّالى نقل شده كه اين آيه در شأن حضرت على ‏عليه السلام نازل شده؛ زمانى كه در آن شب در بستر پيامبر(ص)خوابيد تا آن حضرت جان به سلامت بَرد، و اين جان فشانى حضرت على‏عليه السلام براى سلامت رسول اكرم(ص)، مورد ستايش خداوند قرار گرفت.
نيز از ثعلبى، كه از رؤساى اهل سنّت است، نقل شده است كه پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود:
اي على! قريش اتّفاق نموده‏اند كه امشب مرا هلاك كنند. حكم خداست كه تو در بستر من بخوابى و گليم مرا برخود بپيچى تا آنها خيال كنند من در بستر خود خوابيده ‏ام و من بيرون روم و خود را به جايى برسانم كه از شرّ ايشان در امان باشم. علىعليه السلام چون اين سخن را از سيّد انبيا شنيد، گفت: اگر چنين كنم، صدمه‌اى به شما نمى‏ رسد؟ پيغمبر(ص) فرمود: آرى، يا على! من از شرّ ايشان در امان حقّ ـ سبحانه ـ خواهم بود. حضرت على ‏عليه السلام وقتى اين بشارت را شنيد، گفت: أَلآن طابَ الْمَوتُ؛ الآن مردن براى من خوشحال كننده است؛ چون شما به سلامت مى‏ رويد.
جان شيرين گر قبول چون تو سلطانى بود
كى به جانى باز ماند هركه را جانى بودعليه السلام
اين است جان بر كف بودن در تمام اوقات و پياده كردن فرهنگ شهادت.
پيامبر گرامى‏(ص)مى ‏فرمايد:
مَنْ سَأَلَ اللهَ الشَّهادَةَ بِصِدْقٍ بَلَّغَهُ اللهُ مَنازِلَ الشُّهَداءِ وَ اِنْ ماتَ عَلى‏ فِراشِهِ‏8؛ هركسى صادقانه از خداوند متعال درخواست شهادت نمايد، خداوند او را به مقام و منزلت شهدا مى‏رساند، گرچه در بستر بميرد.
در مقابل «فرهنگ شهادت»، دنياگرايى، رفاه‏طلبى، خود محورى و بى ‏توجّهى به احكام الهى قرار دارد كه اگر اين فرهنگ غالب باشد، نتيجه‏ اى جز شكست و نابودى در عرصه ‏هاى مختلف ندارد. مقابلة اين دو فرهنگ در آيات زيادى از قرآن، مورد بحث قرار گرفته كه يك نمونه آن در اينجا بيان مى‏ شود:
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! چرا هنگامى كه به شما گفته مى ‏شود به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد، به زمين مي‌چسبيد (و سستى به خرج مى‏ دهيد)؟ آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شده‏ ايد، با اينكه متاع زندگى دنيا در برابر آخرت چيز كمى بيش نيست؟!»9

اين آيه و آيات بعد از آن، ناظر به جنگ «تبوك» است. اين حادثه در سال نهم هجرى؛ يعنى يك سال پس از «فتح مكّه» رخ داد. از آنجا كه درگيرى و مقابله در اين ميدان با يكى از ابرقدرت‏هاى جهان آن روز (روم) بود، جمعى از مسلمانان از حضور در اين ميدان، وحشت داشتند. فصل چيدن ميوه‏ ها و برداشت محصول نيز فرا رسيده بود و براى مردمى كه يك زندگى محدود كشاورزى و دامدارى داشتند، اين روزها، ايّام سرنوشت ساز محسوب مى‏ شد؛ چرا كه رفاه يك سال آنها بدان وابسته بود. هوا نيز بسيار گرم بود كه اين، خود عامل بازدارنده‏ اى بود. در اين فضا، اين آيات نازل شد كه: اينها، سدّ راه مبارزه و جان فشانى شما در راه خدا نشود! هرگز متاع فوق العاده گران بها (بهشت و خشنودي خدا) را به خاطر دستيابى به يك متاع ناچيز و كم ارزش دنيا از دست ندهيد!10
از صدر اسلام تاكنون، نمونه‏ هاى تاريخى زيادى وجود دارد كه نشان مى‏ دهد هرگاه «فرهنگ شهادت» بر مسلمانان حاكم بود، به پيروزى رسيدند و دشمنان را به زانو درآوردند و الاّ متحمّل شكست‏هاى جبران ‏ناپذيرى شدند.
در غزوة «بدر»، تعداد لشكريان دشمن سه برابر مسلمانان بود؛ اما مسلمانان پيروز شدند. يكى از مهم‏ترين علت‏هاى اين پيروزى، از جان گذشتن و شهادت‏ طلبى مسلمانان بود كه موجب نصرت الهى گرديد و دشمنان شكست خوردند.
وقتى پيامبر(ص)براى رويارويى مشركان مكه با اصحاب خود مشورت نمود، آنها در جواب پيامبر سخنانى اظهار كردند كه حاكى از روحيه همكارى و فداكارى و جانبازى آنها بود. مقداد بن عمر مى‏ گويد: يا رسول اللّه! براى انجام فرمان الهى حركت كن! ما همراه تو هستيم. ما همانند بنى ‏اسرائيل به تو نمى‏ گوييم تو و خدايت برويد بجنگيد، ما همين جا نشسته‏ايم‏11؛ بلكه مى‏ گوييم تو و خدايت برويد جنگ كنيد، ما نيز همراه شما هستيم... پيامبر(ص)براى او دعاى خير كرد.12

پيامبر(ص) رو به انصار كرد و نظر آنها را خواستار گرديد.
سعد بن معاذ گفت: من از سوى انصار پاسخ مى ‏دهم: ما به تو ايمان آورده و تصديقت كرده‏ ايم و به درستى آيات قرآنى، گواهي داده ‏ايم. با تو پيمان بسته ‏ايم كه از تو اطاعت و فرمانبرى كنيم. اى رسول خدا! حركت كن! اگر از اين دريا (احمر) بگذرى و در آن فرو روى، ما همراه تو خواهيم بود...
سعد در سخنان خود، حمايت جانى و مالى كامل انصار را يادآور شده، گفت: ديگرانى كه در مدينه مانده ‏اند، تصوّر نمى‏ كردند جنگى پيش آيد؛ و الاّ حتماً در آن شركت مى‏ كردند.13

روحيّة شهادت‏طلبى و از جان گذشتگى چنان در چهرة سپاهيان اسلام مشهود بود كه دشمن با اوّلين برخورد، آن را به وضوح مشاهده كرد. عمير بن وهب، كه مردى دلاور و در برآورد جمعيت ماهر بود، از طرف قريش مأموريت يافت تا تعداد سربازان اسلام را تخمين زند. او در اطراف اردوگاه سربازان اسلام گردش كرد و بازگشت و چنين گزارش داد: شمارة مسلمانان در حدود سيصد نفر است؛ ولى لازم است يك گشت ديگر بزنم تا ببينم آيا در پشت سر، كمينگاه يا نيروى امدادى دارند يا نه؟
او سرتاسر بيابان را گردش كرد. بالا و پايين را زير پا نهاد و برگشت و گفت: مسلمانان كمين و پناهگاهى ندارند؛ ولى شترانى را ديدم كه براى شما از مدينه مرگ سوغات آورده‏اند. وى سپس افزود:
قَومُ لَيْسَ مَعَهُمْ مَنْعَةٌ وَ لا مَلْجَأٌ الاَّ سُيُوفَهُم وَاللّهِ ما أَرىَ‏ أَنْ يُقْتَلَ رَجُلٌ مِنْهُمْ حَتَّى يَقْتُلَ رَجُلاً مِنْكُمْ فَاِذا أَصَابُوا مِنْكُمْ أَعْدادَهُمْ فَمَا خَيْرَ الْعَيْشِ بَعْدَ ذلِكَ فََرَأَوا رَأْيَكُم‏14؛
گروهى را ديدم كه جز شمشيرهاى خود پناه گاهى ندارند تا هريك از آنها يك نفر از شما را نكشد، كشته نخواهد شد! هرگاه به تعداد خودشان از شما كشتند، ديگر زندگى چه سودى خواهد داشت، تصميم نهايى با خود شماست!
اين روحيّة شهادت‏طلبى است كه نصرت الهى را نازل مى‏ كند و پيروزى بر دشمن را فراهم مى ‏سازد، با اينكه سپاه دشمن سه برابر مسلمانان است.
پيامبر خدا(ص)هنگام حملة عمومى در غزوه بدر، براى تشويق سپاهيانش چنين مى ‏فرمايد:
وَالّذى‏ نَفْسُ مُحمّدٍ بِيَدِهِ لا يُقاتِلُهُمُ الْيَومَ رَجُلٌ فَيُقْتَلُ صابِراً مُحْتَسِباً مُقْبِلاً غَيْرَ مُدْبِرٍ الاَّ أَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ15؛ سوگند به آن (خدايى) كه جان محمد در دست اوست! هركس امروز با بردبارى نبرد كند و نبرد او براى خدا باشد و در اين راه كشته شود، خداوند او را وارد بهشت مى‏ كند!
با اين سخنان، روحيّة جانفشانى چنان در اصحاب آن حضرت هويدا گرديد كه عمير حمام چند خرمايى كه در دست داشت، به دور ريخت و براى نبرد با دشمن و جان‌فشانى در راه خدا به ميدان تاخت. سپس دستور حملة عمومى صادر شد و چيزى نگذشت كه سپاه اسلام با 14 شهيد بر دشمن پيروز شد در حالى كه از دشمن 70 كشته و 70 اسير گرفته و بقيه فرار نمودند.
همين روحيّه در غزوة «اُحد» نيز حاكم بود و سبب پيروزى مسلمانان گرديد؛ امّا پس از پيروزىِ اوّليه، جمعى از اصحاب كه به دستور پيامبر بالاى «كوه عينين» مراقب راه نفوذ دشمن بودند، دنياطلبى و غنيمت خواهى‏شان باعث شد موقعيت حساس خود را رها نموده و از دستور فرماندة كلّ قوا، رسول خدا، سرپيچى كنند و مشغول جمع كردن غنيمت شوند كه از همين نقطه، دشمن نفوذ كرد و بر سپاه اسلام تاخت. در نتيجه، مسلمانان در اين غزوه با تحمّل صدمات زياد و تقديم شهداى فراوان، چون: حمزه سيّدالشّهدا، مصعب بن عمير و... طعم تلخ شكست را چشيدند.
مى‏ باش چو خار حربه بر دوش‏
تا خرمن گل كشى در آغوش‏
در تاريخ اسلام از اين گونه شواهد بسيار است. در نهضت امام حسين عليه السلام و عاشوراى حسينى، «فرهنگ شهادت» به طور كامل ظهور يافت و اباعبداللّه الحسين ‏عليه السلام لقب «سيّدالشّهدا» و اصحابش لقب «بهترين اصحاب» را گرفتند.
در روز عاشورا، اصحاب براى مبارزه و كشتن و كشته شدن از يكديگر سبقت مى‏ گرفتند؛ زيرا شهادت و جان‏فشانى در اين راه را، سعادت هميشگى خود مى ‏دانستند و سخنان رهبرشان امام حسين ‏عليه السلام را به جان و دل باور كرده بودند:
فَمَا الْمَوتُ الاّ قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤسِ وَالضَّرَّاءِ اِلَى‏ الْجِنانِ الْواسِعَةِ وَالنِّعَمِ الدَّائِمَةِ16؛ مرگ، چيزى جز يك پل نيست كه شما را از سختى و رنج عبور داده، به بهشت پهناور و نعمت‏هاى هميشگى آن مى ‏رساند!
نيز حضرت در اشعارى فرمود:
وَ اِنْ يَكُنِ الأَبدانُ لِلْمَوتِ اُنْشِأَتْ‏
فَقَتْلُ امْرِءٍ بِالسَّيْفِ فِى‏اللّهِ أَفْضَلُ‏17

اگر بدن‏ها براى مردن خلق شده است، پس كشته شدن در راه خدا برترين مردن است!
امام حسين‏ عليه السلام و اصحابش با نهضت خونين خود، «فرهنگ شهادت» را جاودانه ساختند و برترى مرگ سرخ بر پذيرش عار و ذلّت را به منصّة ظهور رساندند. چه اينكه امام حسين ‏عليه السلام اين گونه رجز مى ‏خواند: الموت اولى من ركوب العار...18
در طول تاريخ هرگاه در جامعة اسلامى اين فرهنگ رنگ بيشترى داشت، پيروزى ‏هاى بزرگ نصيب مسلمانان شد. و امروز انقلاب شكوهمند اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى‏ (ره) يكى از بارزترين نمونه‏ هاى اين فرهنگ است. بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران با جارى ساختن فرهنگ شهادت ‏طلبى و مبارزه با ظلم و ستم، و دين‏ خواهى تا مرز شهادت در ملّت ايران، توانست نهضتى را پايه ريزى كند كه در سال 1357ش. به اوج خود رسيد.
مردم با اين باور كه «مرگ سرخ» به مراتب از «زندگى ذلّت بار» برتر است، يك پارچه به صحنه آمدند و از كشته شدن، به زندان رفتن، و... در اين راه نه تنها هراسي به خود راه ندادند كه به استقبال گلوله ‏هاى آتشين طاغوت شتافتند. آنان با توكّل به خدا و اهداى خون خود، دشمن را به زانو درآوردند و بر وى پيروز گشتند.
همين فرهنگ در هشت سال دفاع مقدّس، با همه كمبودها و تحريم اقتصادى و نظامى از سوى ابرقدرت‏ها، موجب پيروزى ايران در مقابل دشمن متجاوز و تا دندان مسلّح (صدّام) گرديد.
قابل توجه و دقّت اين است كه: امروز نيز دشمنانِ سيلى خوردة اسلام، دست از توطئه و دشمنى برنداشته و با روشى ديگر به نام «جنگ سرد و تهاجم فرهنگى»؛ بلكه به فرمودة رهبر معظّم انقلاب «شبيخون فرهنگى» با تمام امكانات رسانه‏اى و ماهواره‏اى، فريفتن بعضى از عوامل داخلى و خارجى و صرف بودجه ‏هاى كلان براى از بين بردن اسلام و مسلمانان؛ به ويژه انقلاب اسلامى ايران، به پا خاسته‌اند. و در پى براندازى نظام اسلامى ما و نابود ساختن مسلمانان جهان هستند. تنها راه پيروزى بر اين دشمنان، فداكارى و جان فشانى و پايدارى و استقامت و تقويت «فرهنگ شهادت» در جامعه است.
با روشن شدن اين مطلب كه فرهنگ شهادت غير از شهيد شدن است، به خوبى معلوم مى ‏شود كه ترغيب و تشويق معصومان: به شهادت، نوعى زمينه ‏سازى براى به وجود آوردن اين فرهنگ است، نه صرف شهيد شدن. لذا نوع سخنان آنان به صراحت يا كنايه، اين مطلب را مى ‏رساند. پيامبر گرامى(ص) مى ‏فرمايد:
كَمْ مِمَّنْ أَصابَهُ السِّلاح لَيْسَ بِشَهيدٍ وَ لا حَميدٍ، وَ كَمْ مِمَّنْ قَدْ ماتَ عَلى‏ فِراشِهِ حَتْفَ أَنْفِهِ عِنْدَ اللهِ صدّيقٌ شَهيدٌ19؛ چه بسا افرادى كه در جبهة نبرد، با اسلحه كشته مى ‏شوند؛ اما شهيد محسوب نمى‏ گردند و مورد ستايش نيستند و چه بسا افرادى كه به مرگ طبيعى در بستر بميرند؛ امّا نزد خداوند، صدّيق و شهيد محسوب گردند!
و نيز حضرت مى‏ فرمايد:
«كسى كه بميرد و محبّ آل پيغمبر باشد، شهيد محسوب مى‏شود.»20

عن ابى ‏بصير قال: قال لى الصّادق عليه السلام : يا أبا محمّد اِنّ الْمَيِّتَ عَلى‏ هذَا الأمْر شَهيدٌ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ وَ اِنْ ماتَ عَلى‏ فِراشِهِ؟ قال: وَ اِنْ ماتَ عَلى فِراشِهِ، فإنَّهُ حَىٌّ يُرْزَقُ‏21؛ ابا بصير مى ‏گويد: امام صادق ‏عليه السلام به من فرمود: اى ابا محمد! كسى كه بر اين امر (محبّت اهل‏بيت پيامبر(ص)) بميرد، شهيد است. عرض كردم: فدايت شوم! اگرچه به طور طبيعى و در بستر بميرد؟ حضرت فرمود: (آرى) اگرچه در بستر بميرد، پس او زنده است و (نزد خدا) روزى مى ‏خورد.
امام زين العابدين ‏عليه السلام فرمود:
مَنْ ماتَ على موالاتنا فى غيبة قائمنا أعطاهُ اللهُ أجْرَ ألْفَ شَهيدٍ مِثلَ شُهَداءِ بَدْرٍ وَ اُحُد22؛ كسى كه در زمان غيبت حضرت بقيةاللّه عليه السلام بر دوستى و پذيرش ولايت ما باقى باشد تا بميرد، خداوند اجر هزار شهيد مانند شهداى بدر و اُحد به او عطا مى‏ كند.
در روايت ديگر آمده است: امام صادق ‏عليه السلام فرمود:
هركس بر ولايت و دوستى اهل‏بيت‏: بميرد، به منزلة كسى است كه در راه خدا با اسلحه جنگيده تا شهيد شده است.23

و عَنْ اميرالمؤمنين ‏عليه السلام : مَنْ ماتَ مِنْكُمْ عَلى‏ فِراشِهِ وَ هُوَ عَلى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ ماتَ شَهيداً وَ وَقَعَ أجْرُهُ عَلَى اللّهِ وَاسْتَوْجِبَ ثَوابَ ما نَوى‏ مِنْ صالِحِ عَمَلِهِ...24؛ كسى كه در بستر، به طور طبيعى بميرد؛ ولى عارف به حقّ پروردگار و رسول خدا و اهل‏بيت‏: باشد، شهيد از دنيا رفته و اجر وى بر خداوند متعال است و به تمام آنچه از اعمال صالح در نيّت داشته تا به جاى آورد، ثواب تعلّق مى‏ گيرد.
از امام باقر، امام زين العابدين و امام حسين‏: نقل شده كه فرمودند:
هيچ كدام از شيعيان و پيروان ما نيستند؛ مگر اينكه شهيد و صدّيق محسوب مى ‏شوند! راوى مى ‏گويد: عرض كردم: چگونه همه شهيد هستند و حال آنكه خيلى از آنها در بستر به طور طبيعى مى‏ميرند؟ فرمودند: آيا كتاب خداوند، قرآن را تلاوت نكرده ‏اى؟ آنجا كه مى‏ فرمايد:)الّذين آمنُوا باللّهِ وَ رُسُلِهِ اوُلئِكَ هُمُ الصّدّيقُونَ والشُّهداء عِنْد رَبِّهِم(25؛ «كسانى كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردند، آنها همان صدّيقين و شهدا نزد پروردگارشان هستند.» سپس افزود:
«اگر غير از كسانى كه با اسلحه در معركة نبرد كشته مى‏ شوند، شهيد نباشد، آمار شهدا كم خواهد بود.»26

پس، شناخت حقّ خدا و پيامبر و ائمّه معصوم: و پذيرش ولايت و محبّت آنها و حركت در اين مسير و پايدارى بر اين عقيده - كه به معنى پياده كردن كلّ اسلام و قرآن در زندگى است - انسان را به سر منزل «شهادت» مى‏ رساند؛ گرچه در معركة جنگ كشته نشود. و اين؛ يعنى پياده كردن «فرهنگ شهادت» در زندگى!
«فرهنگ شهادت»، حقيقتى است كه به اشكال مختلف در تمام عرصه‏ هاى زندگى ظهور و بروز مى‏ يابد؛ لذا در ارزش‏گذارىِ بسيارى از فعاليّت‏هاى مؤمن، مقام و منزلت شهيد ميزان قرار مى‏ گيرد و بعضى اعمال، اجر صد شهيد و بالاتر را مى‏ يابد.
مبارزه با نفس‏

يكى از مجاهدت ‏هاى مؤمن كه با شهيد سنجيده شده و اجر آن كمتر از شهيد معرّفى نشده، مبارزه با نفس است. اميرمؤمنان‏ عليه السلام مى‏ فرمايد:
مَاالْمُجاهِدُ الشَّهيدُ فى سَبِيلِ اللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَكادَ الْعَفيفُ أنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الملائِكَة27؛ پاداش مجاهد شهيد در راه خدا، بزرگتر از پاداش عفيف و پاكدامنى نيست كه قدرت بر گناه دارد و آلوده نمى‏ گردد. همانا عفيف و پاكدامن، نزديك است فرشته‏اى از فرشت‌گان باشد.
مبارزه با ظلم‏

روايات متعددى وجود دارد كه اگر كسى براى دفع ظلمى كه به خودش يا خانواده ‏اش وارد شده، مبارزه كند تا كشته شود، شهيد محسوب مى‏شود. يا كسى كه براى كسب مال حلال و حفظ مالش يا گرفتن حقّش ايستادگى كند و جان‌فشانى نمايد، شهيد شمرده مى‏شود. پيامبر(ص) مى ‏فرمايد:
مَنْ اُريدَ مالُهُ بغير حَقٍّ فَقاتَلَ فَقُتِلَ فَهُوَ شَهيدٌ28؛ كسى كه بخواهند مالش را به ناحق بگيرند و او مبارزه كند تا كشته شود، شهيد محسوب مى‏ گردد!
نيز فرمود:
مَنْ قُتِلَ دُونَ أَهْلِهِ ظُلْماً فَهُوَ شَهيدٌ، مَنْ قُتِلَ دُونَ مالِهِ ظُلْماً فَهُوَ شَهيدٌ، و مَنْ قُتِلَ دُونَ جارِهِ ظُلْماً فَهُوَ شَهيدٌ، وَ مَنْ قُتِلَ فى ذاتِ اللّهِ عزّوجلّ فَهُوَ شَهيدٌ29؛ كسى كه براى دفاع از خانواده ‏اش از روى ظلم كشته شود، شهيد است. كسى كه در راه كسب و نگهدارى اموالش از روى ظلم كشته شود، و كسى كه براى دفاع از همسايه و در راه پروردگار كشته شود، شهيد است.
ارزش تحصيل علم‏

رسول اللّه‏(ص) مي‌فرمايد:
... وَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ يَلْتَمِسُ باباً مِنَ الْعِلْمِ كَتَبَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ ثَوابَ شهيدٍ مِنْ شُهَداءِ بَدْرٍ...30؛... و كسى كه براى كسب بابى از ابواب علم از خانه حركت كند، خداوند متعال براى هر قدمى كه او بر مى‏دارد، ثواب شهيدى از شهداى بدر عطا مى ‏كند!...
رفع اختلاف امّت‏

رسول خدا(ص) مي‌فرمايد:
مَنْ تَمَسَّكَ بِسُنَّتى فى اخْتِلافِ أُمَّتى كانَ لَهُ أَجْرَ مِأَ?ِ شَهيد31؛ كسى كه در رفع اختلاف امّت من به سنّت من تمسّك نمايد، اجر صد شهيد دارد.
خدمت به خانواده‏

پيامبر خدا (ص) مي‌فرمايد:
... يا عَلِىّ مَنْ كانَ فى خِدْمَةِ الْعِيالِ فى‏الْبَيْتِ وَ لَمْ يَأنَفْ كَتَبَ اللَّهُ اسْمَهَ فى ديوانِ الشُّهَداءِ وَ كَتَبَ لَهُ بِكُلِّ يَومٍ وَ لَيْلَةٍ ثَوابَ أَلْفَ شَهيدٍ وَ كَتَبَ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ ثَوابَ حَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ وَ أعْطاهُ اللّهُ بِكُلِّ عَرَقٍ فى‏جَسَدِهِ مَدينَةً فى‏الجَنَّةِ... يا عَلِىّ لا يَخْدِمُ الْعِيالَ إلاّ صِدّيقٌ شَهيدٌ اَوْ رَجُلٌ يُريدُ اللّهُ بِهِ خَيرَ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ32؛ يا على! كسى كه در خانه به خانواده‏ اش كمك كند و اكراهى نداشته باشد، خداوند متعال نام او را در ديوان شهدا ثبت مى‏ كند، و براى هر روز و شبى كه در خدمت خانواده است، ثواب هزار شهيد مى ‏نويسد، و براى هر قدمى كه در اين راه بر‌مى ‏دارد، اجر يك حج و عمره منظور مى‏ دارد، و به هر مقدار عرقى كه در جسم او پيدا مى ‏شود، خداوند شهري در بهشت به او عطا مى‏ كند... يا على! كسى به خانواده كمك نمى‏ كند جز صدّيق شهيد و يا شخصى كه خداوند متعال مى ‏خواهد خير دنيا و آخرت به او عطا كند!
اين همه توجه به مقام شهيد، بيانگر آن است كه حيات طيّبة جامعة اسلامى در گرو اين است كه «فرهنگ شهادت» در تمام عرصه‏ هاى زندگى جارى باشد، تا جامعه اسلامي به كمال شايستة خود برسد. انشاءالله
عاشق شهادت‏

جريان فرهنگ شهادت در تمام عرصه ‏هاى: فردى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى و فرهنگي به آن معنايى كه بيان شد، چنان ارزشمند است كه تمام سعادت دنيا و آخرت در تقويت آن نهفته است. بدين جهت اولياى دين، همواره براى خود و دوستان خاص خود، آرزوى «شهادت در راه خدا» داشتند و در اين راه تلاش مى ‏كردند.
پيامبرگرامى(ص) مى ‏فرمايد:
وَالَّذى‏ نَفْسى‏ بِيَدِهِ لَوَدَدْتُ أَنّى‏ أُقْتَلُ فى سَبيلِ اللّهِ، ثُمَّ اُحْيا، ثُمَّ اُقْتَلُ: ثُمَّ اُحْيا، ثُمَّ اُقْتَلُ‏33؛ سوگند به آن (خدايى) كه جانم به دست اوست! دوست داشتم كه در راه خدا كشته شوم و دوباره زنده شوم، سپس كشته شوم و باز زنده گردم، سپس كشته شوم!
اميرمؤمنان عليه السلام در پايان نامه ‏اش به مالك اشتر، براى او و خودش آرزوى شهادت مى‏ كند:
وَ أَنَا أَسْأَلُ اللّهَ بِسَعَةِ رَحْمَتِهِ وَ عَظيمِ قُدْرَتِهِ عَلى إعْطاءِ كُلِّ رَغْبَةٍ... أنْ يَخْتِمَ لى وَ لَكَ بِالسَّعادَةِ وَ الشَّهادَةِ34؛ از خداوند بزرگ، با رحمت گسترده و قدرت برترش در انجام تمام خواسته‏ ها، درخواست مى‏ كنم كه به آنچه خشنودى اوست، ما و تو را موفق فرمايد... و اينكه پايان عمر من و تو را به شهادت و رستگارى ختم فرمايد!
آن حضرت براى هاشم بن عتبه35 اين گونه دعا كرد:
أللّهُمَّ ارْزُقْهُ الشَّهادَةَ فى سَبيلِكَ وَ الْمُرافَقَةَِ لِنَبِيِّكَ‏36؛ خدايا! شهادت در راهت و همراهى با پيغمبرت را نصيب او بگردان!
امام علي عليه السلام زمانى كه براى مبارزه به سوى صفّين عازم گرديد، چنين دعا كرد:
اللّهمَّ رَبّ السّقْفِ المَرفُوع... اِن أظْهَرْتَنا عَلى‏ عَدُوِّنا فَجَنِّبْنا الْبَغْىَ وَ سَدَّدْنا لِلْحَقِّ، و اِنْ أَظْهَرْتَهُمْ عَلَينا فَارْزُقْنا الشَّهادَةَ وَاعْصِمْنا مِنَ الْفِتْنَةِ37؛ اى خداى آسمان برافراشته... اگر بر دشمن پيروزمان ساختى، ما را از تجاوز بر كنار دار، و بر راه حق استوار فرما، و چنانچه آنها را بر ما پيروز گرداندى، شهادت را نصيب ما فرموده و از فتنه ‏ها، ما را نگهدار
برچسب ها:

نظرات
يادداشتي ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام :
پست الكترونيكي:
متن نظر :