http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.mataf
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.varesoun
صفحه اصلی http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/home
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/contactus
http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/about
روايتگر :: پايگاه جامع راويان كشور - آزموني دشوار چگونه مي توان راه شهيدان را ادامه داد
لطفا صبر کنید
صفحه اصلی>گنجينه راويان>رسانه متني>سوژه هاي روايتگري
نویسنده:
امتیاز به مطلب:
0.0 (0)
/0
1393/01/20
بازدید: 7805
سوژه هاي روايتگري

آزموني دشوار / چگونه مي توان راه شهيدان را ادامه داد ؟


  ... و منهم من ينتظر
روايتگر :  دوران هشت ساله دفاع مقدس آزموني بزرگ براي مردم مسلمان ايران بود; آزموني كه به مدد رهبري امام راحل، قدس سره، با سربلندي و افتخار پشت سر گذاشته شد. اما با پايان جنگ تحميلي مردم ما آزموني دشوارتر را تجربه مي كنند; آزموني كه يك سوي آن دنيا با همه مظاهر فريبنده آن و سوي ديگر آن دستاوردهاي ارزشمند انقلاب اسلامي و سالهاي خون و آتش است.
اما چگونه مي توان از اين آزمون نيز سربلند بيرون آمد، و چگونه مي توان راه شهيدان و رادمردان سالهاي نبرد و حماسه را ادامه داد و بر حفظ ارزشها پايداري نمود؟ اين موضوعي است كه در اين مقاله به بررسي آن پرداخته شده است.
شناخت هر پديده و حقيقتي، در گرو عواملي چند است كه افق ديد و زاويه نگاه آدمي، از مهمترين آن عوامل به شمار مي رود. نگاههاي مختلف از زواياي گوناگون، شناختهايي متفاوت به انسان مي دهد و بنابراين، در نگاه به هر پديده، بايد مراتب و مواضع شناخت را مورد توجه قرار داد.
هشت سال دفاع مقدس ملت ايران، از جمله حقايق و پديده هايي است كه مي توان از دريچه هاي مختلف به آن نگريست. اين برهه فرازمند و پر افتخار نظام اسلامي، تاكنون از ابعاد گوناگون مانند بعد سياسي، نظامي، جغرافيايي، علمي، حماسي، تاريخي، مقايسه اي و جنبه هاي ديگر مورد بررسي و مطالعه قرار گرفته و عليرغم گفته هاي بيشمار، نهفته ها و نگفته ها نيز هنوز، بسيار دارد.
بعد معنوي و عرفاني، يكي از آن نگاهها و ابعاد ژرف و عميق هشت سال دفاع مقدس است كه چون گنجينه اي دست نخورده، آكنده از در و گوهر بوده و مي سزد كه از اين منظر، بس فزونتر بدان بنگريم و بر كوله بار معرفت و بينش خويش، بيفزاييم.
در اين ديدگاه، همواره به وجهه ملكوتي و باطني پديده ها مي نگرند، و جوهره اصلي اين نگاه نيز هميشه اتصال و ارتباط پديده ها با حضرت حق و تجلي جمال جميل او در آنهاست. از اين دريچه است كه بزرگ قهرمان حماسه كربلا حضرت زينب، عليهاالسلام، در خاك و خون غلتيدن عزيزترين بندگان الهي، شهادتها، سوختنها، اسارتها، مصيبتها و آن همه سختيها و ناملايمات را زيبا و والا مي بيند و اظهار مي دارد:
ما رايت الا جميلا. (1)
من جز زيبايي نديدم!
و امام امت، آن بزرگمرد الهي و عارف ژرف نگر بي بديل، از جنگ تحميلي به عنوان «نعمت ربوبي » ياد مي كند.
و درست به همين روست كه معرفت جرعه نوشان كوثر معرفت و ره پويان كوي جهاد و شهادت، دلشان همواره به ياد آن هشت سال مي تپد و مرغ جانشان در آن حال و هواي معنوي و نوراني پرواز مي كند. آري، سالهايي كه به تعبير «باغبان باغ عشق و شهادت »، خميني عزيز، بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي داد.
و پيروان مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنام، بر گلدسته هاي آن، اذان شهادت و رشادت سر مي دادند. (2)

سالهايي كه پرستوهاي مهاجر، از دروازه شهادت به معراج وصل محبوب شتافته، يك شبه ره صد ساله مي پيمودند.
سالهايي كه هر گاه دفتر دلها و آرزوها را مي گشودي، در هر ورق و صفحه آن، نوشته نبود مگر قطع تعلقات، عشق به شهادت، آسماني شدن، وصل محبوب، ديدار رخسار يار، از خود رستن و به خدا پيوستن و مانند اينها.
و در صحنه عمل، نمي ديدي مگر صفا، صميميت، ايثار، محبت، خلوص و...
آيا باب فيض بسته شد؟
و اكنون بعد از گذشت بيش از يك دهه از پايان جنگ، هنوز شيريني آن روزها و آن معنويتها در ذائقه جان انسانها احساس مي شود; انسانهايي كه خود در «باغ جبهه ها»، هر دم رايحه روح بخش عشق به شهادت و وصال، مشام جانشان را عطرآگين مي ساخت، و لذت قرب به معشوق و پرواز تا بي نهايت را با تمام وجود، مي چشيدند!
اما در كنار اين احساس حلاوت و شيريني، تلخي حسرت آن روزها نيز آزارشان مي دهد. همواره با افسوس و حسرت از آن برهه ياد كرده و بازگشت به آن حال و هوا و آن قرب و لذت و عشق به شهادت را بسان يك افسانه مي پندارند.
آنان بر اين باورند كه آن شرايط و آن معنويتها، اوجها، معراجها و پروازها ديگر تمام شد! و ديگر هيچ وقت باز نمي گردد!
ديگر نمي توان پاي در بلنداي راه «همت »ها، «باكري »ها، «بروجردي »ها، و ديگر شهيدان شاهدي نهاد كه از ذره ذره وجودشان بوي خدا و اشتياق به شهادت، مي شنيدي; و لحظه لحظه عمرشان در راه نبرد و مبارزه براي حق مي گذشت...
آيا براستي همين طور است؟
آيا براستي اين باب فيض كلا بسته شد؟
آيا آن معبر مقدس و مباركي كه مي شد از آن به سوي معشوق پر كشيد و به منزلت شهيدان رسيد، ديگر باز نيست؟
آيا باب رشد و تكامل و معنويت از اين معبر، هيچ گشوده نيست؟
شما اي سلحشوران جبهه هاي نبرد!
اي سنگرنشينان هشت سال دفاع مقدس!
اي حماسه آفرينان كشور امام زمان!
و اي همه جوانان و انسانهايي كه به دنبال «گمشده » مي گرديد و حسرت درك آن ايام و آن معنويتها را داريد!
نيك به پاسخ اين پرسشها، گوش دل بسپاريد:
راه هرگز بسته نيست!
سفره زيباي هشت سال دفاع مقدس، البته، برچيده شد; اما باب فيض حضرت حق، هيچ گاه بسته نبوده و نخواهد بود; مگر اين كه نزول فيض تكامل و هدف والاي خلقت انسان را تنها براي همان هشت سال، محدود و محصور بدانيم; و حاشا كه نظام سنن آفرينش و فيض ربوبي، ناقص و ابتر باشد.
شهيدان و منتظران شهادت در قرآن
زياد در انتظارت نگذارم!
بنگر اي عزيز! در ديدگاه قرآن، شهيدان و منتظران شهادت، هر دو يك مرتبت دارند و بر قله يك منزلت ايستاده اند; فقط به يك شرط; كه بر پيمان الهي خويش، همچنان پايدار و استوار باشند.
حضرت حق مي فرمايد:
من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدواالله عليه، فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا. (3)

همانا از مؤمنان، بزرگمرداني هستند كه صادقانه به ميثاق الهي خود وفا كردند، پس گروهي از آنان بر عهد خود ايستادگي كردند [تا در راه خدا شربت شهادت نوشيدند]، و گروهي نيز در انتظار [شهادت]اند و عهد و پيمان خويش را هيچ تغيير ندادند.
در اين آيه شريفه، خداوند از «يك گروه » سخن گفته و فضيلت بلند آنان را به تمامي انسانهاي مؤمن و متعهد معرفي مي كند. آن «يك گروه » عبارتند از «مردان بزرگ و مؤمني كه صادقانه به عهد و پيمان خويش وفا كردند». سپس بدين نكته مي پردازد كه از اين گروه «مردان الهي »، برخي اجلشان سر آمد و در ميدان نبرد به شهادت رسيدند، و برخي ديگر سر نيامد و «در انتظار شهادت به سر مي برند» و خصوصيت بزرگ آنان اين است كه همچنان بر آن عهد و پيمان وفا دارند.
پس سخن از «يك گروه » است و «يك منزلت »; بزرگمرداني كه به عهد خدايي خويش وفا كرده و آن را تغيير ندادند. از اين مردان الهي، برخي شهيد شدند و برخي نيز منتظر شهادتند.
بنابراين در ديدگاه قرآن، آنان كه بر عهد و ميثاق خويش وفادار و پايدار باشند و آن سان بر روي خود كار كرده و خويش را «بسازند» كه آماده و منتظر شهادت باشند، با شهيدان يكسان خواهند بود.
و از اين روست عزيزان; كه مي نگريد: راه باز است!
آري البته در زمان هشت سال دفاع مقدس، انسانها به تعبيري در «سرازيري فيض » بودند. آن قدر معنويت، حال و هواي شهادت و زمينه قرب به حق فراهم بود كه هر كس اهل اين راه بود، مي توانست آن را بسرعت طي كند و در مراتب رشد و كمال پرواز نمايد.
اما اكنون، انسانها به زمان همان تعبير در «سربالايي فيض » قرار گرفته اند و طي اين راه، بسي مشكلتر است، اما در هر حال، راه بسته نيست. و بعلاوه، آيا چنين نيست كه هر چه مبارزه سخت تر و راه مشكلتر باشد، ثواب و ارزش آن نيز فزونتر خواهد بود؟
آري، دقيقا همين است.
انتظار، مكتب خودسازي و آمادگي
اكنون اگر بپرسي: آيا راهي «ميان بر» و سرازير وجود دارد كه بتوان آن را بسرعت طي كرد و به مقصد رسيد؟
مي گويم: آري، هست!
مكتب انتظار امام عصر، عليه السلام، مكتبي كه اگر صادقانه در آن پا نهي و دل به محبوب دهي، تو را بدين قله بلند و مقصد ارجمند خواهد رسانيد.
آيا در معارف و تعاليم اين مكتب نخوانده اي كه:
من هر روز صبحگاهان و در تمام عمر خويش، با مولاي خود صاحب الزمان، عهد و پيمان مي بندم، و بر اين ميثاق نيز بس استوارم و از آن هيچ گاه باز نخواهم گشت. بارالها مرا از ياران و ياوران او و... از آنان قرار بده كه در ميدان نبرد و در حضور او، شهدشهادت نوشيده وفداي اومي شوند.
بارالها، اگر در اين رهگذر، عمرم به سر آمد و از دنيا رفتم، هنگام ظهور، مرا از قبرم برون آر، در حالي كه كفنم همچون لباس رزمم باشد، و در راه ياري آن حضرت، شمشير از نيام بركشيده، نيزه به دست گرفته، و نداي آن امام همام را لبيك گويم. (4)

لطف اين تربيت والا و انسان ساز در مكتب انتظار و محبت امام عصر، عليه السلام، در اين است كه:
اولا: انسان «منتظر شهادت » مي سازد، و براستي چنين مي كند.
و ثانيا: حتي با سر آمدن اجل نيز، اين باب بسته نمي شود! بلكه اگر انسان حقيقتا جوهره انتظار و آمادگي شهادت را در جان خويش به وجود آورده باشد، هنگام ظهور به اذن الهي، به اين جهان برگشته (5) و به ديدار يار و توفيق جهاد و سرانجام شهادت، آن هم در پاي ركاب امام زمان، عليه السلام، نايل خواهد گشت.
پس در حقيقت، انتظار و محبت امام عصر، عليه السلام، همان بستر و راهي است كه براي رسيدن به منزلت «منتظران شهادت » در مكتب قرآن، مي توان بسرعت و باشتاب در آن ره سپرد و به مقصد نزديك گرديد.
و اين، از آن روست كه در مكتب انتظار، انسان با جوهره معرفت، محبت و اطاعت امام زمانش، مي تواند «خود را بسازد» و چنان از تعلقات و موانع انسانيت و تكامل رها گردد كه بحقيقت، آماده پرواز به كوي محبوب و منتظر شهادت شود.
فقط...
آري، فقط بايد در اين كوي، جدا گام نهاد
شمه اي از معرفت امام زمان بر لوح دل نوشت و جرعه اي از جام محبت آن عزيز نوشيد.
و سپس شاهد پرواز و معراج روح تشنه خويش بود.
ما، همه به مكتب امامت و ولايت امام عصر، عليه السلام، معتقد هستيم و نوعا منتظر اوييم. چقدر فرق است كه كسي «بگويد»: حلوا شيرين است، و كسي كه حلوا را بچشد و حلاوت آن را با تمام وجود احساس كند!
آري، عزيزان!
شما كه در حسرت آن روزها، آن معنويتها، و آن پروازها و معراجها به سر مي بريد! در اين وادي قرآني پاي نهيد و بنگريد چه سان مي توان آسان، اين راه را طي كرد و از «ميان بر» به مقصد نزديك شد.
نتيجه اينكه:
1- آدمي براي تكامل آفريده شده، و تكامل او رسيدن به مقام انسانيت و قرب حضرت حق است.
2- اين جهان و امكاناتي كه در اختيار آدمي است، راه و وسيله رسيدن به اين مقصد عظيم است.
3- بر اساس اين غايت و هدف حكيمانه الهي، راه فيض و نيل به تكامل براي انسان هميشه باز است و هيچ گاه بسته نمي شود.
4- طي اين راه و رسيدن به مقام قرب، حتي به مرتبت شهيدان در همه زمانها امكان پذير است.
5- از ديدگاه قرآن، انسان مؤمني كه صادقانه به عهد بندگي خويش وفا كرده و به مرتبه «منتظر شهادت » برسد، در مقام و منزلت با شهيدان يكسان خواهد بود.
6- والاترين و عيني ترين بستر حركت در اين مسير، مكتب انتظار امام عصر، عليه السلام، است.
7- ثواب يك يا بيست يا هزار شهيد يا غلتيدن در خون خود در راه خدا (6) و مانند آن كه در روايات معتبر براي منتظر امام زمان، عليه السلام، وارد شده، همه از اين ديدگاه بخوبي قابل توجيه عقلي و منطقي است.
8- در اين مكتب، انسان مي تواند در فضايي بسيار معنوي و نوراني، تا آخر عمر زندگي كرده و براي درك محضر امام عصر، عليه السلام، و نبرد در ركاب آن حضرت، حتي براي بعد از مرگ نيز اميدوار باشد.
سخن را با اين كلام شيواي امام شهيدان به پايان مي بريم كه:
جنگ ما، جنگ حق و باطل بود و تمام شدني نيست. جنگ ما، جنگفقر و غنا بود. جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود; و اين جنگ از آدم تا ختم زندگي وجود دارد. چه كوته نظرند آنهايي كه خيال مي كنند چون ما در جبهه به آرمان نهايي نرسيده ايم، پس شهادت و رشادت و ايثار و از خودگذشتگي و صلابت بي فايده است... (7)
برچسب ها:

نظرات
يادداشتي ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام :
پست الكترونيكي:
متن نظر :