صفحه اصلي روايتگر http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/TlM4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtdEpvWGNFV2J1dkElM2Q=/صفحه اصلي
اطلاعیه ها http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/T1M4eEx6a21ORGNtTUNZd0lVMXZaR1ZzSmpFME9TOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtJTJmSzdCclZKVUljMCUzZA==/اطلاعیه ها
دريافت آثار http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kySmpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtTjl6NjNsNXNXekUlM2Q=/دريافت آثار
تماس با ما http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/TVRJdk1TOHpOQ1kwSmpBbU1DRkJjbU1tTUM4akl5TkRiMjUwWlc1MEl5TWpMdyUzZCUzZC1MVmhQMyUyZkFraWtZJTNk/تماس با ما
ورود به سيستم http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/TVRJdk1TODFOaVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMTBjblZsSVdac1kzSmxZWFJsZFhObGNqMW1ZV3h6WlNGbWJISmxjMlYwY0dGemN6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaaU5peDJZallyeURZcU5tSElOaXoyWXJZczlpcTJZVWhMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1VaTR3bjZkSHJKZyUzZA==/ورود به سيستم
ثبت نام http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/TVRJdk1TODFOeVloUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGblpXNWxjbUYwYjNKd1lYTnpQV1poYkhObElYZGhkR1Z5YldGeWF6MW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNZcTlpbzJLb2cyWWJZcDltRklTOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZ2UzbCUyZks2MTdCcyUzZA==/عضويت
فراموشي رمز عبور http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/TVRJdk1TODFPQ1loUVhKakpqQWhZMkZ3ZEdOb1lUMW1ZV3h6WlNGMGFYUnNaVDNaZ2RpeDJLZlpoZG1JMkxUWmlpRFlzZG1GMkxJZzJMbllxTm1JMkxFaEx5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LSUyZkN2MEpreWQ3MmMlM2Q=/فراموشي رمز عبور
گنجينه راويان http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/Tmk4eEx6RTFPQ1l5TlNZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LTZmQmFaeDBUTUxNJTNk/گنجينه راويان
راهيان نور http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/Tnk4eEx6RTFPQ1l5TmlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LXlyekZ1aFpJJTJiVzQlM2Q=/راهيان نور
ايثار و شهادت http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/TVRBdk1TOHhOVGdtTXpBbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtZnZoZTVTQjdYNjQlM2Q=/ايثار و شهادت
ويژه نامه http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/T0M4eEx6RTFPQ1l5TnlZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LUZqOTg5cGNGJTJmb0UlM2Q=/ويژه نامه ها
رسانه هاي شهدايي http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/T1M4eEx6RTFPQ1l5T1NZd0x5TWpJME52Ym5SbGJuUWpJeU12LVUlMmJxMzRkTzRaTHclM2Q=/رسانه هاي شهدايي
نمايه ها http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/TVRFdk1TOHhOVGdtTXpFbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtRSUyZjhZNVBzSyUyYlY0JTNk/نمايه ها
پاسخ به شبهات http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/TVRVdk1TOHhOVGdtTWpnbU1DOGpJeU5EYjI1MFpXNTBJeU1qTHclM2QlM2QtbiUyYkhRVVolMmZhelg0JTNk/پاسخ به شبهات
كتب مرتبط http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/
سايت ها http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/
سازمان ها http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/
مجلات http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/
وبلاگ ها http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/
فيلم ها http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/
گروه هاي تبليغي http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/
نرم افزارها http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/
رسانه ها و مطبوعات http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/
صفحه اصلي http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/T1M4eEwyaHZiV1VtTHlNakkwTnZiblJsYm5Rakl5TXYtQ0lWR0xSOHhaRE0lM2Q=/صفحه اصلي
ارتباط با ما http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/T1M4eEwyTnZiblJoWTNSMWN5WTBKakFtTUNGQmNtTW1NQzhqSXlORGIyNTBaVzUwSXlNakx3JTNkJTNkLXVRVTJXJTJiSm1hZXMlM2Q=/ارتباط با ما
درباره ما http://www.ravayatgar.org/beta/http://www.ravayatgar.org/beta/fa/T1M4eEwyTnZiblJsYm5SbmNtOTFjR3hwYzNRbU16TW1NQ1l3SVVGeVl5WXdMeU1qSTBOdmJuUmxiblFqSXlNdi1XbjlrRGE2Szk3ZyUzZA==/درباره ما
پايگاه تخصصي راويان|روايتگر - عمليات مرواريد
لطفا صبر کنید
Alternate content if Flash is not supported
منوي بخش ها
پربازديدها
صفحه اصلي>ايثار و شهادت>دفاع مقدس>عمليات هاي دريايي
نويسنده: ravayat
امتياز به مطلب:
2.0 (1)
/1
1393/05/28
بازديد: 17839

عمليات مرواريد

عمليات مرواريد


عمليات مرواريد كه به بزرگترين عمليات آفندي و ايذايي نيروي هوايي نيز شهرت دارد بامداد روز هفتم آذر سال 1359، صورت گرفت.در اين عمليات ۴ فروند ناوچه موشك انداز عراقي كلاس «اوزا» و ۷ فروند شناور ديگر عراقي غرق شدند. نيروي دريايي عراق پس از اين عمليات عملاً فلج شده و تا پايان جنگ قادر به ايفاء نقش نبوده‌است. ناوچه پيكان نيز در اين عمليات توسط نيروي دريايي عراق منهدم گرديد.

در آن زمان، بارگيري و تخليه كالا براي عراق از طريق بندر ام‌القصر كه خارج از اروند رود است، انجام مي‌گرفت. صدور نفت عراق از طريق دو سكوي عظيم نفتي به نامهاي «البكر» و «الاميه» واقع در مصب اروندرود عملي مي‌شد. در روز هفت آذر ۱۳۵۹ در عمليات مرواريد اين سكوهاي نفتي منهدم شدند و عملاً صدور نفت عراق از طريق دريا قطع گرديد.
به دستور فرماندهي عمليات، خلبانان شجاع نيروي هوايي ماموريت داشتند تا در عملياتي بزرگ هدف‌هاي دريايي را در منطقه عملياتي خليج فارس منهدم نمايند.

عمليات مرواريد توسط دريادلان نيروي دريايي و براي حفظ سيادت جمهوري اسلامي بر آب‌هاي گرم خليج فارس آغاز شده بود و ماموريت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران پشتيباني يگان‌هاي عمل كننده در دريا بود.

هماهنگي‌هاي لازم قبلا صورت گرفته بود. در سالن توجيه، افسر اطلاعات و عمليات براي خلبانان خاطرنشان ساخت كه نيروي دريايي توانسته است سكوهاي عظيم نفتي "البكر" و "الاميه" عراق را به تسخير خود درآورد. وي همچنين يادآور شد كه اين سكوها براي عراق جنبه حياتي دارند، از اين رو دشمن در آب هاي خليج فارس دست به تحركاتي زده است و مطمئنا براي بازپس گيري اين سكوها، خود را به آب و آتش خواهد زد. اين جا بود كه خلبانان به اهميت اين ماموريت پي برده و بيش از پيش، خود را براي اين عمليات آماده ساختند.

پس از انجام مقدمات پروازي، اكثر فانتوم ها مجهز به موشك هاي هوا به سطح "ماوريك" شدند و تعدادي ديگر نيز براي پشتيباني هوايي مجهز به موشك هاي هوا به هواي راداري و حرارتي شدند.

اولين دسته فانتوم ها به پرواز درآمدند

در اولين ساعات صبح، اولين گروه پروازي باند پرواز پايگاه را ترك كردند. گروه اول هنوز به منطقه مورد نظر نرسيده بودند كه با "ناوچه پيكان" تماس برقرار كرده و اطلاعات مربوط به موقعيت هدف هاي دريايي را كه در آبراه ام القصر و اطراف اسكله هاي البكر و الاميه و نيز در داخل خليج فارس مستقر بودند، جويا شدند.

بر روي ناوچه پيكان، شهيد سروان خلبان "ابراهيم شريفي" به عنوان راهنما حضور داشت كه به همراه فرمانده شهيد ناوچه پيكان، اطلاعات خوبي از محل هدف ها در اختيار هواپيماهاي خودي قرار دادند.

ناوچه پيكان كه از قبل خود را در پناه اسكله البكر به خوبي مخفي كرده بود، طي يك سري كدهاي رمز، اطلاعات بسيار مفيدي از منطقه به خلبانان ارائه داد و آنها نيز سريعا به سمت هدف هاي مشخص شده توسط پيكان، ادامه مسير دادند.

درحالي كه هواپيماي اف 4 به دنبال طعمه مورد نظر، بر مدار 36 درجه، گشت مي زد، از طريق هواپيماي اف 14 كه به منظور پوشش، از قبل در منطقه مستقر شده بود، به خلبان اطلاع داده مي شود كه دو فروند هواپيماي ميگ 23 در ده مايلي به سمت آنها در حركتند.

اولين ناوچه هدف قرار مي گيرد


هنوز آخرين تماس راديويي خلبان اف 14 پايان نگرفته بود كه خلبان، اولين هدف دريايي را كه يك ناوچه تندروي عراقي بود، بر صفحه رادار مشاهده كرد. ناوچه فوق با مشاهده هواپيماي ايراني، تغيير مسير داد و درحالي كه آتش پر حجم توپ هاي خود را به سوي فانتوم نشانه رفته بود، اقدام به فرار نمود.

شرايط جوي منطقه به خاطر وجود ابرهاي پراكنده، به گونه اي بود كه خلبانان ناگزير مي بايست در ارتفاع پايين تري پرواز مي كردند؛ از اين رو بيشتر در تيررس آتش دشمن بودند. اما آتش پرحجم توپ هاي مستقر در ناوچه دشمن، در اراده خلبانان خللي وارد نمي كرد.

به سرعت و با انجام مانورهاي مختلف از سوي خلبانان، هواپيما در فاصله مناسب قرار گرفت و با شليك دو فروند موشك هوا به سطح ماوريك (تلويزيوني)، يكي از ناوچه هاي تندروي عراقي كه در جلوي آبراه ام القصر در حركت بود، منهدم شد و دود ناشي از انهدام ناوچه عراقي، سطح دريا را پوشاند.

هواپيماي اف 14 يكي از ميگ هاي دشمن را شكار مي كند

خلبانان با خوشحالي زياد فرياد مي زدند و الله اكبر مي گفتند و در پاسخ به پيام راديويي مجدد هواپيماي اف 14 كه آنها را به ترك منطقه فرا مي خواند، نيز فرياد الله اكبر سر دادند. اينك هواپيماي دشمن، در حد خطرناكي به فانتوم نزديك شده بود و بر روي آن قفل راداري كرده بود.

خلبانان ناگاه به خود آمدند و با كم كردن ارتفاع، اقدام به ترك منطقه نمودند. در همين حين خلبان شجاع و ماهر اف 14 با شليك يك موشك فونيكس و يك موشك حرارتي، يكي از هواپيماهاي دشمن را متلاشي و ديگري را وادار به فرار كرد. خلبانان فانتوم كه از طريق راديوي هواپيما مكالمات او را مي شنيدند، از او به خاطر اين اقدام شجاعانه اش تشكر مي كنند و سالم به پايگاه برگشته و به زمين مي نشينند.

صداي زنگ اسكرامبل همه را به خود مي آورد


خلبانان، مسرور از اين پيروزي با خوشحالي سخت سرگرم بازگويي انجام ماموريت براي همكاران خلبان خود در گردان پروازي بودند، كه مجددا زنگ آلرت (اعلام خطر) به نشانه وضعيت اضطراري به صدا درآمد. به شتاب دو فروند هواپيماي اف 4 از باند پرواز برخاسته و در نزديكي منطقه در گيري، با ناوچه پيكان تماس مي گيرند. ناوچه پيكان كه منتظر آنها بود، اين بار هدف جديدي را در آبراه ام القصر به آنها ارائه كرد.

هواپيماها درحالي كه به طرف هدف تعيين شده در حركت بودند و بر روي آب هاي مواج خليج فارس كوچك ترين تحركات دشمن را از نظر مي گذراندند، خلبان يكي از فانتوم ها با مشاهده اشيايي بر سطح دريا، تا حدودي از ارتفاع خود كاسته و بر سطح آب دقيق مي شود. تعداد زيادي از نفرات دشمن را با جليقه هاي نجات، در ميان توده اي از روغن سياه و بقاياي يك ناوچه لجستيكي متلاشي شده كه بر سطح آب شناور بود، مشاهده مي كند. به نظر مي رسيد كه اين ناوچه لحظاتي قبل توسط عقابان تيزپرواز نيروي هوايي منهدم شده است.

ناوچه اوزاي عراقي به قعر آب هاي خليج فارس مي رود

خلبانان اوضاع را به دقت بررسي مي كنند. هواپيماها اينك به چند مايلي هدف رسيده بودند. هدف يكي ديگر از ناوچه هاي موشك انداز اوزا بود كه در آبراه ام القصر رفت و آمد مي كرد. دشمن از اين آبراه صرفا به منظور اختفاء ناوچه هايش بهره مي جست كه در مواقع لزوم، ناوچه ها از دهانه آبراه خارج مي شدند و پس از انجام ماموريت، در آبراه پناه مي گرفتند. ناوچه هاي ما نيز به علت باريكي آبراه، نمي توانستند به تعقيب آنها بپردازند؛ از اين رو انهدام ناوچه هاي دشمن مي بايست با عمليات هوا به سطح انجام مي پذيرفت.

اطلاعات داده شده از ناوچه پيكان زماني به خلبانان رسيد كه ناوچه عراقي به قصد ماموريت، از آبراه خارج شده بود. يكي از هواپيماها او را درصفحه رادار زير نظر داشت.

خلبان با مناسب ديدن موقعيت با انتخاب زاويه مناسب و شليك يك موشك ماوريك، كابين فرماندهي ناوچه اوزاي عراقي را مورد اصابت قرار مي دهد و چون مخزن مهمات نيز در مجاورت كابين فرماندهي ناوچه قرار داشت، انفجار مهيبي، منطقه را تكان داد و دود ناشي از آن، بخشي از سطح دريا را پوشاند.

خلبانان پس از اطمينان يافتن از اين كه هيچ هدف ديگري در منطقه وجود ندارد، طي تماسي با ناوچه پيكان، فرمانده ناوچه را از انجام ماموريت، آگاه ساختند. او كه از شنيدن خبر انهدام ناوچه عراقي بسيار خوشحال شده بود، از آنها تشكر كرد و اسامي خلبانان شركت كننده در عمليات را خواست. ليدر دسته پروازي نيز از فرمانده ناوچه به خاطر اطلاعات دقيق و حساب شده اش تشكر كرده و مي گويد كه اسامي ما در پايگاه هوايي، محفوظ است و در آينده، چنان چه مايل باشند به صورت محرمانه در اختيارشان قرار خواهد گرفت.

شناسايي منطقه براي جدا شدن ناوچه پيكان

لحظاتي بعد از نشستن هواپيماها، يك فروند اف 4 ديگر از پايگاه به منظور شناسايي و جست وجوي منطقه به پرواز درآمد. ماموريت اين فانتوم شناسايي منطقه بود تا اگر ناوچه پيكان در جدا شدن از اسكله با تهديد از ناحيه شناورهاي دشمن مواجه شدف به رفع تهديد و يا احيانا انهدام شناور دشمن بپردازد.

فانتوم با پرواز بر روي جزيره بوبيان و دهانه خورعبدالله، اطمينان حاصل كرد كه خطر و تهديدي براي حركت ناوچه پيكان وجود ندارد و به مركز از طريق كد اعلام نمود كه ناوچه پيكان مي تواند منطقه را ترك كند و خود نيز به پايگاه بر مي گردد.

ناوچه قهرمان پيكان اسطوره شد

ساعتي بعد به پايگاه اعلام مي شود كه رادار نمي تواند با ناوچه پيكان تماس بگيرد. بلافاصله يك فروند فانتوم به خلباني سرلشكر شهيد "داوود اكرادي" كه در اين روز تعداد زيادي پرواز عملياتي داشت و موفق به انهدام چندين ناوچه عراقي شده بود، به پرواز در آمد. در اين پرواز، سرگرد خلبان "ناصر گودرزي" به عنوان كمك، اكرادي را همراهي مي كرد.

فانتوم بلافاصله بعد از پرواز، مسير اسكله البكر را پيش گرفت در حدود پانزده مايلي اسكله نقطه سياه رنگ و روغني در سطح آب دريا مشاهده شد كه مشخص مي كرد لحظاتي قبل يك كشتي در اين مكان غرق شده است. هواپيما به بالاي نقطه سياه رنگ رسيد. هيچ اثري نبود تنها تعدادي جليقه نجات بر روي سطح آب شناور بود.

در تعقيب ناوچه عراقي

در همين حين خلبان متوجه يك ناوچه عراقي مي شود كه كمي دورتر با سرعت درحال حركت به سمت عراق است. يقينا اين همان ناوچه اي بود كه پيكان را مورد اصابت قرار داده بود. شهيد اكرادي بلافاصله به سمت ناوچه حركت مي كند. در همين هنگام از سوي هواپيماي اف 14 مستقر در منطقه به فانتوم اطلاع داده مي شود:

دو فروند هواپيماي دشمن با سرعت به سمت شما درحال حركت هستند ... بهتر است منطقه را ترك كنيد.

هنوز پيام هواپيماي اف 14 به پايان نرسيده بود كه از سوي رادار زميني نيز اين مسئله تاييد شد. خشم ناشي از غرق شدن ناوچه پيكان، آن چنان سينه خلبانان شجاع را به درد آورده بود كه به هيچ كدام از اخطارها توجهي نمي كردند.

هواپيماي اف 4 با گردشي سريع به سمت ناوچه اوزاي عراقي ادامه مسير داد. در اين هنگام ناوچه عراقي كه در محدوده اسكله البكر قرار داشت، از وجود فانتوم ايراني مطلع شده بود و مدام به چپ و راست مي رفت تا از تيرس عقابان تيز چنگال نيروي هوايي در امان بماند؛ ولي خلبانان مصمم بودند به هر قيمتي ناوچه اوزاي عراقي را هدف قرار دهند.

اخطارهاي راديويي هواپيماي اف 14 شديدتر مي شد. خلبان هواپيماي اف 14 اعلام مي كرد كه دشمن هر لحظه به شما نزديك تر مي شود، زودتر منطقه را ترك كنيد.

دو موشك به سوي فانتوم شليك مي شود

ناوچه عراقي چون درحال فرار بود بايد از ارتفاع بالاتري روي آن قفل راداري انجام مي شد و با اوج گرفتن فانتوم، خلبانان عملا در تيررس هواپيماهاي دشمن قرار مي گرفتند. ولي....

خلبان در يك لحظه ارتفاع هواپيما را در نقطه مناسبي بالا كشيد و كمك نيز بلافاصله بر روي ناوچه، عمل قفل راداري را انجام داد.

در همين هنگام دو فروند هواپيماي دشمن كه به فاصله چند مايلي فانتوم رسيده بودند، از ارتفاع گرفتن فانتوم نهايت استفاده را برده و هر كدام موشكي به سوي فانتوم رها كردند.

خلبانان بلافاصله شروع به شكستن قفل راداري موشك هاي دشمن و اختلال در سيستم هدايتي آنها كردند.

در اين هنگام هواپيماي اف 14 نيز كه متوجه شده بود فانتوم به اخطارها توجهي نمي كند، احساس خطر كرده بود و خود را سريعا به محل استقرار فانتوم ها رسانده بود و آماده درگيري با دشمن بود، كه هواپيماهاي دشمن به محض اطلاع از اين موضوع و فرار از دست موشك هاي دوربرد (فونيكس) مرگبار اين هواپيما، پا به فرار گذاشتند.

فانتوم در بهترين شرايط براي رها ساختن موشك خود قرار گرفته بود، ولي بالگردهاي پشتيباني دشمن مستقر در منطقه و همچنين توپ هاي ضد هوايي مستقر بر روي ناوچه به شدت به سوي فانتوم شليك مي كردند.اولين موشك به ناوچه عراقي برخورد مي كند
خلبانان بدون توجه به اين تهديدات، تمام حواس خود را متوجه منهدم ساختن ناوچه عراقي كرده بودند.

سرانجام لحظه موعود فرار رسيد و خلبان در يك موقعيت مناسب، يك موشك ماوريك به سوي ناوچه اوزاي عراقي شليك كرد. موشك از زير هواپيما رها شد و غرش كنان به سمت ناوچه حركت كرد و دقيقا به داخل محفظه موتورخانه ناوچه رفت و با انهدام در آن مكان، قطعات متلاشي شده ناوچه به آسمان برخاست.

دومين موشك هم شليك مي شود

دود ناشي از اصابت موشك به ناوچه، تمام منطقه را پوشانده بود. كمك به خلبان مي گويد كه ناوچه منهدم شده و بهتر است كه منطقه را ترك كنيم؛ ولي شهيد اكرادي نمي پذيرد و مي گويد:

تا از غرق شدن ناوچه اطمينان حاصل نكنيم، منطقه را ترك نمي كنم.

شهيد اكرادي با گردشي بر روي ناوچه عراقي كه درحال سوختن بود، دومين موشك ماوريك را به سوي آن شليك نمود. با برخورد موشك با ناوچه، زبانه هاي آتش و دود عظيمي به هوا برخاست. گويي كه نفت را بر روي آب به آتش كشيده باشند.

سومين موشك كار را يكسره مي كند.

كمك مجددا به شهيد اكرادي مي گويد:

اين ناوچه كارش تمام است، بهتراست برگرديم.

ولي شهيد اكرادي جواب مي دهد:

تا انتقام تك تك بچه هاي ناوچه پيكان را از دشمن نگيرم بر نمي گردم.

كمك كه مي بيند شهيد اكرادي مصمم است كه ناوچه دشمن به طور كامل به قعر آب هاي خليج فارس روانه كندف از او مي خواهد ارتفاع را بيشتر كند تا از دود ناشي از سوختن ناوچه در امان باشند و بتوانند سومين موشك ماوريك را به سوي آن شليك كنند.

شهيد اكرادي بلافاصله ارتفاع را بيشتر كرده و سومين موشك به سمت ناوچه عراقي شليك مي شود. موشك با برخورد با ناوچه، آن را به چندين قسمت تقسيم مي كند و لحظاتي بعد اثري از آن بر روي آب هاي خليج فارس نمي ماند.

روز بعد از عمليات

فرداي اين روز، يك فروند هلي كوپتر نيروي دريايي به منطقه اعزام مي شود تا بازماندگان عمليات روز قبل را چه ايراني و چه عراقي از سطح آب جمع آوري كند.

يكي از معدود بازماندگان ناوچه قهرمان پيكان، بعد از نجات يافتن تعريف مي كند كه نيم ساعت بعد از هدف قرار گرفتن ناوچه پيكان، درحالي كه بر روي سطح آب شناور بوده، مشاهده كرده كه چگونه ناوچه اي كه آنان را هدف قرار داد توسط يك فروند هواپيماي ايراني به قعر آب هاي خليج فارس فرستاده شده است.

نتايج بزرگ ترين عمليات هوايي آفندي و ايذايي

در اين عمليات تعدادي از زبده ترين خلبانان هواپيماي اف 4 و اف 14، تانكرهاي سوخت رسان، هواپيماي سي 130 و نيز بالگردهاي نيروي دريايي شركت داشتند.

خلبانان شجاع نيروي هوايي، در اين روز بزرگ ترين عمليات هوايي آفندي و ايذايي را در آسمان منطقه به اجرا گذاشتند و در نهايت علاوه بر انهدام تعداد زيادي از ناوچه هاي تندرو و اوزاي عراقي، دو اسكله البكر و العميه را نيز به شدت بمباران كردند.

طرح ريزي عمليات به شكلي بود كه خيلي زود نيروي هوايي عراق به خود شكل تدافعي گرفت. نيروي هوايي عراق در اين روز متحمل خسارات جبران ناپذيري شد، به شكلي كه در اين روز شش فروند هواپيماي دشمن توسط شكاري هاي نيروي هوايي هدف قرار گرفته و سرنگون شدند.

بعد از پايان عمليات هوايي، تازه مشخص شده كه خلبانان شجاع نيروي هوايي چه بلايي بر سر عراق آورده بودند. بالگردهاي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران تا چند روز پس از عمليات، خدمه ناوها و ناوچه هاي منهدم شده و غرق شده عراقي را از سطح آب جمع آوري مي كردند.


شرح كامل عمليات مرواريد

در سپيده دم هفتم آذر 1359 در يك درگيري شديد، قهرمانان نيروي دريايي ارتش ايران با اتكا به ذات پروردگار، عمليات مرواريد را اجرا كردند. در اين نبرد هفت ناوچه مدرن و اژدرافكن عراقي از نوع اوزا به قعر دريا فرستاده شدند؛ همچنين چند فروند ناو، تعدادي هواپيما و هليكوپتر توسط ناوچه هميشه قهرمان پيكان نابود شدند؛ بسياري از نيروهاي دشمن كه روي ناوها مستقر بودند به هلاكت رسيدند و تعدادي هم به اسارت در آمدند با اجراي موفقيت‏آميز عمليات مرواريد سكوهاي نفتي البكر و الاميه براي اولين بار به دست پرسنل نيروي دريايي ايران افتاد. اين دو سكو كه براي دشمن اهميت حياتي داشت به دست نيروهاي ايراني افتاد و پس از آن صدور نفت عراق از خليج فارس به صفر رسيد. فرماندهان نيروي دريايي ايران با دور انديشي و با توجه به اينكه جنگ در دريا ابعاد مختلف سياسي اقتصادي و بين المللي را در بر خواهد داشت چند روز پس از جنگ بخش عظيمي از خليج فارس را منطقه جنگي اعلام كردند از آن زمان عراق عملن در محاصره دريايي نيروهاي ايراني درآمد و راه مواصلات دريايي به بنادر ام‏القصر و بصره قطع شد.


معمولا در هر جنگي كمبود ارزاق و يا قحطي و عدم صدور كالا از راههاي آبي در تاريخ جنگهاي دريايي به چشم مي خورد ولي در 8 سال جنگ با عراق شاهد بوديم عليرغم بعضي كمبودها ارزاق اساسي به راحتي در اختيار مردم قرار گرفت وصادرات كالا و نفت نيز به روال عادي انجام شد. واين ميسر نبود مگر با اراده ارتشي قدرتمند كه بتواند سيادت خود را در زمين دريا و هوا حفظ كند.


عمليات تسخير سكوهاي البكر و الاميه و انهدام آنها توسط نيروي دريايي و با پشتيباني نزديك نيروي هوايي قدرتمند ما صورت گرفت تا آنجا كه نيروي دريايي و هوايي عراق مجبور به خروج از بندر شدند و بخش اعظم نيروي دريايي عراق شامل 7 فروند ناو و ناوچه، 11 فروند هواپيما در اين عمليات نابود شدند و هسته اصلي نيروي دريايي عراق منهدم گرديد، به طوري كه تا به امروز خليج فارس نشانه از حضور موثر يگانهاي شناور عراق را ثبت نكرده است. پس از اين عمليات، عراق سياست ضربه و فرار را در مقابل نيروي دريايي بيشتر كرد و طي آن دو فروند ناوچه موشك‏انداز خود را از دست داد. پس از تلاشهاي فراوان باز هم ارتش عراق تغيير سياست داد و به خريد تسليحات موشكي ساحل به در از نوع كرم ابريشم و هوا به سطح از نوع اگزوست اقدام نمود؛ زيرا به اين صورت مي‏توانست بدون درگيري مستقيم، موشكهاي خود را از راه دور پرتاب كند.


پس از گذشت 3 هفته از عمليات موفقيت آميز شهيد صفري در آبان 59 به منظور تخريب سكوهاي نفتي دشمن عمليات مرواريد اجرا گرديد. نيروي رزمي 421 مستقر در بوشهر كه از اولين روز جنگ فرماندهي كلي عمليات دريايي را در منطقه خليج فارس و درياي عمان بر عهده داشت پس از اجراي اولين مرحلهء موفقيت‏آميز طرح مربوط به سكوهاي مزبور، تصميم گرفت براي حفظ سيادت دريايي از ترمينال نفتي البكر و الاميه به عنوان سر پل و پستهاي ديده‏باني استفاده كند و با در اختيار گرفتن سكوهاي مزبور كنترل نيروهاي رزمي سطحي هوايي و تجاري عبوري دشمن را از بنادر ام‏القصر و بندر نفتي فاو را عملي سازد؛ اين طرح به منظور ديده‏باني غافلگيري و كشاندن يگانهاي رزمي دشمن به دريا انجام شد.



منطقه عمليات
اين عمليات به مدت 10 روز از تاريخ 1 آذر 1359 بود كه بعدن به دلائلي با چند روز تاخير اجرا شد. عمليات در منطقه‏اي به طول تقريبي 400 كيلومتر و عرض 50 كيلومتر (به مساحت 20000 كيلومتر مربع) كه از شمالي‏ترين نقطه خليج هميشه فارس تا محدوده عملياتي نيروي رزمي 421 در منطقه دوم دريايي بوشهر را دربرمي‏گرفت.


وضعيت دشمن
در مدت 3 هفته از عمليات شهيد صفري دشمن تلاش مضاعفي را در جهت به‏كارگيري و بهره‏برداري مجدد از سكوها به عمل آورده بود و تعدادي از نظاميان عراق به منظور پاسداري و اقدامات شنودي بر روي آنها مستقر شده بودند؛ به طوري كه تحركات نيروي دريايي عراق در حال افزايش بود اما به دليل خسارات سنگيني كه تاسيسات سكوها وارد شده بود نيروهاي عراقي به پشتيباني آمادي زيادي احتياج داشتند كه به دليل ناامني منطقه، اين كار به سختي صورت مي‏گرفت و روحيه دشمن بسيار ضعيف بود.

وضعيت خودي
نيروي رزمي 421 هماهنگي لازم با نيروي هوايي را براي انجام عمليات مشترك برون منطقه‏اي را به عمل آورد و تمرينات لازم كه در اين رابطه انجام شد كه در عمل موجب موفقيت در به‏كارگيري و هدايت 13 فروند جنگندهء F4-E و 4 فروند F-14A توسط واحدهاي شناور نيروي دريايي شد. به‏كارگيري همزمان نيروهاي تكاور، واحدهاي شناور و نيروي هوايي به صورت گسترده، ناشي از آمادگي قابل توجه نيروها و مناسب بودن طرح و زمان عمليات دريايي داشت.

 اهداف عمليات
    * نابودي بخش قابل توجهي از نيروي دريايي عراق
    * زنداني نمودن باقيمانده افراد نيروي دريايي عراق در بندر ام القصر
    * سيادت نيروي دريايي ارتش ايران در تمام خليج فارس و درياي عمان
    * جلوگيري از صدور نفت عراق به منظور اختلال در نظام اقتصادي عراق
    * قطع كامل خطوط مواصلاتي دشمن
    * ايجاد پست ديده باني در سكوي البكر براي نيروي خودي جهت اعمال كنترل بر ترددهاي احتمالي و آتي دشمن.
    كه جملگي باعث مي‏شدند كشور عراق از استفاده از سكوهاي مذكور به عنوان يك نقطه آفندي بر عليه نيروي دريايي و هوايي ايران محروم شود.


علل انتخاب منطقه عمليات

تمركز قواي نيروهاي دريايي دشمن در منطقه شمال خليج فارس كه دربرگيرنده حساس‏ترين وحياتي‏ترين تاسيسات عراق در دريا يعني ترمينالهاي نفتي البكر و الاميه بودند، موجب شد اين منطقه جهت وارد آوردن ضربه اساسي و قطع كامل خطوط مواصلاتي دريايي و به ويژه قطع صدور نفت عراق از طريق خليج فارس، انتخاب گردد.

ضربات و تلفات وارده به دشمن به طور كلي
در طول عمليات غرور آفرين مرواريد بخش اعظم نيروي دريايي عراق از هم پاشيد و به كلي نابود گرديد. خسارات به طور كلي به شرح زير بود:
    5 فروند ناوچه موشك انداز از نوع OSA و OSA2
    ناو مين جمع كن 1 فروند
    ناو نيرو بر 1 فروند
    ناوچه تندرو 3 فروند
    يگان ناشناخته 2 فروند
    يگان صدمه ديده 3 فروند
    همچنين تعدادي از نيروهاي دشمن به اسارت در آمدند.


 خاطرات يكي از بازماندگان اين عمليات:

با طلوع سپيده ، هواپيماهاي ما در آسمان پيدا شدند و لحظاتي بعد ، ميگهاي عراق هم ظاهر شدند و با روشن شدن هوا ، درست بالاي سر ما درگيري هوايي آغاز شد. در اين عمليات ، ما به موشك هم مجهز بوديم و با قرار گرفتن هواپيماها در برد موثر ، مي توانستيم آنها را هدف قرار دهيم.

در اين درگيري – درست به خاطرم نيست – يك يا احتمالا 2 فروند ميگ عراقي را به اين ترتيب با موشكهايي كه در اختيار داشتيم ، از روي تاسيسات زديم. حدود ساعت 30/8 صبح يكي از نفرات تيم كه در قسمت جلوي خط حمله بود ، اطلاع داد كه يكي از ميگهاي عراقي كه آتش گرفته ، به طرف ما مي آيد ، تماشا كنيد! ديدن صحنه ي سقوط ميگ ديگر براي ما عادي شده بود و فقط تعداد ميگهاي سرنگون شده را مي شمرديم .

براي اطمينان يافتن از سقوط ميگ مورد اشاره ، به آن نگاه كرديم ، يكي ديگر از افراد هم به آن چشم دوخته بود، هر دو در يك لحظه متوجه شديم كه اين «ميگ» نيست ، بلكه يك موشك است كه از ساحل عراق يا از سوي يكي از ناوچه هاي دشمن به طرف ما شليك شده است. چون اصلا شبيه ميگ نبود و بالك قسمت عقب را نداشت. چيزي به شكل استوانه و به رنگ موشي بود كه به سرعت به سويمان مي آمد.

بلافاصله كمين گرفتيم و موشك لحظاتي بعد به قمست جنوبي سكو اصابت كرد. قدرت تخريب اين موشك به حدي بود كه كليه تاسيسات را به لرزه در آورد و بشكه هاي روي اسكله به دريا افتاد و پايه هاي قمست جنوبي اسكله را كه قبلا تصرف كرده بوديم ، منهدم كرد. البته هيچ گونه خساراتي به وسايلي كه ما در اختيار داشتيم و پرسنل ما وارد نشد ، بعد از اين حادثه ما وضعيت و ميزان خسارت وارده و قدرت تخريبي موشك را براي درگيري هاي احتمالي آينده بررسي كرديم.

مطمئنا موشك از ناوچه ي عراقي شليك شده بود . ما قبلا به عراقي ها اخطار كرده بوديم كه سكو را به وسيله ي واحدهاي دريايي خود خواهيم كوبيد و بهتر است كه تسليم شوند. از اين مساله ( اصابت موشك) حداكثر بهره برداري را كرديم و شروع به پيشروي نموديم و تقريبا بعد از نيم ساعت كليه ي تاسيسات را به تصرف خود در آورديم.

*تصرف كامل اسكله

هر قسمتي را كه به تصرف خود در آورديم ، از پرسنل عراقي خبري نبود . در يك قسمت مهم از سكو كه پس از تيراندازي هاي بسيار شديد آنجا را گرفتيم ، حتي دستگاههاي مخابراتي هنوز روشن بود . لباس ها نيز هنوز به ميخ هايي كه به بدنه ي اسكه كوبيده بودند، آويزان بود. اتاق كنترل تاسيسات كه مركز كامپيوتر ، كنترل و توزيع و پمپاژ نفت بود، به عنوان خوابگاه و محل استقرار مأموران بعثي مورد استفاده قرار گرفته بود .

بلافاصله پس از ورود به ين قسمت، درجه ها ، لباس ها و آثاري را كه از پرسنل عراقي به جا مانده بود ، اعم از كارتهاي شناسايي ، دفتر وقايع روزانه، تقويم و ديگر مدارك با اهميت را نمونه برداري كرديم و به بررسي ديگر قسمت ها پرداختيم. معلوم بود كه بهترين و مهمترين افراد خود را براي حافظت از اين تاسيسات مامور كرده بودند و از لباس هاي باقيمانده در اسكله مشخص بود كه اغلب ماموران افسر بودند . هر قسمت را كه باز مي كرديم، با مقدار زيادي مهمات برمي خورديم . در يك قسمت ، تعداد خيلي زيادي اسلحه كلاشينكف از درون جعبه هاي دربسته به دست آورديم.

آنها دور تا دور خود را مسلسل ضد هوايي كاليبر50 گذاشته بودند كه با كمك آچار و ديگر وسايل كه در آنجا بود، آنها را باز كرديم و بعدا مورد استفاده قرار داديم. از جمله تجهيزات ديگر ، مقدار زيادي موشك سام ، اسحله ي كمري ، آذوقه و كنسرو بود كه بعدا از مهمات به دست آمده در اين قسمت، براي تخريب همان تاسيسات استفاده كرديم. در اينجا بود كه فهميديم اغلب پرسنل مستقر در اين اسكله شبانه با شنا ، قايق و يا ديگر واحد هاي شناور، اسكله را ترك كرده بودند و اغلب آنها هنگام فرار به وسيله ناوچه پيكان منهدم شده بودند.

بعد از تصرف كامل اسكله ، بلافاصله با مركز عمليات خودمان تماس برقرار كرده ، اعلام كرديم كه :«منطقه در اختيار ماست پاكسازي كامل ، بدون تلفات، روحيه عالي و آماده براي اجراي مراحل بعدي عمليات هستيم، اگر پيام خاصي هست ، مارا در جريان قرار دهيد.» پس از آن ، بلافاصله در تمام مناطق سكو پست هاي ديده باني برقرار كرديم و در سطح تاسيسات تقسيم شديم تا بتوانيم به نحو احسن  كار خود را انجام ديم .

*بر افراشتن پرچم جمهوري اسلامي ايران

مساله اي كه براي ما مهم بود و در روز اول مي بايست انجام مي شد، ولي به علت شروع درگيري شديد عملي نشد، مساله  رساندن مهمات و آذوقه به وسيله ي واحدهاي شناور ما بود. مرحله ي بعدي، عمليات رساندن مقدار زيادي مهمات براي تخريب تاسيسات و آذوقه و مهمات دستي براي اعضاي تيم بود. وقتي درخواست را مخابره كرديم، بعد از گذشت حدود نيم ساعت ، از طريق ستاد عملياتي پيام داده شد كه تماس بگيريد، پيام مهمي داريم.

وقتي تماس گرفتيم ، متن پيام تقريبا چنين بود كه سريعا مرحله آخر عمليات را به اجرا در آوريد و اسكله را ترك كنيد، وسيله ي ترابري برايتان فرستاده نخواهد شد. ما مي بايست بعد از پايان عمليات، با ناوچه پيكان كه محور اصلي عمليات و نزديك ترين ناوچه به تاسيسات بود، به طرف آبهاي ايران حركت كنيم. فاصله ي ما با جزيره ي بوبيان تقريبا چهار مايل بود و جزيره و برجكهاي ديده باني را ما كاملا مي ديديم.

بعد از دريافت پيام و شناسايي آن براي تخليه اسكله و اقدام براي عمليات پاياني آماده شديم. يكي از مراحلي كه بسيار براي ما اهميت داشت و در برنامه عمليات گنجانده شده بود، به اهتزاز در آوردن پرچم جمهوري اسلامي ايران بر روي تاسيسات و فيلمبرداري از اين مراسم بود كه ارزش زيادي براي ما داشت. در وسايلي كه همراه برده بوديم، پرچم سه رنگ جمهوري اسلامي ايران را همراه داشتيم، بلافاصله آن را به گردنم بستم و از دكل عظيم مخابراتي تاسيسات كه 420 پله داشت ، بالا رفتم. تعداد پله ها به اين خاطر در ذهنم مانده است كه هنگام بالا رفتن پله ها را در مسير بالا رفتن شمردم و وقتي بالاي دكل  رسيدم، متوجه شدم كه درگيري هوايي هنوز هم دربالاي سر ما ادامه دارد.

يك فانتوم ايراني با يك ميگ عراقي در نبرد بود كه بعد از چند دقيقه ميگ در حالي كه شعله هاي آتش از آن زبانه مي كشيد، به داخل دريا سرنگون شد. وقتي بالاي دكل رسيدم ، تازه متوجه شدم كه از فرط عجله با خود طناب بر نداشتم، بلافاصله چاقوي خود را باز كردم و با استفاده از كابل آنتن تلويزيون ، طنابي درست كرده، پرچم جمهوري اسلامي ايران را بر فراز تاسيسات عراقي ها به اهتزاز در آوردم.
در اين لحظه از شادي در پوستم نمي گنجيدم. به اطراف نگاه كردم . ارتفاع به قدري زياد بود كه تا برد زيادي را مي شد ديده باني كرد و كمي با دقت به قسمت ساحل عراق نگاه كردم، متوجه شدم كه يك ناوچه ي عراقي به طرف تاسيسات در حركت است. چون صدا به پايين نمي رسيد به سرعت پايين آمدم ، تا بتوانم از دستگاه هاي مخابراتي تماس با ناوچه ها كه در روي سكو قرار داشتف استفاده كنم.

به حدي سريع آمدم كه كليه ماهيچه هاي پشت پاهايم پاره شد. من بعدا متوجه اين مساله شدم. بعد از رسيدن به سكو با افسر نيرون هوايي مسئول همكاري با تيم تماس گرفتم و بلافاصله يكي از جنگنده هاي ما روي آن هدف هدايت شد و دو دقيقه بعد توانست ناوچه عراقي را به قعر دريا بفرستد. وقتي آن هدف منهدم شد، ما فكر كرديم كه ديگر چيزي در منطقه نيست، در حالي كه در قسمت بعدي عمليات دريافتيم يكي از واحد هاي دشمن پشت همين تاسيسات مخفي شده است و ما اصلا متوجه حضور اين هدف نشده بوديم .

به هر حال بلافاصله شروع به تخليه تاسيسات كرديم. يعني كليه وسايلي كه به دردمان مي خورد و مورد احتياج ما بود، از جمله مهمات و سلاحهايي را كه از عراقيها به غنيمت گرفته بوديم، به درون ناوچه حمل كرديم و با كمك پرسنل ناوچه ي پيكان ، توانستيم در حدود تقريبي بيست دقيقه اسكله را تخليه كنيم. هر قسمتي را كه ترك مي كرديم ، آن قسمت از اسكله را با مهماتي كه خود عراقي ها به جاي گذاشته بودند ، تخريب مي كرديم.



*حركت به سوي ايران

 بلافاصله بعد از اينكه اعضاي تيم ما روي ناوچه آمدند ، ناوچه به سرعت به سوي آبهاي ايران به حركت در آمد. بعد از اينكه ناوچه از اسلكه فاصله گرفت ، با پرسنل ناوچه كه همگي پرسنل نيروي دريايي بودند و هر يك به نوعي در عمليات با ما همكاري داشتند ، شروع به صحبت كردم، در مورد تعداد واحدهايي كه به وسيله ي پيكان غرق شده بود و به طور كلي ضرباتي كه در طي اين دو روز به دشمن زده بوديم ، گپ مي زديم.

نزديك به بيست دقيقه از حركت ما مي گذشت كه يك بار ديگر به طرف تاسيسات نگاه كردم تا ببينم قسمت هايي كه به وسيله ي تيم ما تخريب شده، آيا همچنان مي سوزد يا نه؟ در همين لحظات متوجه دو توده دود مانند در گوشه ي سمت چپ تاسيسات شدم ، داد زدم: موشك! در اين موقع سركار ناوسروان «حسين حفيظي» يكي از دوستان صميمي و از بهترين همدوره هاي من كه فرمانده دوم ناوچه ي پيكان بود، بلافاصله با مانور صحيحي كه انجام داد، باعث نجات پرسنل از اين موشك عراقي ها شد.

از دو موشك عراق كه به سوي ما شليك شده بود و ما در آخرين لحظه آن را كشف كرديم ، اولين موشك كه رنگ ماشي و نوك قرمز داشت، از بالاي سر ما رد شد و درون آب افتاد و موشك دوم كه با فاصله زماني بسيار كم ، حدود 2 يا 3 ثانيه به دنبال موشك اول شليك شده بود، چون ناوچه با سرعت زياد در حال چرخش به سمت چپ بود، در داخل موجي كه در قسمت پاشنه ي ناوچه (قسمت عقب ناوچه) به وجود آمده بود، افتاد، ولي قدرت انفجار موشك به قدري زياد بود كه علي رغم منفجر شدن در درون آب و قسمت عقب ناوچه ،. توپ ضد هوايي ناوچه را كاملا ذوب كرد و پروانه هاي ناوچه را از جا كند و پاشنه ي ناوچه كاملا نابود شد، به طوري كه قسمت هاي داخلي ناوچه و قسمت هاي فني را كه پرسنل داخل آن بودند، كاملا آب فرا گرفت.
(انفجار موشك در چند لحظه بيشتر ديده نشد، اما آنچه كه در همان چند لحظه ديدم ، مانند يك نوار تصويري در ذهنم نقش بسته است) بر اثر انفجار موشك كليه قايق هاي نجاتي كه در قسمت عقب و بالاي ناوچه بود، در داخل پوسته ي لاستيكي ذوب شد. پرسنل ناوچه جليقه هاي نجات به گردن داشتند، اما از آنجا كه جنس اين جليقه ها پلاستيكي است، بر اثر انفجار موشكف جليقه ها در جا ذوب گرديد و پرسنلي كه در قسمت پاشنه بودند دست يا پا و يا قسمت هاي ديگري از بدنشان قطع شد.

*سقوط در دريا

با اينكه دستور تخليه و ترك ناوچه داده شده بود، هيچ يك از پرسنل حاضر به ترك ناوچه نبودند؛ چون واقعا ناوچه عين كشور و خانه شان بود، حاضر بودند غرق شوند ، ولي حاضر به ترك كردن ناوچه نبودند و در آن حالت اضطراري مجددا براي دفاع آماده شدند و با تلاش بسيار يكي از ژنراتورها را روشن كردند. توپ سينه ناوچه نيز كه از كار افتاده بود، بار ديگر آماده شدند تا آن را به كار بيندازند.

من كه بر اثر اصابت تركش مجروح شده بودم، وقتي كه با اين وضعيت مواجه شدم، به اطرافم نگاه كردم، تمام پرسنلي كه در اطرافم بودند، زخمي شده بودند.تمام گوش ها پاره شده بود و خون از آنها بيرون مي زد. صورت ها به قدري زخم برداشته بود كه افراد قابل شناسايي نبودند. در كليه قسمت هايي كه ما ايستاده بوديم، خون پاشيده بود و من از ديگران وضع بهتري داشتم، زيرا به خاطر مي آورم در لحظه ي اصابت موشك به پاشنه ، تنها كاري كه كردم، اين بود كه يكي از دست هاي خود را جلوي صورتم آوردم و در نتيجه يكي از چشمانم مورد اصابت تركش قرار نگرفت، ولي سمت راست صورتم خونين و مجروح شد و بلافاصله ورم كرد.

تنها با يك چشم قادر به ديدن بودم. بعد از اينكه وضع خودم و بچه ها را ارزيابي كردم، به يكي از نفرات تيم خودمان كه پشت سرم ايستاده بود، گفتم يكي از اسلحه ها را به من بدهد. گفت: خشاب ندارم. گفتم ايرادي ندارد خودم خشاب دارم. فانسقه به كمرم بود و هنوز تعداد زيادي خشاب ژ – 3 و يوزي داشتم. تعدادي نارنجك نيز دور كمر و درون جيب هايم بود. علاوه بر اينها در داخل اوركتم نيز دو قبضه اسلحه كمري داشتم كه بضامن آماده بود.

موشك حدود ساعت 50/12 الي 55/12 به پاشنه ي ناوچه اصابت كرد. هنوز ساعت 1 نشده بود؛ اسلحه را از دوستم گرفتم و آن را مسلح كردم، زيرا مي دانستم كه با توجه به از كار افتادن ژنراتور و رفتن برق وضعيت اضطراري ، تنها راه مقابله با خطر ، فعلا اسلحه سبك است. خودم را به بالاي پل فرماندهي رساندم و به زانو نشستم.

نفر بعدي يك «يوزي» گرفت و يكي ديگر از افراد تيم يك قبضه تيربار «ام – ژ3 » را كه آماده ي شليك بود، آورد. مي دانستيم كه هنوز روي رادار دشمن يك هدف هستيم. آماده ي دريافت جز سلاحهاي سبكي كه در دستمان بود، نداشتيم. بچه هايي كه زخمي شده بودند، ناله مي كردند و كمك مي خواستند. داد زدم دكتر را بفرستيد قسمت عقب پاشنه.

دكتر لحظاتي بعد براي كمك به يكي از نفرات كه در قسمت سينه ( جلو ناوچه ) كمك مي خواست، بالاي سر اون حاضر شد. در همين لحظه يكي از نفراتي كه در قسمت «سينه» ناوچه بود، داد زد: موشك! بلافاصله به افق روبرو چشم  دوختيم و متوجه موشك شديم. تصميم داشتيم در آخرين لحظه موشك را بزنيم و وقتي فشنگ هايمان تمام شد، بپريم توي آب.

وقتي داد زدم موشك، پرسنلي كه در داخل ناوچه بودند، آنها كه تواني داشتند، تك تك بداخل آب پريدند و آماده ي شليك شديم. من و نفري كه از تيم ما بود و يوزي به دست داشت، نشانه روي كرديم و ماشه را چكانديم . من چند ثانيه فقط صداي تيراندازي شنيدم و وقتي متوجه شدم كه خشاب خالي شده است، بلند شدم به طرف جلو كه بپرم توي آب، ولي ديگر دير شده بود.

وسط زمين و هوا بودم كه ديگر چيزي نفهميدم و بي هوش شدم.قبل از بي هوش شدن، متوجه شدم كه موشك بالاي سر ما و در فاصله خيلي نزديك  بالاي ناوچه منفجر شد. بعد از چند ثانيه ناگهان انفجار دو برابر شد، فكر مي كنم دو موشك بود كه پشت سر هم شليك گرديد و موشك چهارم داخل موشك سوم منفجر شد. من در قسمت بالاي پل فرماندهي يعني بالاترين قسمت ناوچه ايستاده و در حال پرتاب خود به داخل آب بودم كه اين اتفاقات افتاد. شدت و موج انفجار به حدي قوي و شديد بود كه به قسمت هاي جلو ناوچه صدمات زيادي وارد شد و من ديگر چيزي نفهميدم.
برچسب ها:

ارسال نظر
یادداشتی ثبت نشده است.
ارسال نظر
نــــام:
پست الکترونیکی:
متن یادداشت :